بلاگ

  • معنی کلمه Earn به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Earn به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Earn به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی شما کار می‌کنید یا هر فعالیتی انجام می‌دهید و در ازای آن پول دریافت می‌کنید، می‌گویند که شما درآمد کسب کرده‌اید.
    کلمه earn به همین معنی، یعنی “کسب درآمد” است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    earn

    پول درآوردن

    earned

    پول درآورد

    earned

    پول درآورده

    شیلا تقریباً هر دو هفته یکبار، حدود ۱۰۰۰ دلار به دست می‌آورد.
    نگوین سال گذشته در مجموع ۴۵۰۰۰ دلار درآمد داشت.
    شغل باب درآمد چندانی برایش ندارد.
    چقدر از فروش وسایل در گاراژت به دست آوردی؟
    برای به دست آوردن پول بیشتر چه راه‌هایی به ذهنت می‌رسد؟
    کسانی که پزشک می‌شوند، معمولاً درآمد خوبی دارند.
    قمار کردن روش مناسبی برای تأمین زندگی نیست.
    اگر به اندازه کافی پول جمع کنی، می‌توانی زودتر بازنشسته شوی.

    شکل اسمی این کلمه “earnings” است.
    درآمد سال گذشته‌ات چقدر بود؟
    درآمد کلی خانواده آن‌ها برای پرداخت وام خانه و همه هزینه‌هایشان کافی نیست.
    درآمد دان در سال آینده، از امسال بیشتر خواهد شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Earth به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Earth به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Earth به فارسی با مثالهای کاربردی

    سیاره ما “زمین” نام دارد. این سیاره بین مریخ و زهره قرار گرفته و سومین سیاره نزدیک به خورشید محسوب می‌شود.

    هم‌اکنون بیش از هفت میلیارد نفر روی زمین زندگی می‌کنند.
    به افرادی که روی این سیاره زندگی می‌کنند، زمینی یا انسان گفته می‌شود.
    شما می‌توانید با استفاده از برنامه گوگل ارث، تقریباً هر نقطه‌ای از جهان را ببینید و کشف کنید.
    سیاره زمین حدود چهار و نیم میلیارد سال قدمت دارد.
    امروز، روز زمین است! (توجه کنید که وقتی “Earth” نام یک سیاره است، با حرف بزرگ نوشته می‌شود. همین قاعده برای نام دیگر سیارات مانند عطارد، زهره، مریخ و مشتری نیز صدق می‌کند.)

     
    کلمه “earth” همچنین برای اشاره به خاک، خشکی و سرزمین‌های وسیع شامل جزایر و قاره‌ها به کار می‌رود. (در این حالت، هنگام نوشتن، حرف اول آن را بزرگ نمی‌نویسیم.)

    وقتی زمین می‌لرزد، به آن زمین‌لرزه می‌گویند.
    با گرم‌تر شدن هوا در فصل بهار، گیاهان از دل خاک سر برمی‌آورند.
    کاشتن باغ و کار کردن با خاک، حس بسیار خوبی به انسان می‌دهد.
    لایه‌های خاک در زیر سطح زمین نشان می‌دهند که یک منطقه چگونه تحت تأثیر رویدادهای آب و هوایی قرار گرفته است.
    بیل مجبور است مقداری از خاک اطراف خانه‌اش را جابه‌جا کند چون می‌خواهد یک بخش جدید به خانه اضافه کند.

     
    کلمه “earth” به ندرت به عنوان فعل استفاده می‌شود. اما کلمه “unearth” که به معنای “کشف کردن” است، نسبتاً رایج می‌باشد. “To unearth something” یعنی چیزی را از زمین بیرون آوردن یا چیزی را پیدا کردن که قبلاً پنهان بوده است.

