بلاگ

  • معنی ضرب المثل ” آش کشکه خالته بخوری پاته نخوری پاته “

    معنی ضرب المثل ” آش کشکه خالته بخوری پاته نخوری پاته “

    این ضرب‌المثل قدیمی داستان جالبی پشت خود دارد. در گذشته‌های دور، وقتی مهمان ناخوانده‌ای به خانه‌ی کسی می‌رسید، رسم بر این بود که از او با غذایی به نام «آش کشکه» پذیرایی کنند. این آش، بسیار ساده و معمولی بود و مواد باارزشی در آن پیدا نمی‌شد.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” شکم گرسنه دین و ایمان ندارد “ ادامه دهید.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” صحبت حکام ظلمت شب یلداست “ سر بزنید.

    معنای اصلی این ضرب‌المثل این است که در یک موقعیت خاص، دو حالت پیش رو دارید که نتیجه‌ی نهایی هر دو تقریباً یکسان است. یعنی چه شما آن کار را انجام دهید و چه ندهید، وضعیت چندان تغییر نمی‌کند و تفاوت چندانی ندارد.

    می‌توان گفت این مثل اشاره به شرایطی دارد که انتخاب شما تأثیر چشمگیری بر نتیجه نخواهد داشت و در نهایت، وضع به همان منوالی پیش می‌رود که بوده است.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی ضرب المثل زبان خوش، مار را از سوراخ بیرون می‌ آورد + انشا و داستان را از دست ندهید.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” شکر نعمت، نعمتت افزون کند ” + داستان پیدا کنید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” این نیز بگذرد “ را بخوانید.

    آش کشکه خالته بخوری پاته نخوری پاته

    در این نوشته، می‌خواهیم با هم معنی و مفهوم اصلی این ضرب‌المثل کهن ایرانی را بررسی کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” یک دست، صدا ندارد ” + داستان مراجعه کنید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” بیله دیگ، بیله چغندر “ را از دست ندهید.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” کار حضرت فیل بودن “ را حتماً بخوانید.

    معنی ضرب المثل آش کشکه خالته بخوری پاته نخوری پاته چیست؟

    این ضرب‌المثل زمانی به کار می‌رود که فردی را مجبور به انجام کاری می‌کنند و او چاره‌ای جز پذیرش ندارد. معمولاً وقتی می‌خواهند مسئولیت کاری را به عهده کسی بگذارند که تمایلی به انجام آن ندارد، از این عبارت استفاده می‌کنند.

    مثلاً وقتی در خانه، کاری مثل نظافت را به یکی از اعضا محول می‌کنند و آن فرد می‌خواهد از انجام آن شانه خالی کند، به او می‌گویند: “آش کشک خالته، بخوری پاته، نخوری پاته!” یعنی چه بخواهی چه نخواهی، باید این کار را انجام دهی.

    این عبارت نشان‌دهنده موقعیتی است که فرد تحت اجبار قرار دارد و راه فراری ندارد. البته در بیشتر موارد، این ضرب‌المثل به صورت شوخی و دوستانه بیان می‌شود و هدف واقعی، تحمیل شدید نیست، بلکه تنها یادآوری این موضوع است که انجام آن کار ضروری است و چاره‌ای از آن نیست.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” چو دخلت نیست خرج آهسته تر کن “.

  • معنی کلمه Vacant به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Vacant به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Vacant به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه **Vacant** به معنای «خالی» است. از این کلمه برای توصیف مکان‌هایی استفاده می‌کنیم که در آن‌ها کسی یا چیزی وجود ندارد:

    – اگر اتاق هتل شما خالی است، می‌توانید همین حالا به آن بروید. (اگر در هتل کار می‌کنید، دانستن این کلمه مهم است.)
    – خانه کناری ما خالی است. ساکنان قبلی چند ماه پیش رفتند.
    – در این ساختمان چند آپارتمان خالی وجود دارد.
    – یک میز خالی آنجاست. می‌توانیم آنجا بنشینیم.
    – آن موقعیت شغلی تدریس همچنان خالی است.
    – من ایده خوبی برای ارائه ندارم. ذهنم کاملاً خالی است.

