بلاگ

  • معنی کلمه Someday به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Someday به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Someday به فارسی با مثالهای کاربردی

    یادگیری قیدهای زمانی مثل now، tomorrow یا daily معمولاً برای زبان‌آموزان مشکل بزرگی نیست، اما یادگیری قیدهای نامشخص مانند someday به همین سادگی نیست.
    ما از someday برای اشاره به زمانی در آینده استفاده می‌کنیم که دقیقاً مشخص نیست. چقدر دور؟ این بستگی به موقعیت دارد، ولی معمولاً منظور زمانی است که خیلی دور به نظر می‌رسد.

    پسرم گفت که روزی از بنگلادش دیدن خواهد کرد.
    یک روز مبلمان جدید خواهیم گرفت.
    ما باید یک روز به آن رستوران جدید در مرکز شهر برویم.
    روزی انسان‌ها از مریخ دیدن خواهند کرد.
    گفتی به زودی به من زنگ می‌زنی، اما هرگز این کار را نکردی. (someday + soon = آینده نزدیک)
    روزی من ثروتمند خواهم شد.
    روزی صلح در جهان برقرار خواهد شد.

    توجه: کلمه “someday” از نظر ظاهری کمی شبیه “Sunday” است. هنگام تلفظ حرف “m” در “someday”، حتماً لب‌هایتان را به هم بفشارید.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی ضرب المثل ” پز عالی، جیب خالی “

    معنی ضرب المثل ” پز عالی، جیب خالی “

    این ضرب‌المثل به افرادی اشاره دارد که همیشه در مورد پول و دارایی‌های خودشان بزرگنمایی می‌کنند و ادعاهای زیادی دارند، اما در واقعیت وضعیت مالی خوبی ندارند و حتی ممکن است مشکلات اقتصادی جدی داشته باشند.

    مثلاً کسی که دائماً از درآمد بالا، سفرهای لوکس و خریدهای گران‌قیمت صحبت می‌کند، اما وقتی باید هزینۀ کوچکی را بپردازد، بهانه می‌آورد یا پول ندارد. این شخص “پز عالی” می‌دهد، اما “جیب خالی” دارد.

    این مثل به ما یادآوری می‌کند که به حرف‌های مردم درباره ثروتشان زود اعتماد نکنیم. خیلی از افراد فقط ظاهر سازی می‌کنند تا دیگران را تحت تأثیر قرار دهند، اما در باطن شرایطشان متفاوت است. در واقع این ضرب‌المثل هشداری است در برابر خودنمایی و تظاهر در مسائل مادی.

    معنی پز عالی، جیب خالی

    در این نوشته، می‌خواهیم معنی و مفهوم واقعی این ضرب‌المثل کهن ایرانی را با هم بررسی کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.

    معنی پز عالی، جیب خالی چیست؟

    ۱. “پُز” یک کلمه فرانسوی است که در فارسی به معنای خودنمایی و تظاهر به کار می‌رود. پُز دادن یعنی با رفتاری متکبرانه و با ناز و اطوار راه رفتن تا دیگران را تحت تأثیر قرار دهی.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” بسیار سفر باید تا پخته شود خامی “ سر بزنید.

    ۲. مفهوم این ضرب‌المثل این است: فردی که بی‌پول است و زندگی ساده‌ای دارد، اما وقتی میان جمع قرار می‌گیرد، چنان تظاهر به ثروتمندی می‌کند که کسی متوجه وضعیت واقعی او نشود.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” پشت چشم نازک کردن “ سر بزنید.

    ۳. اگر کسی سعی کند در روابطش طوری رفتار کند که دیگران به فقرش پی نبرند، کار درستی است؛ چون می‌خواهد عزت‌نفسش را حفظ کند و دست نیاز به سوی کسی دراز نکند. اما اگر همین فرد بخواهد با تکبر و خودبرتربینی با دیگران برخورد کند، نه‌تنها احترام مردم را از دست می‌دهد، بلکه به خودش نیز آسیب می‌زند. چطور؟ چون دیگران با تصور ثروتمند بودنش، توقع‌های بیشتری از او خواهند داشت؛ مثلاً ممکن است از او پول قرض بخواهند یا او را به مهمانی‌های پرهزینه دعوت کنند و او در دلش همیشه نگران باشد که مبادا حقیت آشکار شود. اما اگر از اول صادقانه رفتار کند، کسی توقع بی‌جا از او ندارد و مجبور نیست برای نشان دادن خودش، هدیه‌های گران قیمت بخرد. بنابراین، حفظ عزت‌نفس خوب است، اما نباید خودمان را بزرگ‌تر از آنچه هستیم نشان دهیم.

