بلاگ

  • معنی ضرب المثل ” آنان که غنی ترند محتاج ترند “

    معنی ضرب المثل ” آنان که غنی ترند محتاج ترند “

    گاهی یک ضرب‌المثل ساده می‌تواند عمیق‌ترین حقیقت‌های زندگی را نشانمان دهد. “آنان که غنی‌ترند، محتاج‌ترند” یکی از همین مثال‌هاست. در نگاه اول شاید این جمله متناقض به نظر برسد. ما معمولاً فکر می‌کنیم ثروت و دارایی زیاد، نیازهای انسان را کم می‌کند. اما این مثل، نگاه دقیق‌تری به این موضوع دارد.

    این ضرب‌المثل دربارهٔ ثروت مادی نیست، بلکه دربارهٔ ثروت معنوی و دانش است. منظور این است که هرچه انسان داناتر و بااخلاق‌تر شود، بیشتر به این درک می‌رسد که چقدر نادانسته‌هایش زیاد است و چقدر برای رشد کردن راه دارد. مثل یک کوزه که هرچه بزرگ‌تر باشد، گنجایش بیشتری برای پر شدن دارد.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی ضرب المثل ” برج زهر مار بودن “ را از دست ندهید.

    انسان‌های بزرگ و دانا، چون وسعت دیدشان زیاد است، بهتر می‌فهمند که جهان بی‌نهایت گسترده است و دانش آنها در برابر این عظمت، تنها یک قطره از یک اقیانوس بی‌کران است. پس با وجود همهٔ دانسته‌هایشان، احساس نیاز بیشتری به یادگیری و کشف حقایق تازه می‌کنند. در مقابل، کسانی که دانش کمی دارند، معمولاً گمان می‌برند که همه چیز را می‌دانند و دیگر نیازی به آموختن ندارند.

    مقاله معنی ضرب المثل ” سر کسی را گرم کردن “ حاوی اطلاعات جامعی است.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” بادمجان دور قاب چین “ را بخوانید.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” آبغوره گرفتن “ مراجعه کنید.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” بعد از سی سال نوروز به شنبه افتاد “ مراجعه کنید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” سزای گرانفروش نخریدن است “ را از دست ندهید.

    پس این ضرب‌المثل به ما یادآوری می‌کند که هرگز از یادگیری دست برنداریم و فروتن باشیم، چون هرچه بیشتر بدانیم، بیشتر تشنهٔ دانستن خواهیم شد.

    معنی آنان که غنی ترند محتاج ترند

    در این نوشته، به بررسی معنا و مفهوم اصلی این ضرب‌المثل کهن ایرانی می‌پردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” آفتابه خرج لحیم “ را حتماً بخوانید.

    معنی آنان که غنی ترند محتاج ترند یعنی چه؟

    افرادی که از نظر مالی در رفاه کامل هستند، گاهی از نیازمندترین افراد هم محتاج‌تر می‌شوند. چرا؟ چون همیشه طمع بیشتری دارند و هرچه دارند، باز هم احساس کمبود می‌کنند.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” با نردبان به آسمون نمیشه رفت “ پیدا کنید.

    مقاله معنی ضرب المثل ” عقل که نیست، جون در عذابه “ حاوی اطلاعات جامعی است.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” توانگری به هنر است نه به مال “ سری سر بزنید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” سر کسی را شیره مالیدن “.

    هرچه ثروت فرد بیشتر شود، حرص و طمعش نیز افزایش پیدا می‌کند. انگار هرچه مال و دارایی بیشتر جمع می‌کنی، تشنگی‌ات برای ثروت بیشتر می‌شود و باز هم خودت را نیازمند می‌بینی.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” سیر به پیاز میگه بو میدی “ را بخوانید.

    انسان ذاتاً سیری‌ناپذیر است. هیچ‌وقت احساس نیازش تمام نمی‌شود. هرچه پولدارتر می‌شود، چشم و دلش به دنبال مال بیشتری است و هرگز قانع نمی‌شود.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” زیر آب کسی را زدن “ مراجعه کنید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” علم بیاموز و عمل پیشه کن “.