     

    اسم این کلمه **Vacancy** است:

    – این هتل این هفته چند اتاق خالی دارد.
    – میچ از هیچ موقعیت شغلی خالی در شرکتی که کار می‌کند خبر ندارد. (منظور از موقعیت خالی، شغلی است که باید پر شود.)
    – بیرون هتل تابلوی «اتاق خالی نداریم» نصب شده، پس آن‌ها امشب مهمان جدید نمی‌پذیرند.

     

    فعل این کلمه **Vacate** است:

    – آن‌ها باید تا آخر ماه آپارتمانشان را تخلیه کنند.
    – همه باید ساختمان را ترک کنند. در طبقه چهارم آتش‌سوزی رخ داده. (اگرچه استفاده از «Vacate» در این جمله ممکن است، می‌توانید به جای آن از «Leave» یا «Exit» هم استفاده کنید.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی ضرب المثل ” چشمم آب نمیخوره “

    معنی ضرب المثل ” چشمم آب نمیخوره “

    حتما! در ادامه متن بازنویسی شده را می‌بینید:

    گاهی پیش می‌آید که از کسی آنقدر ناراحت و رنجیده‌اید که حتی تحمل دیدن او را هم ندارید. در این شرایط از ضرب‌المثل «چشمم آب نمی‌خورد» استفاده می‌کنیم. این حرف به این معنی است که شما دیگر کوچک‌ترین علاقه‌ای به آن شخص ندارید و دلتان نمی‌خواهد او را ببینید یا با او ارتباط داشته باشید.

    این احساس می‌تواند به دلیل یک رفتار ناپسند، حرف ناراحت‌کننده یا بی‌اعتمادی پیش آمده باشد. در حقیقت، این جمله نشان می‌دهد که رابطه‌ی شما با آن فرد به طور کامل قطع شده و شما دیگر رغبتی برای ادامه‌ی آن ندارید.

    این بیان، شدت ناراحتی و فاصله‌ی عاطفی را به خوبی نشان می‌دهد و می‌گوید که دیگر هیچ حس خوبی در دل شما باقی نمانده است.

    معنی چشمم آب نمیخوره چیست؟

    در این نوشته، با معنا و مفهوم اصلی این ضرب‌المثل کهن ایرانی آشنا خواهید شد. همراه ما باشید.

    معنی ضرب المثل چشمم آب نمیخوره چیست؟

    1- یعنی من به نتیجه این کار خوشبین نیستم و هیچ امیدی به موفقیت آن ندارم.

    2- این ضرب‌المثل معمولاً برای بیان ناامیدی و بدبینی نسبت به انجام کاری استفاده می‌شود. به عنوان مثال، فرض کنید دوست شما در مسابقه‌ای شرکت کرده که باید با تیم‌های بسیار قوی رقابت کند. وقتی شما به عنوان تماشاگر، عملکرد ضعیف او را می‌بینید، با خودتان فکر می‌کنید: با این وضعی که او دارد مسابقه می‌دهد، امکان ندارد برنده شود.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” گدا به گدا رحمت به خدا “ ادامه دهید.

    یا مثلاً می‌گویید: امکان ندارد مرا در این آزمون استخدامی قبول کنند.

    3- “چشم کسی آب نخوردن” کنایه از این است که فرد هیچ امید و انتظاری نسبت به موفقیت کاری ندارد.

    4- به طور کلی، وقتی کسی از عملکرد فرد یا چیزی راضی نیست و به نتیجه خوبی باور ندارد، از این ضرب‌المثل استفاده می‌کند؛ یعنی آن کار یا اتفاق، پایان خوشی نخواهد داشت.

    چشمم آب نمیخوره به انگلیسی
    I have no hope in that

    پیشنهادی: ضرب‌المثل “در ناامیدی بسی امید است”

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” یک خشت هم بگذار در دیگ “ مراجعه کنید.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” فاتحه اش خوانده است “ سری سر بزنید.

    بیشتر بخوانید: ضرب‌المثل با چشم

  • معنی کلمه Vacation به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Vacation به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Vacation به فارسی با مثالهای کاربردی

    تعطیلات، زمانی برای استراحت و دوری از کار و مدرسه است. معمولاً در این زمان‌ها مردم به سفر می‌روند، اما نه همیشه.

