بلاگ

  • معنی کلمه Toss به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Toss به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Toss به فارسی با مثالهای کاربردی

    ساده گذشته فعل ماضی
    toss

    پرتاب کردن

    tossed

    پرتاب شد

    tossed

    پرتاب شده

    کلمه “toss” معنی‌ای شبیه به “پرتاب کردن” دارد.

    من توپ را به طرف پسرم پرتاب کردم.
    می‌توانی آن پیراهن را توی لباسشویی بیندازی.
    جرمی در طول مراسم کلیسا، کمی پول داخل بشقاب جمع‌آوری انداخت.
    آن کاغذ را دور نریز. برای بعدش نگهش دار.
    بازیکنانی که در زمین درگیر درگیری شدند، از بازی اخراج شدند.

    وقتی کسی برای خوابیدن مشکل دارد، می‌گوییم “toss” می‌کند. این حالت نشانه بی‌قراری است.
    مریم نمی‌توانست بخوابد. او تمام شب غلت زد و از این سو به آن سو شد.
    راجر به خاطر سوءهاضمه، دیشب مدام در رختخواب غلت می‌زد و جا به جا می‌شد.

    کلمه “toss” معمولاً برای توصیف درست کردن سالاد هم به کار می‌رود. در این حالت، “toss” معنایی نزدیک به “مخلوط کردن” دارد.
    بعد از این که کاهو و سبزیجات را داخل کاسه ریختید، آن‌ها را با هم به خوبی مخلوط کنید تا کاملاً قاطی شوند.
    من برای ناهار، یک سالاد مخلوط با سس رنچ خوردم.

    وقتی می‌خواهیم در مورد سرنوشت چیزی تصمیم بگیریم یا یک انتخاب سخت انجام دهیم، گاهی آن را به پرتاب سکه واگذار می‌کنیم:
    وقتی سکه را به هوا پرتاب می‌کنم، بگو “پشت” یا “رو”.
    جان پرتاب سکه را باخت، به همین خاطر تمام مسیر تا شیکاگو را او راند، در حالی که دوستش دن، در صندلی کنار چرت می‌زد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” آمدم ثواب کنم، کباب شدم “

    معنی ضرب المثل ” آمدم ثواب کنم، کباب شدم “

    گاهی پیش می‌آید که آدم با نیت خوب و قصد کمک به کاری وارد می‌شود، اما در پایان نه تنها نتیجه‌ای نمی‌گیرد، بلکه خودش هم آسیب می‌بیند. این دقیقاً همان مفهومی است که در ضرب‌المثل “آمدم ثواب کنم، کباب شدم” پنهان است.

    این جمله به موقعیتی اشاره دارد که فرد با انگیزه‌ای خیرخواهانه و برای انجام کار نیک پیشقدم می‌شود، اما برخلاف انتظار، وضعیت به ضرر او تمام می‌شود و مشکلاتی برایش به وجود می‌آید. در واقع، او به جای گرفتن پاداش، خودش در آتش مشکل می‌سوزد.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” ماستی که ترشه از تغارش پیداست “.

    این ضرب‌المثل معمولاً در شرایطی به کار می‌رود که شخص از نتیجهٔ عملش ناراضی است و احساس می‌کند به جای سود، ضرر کرده است. مانند کسی که برای آشتی دادن دو نفر میانجیگری می‌کند، اما در نهایت خودش از هر دو طرف سرزنش می‌شود.

    معنی آمدم ثواب کنم، کباب شدم

    در این نوشته، می‌خواهیم معنی و مفهوم واقعی این ضرب‌المثل کهن ایرانی را بررسی کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.

    معنی آمدم ثواب کنم، کباب شدم چیست؟

    ۱- یعنی تصمیم گرفتم کار خوبی انجام دهم تا پاداش بگیرم، اما نه تنها نتیجه خوبی نداشت، بلکه باعث دردسر هم شد!

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” عطایش را به لقایش بخشیدم “.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” خر تو خر شدن “ به شما کمک خواهد کرد.

