بلاگ

  • معنی ضرب المثل ” این تو بمیری از آن تو بمیری ها نیست “

    معنی ضرب المثل ” این تو بمیری از آن تو بمیری ها نیست “

    این ضرب‌المثل در موقعیت‌هایی به کار می‌رود که بخواهیم بگوییم یک موضوع، آن‌قدرها هم که دیگران فکر می‌کنند ساده یا بی‌اهمیت نیست. وقتی کسی خطر یا پیچیدگی کاری را دست کم می‌گیرد، با این جمله به او هشدار می‌دهیم که “ماجرا جدی‌تر از این حرف‌هاست”.

    این مثل به ما یادآوری می‌کند که بعضی اتفاقات، شوخی بردار نیستند و ممکن است عواقب جدی به دنبال داشته باشند. پس بهتر است قبل از قضاوت یا اقدام، با دقت و واقع‌بینی بیشتری به قضایا نگاه کنیم.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” گز نکرده پاره کردن “ را مطالعه کنید.

    این تو بمیری از آن تو بمیری ها نیست

    در این نوشته، به بررسی معنا، پیشینه و مفهوم بنیادی این ضرب‌المثل کهن ایرانی می‌پردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.

    معنی این تو بمیری از آن تو بمیری ها نیست چیست؟

    1- منظور این است که اگر قبلاً حرفش را شوخی می‌گرفتید، حالا کاملاً جدی است. این جمله نشان می‌دهد که مخاطب این بار واقعاً قصدش را جدی می‌گیرد.

    2- از این ضرب‌المثل وقتی استفاده می‌شود که کسی قبلاً تهدیدی کرده، اما دیگران آن را شوخی پنداشته‌اند. حالا کسی که می‌داند تهدید جدی بوده، با گفتن این جمله به بقیه هشدار می‌دهد.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” یک ستاره توی آسمان ندارد “ را مطالعه کنید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” ماست ها را کیسه کردند “ را از دست ندهید.

    3- گاهی فرد وقتی از موضوعی خشمگین است و می‌خواهد دیگران را از عواقب کارشان آگاه کند، این عبارت را به کار می‌برد. یعنی: “تهدید مرا جدی بگیرید، وگرنه پشیمان خواهید شد!”

    مقاله معنی ضرب المثل ” در پوست خود نمی گنجد “ حاوی اطلاعات جامعی است.

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” از تو عباسی از من رقاصی “ را مطالعه کنید.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” زردآلو را برای هسته اش می خورد “ ادامه دهید.

    4- این بار شرایط متفاوت است؛ نباید آن را با گذشته مقایسه کرد.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” دل که پاک است، زبان بی‌باک است “ به شما کمک خواهد کرد.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” گوسفند به فکر جونه قصاب به فکر دنبه “ سری سر بزنید.

    5- یعنی طرف دیگر شوخی‌پذیر نیست و باید مراقب بود تا حساسیت او برانگیخته نشود.

    مقاله معنی ضرب المثل ” نیکی و پرسش “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    6- این بار اوضاع با دفعات قبل فرق دارد.

  • معنی کلمه Trace به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Trace به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Trace به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “ردیابی” به معنای نشانه یا مدرکی است که ثابت می‌کرد چیزی وجود داشته است.
    وقتی چیزی را لمس می‌کنید، اثر انگشت‌تان یک نشانه از خود باقی می‌گذارد.
    پژوهشگران در سایر سیارات به دنبال نشانه‌هایی از زندگی می‌گردند.
    مقادیری آرسنیک در آب آشامیدنی مشاهده شد. (حتی مقدار کم آرسنیک هم می‌تواند مضر باشد!)
    هر فردی که در اینترنت جستجو می‌کند، نوعی رد از خود به جای می‌گذارد.
    آن مرد ناپدید شد و هیچ نشانه‌ای از خود برجا نگذاشت.
    هیچ اثری از آن زن که به شکل اسرارآمیزی محو شد، پیدا نیست. (او هیچ مدرک یا نشانه‌ای از ناپدید شدن خود باقی نگذاشته است.)