    ۴. یعنی تمام زندگی‌اش فقط نمایش دادن همان چیزهای کمی است که دارد، وگرنه در واقع چیزی در بساط ندارد.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” بزنم به تخته “ را حتماً بخوانید.

    ۵. این اصطلاح به کسی گفته می‌شود که تمام عمرش را با ظاهرسازی می‌گذراند تا خودش را بهتر از دیگران نشان دهد، اما سرانجام حقیقت آشکار می‌شود و همه می‌فهمند که مانند طبل توخالی فقط صدا داشته و از درون چیزی در کار نبوده. (مانند ضرب‌المثل: آواز دهل شنیدن از دور خوش است.)

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی ضرب المثل ” دست از سر کچل کسی برداشتن “ را از دست ندهید.

    بیشتر بخوانید: معنی ضرب‌المثل چیزی در چنته نداشتن
    اختصاصی- آنبین

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل ” تربیت نا اهل را چون گردکان بر گنبد است “ بیابید.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند “ را مطالعه کنید.

  • معنی کلمه Something به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Something به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Something به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “something” یک جایگزین است برای اشاره به یک شیء، یک مفهوم یا یک حس، اما نه برای یک فرد. وقتی اسم چیزی را در انگلیسی نمی‌دانید، استفاده از این کلمه مناسب است:

    یه چیزی تو موهات هست.
    ما یک چیز عجیب تو خیابون دیدیم.
    هیلدا از مغازه یک چیزی خرید.
    یک اتفاقی برای ماشین ما افتاد.
    مایک یک چیزی خورد که مریضش کرد.
    دلت می‌خواد امروز کاری بکنیم؟
    من یک حرفی برای گفتن دارم.
    مشکلی هست؟

    به خاطر داشته باشید که از “something” در جمله‌های منفی استفاده نمی‌شود. در این مواقع، به جای آن از “anything” یا “nothing” استفاده می‌کنیم:

    هیچ مشکلی وجود ندارد.
    من هیچ حرفی برای گفتن ندارم.
    ماشین من هیچ مشکلی نداره.

    فرق “something” با “some things” این است که “something” را نمی‌توان به صورت جمع به کار برد. اما کلمه “thing” با اضافه شدن “s” جمع می‌شود. بنابراین گاهی “some” و “things” جدا از هم و به صورت دو کلمه استفاده می‌شوند:

    یک سری چیزها هست که از فروشگاه لازم دارم.
    من یک چیزی از فروشگاه لازم دارم.
    آنها در موزه چیزهایی دیدند که قبلاً هرگز ندیده بودند.
    آنها یک چیز جالب در موزه دیدند.
    رابرت چیزهایی گفت که الآن پشیمونه.
    رابرت یک چیزی گفت که الآن پشیمونه.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” جیبش تار عنکبوت بسته است “

    معنی ضرب المثل ” جیبش تار عنکبوت بسته است “

    این ضرب‌المثل برای توصیف فردی به کار می‌رود که وضعیت مالی بسیار بدی دارد و تقریباً هیچ پولی در اختیارش نیست.

    وقتی می‌گویند “جیبش تار عنکبوت بسته است”، منظور این است که جیب‌هایش آنقدر خالی است که حتی تار عنکبوت هم در آن بسته شده؛ انگار که مدت‌هاست چیزی داخل آن نرفته و کاملاً تهی است. این جمله به شکلی مبالغه‌آمیز نشان می‌دهد که شخص حتی کوچکترین مبلغی برای خرج کردن ندارد.

    این تعبیر معمولاً برای کسی استفاده می‌شود که به شدت بی‌پول است و نمی‌تواند هزینه‌هایش را تأمین کند. در واقع، این ضرب‌المثل تصویری از فقر و تنگدستی فرد را به ذهن می‌آورد.

