بلاگ

  • معنی ضرب المثل ” آنرا که حساب پاک است از محاسبه چه باک است “

    معنی ضرب المثل ” آنرا که حساب پاک است از محاسبه چه باک است “

    کسی که در زندگی درستکار باشد و کارهایش را با صداقت انجام دهد، از هیچ بازخواست و حسابرسی نمی‌ترسد. این ضرب‌المثل به ما یادآوری می‌کند که اگر در تمام کارهایمان شفاف و صادق باشیم، دلیلی برای نگرانی وجود ندارد. وقتی انسان در کسب درآمد، معاملات و رفتارهایش پاک باشد، نه تنها آرامش دارد، بلکه در برابر هر گونه بررسی و قضاوتی نیز با اعتماد به نفس و آسودگی خاطر پاسخ می‌دهد. در واقع، این مثل بر اهمیت درستکاری و زندگی بی‌حاشیه تأکید می‌کند.

    آنرا که حساب پاک است

    در این نوشته، به بررسی معنا و مفهوم بنیادی یکی از ضرب‌المثل‌های کهن و پرمعنی ایرانی می‌پردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.

    مقاله معنی ضرب المثل ” آسیاب به نوبت “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله چند ضرب المثل عربی با معنی فارسی و مفهوم ادامه دهید.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” بسوزد پدر عاشقی “ مراجعه کنید.

    معنی آنرا که حساب پاک است از محاسبه چه باک است یعنی چه؟

    کسی که در زندگی خود کار اشتباهی انجام نداده و پرونده‌اش نزد خدا پاک است، هیچ ترسی از حسابرسی اعمالش ندارد.

    این مثل برای افرادی است که کاری خلاف نکرده‌اند، اما به دلیل سوءتفاهم‌های پیش آمده، دیگران آن‌ها را مقصر می‌دانند. با این حال، آن فرد آرامش خود را حفظ می‌کند چون به نیت پاک خود ایمان دارد.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” هیچ گربه ای محض رضای خدا موش نمی‌ گیرد “ را بخوانید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” تب تند زود عرق می کنه “.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” دست ما کوتاه و خرما بر نخیل “ را بخوانید.

    مقاله معنی ضرب المثل ” صابونش به جامه‌‌ ی کسی خوردن “ حاوی اطلاعات جامعی است.

    در این مقاله معنی ضرب المثل ” زدی ضربتی، ضربتی نوش کن “ اطلاعات مفیدی آمده است.

    عارفان می‌گویند انسان باید طوری زندگی کند که اگر تمام کارهایش را در یک ظرف بگذارد و میان مردم شهر بگرداند تا همه ببینند، هیچ نگرانی نداشته باشد. یعنی آنقدر پاک و بی‌گناه باشد که اگر پرده‌ها کنار برود و مردم بتوانند رفتارش را ببینند، احساس ترس و اضطراب نکند. این همان حساب پاک است.

    اما کسانی که در پنهان یا آشکارا کارهای نادرست انجام می‌دهند، همیشه از حسابرسی می‌ترسند. به همین دلیل است که افراد گناهکار از مرگ هراس دارند؛ زیرا مرگ آغاز بررسی اعمال آن‌ها و آشکار شدن کارهای زشت پنهان و آشکارشان است.

    پیشنهادی:
    ضرب المثل: طلا که پاکه چه منتش به خاکه

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” صد تا چاقو بسازه، یکیش دسته نداره “ سر بزنید.

  • معنی کلمه Sight به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Sight به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Sight به فارسی با مثالهای کاربردی

    بینایی شما چطور است؟ آیا چشمانتان خوب می‌بینند؟ کلمه «بینایی» برای توصیف توانایی دیدن افراد به کار می‌رود. آیا می‌توانید بدون عینک، اشیا را به وضوح ببینید؟ اگر پاسخ مثبت است، پس بینایی خوبی دارید.

    اگر کسی بینایی خود را از دست بدهد، نابینا محسوب می‌شود و برای حرکت در محیط، معمولاً از عصا یا سگ راهنما کمک می‌گیرد.