    ۲- اگر به معنای سطحی این ضرب‌المثل نگاه کنیم، وقتی کسی کار نیکی انجام می‌دهد، قطعاً پاداش آن را خواهد گرفت؛ یعنی نزد خداوند اجر و پاداشش ذخیره می‌شود. پاداش کارهای نیک، بهشت است. اما وقتی فرد مرتکب اشتباهی بزرگ می‌شود و از راه راست خارج می‌گردد، نتیجه آن جهنم خواهد بود؛ جایی که آتش دارد و عارفان می‌گویند انسان را می‌سوزاند و کباب می‌کند.
    ما در اینجا درباره این که چه کسی سزاوار جهنم و سوختن در آتش است صحبت نمی‌کنیم، چون نمی‌توانیم برای هیچکس حکم بهشت یا جهنم صادر کنیم!
    این توضیح فقط برای این بود که شما با مفهوم “ثواب” و “کباب” بیشتر آشنا شوید. 🙃

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” لاف در غریبی، آواز در بازار مسگرها “ را بخوانید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” عاقبت حق به حقدار رسید “.

    ۳- در گفتگوهای روزمره زیاد از این ضرب‌المثل استفاده می‌شود. مثلاً فرض کنید فردی را می‌بینید که ظاهرش بسیار درمانده و نیازمند است. دلتان برایش می‌سوزد و برای انجام وظیفه انسانی و کسب پاداش، به او کمک می‌کنید. اما بعداً متوجه می‌شوید که او یک دزد بوده و وقتی مشغول کمک کردن بودید، کیف پولتان را دزدیده است. در این موقعیت می‌گویید: آمدم ثواب کنم، کباب شدم! یعنی با قصد نیک آمدم، اما خودم را به دردسر انداختم.

    🔶 یا مثلاً می‌خواهید دو نفر را که با هم قهر هستند، آشتی دهید. اما با میانجیگری شما نه تنها صلحی صورت نمی‌گیرد، بلکه رابطه آنها بدتر می‌شود و حتی از شما هم شکایت می‌کنند!

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” این حرف ها برای فاطی تنبون نمیشه “ را مطالعه کنید.

    🔶 البته همیشه این‌طور نیست که نتیجه کار خوب، دردسر باشد! گاهی این اتفاق به دلیل مدیریت نادرست خودمان رخ می‌دهد. باید بدانیم چه کاری را، در چه شرایطی و چگونه انجام دهیم.
    با این حال، اگر نیت شما خیر باشد و در دنیا نتیجه‌اش برایتان دردسر شود، خداوند به قلب و نیت پاک شما توجه می‌کند و قطعاً پاداش خود را از او دریافت خواهید کرد، حتی اگر در این دنیا آسیب دیده باشید. 😉

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل ” آدم ناشی سرنا را از سر گشاد آن می زند “ بیابید.

    پیشنهاد: ضرب‌المثل‌های بیشتری بخوانید.
    اختصاصی – آنبین

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” زهی خیال باطل “ پیدا کنید.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” آش کشکه خالته بخوری پاته نخوری پاته “ را بخوانید.

  • معنی کلمه Totally به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Totally به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Totally به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “کلا” یک واژه است که کاربردهایی شبیه به “very” و “really” دارد. همچنین معنی آن نزدیک به “completely” و “entirely” است.

    مثال‌ها:
    ماشین در آن سانحه کاملاً نابود شد.
    این قرارداد به‌طور کامل غیرقابل پذیرش است.
    کار پروژه به تمامی به پایان رسیده است.
    آیا از خریدتان کاملاً راضی هستید؟
    اتاق درس در زمان امتحان کاملاً ساکت بود.

    این واژه در میان جوانان طرفدار زیادی دارد. معمولاً در گفتگوهای روزمره و محاوره از آن استفاده می‌شود:

    مثلاً:
    آن فیلم واقعاً فوق‌العاده بود.
    باب در اجرای آن آهنگ کاملاً شکست خورد.
    نگوین می‌گوید با اینکه امشب با هم بیرون نمی‌رویم، کاملاً مشکلی ندارد.

    همچنین می‌توانید به تنهایی و برای تأیید حرف طرف مقابل از “کلا” استفاده کنید:

    الف: این غذای تایلندی عالی است!
    ب: کلا! (یعنی: کاملاً موافقم!)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Touch به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Touch به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Touch به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی با انگشتان خود چیزی را حس می‌کنید، می‌گوییم آن را “لمس” کرده‌اید.

