بلاگ

  • معنی ضرب المثل ” کبکش خروس میخونه “

    معنی ضرب المثل ” کبکش خروس میخونه “

    این ضرب‌المثل زمانی به کار می‌رود که کسی در جمعی شروع به تعریف و تمجید اغراق‌آمیز از یکی از نزدیکانش کند. معمولاً پدر یا مادری هستند که با غرور و شورزدن زیاد، از فرزند خود در برابر دیگران تعریف می‌کنند و استعدادها یا موفقیت‌های او را بزرگ‌تر از آنچه هست نشان می‌دهند.

    در گذشته باور بر این بود که کبک، پرنده‌ای است که آواز خوش‌صدایی ندارد. از طرفی، خروس نیز به خواندنش معروف است، اما صدایش زیبا نیست. وقتی کسی می‌گوید “کبکش خروس می‌خونه”، در واقع با طنز و کنایه می‌گوید که این تعریف‌های زیاد و بی‌مورد، شبیه این است که کسی ادعا کند کبکش مانند یک خروس آواز می‌خواند! یعنی نه تنها تعریف درست و قشنگی نیست، بلکه بیشتر جنبه‌ی خنده‌دار و اغراق‌آمیز دارد.

    به بیان دیگر، این مثل اشاره به این دارد که گاهی دلبستگی و علاقه‌ی زیاد، باعث می‌شده چشم‌مان را روی واقعیت ببندیم و چیزهای معمولی را فوق‌العاده و استثنایی ببینیم.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” عاقبت حق به حقدار رسید “ سری سر بزنید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” آبی از او گرم نمیشه “ را از دست ندهید.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی ضرب المثل ” آش کشکه خالته بخوری پاته نخوری پاته “ را از دست ندهید.

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” کسی را دنبال نخود سیاه فرستادن “ را مطالعه کنید.

    مقاله معنی ضرب المثل ” آدم به امید زنده است “ حاوی اطلاعات جامعی است.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” مگه شهر هرته “ را حتماً بخوانید.

    معنی کبکش خروس میخونه

    در این نوشته، می‌خواهیم ببینیم این ضرب‌المثل کهن ایرانی چه معنایی دارد و از کجا آمده است. در ادامه با ما همراه باشید.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من “ به شما کمک خواهد کرد.

    معنی کبکش خروس میخونه چیست؟

    ۱- یعنی فرد بسیار شاد و سرحال است.
    ۲- وقتی کسی برخلاف همیشه، شدیداً خوشحال باشد، دیگران می‌گویند: این بار چه اتفاقی افتاده که فلانی کبکش خروس می‌خواند؟!
    ۳- یعنی آنقدر شاد و پرانرژی است که اگر کبکی با صدای ناخوشایندش نزدیکش آواز بخواند، آن صدا را به زیبایی آواز خروس می‌شنود! (یعنی با نگاه مثبت به همه چیز نگاه می‌کند)
    ۴- گاهی هم وقتی کسی از خوشحالیِ ناگهانی فردی که معمولاً غمگین است تعجب می‌کند، این ضرب‌المثل را به کار می‌برد.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” آب نمی بینه و گرنه شناگر قابلیه “ مراجعه کنید.

    ریشه ضرب المثل

    کبک برخلاف خروس، آواز خوشآهنگ و دلنشینی ندارد. اما خروس وقتی صبحها آواز می‌خواند، صدایش زیبا و شنیدنی است و به دل می‌نشیند. با این حال، وقتی کسی حال خوبی داشته باشد و از صمیم قلب شاد باشد، حتی آواز ساده کبک هم برایش دلپذیر می‌شود و آن را به اندازه آواز خروس دوست دارد. به همین دلیل است که وقتی کسی بسیار خوشحال و سرحال است، می‌گویند: «کبکش خروس می‌خواند». یعنی به دلیل شادی و رضایت درونی، همه چیز را زیبا می‌بیند و از هر چیزی لذت می‌برد.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی ضرب المثل ” چو دانی و پرسی سوالت خطاست “ را از دست ندهید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” زهی خیال باطل “ را بخوانید.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” آسوده خودم که خر ندارم “ ادامه دهید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” کم بخور، همیشه بخور “ را از دست ندهید.

    مقاله معنی ضرب المثل ” آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی “ حاوی اطلاعات جامعی است.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” آرزو بر جوانان عیب نیست ” + توضیح سری سر بزنید.