    این کلمه همچنین برای اشاره به چیزهایی که می‌بینیم نیز استفاده می‌شود:

    وقتی تام در تعطیلات به مصر رفت، از مکان‌های دیدنی زیادی بازدید کرد. او برنامه‌ی گشت و گذار زیادی داشت. (سایت‌سیینگ به معنای بازدید از مکان‌های معروف و عکس‌برداری از آن‌ها است.)


    عبارات و اصطلاحاتی که از این کلمه استفاده می‌کنند نیز زیاد هستند:

    – گلف‌باز توپ را آنقدر دور زد که از دیدرس خارج شد. (out of sight = فاصله بسیار زیاد)
    – اهداف ما در مرز دستیابی هستند. (within sight = فاصله یا زمان کم)
    – دیدنتان باعث خوشحالی است. (You’re a sight for sore eyes = از دیدن شما خوشحالم.)
    – مهمانی دیشب واقعاً فوق‌العاده بود. (out of sight = بسیار عالی – این اصطلاح در دهه ۶۰ میلادی رایج بود و شاید امروز همه از آن استفاده نکنند، اما ممکن است بشنوید.)
    – دور از چشم، دور از دل. (اگر چیزی را نبینیم، به آن فکر نمی‌کنیم یا نگرانش نیستیم.)
    – آن‌ها چیزهای واقعاً مهم زندگی را فراموش کرده‌اند. (lose sight of = فراموش کردن یا نادیده گرفتن)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” تیشه به ریشه زدن “

    معنی ضرب المثل ” تیشه به ریشه زدن “

    تیشه به ریشه زدن یعنی چه؟

    این ضرب‌المثل موقعی به کار می‌رود که کسی با کار خودش، به اصل و بنیان چیزی که به آن وابسته است، آسیب جدی بزند. در واقع فرد با دست خودش، اساس و ریشه‌ی چیزی را که برایش مهم است، از بین می‌برد.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل ” تا پول داری رفیقتم قربان بند کیفتم ” + داستان بیابید.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل ” تو نیکی می کن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز “ بیابید.

    مثلاً فرض کنید یک نفر در محل کارش دائماً دربارهٔ همکاران یا خود شرکت شایعه پراکنی کند. این کار باعث ایجاد فضای بد و از بین رفتن اعتماد میان کارکنان می‌شود. در نهایت ممکن است شرکت ضرر ببیند و حتی آن شخص هم شغلش را از دست بدهد. در این حالت می‌گویند: “او دارد تیشه به ریشه‌ی خودش می‌زند.”

    این مثل به ما یادآوری می‌کند که مراقب اعمالمان باشیم و با رفتارهای نادرست، باعث نابودی چیزهای ارزشمند زندگیمان نشویم.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” مورچه چیه که کله پاچش چی باشه “.

    معنی تیشه به ریشه زدن

    در این نوشته، شما با معنا و مفهوم اصلی این ضرب‌المثل کهن ایرانی آشنا خواهید شد. همراه ما بمانید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” اگه باباشو ندیده بود ادعای پادشاهی می‌کرد “.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” کار نیکو کردن از پر کردن است ” + داستان.

    معنی تیشه به ریشه زدن یعنی چه؟

    ۱- یعنی بنیاد و اساس یک چیز را چنان نابود کرده‌اند که هیچ اثری از آن باقی نمانده است.
    واژه «تیشه» به معنای تبر است و «ریشه» به عمق و پایهٔ چیزی اشاره دارد.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” صلاح مملکت خویش خسروان دانند “ ادامه دهید.

    ۲- اگر کسی بگوید: «تیشه به ریشه خود زدم»، یعنی خودم، با دست خود، باعث نابودی و بدبختی خویش شده‌ام.

    ۳- این ضرب‌المثل نشان‌دهنده ناامیدی کامل از دنیا و مردم است؛ یعنی کسی که به انتهای مسیر سختی و ناامیدی رسیده باشد.