    کلمه trace نیز به عنوان فعل استفاده می شود:

    ساده گذشته فعل ماضی
    trace

    ردیابی کردن

    traced

    ردیابی شد

    traced

    ردیابی شده است

    کوین می‌تواند اصل و نسب خانواده خود را تا کشورهای آلمان و هلند دنبال کند. (trace = برگشتن به گذشته برای پیدا کردن ریشه و مبدأ)
    مأموران پلیس توانستند تماس تلفنی آدم‌رباها را ردیابی کنند و آن‌ها خیلی زود دستگیر شدند.
    وقتی متوجه شدم گوشی موبایلم گم شده، سعی کردم مسیری که قبلاً رفته بودم را دوباره بررسی کنم. (retrace یعنی دوباره از جایی که قبلاً گذر کرده‌ای بازگردی.)

    علاوه بر این، trace کردن به این معنا هم هست که فرد یک کاغذ نازک را روی یک تصویر قرار دهد و سپس با دنبال کردن خطوط تصویر زیرین، طرح آن را بکشد.
    یک نفر،轮廓 سر یک مرد را کشید.
    بعد از کشیدن轮廓 سر، جزئیات صورت کامل شد.
    کارآگاهان جسد مردی را که در خیابان کشته شده بود، شناسایی کردند.
    یادگیری روش trace کردن برای کسانی که تازه می‌خواهند طراحی یاد بگیرند، مفید است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” غوره نشده مویز شده “

    معنی ضرب المثل ” غوره نشده مویز شده “

    این ضرب‌المثل برای کسانی به کار می‌رود که در سن و موقعیتی هستند که باید تازه‌کار و بی‌تجربه به حساب بیایند، اما در عمل، خود را بسیار با‌تجربه و بزرگ‌منش نشان می‌دهند و ادای افراد پخته و سال‌خورده را در می‌آورند.

    به بیان دیگر، این مثل اشاره به افرادی دارد که هنوز ظرفیت و تجربهٔ لازم را به دست نیاورده‌اند، ولی چنان رفتار می‌کنند که گویی سال‌ها زندگی کرده و بر همه چیز مسلط هستند. آن‌ها پیش از آنکه مرحلهٔ نارس و جوانی (غوره) را به طور کامل پشت سر بگذارند، خود را رسیده و کامل (مویز) جا می‌زنند.

    این عبارت معمولاً با نگاهی انتقادی و گاهی همراه با تمسخر به کار می‌رود و بی‌تجربگیِ پنهان شده زیر نقاب بزرگی و ادعای زیاد را به تصویر می‌کشد.

    معنی غوره نشده مویز شده

    در این نوشته، با مفهوم، پیشینه و معنای اصلی این ضرب‌المثل کهن ایرانی آشنا خواهید شد. در ادامه با ما همراه باشید.

    معنی غوره نشده مویز شده چیست؟

    1- این جمله به افرادی گفته می‌شود که انتظار دارند بدون تلاش و گذراندن مراحل سخت، به موفقیت‌های بزرگ برسند. مانند کسی که می‌خواهد راهی طولانی را یک‌شبه طی کند، غافل از اینکه باید توانایی‌های خود را تقویت کند و از مشکلات به عنوان پلی برای رسیدن به اهدافش استفاده نماید.

    2- به این معنا که انسان باید درس‌های زیادی از زندگی بیاموزد و تجربه‌های فراوانی کسب کند تا کم‌تجربگی و ناپختگی‌اش از بین برود.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” آب رفته به جو بر نمی گردد “ را حتماً بخوانید.

    3- گاهی این ضرب‌المثل خطاب به جوانانی به کار می‌رود که با وجود کم‌تجربگی، ادعاهای بزرگ دارند.

