بلاگ

  • معنی کلمه Shrink به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Shrink به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی به دایره لغاتمان اضافه کنیم

    ترجمه کلمه Shrink به فارسی با مثالهای کاربردی

    فعل shrink به معنی “کوچک شدن” است و زمانی به کار می‌رود که اندازه یا حجم چیزی کاهش پیدا کند. این فعل، از دسته افعال بی‌قاعده به شمار می‌آید.

    ساده گذشته فعل ماضی
    shrink

    کوچک شدن

    shrank

    کوچک شد

    shrunk or shrunken*

    منقبض یا منقبض شده*

    پلیورم را داخل خشک‌کن گذاشتم و کوچک شد.
    موجودی حساب بانکی‌مان روزبه‌روز کمتر می‌شود.
    از وقتی بیل رژیم گرفته، اندازه دور کمرش کم شده.
    تعداد دانشجوهایی که در این کلاس مانده‌اند، از اول ترم کمتر شده.
    روزهای باقی‌مانده برای خرید تا کریسمس دارد سریع کم می‌شود.
    مسافت رفت‌وآمد به مرکز شهر مینیاپولیس، بعد از پایان پروژه ساخت بزرگراه، کوتاه‌تر شد.
    هیچ‌وقت نباید از انجام مسئولیت‌هایت شانه خالی کنی. (در این جمله “shrink” به معنای کنار کشیدن است.)
    پوشیدن این تی‌شرت کوچک‌شده برایش غیرممکن خواهد بود. (کلمه “shrunken” در این جمله یک صفت است.)

    وقتی کلمه “shrink” به عنوان اسم به کار می‌رود، در زبان عامیانه به معنای روانپزشک است.
    تام دارد یک روانپزشک می‌بیند. (او با یک روانپزشک جلسه دارد.)
    برای آدم‌های پولدار و مشهور غیرعادی نیست که مرتب پیش یک روانپزشک بروند.

    *توجه کنید که برای شکل گذشته این فعل دو حالت وجود دارد. فعل “shrink” از آن دست افعال است که چند حالت مختلف برای زمان گذشته دارد. هر دو حالت قابل قبول هستند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ واژه‌های کاربردی انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحهٔ واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Shrivel به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Shrivel به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Shrivel به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی «چروک» می‌شود، در واقع کوچک و جمع شده به نظر می‌رسد. این اتفاق معمولاً بر اثر کهولت سن یا از دست دادن رطوبت رخ می‌دهد.

    مثلاً وقتی انگورها خشک می‌شوند، چروکیده شده و به کشمش تبدیل می‌گردند.
    در فصل پاییز برگ‌ها از درختان جدا شده و روی زمین خشک و چروک می‌شوند.
    همچنین وقتی سن افراد از ۸۰ سال می‌گذرد، معمولاً پوست صورت و دست‌هایشان حالت چروکیده پیدا می‌کند.
    اگر خشکسالی رخ دهد، ذرت‌های داخل مزرعه نیز پژمرده و چروک می‌شوند.
    حتی در بازارهای مالی هم ممکن است چنین اتفاقی بیفتد؛ مثلاً سرمایه‌گذاری در سهام شرکت‌های فناوری، در پایان دوره رونق دات‌کام در اواخر دهه ۹۰ میلادی، به شدت کاهش یافت و ارزش خود را از دست داد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

     

  • معنی ضرب المثل ” آتش بیار معركه “

    معنی ضرب المثل ” آتش بیار معركه “

    این ضرب‌المثل به کسی اشاره دارد که با حرف‌ها یا کارهایش، اختلاف و درگیری بین دیگران را بیشتر می‌کند. مثل کسی که به یک آتش، هیزم بیشتری اضافه می‌کند تا شعله‌ورتر شود.

    این فرد معمولاً با شایعه‌پراکنی، غیبت یا تحریک احساسات دیگران، جو را متشنج می‌کند و باعث می‌شود مشکلات کوچک، بزرگ و غیرقابل کنترل به نظر برسند.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” دروغگو کم حافظه است “ را بخوانید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” خفته خفته را کی کند بیدار ؟ “.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” خیاط هم در کوزه افتاد ” + داستان به شما کمک خواهد کرد.