    ۴- وقتی چیزی از ریشه نابود شود، دیگر هیچ نام و اثری از آن باقی نمی‌ماند. در واقع این عبارت گاهی به معنای نابودی کامل نیز به کار می‌رود.

    تیشه به ریشه زدن در شعر فارسی:
    به تیشه روی خارا می خراشید
    چو بید از سنگ مجرا می تراشید.
    نظامی

    به تیشه کس نخراشد ز روی خارا گل
    چنانکه بانگ درشت تو می خراشد دل.
    سعدی (گلستان)

    – «تیشه به پای خود زدن» کنایه از آن است که آدمی خود را نابود کند یا خود مانع پیشرفت خویش شود:
    در این محنت سرا یک عشق پیشه
    نزد چون من به پای خویش تیشه.
    جامی

    پیشنهاد: ضرب‌المثل‌های بیشتری بخوانید.
    اختصاصی – آنبین

  • معنی کلمه Sign به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Sign به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Sign به فارسی با مثالهای کاربردی

    واژه “نشانه” را می‌توان هم به عنوان یک کارواژه (فعل) و هم به عنوان یک نام در توصیف شیوه‌های برقراری ارتباط به کار برد. وقتی “نشانه” به صورت فعل استفاده می‌شود، منظور این است که فردی گواهی بر موافقت خود ارائه می‌دهد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    sign

    امضا کردن

    signed

    امضا کرد

    signed

    امضا کرده

    جاناتون اسمش را روی یک قرارداد اجاره نوشت.
    من هم وقتی با کارت بانکی خرید می‌کنم، اسم خود را امضا می‌کنم.
    وقتی شما یک قرارداد را امضا می‌کنید، این امضا باعث می‌شود که آن قرارداد رسمی و لازم الاجرا شود.

    اما کلمه “sign” به عنوان اسم هم معناهای مختلفی دارد:

    اگر دو انگشت خود را باز کنید و در هوا نگه دارید، این یک “علامت صلح” است.
    علامت صلح می‌تواند به شکل یک نماد جهانی هم باشد که همه در دنیا آن را می‌شناسند.
    گاهی تابلوهای مغازه‌ها نشان می‌دهند که آنجا حراجی برگزار می‌شود.
    تابلوهای روی در فروشگاه‌ها به مشتریان می‌گویند که مغازه باز است یا بسته.
    بعضی تابلوها به مردم می‌گویند که چه کاری مجاز است و چه کاری ممنوع.
    علامت دلار آمریکا به شکل حرف “S” است که یک خط عمودی از وسط آن رد شده است.
    یک “علامت” می‌تواند نشانه یک بیماری مثل سرطان باشد، یا حالتی که ممکن است به حمله قلبی منجر شود.
    مثلاً سرگیجه ممکن است یک نشانه یا علامت باشد که به فرد هشدار می‌دهد ممکن است دچار حمله قلبی شود.
    بعضی افراد به رویدادهای طبیعت یا زندگی خود به عنوان نشانه‌ای از طرف خدا نگاه می‌کنند.
    سؤال اینجاست: آیا یک طوفان بزرگ، نشانه‌ای از سوی خداست، یا فقط یک پدیده طبیعی دیگر؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Silence به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Silence به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Silence به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی سکوت برقرار است، یعنی چیزی یا کسی بی‌صدا است. در مثال‌های زیر از کلمه «سکوت» به عنوان اسم استفاده شده است:

    سکوت در کلاس درس به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا در زمان امتحان بهتر تمرکز کنند.
    دیوید نمی‌توانست سکوت آپارتمانش را تحمل کند، برای همین تلویزیون را روشن کرد.
    سکوت شب با صدای یک جغد شکسته شد.
    کارکنان کلیسا از مراجعان خواستند در طول مراسم سکوت را رعایت کنند.
    کتابخانه جایی است که سکوت در آن یک قاعده معمول است.
    سکوت، کرکننده بود. (این یک اصطلاح است. گاهی سکوت بیش از حد، می‌تواند ناراحت‌کننده باشد.)