    آن‌ها برای تعطیلات به فلوریدا رفته‌اند.
    جیم این هفته نیست؛ در تعطیلات به سر می‌برد.
    سوزان ماه آینده مرخصی می‌رود.
    هر سال چند روز مرخصی دارید؟ (در این جمله، “vacation” به صورت صفت به کار رفته است.)
    دوست داری برای تعطیلات به کجا سفر کنی؟
    کجا دوست داری در تعطیلات بروی؟
    بسیاری از افراد در تابستان برای گذراندن تعطیلات خود به مینه‌سوتا سفر می‌کنند. این ایالت به “سرزمین ۱۰٬۰۰۰ دریاچه” معروف است.

     
    این روزها بعضی‌ها کلمه “vacation” را به صورت “vaca” کوتاه می‌کنند. (به نظر می‌رسد این یک مد زودگذر باشد.)

    او برای یک استراحت کوتاه به آکاپولکو رفت.
    من به یک تعطیلات نیاز دارم.
    قصد داری تعطیلاتت را کجا بگذرانی؟

     
    در دوران رکود اقتصادی، کلمه “Staycation” به وجود آمد. استیکیشن به این معناست که تعطیلات خود را در خانه یا نزدیک آن بگذرانید، چون بودجه کافی برای سفر ندارید.

    تابستان گذشته تعطیلات خوبی در خانه داشتیم. هر روز استخر را پر می‌کردیم و بچه‌ها را تماشا می‌کردیم که از آب‌پاش می‌دویدند.
    اگر در فلوریدا زندگی کنید، گذراندن تعطیلات در خانه هم می‌تواند تجربه‌ای بسیار دلچسب باشد.

     
    توجه داشته باشید: بیشتر آمریکایی‌ها به جای کلمه “holiday” از “vacation” برای اشاره به یک استراحت طولانی یا یک سفر استفاده می‌کنند. کلمه “holiday” معمولاً برای روزهای خاصی مثل کریسمس یا چهارم ژوئیه به کار می‌رود. اما یک هفته استراحت در برمودا یک “vacation” محسوب می‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Vaccinate به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Vaccinate به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Vaccinate به فارسی با مثالهای کاربردی

    واکسن یک داروی ویژه است که بدن را در برابر یک بیماری مشخص ایمن می‌کند. هر واکسن از همان عامل بیماری ساخته می‌شود، اما به شکلی تغییر یافته که بی‌ضرر است. واکسن‌ها در سراسر جهان نقش بسیار مهمی در حفظ سلامت مردم دارند.

    واکسن آنفولانزا هر سال به روز می‌شود تا افراد را از ابتلا به این بیماری محافظت کند.
    واکسن آبله توانست یک بیماری بسیار کشنده را برای همیشه ریشه‌کن کند.
    دانشمندان در حال حاضر روی ساخت واکسنی برای ویروس ابولا تلاش می‌کنند.

     
    کلمه vaccinate (واکسن زدن) یک فعل است:

    افراد در مقابل بسیاری از بیماری‌های خطرناک واکسینه می‌شوند.
    اگر واکسن نزده باشید، خودتان و خانواده‌تان را در خطر بیماری قرار می‌دهید.
    بعضی از مردم نمی‌دانند که آیا باید به فرزندانشان واکسن بزنند یا خیر.

     
    کلمه vaccination (واکسیناسیون) یک اسم است:

    امیلی برای واکسیناسیون به مطب دکتر رفت.
    واکسیناسیون روشی کارآمد برای مقابله با این گونه بیماری‌ها است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” ایراد بنی اسرائیلی گرفتن “

    معنی ضرب المثل ” ایراد بنی اسرائیلی گرفتن “

    با هم معنی و کاربرد ضرب‌المثل “ایراد بنی‌اسرائیلی گرفتن” را بررسی می‌کنیم.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” آتش زیر خاکستر “ سر بزنید.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” آتش که گرفت خشک و تر می سوزند “ سر بزنید.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید “ را مطالعه کنید.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” دست از سر کچل کسی برداشتن “ را بخوانید.

    این ضرب‌المثل برای زمانی به کار می‌رود که فردی به دنبال بهانه‌گیری بی‌دلیل و ایرادهای غیرمنطقی باشد. وقتی کاهی را کوه می‌کند و بر سر مسائل کوچک و پیش پاافتاده، بحث و جدل بزرگی راه می‌اندازد، از این عبارت استفاده می‌شود.