    به طور خلاصه، “آتش‌بیار معرکه” به شخصی گفته می‌شود که به جای آرام کردن اوضاع، با دخالت نابجا، آتش اختلاف را تندتر می‌کند.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” خواستن، توانستن است “.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” با خودش هم قهر است “ ادامه دهید.

    معنی آتش بیار معركه

    در این نوشته، به بررسی معنا و مفهوم اصلی این ضرب‌المثل کهن ایرانی می‌پردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.

    معنی آتش بیار معركه یعنی چه؟

    ۱- به کسی می‌گویند که خودش درگیر دعوا نیست، اما دلیل و عامل اصلی شروع اختلاف و درگیری است!

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” سواره، خبر از حال پیاده ندارد “ سر بزنید.

    ۲- معنی معرکه: معرکه در اصل به معنای میدان نبرد، جایگاه جنگ یا یک موقعیت پیچیده و آشفته است. معنای دیگر آن در زبان محاوره، چیزی بسیار عالی و فوق‌العاده است (مثلاً وقتی می‌گوییم: “این غذا معرکه بود”). اما در این ضرب‌المثل، منظور همان معنای اول و اشاره به یک صحنه درگیری است.

    ۳- این مثل اشاره به کسی دارد که باعث ایجاد نزاع و کینه بین دیگران می‌شود، اما خودش کنار می‌ایستد و نقش یک فرد بی‌گناه و بی‌طرف را بازی می‌کند. در اصطلاح به چنین افرادی “دوبه‌م‌زن” می‌گویند.

    ریشه این ضرب المثل

    در روزگار قدیم، فردی بود که در تابستان سازهای “دف” و “تنبک” را خیس می‌کرد تا صدای آن‌ها بهتر و رساتر شود. به این شخص می‌گفتند: “دایره نم‌کن”. اما در زمستان، این کار فایده‌ای نداشت؛ به همین خاطر، او همان سازها را کنار آتش می‌گذاشت تا خشک شوند و رطوبتشان از بین برود.
    در این فصل، نامش می‌شد: “آتش‌بیار”. هرچند خودش نواختن بلد نبود، اما کار نوازندگان به او وابسته بود. در واقع، او کسی بود که زمینه را برای هنرنمایی نوازندگان فراهم می‌کرد و آتش‌بیار معرکهٔ آن‌ها به شمار می‌رفت!

    پیشنهاد: ضرب‌المثل‌های بیشتری بخوانید.
    اختصاصی– آنبین

  • معنی کلمه Shut به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Shut به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Shut به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای بستن چیزی از فعل To shut استفاده می‌شود. این فعل از قاعده معمول افعال انگلیسی پیروی نمی‌کند.

    ساده گذشته فعل ماضی
    shut

    بستن

    shut

    بست

    shut

    بسته

    لطفاً در را ببندید.
    اینجا خیلی سرد است. پنجره را هم ببندید.
    اگر در را کاملاً نبندید، چراغ داخل ماشین روشن می‌ماند.
    به دلایلی، این در بسته نشده بود.
    دهنت را ببند!

    کلمه “shut” معمولاً با حرف اضافه به کار می‌رود:
    این کسب‌وکار هفته گذشته برای همیشه تعطیل شد.
    شهرداری یک محل شرط‌بندی غیرقانونی را در محله ما پلمپ کرد.
    پس از طوفان شدید، مردم چندین روز در خانه‌هایشان محبوس شدند.
    برای بستن آب، دسته شیر را بچرخانید.
    خانه شما باید شیرهای قطع‌کننده برای لوله‌کشی و وسایل گاز داشته باشد.
    لطفاً چراغ‌ها را خاموش کنید.

    یکی از کاربردهای رایج “shut” با حرف اضافه “up” است. این عبارت وقتی استفاده می‌شود که کسی می‌خواهد دیگری دست از حرف زدن بردارد. “Shut up” به معنی «خفه شو» بیان مودبانه‌ای نیست، اما معمولاً در گفتار روزمره شنیده می‌شود.
    معلم به دانش‌آموزانی که صحبت می‌کردند گفت ساکت شوند.
    بهتر است در این مورد ساکت بمانی. (در این مورد حرف نزنی.)
    او ساکت نمی‌شود.
    چرا آن‌ها ساکت نمی‌شوند؟
    خفه شو!