    ریشه و داستان ضرب المثل

    حکایت شده که روزی ملک‌الشعرای بهار، شاعر نامدار، در جمعی حضور داشت. حاضران برای امتحان کردن هنر او، چهار کلمه انتخاب کردند و خواستند که با آن‌ها یک رباعی بسراید.
    کلمه‌ها این‌ها بودند: خروس، انگور، درفش و سنگ.
    بهار بی‌درنگ گفت:

    > برخاســـت خروس صبح برخیز ای دوست
    > خون دل انگور فکن در رگ و پوسـت
    > عشق من و تو صحبت مشت است و درفش
    > جور دل تو صحبت سنگ است و سبوست

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” آن چه بر خود نمی پسندی بر دیگران هم نپسند “ پیدا کنید.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” آب دریا به دهن سگ نجس نمی‌ شود “ را بخوانید.

    جوانی کم‌تجربه که در آن مجلس بود، گفت: این کلمات از قبل انتخاب شده بودند، قبول نیست! اگر راست می‌گویید، من چهار کلمه جدید انتخاب می‌کنم و شما باید با آن‌ها شعر بگویید.
    سپس این چهار کلمه را نام برد: آئینه، اره، کفش و غوره.
    بی‌گمان، استفاده از این کلمات ناهمگون در یک رباعی کار آسانی نبود، اما ملک‌الشعرا اینگونه سرود:

    > چون آینه نور خیز گشـتی احسنت
    > چون اره به خلق تیـز گشتی احسنت
    > در کفش ادیبان جهان کردی پای
    > غوره نشده مویز گشتی احسنــت

    پیشنهادی: آشنایی با ضرب‌المثل «گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی»

  • معنی کلمه Track به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Track به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Track به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “مسیر” معمولاً به یک راه ثابت اشاره دارد که جهت حرکت اشیا یا افراد را مشخص می‌کند.

    یک قطار روی ریل حرکت می‌کند.
    مردم و حیوانات در یک مسیر مشخص می‌دوند.
    رانندگان در یک پیست مسابقه با هم رقابت می‌کنند.

     
    همچنین، از کلمه “مسیر” برای اشاره به درستی یا نادرستی یک جهت یا تصمیم استفاده می‌شود:

    شرکت ما احساس می‌کند در مسیر نادرستی قرار گرفته است. (یعنی جهت کلی شرکت مناسب نیست.)
    اقتصاد یونان از مسیر اصلی خود خارج شد. (یعنی مشکل پیش آمده است.)
    پاسخ خوبی دادی. تو در مسیر درستی قرار داری.
    ردپاهای روی برف، مسیر حرکت آهو را نشان می‌داد. (منظور از ردپا، اثری است که پای حیوان روی سطوح نرمی مانند خاک، گل یا برف به جای می‌گذارد.)

     
    وقتی این کلمه به صورت فعل به کار می‌رود، معمولاً به معنای دنبال کردن چیزی یا کسی است:

    مدرسه پیشرفت دانش‌آموزان را با سیستم نمره‌دهی زیر نظر می‌گیرد.
    پلیس فردی را که مرتکب قتل شده دنبال می‌کند.
    بیل هر روز وضعیت سرمایه‌گذاری‌هایش را چک می‌کند. (keep track = زیر نظر گرفتن)
    زیر نظر گرفتن فرزندان مهم است. همیشه باید بدانید کجا هستند. (“keep track” در اینجا یک اصطلاح است.)

     
    یک کاربرد دیگر کلمه “Track” به عنوان اسم، مربوط به موسیقی و فیلم است؛ به بخشی از یک اثر صوتی در آلبوم یا فیلم گفته می‌شود.

    فیلم جنگ ستارگان یک موسیقی متن بسیار به‌یادماندنی دارد.
    ما آخر هفته چند قطعه موسیقی ضبط کردیم و در ساندکلاد قرار دادیم.
    روی آن سی‌دی چند آهنگ وجود دارد؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Trade به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Trade به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Trade به فارسی با مثالهای کاربردی

    مبادله یعنی چیزی را با کس دیگری عوض کنی. تو یک چیز به من می‌دهی و من هم یک چیز دیگر به تو می‌دهم.

