بلاگ

  • معنی کلمه Snack به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Snack به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Snack به فارسی با مثالهای کاربردی

    میان‌وعده، به غذای کمی گفته می‌شود که بین وعده‌های اصلی مثل صبحانه، ناهار و شام خورده می‌شود.

    یک سیب، میان‌وعده‌ای سالم محسوب می‌شود.
    اما یک شکلات، میان‌وعده سالمی نیست.
    لیندا برای فرزندانش تنقلات خرید.
    چیپس تورتیلا از میان‌وعده‌های پرطرفدار است.
    پیش از آغاز جلسه، به کارمندان میان‌وعده داده شد.
    خوردن بیش از حد میان‌وعده، باعث افزایش سریع وزن می‌شود.
    در دستگاه‌های فروش میان‌وعده، معمولاً شکلات، چیپس و دونات فروخته می‌شود.
    بعضی از افراد فقط تنقلات می‌خورند.
    تام همیشه برای محل کارش تنقلات می‌آورد و آن‌ها را در میز خود نگه می‌دارد.

     
    همچنین، از واژه «میان‌وعده خوردن» می‌توان به عنوان یک فعل استفاده کرد:

    بچه‌ها موقع تماشای تلویزیون، چیپس سیب‌زمینی می‌خوردند.
    معمولاً افراد در سینما، هنگام تماشای فیلم پاپ‌کورن می‌خورند.
    اگر زیاد بین وعده‌های اصلی غذا بخورید، وزنتان زیاد می‌شود.
    تام تمام روز پشت میز کارش مشغول خوردن تنقلات است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” روز از نو روزی از نو ” چیست

    معنی ضرب المثل ” روز از نو روزی از نو ” چیست

    این ضرب‌المثل زیبا معمولاً بعد از یک اتفاق ناخوشایند یا یک دوره سخت به کار می‌رود. مفهوم اصلی آن این است که می‌خواهیم گذشته را پشت سر بگذاریم و یک شروع تازه و امیدوارکننده داشته باشیم.

    وقتی می‌گوییم “روز از نو، روزی از نو”، در واقع داریم به خودمان و دیگران انرژی مثبت می‌دهیم. یعنی بیایید آنچه که اتفاق افتاده را فراموش کنیم و با نگاهی تازه و انگیزه‌ای دوباره، زندگی و کارهایمان را از سر بگیریم. این حرف، شبیه به این است که صفحه‌ای سفید و تمیز را در مقابل خود باز کنیم و دوباره شروع به نوشتن کنیم.

    این عبارت به ما یادآوری می‌کند که هر روز، یک فرصت جدید است. همان‌طور که خورشید هر روز دوباره طلوع می‌کند و نور تازه‌ای به جهان می‌بخشد، ما هم می‌توانیم روزمان را با انرژی و امید تازه شروع کنیم. این مثل، یک پیام بسیار امیدبخش و قوی برای ادامه دادن و ناامید نشدن است.

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” دست از ترنج نشناخت “ را مطالعه کنید.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” آب از سرچشمه گل آلود است “ مراجعه کنید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” بازی اشکنک داره سر شکستنک داره “.

    معنی روز از نو روزی از نو

    در این نوشته، شما با معنا و مفهوم اصلی این ضرب‌المثل کهن ایرانی آشنا خواهید شد. همراه ما باشید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” هر چه دیدی از چشم خودت دیدی “ را از دست ندهید.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” لگد به بخت خود زدن “ ادامه دهید.

    معنی ضرب المثل روز از نو روزی از نو

    1- یعنی در هر روز تازه‌ای که فرا می‌رسد، مقدار مشخصی از روزی و خوراک زندگی انسان در آن قرار داده شده است. پس باید تمام سعی و کوشش خود را به کار گیرد.
    پیشنهادی: مفهوم ضرب‌المثل «روزی دست خداست»

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” چیزی که عوض داره گله نداره “.

    2- از این ضرب‌المثل در موقعیت دیگری هم استفاده می‌شود: وقتی فردی بسیار تلاش می‌کند تا مشکلی را برطرف کند یا حتی قصد دارد کار تازه‌ای را شروع کند، اما به نتیجه نمی‌رسد و دوباره به نقطه اول بازمی‌گردد، در این حالت آن ضرب‌المثل را برایش به کار می‌برند.