     
    در این جملات از «سکوت» به صورت فعل استفاده شده است:

    از بازدیدکنندگان کلیسا خواسته شد تلفن‌های همراه خود را در حالت بی‌صدا قرار دهند.
    منتقدان طرح حمل‌ونقل عمومی، وقتی متوجه شدند که این طرح هزینه‌ها را کم می‌کند، ساکت شدند.

     
    شکل صفتی این کلمه «ساکت» است.

    همه وقتی فهمیدند یکی از همکلاسی‌ها فوت کرده، ساکت شدند.
    از بچه‌ها خواسته شد در طول نمایش ساکت باشند.
    لطفاً در زمان برگزاری مراسم، سکوت را حفظ کنید.

     
    قید این کلمه «بی‌صدا» است.

    یک مار در حالی که به شکار خود نزدیک می‌شد، بی‌صدا درون علف‌ها حرکت می‌کرد. (شکار = حیوانی که خورده می‌شود)
    سوگواران در حالی که آخرین احترامات خود را به رئیس‌جمهور فوت شده می‌گذاشتند، بی‌صدا از کنار تابوت عبور کردند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Silly به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Silly به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Silly به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی می‌خواهید رفتارها یا فکرهایی را توصیف کنید که خنده‌دار، مسخره یا بی‌معنی هستند، از کلمه «silly» به معنی «احمقانه» استفاده کنید.

    دختر کوچولو برای برادرش شکلک‌های احمقانه درمی‌آورد.
    رفتارش احمقانه بود.
    جیکوب پسر احمقانه‌ای است.
    کارهای احمقانه‌ی زیادی انجام می‌دهد.
    بچه‌ها دوست دارند آهنگ‌های احمقانه بخوانند.
    همچنین تعریف کردن جوک‌های احمقانه برای هم را خیلی دوست دارند.
    آن مرد کلی فکر احمقانه دارد.
    اصلاً آدم جدی نیست — فقط دارد مسخره‌بازی درمی‌آورد.
    اینها فقط یک مشت حرف بی‌سر و ته و احمقانه است.
    این که خیلی احمقانه است.
    دیگه بس کن، اینقدر مسخره بازی نکن.
    احمقانه حرف نزن. (این جمله معمولاً پاسخی است به حرفِ بی‌اساس کسی.)
    داگ، کنار آدم‌هایی که همیشه در حال مسخره‌بازی هستند، راحت نیست.
    بعضی داروها باعث می‌شوند آدم احساس کند کمی حالتِ احمقانه پیدا کرده.

     
    کلمه «silliness» به معنی «حماقت» یک اسم است.

    حماقتِ بیل، در محل کار برایش دردسر درست کرد.
    این همه حماقت اصلاً دلیل ندارد.
    توی یک جلسه مهم، جای این جور حماقت‌ها نیست.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی ضرب المثل ” مرغ یک پا دارد ” +ریشه و نقاشی

    معنی ضرب المثل ” مرغ یک پا دارد ” +ریشه و نقاشی

    **درک مفهوم ضرب‌المثل «مرغ یک پا دارد» به همراه تصویر**

    گاهی اوقات در گفتگوهای روزمره می‌شنویم که به کسی می‌گویند: «انگار مرغ یک پا دارد!» اما این جمله واقعاً به چه معناست؟

    این ضرب‌المثل در واقع کنایه از حالتی است که یک نفر هنگام ایستادن یا راه رفتن، مدام وزنش را از یک پا به پای دیگر منتقل می‌کند و بی‌قرار است. این حالت معمولاً وقتی پیش می‌آید که فرد در یک موقعیت خاص، احساس کلافگی، بی‌قراری یا شرمندگی کند. مثل دانش‌آموزی که در مقابل کلاس ایستاده و جواب سوالی را نمی‌داند، یا کسی که در یک جمع مهمان است و کمی احساس خجالت می‌کند.