    معنی جیبش تار عنکبوت بسته است

    در این نوشته، می‌خواهیم معنی و مفهوم اصلی این ضرب‌المثل کهن ایرانی را با هم مرور کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.

    معنی جیبش تار عنکبوت بسته است یعنی چه؟

    این ضرب‌المثل را می‌توان به دو شکل توضیح داد: یکی به معنای فقر و نداری، و دیگری به معنای خست و تنگ‌نظری.

    **معنای فقر:**
    تار عنکبوت معمولاً در جاهایی دیده می‌شود که مدت‌ها کسی به آن سر نزده و از آن استفاده نکرده است؛ مثل یک انباری قدیمی که سال‌هاست کسی در آن را باز نکرده است. در چنین شرایطی، عنکبوت‌ها با خیال راحت تار می‌تنند.
    این وضعیت را می‌توان به فردی که بسیار فقیر است تشبیه کرد؛ کسی که مدتی طولانی است پولی در جیبش نگذاشته و حتی فرصت نکرده دستش را در جیب خالی خود ببرد. به همین دلیل می‌گویند جیبش تار عنکبوت بسته است.
    ◊ مثال:
    وضع مالی‌مان خیلی بد است. کلی بدهی داریم و جیب شوهرم آنقدر خالی مانده که تار عنکبوت گرفته!

    **معنای خساست:**
    گاهی این ضرب‌المثل به فردی پولدار اما خسیس اشاره دارد. کسی که پول زیادی در جیب دارد، اما به دلیل ترس از تمام شدن پولش، ماه‌هاست دست به جیبش نبرده و خرجی نکرده است.
    ◊ مثال:
    – مادر، برو از برادرت کمی پول بگیر تا برای شام چیزی بخریم.
    – مگر می‌شود از او پول گرفت؟! آنقدر نگران تمام شدن پول‌هایش است که مدت‌هاست جیبش را باز نکرده. فکر کنم جیبش را تار عنکبوت گرفته!

    **نتیجه‌گیری:**
    این ضرب‌المثل معمولاً درباره کسی به کار می‌رود که یا بسیار فقیر است، یا بسیار خسیس.

  • معنی کلمه Somewhat به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Somewhat به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Somewhat به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “somewhat” یک قید است که معنایی مشابه “کمی” یا “تا حدی” دارد. ما از این کلمه استفاده می‌کنیم تا نشان دهیم یک حالت یا ویژگی به صورت کامل وجود ندارد، بلکه در اندازه کم و محدودی است.

    او تا حدودی از شغلش ناراضی است. (یعنی از کارش کمی ناراضی است.)
    او تا حدی ناراضی است.
    پرسش: آیا او از شغلش ناراضی است؟
    پاسخ: بله، تا اندازه‌ای.
    قوانین این بازی تا حدی سخت فهم هستند.
    ساختمان واقع در گوشه خیابان تا حدودی در حال خراب شدن است.
    انگلیسی که احمد صحبت می‌کند تا حدی فهمش دشوار است.
    مبلمانی که آن‌ها خریدند تا اندازه‌ای قیمت بالایی داشت.
    پدر و مادر جو تا حدی درباره نمرات مدرسه او نگران هستند.

     
    وقتی “somewhat” به صورت یک ضمیر به کار می‌رود، معمولاً بعد از آن از “of” و سپس یک اسم استفاده می‌شود.

    مهمانی که ما گرفتیم در نهایت تا حدی به یک فاجعه شبیه شد.
    رئیس او تا حدودی آدم بی‌ادبی است.
    این آپارتمان تا حدی به هم ریخته و نامرتب است.
    آن‌ها توانستند تا حدی به یک توافق برای خرید ساختمان برسند، اما این توافق یک قرارداد رسمی محسوب نمی‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” پته روی آب افتادن “

    معنی ضرب المثل ” پته روی آب افتادن “

    این ضرب‌المثل زمانی به کار می‌رود که رازی پنهان یا حقیقتی پنهانی، ناگهان آشکار شود و دیگر کسی نتواند آن را انکار کند. درست مانند وقتی که یک تکه پارچه یا “پته” را روی آب می‌اندازید. این پارچه برای مدتی روی آب شناور می‌ماند، اما سرانجام سنگین شده و به آرامی در آب فرو می‌رود و کاملاً خیس می‌شود.