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” چراغ از بهر تاریکی نگه دار “

    معنی ضرب المثل ” چراغ از بهر تاریکی نگه دار “

    این ضرب المثل زیبا به ما یادآوری می‌کند که هر چیزی در زندگی هدف و فایده‌ای مشخص دارد. درست مانند چراغ که برای روشن کردن فضای تاریک ساخته شده است و باید آن را برای همین کار نگه داشت.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” خرمایی که تو خوردی “ را مطالعه کنید.

    این مثل به ما می‌گوید که از هر وسیله، توانایی یا موقعیتی در زندگی باید در جای درست خودش استفاده کنیم. نباید چیزهای باارزش را برای کاری بیهوده یا بی‌ربط به کار بگیریم. در واقع، این سخن پند می‌دهد که منابع و داشته‌های خود را عاقلانه مدیریت کنیم و آنها را برای زمانی که واقعاً به آنها نیاز داریم، حفظ کنیم.

    این مفهوم را می‌توان در بسیاری از جنبه‌های زندگی به کار برد. برای مثال، باید پول خود را برای روزهای سخت و نیازهای واقعی پس‌انداز کنیم، یا از دوستی‌های خوبمان فقط برای منافع شخصی استفاده نکنیم. این ضرب المثل به زبان ساده به ما می‌آموزد که برای هر چیزی برنامه‌ریزی درستی داشته باشیم و از آن در مسیر درست بهره ببریم.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” دانا هم داند و هم پرسد، نادان نداند و نپرسد “ را مطالعه کنید.

    چراغ از بهر تاریکی نگه دار

    در این نوشته، به بررسی معنا و مفهوم اصلی یکی از ضرب‌المثل‌های کهن و پرمعنی ایرانی می‌پردازیم. در ادامه، همراه ما باشید.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” پسته بی مغز چون لب وا کند رسوا شود “ را حتماً بخوانید.

    معنی چراغ از بهر تاریکی نگه دار

    وقتی زندگی بر وفق مرادت است و در آسایش به سر می‌بری، طوری رفتار کن که اگر روزی مشکلات و سختی‌ها از راه رسیدند، درمانده و بی‌پناه نشوی.
    هرگز به موقعیت خوب فعلیات مغرور نشو، زیرا هیچ غم و شادی در این دنیا همیشگی نیست.

    این مفهوم در شعر سعدی نیز به زیبایی بیان شده است:
    چو به بودی طبیب از خود میازار    که بیماری توان بودن دگر بار
    چو باران رفت بارانی میفکن        چو میوه سیر خوردی شاخ مشکن
    منه بر روشنایی دل به یک بار       چراغ از بهر تاریکی نگه‌دار

    معنی این ابیات این است:
    اگر حالت خوب است، بدنت را آزار نده، چون ممکن است دوباره بیمار شوی و به درمان نیاز پیدا کنی.
    وقتی باران تمام شد، کلاه بارانی‌ات را دور نینداز.
    و مفهوم بیت آخر این است:
    تمام دل و دلت را به شرایط خوب و روشنایی فعلی نسپار، چون دنیا همیشه در تغییر است. همیشه به یاد روزهای تاریک و احتمالی هم باش و برایشان چاره‌ای بیندیش. اگر در روزهای خوب، مغرور شوی و راه برگشت و ارتباطاتت را قطع کنی، در زمان نیازت کسی به فریادت نمی‌رسد. بنابراین، در همه حال میانه‌روی و اعتدال را فراموش نکن.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل ” آشی برایت بپزم که یک وجب روغن رویش باشد “ بیابید.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” حق کسی را کف دستش گذاشتن “ را مطالعه کنید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” آبکش به کفگیر می گوید چقدر سوراخ داری “ را بخوانید.

  • معنی کلمه Skinny به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Skinny به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Skinny به فارسی با مثالهای کاربردی

    از کلمه “لاغر” برای توصیف کسانی یا چیزهایی که باریک و کم‌جثه هستند استفاده می‌شود. لاغر بودن نقطه مقابل چاق بودن است.