    پیشنهاد: ضرب‌المثل‌های بیشتری بخوانید.
    اختصاصی–آنبین

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” گورم کجا بود که کفنم باشه “ را مطالعه کنید.

  • معنی کلمه Together به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Together به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Together به فارسی با مثالهای کاربردی

    روش‌های مختلفی برای استفاده از کلمه «با هم» وجود دارد. در اولین گروه از مثال‌ها، می‌بینیم که چطور می‌توان این کلمه را برای توصیف روابط بین افراد به کار برد:

    چند وقته باهم‌اند؟
    دو ساله که با هم‌اند.
    شیلا و دان دیگر با هم نیستند. هفته پیش از هم جدا شدند.
    پت و کلی همیشه با هم‌اند.
    چطور می‌تونن با هم بودن رو تحمل کنن اگه همیشه دعوا می‌کنن؟
    بیا بعد از کلاس یه جا جمع بشیم و یه چیزی بخوریم.
    خانواده ما همیشه موقع تعطیلات دور هم جمع می‌شیم.

     

    ما از کلمه «با هم» وقتی هم استفاده می‌کنیم که چیزهایی را جمع می‌کنیم یا چند قطعه را به هم وصل می‌کنیم:

    بچه‌ها پازل رو کنار هم چیدن.
    باید یه مقدار پول جمع کنیم.
    می‌خوای ناهار رو با هم بخوریم؟
    لباس‌هات رو جمع کن. داریم می‌ریم.

     

    وقتی دو چیز با هم هماهنگ هستند یا رنگ و طرحشان به هم می‌آید، می‌گوییم «با هم می‌آیند» یا «ست می‌شوند»:

    ژاکت و کراواتت خیلی با هم جفت شدن.
    طرح نقطه‌ای و راه‌راه با هم ست نمی‌شوند.

     

    همچنین وقتی کسی می‌تواند یا نمی‌تواند احساساتش را کنترل کند یا کارهایش را منظم انجام دهد، از کلمه «با هم» به این شکل استفاده می‌شود:

    او در مراسم خاک‌سپاری نتوانست خودش را کنترل کند و گریه کرد.
    باید خودت رو جمع و جور کنی. (یعنی باید رفتارت را تغییر بدهی.)
    آبه در محل کار نتونست از پس کارها بربیاد، برای همین اخراجش کردند.
    تری خودش رو جمع کرد و الآن خیلی موفق شده. (یعنی عادت‌های بدش را کنار گذاشته و حالا زندگی‌اش مرتب شده.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” چشم بسته غیب می گوید “

    معنی ضرب المثل ” چشم بسته غیب می گوید “

    گاهی می‌شنویم که به کسی می‌گویند: “چشم بسته غیب می‌گوید” 🙈. این ضرب‌المثل معمولاً برای کسانی به کار می‌رود که بدون داشتن اطلاعات کافی یا بدون فکر کردن، در مورد چیزی اظهارنظر می‌کنند و ادعا دارند که از آینده یا چیزی که پنهان است خبر دارند.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” کوه به کوه نمی رسد، آدم به آدم می رسد “ سر بزنید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” آتیش زده به مالش “ را از دست ندهید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” کاشکی را کاشتند سبز نشد “.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” این تو بمیری از آن تو بمیری ها نیست “ به شما کمک خواهد کرد.

    در واقع، این مثل اشاره به این دارد که فردی بدون آنکه واقعاً چیزی بداند، با قاطعیت و اطمینان، حرف می‌زند؛ انگار که با چشمان بسته می‌خواهد راه برود یا چیزی را ببیند. چنین شخصی معمولاً در تشخیص درست و نادرست دچار مشکل می‌شود و ممکن است به خودش یا دیگران آسیب برساند.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل ” نوکر بابات غلام سیاه “ بیابید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان “.

    این عبارت به ما یادآوری می‌کند که قبل از قضاوت یا پیش‌بینی دربارهٔ هر موضوعی، باید با دقت و آگاهی کافی عمل کنیم و از بیان نظرهای نادرست و بدون پایه و اساس خودداری کنیم.

    مقاله معنی ضرب المثل ” آنرا که حساب پاک است از محاسبه چه باک است “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” از حق تا ناحق چهار انگشت فاصله است “ را بخوانید.

    چشم بسته غیب می گوید

    در این نوشته، می‌خواهیم معنی، پیشینه و مفهوم اصلی این ضرب‌المثل کهن ایرانی را بررسی کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.