    حالا چطور ممکن است کسی هم ثروتمند باشد و هم محتاج؟
    در اینجا منظور ثروت مادی است، نه معنوی. کسی که روحش غنی باشد، به آرامش می‌رسد و کمبودی حس نمی‌کند. اما فردی که از نظر مادی بی‌نیاز است و همه چیز دارد، ممکن است به خاطر طمع نفسش، هر لحظه نیازمندتر شود و همواره خواهان مال بیشتری باشد.

    در واقع، هرچه دارایی چنین افرادی بیشتر شود، حرص آنان نیز برای جمع‌آوری ثروت، بیشتر می‌گردد.

    پیشنهادی: معنی ضرب‌المثل «از هول حلیم افتاد تو دیگ»

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل ” گوش شیطون کر “ بیابید.

  • معنی کلمه Slow به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Slow به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Slow به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “slow” به معنی “آهسته” است و نقطه مقابل “fast” یا “تند” می‌باشد. از این واژه برای توصیف چیزهایی مانند حرکت، گذر زمان یا روند پیشرفت استفاده می‌شود. شکل قید این کلمه نیز “slowly” یا “به آهستگی” است.

    * یک لاک‌پشت، موجودی **آهسته** است.
    * یک لاک‌پشت **به آهستگی** حرکت می‌کند.
    * من پشت یک کامیون **کند** قرار گرفتم.
    * کامیون **به آرامی** در حرکت بود.
    * امروز، روز **کند و کش‌داری** بود.
    * پیشرفت جلسه به شکل آزاردهنده‌ای **آهسته** بود.
    * گوینده برای اینکه مرتکب اشتباهی نشود، **آرام و شمرده** صحبت می‌کرد.
    * **آهسته و پیوسته مسابقه را می‌برد**. (این یک ضرب‌المثل است. معنایش این است که اگر با حوصله و بدون عجله کارت را انجام دهی، در نهایت به موفقیت می‌رسی.)

    این کلمه می‌تواند به عنوان یک فعل نیز به کار رود که معمولاً با کلمه “down” همراه می‌شود.

    * **آرام‌تر برو**.
    * ماشین **سرعتش را کم کرد** و در نهایت ایستاد.
    * وقتی که رشد اقتصاد **کند می‌شود**، به این معنی است که ممکن است دوران رکود در راه باشد.
    * تولید در کارخانه اخیراً **روند کندتری** پیدا کرده است.

    برای ساختن حالت مقایسه‌ای این صفت، به انتهای آن “er” اضافه می‌کنیم.

    * تام از برادرش **کندتر** است.
    * این خودرو از ماشینی که قبلاً رانندگی می‌کردیم **کندتر** حرکت می‌کند.
    * یک کامپیوتر قدیمی، بسیار **کندتر** از یک کامپیوتر جدید عمل می‌کند.

    برای ساختن حالت مقایسه‌ای قید، معمولاً “more” را به “slowly” اضافه می‌کنیم. با این حال، معمولاً در مکالمات روزمره به جای آن از “slower” نیز به عنوان قید استفاده می‌شود که کاملاً قابل قبول است.

    * تام **کندتر** از برادرش می‌دود. (یا: تام **با سرعت کم‌تری** از برادرش می‌دود.)
    * این ماشین **کندتر** از ماشین قبلی ما راه می‌رود. (یا: این ماشین **با سرعت کم‌تری** از ماشین قبلی ما راه می‌رود.)
    * یک کامپیوتر قدیمی اطلاعات را **کندتر** از یک کامپیوتر جدید پردازش می‌کند. (یا: یک کامپیوتر قدیمی اطلاعات را **با سرعت کم‌تری** پردازش می‌کند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” کارد بزنی خونش در نمی آید “

    معنی ضرب المثل ” کارد بزنی خونش در نمی آید “

    این ضرب‌المثل برای توصیف افرادی به کار می‌رود که بسیار سخت‌دل و بی‌احساس هستند. وقتی می‌گوییم “کارِد بزنی، خونش در نمی‌آید”، منظور این است که آن شخص آنقدر سنگدل و بی‌تفاوت است که حتی اگر به او آسیب هم برسانی، هیچ واکنش عاطفی یا احساس پشیمانی از خود نشان نمی‌دهد.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” به در گفت دیوار بشنوه “ سر بزنید.

