بلاگ

  • معنی کلمه Edit به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Edit به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Edit به فارسی با مثالهای کاربردی

    ویرایش کردن یعنی تغییر دادن چیزی تا آن را بهتر کنیم یا اطلاعات تازه‌ای به آن اضافه کنیم. این کلمه را خیلی اوقات می‌شنویم، مثلاً وقتی در فیلم‌ها، برنامه‌های تلویزیونی، نوشته‌های روزنامه‌ها یا تقریباً هر چیزی که با کامپیوتر درست می‌شود، تغییراتی ایجاد می‌کنند.

    معلم به «زویی» کمک کرد تا نوشته‌اش برای روزنامه مدرسه را ویرایش کند.
    نزدیک به نصف صحنه‌های «سوفیا» از فیلم نهایی حذف شد.
    «دن» لازم بود سخنرانی خود را کوتاه کند و به ده دقیقه برساند. در حالی که در ابتدا خیلی طولانی‌تر بود.
    برای کپی کردن و گذاشتن چیزی در کامپیوترتان، باید به منوی «ویرایش» بروید.
    «لویی» بلد نیست حرف‌هایی که می‌زند را قبل از گفتن ویرایش کند. او هرچه به ذهنش می‌رسد را می‌گوید و همین معمولاً باعث دردسرش می‌شود.
    ما توانستیم نسخه اولیه دست‌نوشته را ببینیم که هنوز هیچ تغییری روی آن انجام نشده بود. (ویرایش‌نشده = بدون تغییر)

    به کسی که کار ویرایش را انجام می‌دهد editor «ویرایشگر» می‌گویند.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آنبین، می‌توانید به بخش «واژه‌های رایج انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایه حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Educate به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Educate به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Educate به فارسی با مثالهای کاربردی

    آموزش دادن یعنی دادن دانش، مهارت یا هدف به یک فرد.

    یکی از وظایف اصلی پدر و مادر، آموزش فرزندانشان است.
    مدارس دولتی و غیردولتی به بچه‌ها آموزش می‌دهند.
    اگر بخواهیم یک کشور یا منطقه را از فقر نجات دهیم، یکی از مؤثرترین راه‌ها، آموزش دختران و زنان است.
    لویی باید درباره خطرات نوشتن پیامک در حین رانندگی آگاه شود.
    هربرت در حال یادگیری و مطالعه در حوزه‌های دین و فلسفه است.

     
    واژهٔ education به معنای «آموزش» یک اسم است:

    تحصیلات خوب برای موفقیت هر فردی ضروری است.
    آموزش، کلید موفقیت است.
    هیچ چیز باارزش‌تر از یک آموزش مناسب نیست.
    آیا تو هم به کسب تحصیلات خوب علاقه‌مند هستی؟
    آموزش بهترین سلاح برای مقابله با نادانی است.
    سارا پس از پایان دوره لیسانس، به دانشگاه برگشت تا رشتهٔ آموزش را بخواند و معلم شود.
    معلم شما در طول ۳۰ سال گذشته، مشغول آموزش به جوانان و بزرگسالان بوده است. (واژهٔ educating)

     
    واژه‌های educational (آموزشی) و educated (تحصیل‌کرده) به صورت صفت به کار می‌روند:

    از رایانه می‌توان برای کارهای آموزشی استفاده کرد.
    بازدیدی که کلاس ما از مرکز طبیعت داشت، بسیار آموزنده بود.
    من با استفاده از دانش محدودم دربارهٔ آیرودینامیک یک حدس زدم و پاسخم تقریباً درست بود. (حدس تحصیل‌کرده = پاسخی که بر پایهٔ اطلاعات کم داده می‌شود)
    فرد تحصیل‌کرده کسی است که زمانی طولانی را به بررسی گذشته، اندیشیدن به اکنون و در نظر گرفتن فرصت‌های آینده اختصاص داده است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Effect به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Effect به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Effect به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “effect” به معنای تأثیر یا نتیجه یک چیز است.

    این تصمیم چه نتیجه‌ای داشت؟
    نتایج انتخابات چه خواهد بود؟
    تأثیرات رکود اقتصادی تقریباً در همه جا حس می‌شد.
    این دارو هیچ تأثیری روی وضعیت او ندارد.
    عوارض جانبی این دارو چیست؟
    طوفان تأثیری طولانی‌مدت بر سواحل شرقی خواهد گذاشت.
    تا زمانی که آرامش به شهر بازگردد، مقررات منع رفت‌وآمد پابرجاست. (یعنی قانوناً فعال و اجرایی است)

    کلمه “effective” یک صفت است و به معنای چیزی است که خوب عمل می‌کند، نتیجه‌بخش است یا به طور رسمی اجرا شده است.