    مقاله معنی ضرب المثل ” دو قورت و نیمش باقی است “ حاوی اطلاعات جامعی است.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” برای کسی بمیر که برات تب کنه “ را بخوانید.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” دنیا محل گذر است “ به شما کمک خواهد کرد.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” غوره نشده مویز شده “ پیدا کنید.

    چشم بسته غیب می گوید کنایه از چیست؟

    1- غیب به دنیایی گفته می‌شود که از چشم ما پنهان است و با حواس معمولی خود قادر به دیدن یا درک آن نیستیم. در زبان عربی، به هر چیز پنهان و نادیده «غیب» می‌گویند؛ مثلاً وقتی خورشید غروب می‌کند، می‌گویند: «غابت الشمس» یعنی خورشید از دیدگان پنهان شد.
    حالا که معنای غیب تا حدی روشن شد، می‌فهمیم وقتی گفته می‌شود یک عالم بزرگوار یا حتی امامان از غیب آگاه بوده‌اند، منظور چیست. یعنی آن‌ها چیزهایی از جهان ماورای طبیعت می‌دانستند که برای ما پنهان است.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” حرمت امامزاده با متولی است “.

    2- اگر به ظاهر این ضرب‌المثل نگاه کنیم، یعنی کسی می‌تواند از غیب خبر دهد؛ اما در واقع این طور استفاده نمی‌شود. معنای کنایی آن این است: وقتی کسی چیزی را به دیگران خبر می‌دهد که کاملاً واضح و آشکار است، اما خودش فکر می‌کند خبر تازه‌ای می‌گوید!
    در چنین موقعیتی، به شوخی یا به کنایه به او می‌گویند: «چشم بسته غیب می‌گویی؟ این را که خودمان از قبل می‌دانستیم!»

    برای یادگیری پیشرفته، به مفهوم ضرب المثل ” آب ها از آسیاب افتادن” مراجعه کنید.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” لی لی به لالا گذاشتن “ سری سر بزنید.

    بیشتر بخوانید: ضرب‌المثل با کلمه چشم
    اختصاصی-آنبین

  • معنی کلمه Token به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Token به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Token به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «توکن» در چندین معنی مختلف به کار می‌رود. در اولین گروه از مثال‌ها، توکن به سکه یا چیزی گفته می‌شود که ارزشی دارد و به جای پول واقعی استفاده می‌شود.

    سوفیا وقتی لباس‌هایش را به خشکشویی برد، لازم بود چند ژتون بخرد تا از ماشین‌های لباسشویی استفاده کند.
    متیو هم چند ژتون خرید تا بتواند با اتوبوس سفر کند.
    در بعضی از سالن‌های بازی، به جای سکه از ژتون برای روشن کردن دستگاه‌های پین‌بال و بازی‌های ویدیویی استفاده می‌شود.
    اگر کسی ژتون سوار شدن به مترو را نداشته باشد، ممکن است سعی کند از دروازه بپرد و بدون پرداخت هزینه وارد شود.

    توکن همچنین می‌تواند نشانه یا نمادی از یک احساس یا تلاش آگاهانه باشد. در این حالت، توکن می‌تواند معنای مثبت یا منفی داشته باشد:

    **مثبت:**

    گل‌هایی که مریم به جان هدیه داد، نماد قدردانی او از زحماتش بود.
    حلقه‌های ازدواج که در مراسم عروسی رد و بدل می‌شوند، نماد عشق و تعهد دو طرف به یکدیگر هستند.
    لطفاً این کادو را به نشانه دوستی ما بپذیرید.

    **منفی:**

    بعضی از کارمندان فکر می‌کنند یولاندا به این دلیل ترفیع گرفت که شرکت به یک زن به عنوان نماد در آن سمت نیاز داشت.
    جورج با خنده می‌گوید که او تنها مرد حاضر در یک سالن کاملاً زنانه است.
    تصویب آخرین لحظه‌ای آن بند مالیاتی، تنها یک حرکت ظاهری و بدون پشتوانه برای جلب نظر کارگران قلمداد شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Toll به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Toll به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Toll به فارسی با مثالهای کاربردی

    عوارض نوعی هزینه است که معمولاً برای استفاده از جاده‌ها یا خدمات عمومی پرداخت می‌شود.