    این مثل نشان می‌دهد که بعضی افراد چنان روحیه‌ای سرد و غیرقابل نفوذ دارند که گویی اصلاً قلبشان نمی‌تپد. انگار نه انگار که در درونشان هیچ احساسی جریان ندارد. این جمله معمولاً در مورد کسانی گفته می‌شود که در برابر رنج دیگران یا تذکر اطرافیان، کاملاً بی‌تأثیر هستند و هیچ empathای از خود نشان نمی‌دهند.

    به بیان دیگر، این ضرب‌المثل تصویری از یک آدم خشک و خالی از مهر است که نه دلش برای کسی می‌سوزد و نه از هیچ رفتار اشتباهی پشیمان می‌شود.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” گربه را باید دم حجله کشت “ را حتماً بخوانید.

    مقاله معنی ضرب المثل ” دست بالای دست بسیار است ” + داستان منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    معنی کارد بزنی خونش در نمی آید

    در این نوشته، می‌خواهیم معنی و مفهوم اصلی این ضرب‌المثل کهن ایرانی را با هم مرور کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” طبل تو خالی “ مراجعه کنید.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” کرم از خود درخته “ را بخوانید.

    معنی کارد بزنی خونش در نمی آید یعنی چه؟!

    ۱- وقتی کسی بسیار عصبانی می‌شود، گویی جریان خون در بدنش کند یا حتی متوقف می‌شود. این حس به گونه‌ای است که انگار خونش یخ زده و دیگر جریان ندارد. در ادبیات، این حالت را با جمله‌ای اغراق‌آمیز بیان می‌کنند: اگر به فرد عصبانی چاقو بزنی، خونی از او خارج نمی‌شود، چون از شدت خشم، خونش به حالت سکون درآمده است.
    این فشار عصبی معمولاً روی قلب و مغز تأثیر می‌گذارد و در موارد شدید ممکن است به سکته قلبی یا مغزی منجر شود.

    ۲- این ضرب‌المثل نشان می‌دهد که فرد در اوج خشم قرار دارد و کسی نمی‌تواند در آن لحظه مقابل او بایستد یا کاری علیه او انجام دهد.

    ۳- در واقع، این عبارت کنایه از میزان شدت عصبانیت یک نفر است. وقتی کسی این‌قدر عصبانی است، نه می‌توان به او نزدیک شد و نه حرفی برخلاف نظر او زد.

    ۴- گاهی هم این ضرب‌المثل برای کسی به کار می‌رود که خشم خود را درون‌ریزی کرده و سعی می‌کند آن را بروز ندهد، اما از بیرون کاملاً مشخص است که تحت فشار عصبی شدیدی قرار دارد.

    ۵- “کارد” در اینجا به معنای چاقو یا وسیله‌ای تیز است. در شرایط عادی، اگر به کسی چاقو بزنی، قطعاً خونریزی خواهد کرد، اما در این ضرب‌المثل به شکل اغراق‌آمیزی بیان می‌شود که اگر به فرد عصبانی چاقو بزنی، خونی خارج نمی‌شود، چون از شدت عصبانیت، خون در بدنش جمع شده است.
    البته واضح است که این توصیف، تنها برای نشان دادن میزان خشم فرد به کار می‌رود و در واقعیت، چه کسی عصبانی باشد و چه آرام، اگر به او چاقو بزنی مسلماً خونریزی خواهد کرد.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” به روباه گفتند شاهدت کیه گفت دمم ” + داستان.

  • معنی کلمه Slump به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Slump به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Slump به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی می‌خواهید بگویید توانایی یا وضعیت یک فرد یا چیز دیگر افت کرده، می‌توانید از کلمه «slump» استفاده کنید.

    در مثال‌های زیر، «slump» به صورت اسم به کار رفته:

    – به نظر می‌رسد اقتصاد اروپا هنوز در رکود قرار دارد. (دقت کنید که معمولاً قبل از «slump» از «in a» استفاده می‌شود.)
    – تیم محبوب بیسبال من در وضعیت افت قرار دارد و ۹ بازی آخر را باخته است.
    – حس می‌کنم زندگی ام یکنواخت و راکد شده و باید در آن تغییر ایجاد کنم.
    – پس از دو سال رابطه، عشق آنها دیگر شور و حال سابق را ندارد. (go out = با هم قرار گذاشتن و رابطه عاشقانه داشتن)
    – بیل به دلیل یک بیماری سخت، با مشکلات مالی جدی روبرو شده و نمی‌تواند از این وضعیت خلاصی یابد.
    – با بالا رفتن سن آن مرد، قامتش خمیده شد و آن اعتماد به نفس و راه رفتن محکم دوران جوانی را از دست داد. (slump = حالت قوز کردن یا خمیده شدن پشت)