    3- گاهی این ضرب‌المثل خطاب به کسی گفته می‌شود که از آینده می‌ترسد و فراموش کرده که خداوند روزی‌رسان همه موجودات است. به همین دلیل، احساس ناکامی می‌کند و خود را بی‌پناه می‌بیند. در این شرایط اطرافیان به او دلگرمی می‌دهند و یادآوری می‌کنند که نباید از آینده ترسید و باید همراه با هر روز جدید، برای کار و تلاش اقدام کرد.

    4- یعنی با شروع هر روز تازه، انسان هم باید تلاش خود را از سر بگیرد.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” ستاره ی سهیل شدن “ به شما کمک خواهد کرد.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” آب خوش از گلو پایین نرفتن “ به شما کمک خواهد کرد.

    5- بعضی اوقات نیز این ضرب‌المثل به کسی گفته می‌شود که تذکرهای دیگران درباره رفتارهای نادرستش را فراموش می‌کند و روز بعد دوباره همان کارها را تکرار می‌کند. در چنین مواقعی، افرادی که قصد پند دادن دارند می‌گویند: این آدم اصلاح‌پذیر نیست! باز هم روز از نو، روزی از نو!

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی ضرب المثل ” فکر نان کن که خربزه آب است “ را از دست ندهید.

  • معنی کلمه Snag به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Snag به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Snag به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک “گیر” یا مشکل کوچک، چیزی است که به طور غیرمنتظره پیش می‌آید و کارها را کمی سخت می‌کند.

    مثلاً در برنامه‌های سفر ما یک مشکل کوچک پیش آمد.
    یک مشکل فنی باعث یک وقفه شد.
    یک پروژه ساخت‌وساز در بزرگراه ممکن است برای رانندگانی که از آن منطقه عبور می‌کنند، دردسرساز شود.
    مشکلات آب‌وهوایی نیز برای مسافران هوایی ایجاد مشکل می‌کنند.

    گاهی هم کلمه “snag” به یک پارگی کوچک در لباس اشاره دارد، مثلاً:
    ژاکت او یک جای پارگی دارد.

    اما خوشبختانه، این فقط یک مشکل کوچک است و به راحتی درست می‌شود.

    وقتی از این کلمه به عنوان فعل استفاده می‌شود، یعنی چیزی تصادفاً به چیزی دیگر گیر کند و پاره شود. لباس‌هایی مثل پیراهن، ژاکت یا شلوار ممکن است در اثر کشیده شدن روی یک شی تیز یا زبر، پاره شوند.

    ساده گذشته فعل ماضی
    گیر کردن گیر کرد گیر کرده

    پیراهنش به یک میخ گیر کرد.
    وقتی کاناپه را به داخل خانه می‌بردند، یک قسمت کوچک از آن به در گیر کرد.
    خرده‌ریزهایی که با جریان آب پایین می‌رفتند، پشت درختی که در رودخانه افتاده بود، گیر کردند.
    من خیلی خوش‌شانس بودم که توانستم چند بلیت برای مسابقات جهانی بخرم. (گاهی اوقات از این کلمه برای موقعیت‌هایی استفاده می‌شود که چیزی را به صورت غیرمنتظره و از روی شانس به دست می‌آوریم.)

    توجه: این کلمه را خیلی تند تلفظ نکنید، چون در این صورت شبیه کلمه «اسنک» به گوش می‌رسد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحه‌ی «واژه‌های رایج انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” سر پیازی یا ته پیاز “

    معنی ضرب المثل ” سر پیازی یا ته پیاز “

    حتوا و مفهوم ضرب‌المثل “سر پیازی” یا “ته پیازی”

    این ضرب‌المثل برای کسی به کار می‌رود که بسیار نازک‌طبع و حساس است و به راحتی از چیزی ناراحت می‌شود. درست مانند خود پیاز که با کوچک‌ترین تماسی، اشک آدم درمی‌آید.

    اگر کسی “سر پیاز” باشد، یعنی:
    – زود رنج است.
    – به سادگی ناراحت می‌شود.
    – با یک حرف یا نگاه کوچک، دلش می‌شکند.