    وقتی رانندگان از ایالت ویسکانسین وارد ایلینوی می‌شوند، باید مبلغی به عنوان عوارض بپردازند.
    این پول برای ساخت و نگهداری بزرگراه‌ها استفاده می‌شود.
    مبلغ عوارض معمولاً بین یک تا دو دلار است.
    به کسی که این پول را دریافت می‌کند، مسئول باجه عوارض می‌گویند.
    اگرچه مردم علاقه‌ای به پرداخت عوارض ندارند، اما این هزینه برای استفاده از جاده‌ها لازم است.
    برخی پل‌ها نیز عوارض دارند و هر کسی که از آن‌ها عبور کند باید این هزینه را بپردازد.
    در گذشته که تلفن‌های عمومی رواج داشت، افراد برای استفاده از آن‌ها نیز هزینه می‌دادند.
    اما برخی تماس‌ها رایگان هستند، مثل شماره‌هایی که با ۸۰۰ شروع می‌شوند.
    بسیاری از شرکت‌ها این شماره‌های رایگان را دارند و هزینه تماس را خودشان پرداخت می‌کنند.

     
    معنای دیگر کلمه «تأثیر» یا «هزینه» است که یک رویداد یا تجربه بر زندگی یا سلامت افراد می‌گذارد. گاهی می‌گوییم یک شرایط سخت «تأثیر منفی» بر فرد گذاشته است.

    استرس کاری رناتا بر سلامت او تأثیر منفی گذاشته است.
    کسانی که کارهای پراسترس دارند، گاهی دچار پیری زودرس می‌شوند؛ این هزینه‌ای است که شغلشان از آنان می‌گیرد.
    سال‌ها خدمت در نیروی پلیس، بر روح و جسم افسر پیت تأثیر منفی گذاشته است.
    دوست من، گراسیلا، که پنج فرزند را بدون حمایت همسرش بزرگ کرد، از نظر عاطفی آسیب زیادی دید.
    تغییرات آب‌وهوایی به بسیاری از صنایع که به برف و هوای سرد وابسته هستند، آسیب زده است.
    آلودگی ناشی از خودروها و نیروگاه‌ها نیز سلامت افرادی که هوای آلوده تنفس می‌کنند را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
    مردم باید بدانند که استفاده از پلاستیک و رهاسازی آن در طبیعت، به‌ویژه در اقیانوس‌ها، آسیب جدی به محیط زیست وارد می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” تخم مرغ دزد شترمرغ دزد می شود “

    معنی ضرب المثل ” تخم مرغ دزد شترمرغ دزد می شود “

    این ضرب‌المثل داستان جالبی را روایت می‌کند. می‌گویند کسی که مرتکب یک خلاف کوچک می‌شود، به تدریج جرأت پیدا کرده و ممکن است در آینده دست به کارهای نادرست بزرگ‌تری بزند.

    مثلاً تصور کنید یک نفر ابتدا یک تخم‌مرغ را به طور پنهانی برمی‌دارد. چون این کار را بدون مجازات می‌بیند، کم‌کم جسورتر شده و ممکن است بعداً به فکر دزدیدن یک شترمرغ کامل بیفتد!

    در حقیقت، این مثل به ما هشدار می‌دهد که نباید گناهان و خطاهای کوچک را بی‌اهمیت بشماریم. چون همین اشتباهات به ظاهر ناچیز، می‌توانند زمینه‌ساز جرائم و کارهای ناشایست بزرگ‌تری در آینده شوند. این ضرب‌المثل یادآور می‌شود که برای حفظ درستکاری، باید از همان خطاهای کوچک هم به شدت پرهیز کرد.

    معنی تخم مرغ دزد شترمرغ دزد می شود

    در این نوشته، می‌خواهیم به بررسی معنا، پیشینه و مفهوم بنیادی این ضرب‌المثل کهن ایرانی بپردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” عقل که نیست، جون در عذابه “ ادامه دهید.

    معنی تخم مرغ دزد شترمرغ دزد می شود چیست؟

    اگر از دزدی‌های کوچک جلوگیری نشود، به سرقت‌های بزرگتر منجر خواهد شد.

    وقتی فردی جرات انجام کار اشتباه کوچکی را پیدا کند، به تدریج و قدم به قدم مرتکب خطاهای بزرگتر نیز می‌شود.

    داستان و ریشه ضرب المثل

    روزی بود و روزگاری، خانواده‌ای که پسری داشتند. پدر و مادر این پسر، بسیار به او علاقه‌مند بودند و او را عزیز می‌داشتند. این پسر نوجوان، خیلی به خوردن نیمرو علاقه داشت. یک روز که به خانه آمد، به مادرش گفت: “امروز دلم نیمرو می‌خواهد. می‌شود برایم درست کنی؟” مادرش پاسخ داد: “پسرم، تمام تخم‌مرغ‌هایمان تمام شده و باید صبر کنیم تا مرغمان دوباره تخم بگذارد.”