     

    همچنین «slump» به عنوان فعل نیز به کار می‌رود:

    – بازارهای مالی در روزی که معاملات سنگین بود، افت محسوسی داشتند.
    – تام خودش را روی صندلی انداخت تا از دید معلمش پنهان بماند.
    – وقتی بلیندا حمله قلبی کرد، ناگهان از روی صندلی به زمین غلتید.

     

    اگر بخواهید از «slump» به صورت صفت استفاده کنید، باید «ing» به انتهای آن اضافه کرده و قبل از اسم بیاورید:

    – پیدا کردن کار در شرایطی که اقتصاد در حال افت است، کار دشواری است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.
     

  • معنی ضرب المثل ” هرچه پیش آید خوش آید “

    معنی ضرب المثل ” هرچه پیش آید خوش آید “

    در زندگی موقعیت‌های مختلفی پیش می‌آید؛ بعضی خوب و بعضی سخت. ضرب‌المثل “هرچه پیش آید، خوش آید” به ما یادآوری می‌کند که در برابر همه اتفاقاتی که رخ می‌دهد، دیدگاه مثبت و آرامی داشته باشیم.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” دیوار حاشا بلند است “.

    این جمله به این معنا نیست که همه اتفاقات خوب هستند، بلکه تأکید دارد که بهتر است با هر رویدادی — چه شیرین و چه تلخ — با روحیه‌ای سازگار و پذیرا برخورد کنیم. این نگرش به ما کمک می‌کند در شرایط دشوار نیز آرامش خود را حفظ کنیم و به جای نگرانی و مقاومت بیهوده، از موقعیت‌ها درس بگیریم و راه حل مناسبی پیدا کنیم.

    به بیان دیگر، این مثل دعوتی است به پذیرش زندگی آنگونه که هست، با اعتماد به اینکه هر اتفاقی دلیلی دارد و در پایان، همه چیز به خیر و صلاح ما خواهد بود.

    معنی هرچه پیش آید خوش آید

    در این نوشته، به بررسی معنا و مفهوم اصلی این ضرب‌المثل کهن ایرانی می‌پردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل ” نرود میخ آهنین در سنگ ” + داستان بیابید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند “ را بخوانید.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” سرش بره قولش نمیره “ سر بزنید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” یک کلاغ چهل کلاغ ” + داستان را بخوانید.

    معنی هرچه پیش آید خوش آید یعنی چه؟

    هر کس این ضرب‌المثل را به کار می‌برد، به نتیجه کارهایش با چشم امید نگاه می‌کند و هیچ ترسی از آینده ندارد.

    یعنی ما از هر نتیجهای که پیش بیاید، راضی هستیم و شکایتی نمی‌کنیم؛ چون پایان همه کارها در دست خداست.

    مقاله معنی و مفهوم ضرب المثل ” کینه شتری “ حاوی اطلاعات جامعی است.

    این ضرب‌المثل اشاره به امیدواری به خدا و رضایت از او در هر شرایطی دارد. کسی که باور دارد خداوند برای بندگانش سرنوشت بدی رقم نمی‌زند و همیشه خیر آنها را می‌خواهد، هرگز ترس به دلش راه نمی‌دهد. بعد از تمام تلاش‌هایی که می‌کند، نتیجه کار را به خدا می‌سپارد و از هر اتفاقی که بیفتد، خشنود است.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” تربیت نا اهل را چون گردکان بر گنبد است “ مراجعه کنید.

    یعنی هر چه از طرف دوست (خدا) برسد، خوب و شیرین است.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” دست از سر کچل کسی برداشتن “ را مطالعه کنید.

    هرچه خداوند برای انسان مقدر کرده، به نفع اوست و قطعاً خوب خواهد بود و هیچ آسیبی به انسان نمی‌رساند. اگرچه انسان از دلیل بسیاری از کارهای خدا آگاه نیست، اما همیشه حکمت کارهای خدا برای رساندن خیر به بندگانش بوده و هست.