    وقتی پته کاملاً در آب فرو برود، دیگر نمی‌توان آن را پنهان کرد. همه می‌بینند که چه رنگی دارد و از چه جنسی است. درست مانند یک راز که وقتی فاش می‌شود، همه به حقیقت آن پی می‌برند و هیچ کس نمی‌تواند آن را کتمان کند.

    به طور کلی، این ضرب‌المثل به موقعیتی اشاره دارد که حقیقتی علیه کسی ثابت شده و دیگر هیچ راهی برای انکار آن وجود ندارد.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” هشتش گرو نهش است “ پیدا کنید.

    معنی پته روی آب افتادن

    در این نوشته، به بررسی معنا و مفهوم اصلی یک ضرب‌المثل کهن ایرانی می‌پردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” یارب مباد آنکه گدا معتبر شود “ را مطالعه کنید.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله ارتباط ضرب المثل یک کلاغ و چهل کلاغ با موضوع امانت داری سر بزنید.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” چانه اش گرم شد “ سر بزنید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” خود را به موش مردگی زدن “ را بخوانید.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی ضرب المثل ” روی پای خود ایستادن “ را از دست ندهید.

    در این مقاله معنی ضرب المثل ” چشمم آب نمیخوره “ اطلاعات مفیدی آمده است.

    معنی پته روی آب افتادن ؟

    ۱- معنی پته: گذرنامه یا بلیط / همچنین: وسیله‌ای که در نهرهای شیب‌دار برای نگه‌داری و ذخیره کردن آب به کار می‌رفت.
    عبارت «پته کسی روی آب افتاد» یعنی راز او آشکار شد.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” ایراد بنی اسرائیلی گرفتن “.

    ۲- داستان این ضرب‌المثل: در گذشته، وقتی مردم می‌خواستند آب جوی را جمع‌آوری کنند، چوب یا پته‌ای را در مسیر جوی قرار می‌دادند تا آب پشت آن جمع شود و بتوانند از آن برای شست‌وشو یا کارهای دیگر استفاده کنند. در فصل خشکسالی یا وقتی آب کم بود، بعضی افراد شبانه و در خفا به این جوی‌ها می‌رفتند و با گذاشتن یک سنگ یا چوب، مسیر آب را تغییر می‌دادند تا آب فقط به سمت زمین خودشان جاری شود. گاهی اوقات، وقتی این کار را می‌کردند، ناگهان جریان آب قوی می‌شد و پته یا سنگی که گذاشته بودند، با آب شسته می‌شد و به پایین‌دست و جلوی چشم مردم می‌رسید.
    مردم هم با دیدن آن پته روی آب می‌فهمیدند که کسی مخفیانه آب را برای خودش بسته است. از آن زمان گفتند: «پته‌اش روی آب افتاد» یعنی کار پنهانی‌اش فاش شد.

    ۳- «پته روی آب افتادن» کنایه از این است که راز کسی برملا شود و آبرویش برود.
    «پته کسی را روی آب ریختن» نیز به معنای افشای اسرار آن فرد و بردن آبروی اوست.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل ” زیر کاسه نیم کاسه ای است “ بیابید.

    پیشنهاد مشابه: ضرب‌المثل «دیوار موش دارد و موش هم گوش دارد»
    ضرب‌المثل‌های فارسی مرتبط با آب

  • معنی کلمه Soon به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Soon به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Soon به فارسی با مثالهای کاربردی

    از کلمه “به زودی” برای اشاره به زمانی نزدیک در آینده استفاده می‌شود. مدت زمان دقیق آن بستگی به موقعیت دارد. “به زودی” ممکن است فقط چند دقیقه بعد باشد یا حتی چند سال بعد.