    ساده گذشته فعل ماضی
    trade

    معامله کردن

    traded

    معامله شد

    traded

    معامله شده

    میشل همیشه سر وقت ناهار، غذایش را با یک دختر دیگر عوض می‌کند.
    آن پسرها مشغول عوض کردن کارت‌های بیسبال هستند.
    ما در جلسه، ایده‌هایمان را با هم تبادل کردیم.
    این خانم‌ها در دو ساعت گذشته، مشغول تعویض داستان‌هایشان بوده‌اند.
    تیم بیسبال قصد دارد یک بازیکن پرتاب‌کننده را با دو بازیکن دفاع بیرون عوض کند.
    بیا جایمان را با هم عوض کنیم. (تو روی صندلی من بنشین و من روی صندلی تو می‌نشینم.)

    کلمه “Trade” همچنین برای توصیف خرید و فروش کالا، پول یا مواد اولیه در اندازه‌های بزرگ به کار می‌رود.
    خرید و فروش با کشورهای دیگر برای پیشرفت اقتصاد مهم است.
    جان پول خارجی را با دلار آمریکا مبادله می‌کند.
    مارتا در وال استریت، سهام و اوراق بهادار خرید و فروش می‌کند.
    بعضی معاملات بسیار بزرگ دیروز، باعث افزایش قیمت طلا شد.
    رازهای تجاری این شرکت به خوبی نگهداری می‌شوند. (راز تجاری = روش‌های انجام کار که به صورت خصوصی نگه داشته می‌شوند و از دسترس رقبا دور هستند.)
    علامت تجاری در تهِ لامپ قرار دارد. (علامت تجاری = یک نماد یا آرم که محصولات یک شرکت را مشخص می‌کند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” خر ما از کرگی دم نداشت “

    معنی ضرب المثل ” خر ما از کرگی دم نداشت “

    این ضرب‌المثل داستان جالبی پشت خود دارد. در گذشته، مردی الاغی داشت که کاملاً کر بود و هیچ صدایی را نمی‌شنید. یک روز که این مرد مشغول بار زدن روی حیوان بود، افراد دیگری در اطرافش بودند. او برای اینکه به دیگران نشان دهد حیوانش مشکل دارد، با صدای بلند گفت: “مواظب باشید! این خر از ناحیه دم آسیب دیده است.”

    منظور واقعی او این بود که چون خرش کر است و حرف او را نمی‌شنود، اگر کسی از پشت سر نزدیک شود، حیوان متوجه حضور او نمی‌شود و ممکن است با لگد زدن باعث آسیب شود. اما او این موضوع را مستقیماً بیان نکرد و بهانه دیگری آورد.

    از آن روز، این جمله به یک ضرب‌المثل تبدیل شد. وقتی می‌گوییم “خر ما از کرگی دم نداشت”، منظور این است که فردی برای پنهان کردن یک نقطه ضعف یا مشکل بزرگ‌تر، یک عیب کوچک‌تر و سطحی را بهانه می‌آورد. در واقع این مثل اشاره به توجیه‌های غیرمنطقی و بهانه‌های عجیب و غریبی دارد که مردم برای مخفی کردن حقیقت استفاده می‌کنند.

    معنی خر ما از کرگی دم نداشت

    در این نوشته، با معنا، پیشینه و مفهوم بنیادی این ضرب‌المثل کهن ایرانی آشنا خواهید شد. در ادامه با ما همراه باشید.

    معنی خر ما از کرگی دم نداشت چیست؟

    از اول زندگی، ما آدم‌ها با بدبیاری و مشکلات دیگران روبرو شده‌ایم!

    گاهی آدم مجبور می‌شود برای تمام شدن یک بحث یا مشکل، از حق خودش بگذرد و چیزی نگوید. در این شرایط از این ضرب‌المثل استفاده می‌کند.