    انسان باید همیشه به خدا گمان خوب داشته باشد و با نگاه مثبت به او بنگرد.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” صنار بده آش، به همین خیال باش “ را مطالعه کنید.

  • معنی کلمه Smell به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Smell به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Smell به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی را “بو می‌کنید”، در واقع دارید از حس بویایی خود در بینی استفاده می‌کنید.
    این فعل هم می‌تواند با مفعول به کار رود و هم بدون مفعول. وقتی یک مفعول پس از آن بیاید، به آن فعل متعدی می‌گوییم:

    – او می‌تواند گل‌های داخل اتاق را بو کند. (مفعول این جمله “گل‌ها” است.)
    – من بوی پیتزا را حس می‌کنم.
    – او هیچ بویی حس نمی‌کند.
    – به محض ورود به خانه، بوی غذای خوشمزه‌ای را احساس کردم که در آشپزخانه درست می‌شد.

     

    اما وقتی فعل “بو کردن” بدون مفعول می‌آید، به آن فعل ناگذر می‌گوییم:

    – این گل‌ها بوی خوبی می‌دهند. (کلمه‌ی “good” در اینجا یک صفت است.)
    – این بوی بد می‌دهد.
    – هوا بوی تازه‌ای دارد.
    – این گوشت بوی فاسدشدگی می‌دهد.

     

    نکته مهم: اگر کلمه “smell” به تنهایی و بدون اشاره به چیزی خاص استفاده شود، معمولاً به معنای بوی ناخوشایند است. پس بهتر است در استفاده از آن دقت کنید:

    – چه بویی می‌آید؟ (منظور بوی بد است. به حالت بیان جمله توجه کنید.)
    – این چه بویی است؟
    – چیزی بوی بد می‌دهد.
    – تو هم بویی حس می‌کنی؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” زبانم مو در آورد “

    معنی ضرب المثل ” زبانم مو در آورد “

    حتماً برای شما هم پیش آمده که در موقعیتی قرار بگیرید که از زیاد حرف زدن یک نفر خسته شده باشید. این دقیقاً همان حالتی است که ضرب‌المثل “زبانم مو در آورد” آن را توصیف می‌کند.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” اشکش دم مشکش است “ مراجعه کنید.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” کلاغ که از باغ قهر کنه “ ادامه دهید.

    وقتی می‌گوییم “زبانم مو در آورد”، یعنی کسی آنقدر زیاد، طولانی و خسته‌کننده حرف زده که احساس می‌کنیم مو از زبانمان بیرون آمده است! این بیان، یک شکایت مبالغه‌آمیز و البته طنزآمیز از پرحرفی دیگران است.

    تصورش را بکنید: یک نفر آنقدر بدون وقفه صحبت می‌کند که شما دیگر هیچ حرفی برای گفتن ندارید و از شدت خستگی، حس می‌کنید حتی زبانتان هم به ستوه آمده است. این ضرب‌المثل در واقع نشان می‌دهد که شنیدن صحبت‌های تکراری و بی‌پایان، می‌تواند تا چه حد آزاردهنده باشد.

    این عبارت معمولاً برای بیان نارضایتی خودمان از این شرایط به کار می‌رود. مثلاً ممکن است بعد از تمام شدن یک مکالمه خسته‌کننده، با آهی از روی فرسودگی بگوییم: “وای! واقعاً زبانم مو در آورد.”

    معنی زبانم مو در آورد

    در این نوشته، می‌خواهیم معنی و مفهوم اصلی این ضرب‌المثل کهن ایرانی را با هم مرور کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.

    معنی زبانم مو در آورد یعنی چه؟

    ۱- یعنی آنقدر زیاد و پشت سر هم صحبت کردم که زبانم خشک شد؛ انگار از بس حرف زدم، زبانم مو درآورد!

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” حرف حق تلخه “ مراجعه کنید.

    ۲- این ضرب‌المثل زمانی به کار می‌رود که می‌خواهید مطلبی را به کسی برسانید، اما او یا واقعاً نمی‌فهمد یا خودش را به نافهمی می‌زند. در این حالت، گوینده با گفتن این جمله نشان می‌دهد که تمام تلاشش را کرده، اما حرفش اثر نکرده است.