    اگر این را لمس کنی، می‌فهمی چقدر نرم است.
    به آن دست نزن! خیلی داغ است.
    او بینی خود را لمس کرد و متوجه شد سرد است.
    این قطعه سنگ مرمر را لمس کن و ببین چقدر سفت است.
    مادر به بچه‌هایش گفت که به هیچ چیز داخل فروشگاه دست نزنند.
    برای تماس گرفتن باید شماره‌ها را روی صفحه نمایش لمس کنی.

     
    گاهی هم از کلمه “لمس” برای بیان تأثیر احساسی یک موقعیت استفاده می‌شود.

    او از محبتش تحت تأثیر قرار گرفت.
    زنی که در محله‌اش داوطلب شده بود، زندگی افراد زیادی را تحت تأثیر قرار داد.

     
    در ادامه چند عبارت رایج که با “لمس” ساخته می‌شوند را می‌بینید:

    بیایید با هم در ارتباط باشیم. (یعنی با تلفن، ایمیل، اسکایپ و… با هم در تماس بمانیم.)
    فردا با تو تماس می‌گیرم/صحبت می‌کنم. (یعنی فردا دوباره باهم حرف می‌زنیم.)
    معلم در کلاس به آن موضوع اشاره کرد. (یعنی معلم کمی در مورد آن موضوع صحبت کرد.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده‌اند، مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” برو آنجا كه عرب نی انداخت “

    معنی ضرب المثل ” برو آنجا كه عرب نی انداخت “

    این ضرب‌المثل برای زمانی به کار می‌رود که می‌خواهیم به کسی بفهمانیم از جایی که سودی برایش ندارد و هیچ بهره‌ای از آن نمی‌برد، دور شود و برود جایی که در آنجا فایده و منفعتی برایش وجود دارد.

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” حاجی حاجی مکه “ را مطالعه کنید.

    در گذشته و در زندگی عشایری، عرب‌ها برای اینکه بتوانند در بیابان زندگی کنند، نیاز به آب داشتند. آن‌ها برای پیدا کردن آب، چاهی حفر می‌کردند. وقتی که آب چاه تمام می‌شد یا چاه خشک می‌شد، دیگر دلیلی برای ماندن در آنجا نداشتند. پس با گفتن این جمله به یکدیگر، یعنی “برو آنجا که عرب نی انداخت”، همدیگر را راهنمایی می‌کردند تا به جای بهتری که آب دارد و می‌توان در آن زندگی کرد، کوچ کنند.

    بنابراین، این مثل به ما یادآوری می‌کند که اگر در جایی هستیم که هیچ سودی برایمان ندارد، بهتر است آنجا را ترک کنیم و به سراغ مکانی برویم که امکان پیشرفت و بهره‌وری برایمان فراهم است.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل ” شاه می بخشه شیخ علی خان نمی بخشه “ بیابید.

    مقاله معنی ضرب المثل ” در جایی که سگ صاحبش را نمی شناسد “ حاوی اطلاعات جامعی است.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” بدتر از کوری بی‌شعوری “ مراجعه کنید.

    برو آنجا كه عرب نی انداخت

    در این نوشته، می‌خواهیم ببینیم این ضرب‌المثل کهن ایرانی چه معنایی دارد و از کجا آمده است. در ادامه با ما همراه باشید تا با مفهوم اصلی این گفته آشنا شوید.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” برو کشکت را بساب “ سر بزنید.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره ضرب المثل های سخت برای اجرای پانتومیم بیابید.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” کشتی هایش غرق شده “ به شما کمک خواهد کرد.

    برو آنجا كه عرب نی انداخت کنایه از چیست؟

    یعنی برو جایی که گم بشی و پیدایت نشود! یا به زبان خودمانی، “بروی و دیگر بازنگردی” 😁

    – کسی را به دنبال کار غیرممکن یا چیزی که وجود ندارد فرستادن!

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” یک شب هزار شب نمیشه “ را بخوانید.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” با یک غوره سردیش می‌کنه با یک مویز گرمیش “ به شما کمک خواهد کرد.