    اگر کسی در دادگاه یا نزد کسی مورد بی‌عدالتی قرار بگیرد و نتواند از خودش دفاع کند، این جمله را به کار می‌برد.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” از قضا سرکنگبین صفرا فزود “ سر بزنید.

    مثلاً فرض کنید یک نفر به دیگری پول قرض داده، اما طرف مقابل دروغ می‌گوید که هیچ پولی از او نگرفته است. وقتی نزد قاضی می‌روند و قرض‌دهنده نمی‌تواند مدرک یا شاهد بیاورد تا حقش را بگیرد، می‌گوید: انگار از اول شانس با ما نبود! هر کاری کنیم، نتیجه‌ی خوبی نمی‌گیریم.

    بعضی وقت‌ها هم این ضرب‌المثل را وقتی به کار می‌برند که به کسی خوبی کرده‌اند، اما در مقابل، بدی دیده‌اند. یعنی کسی که بارها به دیگران محبت کرده، اما همیشه از محبتش سوءاستفاده شده، این جمله را می‌گوید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” تا سه نشه بازی نشه “ را از دست ندهید.

    مقاله معنی ضرب المثل ” یک روزی می دهد یک روزی هم می گیرد “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    در واقع یعنی ما آدم‌های بدشانسی هستیم و هر کاری کنیم، نتیجه‌ی خوبی نمی‌بینیم!

    ریشه و داستان ضرب المثل

    مردی از یک محله می‌گذشت که دید خری در گل فرورفته و صاحبش، از تلاش برای بیرون آوردنش، خسته شده است. مرد برای کمک، دم خر را گرفت و با تمام نیرو کشید. ناگهان دم خر کنده شد و از جا درآمد.

    صاحب خر فریاد کشید: “غرامت بده!” مرد برای فرار به یک کوچه دوید، اما آن کوچه بن‌بست بود. پس خودش را به یک خانه انداخت. در آن خانه، زن بارداری کنار حوض نشسته بود و مشغول شستن چیزی بود. از سر و صدا و فریاد ترسید و بچه‌اش سقط شد.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” خانه خرس و بادیه مس “ مراجعه کنید.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” حسنی به مکتب نمی رفت وقتی می رفت جمعه می رفت “ ادامه دهید.

    صاحب خانه هم به جمع شاکیان پیوست. مرد فراری به پشت بام خانه رفت. راه فراری ندید، پس از پشت بام به کوچه‌ای پایین پرید. در آن کوچه طبیبی زندگی می‌کرد و جوانی، پدر بیمارش را در سایه‌ی دیوار خوابانده بود. مرد دقیقاً روی آن پیرمرد بیمار افتاد و او درجا جان داد.

    پسر جوان به همراه صاحب خانه و صاحب خر به دنبال مرد دویدند. مرد، در حال فرار، در ابتدای کوچه‌ای با یک مرد یهودی برخورد کرد و او را به زمین زد. یک تکه چوب در چشم یهودی رفت و او را نابینا کرد. یهودی نیز با حالی نزار و خونآلود به تعقیب‌کنندگان پیوست.

    مرد گریزان، از این همه ماجرا خسته شده بود، خودش را به خانه قاضی رساند و پناه خواست. قاضی در آن لحظه با یک زن شاکی تنها بود. وقتی رازش را فهمید، برای جلوگیری از رسوایی، تصمیم گرفت از مرد طرفداری کند. وقتی داستان مرد را شنید، همه شاکیان را به داخل اتاق خواست.

    در این مقاله معنی ضرب المثل ” مرگ یکبار شیون یکبار “ اطلاعات مفیدی آمده است.

    اول از مرد یهودی پرسید. یهودی گفت: “این مسلمان یک چشم مرا کور کرده و من قصاص می‌خواهم.” قاضی گفت: “دیه مسلمان برای یهودی نصف است. پس باید چشم دیگرت را هم کور کند تا بتوان یک چشم کامل از او گرفت!”

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” یک گوشش دره یک گوشش دروازه “ سر بزنید.