    پسرک چند ساعتی منتظر ماند، اما مرغ تخم نگذاشت. بعد با خودش فکر کرد و تصمیم گرفت به خانه همسایه برود و چند تخم‌مرغ از آن‌ها بردارد و با خود به خانه بیاورد. پس به حیاط خانه همسایه رفت و بی‌صدا نزدیک لانه مرغ‌ها شد و چند تخم‌مرغ برداشت و سریع به خانه برگشت.

    آن روز، همسایه در اتاقش خواب بود و متوجه حضور پسرک نشد. پسر با صورتی خندان به خانه برگشت و تخم‌مرغ‌ها را به مادرش داد و گفت: “برایم نیمرو درست کن.”

    مادر تعجب کرد و پرسید: “پسرجان، این تخم‌مرغ‌ها را از کجا آوردی؟ مگر که پول نداشتی!” پسر لبخندی زد و گفت: “رفتم خانه همسایه و بدون اینکه کسی بفهمد، تخم‌مرغ‌ها را برداشتم و برگشتم.”

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” سیر به پیاز میگه بو میدی “ پیدا کنید.

    مادر پرسید: “مطمئنی کسی تو را ندید؟” پسر با اطمینان گفت: “نگران نباش، کاملاً مطمئنم کسی متوجه نشد.” آنگاه مادر برایش نیمرو درست کرد و با مهربانی به او گفت: “اشکالی ندارد، فقط از این به بعد مواظب باش وقتی از خانه همسایه تخم‌مرغ برمی‌داری کسی تو را نبیند.” از آن روز به بعد، پسر چندین بار دیگر هم به خانه همسایه رفت و بدون اجازه تخم‌مرغ برداشت و برگشت.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی ضرب المثل ” آفتابه خرج لحیم “ را از دست ندهید.

    مادرش هیچ وقت با او برخورد تند نکرد و همیشه با محبت به او می‌گفت: “فقط مراقب باش همسایه متوجه نشود.” بعد با هم نیمرو می‌خوردند.

    سال‌ها گذشت و پسر بزرگ شد. در این سال‌ها، او مرتب از همسایه‌ها دزدی می‌کرد. بعضی از چیزهای دزدیده شده را با دوستانش تقسیم می‌کرد و بعضی را به مادرش هدیه می‌داد.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” اگر کاه از تو نیست کاهدان از تو است “.

    یک روز، پسر جوان که در دزدی مهارت پیدا کرده بود، به مغازه‌ای رفت تا دزدی کند. اما صاحب مغازه متوجه شد و او را گرفت و به شدت کتک زد. مردم که از آنجا رد می‌شدند، این صحنه را دیدند و دست‌های پسر را بستند و نزد قاضی بردند.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل ” چهار دیواری اختیاری “ بیابید.

    وقتی پسر را نزد قاضی آوردند، صاحب مغازه گفت: “آقای قاضی، این پسر را در حال دزدی از مغازه‌ام گرفتم. او قبلاً هم از مغازه من دزدی کرده بود، اما فرار کرد. امروز منتظرش بودم و هنگام دزدی گرفتمش.” مردمی که همراه او آمده بودند هم شکایت کردند که این پسر از آن‌ها هم دزدی کرده و گفتند: “او را سخت مجازات کنید تا عبرت دیگران شود.”

    پسر جوان با چشمانی پر از اشک به قاضی التماس کرد و گفت: “من بی‌گناهم، قصد دزدی نداشتم.” اما التماس‌هایش فایده‌ای نداشت و قاضی دستور داد با تبر انگشتان دستش را در میدان شهر قطع کنند.

    وقتی او را به میدان بردند و همه مردم جمع شدند، پسر فریاد زد: “لطفاً چند لحظه صبر کنید! می‌خواهم مادرم را ببینم.”

    قاضی پذیرفت و به مأموران دستور داد مادرش را به میدان بیاورند. وقتی مادر آمد، پسر به قاضی گفت: “به جای انگشتان من، انگشتان مادرم را قطع کنید. او مقصر اصلی است. اگر اولین باری که از خانه همسایه تخم‌مرغ دزدیدم، مرا تنبیه می‌کرد و با مهربانی با من برخورد نمی‌کرد، من هرگز به دزدی ادامه نمی‌دادم.”