    او رهبری کارآمد بود و همه برایش احترام قائل بودند.
    این یک برنامه بسیار موفق بود که به تمام اهداف ما دست یافت.
    راه‌حل ارائه‌شده برای مشکل، از دید بسیاری کارآمد نیست و باید فکر دیگری کرد. (یعنی نتیجه‌بخش نبوده و تأثیر لازم را نداشته است)

    توجه: دو کلمه “effect” و “affect” معمولاً با هم اشتباه گرفته می‌شوند. به خاطر داشته باشید که “effect” یک اسم است و “affect” یک فعل.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Effort به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Effort به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Effort به فارسی با مثالهای کاربردی

    کسی که با پشتکار کار می‌کند، در واقع در حال «تلاش» است. کلمه «تلاش» یک اسم است و معمولاً وقتی به کار می‌رود که فردی می‌کوشد تا در کاری به موفقیت برسد.

    تامی تلاش کرد تا تکلیفش را به بهترین شکل انجام دهد.
    برای نجات ساختمان از خرابکاری، کوشش بزرگی انجام شد.
    برای بهتر کردن کیفیت هوای شهرمان، اقداماتی صورت گرفته است. (این جمله به شکل مجهول نوشته شده است.)
    تلاش‌های شاگردانم برای پیشرفت در زبان انگلیسی، در پایان به نتیجه می‌رسد.

     

    برای ساختن صفت effortless «بی‌زحمت»، کافی است پسوند less را به effort اضافه کنید. از این کلمه برای توصیف کاری استفاده می‌شود که آسان است یا آسان به نظر می‌رسد. همچنین وقتی به کار می‌رود که کسی برای انجام کاری، زحمت چندانی نمی‌کشد.

    تماشاگران از اجرای بی‌زحمتِ گروه خوششان نیامد. حتی یکی از بازیگران بخشی از دیالوگ‌هایش را فراموش کرد.
    نوازندگی پیانوی او بسیار راحت و روان به نظر می‌رسد، اما در واقع او ساعت‌های زیادی را به تمرین اختصاص می‌دهد.
    یادگیری زبان جدید، یک کار کاملاً بی‌زحمت نیست و نیازمند تلاش و پشتکار است.

    جان همهٔ کارهایش را به شکلی آسان و بدون هیچ زحمتی به پایان رساند. (در این جمله، «effortlessly» به عنوان قید به کار رفته است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ای با عنوان **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Either به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Either به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Either به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “either” (یا) برای نشان دادن یک انتخاب بین دو گزینه به کار می‌رود. وقتی از این کلمه استفاده می‌کنیم، یعنی می‌توان یکی از دو چیز یا دو حالت را انتخاب کرد:

    – در امتحان می‌توانی از خودکار آبی یا خودکار سیاه استفاده کنی.
    – هر کدام از این دو قابل استفاده است.
    – دانش‌آموزان بسته به کلاسی که در آن حاضر می‌شوند، یا مشتاق و علاقه‌مند هستند یا در طول روز حوصله‌شان سر می‌رود.
    – پرواز تام یا ساعت ۱:۰۰ حرکت می‌کند یا ۱:۳۰. دقیقاً مطمئن نیستم کدام.
    – سیندی یا عاشق شغلش است یا از آن بیزار است. بعضی روزها خوب است و بعضی روزها اصلاً خوب پیش نمی‌رود.
    – ما می‌توانیم غذای چینی سفارش دهیم یا پیتزا.
    – هر کدام از این دو اشکالی ندارد.
    – به بچه‌ها همراه غذا اسفناج یا کلم بروکلی پیشنهاد شد.
    – هر دو انتخاب به نظر چندان جالب نبود.
    – هیچ‌کدام از این دو گزینه خوب نبود. (شکل منفی “either” کلمه “neither” است.)

     

    وقتی در جمله از افعال منفی استفاده می‌شود و می‌خواهیم بگوییم دو نفر یا دو چیز شبیه هم هستند، معمولاً کلمه “either” در پایان جمله می‌آید:

    – او فیلم را دوست نداشت و او هم دوست نداشت.
    – من وقت زیادی ندارم و آنها هم وقت ندارند.
    – امروز لازم نیست تو کار کنی، و من هم لازم نیست.
    – امروز تو مجبور نیستی کار کنی و من هم همینطور. (شکل منفی “either” کلمه “neither” است.)