    یهودی وقتی دید به نفعش نیست، از شکایتش منصرف شد و قاضی او را به پرداخت پنجاه دینار جریمه محکوم کرد. بعد نوبت به جوانی رسید که پدرش مرده بود. گفت: “این مرد از پشت بام روی پدر بیمار من افتاد و او را کشت. من قصاص می‌خواهم.” قاضی گفت: “پدرت بیمار بود و ارزش جان یک بیمار، نصف یک انسان سالم است. حکم عادلانه این است که پدر این مرد را زیر همان دیوار بخوابانی و تو از بالا روی او بیفتی تا نیمه‌ای از جانش را بگیری!”

    جوان صلاح را در گذشت دید، اما به خاطر شکایت بی‌جا، به پرداخت سی دینار جریمه محکوم شد. نوبت به شوهر آن زن رسید که از ترس بچه‌اش را از دست داده بود. او گفت: “قصاص وقتی درست است که راه جبرانی نباشد. حالا بهترین جبران این است که این مرد، همسر مرا به عقد خود درآورد تا کودک از دست رفته جبران شود. تو هم برای طلاق دادنش آماده باش!”

    شوهر زن فریاد می‌کشید و با قاضی بحث می‌کرد که ناگهان صاحب خر از جا بلند شد و به سمت در دوید. قاضی فریاد زد: “هی! بایست! نوبت تو است.” صاحب خر، در حال دویدن فریاد زد: “من هیچ شکایتی ندارم! می‌روم مردانی بیاورم که شهادت بدهند خر ما از اول هم دم نداشت!…”

    [1] سایت دلگرم
    پیشنهادی: معنی ضرب المثل پا به دریا بگذاره دریا خشک می شود
    بیشتر بخوانید: ضرب المثل با دم
    اختصاصی-آنبین

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” آسه برو آسه بیا که گربه شاخت نزنه “.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” رو که نیست سنگ پای قزوینه “ سری سر بزنید.

  • معنی کلمه Tragedy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Tragedy به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Tragedy به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی یک اتفاق بسیار بد و ناگوار رخ می‌دهد، به آن “تراژدی” می‌گوییم. معمولاً از این واژه زمانی استفاده می‌شود که می‌شد از آن اتفاق ناراحت‌کننده جلوگیری کرد، یا افرادی که درگیر بودند می‌توانستند کاری انجام دهند تا آن تراژدی پیش نیاید.

    خیلی غم‌انگیز است که هیچ اقدامی نشد تا از دسترسی قاتل به اسلحه جلوگیری شود.
    همه ما اخبار این فاجعه را در فضای مجازی و روزنامه‌ها خواندیم.
    همزمان با وقوع این تراژدی، خودروهای خبری پر از گزارشگر به محل آمدند.
    مردم سوریه هر روز با مصیبت جنگ داخلی روبرو هستند.

     
    صفت این کلمه “تراژیک” است.

    مرگ آن زن جوان، یک فقدان دردناک برای خانواده‌اش بود.
    واقعاً تأسف‌بار است که هیچ کاری برای نجات آن مرد جوان امکان نداشت. (این جمله از فعل کمکی «می‌توانست» برای توصیف رویدادی گذشته استفاده می‌کند.)
    پس از آنکه کشور یک شکست نظامی مصیبت‌بار را تجربه کرد، از اشتباهاتش درس گرفت و دوباره به ملتی بزرگ تبدیل شد.
    پدر و مادرهای آن کودکان، با دعا کردن و حمایت عاطفی اعضای خانواده، با فقدان دردناک خود کنار آمدند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Trap به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Trap به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی به دایره لغاتمان اضافه کنیم

    ترجمه کلمه Trap به فارسی با مثالهای کاربردی

    مردم برای به دام انداختن یک حیوان یا فرد از وسایلی به نام تله استفاده می‌کنند. همچنین، وقتی کسی در شرایط سختی قرار دارد و راه فراری از آن نمی‌یابد، می‌گوییم در تله افتاده است. در این مثال‌ها، کلمه “trap” به عنوان یک فعل به کار رفته است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    trap