    “او همیشه از دزدی‌های من خبر داشت، اما همیشه با روی خوش با من رفتار می‌کرد. من بزرگ شدم و از تقریباً همه خانه‌ها و مغازه‌های شهر دزدی کردم، اما دزد واقعی مادرم است که از پسرش یک دزد ساخت و به جامعه تحویل داد.”

    حرف‌های پسر همه را، از جمله قاضی، تحت تأثیر قرار داد. اشک از چشمان مادر سرازیر شد و به قاضی گفت: “حق با پسرم است. مقصر اصلی من هستم. اگر همان روز اول که از همسایه تخم‌مرغ دزدید، با او برخورد می‌کردم، او هیچ وقت دزد نمی‌شد.”

    قاضی که تحت تأثیر قرار گرفته بود، دستور داد دست‌های پسر را باز کنند و گفت: “او بی‌گناه است. به جای او، مادرش را به زندان ببرید.”

    از آن زمان به بعد، وقتی می‌خواهند بگویند اگر از خطاهای کوچک کسی جلوگیری نشود، به گناهان بزرگ‌تری کشیده می‌شود، از این ضرب‌المثل استفاده می‌کنند: «عاقبت تخم مرغ دزد، شتر مرغ دزد می‌شود» [1]

    [1] کجارو

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” نعره هیچ شیری خانه چوبی را خراب نمی کند “ را بخوانید.

  • معنی کلمه Ton به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Ton به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Ton به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک تُن واحد اندازه‌گیری وزن است که برابر با ۲۰۰۰ پوند یا ۹۰۷ کیلوگرم می‌باشد. معمولاً وزن کامیون‌ها، ابزارها، مواد و محموله‌ها را با تُن بیان می‌کنند. علاوه بر این، گاهی از کلمۀ «تُن» برای تأکید بر سنگینی چیزی یا نشان دادن مقدار بسیار زیاد آن استفاده می‌شود. در این حالت، معنای آن شبیه به «خیلی زیاد» است.

    مثال‌ها:

    – کوله‌پشتی من یک تُن وزن دارد. (یعنی خیلی سنگین است.)
    – عبدی می‌گوید یک تُن کار برای انجام دادن دارد. (یعنی کارهای بسیار زیادی دارد.)
    – در آن مراسم، چندین تُن آدم حضور داشتند.
    – برای تمام کردن آن کار، انرژی بسیار زیادی صرف شد، اما در نهایت موفق شدیم.
    – به نظر می‌رسد کوین خیلی وزن اضافه کرده است.
    – در کنفرانس، اطلاعات بسیار زیادی به دست آوردیم.
    – سوفیا مقدار بسیار زیادی بستنی می‌خورد، اما اصلاً چاق نمی‌شود.
    – پس از طوفان، مقدار بسیار زیادی آوار از آن منطقه جمع‌آوری شد.
    – وقتی کامیون کمپرسی بار دارد، وزنش بیش از ۲۰ تُن است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Tool به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Tool به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Tool به فارسی با مثالهای کاربردی

    ابزار وسیله‌ای است که برای درست کردن یا ساختن چیزها به کار می‌رود. ابزارهای مختلفی وجود دارند.

    پیچ‌گوشتی یک ابزار است. از آن برای بستن یا باز کردن پیچ استفاده می‌شود.
    چکش ابزاری است که برای کوبیدن میخ یا بیرون آوردن آن استفاده می‌شود.
    آچار ابزاری است که برای سفت کردن یا شل کردن مهره و پیچ کاربرد دارد.
    همه این ابزارها را می‌توان در یک جعبه ابزار نگهداری کرد.

    تفاوت ابزار با ماشین در این است که ابزار معمولاً با دست به کار می‌افتد و نیروی آن از کاربرش تأمین می‌شود. اما ماشین را می‌توان طوری تنظیم کرد که یک کار تکراری را خودکار انجام دهد و انرژی آن معمولاً از سوخت یا باتری به دست می‌آید.

    این روزها، کلمه «ابزار» گاهی به شکل یک تشبیه برای اشاره به یک اقدام منسجم برای انجام کاری به کار می‌رود:

    یک وب‌سایت می‌تواند ابزاری برای افزایش بازدهی یک شرکت باشد.
    سیستم آموزش عمومی می‌تواند ابزاری برای حل مشکلات ویژه در جامعه باشد.
    یک تلفن همراه می‌تواند به عنوان ابزاری برای انتقال اطلاعات خاص مورد استفاده قرار گیرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Top به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Top به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Top به فارسی با مثالهای کاربردی

    از کلمه «بالا» برای اشاره به بلندترین نقطه یا بخش یک چیز استفاده می‌کنیم.