    پاهای او لاغر است.
    افراد لاغر معمولاً می‌توانند لباس‌های تنگ را به راحتی بپوشند.
    اگر لاغر هستید، شاید غذای کافی نمی‌خورید.
    دکتر به ونسا گفت که باید وزنش را بیشتر کند چون بیش از حد لاغر شده بود.
    مدل‌های دنیای مد به لاغر بودن معروف هستند.
    بازوهای لاغر برای یک مرد ظاهر زیبایی ندارد.
    کسی که “همه پوست و استخوان” است، یعنی خیلی لاغر است. (“همه پوست و استخوان” یک اصطلاح است.)

    این واژه برای توصیف اشیا هم کاربرد دارد:

    شلوارهای جین لاغر (اسکینی) میان جوانان طرفدار دارد.
    کراوات‌های باریک در دهه ۱۹۸۰ بین مردان مد بود.
    ورودی غار آن قدر باریک است که بیشتر افراد نمی‌توانند از آن عبور کنند.
    در حیاط جلوی خانه‌مان یک درخت بلند و باریک داریم.
    آن خانه از بیرون بلند و لاغر به نظر می‌رسد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.
     

  • معنی ضرب المثل ” دو قورت و نیمش باقی است “

    معنی ضرب المثل ” دو قورت و نیمش باقی است “

    این ضرب‌المثل برای زمانی به کار می‌رود که یک کار یا موضوع، بسیار ساده و پیش پا افتاده باشد و به راحتی تمام شود. وقتی می‌گوییم “دو قورت و نیمش باقی است”، یعنی انجام آن کار مانند خوردن یک تکه گوشت لذیذ و نرم است که فقط دو سه لقمه بیشتر طول نمی‌کشد و به پایان می‌رسد.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” افتادگی آموز اگر طالب فیضی “ سری سر بزنید.

    این عبارت نشان می‌دهد که کار آنقدر آسان است که هیچ سختی و مانعی ندارد و در زمان بسیار کوتاهی انجام می‌شود.

    معنی دو قورت و نیمش باقی است

    در این نوشته، به بررسی مفهوم اصلی و معنای این ضرب‌المثل کهن ایرانی می‌پردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” زیر آب کسی را زدن “ را مطالعه کنید.

    معنی دو قورت و نیمش باقی است یعنی چه؟

    به فردی گفته می‌شود که بیش از سهم خود دریافت کرده، اما همچنان طمعکار است و خواهان بیشتر است.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی ضرب المثل ” گوش شیطون کر “ را از دست ندهید.

    گاهی نیز این عبارت به کسی گفته می‌شود که در برابر مهربانی‌ها و محبت‌های دیگران کوچک‌ترین سپاسی نشان نمی‌دهد، بلکه کمک‌ها و زحمات آنان را وظیفه‌ی آنان می‌داند و حتی توقع بیشتری نیز دارد.

    چنین افرادی وقتی احساس می‌کنند کمک دیگران کم شده است – با اینکه آنان هیچ وظیفه‌ای نداشتند – شروع به شکایت و نارضایتی می‌کنند و قهر می‌کنند.

    ریشه ضرب المثل:

    داستان این ضرب‌المثل به میهمانی حضرت سلیمان بازمی‌گردد که همه حیوانات و موجودات را دعوت کرده بود. وقتی نوبت به یکی از ماهیان بزرگ رسید، او تمام غذای آماده شده را خورد و باز هم درخواست غذا کرد.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” دندان روی جگر گذاشتن “ سر بزنید.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” بعد از سی سال نوروز به شنبه افتاد “ را مطالعه کنید.

    مقاله معنی ضرب المثل ” یک دیوانه سنگی به چاه می اندازد “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    حضرت سلیمان از این رفتار ماهی متعجب شد. ماهی در پاسخ گفت: “خداوند هر روز سه وعده غذا به من می‌دهد و در هر وعده، سه لقمه بزرگ غذا می‌خورم. این غذایی که خوردم، فقط نیمی از یک لقمه بود! هنوز دو لقمه و نیم دیگر از امروزم باقی مانده!”

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” نمک پرورده بودن “.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” روزه شک دار گرفتن “ سری سر بزنید.