    ریشه این اصطلاح به داستانی از قوم بنی‌اسرائیل بازمی‌گردد. در روایت‌ها آمده که خداوند برای آنان غذایی به نام “مَنّ و سَلبین” فرستاد. این غذا هر روز و بدون زحمت در اختیارشان قرار می‌گرفت، اما آنان به جای سپاسگزاری، شروع به بهانه‌جویی کردند و گفتند: “خدایا! چگونه است که یکنواخت همیشه از یک غذاست؟ از خدا بخواه برای ما از آنچه زمین می‌رویاند، مانند سبزی و خیار و سیر و عدس و پیاز برای ما فراهم آورد.”

    در حقیقت، آنان به نعمت رایگان و آماده‌ای که داشتند، بی‌اعتنایی کردند و به دنبال چیزهای پیش پاافتاده‌تر و معمولی‌تر بودند.

    بنابراین، امروزه هرگاه کسی بر سر مسائل جزئی و بی‌اهمیت، بهانه‌گیری کند و مشکل غیرمنطقی ایجاد نماید، می‌گویند دارد “ایراد بنی‌اسرائیلی” می‌گیرد.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” سر به بیابان گذاشتن “ را بخوانید.

    معنی ایراد بنی اسرائیلی گرفتن

    در این نوشته، می‌خواهیم معنی، پیشینه و مفهوم اصلی این ضرب‌المثل کهن ایرانی را بررسی کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.

    معنی ایراد بنی اسرائیلی گرفتن چیست؟

    ۱- یعنی برای هر چیز کوچک و بی‌اهمیتی، دنبال بهانه‌گیری و عیب‌جویی باشی – یکجور لجبازی و سرسختی بی‌دلیل.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل ” غاز چراندن “ بیابید.

    ۲- به افرادی که حقیقت را نمی‌پذیرند و در مقابل حق، مقاومت می‌کنند، گفته می‌شود: شما هم مانند قوم بنی‌اسرائیل که از حضرت موسی عیب‌های بی‌جا می‌گرفتند، دارید ایرادهای نامعقول و بی‌خردانه می‌گیرید!

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” هر چه دیدی از چشم خودت دیدی “ مراجعه کنید.

    ریشه این ضرب المثل

    بنی‌اسرائیل، قوم پیامبر خدا، حضرت موسی علیه‌السلام بودند که کتاب آسمانی آنان تورات است. خداوند، موسی را برای راهنمایی این قوم فرستاد. ایشان قوم خود را از اسارت و ستم فرعون نجات دادند؛ زیرا بنی‌اسرائیل بردگان فرعون به شمار می‌آمدند و او خود را معبود آنان می‌دانست و از آنان بهره‌کشی می‌کرد. هر کس که فرمان فرعون را نمی‌پذیرفت، به دستور او کشته یا مجازات شدیدی می‌شد.

    حضرت موسی علیه‌السلام اگرچه در کاخ فرعون پرورش یافته بود، ولی با باورهای نادرست او مخالف بود و بارها به فرمان خدا، فرعون را به راه درست دعوت کرد؛ اما فرعون نپذیرفت و همچنان ادعای خدایی می‌کرد.

    به یاری خدا، حضرت موسی و بنی‌اسرائیل از چنگال فرعون رهایی یافتند. خداوند دریا را برای نجات آنان شکافت، اما لشکر فرعون در همان دریا غرق شدند و نابود گردیدند. موسی معجزه‌های بسیاری داشت؛ مانند عصایی که به اژدها تبدیل می‌شد، یا دستی سفید و درخشان. با این حال، بسیاری از افراد قومش به او ایمان نیاوردند و بهانه‌های بی‌اساسی می‌گرفتند. برای مثال می‌گفتند:

    ✦ ای موسی! ما تا خدا را با چشم‌هایمان نبینیم ایمان نمی‌آوریم! (بقره – ۵۵)
    ✦ ای موسی! ما از غذاها خسته شدیم! به خدا بگو برایمان عدس و پیاز و سیر و خیار بفرستد! (بقره ۶۱)
    ✦ ای موسی ما اینجا می‌نشینیم تو با خدایت برو و با دشمنان بجنگ! هر وقت پیروز شدید ما پایمان را در شهر می‌گذاریم! (مائده – ۲۴)
    ✦ یا اینکه با تمام معجزاتی که از حضرت موسی دیدند، گوساله پرست شدند! و به خدای حقیقی کفر ورزیدند!

    ماجرای ذبح گاو

    یک بار حضرت موسی به قومش گفت که خدا دستور داده یک گاو را قربانی کنید. اما آنها با تعجب گفتند: «آیا ما را مسخره می‌کنی؟!»