    * فیلم به زودی شروع می‌شود. (ممکن است فقط پنج دقیقه دیگر باشد.)
    * به زودی تو را می‌بینم. (ممکن است یک ساعت بعد یا چند روز بعد باشد.)
    * بیا به زودی یکدیگر را ببینیم. (ممکن است چند هفته دیگر باشد – یا شاید هم هیچ وقت. گاهی افراد هنگام خداحافظی این جمله را می‌گویند، بدون اینکه واقعاً قصد ملاقات دوباره داشته باشند.)
    * بیا به زودی این کار را تکرار کنیم. (این اتفاق خوب بود. دفعه بعدی می‌تواند هر زمانی در آینده باشد.)
    * خانه به زودی تکمیل می‌شود. (ممکن است دو ماه دیگر باشد.)
    * بچه‌ها به زودی به دانشگاه می‌روند. (ممکن است یک یا دو سال دیگر باشد. برای این کار آمادگی زیادی لازم است.)
    * به زودی، گریس بازنشسته می‌شود. (ممکن است سه یا چهار سال دیگر باشد.)
    * تام دیر کرده. هرچه زودتر به اینجا برسد، بهتر است. (این شکل مقایسه‌ای قید “به زودی” است و یک اصطلاح رایج است.)
    * نزدیک‌ترین پرواز به نیویورک چه ساعتی است؟ (این شکل عالی برای این صفت است.)

     
    کلمه “soon” در عبارت “as soon as” نیز به کار می‌رود که معنایی شبیه “وقتی” یا “به محض اینکه” دارد. بعد از “as soon as” باید فاعل و فعل بیاید.

    * به محض اینکه پدرت به خانه رسید، غذا می‌خوریم.
    * به محض رسیدن به من تلفن بزن.

     
    از “as soon as” معمولاً برای صحبت درباره مدت زمان نسبتاً کوتاه استفاده می‌شود:

    * این پروژه می‌تواند تا همین هفته آینده به پایان برسد. (این زمان کوتاهی به نظر می‌رسد.)
    * لازم است این را در سریع‌ترین زمان ممکن پست کنی.
    * لازم است این را A.S.A.P پست کنی. (A.S.A.P مخفف “در اسرع وقت” است و بسیار رایج است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی ضرب المثل ” پایش لب گور است “

    معنی ضرب المثل ” پایش لب گور است “

    این ضرب‌المثل برای توصیف حال کسی به کار می‌رود که در شرایط بسیار سختی قرار گرفته و نزدیک است که به پایان کار، عمر یا موقعیتش برسد.

    وقتی می‌گوییم “پایش لب گور است”، یعنی فرد در وضعیت بحرانی و خطرناکی است، طوری که گویی یک قدم بیشتر تا پایان راه یا حتی مرگ فاصله ندارد. این مثل فقط برای مرگ جسمانی نیست؛ بلکه می‌تواند نشان‌دهنده ورشکستگی مالی، شکست در یک رابطه مهم، یا از دست دادن یک موقعیت بزرگ باشد.

    این عبارت به ما یادآوری می‌کند که زندگی همیشه پایدار نیست و هر کسی ممکن است روزی در آستانه یک بحران جدی قرار بگیرد. در ادبیات و داستان‌ها هم از این مفهوم زیاد استفاده می‌شود تا حس خطر و بی‌پناهی را به مخاطب منتقل کند.

    معنی پایش لب گور است

    در این نوشته، به بررسی معنا و مفهوم اصلی این ضرب‌المثل کهن ایرانی می‌پردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” آزموده را آزمودن خطاست “ سر بزنید.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” رفتنش با خودشه آمدنش با خدا “ سر بزنید.

    در این مقاله ضرب المثل با ایموجی ها همراه جواب + حدس کلمه اطلاعات مفیدی آمده است.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” از دیوار راست بالا رفتن “ سری سر بزنید.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل ” سری که درد نمی کنه دستمال نمی بندند “ بیابید.

    معنی پایش لب گور است یعنی چه؟

    ۱- ضرب‌المثل “گور به گور” به معنای قبر است و درباره کسی به کار می‌رود که سن و سال زیادی از عمرش گذشته و اکنون در کهنسالی به سر می‌برد.

    ۲- در حقیقت، این عبارت مانند هشداری برای کسانی است که در واپسین سال‌های زندگی هستند، اما همچنان دل‌بستهٔ دنیا و زندگی مادی می‌باشند؛ گویی جوانی بی‌تجربه هستند که غرق در لذت‌های زودگذر این جهان شده‌اند.