    توجه: این کلمه را می‌توان به دو شکل مختلف تلفظ کرد. هر دو تلفظ قابل قبول است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Elder به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Elder به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Elder به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه elder به معنی “بزرگتر” یا “ارشد” است و معمولاً برای اشاره به افراد مسن یا کسانی که جایگاه بالاتری دارند به کار میرود. این کلمه میتواند هم به صورت صفت و هم به صورت اسم استفاده شود:

    به بزرگترهای خود احترام بگذارید.
    برادر بزرگ جرمی پیش او اقامت کرد. (یعنی برادر ارشدش به خانه او آمد.)
    جیمی کارتر یک سیاستمدار ارشد و رئیسجمهور پیشین آمریکا است.
    بزرگان روستا دور هم جمع شدند تا برای حل مشکلات مردم منطقه چارهای بیندیشند.

    کلمه elderly به معنی “سالمند” یا “کهنسال” است و معمولاً برای توصیف افراد مسن به کار میرود. این کلمه یک صفت محترمانه و مؤدبانه است.

    مارتا از پدر یا مادر سالخورده خود مراقبت میکند.
    ساکنان آن ساختمان را افراد سالمند تشکیل میدهند.
    بیل میگوید با اینکه بیش از ۸۰ سال دارد، خودش را سالمند احساس نمیکند.
    ما یک سگ سالخورده داریم که به توجه و مراقبت زیادی نیاز دارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Elect به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Elect به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Elect به فارسی با مثالهای کاربردی

    انتخاب کردن یک فرد به این معنی است که او را برای یک سمت خاص در دولت یا یک سازمان دیگر برگزینیم.

    اعضای تیم، کاپیتان جدیدی را برگزیدند.
    مردم، نمایندگان خود را انتخاب می کنند.
    باراک اوباما در سال های ۲۰۰۸ و ۲۰۱۲ به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد.
    دوست داشتید چه کسی در سال ۲۰۱۶ به عنوان رئیس جمهور انتخاب می شد؟ (حتی اگر در آمریکا زندگی نمی کنید، این روشی برای پرسیدن درباره یک نتیجه متفاوت در گذشته است.)

     
    از کلمه «elect» می‌توان برای موقعیت‌هایی استفاده کرد که الزاماً یک رای‌گیری رسمی نیستند، اما در آن‌ها یک تصمیم‌گیری و انتخاب صورت می‌گیرد. در این موارد، معمولاً بعد از فعل «elect» یک مصدر می‌آید.

    شرکت ترجیح داد که دفتر مرکزی خود را به محل جدیدی منتقل کند.
    بیمار تصمیم گرفت که عمل جراحی فقط با بی‌حسی موضعی انجام شود.

     
    کلمات «elective» و «electoral» به صورت صفت به کار می‌روند.

    بیمه درمانی، هزینه بیشتر عمل‌های پزشکی اختیاری را پرداخت نمی‌کند.
    علاوه بر دروس اجباری، دانشجویان باید حداقل سه واحد درس اختیاری هم بگذرانند. (درس اختیاری = یک درس اضافی که معمولاً بر اساس علاقه شخصی انتخاب می‌شود.)
    دونالد ترامپ در رای کالج الکترال برنده شد، اما هیلاری کلینتون با بیش از سه میلیون رای بیشتر، آرای مردمی را به دست آورد.

     
    کلمه «election» به معنای «انتخابات» یک اسم است.

    در نوامبر گذشته یک دوره انتخابات برگزار شد.
    بیشتر آمریکایی‌ها از نتیجه انتخابات ریاست جمهوری شوکه شدند.
    دوره بعدی انتخابات در سال ۲۰۱۸ خواهد بود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش **کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Electric به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Electric به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Electric به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر وسیله‌ای با اتصال به پریز دیواری یا با استفاده از باتری کار کند، به آن «برقی» می‌گوییم.

    ما از یک فر برقی استفاده می‌کنیم.
    خیلی از لوازم کوچک خانگی، برقی هستند.
    خشک‌کن لباس‌های ما هم برقی است.
    من گیتار الکتریک می‌نوازم.
    هر ماه باید پول قبض برق را بدهیم.

     
    اسم این کلمه، «برق» است.