    باستان‌شناسان بقایای یک تمدن قدیمی را از زیر خاک بیرون آوردند.
    اطلاعاتی که درباره آن سیاستمدار کشف شد، به شهرت او آسیب زد.
    شهرداری یک کپسول زمان را پیدا کرد که بیش از صد سال پیش دفن شده بود. (کپسول زمان یک جعبه یا استوانه کوچک است که در آن اشیایی از زمان حال قرار داده می‌شود و عمداً برای این دفن می‌شود که نسل‌های آینده آن را پیدا کنند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Ease به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Ease به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Ease به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه **ease** به معنای “آسانی” است و با صفت **easy** که آن هم به معنای “آسان” است، ارتباط دارد.
    وقتی کاری سخت و دشوار نباشد، می‌توانید از ease به عنوان یک اسم استفاده کنید:

    – او همه کارها را با آسانی و راحتی انجام می‌دهد. (یعنی در کارش مهارت دارد.)
    – آنها بدون هیچ مشکلی به پروازشان رسیدند. (یعنی وقت کافی برای رسیدن به فرودگاه داشتند.)
    – هری به راحتی وامش را پس داد. (یعنی پرداخت این پول برایش سخت نبود.)
    – راحتی و مهارتی که در بازی تنیس دارد، برای یک فرد ۸۰ ساله واقعاً قابل تحسین است.
    – آیا درباره تصمیمی که گرفته‌اید، احساس آرامش می‌کنید یا هنوز نگران هستید؟
    – پزشک با توضیح دادن مراحل درمان، باعث شد بیمار احساس آرامش کند.

     

    علاوه بر این، می‌توان از **ease** به عنوان فعل نیز استفاده کرد. در این حالت، به معنی قرار دادن یا جابه‌جا کردن چیزی به نرمی و با احتیاط است:

    – کارگران ساختمانی، تیرها را به آرامی در جای خود قرار دادند.
    – از فشار پدال گاز کم کن. (یعنی پایت را به نرمی از روی پدال گاز بردار.)
    – ماهواره به آرامی در مداری پایین‌تر قرار گرفت.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه East به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه East به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه East به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «شرق» به سمتی گفته می‌شود که خورشید از آن طلوع می‌کند و در مقابل غرب قرار دارد.

    طوفان در حال حرکت به سوی شرق است.
    این طوفان به سمت شرق پیش می‌رود. (کلمه «شرقی» می‌تواند هم به صورت صفت و هم به صورت قید به کار رود.)
    خودروی ما به طرف شرق حرکت می‌کند.
    دسته‌ای از پرندگان به سمت شرق پرواز می‌کنند. (دسته یعنی گروه)
    ما در بخش شرقی شهر زندگی می‌کنیم. (توجه کنید که معمولاً به جای واژه‌هایی مانند «قسمت» یا «ناحیه»، از کلمه «سمت» استفاده می‌شود.)
    نواحی شرقی ایالت ما جمعیت کمتری نسبت به مناطق غربی آن دارد.
    کشور سومالی در شرق قاره آفریقا قرار گرفته است.

     
    از واژه «شرق» معمولاً برای اشاره به موقعیت‌های جغرافیایی استفاده می‌شود. در کشور آمریکا، «شرق» معمولاً به بخش‌های کنار اقیانوس اطلس گفته می‌شود. به طور کلی، این بخش‌ها را باثبات‌تر، دارای فرهنگی غنی و گوناگون، و تاریخی کهن‌تر از دیگر مناطق آمریکا می‌دانند.

    پیتر به ناحیه‌ای در نزدیکی بوستون، در شرق کشور، نقل مکان کرده است.
    مسافرت در امتداد نواحی ساحلی شرق در فصل تابستان بسیار پرطرفدار است. (منظور از «ساحل شرقی»، شهرهای بزرگ و کوچکی است که در کنار اقیانوس اطلس قرار دارند.)
    سالی برای تحصیل به یکی از کالج‌های معتبر «لیگ آیوی» در شرق کشور رفته است. (کالج‌های لیگ آیوی به دانشگاه‌هایی گفته می‌شوند که از نظر علمی بسیار معتبر و دارای سنت‌های دیرینه هستند. دانشگاه‌هایی مانند هاروارد، دارتموث، پرینستون و ییل از این دسته‌اند.)

     
    هنگامی که جهت‌های مختلف را با هم ترکیب می‌کنیم، کلمه «شرق» پس از «شمال» یا «جنوب» می‌آید:

    ایالت فلوریدا در بخش جنوب شرقی آمریکا واقع شده است.
    خودرو در بزرگراه در جهت شمال شرق در حال حرکت است.
    ایالت مین در ناحیه شمال شرق کشور قرار دارد.