    روی کوه برف زیادی نشسته است.
    او روی بادکنک نشسته است.
    سقف این ساختمان‌ها بسیار رنگارنگ و تزئین شده است.
    او روی سرش کلاه گذاشته است. به این کلاه، کلاه بالایی می‌گویند.
    او یک تاپ تنپوش پوشیده است. (تاپ = نوعی پیراهن)

     
    راه‌های مختلفی برای استفاده از کلمه «بالا» وجود دارد.

    او احساس می‌کند در اوج جهان قرار دارد. (یعنی از چیزی بسیار خوشحال است.)
    این پروژه در اولویت لیست کارهای این هفته ما قرار دارد. (یعنی بسیار مهم است.)
    او نگران است که نتواند از اجرای قبلی خود بهتر عمل کند. (وقتی «بالا» به عنوان فعل به کار می‌رود، یعنی بهتر انجام دادن یا پیشی گرفتن.)
    چه موادی دوست دارید روی پیتزایتان باشد؟ (کلمه «مواد رویی» یک اسم است. منظور از «مواد رویی» پیتزا، چیزهایی مانند گوشت یا سبزیجات است.)
    پیشخدمت لیوان او را دوباره با شراب پر کرد. (یعنی شراب بیشتری اضافه کرد تا لیوان کامل پر شود. شکل گذشته فعل «top» می‌شود «topped».)
    خبر درست در ابتدای ساعت پخش شد. («ابتدای ساعت» زمانی است که عقربه دقیقه‌شمار به عدد ۱۲ می‌رسد. مثلاً ساعت ۳:۰۰، ابتدای ساعت است. وقتی دفعه بعد عقربه به بالای صفحه برسد، ساعت ۴:۰۰ خواهد بود.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی ضرب المثل ” فوت کوزه گری “

    معنی ضرب المثل ” فوت کوزه گری “

    گاهی برای انجام یک کار، همه‌ی مراحل را به درستی طی می‌کنیم، اما درست در لحظه‌ی آخر، یک اشتباه کوچک همه‌ی زحماتمان را به باد می‌دهد. این دقیقاً همان مفهومی است که در ضرب‌المثل «فوت کوزه‌گری» نهفته است.

    در قدیم، ساختن یک کوزه زیبا توسط کوزه‌گر، هنر ظریفی بود. کوزه‌گر گل را خوب ورز می‌داد، آن را به شکل مناسبی درمی‌آورد و با حوصله خشک می‌کرد. اما آخرین و حیاتی‌ترین مرحله، پختن کوزه در کوره بود. اگر کوزه‌گر در همین مرحله نهایی، کمی باد کوره را زیاد یا کم می‌کرد (کاری که به آن “فوت” می‌گفتند)، تمام آن کوزه زیبا ترک برمی‌داشت یا می‌شکست و تمام زحماتش هدر می‌رفت.

    بنابراین، این ضرب‌المثل به آن نکته‌ی بسیار ریز، حساس و تعیین‌کننده اشاره دارد که اگر رعایت نشود، نتیجه‌ی تمام مراحل قبل را خراب می‌کند. مثل دانش‌آموزی که یک سال درس می‌خواند، اما در جلسه‌ی امتحان، شماره‌ی پاسخ‌نامه را اشتباه می‌نویسد. یا مثل آشپزی که غذای خوشمزه‌ای می‌پزد، اما در آخر فراموش می‌کند به آن نمک بزند.

    پس «فوت کوزه‌گری» همان راز کار، نکته طلایی و مهارت نهایی است که بین موفقیت و شکست، تفاوت ایجاد می‌کند.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” بازی اشکنک داره سر شکستنک داره “ سری سر بزنید.

    فوت کوزه گری کنایه از چیست

    در این نوشته، با هم به بررسی معنا، پیشینه و مفهوم اصلی ضرب‌المثل قدیمی و ایرانی «فوت کوزه‌گری» می‌پردازیم. همراه ما باشید.

    فوت کوزه گری کنایه از چیست؟

    1- به چنین فردی می‌گویند که همه روش‌ها و اصول کار را می‌داند، اما آن راز و نکته ظریفی که به کارش ارزش و کیفیت می‌بخشد را بلد نیست. در واقع باید تمام ریزه‌کاری‌ها و فوت‌های کوزه‌گری را بداند.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” آب از سرچشمه گل آلود است “ به شما کمک خواهد کرد.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” چیزی که عوض داره گله نداره “ به شما کمک خواهد کرد.