    این عبارت معمولاً برای توصیف افرادی استفاده می‌شود که نمی‌توانند انتقاد را تحمل کنند یا با کوچک‌ترین شوخی یا سخنی، حالت دفاعی به خود می‌گیرند و آزرده‌خاطر می‌شوند.

    در مقابل، به کسی که چنین ویژگی‌ای ندارد، می‌گویند “ته پیاز” یا “کنده پیاز” است، یعنی فردی است که در برابر مشکلات و حرف‌های دیگران، مقاوم و بردبار است و به سادگی ناراحت نمی‌شود.

    سر پیازی یا ته پیاز

    در این نوشته، شما با معنا و مفهوم اصلی این ضرب‌المثل کهن ایرانی آشنا خواهید شد. همراه ما باشید.

    معنی ضرب المثل سر پیازی یا ته پیاز

    بیایید با هم قسمت‌های مختلف پیاز را بررسی کنیم.
    پیاز از سه بخش اصلی تشکیل شده: قسمت بالایی که همان گل و دانه پیاز است و برای کاشت استفاده می‌شود، قسمت پایینی که ریشه است و ما معمولاً آن را می‌خوریم، و بخش میانی که ساقه است.
    در حقیقت، بخش میانی پیاز در مقایسه با دو بخش دیگر، فایده چندانی ندارد. بنابراین، وقتی به کسی می‌گویند نه سر پیاز است و نه ته پیاز، منظور این است که او هیچ نقش و جایگاه خاصی در آن موضوع ندارد.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” از نوكیسه قرض مكن، قرض كردی خرج نكن “ را مطالعه کنید.

    یعنی آیا این مسئله به تو مربوط می‌شود؟ اگر نه، پس چرا در کار دیگران دخالت می‌کنی؟
    این ضرب‌المثل برای افرادی به کار می‌رود که بی‌جهت در زندگی دیگران کنجکاوی می‌کنند و در اموری که به آن‌ها مربوط نیست، دخالت می‌کنند. در چنین مواقعی به فرد فضول می‌گویند: مگر تو سر پیازی یا ته پیازی که این‌قدر در کار دیگران دخالت می‌کنی؟

    گاهی نیز فردی برای دفاع از خود در یک بحث یا درگیری که دیگران به دنبال مقصر می‌گردند، صحبت می‌کند تا نشان دهد هیچ دخالتی در ماجرا نداشته. در این شرایط می‌گوید: من نه سر پیازم نه ته پیاز، پس مرا درگیر این موضوع نکنید.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” از ناعلاجی به خر میگه خانوم باجی “ مراجعه کنید.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” آب که از سرگذشت چه یک وجب چه صد وجب “ مراجعه کنید.

    پیشنهادی: ضرب‌المثل درباره دخالت بیجا
    بیشتر بخوانید: ضرب‌المثل با پیاز
    اختصاصی-آنبین

  • معنی ضرب المثل ” آش دهانسوزی نیست “

    معنی ضرب المثل ” آش دهانسوزی نیست “

    این ضرب المثل برای زمانی به کار می‌رود که یک مشکل یا فاجعه آنقدر بزرگ و جدی است که دیگر پرداختن به مسائل کوچک و پیش پا افتاده، بی‌معنی و بی‌فایده به نظر می‌رسد.

    تصور کنید آشپزی یک دیگ بزرگ آش درست کرده باشد، اما به جای اینکه آش خوشمزه شود، خود دیگ بسوزد و از بین برود. در چنین موقعیتی، دیگر کسی به فکر این نیست که آیا آش خوشمزه بود یا بی‌مزه؛ چون مشکل اصلی، سوختن خود دیگ است که همه چیز را تحت تأثیر قرار داده است.

    این مثل به ما یادآوری می‌کند که گاهی اوقات، یک اتفاق ناگوار یا یک اشتباه بزرگ، آنقدر مهم است که باعث می‌شود مسائل جزئی دیگر اهمیتی نداشته باشند. در این شرایط، عاقلانه نیست که به چیزهای کوچک بچسبیم، بلکه باید با مشکل اصلی روبه‌رو شویم.