    بعد شروع به پرسیدن سوالات زیاد کردند و گفتند: «خب، چه گاوی را باید بکشیم؟»
    موسی پاسخ داد: «خدا می‌فرماید: آن گاو نه خیلی پیر است و نه خیلی جوان، بلکه میانه‌است. پس همان کاری که دستور داده شده را انجام دهید.»

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” این رشته سر دراز دارد “.

    باز هم پرسیدند: «از پروردگارت بخواه تا برای ما روشن کند رنگ آن گاو چگونه است.»
    موسی گفت: «خدا می‌فرماید: آن گاوی زرد و روشن است که دیدنش چشم‌ها را روشن می‌کند.»

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” تربیت نا اهل را چون گردکان بر گنبد است “ را بخوانید.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” دست از ترنج نشناخت “ را مطالعه کنید.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” تف سر بالا “ مراجعه کنید.

    اما آنها دوباره پرسش کردند: «از پروردگارت بخواه تا دقیقاً مشخص کند که چه گاوی است؛ چون برای ما نامشخص مانده است. اگر خدا بخواهد، ما راه درست را پیدا خواهیم کرد.»
    موسی گفت: «خدا می‌فرماید: آن گاوی است که نه برای شخم زدن زمین رام شده و نه برای آبیاری مزرعه‌ها از آن استفاده شده؛ کاملاً سالم است و هیچ لکه و رنگ دیگری در آن نیست.»
    این بار گفتند: «حالا حقیقت را برای ما آوردی.»

    در این مقاله معنی ضرب المثل ” به شکم خود صابون زدن “ اطلاعات مفیدی آمده است.

    مقاله معنی ضرب المثل ” چشمت روز بد نبیند “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند “ سری سر بزنید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” آب خوش از گلو پایین نرفتن “.

    در نهایت آن گاو را قربانی کردند، در حالی که نزدیک بود این فرمان خدا را انجام ندهند!
    (سوره بقره آیات ۶۷ تا ۷۱)

    این داستان و ایرادگیری‌های بی‌جای این قوم، باعث به وجود آمدن ضرب‌المثل معروفی شد. امروز هم اگر کسی زیاد سوال‌های بیهوده و سخت می‌پرسد، این ضرب‌المثل را برایش به کار می‌برند.

    پیشنهاد: ضرب‌المثل‌های بیشتری بخوانید.

  • معنی کلمه Vacuum به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Vacuum به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Vacuum به فارسی با مثالهای کاربردی

    رایج‌ترین وسیله‌ای که با کلمه وکیوم شناخته می‌شود، جاروبرقی است. از این دستگاه برای تمیز کردن خانه و محیط‌های دیگر استفاده می‌شود. در واقع، وقتی هوا یا ذرات از یک فضا خارج شوند، حالت وکیوم یا خلاء به وجود می‌آید.

    He’s using a vacuum cleaner. or…
    He’s using a vacuum.
    He’s vacuuming the house.
    Vacuuming is one of those household chores that you must do if you have carpeting in your home.

    او از جاروبرقی استفاده می‌کند. یا…
    او از جاروبرقی استفاده می‌کند.
    او دارد خانه را جاروبرقی می‌کشد.
    جاروبرقی کشیدن یکی از کارهای روزمره خانه است که اگر در منزلتان فرش یا موکت داشته باشید، باید آن را انجام دهید.

    ساده گذشته فعل ماضی
    vacuum

    جارو زدن

    vacuumed

    جارو زد

    vacuumed

    جارو زده

    دیروز تمام خانه را با جاروبرقی تمیز کردم.
    آخرین بار چه زمانی جاروبرقی کشیدی؟
    آپارتمان را خدمه منزل با جاروبرقی پاکیزه کردند.
    آنها در جاروبرقی کشیدن خیلی خوب عمل کردند.
    یک نفر مشغول جاروبرقی کشیدن است.
    جاروبرتی مشکل دارد و درست کار نمی‌کند. خاک را خوب جمع نمی‌کند.

    کلمه “خلاء” همچنین برای زمانی به کار می‌رود که کنترل یک منطقه یا سازمان از دست می‌رود:
    زمانی که اتحاد جماهیر شوروی افغانستان را ترک کرد، خلاء قدرت ایجاد شد.
    هنگامی که ایالات متحده عراق را ترک کرد، ارتش عراق سقوط کرد و خلاء قدرت ناشی از آن به سرعت توسط نیروهای شورشی پر شد.