    از آن زمان به بعد، این ضرب‌المثل برای افرادی به کار می‌رود که همیشه بیشتر می‌خواهند و قانع نیستند.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” هرآنکس که دندان دهد نان دهد “ را از دست ندهید.

    هم خدا را می‌خواهد هم خرما را

  • معنی کلمه Skunk به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Skunk به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Skunk به فارسی با مثالهای کاربردی

    اسکَنگ (Skunk) یک حیوان پستاندار کوچک است که برای محافظت از خود از غده‌های مخصوصی که دارد، بو تولید می‌کند. این بو که بسیار تند و زننده است، به عنوان یک روش دفاعی کاربرد دارد. حتی بعد از مرگ این حیوان نیز این بو در فضا پخش می‌شود. در جاده‌های آمریکا، خیلی پیش می‌آید که اسکَنگ‌ها زیر ماشین‌های سریع بروند و این بو در هوا منتشر شود.

    اوه، این چه بویی است؟ بوی اسکَنگ می‌دهد.
    کسی یک اسکَنگ را زیر گرفته.
    اینجا بوی اسکَنگ می‌دهد.
    معلم ورزش ما از یک اسکَنگ هم بدتر بو می‌دهد.

     
    علاوه بر این، اصطلاحات مختلفی در زبان انگلیسی وجود دارد که از کلمه “اسکَنگ” در آن‌ها استفاده شده است.

    او مثل اسکَنگ مست است. (یعنی خیلی زیاد الکل نوشیده.)
    تیم مقابل ما را درست شکست داد. (یعنی ما خوب بازی نکردیم و آن‌ها به راحتی برنده شدند.)
    جو برای ماهیگیری روی یخ رفت و دست خالی برگشت. (یعنی هیچ ماهی‌ای نگرفت.)
    وقتی یاسمین از فروشگاه میسی رد می‌شد، یک فروشنده عطر زیاد روی او پاشید. (یعنی به حدی عطر زد که بوی بدی داشت.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی ضرب المثل ” آتیش زده به مالش “

    معنی ضرب المثل ” آتیش زده به مالش “

    این ضرب‌المثل برای توصیف کسی به کار می‌رود که با دست خودش، باعث نابودی دارایی و اموالش می‌شود. مثل کسی که خودش آتشی روشن کند و خانه‌اش را با آن بسوزاند.

    این عبارت معمولاً برای افرادی استفاده می‌شود که با تصمیم‌های نادرست، رفتارهای نسنجیده یا مدیریت بد، سرمایه، موقعیت یا آبروی خود را از بین می‌برند. در واقع، فرد خودش مسبب اصلی ضرر و زیانش است.

    مثلاً اگر کسی با قرض گرفتن پول زیاد و سرمایه‌گذاری نادرست، همه دارایی خود را از دست بدهد، در مورد او می‌گویند: “آتیش زده به مالش”. این مثل به ما یادآوری می‌کند که گاهی بزرگ‌ترین دشمن منافع خودمان، تصمیم‌های اشتباه خودمان هستند.

    معنی آتیش زده به مالش

    در این نوشته، می‌خواهیم معنی و مفهوم واقعی یک ضرب‌المثل کهن ایرانی را بررسی کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.

    معنی آتیش زده به مالش یعنی چه؟

    1- منظور این است که شخص همه دارایی خود را با قیمت بسیار کمی فروخته است. وقتی کسی چیزی را آتش می‌زند، یعنی آن چیز برایش ارزشی ندارد.

    مقاله معنی ضرب المثل ” کم گوی و گزیده گوی چون در” حاوی اطلاعات جامعی است.

    2- بعضی افراد هم این ضرب‌المثل را به معنای بخشیدن همه اموال می‌دانند. یعنی کسی که جسارت به خرج می‌دهد و تمام دارایی خود را یک‌جا می‌بخشد، می‌گویند به مالش آتش زده است. البته این بخشش می‌تواند از روی رضایت یا نارضایتی باشد. اگر از روی ناراحتی باشد، یعنی دارایی‌اش را تقریباً مجانی فروخته است (همان‌طور که در بخش اول گفتیم).