    ریشه ضرب المثل

    در روزگاران قدیم که خبری از ساعت و زمان‌سنج نبود، مردم شبه جزیره عربستان با دشواری زیادی برای تشخیص زمان روبرو بودند. این منطقه بیشتر بیابانی صاف و بدون کوه بود و تعیین دقیق روز و شب کار آسانی نبود.

    در آن زمان، افرادی بودند که به بیابان‌های دور از شهر و آبادی می‌رفتند و نی‌ها یا نیزه‌هایی را به سمت آسمان پرتاب می‌کردند. اگر نور خورشید به این نی‌ها می‌خورد، آن وقت را روز می‌دانستند. تشخیص زمان برای انجام کارهای دینی مانند حج بسیار مهم بود.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” عاقبت گرگ زاده گرگ شود “ را بخوانید.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” کوری عصاکش کور دگر شود “ را مطالعه کنید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” دست تو پوست گردو گذاشتن “.

    از آنجا که این کار در بیابان و دور از مناطق مسکونی انجام می‌شد، به تدریج این ضرب‌المثل میان مردم رواج یافت که وقتی می‌خواهند کسی را به جایی خشک و بی‌آب و علف بفرستند، یا جایی که از دستش راحت شوند، می‌گویند: «برو جایی که عرب نی انداخت». در واقع این جمله به طور غیرمستقیم یعنی برو و دیگر اینجا نباش.

    🏃‍♂
    پیشنهادی: ضرب‌المثل‌های بیشتری بخوانید.
    اختصاصی-آنبین

  • معنی کلمه Tough به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Tough به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Tough به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “tough” یک صفت است که برای توصیف چیزی یا کسی که سخت، دشوار یا چالش‌برانگیز است به کار می‌رود. (توجه داشته باشید که حروف “gh” در انتهای آن مانند “f” خوانده می‌شود.)

    **در موقعیت‌های مختلف:**

    * آن امتحان واقعاً سخت بود.
    * امتحان دشواری بود.
    * همه می‌گویند آقای نلسون در نمره دادن سخت‌گیر است. (کسب نمره‌ی بالا از او کار آسانی نیست.)
    * او با دانش‌آموزانش بسیار سخت‌گیری می‌کند.
    * شکست دادن تیم فوتبال برزیل کار بسیار مشکلی است.
    * این بازیکنان، رقبای سرسختی هستند.
    * راشل شغل پرزحمتی دارد.
    * کسانی که به زندان می‌روند، روزهای سختی در پیش دارند. (راه سخت = دوران دشوار)
    * انجام این تکلیف خانگی نباید کار خیلی سختی باشد.
    * هرچه سن‌تان بالاتر می‌رود، یادگیری زبان انگلیسی دشوارتر می‌شود.

    **در مورد غذا:**

    وقتی گوشت زیاد پخته شود یا کیفیت خوبی نداشته باشد، می‌گوییم “tough” شده است.

    * این استیک سفت است.
    * این مرغ برای مدت زیادی روی گریل مانده و الآن سفت شده.
    * من گوشت بز دوست دارم، اما کمی سفت است.
    * اگر می‌خواهید گوشت‌تان نرم باشد و سفت نشود، قبل از پخت آن را در سس مخصوص بخوابانید. (کلمه “tender” نقطه‌ی مقابل “tough” است.)

    **عبارات رایج:**

    * **When the going gets tough, the tough get going.** (وقتی شرایط سخت می‌شود، افراد سخت‌کوش و مقاوم، دست به کار می‌شوند. در این جمله، دومین “tough” به عنوان یک اسم به کار رفته است.)
    * **You’ll have to tough it out.** (تو باید از این شرایط سخت عبور کنی. در این مثال “tough” به عنوان فعل استفاده شده.)
    * **That’s tough.** (خب که چی؟ / من برایت متأسف نیستم.)
    * **You think you’re so tough.** (فکر می‌کنی خیلی سخت و قوی هستی؟ – در حالی که واقعاً اینطور نیستی.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” نان به نرخ روز خوردن “

    معنی ضرب المثل ” نان به نرخ روز خوردن “

    “نان به نرخ روز خوردن” ضرب‌المثلی است که در مورد افرادی به کار می‌رود که اصول ثابت و باورهای راسخی ندارند. این افراد مانند عقربه‌ی بادسنج، همیشه جهت خود را با شرایط و افراد قدرتمند هماهنگ می‌کنند.