    آش دهانسوزی نیست

    در این نوشته، می‌خواهیم معنی و مفهوم واقعی این ضرب‌المثل کهن ایرانی را بررسی کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.

    معنی آش دهانسوزی نیست یعنی چه؟

    ۱- اول باید بفهمیم “آش دهان‌سوز” به چه معناست. این اصطلاح اشاره به چیزی دارد که بسیار دلچسب و دوست‌داشتنی است. حتماً دیده‌اید وقتی آش خوشمزه و خوشبویی می‌پزند، آدم نمی‌تواند صبر کند تا خنک شود؛ همان موقع داغداغ آن را می‌خورد و می‌گوید: چه آش دهان‌سوزی! یعنی چقدر خوشمزه بود.

    حالا وقتی کسی می‌گوید “آش دهان‌سوزی نبود” یعنی چه؟ یعنی آن چیز آنقدرها هم که فکر می‌کردی، خوب و رضایت‌بخش نبود. بهتر است از آن دل بکنی و فراموشش کنی!

    ۲- یعنی آن ویژگی‌ای که مرا به سوی خودش جذب کند، در آن وجود نداشت.

    ۳- بعضی از ایرانی‌ها این ضرب‌المثل را قبل از ازدواج هم به کار می‌برند. مثلاً وقتی کسی به آن‌ها پیشنهاد ازدواج می‌دهد، اما آن‌ها علاقه‌ای به طرف مقابل ندارند، می‌گویند: آش دهان‌سوزی نیست و به درد ما نمی‌خورد!

    ۴- این اصطلاح کنایه از این است که چیزی برای فرد غیرقابل تحمل یا جذاب نیست.

    ۵- مثل آن آش خوشمزه نیست که مجبور باشی با وجود داغ بودن، با اشتیاق نوش‌کنی؛ بلکه چیزی است سرد و بی‌مزه.

    ۶- این ضرب‌المثل برای کسانی هم به کار می‌رود که در برخورد با دیگران خشک و سرد هستند و گرمی و جذابیتی در رفتارشان دیده نمی‌شود.

    بیشتر بخوانید: ضرب‌المثل با آش
    اختصاصی-آنبین

  • معنی کلمه Snap به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Snap به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Snap به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “snap” می‌تواند به عنوان فعل، صفت یا اسم استفاده شود. این کلمه معمولاً برای توصیف صدای تند و تیزی مثل کلیک، یا برای نشان دادن کاری که به راحتی و سریع انجام می‌شود، به کار می‌رود.

    یکی از کاربردهای “snap” به حرکت شکستن یا به هم زدن انگشتان مربوط می‌شود. برای این کار، معمولاً انگشت وسط یا انگشت حلقه را روی شست قرار می‌دهند و سپس آن را رها می‌کنند تا به کف دست برخورد کند و صدا ایجاد شود.

    مثلاً:
    – نوازندگان در حالی که وزن موسیقی را نگه می‌داشتند، انگشتان خود را به هم زدند.
    – معلم با شکستن انگشتانش سعی کرد توجه همه را جلب کند.
    – هرچند اشاره با انگشت به سمت کارگر در رستوران یا هتل بی‌ادبانه است، اما بعضی افراد این کار را می‌کنند.
    – فردی که دستگاه را نشان می‌داد، با شکستن انگشتانش تأکید کرد که کار با آن بسیار ساده است.

    همچنین، دکمه‌هایی که روی لباس فشار داده می‌شوند تا بسته شوند، معمولاً صدای “snap” می‌دهند:
    – روبرتو دکمه‌های پیراهنش را فشار داد تا بسته شوند.
    – الیسا دکمه‌های شلوارش را محکم به هم چسباند.
    – دستکش‌های بچگانه معمولاً به پالتو زمستانی کودک متصل می‌شوند تا گم نشوند.
    – به این نوع دکمه‌ها اغلب “snaps” می‌گویند. مثلاً می‌گوییم: پالتوی او دکمه‌ی فشاری دارد، یا پیراهنش با دکمه‌های فشاری بسته می‌شود.