    **ریشه این ضرب‌المثل از کجا آمده است؟**

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی ضرب المثل ” چشمش آلبالو گیلاس میچینه “ را از دست ندهید.

    اگر به مرغ‌ها دقت کرده باشید، متوجه می‌شوید که آن‌ها گاهی اوقات روی یک پا می‌ایستند. این یک رفتار طبیعی در پرندگان است. اما در باور قدیمی مردم ایران، این تصور به وجود آمد که اگر مرغی را وادار کنید روی دو پا بایستد، خیلی زود بی‌تابی می‌کند و دوباره ترجیح می‌دهد روی یک پا استراحت کند. از این رفتار، تشبیه جالبی برای انسان‌های بی‌قرار و ناشکیبا ساخته شد.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” بخور و بخواب کار من است خدانگهدار من است “ را بخوانید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” چیزی بارش نیست “ را بخوانید.

    پس دفعه بعد که کسی را دیدید که به دلیل استرس یا ناراحتی، مدام پا به پا می‌شود، می‌توانید با خودتان بگویید که انگار «مرغ یک پا دارد»!

    در ادامه، یک نقاشی ساده از یک مرغ که روی یک پا ایستاده است می‌آید تا این مفهوم را بهتر نشان دهد.

    معنی مرغ یک پا دارد

    در این نوشته، به بررسی معنا و مفهوم اصلی این ضرب‌المثل کهن ایرانی می‌پردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.

    معنی مرغ یک پا دارد یعنی چه؟

    ۱. به کسی این حرف را می‌زنند که برای رفتارهایش دلیل‌های بی‌اساس می‌آورد و با упряمی تمام به آن‌ها چسبیده است.

    ۲. هیچ عاقلی نمی‌گوید مرغ یک پا دارد، مگر کسی که لج‌باز است و می‌خواهد با حرف‌های عجیب و غریبش هم نگاه دیگران را جلب کند و هم نظر خودش را تحمیل نماید. در حالی که همه به خوبی می‌دانند مرغ دو پا دارد!

    ۳. این ضرب‌المثل را برای آدم‌های سرسخت، یک‌دنده و مغرور به کار می‌برند؛ کسانی که حاضر نیستند حرف حق را بپذیرند. این رفتار آن‌ها گاهی از روی قصد و نیت خاصی است و گاهی هم از روی نادانی است، اما خودشان خبر ندارند.

    ریشه ضرب المثل

    در زمان‌های قدیم، مرد ثروتمندی یک مرغ بریان شده را در یک ظرف بزرگ گذاشت و به خدمتکارش داد تا برای قاضی شهر ببرد. آن مرد به خاطر کارهایش به قاضی نیاز داشت، بنابراین چندین بار به خدمتکارش تأکید کرد که مواظب غذا باشد تا سالم به دست قاضی برسد. خدمتکار هم قبول کرد.

    راه خانه ارباب تا خانه قاضی کمی طولانی بود. از یک طرف، بوی خوش غذا آنقدر خدمتکار گرسنه را وسوسه کرده بود که هر بار دچار شک می‌شد و می‌خواست از مرغ بخورد، اما وقتی چشمش به مرغ بریان می‌افتاد، صورت ارباب در ذهنش ظاهر می‌شد و از ترس، دوباره ظرف را بالای سرش می‌گرفت و به راهش ادامه می‌داد.

    کم‌کم‌ ضعف شدیدی بر او چیره شد و نتوانست خودش را کنترل کند. دستش را داخل ظرف برد و یک ران مرغ را کند و با ولع خورد. وقتی گرسنگی‌اش برطرف شد، تازه فهمید چه کار اشتباهی کرده است! مجبور شد قبل از رسیدن به خانه قاضی، نقشه‌ای بکشد.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” سنگ تمام گذاشتن “ مراجعه کنید.

    وقتی نزد قاضی رسید و قاضی با مرغ ناقص و غذای دست‌خورده روبرو شد، فهمید که خدمتکار به غذا دستبرد زده و باید تنبیه شود. قاضی شروع به شلاق زدن او کرد. خدمتکار هم نقشه‌اش را اجرا کرد و با جدیت گفت: در شهر ما همه مرغ‌ها یک پا دارند.