    در این مقاله معنی ضرب المثل ” به مرگ گرفته به تب راضی بشه “ اطلاعات مفیدی آمده است.

    این اشخاص برای منافع شخصی و موقعیت‌momentary خود، به راحتی با هر گروهی همراه می‌شوند و موافق آنها صحبت می‌کنند. آنها یک ثبات فکری ندارند و مانند کشتی‌ای هستند که با هر بادی تغییر مسیر می‌دهد. هدف اصلی این افراد، حفظ موقعیت و به دست آوردن نفع مادی است، حتی اگر برای این کار مجبور باشند با همه جور آدمی کنار بیایند و از اصول خود کوتاه بیایند.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” شتر دیدی ندیدی ” + داستان و شعر را مطالعه کنید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” هر سخنی جایی و هر نکته مکانی دارد “ را از دست ندهید.

    در حقیقت، این مثل افرادی را توصیف می‌کند که برای “نان” روزانه خود، حاضرند هر تغییری در رفتار و عقیده خود بدهند و مانند یک سایه، همیشه پشت سر افراد با نفوذ و صاحب قدرت حرکت کنند.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” سر پیری و معرکه گیری “ مراجعه کنید.

    نان به نرخ روز خوردن

    در این نوشته، می‌خواهیم به سراغ یکی از ضرب‌المثل‌های کهن و پرمعنی ایرانی برویم. در ادامه با مفهوم، پیشینه و چیستی این عبارت آشنا خواهید شد. با ما همراه باشید.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” مویی از خرس کندن غنیمت است “ به شما کمک خواهد کرد.

    نان به نرخ روز خوردن کنایه از چیست؟

    این ضرب‌المثل در مورد افرادی به کار می‌رود که همیشه به دنبال سود شخصی خود هستند. این گونه افراد در هر موقعیتی فقط به فکر منافع خودشان هستند، حتی اگر این کار به دیگران آسیب بزند. این رایج‌ترین معنای این ضرب‌المثل است.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” آواز دهل از دور خوش است “.

    معنای دیگری هم دارد که به افرادی اشاره می‌کند که خودشان را با شرایط مختلف وفق می‌دهند و همیشه طبق قوانین عمل می‌کنند. پایبندی به اصول و قانون‌شکنی نکردن است که در نهایت باعث سودمند شدن آن‌ها می‌شود.

    اما با در نظر گرفتن معنای اول و رایج‌تر، این ضرب‌المثل بیشتر برای کسانی استفاده می‌شود که در زمان‌های سخت اقتصادی، با توجه به مقام و موقعیتی که دارند، به افرادی که زیردست آن‌ها هستند توجهی نمی‌کنند. آن‌ها در هر موقعیتی با تملق و دورویی سعی می‌کنند جایگاه خود را حفظ کنند. برای این افراد، حق یا باطل بودن یک موضوع اهمیتی ندارد. آن‌ها مانند “حزب باد” هستند و به هر سمتی که باد منفعتشان را تأمین کند، می‌روند.

    به طور خلاصه، این ضرب‌المثل فردی را توصیف می‌کند که سودجو، منفعت‌طلب و خودخواه است.

  • معنی کلمه Tow به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Tow به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Tow به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر خودرویی خراب باشد یا برخلاف مقررات در جایی پارک شده باشد، ممکن است نیاز به “بکسل” پیدا کند.

    ماشین من روشن نمی‌شود و دلیلش را نمی‌دانم. شاید لازم باشد آن را بکسل کنند.
    سارا به دلیل اینکه ماشینش در کنار جاده از کار افتاد، یک ماشین بکسل درخواست کرد.
    راننده‌ی ماشین بکسل، مدت کوتاهی پس از تماس او رسید.
    اگر خودروی خود را برای مدت طولانی در خیابان رها کنید، شهرداری آن را بکسل خواهد کرد. (در این جمله، “بکسل” به عنوان یک فعل به کار رفته است.)
    جو، وقتی خودروی دوستش به داخل یک گودال کنار جاده افتاد، آن را با ماشین خود بکسل کرد.