    فر با برق روشن می‌شود.
    اگر برق نباشد، من نمی‌توانم روی این وب‌سایت کار کنم.
    هفتهٔ پیش به خاطر کولاک برف، بسیاری از مردم در مناطق شرقی با قطعی برق روبرو شدند.
    برق یکی از نیازهای اصلی هر خانه است.

    برق
     
    گاهی از واژهٔ «الکتریکی» هم به جای صفت استفاده می‌شود:

    پسر همسایه‌مان در دانشگاه، مهندسی برق می‌خواند.
    فروشگاه لوازم ساختمانی، تجهیزات و ملزومات الکتریکی می‌فروشد.
    برای تعمیر مشکلات مربوط به برق، به ابزارهای الکتریکی ویژه نیاز است.

     
    به کسی که کارش نصب و تعمیر سیم‌کشی و سیستم برق است، «برقکار» می‌گویند:

    ما باید یک برقکار به خانه بیاوریم تا چند مشکل کوچک پنکه‌های سقفی را درست کند.
    برقکارها تقریباً در هر جایی می‌توانند کار پیدا کنند، چون همه از برق استفاده می‌کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Elegant به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Elegant به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Elegant به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی ظریف و زیبا، خوش‌طرح یا بسیار جذاب باشد، از کلمه “elegant” برای توصیف آن استفاده می‌کنیم. این واژه معمولاً برای چیزهای لوکس یا موقعیت‌هایی به کار می‌رود که در آن پول و وقت زیادی صرف خلق زیبایی شده است.

    سمیرا یک لباس بسیار ظریف و زیبا پوشیده است.
    وندی و دیو در یک مهمانی شام بسیار شیک و مجلل شرکت کردند.
    زلدا یک خودروی تسلا خرید چون از طراحی زیبا و مدرن آن خوشش آمد.
    داخل این هتل، دکوراسیون بسیار زیبا و چشم‌نوازی دارد.
    برنیس یک گردنبند زیبا و برازنده به گردن دارد.

     
    کلمه‌ی elegantly به معنی «به‌شکل زیبا» یک قید است:

    سمیرا بسیار زیبا و شیک لباس می‌پوشد. (توجه کنید که کلمه‌ی “dresses” یک فعل است و قید آن را توصیف می‌کند.)
    همه‌چیز روی میز به شکلی زیبا و مرتب برای مهمانان چیده شده بود.

     
    کلمه‌ی elegance به معنی «زیبایی و ظرافت» یک اسم است:

    منتقدان از رستوران جدید به خاطر غذاهای لذیذ و فضای زیبا و ظریفش تعریف کردند.
    هتل پالمر هاوس در شیکاگو به خاطر زیبایی و ظرافتش معروف است.

    توجه: کلمه‌ی “elegant” معمولاً با زنان و سلیقه‌ی زنانه در مد و فشن مرتبط دانسته می‌شود.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Elephant به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Elephant به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Elephant به فارسی با مثالهای کاربردی

    فیل‌ها بزرگترین جانداران خشکی‌زی در جهان هستند. آن‌ها در قاره‌های آفریقا و آسیا زندگی می‌کنند و از جاذبه‌های محبوب باغ‌وحش‌ها در سراسر جهان به شمار می‌روند. وقتی می‌خواهید بزرگی کسی یا چیزی را توصیف کنید، فیل مثال خوبی برای مقایسه است.

    او گوش‌هایی شبیه فیل دارد.
    پاهای مادربزرگ راشل به قطر خرطوم فیل است.
    دانش‌آموزان مانند گله‌ای فیل وحشی از راهرو دویدند.

    در ادامه چند مثال از کاربرد کلمه “فیل” در بیان روزمره آورده شده است:

    لورا حافظه‌ای مانند یک فیل دارد. (فیل‌ها در به خاطر سپردن چیزها خوب هستند.)
    هیچ کس در مورد فیل در اتاق صحبت نمی‌کند. (“فیل در اتاق” چیزی است که همه به آن فکر می‌کنند، اما هیچ‌کس نمی‌خواهد در مورد آن صحبت کند – به هر دلیلی.)
    کلیسای پایین خیابان فروش فیل سفید دارد. (white elephant sale = فروش اقلام مستعمل و مرغوب. الف فروش کاوش مشابه است.)

    توجه: حزب جمهوری‌خواه در ایالات متحده از فیل به عنوان نماد خود استفاده می‌کند.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.