    در این مقاله معنی ضرب المثل ” نه به باره نه به داره “ اطلاعات مفیدی آمده است.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی ضرب المثل ” حرف حق جواب نداره “ را از دست ندهید.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” عقلش به چشمش است “ به شما کمک خواهد کرد.

    پیشنهادی: معنی ضرب‌المثل “به گوش خر یاسین خواندن”

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل” با دست پس میزنه با پا پیش میكشه “ را مطالعه کنید.

    ۳- یعنی بیش از اندازه حرف زدم تا دیگران را قانع کنم.

    ۴- وقتی کسی می‌خواهد موضوعی را برای دیگری روشن کند، آنقدر صحبت می‌کند و امید دارد که حرفش مؤثر واقع شود؛ اما وقتی می‌بیند کوچکترین تأثیری روی طرف مقابل نداشته، با ناامیدی می‌گوید: از بس گفتم زبانم مو درآمد! انگار هیچ نگفته‌ام!

    ۵- یعنی آدم کلی حرف بزند و در آخر به هیچ نتیجه‌ای نرسد.

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” دنیا را آب ببرد فلانی را خواب ببرد “ را مطالعه کنید.

    ۶- وقتی زیاد توضیح می‌دهی و توضیحاتت بی‌فایده است، احساس می‌کنی که بی‌جهت حرف زدی؛ چون نه تنها شنونده حوصله‌اش سر می‌رود، بلکه خود گوینده هم از تکرار و زیاده‌گویی خسته می‌شود. در چنین مواقعی است که این ضرب‌المثل را یا از روی دل‌خوری یا به شوخی به زبان می‌آورند.

     
    اختصاصی-آنبین

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” دزد نادان می زند کاهدان “ را حتماً بخوانید.

  • معنی کلمه Smoke به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Smoke به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Smoke به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی می‌سوزد، دود تولید می‌شود. دود معمولاً از آتش یا از چیزی که خیلی داغ شده و در حال سوختن است بلند می‌شود. دود معمولاً بوی تندی دارد و بسته به نوع ماده‌ای که می‌سوزد، ممکن است غلیظ و قابل دیدن باشد.

    از آن آتش کمپ دود می‌آید.
    بوی دود می‌دهد. آیا شما هم بوی دود حس می‌کنید؟
    آن دود از کجا می‌آید؟
    دود زیادی از دودکش بیرون می‌آید.
    هر کجا دود باشد، حتماً آتش هم هست.
    وقتی از کمپ برگردید، معمولاً لباس‌هایتان بوی دود می‌گیرد.

    این کلمه معمولاً به عنوان فعل هم به کار می‌رود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    smoke

    دود کردن

    smoked

    دود کرد

    smoked

    دود کرده

    او در حال سیگار کشیدن است.
    سیگار کشیدن برای سلامتی خوب نیست.
    سیگار کشیدن به سلامتی شما آسیب می‌رساند. (در این جمله، «سیگار کشیدن» یک مصدر با «ing» است.)
    کنار گذاشتن سیگار کار سختی است.
    آتش کمپ هنوز در حال دود کردن است. (یعنی هنوز کاملاً خاموش نشده است.)
    بعد از صید، ماهی‌ها را دودی کردیم. (دودی کردن، یک روش برای نگهداری مواد غذایی است.)
    آیا تمایل دارید مقداری ماهی سالمون دودی میل کنید؟ (در این پرسش، «دودی» یک صفت است.)

    کلمه‌ی «دودآلود» یک صفت است:
    چرا اینجا اینقدر دودآلود است؟
    آشپزخانه به خاطر درست کردن شام توسط همسرم، دودآلود شد. (او همیشه غذا را می‌سوزاند!)
    محل چادرزدن به خاطر آتش کمپ، کاملاً دودآلود شده بود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” از اونجا مونده، از اینجا رونده “

    معنی ضرب المثل ” از اونجا مونده، از اینجا رونده “

    این ضرب‌المثل برای توصیف افرادی به کار می‌رود که در هیچ کاری ثبات و پایداری ندارند. این افراد شبیه به مسافری هستند که نه نقطه شروع را به خوبی پشت سر گذاشته و نه مقصد مشخصی برای رسیدن دارد.