     
    موارد دیگری هم وجود دارد که از کلمه “بکسل” استفاده می‌شود.

    یک قایق یدک‌کش، قایق‌های دیگر را بکسل می‌کند.
    برخی از قایق‌هایی که توسط یک یدک‌کش کشیده می‌شوند، بسیار بزرگ هستند.
    اسکی‌بازان می‌توانند به جای بالا رفتن از پیاده از تپه، توسط یک وسیله به بالای تپه اسکی بکسل شوند.
    این اسکی‌بازان و اسنوبردسواران در حال نگه داشتن یک تسمه یا طناب بکسل هستند.

    نکته: کلمه “tow” (بکسل) دقیقاً شبیه کلمه “toe” (انگشت پا) تلفظ می‌شود.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی ضرب المثل ” از حق تا ناحق چهار انگشت فاصله است “

    معنی ضرب المثل ” از حق تا ناحق چهار انگشت فاصله است “

    گاهی فاصله بین درست و نادرست، بسیار کم است. ضرب‌المثلی قدیمی وجود دارد که می‌گوید: «از حق تا ناحق، چهار انگشت فاصله است.» 👋

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” سنگ تمام گذاشتن “ را مطالعه کنید.

    این جمله به ما یادآوری می‌کند که گاهی مرز بین کار درست و اشتباه، به اندازه فاصله بین گوش و چشم ماست. یعنی قبل از انجام هر کاری، باید خوب فکر کنیم و با دیدن و شنیدن حقایق، راه درست را انتخاب کنیم تا از انجام کار نادرست جلوگیری شود.

    از حق تا ناحق چهار انگشت فاصله است

    در این نوشته، می‌خواهیم ببینیم این ضرب‌المثل کهن و پرمعنی ایرانی از کجا آمده و دقیقاً چه مفهومی دارد. در ادامه با ما همراه باشید.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” آنقدر مار خورده تا افعی شده “ مراجعه کنید.

    مقاله معنی ضرب المثل ” گندم از گندم بروید جو ز جو “ حاوی اطلاعات جامعی است.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” از دل برود هر آنکه از دیده برفت “.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه ” + داستان.

    مقاله معنی ضرب المثل کلاغ و کبک + داستان و شعر حاوی اطلاعات جامعی است.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” آستین نو بخور پلو “ ادامه دهید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” چو خواهی که نامت نماند نهان “ را از دست ندهید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” پا را از گلیم خود درازتر کردن “ را از دست ندهید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” بخور و بخواب کار من است خدانگهدار من است “ را بخوانید.

    از حق تا ناحق چهار انگشت فاصله است یعنی چه؟

    این سخن حکیمانه از گفتار پرنور حضرت علی (علیه السلام) برگرفته شده است. ایشان در خطبه ۱۴۱ نهج البلاغه می‌فرمایند:
    «مراقب باشید آنچه را مردم پشت سر افراد می گویند، نپذیرید ( از شنیدن غیبت، برحذر باشید) سخنان باطل فراوان است، ولی سخنان باطل از بین رفتنی است، و آنچه می ماند كردار انسان است. چرا كه خدا شنوا و شاهد است، بدانید كه بین حق و باطل، بیش از چهار انگشت، فاصله نیست.»

    مقاله معنی ضرب المثل ” خود کرده را تدبیر نیست ” + داستان منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    یکی از شنوندگان پرسید: چطور بین راست و دروغ فقط به اندازه چهار انگشت فاصله است؟
    امام (علیه السلام) انگشتان خود را کنار هم گذاشت و بین گوش و چشم خود قرار داد و فرمود:
    « الباطل ان تقول سمعت، والحق ان تقول رایت؛ باطل آن است كه بگویی شنیدم، و حق آنست كه بگویی دیدم»

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” با گرگ دنبه ميخوره، با چوپان گريه ميكنه “ را از دست ندهید.