    بعضی از اسباب‌بازی‌ها یا وسایلی که باید در خانه سرهم شوند، معمولاً قطعاتی دارند که به راحتی در هم چفت می‌شوند:
    – جانی قطعات لگو را به هم فشار داد تا یک برج بسازد.
    – برای هواپیمای مدل لازم نبود از چسب استفاده شود، قطعاتش فقط در هم چفت می‌شدند.
    – ما یک میز از Ikea خریدیم که خیلی سریع و راحت قابل سرهم کردن بود.

    وقتی کاری بسیار ساده و آسان باشد، از “snap” به عنوان صفت استفاده می‌کنیم:
    – این کار بسیار راحت است.
    – این که کاری ندارد.
    – انجام این کار مثل آب خوردن خواهد بود.

    همچنین، “snap” برای توصیف یک دوره کوتاه از هوای بسیار سرد هم به کار می‌رود:
    – هفته پیش یک دوره سرمای ناگهانی داشتیم.
    – این هوا سرد حدود سه روز طول کشید و دما زیر صفر ماند.

    واژه “snappy” نیز یک صفت است و معانی مختلفی دارد:
    – بیا، سریع کارت را انجام بده. (یعنی عجله کن)
    – او خیلی شیک و باوقار لباس می‌پوشد.
    – دیالوگ‌های سریع و بامزه فیلم همه را به خنده انداخت.

    عبارات مختلفی هم هستند که در آن‌ها از “snap” استفاده شده:
    – بجنب و آماده شو.
    – او با عصبانیت جواب مادرش را داد.
    – آن مرد تحت فشار ناگهان کنترلش را از دست داد.
    – من تو را دو تکه می‌کنم. (یعنی به تو صدمه می‌زنم)
    – بازیکن مدافع بعد از دریافت توپ، آن را زمین انداخت. (در اینجا “snap” به حرکت شروع بازی در فوتبال آمریکایی اشاره دارد)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” با پا راه بری کفش پاره میشه با سر کلاه “

    معنی ضرب المثل ” با پا راه بری کفش پاره میشه با سر کلاه “

    با پای خودت راه بروی، کفشت پاره می‌شود؛ با سرت، کلاه.

    این ضرب‌المثل به ما یادآوری می‌کند که برای هر کاری در زندگی، باید راه و روش مناسب آن را انتخاب کنیم. اگر بخواهیم با روشی نادرست و نامناسب به هدفی برسیم، نه تنها موفق نمی‌شویم، بلکه ممکن است ضرر و زیان هم ببینیم.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” به گرد پا نرسیدن “ ادامه دهید.

    مثلاً فرض کنید می‌خواهید میخی را به دیوار بکوبید. برای این کار باید از چکش استفاده کنید. اگر به جای چکش از یک وسیله ظریف و شکننده استفاده کنید، هم کارتان پیش نمی‌رود و هم آن وسیله خراب می‌شود. این دقیقاً مثل این است که با سرتان بخواهید کلاه را جابهجا کنید؛ در حالی که کلاه مخصوص سر است، نه برای انجام کارهای دیگر.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی ضرب المثل ” روزی افتاده دست قوزی “ را از دست ندهید.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل ” یکی نان نداشت بخورد پیاز می خورد “ بیابید.

    مقاله معنی ضرب المثل ” مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد ” + داستان منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    پس مفهوم اصلی این مثل این است: برای هر کاری، از ابزار و روش درستش استفاده کن تا هم به هدف برسی و هم از آسیب‌های احتمالی در امان بمانی.

    با پا راه بری کفش پاره میشه با سر کلاه

    در این نوشته، شما با معنا و مفهوم اصلی این ضرب‌المثل کهن ایرانی آشنا خواهید شد. همراه ما بمانید.

    معنی با پا راه بری کفش پاره میشه با سر کلاه یعنی چه؟

    هر کاری که تصمیم به انجامش بگیری، پیامدهای خودش را دارد. بنابراین نباید به خاطر ترس از ضررهای احتمالی، از تصمیم‌های مهم و بزرگ خود دست بکشی.

    اگر بخواهی با پاهایت راه بروی، بدون شک روزی کفش‌هایت فرسوده می‌شوند! اگر هم بخواهی از پرداخت هزینه کفش خودداری کنی و با سر راه بروی، در آن صورت مجبوری برای خرید کلاه هزینه کنی!

