همانطور که میدانید، ضربالمثلها بخش مهمی از فرهنگ و زبان ما هستند و هر کدام داستان پندآموزی در دل خود دارند. یکی از این ضربالمثلهای معروف، “دست از ترنج نشناخت” است. شاید برای شما هم این سوال پیش آمده باشد که ترنج چیست و چرا این جمله به کار میرود.
در گذشته، ترنج نوعی میوه شبیه به لیمو یا پرتقال بود که پوستی ضخیم و طعمی تلخ داشت. این میوه گرانقیمت و کمیاب بود و فقط ثروتمندان توان خرید آن را داشتند.
برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” صنار بده آش، به همین خیال باش “ را مطالعه کنید.
داستان از این قرار است که فردی فقیر و نیازمند، برای اولین بار یک ترنج هدیه گرفت. او که قبلاً چنین میوهای را ندیده بود، فکر کرد مانند سیب یا دیگر میوهها باید پوست آن را بگیرد و بخورد. بنابراین پوست ضخیم و ارزشمند ترنج را کند و دور ریخت و فقط قسمت داخلی و کمارزش آن را خورد. در واقع، او نتوانست ارزش واقعی ترنج را تشخیص دهد و از آن به درستی استفاده کند.
از آن زمان، این ضربالمثل برای افرادی به کار میرود که فرصتهای ارزشمند، موقعیتهای خوب یا چیزهای گرانبها در اختیار دارند، اما به دلیل بیتجربگی، کمسوادی یا بیدانی، نمیتوانند از آنها بهره ببرند و به راحتی آن فرصت طلایی را از دست میدهند. در حقیقت، این مثل به ما میگوید که داشتن یک چیز با ارزش، کافی نیست؛ باید دانش و درک استفاده درست از آن را نیز داشته باشیم.
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” به روباه گفتند شاهدت کیه گفت دمم ” + داستان پیدا کنید.
توصیه میشود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” دست بالای دست بسیار است ” + داستان ادامه دهید.

در این نوشته، با مفهوم و معنای یک ضربالمثل کهن و اصیل ایرانی آشنا خواهید شد. در ادامه با ما همراه باشید.
معنی دست از ترنج نشناخت چیست؟
۱- یعنی آنقدر دستپاچه شد که نتوانست کارش را درست و حسابی انجام دهد.
۲- وقتی از این ضربالمثل استفاده میکنند که کسی آرامش و تمرکز خود را از دست داده باشد و به خاطر این آشفتگی ذهنی، کار نسنجیده یا عجیبی از او سر بزند.
برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” سرش بره قولش نمیره “ سری سر بزنید.
ریشه ضرب المثل دست از ترنج نشناخت
ریشه این ضربالمثل به داستان حضرت یوسف علیهالسلام بازمیگردد. ایشان از پیامبران الهی بودند که چهرهای فوقالعاده زیبا داشتند. زلیخا، همسر پادشاه مصر، که به ایشان دل بسته بود، خواستههای نادرستی از پیامبر خدا مطرح کرد، اما حضرت یوسف به خدا پناه برد و هرگز در برابر نقشههای او تسلیم نشد.
زلیخا برای اینکه خود را نزد دیگران بیگناه نشان دهد، از زنان مصری دعوت کرد تا در مجلس او حاضر شوند. سپس به هر یک از آنان چاقوی تیزی همراه با یک ترنج داد تا میوه را پوست بکنند. در همین حال دستور داد حضرت یوسف که غلام او بود وارد مجلس شود، چیزی را به او تحویل دهد و سپس خارج شود.
وقتی حضرت یوسف با همان شرم و وقار همیشگی وارد شد، زنان مصر چنان مسحور زیبایی او شدند که به جای پوست کندن ترنج، دستهای خود را بریدند و خون از دستانشان جاری گشت.
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” دیوار حاشا بلند است “ پیدا کنید.
از آن زمان، این اتفاق به ضربالمثلی تبدیل شد برای افرادی که در انجام کاری چنان دستپاچه و نگران میشوند که کنترل کار از دستشان خارج میگردد.
بیشتر بخوانید: ضربالمثل با دست
اختصاصی-آنبین
برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” به در گفت دیوار بشنوه “ را مطالعه کنید.



