    پس معنای این سخن کاملاً روشن می‌شود: فاصله بین گوش و چشم انسان حدوداً به اندازه چهار انگشت است. حق این است که انسان چیزی را با چشمان خود ببیند و سپس باور کند، اما ناحق آن است که خودش ندیده باشد، فقط از دیگران بشنود و آن را بپذیرد.

    در بسیاری از سفارش‌های دینی آمده که اگر اشتباه برادر ایمانی‌ات را دیدی، آن را نادیده بگیر و خودت را به غفلت بزن. حالا تصور کن کسی خودش آن کار نادرست را ندیده، اما حرف دیگران را می‌شنود و بی‌چون و چرا باور می‌کند. این کار درستی نیست. از این هم بدتر، وقتی است که آن خبر نادیده و فقط شنیده شده را بین مردم پخش کند. در این صورت، حقوق مردم به گردن او می‌افتد که بسیار سنگین است و اگر جبران نکند، باید از پیامدهای آن بترسد.

  • معنی کلمه Toy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Toy به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Toy به فارسی با مثالهای کاربردی

    اسباب‌بازی وسیله‌ای است که بچه‌ها با آن بازی می‌کنند.

    کودکان دوست دارند با اسباب‌بازی‌ها بازی کنند.
    اسباب‌بازی‌ها به بچه‌ها کمک می‌کنند تا دنیای اطراف خود را بهتر بشناسند.
    زمانی که من یک پسر بچه بودم، یک دوربین اسباب‌بازی داشتم.
    اسباب‌بازی‌های “تیکر تویز” و “لینکلن لاگز” در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ بسیار پرطرفدار بودند.
    از دیگر اسباب‌بازی‌های محبوب می‌توان به مکعب‌های خانه‌سازی، عروسک‌های شخصیت و عروسک‌های معمولی اشاره کرد.
    بعضی از پدر و مادرها به فرزندان خود اجازه نمی‌دهند با اسلحه‌های اسباب‌بازی یا هر وسیله بازی دیگری که شبیه به جنگ‌افزار است بازی کنند.
    این روزها بعضی از کودکان به جای اسباب‌بازی‌های معمولی، با دستگاه‌های الکترونیکی بازی می‌کنند.

     
    این کلمه کاربردهای دیگری هم دارد. گاهی از کلمه “توی” برای اشاره به وسایل گران‌قیمتی که متعلق به بزرگسالان است استفاده می‌شود.

    اسباب‌بازی جدید جیسون یک موتورسیکلت هارلی دیویدسون است.
    زیرزمین خانه کوئنتین پر از وسایل الکترونیکی مختلف است.
    “کسی که در زمان مرگ بیشترین اسباب‌بازی‌ها را داشته باشد، برنده است.” (این یک عبارت است به این معنی که کسی که تا پایان عمرش دارایی‌های مادی ارزشمند بیشتری جمع کرده باشد، در مقایسه با دیگران برنده محسوب می‌شود.)

     
    کلمه “توی” گاهی به عنوان صفت برای توصیف چیزهای بسیار کوچک به کار می‌رود.

    سارا یک سگ پودل مینیاتوری دارد. (این نژاد از سگ پودل بسیار کوچک است.)
    نژادهای سگ‌های کوچک و مینیاتوری در بین افرادی که به دنبال یک سگ بسیار کوچک هستند محبوبیت زیادی دارند.
    سگ نژاد چیواوا نوعی سگ مینیاتوری محسوب می‌شود.

     
    وقتی از کلمه “توی” به عنوان فعل استفاده می‌شود، دو معنی اصلی دارد: می‌تواند به معنای اذیت کردن یا شوخی کردن با کسی باشد، یا به معنای بررسی کردن و فکر کردن به یک امکان:

    جو و سامانتا در حال فکر کردن درباره این هستند که یک استخر در حیاط پشتی خانه‌شان بسازند.
    باب به این فکر کرده که یک سال را در چین بگذراند، اما حالا در عوض دارد امکان یک سال اقامت در ویتنام را بررسی می‌کند.
    رئیس شرکت دوست دارد با کارمندانش بازی کند و با دادن امید افزایش حقوق، آن‌ها را سرگرم کند.
    هی، من فقط با تو شوخی می‌کنم. (حرفی که زدم جدی نبود.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.