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” سر و گوش آب دادن “ را مطالعه کنید.

    ۳- اگرچه طول عمر به دست خداست و مرگ برای هر کسی —چه پیر و چه جوان— ممکن است اتفاق بیفتد، اما مردم معمولاً این ضرب‌المثل را برای سالمندانی به کار می‌برند که کمتر به فکر پایان زندگی هستند.

    ⇐ با این حال، باید توجه داشت که این سخن را درباره هر فرد سال‌خورده‌ای نمی‌گویند و شرایط و ویژگی‌های خاصی دارد.

    به کدام دسته از افراد پیر این ضرب المثل اطلاق می شود؟!

    ۱. سالمندانی که با وجود سن بالا، هنوز دل رحمی ندارند و تنها به فکر مال و مقام دنیایی هستند و به فکر جوانان و نیازهایشان نیستند.
    ۲. سالمندانی که اطرافیان از دستورهای سخت و گفتار ناخوشایندشان در امان نیستند، زیرا بسیار تندخو و ستمگر شده‌اند.
    ۳. سالمندانی که سال‌های زیادی از عمرشان گذشته، اما باور به خدا، روز قیامت و مرگ ندارند و گمان می‌کنند مرگ فقط برای دیگران است، نه خودشان! شاید این نگرش هم نتیجه زندگی اشرافی و خوشگذرانی‌های بی‌حد آن‌هاست.

    و موارد بسیار دیگری که حتماً در اطراف خود دیده‌اید. وقتی مردم با این گونه سالمندان بلندپرواز، گاهی حتی خسیس و بی‌گذشت روبرو می‌شوند، این ضرب‌المثل را به کار می‌برند. (چه به صورت آشکار و چه در دل خود می‌گویند!)

    پیشنهادی: ضرب‌المثل «آفتاب لب بام است»

    اختصاصی–آنبین

  • معنی کلمه Sore به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Sore به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Sore به فارسی با مثالهای کاربردی

    حالتان امروز چطور است؟ آیا دیروز ورزش کردید؟ اگر پاسختان مثبت است، احتمالاً عضلاتتان کمی کوفته و دردناک شده‌اند. وقتی بدن شما با سرعت زیاد یا فشار زیاد حرکت می‌کند، فیبرهای عضلانی کمی دچار پارگی می‌شوند و سپس در زمان استراحت، دوباره ترمیم می‌شوند. این درد و کوفتگی در واقع نشانه خوبی است، هرچند ممکن است کمی آزاردهنده باشد. کلمه “sore” یک صفت است که برای توصیف این حالت به کار می‌رود:

    Jeff’s legs are sore because he ran a few miles yesterday.
    My back is sore. I did a lot of heavy lifting last weekend.
    Helen has a sore neck. She saw a movie from the front row of a movie theater last night, and now her neck hurts.

    پاهای جف درد می‌کند چون دیروز چند مایل دوید.
    کمرم درد می‌کند. آخر هفته گذشته خیلی وسایل سنگین بلند کردم.
    هلن گردن درد دارد. دیشب از ردیف اول سینما فیلم دید و حالا گردنش درد می‌کند.

     
    برخی از قسمت‌های بدن که معمولاً بر اثر استفاده بیش از حد یا بیماری دچار درد می‌شوند، عبارت‌اند از گلو، چشم‌ها و پاها:

    The teacher has a sore throat. She can barely speak today!
    My eyes are sore. I spent three hours reading legal documents online.
    Tom’s feet are sore and have blisters. He walked all around the city today.

    معلم گلو درد دارد. امروز به سختی می‌تواند حرف بزند!
    چشمانم درد می‌کند. سه ساعت آنلاین بودم و اسناد قانونی می‌خواندم.
    پاهای تام درد دارد و تاول زده. امروز تمام شهر را پیاده گشت.

     
    علاوه بر این، از کلمه sore می‌توان برای بیان ناراحتی از رفتار دیگران نیز استفاده کرد:

    Her supervisor is sore because she called in sick.
    Don’t get sore with me! It’s not my fault the computer doesn’t work.
    We feel a little sore because they didn’t invite us to their party. We invited them to ours, but they didn’t invite us to theirs.