    پس اگر در هر کاری فقط به ضررهای احتمالی فکر کنی، در نهایت نمی‌توانی هیچ کاری انجام دهی. فرسوده شدن، تمام شدن یا حتی ضرر دیدن در کارها، بخشی عادی از زندگی است.

    این ضرب‌المثل معمولاً برای نصیحت و راهنمایی دیگران به کار می‌رود تا به آنها نشان دهد که برای شروع هر کاری نباید ترسید.

    اگر کسی به دلیل هزینه‌هایی که ممکن است در هر مرحله به او وارد شود، دست به هیچ کاری نزند، نه تنها پیشرفتی نخواهد کرد، بلکه سودی هم به دست نخواهد آورد.

    پیشنهادی: ضرب‌المثل‌های بیشتری بخوانید
    بیشتر بخوانید: ضرب‌المثل با پا
    اختصاصی-آنبین

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل کبوتر با کبوتر باز با باز کند هم جنس با هم جنس پرواز + داستان به شما کمک خواهد کرد.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” بار کج به منزل نمی رسد ” + انشا و داستان را بخوانید.

  • معنی کلمه Sneak به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Sneak به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Sneak به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک فرد وقتی مخفیانه حرکت می‌کند که می‌خواهد بی‌صدا باشد یا کاری را بدون جلب توجه دیگران انجام دهد. این فعل در زبان انگلیسی هم به شکل قاعده‌مند و هم به شکل بی‌قاعده به کار می‌رود. شکل بی‌قاعده آن در انگلیسی استاندارد و محاوره‌ای رایج‌تر است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    sneak

    دزدکی کردن

    sneaked/snuck

    دزدکی کرد

    sneaked/snuck

    دزدکی کرده / دزدکی

    جری می‌خواست بی‌سروصدا و دیر به کلاس وارد شود تا معلم نفهمد.
    او آهسته و یواشکی به کلاس رفت.
    یک گربه هست که دورخانه ما پرسه می‌زند و دنبال موش می‌گردد.
    دیشب یک دزد مخفیانه به دفتر ما آمد و سه کامپیوتر را برد.
    دختربچه، بدون اجازه گرفتن از مادرش، یک بیسکویت از داخل ظرف شیرینی برداشت.
    راشل معمولاً شب‌ها بدون اینکه پدر و مادرش بفهمند، قایمکی از خانه بیرون می‌رود.
    یک جاسوس سیا، مخفیانه به ساختمان دولت یک کشور خارجی رفت و چند سند مهم را دزدید.
    گاهی بعدازظهرهای جمعه، کارمندان سعی می‌کنند زودتر از محل کار بیرون بروند تا تعطیلات آخر هفته را زودتر شروع کنند.

    وقتی کسی یا چیزی بی‌صدا و ناگهانی به شما نزدیک می‌شود، از «sneak up» استفاده می‌کنیم.
    The time really snuck up on me.
    We weren’t prepared for the meeting. It snuck up on us.
    Ahmed likes to sneak up on people in order to surprise them.
    Please, don’t sneak up on me like that!

    کلمه «sneaky» به معنی حیله‌گر و مخفی‌کار است:
    پیت آدم بسیار مکار و مخفی‌کاری است. تعداد کمی به او اعتماد دارند.
    به نظر می‌رسد خیلی آدم پنهان‌کاری است.
    سیندی دیگر با سامانتا وقت نمی‌گذراند چون او در همه کارهایش پنهان‌کار و موذی است.
    یک کایوت موذی، چند بچه خرگوش را کشت و خورد.
    این کار خیلی پنهانی و موذیانه بود.

    از «sneak» به عنوان یک اسم نیز استفاده می‌شود:
    آن مرد آدم مخفی‌کار و موذی‌ای است.
    او را استخدام نکن. او آدم پنهان‌کاری است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” زیر سرش بلند شده “

    معنی ضرب المثل ” زیر سرش بلند شده “

    این ضرب‌المثل برای توصیف فردی به کار می‌رود که به تازگی به موفقیت، ثروت یا موقعیت اجتماعی بالاتری دست یافته و در نتیجه، رفتارش متکبرانه و مغرور شده است.