    به دام انداختن

    trapped

    به دام افتاد

    trapped

    به دام افتاده

    یک مگس را میان دست‌هایم گرفتم و بعد رهایش کردم.
    تعدادی از بچه‌ها در پارک، یک قورباغه را گرفتند.
    آندره‌آ می‌خواهد دوست‌پسرش را طوری گیر بیندازد که با او ازدواج کند.
    وقتی آتش‌سوزی در کارخانه رخ داد، کارگران داخل ساختمان گیر افتادند. خیلی از آن‌ها جان خود را از دست دادند.

    در این جملات، کلمه trap به عنوان اسم به کار رفته است:
    دولت برای دستگیری چند قاچاقچی مواد مخدر، یک تله طراحی کرد.
    این کوچه تاریک شبیه یک تله است. بهتر است از اینجا برویم.
    برای گرفتن خرگوش‌هایی که از سبزی‌های باغچه می‌خورند، یک تله کار گذاشتم.

    کلمه “trapped” همچنین به عنوان صفت استفاده می‌شود:
    سام احساس می‌کند در شغلش گیر افتاده است.
    روندا به خاطر سفرهای زیاد، حس می‌کند تمام روز در ماشین محبوس است.
    شیری که در دام افتاده باشد، می‌تواند بسیار خطرناک باشد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل” یک بام و دو هوا “

    معنی ضرب المثل” یک بام و دو هوا “

    حتماً برای شما هم پیش آمده که در یک موقعیت مشابه، با دو نفر برخورد متفاوتی داشته باشند. این دقیقاً همان مفهومی است که ضرب‌المثل “یک بام و دو هوا” بیان می‌کند.

    این ضرب‌المثل زمانی به کار می‌رود که یک شخص یا یک گروه، دو معیار و استاندارد کاملاً متفاوت برای قضاوت دربارهٔ دو موقعیت یکسان داشته باشند. انگار که از یک پشتبام، دو جور هوا بیرون می‌آید؛ چیزی که در واقعیت غیرممکن است. این مثل، آن رفتار ناعادلانه و تبعیض‌آمیز را به زیبایی نشان می‌دهد.

    مثلاً تصور کنید در یک خانواده، یک کار از فرزند کوچک‌تر پذیرفته باشد، اما همان کار از فرزند بزرگ‌تر به راحتی قبول نشود. یا در محیط کار، یک اشتباه از یک کارمند نادیده گرفته شود، اما همان اشتباه از کارمند دیگر با توبیخ همراه باشد. در همهٔ این موارد، می‌گویند: “این که عیناً مصداق یک بام و دو هواست!”

    به زبان ساده، این ضرب‌المثل یعنی نداشتن انصاف و یکسان‌نگری. وقتی معیارها برای افراد مختلف، در شرایط یکسان، فرق داشته باشد، این مثل را به کار می‌برند تا این بی‌عدالتی را گوشزد کنند.

    معنی یک بام و دو هوا

    در این نوشته، به بررسی معنا، پیشینه و مفهوم بنیادی این ضرب‌المثل کهن ایرانی می‌پردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.

    معنی یک بام و دو هوا چیست؟

    یعنی در یک موقعیت مشابه، با افراد مختلف به شکل متفاوت برخورد شود. این مثل در واقع نشان‌دهنده تبعیض و ناعدالتی است.

    مثلاً در خانه، اگر دختر خانواده از مادرش یک لیوان آب بخواهد، مادر برایش آب می‌آورد. اما اگر پسر خانواده بلافاصله بعد از او همان درخواست را بکند و مادر برایش آب نیاورد، پسر ممکن است این ضرب‌المثل را به کار ببرد. معنایش این است که: هر دوی ما در فاصله‌ای کوتاه آب خواستیم، ولی تو حرف او را قبول کردی و حرف مرا نادیده گرفتی. بین ما فرق گذاشتی. 😐

    ریشه ضرب المثل

    پیرزنی به همراه پسر و همسرش، و همچنین دختر و شوهر دخترش، همه در یک خانه زندگی می‌کردند. یک شب که هوا بسیار گرم بود، همه برای خواب به پشت بام رفتند. در یک سمت بام، پسر پیرزن و همسرش خوابیده بودند و در سمت دیگر، دخترش و داماد.