    انواع دیگری از خلاء هم وجود دارد. وقتی تمام هوا یا گاز از داخل یک لوله شیشه‌ای خارج شود، یک “لوله خلاء” ایجاد می‌شود. از لوله‌های خلاء در دستگاه‌های الکترونیکی قدیمی مانند رادیوها و تقویت‌کننده‌ها استفاده می‌شد. حتی لامپ‌های معمولی رشته‌ای نیز نوعی لوله خلاء محسوب می‌شوند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” زیر کاسه نیم کاسه ای است “

    معنی ضرب المثل ” زیر کاسه نیم کاسه ای است “

    این ضرب‌المثل موقعی به کار می‌رود که دو نفر یا دو گروه در یک کار اشتباه یا نادرست، هر دو به یک اندازه مقصر باشند و تقصیر را فقط به گردن یک طرف نیندازند.

    تصور کنید دو نفر با هم دعوا می‌کنند. اگر بگوییم: “زیر کاسه نیم کاسه است”، یعنی هر دو طرف این درگیری مقصر هستند و تقصیر فقط مال یکی از آن‌ها نیست. هر دو سهمی در ایجاد این مشکل داشته‌اند.

    در این مقاله معنی ضرب المثل ” آبشان از یک جوی نمی رود ” + داستان اطلاعات مفیدی آمده است.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” دست به سیاه و سفید نزدن “ مراجعه کنید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” دوری و دوستی ” و توضیح آن را بخوانید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” دلی از عزا درآوردن “.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” لاف در غریبی، آواز در بازار مسگرها “ به شما کمک خواهد کرد.

    این مثل به ما یادآوری می‌کند که در بسیاری از اختلافات، بهتر است انصاف را رعایت کنیم و بپذیریم که ممکن است حق و مسئولیت بین هر دو طرف تقسیم شده باشد، نه این که یک نفر کاملاً مقصر و دیگری کاملاً بی‌گناه باشد.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی ضرب المثل ” خر تو خر شدن “ را از دست ندهید.

    زیر کاسه نیم کاسه ای است

    در این نوشته می‌خواهیم به بررسی معنی، پیشینه و مفهوم بنیادی یکی از ضرب‌المثل‌های کهن ایرانی بپردازیم که در کتاب فارسی پایه یازدهم نیز آمده است. همراه ما باشید.

    زیر کاسه نیم کاسه ای است کنایه از چیست؟

    از این رفتارها بوی نیرنگ می‌آید.
    اگر کسی کاری کند که در ظاهر خوب اما در باطن مشکوک باشد، شنونده با توجه به شواهدی که از آن کار و از خود فرد می‌بیند، شک می‌کند که پای یک فریب یا خیانت در میان است. در چنین مواقعی از این ضرب‌المثل استفاده می‌شود.
    همان‌طور که اگر یک کاسه کوچک را زیر یک کاسه بزرگ پنهان کنند، کسی متوجه آن نمی‌شود، بعضی از کارهای مردم نیز همین گونه است. در نگاه اول ممکن است کار بی‌اشکالی به نظر برسد، اما در خفا و پشت صحنه، کارهای نادرستی در جریان است که فقط یک نفر تیزبین و هوشیار لازم است تا بتواند بوی این نیرنگ را حس کند و ظاهرسازی افراد منافق را ببیند.

    ریشه ضرب المثل

    در گذشته که مردم یخچال یا وسیله‌ای برای نگهداری غذا نداشتند، بعضی خوراکی‌ها را زیر کاسه قرار می‌دادند تا از دسترس حشرات و گرد و خاک در امان بمانند. روش کار این بود که غذا را در یک کاسه کوچک می‌ریختند و سپس کاسه بزرگ‌تری را به صورت برعکس روی آن می‌گذاشتند. در بسیاری از مواقع، افراد متوجه نمی‌شدند که زیر این کاسه بزرگ، یک کاسه کوچک‌تر هم وجود دارد.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” لقمه را باید به اندازه دهان برداشت “ به شما کمک خواهد کرد.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” یه سال بخور نون و تره “ به شما کمک خواهد کرد.