    سرپرستش ناراحت است چون او به دلیل بیماری مرخصی گرفته.
    از من ناراحت نشو! تقصیر من نیست که کامپیوتر کار نمی‌کند.
    ما کمی ناراحتیم چون ما را به مهمانی‌شان دعوت نکردند. ما آن‌ها را به مهمانی خود دعوت کردیم، اما آن‌ها در مقابل ما را دعوت نکردند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” پشت گوش انداختن “

    معنی ضرب المثل ” پشت گوش انداختن “

    همه ما گاهی کارهایی هست که باید انجام بدهیم، اما آنها را به زمان دیگری موکول می‌کنیم. این دقیقاً همان چیزی است که ضرب‌المثل “پشت گوش انداختن” به آن اشاره می‌کند.

    مقاله ارتباط ضرب المثل یک کلاغ و چهل کلاغ با موضوع امانت داری حاوی اطلاعات جامعی است.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل” یک بام و دو هوا “ بیابید.

    وقتی می‌گوییم کاری را “پشت گوش انداخته‌ایم”، یعنی انجام آن را به تعویق انداخته‌ایم و مدام آن را به فردا یا روزهای بعد موکول می‌کنیم. انگار که کار را پشت گوشمان می‌اندازیم و فراموشش می‌کنیم تا زمانی که مجبور شویم دوباره به آن فکر کنیم.

    این کار می‌تواند یک تکلیف درسی باشد، یک پروژه کاری، یا حتی یک تصمیم مهم شخصی. معمولاً این تاخیر انداختن باعث می‌شود کارها روی هم انباشته شوند و در نهایت، انجام دادنشان سخت‌تر و پراسترس‌تر شود.

    پس دفعه بعد که کاری داشتید، سعی کنید آن را “پشت گوش” نیندازید و در اولین فرصت انجامش دهید تا بعداً پشیمان نشوید.

    مقاله معنی ضرب المثل ” دل دادن و قلوه گرفتن “ حاوی اطلاعات جامعی است.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” همه کاره و هیچ کاره “ را بخوانید.

    معنی پشت گوش انداختن

    در این نوشته، می‌خواهیم معنی و مفهوم واقعی یک ضرب‌المثل کهن ایرانی را با هم مرور کنیم. امیدواریم این مطلب برایتان مفید باشد.

    معنی پشت گوش انداختن چیست؟

    1- یعنی کسی به کاری که به عهده‌اش گذاشته شده، توجهی نمی‌کند.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” خر ما از کرگی دم نداشت “ مراجعه کنید.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” خود را به موش مردگی زدن “ سر بزنید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” هر گردی گردو نیست “ را از دست ندهید.

    2- وقتی کسی به حرف دیگران با دقت گوش می‌دهد و خواسته‌هایشان را می‌پذیرد، می‌گویند: «فلانی آدم حرف‌گوش‌کنی است». اما اگر فقط به ظاهر گوش کند و در عمل کاری انجام ندهد، می‌گویند: «فلانی هر کاری را پشت گوش می‌اندازد و به آن اهمیت نمی‌دهد».

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” کلاه خود را قاضی کردن “ سر بزنید.

    3- این ضرب‌المثل شامل کسانی می‌شود که از انجام کارها شانه خالی می‌کنند و مسئولیت را به گردن دیگران می‌اندازند.

    4- بعضی افراد هم هستند که دستورات دیگران را اجرا می‌کنند، اما نه در همان لحظه! آنقدر تأخیر می‌کنند تا طرف از خواسته‌اش پشیمان شود و بفهمد که این شخص آدم کارنداده‌ای است و همیشه دستورات را پشت گوش می‌اندازد و فرصت را از دست می‌دهد.

    مثال: هر بار کاری را به دوستم می‌سپارم، یا فراموش می‌کند انجامش بدهد یا خیلی دیر انجام می‌دهد. از این پشت گوش‌اندازی‌هایش خوشم نمی‌آید.

    5- تنبلی و بی‌حوصلگی در انجام دستورات دیگران.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” هشتش گرو نهش است “ پیدا کنید.

    پیشنهادی: معنی ضرب‌المثل «به گوش خر یاسین خواندن»
    بیشتر بخوانید: ضرب‌المثل‌هایی با کلمه «گوش»