    پیرزن اول نگاهش به پسر و عروسش افتاد که چسبیده به هم خواب بودند. آن‌ها را بیدار کرد و گفت: «هوای tonight این قدر گرم است، خوب نیست این قدر نزدیک هم بخوابید. از هم فاصله بگیرید!»

    سپس نگاهش به دختر و دامادش افتاد که با فاصله از هم خوابیده بودند. به آن‌ها گفت: «هوای tonight این قدر سرد است، خوب نیست از هم دور بخوابید. بروید کنار هم!»

    عروس که این حرف‌های ناهماهنگ را شنید، از جا بلند شد و گفت:

    قربون برم خدا را یک بام و دو هوا را
    یک بر بام سرما را یک بر بام گرما را

    و از آن زمان، این سخن به صورت یک ضرب‌المثل درآمد و میان مردم رواج پیدا کرد.

    گاهی هم این گونه نقل می‌شود:

    قربون برم خدا را یک بام و دو هوا را
    یک بر بوم زمستون یک بر بوم تابستون

  • معنی کلمه Treat به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Treat به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Treat به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی از کلمه «treat» به عنوان یک فعل استفاده می‌شود، معنای آن این است که از کسی مراقبت کنیم، به او توجه کنیم یا به شکل خاصی با او رفتار کنیم:

    * پزشک، بیمارش را برای یک بیماری جدی درمان کرد.
    * من برای عفونت سینوس‌هام تحت معالجه قرار گرفتم. (این جمله به شکل مجهول و در زمان گذشته نوشته شده است.)
    * آن دختر کوچک به خاطر دست شکسته‌اش در حال درمان است.
    * یک مشتری در فروشگاه احساس کرد که فروشنده با او خیلی خوب رفتار نمی‌کند، بنابراین آنجا را ترک کرد.
    * بچه‌هایتان چقدر با شما خوب رفتار می‌کنند؟ (آیا به شما احترام می‌گذارند؟ با شما مهربان هستند؟)
    * شما چطور با بدنتان رفتار می‌کنید؟ آیا از خودتان مراقبت می‌کنید؟
    * جورج برای همهی حاضرین در بار یک نوشیدنی رایگان خرید. (گاهی «treat» کردن به معنای پرداخت پول برای دیگران است.)
    * بگذار من ناهارت را مهمان کنم. (بگذار برویم ناهار بخوریم و پولش را من می‌دهم.)

    کلمه «treat» می‌تواند یک اسم هم باشد. در این حالت، به یک خوراکی خاص و خوشمزه یا یک چیز لذت‌بخش گفته می‌شود:

    * در جشن تولد، خوراکی‌های ویژه‌ای برای بچه‌ها وجود داشت.
    * دیدار دوباره دوستان قدیمی برایم یک لذت واقعی بود.
    * سیندی سعی می‌کند بعد از شام از خوردن خوراکی‌های شیرین پرهیز کند چون می‌خواهد وزن کم کند.
    * خوب نیست که به سگ خودتان خوراکی‌های زیاد بدهید.
    * بستنی یک خوراکی خوشمزه است.

    اگر پایانۀ «ment» را به «treat» اضافه کنید، کلمۀ «treatment» ساخته می‌شود که به معنای «رفتار» یا «درمان» است.

    * آن مرد برای کمردردش تحت درمان است.
    * دانش‌آموزان از رفتار ناعادلانۀ معلمشان شکایت کردند.
    * اگر با کارمندانتان به درستی رفتار کنید، احترامشان را به دست خواهید آورد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.