    اما کسانی که به کارهای خانه و آشپزخانه بیشتر آشنا بودند، می‌دانستند که معمولاً کاسه‌ها را پس از شستشو به صورت مرتب روی هم می‌چینند؛ طوری که هر کاسه روی دیگری قرار می‌گیرد. پس اگر کاسه‌ای برخلاف معمول به صورت وارونه دیده می‌شد، فرد با هوش می‌فهمید که قطعاً چیزی زیر آن پنهان شده است، چون در حالت عادی کسی کاسه‌ها را وارونه نمی‌گذارد!

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” عطایش را به لقایش بخشیدم “ را مطالعه کنید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” از هول حلیم افتاد تو دیگ “.

    به این ترتیب رازهای پنهان آشپزخانه فاش می‌شد.

    امروز هم اگر کسی بخواهد کاری را از دیگران پنهان کند، اما نشانه‌هایی از کارش آشکار باشد و دیگران حدس بزنند که او نقشه‌ای در سر دارد، می‌گویند: “نیم کاسه‌ای زیر کاسه است!”

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل “خدا در و تخته رو باهم جور میکنه “ بیابید.

    بیشتر بخوانید: ضرب المثل درباره فریب دادن
    اختصاصی-آنبین

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” خر خالی یرقه می رود “ مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Vague به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Vague به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Vague به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی «مبهم» است، یعنی به وضوح توضیح داده نشده یا مشخص نیست. این کلمه معمولاً وقتی به کار می‌رود که ما از منظور دقیق فرد، حرفی که می‌زند یا کاری که انجام می‌دهد، مطمئن نیستیم.

    مثلاً:
    – معلم گفت جواب دانش‌آموز واضح نبود و مبهم است.
    – شما خیلی کلی حرف می‌زنید! دقیقاً چه منظوری دارید؟
    – وقتی از او پرسیدم کجا می‌رود، جوابش واضح نبود و به صورت مبهمی پاسخ داد.
    – پلیس فقط یک ایدهٔ کلی و مبهم از فرد مجرم دارد.
    – او کمی شبیه پدربزرگش است؛ یعنی یک شباهت مبهم بین آن‌ها وجود دارد.

    کلمهٔ «به‌طور مبهم» هم شکل قیدی کلمهٔ مبهم است و همان معنا را می‌رساند:
    – او کمی شبیه پدربزرگش است.
    – وقتی ماریا از کما بیدار شد، فقط یک آگاهی کلی و مبهم از اطراف خود داشت.
    – به نظرم کمی آشنا می‌رسی! (این یک عبارت رایج است؛ یعنی قبلاً تو را جایی دیده‌ام یا با هم ملاقات داشته‌ایم.)

    اسم این ویژگی هم «ابهام» است:
    – این استاد به خاطر صحبت‌های مبهمش معروف است.
    – چون نتایج آزمایش واضح نبود، دانشمندان مجبور شدند دوباره آزمایش را انجام دهند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Valet به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Valet به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Valet به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک خدمتکار یا پیشخدمت، کسی است که در هتل یا رستوران، خدمات مختلفی به مهمانان ارائه می‌دهد. اگرچه این شغل بیشتر برای کسی به کار می‌رود که ماشین‌ها را پارک می‌کند، اما یک خدمتکار می‌تواند مسئول رسیدگی به کارهای شخصی افراد ثروتمند نیز باشد.

    آقای جانسون هنگام آماده شدن برای یک شام رسمی، از کمک خدمتکار خود بهره‌مند شد.
    اگر در هتلی هستید و لازم است لباس‌هایتان تمیز شود، می‌توانید درخواست سرویس خدمتکار دهید.
    اگر به عنوان خدمتکار پارکینگ کار کنید، درآمد خوبی خواهید داشت؛ اما شرط آن این است که راننده‌ی ماهری باشید و بتوانید با ماشین‌های دنده‌ای نیز رانندگی کنید.
    هزینه‌ی استفاده از سرویس خدمتکار در این رستوران، پنج دلار است.
    خدمتکار، ماشین را چند خیابان آن‌طرف‌تر پارک کرد.
    بیل اصلاً دوست ندارد کسی ماشینش را برایش پارک کند. او ترجیح می‌دهد این کار را خودش انجام دهد.
    کوین شغلش خدمتکاری است.

    توجه: بسیاری از کلماتی که در انگلیسی به “er” ختم می‌شوند، طولانی هستند :valet, fillet, buffet, ballet.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.