    2- یعنی شخص همه چیز را می‌داند جز آن نکته اصلی و اساسی که مهم‌تر از بقیه است.

    ریشه و داستان ضرب المثل

    در یک روستا، کوزه‌گری زندگی می‌کرد که در کار خود بسیار استاد و چیره‌دست بود. هیچ‌کس در آن منطقه به مهارت او نبود. این کوزه‌گر یک شاگرد جوان داشت که نزد او کار می‌کرد و کمکش می‌داد. شاگرد، باهوش و بااستعداد بود و از استادش چیزهای زیادی یاد گرفته بود. به‌گونه‌ای که می‌توانست کوزه‌های زیبایی بسازد و همهٔ مردم روستا از کارش تعریف می‌کردند.

    روزگاری گذشت و شاگرد احساس کرد که همهٔ اصول کوزه‌گری را یاد گرفته است. به همین خاطر تصمیم گرفت از استاد جدا شود و برای خودش یک کارگاه مستقل راه بیندازد. دنبال بهانه می‌گشت تا از پیش استاد برود. یک روز با ناراحتی به استاد گفت: «من اینجا خیلی کار می‌کنم، ولی دستمزد کمی دریافت می‌کنم. با این شرایط نمی‌توانم ادامه دهم.»

    استاد که دل مهربانی داشت، دستمزد او را بیشتر کرد. اما چند وقت بعد، دوباره شاگرد گفت: «این مقدار حقوق کافی نیست. من از این کارگاه می‌روم.»

    استاد پرسید: «آیا کسی در این روستا هست که بیشتر از این به تو حقوق بدهد؟» شاگرد که می‌دانست حرف استاد درست است، سرش را پایین انداخت و گفت: «شما استاد بزرگی هستید، ولی من دوست دارم برای خودم کار کنم. فکر می‌کنم همهٔ رازهای کوزه‌گری را بلدم و برای همین یک کارگاه کوچک اجاره کرده‌ام.»

    استاد از این تصمیم ناراحت شد و از او خواست که پیشش بماند. اما جوان مصمم بود. با احترام خداحافظی کرد و رفت.

    شاگرد در کارگاه خود شروع به ساختن کاسه و کوزه کرد. اما هرچه سعی می‌کرد، نمی‌توانست به زیبایی و درخشندگی کارهای استاد، به ظرف‌ها رنگ و لعاب بدهد. با اینکه فکر می‌کرد همه چیز را درست انجام می‌دهد، نتیجه خوب نبود. پس یک روز یکی از کوزه‌هایش را برداشت و نزد استاد برگشت و کمک خواست.

    استاد با محبت از او استقبال کرد و گفت: «تمام مراحل ساختن این کوزه را برایم بگو.» جوان هم از اول تا آخر کار را شرح داد. استاد گفت: «اگر قول بدهی پیش من بمانی، آن نکتهٔ پنهانی که بلد نیستی را به تو یاد می‌دهم.» شاگرد قبول کرد و پیش استاد ماند.

    ماه‌ها گذشت. یک روز که شاگرد در کارگاه مشغول بود، از استاد خواست که آن راز اصلی را به او بیاموزد. استاد هم به قولش عمل کرد و او را به کنار کوره برد. وقتی می‌خواست کاسه‌ها را داخل کوره بگذارد، پیش از قرار دادن هر کدام، آن را فوت کرد و بعد داخل کوره گذاشت. سپس به شاگرد گفت: «تو این فوت کردن آخر را انجام نمی‌دادی. همین باعث می‌شد ظرف‌هایت آن جلوه و شفافیت را نداشته باشند.»

    شاگرد متعجب پرسید: «فوت کردن چه ربطی به زیبایی کوزه دارد؟»

    استاد پاسخ داد: «وقتی ظرف‌ها را کنار هم می‌چینی، پس از چند روز گرد و غبار روی آن‌ها می‌نشیند. اگر پیش از گذاشتن در کوره، این خاک‌ها را با یک فوت ساده پاک نکنی، تمام زحمتت از بین می‌رود و ظرف‌ها آن شفافیت و زیبایی را پیدا نمی‌کنند.»

    🔶 نتیجه: اعتماد بیش از حد به دانش خودمان می‌تواند به ضررمان تمام شود. گاهی چیزی کوچک و به نظر بی‌اهمیت را نمی‌دانیم و همین ندانستن باعث می‌شود کارمان آن کیفیت مورد نظر را نداشته باشد.