    قاضی حرفش را باور نکرد و به زدن او ادامه داد. خدمتکار از درد شلاق فریاد می‌کشید، اما همچنان روی حرفش پافشاری می‌کرد و با هر ضربه بلندتر داد می‌زد: باور کنید، مرغ‌های شهر ما یک پا دارند.

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” از آن نترس که های و هوی دارد “ را مطالعه کنید.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” با گرگ دنبه ميخوره، با چوپان گريه ميكنه “ ادامه دهید.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” سر پیازی یا ته پیاز “ را بخوانید.

    خلاصه قاضی می‌زد و خدمتکار انکار می‌کرد و دروغ می‌گفت!

    قاضی دید که خدمتکار همچنان اصرار دارد که مرغ‌های شهرشان یک پا دارند، با خودش فکر کرد: شاید این بیچاره راست می‌گوید و واقعاً مرغ‌های این شهر یک پا دارند! اینطور شد که دست از سر خدمتکار برداشت و او را آزاد کرد.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” با پا راه بری کفش پاره میشه با سر کلاه “ سر بزنید.

    از آن به بعد، وقتی کسی با упряمی روی حرفش پافشاری می‌کند، این ضرب‌المثل را به کار می‌برند:
    **از خر شیطان پیاده شدن**

    به عبارتی دیگر

    اربابی به خدمتکارش گفت: “برایم یک مرغ بپز.” خدمتکار مرغ را پخت، اما قبل از آوردنش نزد ارباب، یک ران آن را خورد. وقتی ارباب مرغ را دید، پرسید: “پای دیگرش کجاست؟” خدمتکار جواب داد: “این مرغ فقط یک پا دارد.” ارباب با تعجب گفت: “مگر ممکن است؟!” اما هر چه ارباب پرسید، خدمتکار قبول نکرد و گفت بعضی مرغ‌ها واقعاً یک پا دارند. بعد ارباب را به مزرعه برد و مرغ‌هایی را نشان داد که در حال استراحت بودند. مرغ‌ها موقع خوابیدن یک پای خود را بالا می‌گیرند و روی یک پا می‌ایستند. در همین لحظه، ارباب برای پراکنده کردن مرغ‌ها، سنگی به سمت آن‌ها پرتاب کرد. مرغ‌ها ترسیدند و پای دیگرشان را زمین گذاشتند و شروع به دویدن کردند. ارباب به خدمتکار نگاه کرد و گفت: “دیدید؟ دو پا دارند!” خدمتکار در جواب گفت: “آقا، اگر آن سنگ به شما می‌خورد، شما چهار پا درمی‌آوردید!”

    نقاشی مرغش یک پا دارد

    چند طرح برای رنگ‌آمیزی با موضوع مرغی که یک پا دارد.

    نقاشی مرغش یک پا داردنقاشی مرغ یک پا داردنقاشی مرغش یک پا داره

    گاهی پیش می‌آید که کسی خودش باعث یک مشکل بزرگ می‌شود و بعد از دیگران انتظار کمک دارد. در این شرایط، مردم معمولاً با تعجب می‌گویند: «فلانی خودش با دست خودش چاهی کَند و اکنون منتظر است که دیگران او را نجات دهند!»

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” آش دهانسوزی نیست “.

    این عبارت زیبا در واقع یک ضرب‌المثل است که برای افرادی به کار می‌رود که با تصمیم‌های نادرست یا کارهای اشتباه، زندگی خود را به خطر می‌اندازند و سپس چشم به راه محبت دیگران هستند. این مثل به ما یادآوری می‌کند که در درجه اول باید مسئولیت کارهای خود را بپذیریم و عواقب تصمیم‌هایمان را در نظر بگیریم.

  • معنی کلمه Similar به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Similar به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Similar به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی دو چیز یا دو نفر “مشابه” هستند، یعنی خیلی شبیه به هم و تقریباً یکسان هستند.