    مثل این می‌ماند که سرش را از شدت غرور بالا گرفته و دیگر مانند گذشته با دیگران رفتار نمی‌کند و خود را بالاتر از اطرافیانش می‌داند. این عبارت معمولاً با طعنه و برای نکوهش این تغییر منفی در اخلاق فرد به کار برده می‌شود.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” دستی را که حاکم ببره خون نداره یا دیه نداره “ را از دست ندهید.

    زیر سرش بلند شده

    در این نوشته، به بررسی معنا و مفهوم اصلی این ضرب‌المثل کهن ایرانی می‌پردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.

    مقاله معنی ضرب المثل ” شمشیر را غلاف کردن “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” کسی را دنبال نخود سیاه فرستادن “ مراجعه کنید.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” مگه شهر هرته “ را بخوانید.

    مقاله معنی ضرب المثل ” گورم کجا بود که کفنم باشه “ حاوی اطلاعات جامعی است.

    در این مقاله معنی ضرب المثل ” از کوره در رفتن “ اطلاعات مفیدی آمده است.

    معنی زیر سرش بلند شده یعنی چه؟

    1- یعنی فرد تحت تأثیر خواسته‌های زودگذر خود قرار گرفته و با وجود داشتن همسر، به فکر ازدواج مجدد است.
    2- این ضرب‌المثل معنایی نزدیک دارد با اصطلاح “شلوارش دوتا شده” که اشاره به کسی دارد که دو همسر اختیار کرده است.
    3- این عبارت برای افرادی به کار می‌رود که همیشه خواهان بیشتر هستند؛ کسانی که با داشتن چیزهایی، باز هم همان یا حتی بیش از آن را می‌خواهند و به آنچه سزاوارشان است قانع نمی‌شوند.
    4- به اصطلاح “هوا برش داشته” یعنی شخص چشم‌بسته به خیالات خود چسبیده و نمی‌خواهد حقیقت را بپذیرد.
    5- یعنی به جای رضایت به یک همراه، بلندپرواز شده و در فکر داشتن چند شریک زندگی است!
    6- حد و مرزهای خود را نادیده گرفته و فراتر از جایگاه واقعی‌اش طلب می‌کند.
    7- چشم‌دوزی و بی‌قراری می‌کند.
    8- در کتاب امثال و حکم دهخدا آمده است: زیر سر کسی را بلند کردن یعنی: فریب دادن زن با وعده شوهر بهتر، یا گمراه کردن خدمتکار و شاگرد با نوید ارباب و استادی برتر.

    پیشنهاد: ضرب‌المثل‌های بیشتری بخوانید

  • معنی کلمه Sneeze به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Sneeze به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Sneeze به فارسی با مثالهای کاربردی

    عطسه یک واکنش ناگهانی و خودکار بدن است که معمولاً بینی و راه‌های تنفسی را درگیر می‌کند. متوقف کردن عطسه کار سختی است، اما غیرممکن نیست. معمولاً سرماخوردگی و حساسیت‌های مختلف باعث عطسه کردن می‌شوند.

    جیسون هر وقت کنار گربه‌ها قرار می‌گیرد عطسه می‌کند. او به گربه‌ها آلرژی دارد.
    یولاندا تمام روز در حال عطسه کردن بوده. او فکر می‌کند که در حال سرماخوردن است.
    عطسه و سرفه از نشانه‌های رایج سرماخوردگی هستند.
    عطسه گاهی می‌تواند باعث گرفتگی بینی شود.
    احساس می‌کنم یک عطسه بزرگ در راه است.
    عطسه کردم.
    معمولاً وقتی کسی عطسه می‌کند، اطرافیان به او می‌گویند «God bless you» یا «Gesundheit». (کلمه آلمانی gesundheit به معنای «سلامتی» است.)
    گاهی بعد از عطسه، لازم است بینی خود را پاک کنید، چون عطسه ممکن است باعث بیرون آمدن مخاط شود.
    بهتر است موقع عطسه کردن، بینی و دهان خود را با دستمال، دستمال کاغذی، یا در صورت نبودن چیزی دیگر، با دستان خود بپوشانید. این کار به این دلیل مهم است که عطسه می‌تواند میکروب‌ها را به دیگران منتقل کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.