    3- مثال‌های زیر را ببینید تا بهتر متوجه مفهوم این ضرب‌المثل شوید:
    ◊ فلانی چون خودش زحمت نکشیده و پول پدرش را راحت خرج می‌کند، ارزش پول را نمی‌داند و مدام دارایی‌اش را به باد می‌دهد. (در اینجا معنای اسراف و بی‌مبالاتی دارد)
    ◊ دستفروش اجناسش را خیلی ارزان فروخته و داد می‌زند: بیایید اینجا، دارم اجناسم را تقریباً مجانی می‌فروشم!
    ◊ کسی که بخش بزرگی از اموالش را به دیگری هدیه می‌دهد. اطرافیان از کارش تعجب می‌کنند و می‌گویند: دیدی چطور همه دارایی‌اش را بخشید؟

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” جای شکرش باقی بودن “ را بخوانید.

    بیشتر بخوانید: پول علف خرس نیست
    بیشتر بخوان: ضرب المثل با آتش
    اختصاصی-آنبین

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” آب با غربال پیمودن “.

  • معنی کلمه Sick به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Sick به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Sick به فارسی با مثالهای کاربردی

    از کلمه “بیمار” برای صحبت در مورد بیماری استفاده می‌شود، چه بیماری جدی باشد و چه جزئی:

    دیگو امروز در خانه مانده چون بیمار است.
    درنشا به نظر می‌رسد که مریض است.
    ادوین مدت زیادی بیمار بود، اما بعد خوب شد.
    ترزا به خاطر تماس زیاد با تشعشع بیمار شد.
    آن را نخور. حالت را بد می‌کند.
    فکر کنم دارم مریض می‌شوم.

     
    گاهی از کلمه “بیمار” همراه با افعال “است” یا “می‌شود” استفاده می‌کنیم تا حالت تهوع یا استفراغ را نشان دهیم:

    اسکار وقتی روی قایق بود، حالتش بد شد.
    ریچل دیشب در مهمانی حالتش بد شد.
    فکر کنم می‌خواهم بالا بیاورم.
    یک نفر همه کف حمام را کثیف کرد.
    اگر حس می‌کنی حالتان خوب نیست، امروز به مدرسه نرو.

     
    کلمه “بیمار کردن” یک فعل است:

    چند کودک با یک ویروس بیمار شدند. (این جمله به شکل مفعولی بیان شده.)
    مرغ به سالمونلا آلوده بود و همه کسانی که آن را خوردند، بیمار شدند.
    ویروس اچ‌آی‌وی مردم سراسر جهان را بیمار می‌کند.
    از فکر خوردن گوشت خام، حالم بد می‌شود. (کلمه “بیمار” در این جمله نقش صفت دارد.)

     
    کلمه “بیماری” یک اسم است:

    بیماری روی حضور دانش‌آموزان در مدرسه تأثیر گذاشته است.
    بیماری باعث کاهش کارایی در آن شرکت شده است.
    آن زن از یک بیماری روانی رنج می‌برد.

     
    از کلمات “بیمار” و “بیمارکننده” همچنین برای توصیف رفتار یا اتفاق ناپسند استفاده می‌شود:

    این کار خیلی زشت است.
    او ذهن بیمار دارد.
    او آدم عجیب و بیمارگونه‌ای است.
    چه آدم پلید و منحرفی است که به یک حیوان چنین کاری می‌کند؟
    این واقعاً مشمئزکننده است.
    جنایت آن مرد در حق خانواده‌اش بسیار هولناک بود.
    این واقعاً ناراحت‌کننده است که همه در شرکت برای رئیس چاپلوسی می‌کنند.
    دیدن تخریب آن ساختمان قدیمی و زیبا واقعاً دل‌خراش است.

     
    اخیراً در زبان عامیانه آمریکایی، کلمه “بیمار” معنای جدیدی پیدا کرده است. گفتن “بیمار است” ممکن است به معنی “خیلی جالب و فوق‌العاده” باشد:

    چه عالی! (خیلی چشمگیر است!)
    آن ماشین تسلا واقعاً محشر است! (خیلی باحال است!)
    این آهنگ خیلی قوی است. (آهنگ خوبی است.)
    به این ریتم عالی گوش بده.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.