    ساختمان‌های شهر واشنگتن دی‌سی به سبکی ساخته شده‌اند که بسیار شبیه سبک معماری یونانیان باستان است.

     
    کلمه «مشابه» یک صفت است:

    رنه و تئودور عقاید تقریباً یکسانی درباره نحوه تشکیل خانواده دارند.
    دو پسری که آن طرف خیابان زندگی می‌کنند، ظاهر شبیه به هم دارند.
    این ماست یخ‌زده طعمی تقریباً مشابه بستنی دارد.

     
    کلمه «شباهت» یک اسم است:

    این دو سیب در بسیاری از ویژگی‌ها به هم شبیه هستند. آیا این شباهت‌ها را می‌بینید؟
    هر دو شیرین و سفت هستند، اما رنگ‌شان با هم فرق دارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی ضرب المثل ” برای یک دستمال قیصریه را به آتش کشیدن “

    معنی ضرب المثل ” برای یک دستمال قیصریه را به آتش کشیدن “

    گاهی برای بیان یک کار بیهوده و زیان‌بار از این ضرب‌المثل استفاده می‌کنند: “برای یک دستمال، قیصریه را به آتش کشیدن.”

    در گذشته، “قیصریه” به بخشی از بازار گفته می‌شد که بسیار بزرگ، پررونق و پر از اجناس ارزشمند بود. حالا تصور کنید کسی فقط به خاطر یک دستمال معمولی و بی‌ارزش، کل این بازار بزرگ را آتش بزند! این کار کاملاً غیرعاقلانه است؛ چون ضرر و زیان آن بسیار بیشتر از سود و فایده‌ای است که آن دستمال دارد.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” هیچ گرانی بی‌حکمت نیست، هیچ ارزانی بی‌علت “ سر بزنید.

    این مثل به ما یادآوری می‌کند که در زندگی، برای رسیدن به خواسته‌های کوچک و بی‌اهمیت، نباید دارایی‌ها و موقعیت‌های بزرگ و ارزشمند خود را از دست بدهیم. گاهی اوقات اصرار و لجاجت بر سر یک موضوع جزئی، می‌تواند باعث نابودی یک رابطه مهم، یک فرصت طلایی یا یک سرمایه بزرگ شود. پس عقل حکم می‌کند که برای حفظ چیزهای باارزش، از خیر چیزهای کوچک بگذریم.

    برای یک دستمال قیصریه را به آتش کشیدن

    در این نوشته، به سراغ یکی از ضرب‌المثل‌های کهن و پرمعنای ایرانی رفته‌ایم و مفهوم و ریشه‌ی آن را بررسی می‌کنیم. با ما همراه باشید.

    معنی برای یک دستمال قیصریه را به آتش کشیدن یعنی چه؟

    ۱- مثل این است که برای به دست آوردن چیزی بی‌ارزش، کارهایی کند که ضررهای بزرگی به بار می‌آورد.
    ۲- به کسی گفته می‌شود که می‌خواهد اشتباهش را درست کند، اما نه تنها آن را جبران نمی‌کند، بلکه باعث می‌شود مشکل بزرگ‌تر شود.
    ۳- یعنی کوشش و تلاشی که بی‌فایده است و در پایان به جایی نمی‌رسد.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی ضرب المثل ” موش تو سوراخ نمیرفت، جارو به دمش می بست “ را از دست ندهید.

    ریشه ضرب المثل

    مردی جوان در یک مغازه پارچه‌فروشی کار می‌کرد. روزی معشوقه‌اش به دیدارش آمد. پس از گفت‌وگوی کوتاه، نگاهش به دستمالی زیبا و قیمتی افتاد که از یکی از قفسه‌ها آویزان بود. از مرد درخواست کرد که آن دستمال را به او هدیه دهد، اما او نپذیرفت و گفت: این دستمال‌ها مال من نیست و اجازه ندارم آن را به کسی بدهم. برای بردنش باید پولش را بپردازم، اما پول کافی ندارم.