     
    وقتی صحبت از مناطق خارج از آمریکا باشد، کلمه «شرق» معمولاً به کشورهایی مانند چین، هند، مغولستان، ویتنام و بخش‌هایی از روسیه اشاره دارد. همچنین «خاورمیانه» شامل کشورهایی مثل عراق، سوریه، لبنان، مصر، اسرائیل و اردن می‌شود.

    آداب و رسوم شرقی، قدمتی بسیار بیشتر از سنت‌های غربی دارند.
    دوست من، وسلی، چندین سال در کشورهای شرقی زندگی کرد.
    خاورمیانه منطقه‌ای از جهان است که به مهمان‌نوازی مردمش شهرت دارد، اما متأسفانه در چند دهه گذشته شاهد درگیری‌های بسیاری نیز بوده است.
    غذاهای خاورمیانه از طعم و مزه بسیار خوبی برخوردارند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Easy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Easy به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Easy به فارسی با مثالهای کاربردی

    برعکس کلمه “سخت”، کلمه “آسان” است. اگر چیزی آسان باشد، یعنی سخت نیست.

    امتحانی که دیروز دادیم، آسان بود. همه در آن نتیجه خوبی گرفتند.
    آیا راه ساده‌ای برای رسیدن به فرودگاه می‌دانی؟
    برای این مشکل، هیچ جواب ساده‌ای وجود ندارد.
    یادگیری زبان انگلیسی، آسان نیست.
    بعضی از کسانی که به آمریکا مهاجرت می‌کنند، فکر می‌کنند زندگی راحتی در انتظارشان است، اما برعکس است. زندگی می‌تواند بسیار سخت باشد.

     
    کلمه “آسان” در عبارت‌های مختلفی به کار می‌رود:

    Take it easy. (خداحافظی)
    بعد از حمله قلبی جورج، دکتر به او گفت که باید کمی آرام‌تر زندگی کند. (یعنی استراحت بیشتر)
    با آرامش و آسانی برخورد کن. (یعنی عجله نکن)
    این ماشین مصرف بنزین کمی دارد. (یعنی به صرفه است)
    او چهره زیبایی دارد. (یعنی خوش‌قیافه است)
    قاضی با مردی که به دزدی محکوم شده بود، با ملایمت برخورد کرد و فقط چند ماه به زندان محکومش کرد. (یعنی مجازات سبکی برایش در نظر گرفت)
    در مصرف نمک زیاده‌روی نکن. (یعنی کم نمک بریز)
    آنها زندگی مرفهی دارند. (یعنی ثروتمند هستند)
    بد نیست این کار را شروع کنی. درآمدش سریع و راحت است. (یعنی پول درآوردن از این راه ساده است)

     
    قید این کلمه “به راحتی” است.

    آنها کارشان را در دو ساعت به راحتی تمام کردند.
    تیم ما در مسابقه فوتبال، به آسانی تیم حریف را شکست داد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Eat به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Eat به فارسی با چند مثال

    امروز بیایید با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Eat به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “eat” که به معنای “خوردن” است، یکی از پرکاربردترین واژه‌ها برای بیان عمل مصرف غذا محسوب می‌شود. اما این فعل، از دسته افعال بی‌قاعده به شمار می‌رود و به همین دلیل، برخی از زبان‌آموزان در استفاده صحیح از آن دچار اشتباه می‌شوند:

    ساده گذشته فعل ماضی
    eat

    خوردن

    ate

    خورد

    eaten

    خورده شده

    چه چیزهایی برای صبحانه دوست داری بخوری؟ (مصدر)
    او ناهارش را ظهر می‌خورد. (زمان حال)
    من معمولاً ناهارم را ساعت یک می‌خورم. (زمان حال)
    جان پیتزای زیادی خورد. (زمان گذشته)
    گربه‌ها تا دو روز چیزی نخورده‌اند. (زمان حال کامل)
    زیاد خوردن غذاهای بی‌ارزش، سالم نیست. (اسم مصدر)

    علاوه بر این، فعل “خوردن” کاربردهای دیگری هم دارد.