    او مانند کسی است که از یک محل بدون برنامه‌ریزی کوچ می‌کند، اما وقتی به جای جدید می‌رسد، آنجا را نیز مناسب نمی‌بیند و دوباره به فکر حرکت می‌افتد. چنین شخصی همیشه در حال رفتن است، اما در واقع به جایی نمی‌رسد و هیچ‌گاه در یک موقعیت ثابت و رضایت‌بخش مستقر نمی‌شود.

    این مثل معمولاً برای افرادی استفاده می‌شود که در کار، زندگی، روابط یا حتی در عقاید خود پایدار نیستند و مدام در حال تغییر مسیر و تغییر تصمیم هستند.

    مقاله معنی ضرب المثل ” تا پول داری رفیقتم قربان بند کیفتم ” + داستان حاوی اطلاعات جامعی است.

    در این مقاله معنی ضرب المثل ” یک روزی می دهد یک روزی هم می گیرد “ اطلاعات مفیدی آمده است.

    مقاله معنی ضرب المثل ” جانماز آب کشیدن “ حاوی اطلاعات جامعی است.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمیشه “.

    مقاله معنی ضرب المثل ” تا سه نشه بازی نشه “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    معنی از اونجا مونده، از اینجا رونده

    در این نوشته، می‌خواهیم معنی و مفهوم اصلی این ضرب‌المثل کهن ایرانی را با هم مرور کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.

    معنی از اونجا مونده، از اینجا رونده یعنی چه؟

    به فردی گفته می‌شود که همه راه‌ها به رویش بسته شده و هیچ امیدی برایش باقی نمانده است.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” صد رحمت به دزد سرگردنه “ سر بزنید.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” تو نیکی می کن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز “ به شما کمک خواهد کرد.

    یعنی کسی که برای رسیدن به موقعیت بهتر، جایگاه قبلی خود را رها می‌کند، اما نه تنها به موفقیت نمی‌رسد، بلکه تمام داشته‌هایش را نیز از دست می‌دهد.

    یعنی همه چیز خود را باخت و خسارت سنگینی به او وارد شد.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” خانه خرس و بادیه مس “ سر بزنید.

    برای درک بهتر این ضرب المثل، یک مثال می‌زنیم: آقایی تصمیم می‌گیرد خانه‌اش را بفروشد و خانه بزرگ‌تری بخرد. تمام پس‌اندازش را جمع می‌کند، خانه جدیدی را انتخاب می‌کند و خانه خود را هم می‌فروشد. اما درست وقتی خانه‌اش را فروخته، قیمت مسکن به شکل غیرمنتظره‌ای بالا می‌رود. در نتیجه این آقا با تمام پولی که دارد، نه می‌تواند آن خانه بزرگ را بخرد و نه حتی خانه دیگری پیدا می‌کند.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” کار نیکو کردن از پر کردن است ” + داستان را مطالعه کنید.

    در این شرایط تازه متوجه می‌شود که چقدر ضرر کرده است: هم خانه‌اش را با قیمت کم فروخته و هم دیگر خانه‌ای برای زندگی ندارد. این ضرب المثل دقیقاً به حال و روز چنین فردی اشاره دارد.

  • معنی کلمه Smooth به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Smooth به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Smooth به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “صاف” برای توصیف یک سطح یا بافت یکنواخت و بدون ناهمواری به کار می‌رود. این واژه برای سطوح مختلف مثل میز یا جاده بسیار کاربردی است و همچنین برای توصیف غذا نیز استفاده می‌شود:

    این ماست بسیار لطیف است.
    بستنی موقع قورت دادن، سرد و نرم است.
    بزرگراه قبل از بازسازی، ناهموار و پر از دست‌انداز بود. اما حالا کاملاً صاف و هموار شده است.

     
    علاوه بر این، “صاف کردن” به عنوان یک فعل نیز کاربرد دارد:

    او با اتو، چین‌وچروک‌های پیراهنش را صاف کرد.
    دیپلمات‌ها کوشش کردند تا اختلافاتشان را از میان بردارند. (smooth over = حل کردن و رفع کردن)
    راجر توانست مشکلش را با دوست‌دخترش حل کند. (دوستم دخترش قبلاً از دستش عصبانی بود، اما او با حرف‌های دلنشینش توانست دوباره دل او را به دست آورد!)

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.