    زن ناراحت شد و آنقدر پافشاری کرد تا سرانجام توانست مرد را راضی کند. دستمال را گرفت و رفت. چند دقیقه بعد، مرد به خود آمد و از کاری که کرده بود عمیقاً پشیمان شد. از ترس تنبیه صاحب مغازه، تصمیم گرفت مغازه را آتش بزند تا کسی متوجه نبودن آن دستمال گران‌قیمت نشود.

    در این مقاله معنی ضرب المثل ” از این دم بریده هر چی بگی بر میاد “ اطلاعات مفیدی آمده است.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” سر و ته یه کرباس “ را از دست ندهید.

    مقاله معنی ضرب المثل ” طلا که پاکه چه منتش به خاکه “ حاوی اطلاعات جامعی است.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” زیره به کرمان بردن “ سر بزنید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” نعل وارونه می زند “ را بخوانید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” با یک گل بهار نمی شود ” + داستان را بخوانید.

    او در گوشه‌ای از مغازه آتش کوچکی روشن کرد و از آنجا دور شد. آتش کم‌کم از پارچه‌ای به پارچه دیگر گسترش یافت و تمام مغازه را دربرگرفت. سپس به مغازه‌های اطراف هم سرایت کرد و در نهایت همه بازار شعله‌ور شد.

    از آن پس، این جمله میان مردم رایج شد: به خاطر یک دستمال، همه بازار را به آتش کشید!

  • معنی کلمه Simple به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Simple به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Simple به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی «ساده» است، یعنی پیدا کردن راه‌حل برای آن آسان است یا کار سختی نیست. این کلمه یک صفت است.

    این مشکل با یک راه‌حل ساده، حل شد.
    یک برنامه ساده، سیستم حمل‌ونقل را بهتر کرد.
    بهترین دستور آشپزی، دستوری است که ساده باشد.
    بیشتر دانش‌آموزان موافق بودند که سوالات ریاضی در امتحان ساده بودند.

    خواهید دید که این کلمه، اغلب در این وب‌سایت وقتی به کار می‌رود که می‌خواهیم فعل‌ها را به شکل ساده توصیف کنیم. معلمان به این شکل، «فرم پایه» یا «شکل مصدر» فعل نیز می‌گویند:

    بعد از یک فعل معین (مدال)، از شکل ساده فعل اصلی استفاده کنید.
    شکل ساده فعل وقتی به کار می‌رود که بخواهیم فعل را منفی کنیم یا سوالی بپرسیم.
    خیلی مهم است که تفاوت بین شکل ساده فعل و زمان گذشته آن را بدانید.

    ساده گذشته فعل ماضی
    Go

    رفتن

    went

    رفت

    gone

    رفته

    وقتی از کلمه “ساده” برای توصیف یک فرد استفاده می‌شود، منظور این است که آن فرد خیلی باهوش یا دارای افکار پیچیده نیست.

    به نظر می‌رسد او یک آدم ساده‌ای است.
    تاد یک مرد ساده است.
    واضح است که او مردان ساده را بیشتر می‌پسندد.
    یک راه‌حل ساده‌لوحانه نتوانست مشکل را برطرف کند.
    آدم‌های ساده‌لوح ترجیح می‌دهند برای کارها راه‌های آسان و بدون زحمت پیدا کنند، بدون اینکه خودشان را به چالش بکشند. (در این دو مثال آخر، “ساده‌لوح” یک صفت ترکیبی است.)

    اما وقتی این کلمه به صورت قید، یعنی “به سادگی” به کار برود، معنای آن کمی تغییر می‌کند. در این حالت، می‌تواند نشان دهد که انجام یک کار بسیار آسان است، یا برای تأکید روی کلمه‌ای دیگر، شبیه به “فقط” یا “بسیار” استفاده شود.

    به سادگی جعبه را برای چند دقیقه داخل مایکروویو بگذارید، شام شما حاضر است.
    این غذا واقعاً خوشمزه است.
    ایده‌های او کاملاً مسخره است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.