    جلسه، زمان زیادی را بلعید. (یعنی زمان زیادی گرفت.)
    اتفاق ناخوشایندی هفته پیش در محل کارم افتاد و آن تجربه واقعاً ذهنم را می‌خورد. (یعنی باعث نگرانی و اضطرابم شده است.)
    امشب می‌خواهی در خانه غذا بخوریم یا برویم رستوران؟ (بیرون غذا خوردن = رفتن به رستوران؛ در خانه غذا خوردن = غذا خوردن در خانه)
    تد نمی‌خواهد تمام پس‌اندازش را خرج کند، برای همین یک شغل دیگر پیدا کرده است. (خوردن از چیزی = استفاده کردن از آن)
    اگر زیاد بیرون بمانی، حشرات تو را خواهند خورد. (یعنی پشه‌ها نیشت خواهند زد.)

    گاهی اوقات (البته نه همیشه) می‌توان به جای “خوردن” از فعل “داشتن” استفاده کرد.

    شام چی می‌خوری؟
    ناهار معمولاً چی دوست داری بخوری؟
    ما دوست نداریم صبحانه را خیلی دیر بخوریم.
    او ماکارونی و پنیر می‌خورد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Echo به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Echo به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Echo به فارسی با مثالهای کاربردی

    “پژواک” وقتی ایجاد می‌شود که صدای شما از یک سطح بازتاب پیدا کند و دوباره به گوشتان برگردد.

    یک اتاق بزرگ و تقریباً خالی، جای مناسبی برای تجربهٔ پژواک است.
    این پدیده همچنین در استادیوم‌های بزرگ که از سامانهٔ صوتی (میکروفون و بلندگو) استفاده می‌کنند، به خوبی شنیده می‌شود.
    پژواک!
    آیا شما هم این بازتاب صدا را می‌شنوید؟
    اینجا پژواک داریم؟

    دره‌ها هم مکان مناسبی برای شنیدن پژواک هستند.
    غارها نیز یکی دیگر از جاهای خوب برای تجربهٔ این پدیدهٔ صوتی به شمار می‌روند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Economy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Economy به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Economy به فارسی با مثالهای کاربردی

    واژه «اقتصاد» برای توصیف مدیریت پول به کار میرود.

    قیمت بالای یا پایین بنزین، بر اقتصاد اثر میگذارد.
    اقتصاد آمریکا در سال ۲۰۰۸ به خاطر بحران مسکن، آسیب جدی دید.
    وضعیت اقتصادی کشور شما چطور است؟
    بیکاری به اقتصاد لطمه میزند و باعث کندی رشد میشود.

    واژه «اقتصادی» یک صفت است و به مسائل مربوط به اقتصاد اشاره دارد.

    رهبران جهان در یک گردهمایی اقتصادی شرکت کردند.
    تصمیم‌های اقتصادی را معمولاً رهبران تجاری و دولتی می‌گیرند.
    ساخت یک سیستم حمل‌ونقل عمومی جدید، باعث رشد اقتصادی چشمگیر در آن منطقه شد.

    واژه «مقرون‌به‌صرفه» نیز یک صفت است و برای کارهایی به کار میرود که در آن پول صرفه‌جویی میشود. هر کسی میتواند کاری کند که مقرون‌به‌صرفه باشد.

    دوست من ونسا، یک ماشین مقرون‌به‌صرفه دارد. هم قیمتش مناسب است و هم بنزین کمی مصرف میکند.
    کنار گذاشتن ماشین و استفاده از دوچرخه، یک تصمیم مقرون‌به‌صرفه بود.
    خرید جنس به صورت عمده میتواند بسیار مقرون‌به‌صرفه باشد، به شرطی که همه آن را مصرف کنید.
    استفاده از انرژی خورشیدی برای صاحب‌خانه‌ها، هم هوشمندانه و هم مقرون‌به‌صرفه است.

    واژه «صرفه‌جویی کردن» یک فعل است.

    جان و هلن با خرید اجناس به صورت عمده، صرفه‌جویی میکنند.
    همسایه‌ من با کاشت و ذخیره سبزیجات از باغش، در خوراک صرفه‌جویی میکند.
    شهرداری ما باید صرفه‌جویی کند و مالیات‌ها را کاهش دهد.

    در ادامه چند نمونه دیگر از کاربرد این واژه‌ها را می‌بینید:

    «اقتصاددان» کسی است که درباره اقتصاد مطالعه میکند و پیشنهادهایی ارائه میدهد.
    برایان در دانشگاه، رشته اقتصاد میخواند.
    این بخش از پارکینگ، مخصوص ماشین‌های کوچک و کم‌مصرف است.
    آنها با کلاس اقتصادی پرواز میکنند. (یعنی صندلی‌های ارزان‌تر)
    این منطقه از نظر اقتصادی وضعیت بسیار خوبی دارد. (کلمه «اقتصاداً» یک قید است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Edge به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Edge به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Edge به فارسی با مثالهای کاربردی

    «لبه» به انتهای یک سطح صاف گفته می‌شود. معمولاً در این قسمت یک زاویهٔ ۹۰ درجه به سمت پایین ایجاد می‌شود، اما این حالت همیشه صادق نیست.

    واژهٔ «لبه» بیشتر به عنوان اسم به کار می‌رود:

    – پسر بچه از کنار تختش افتاد.
    – گربهٔ ما دوست دارد روی لبهٔ میز بنشیند.
    – تیغ ریش‌تراشی لبهٔ بسیار تیزی دارد.
    – لبهٔ چاقو هم تیز است.
    – در گذشته مردم فکر می‌کردند زمین صاف است و اگر خیلی جلو بروند، از لبهٔ آن خواهند افتاد.
    – ایستگاه قطار در حاشیهٔ شهر قرار دارد. («لبهٔ شهر» یعنی نزدیک به مرز یا محدودهٔ شهر.)
    – تلسکوپ‌های قوی به ستاره‌شناسان امکان می‌دهند تا لبهٔ جهان را ببینند.
    – آلیس نسبت به دیگر متقاضیان آن موقعیت شغلی برتری دارد، چون به سه زبان مسلط است. («برتری داشتن» یعنی نسبت به دیگران مزیت داشتن.)
    – نیت دوست دارد زندگی پرچالشی داشته باشد و همیشه در مرز خطر قدم بزند. («زندگی در لبه» یعنی انجام کارهای خطرناک، جدید، آزمایشی یا چالش‌برانگیز.)

    همچنین می‌توانید از «لبه» به عنوان فعل در برخی عبارت‌ها استفاده کنید:

    – بیل رقبا را پشت سر گذاشت و جایزهٔ اول را برد. (پشت سر گذاشتن = برنده شدن؛ با اختلاف کم پیروز شدن)
    – همهٔ ما با بی‌قراری منتظر خبر هستیم. (با بی‌قراری منتظر بودن = منتظر نتیجهٔ چیزی بودن با اضطراب و اشتیاق)
    – شرکت به آرامی در حال پیشبرد برنامه‌هایش برای ساخت ساختمان مرکزی جدید است. (به آرامی پیش رفتن = حرکت به سمت جلو، ادامه دادن اما با سرعت کم.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Edible به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Edible به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Edible به فارسی با مثالهای کاربردی

    می‌توانید از کلمه «خوراکی» برای توصیف هر چیزی که احتمالاً قابلیت خوردن دارد استفاده کنید، چه مزه‌اش خوب باشد چه بد:

    توت‌های آن بوته خوراکی هستند.
    سیب‌های جنگلی کوچک آن درخت خوراکی نیستند. در واقع، آن‌ها باعث می‌شوند حالتان بد شود.
    جری فکر کرد تزیینات روی کیک خوراکی است، اما متوجه شد که از پلاستیک ساخته شده‌اند.
    آمنه برای همه اعضای خانواده شام پخت، اما غذا به دلیل پخت زیاد، تقریباً غیرقابل خوردن بود.
    به نظر من بعضی از فلفل‌ها آنقدر تند هستند که خوردنی نیستند. (با اضافه کردن «غیر» قبل از «خوراکی» می‌گوییم چیزی قابل خوردن نیست.)
    خوراکی بودن بعضی سبزیجات به این بستگی دارد که پخته شده باشند یا خیر. (کلمه «خوراکی» در اینجا به صورت اسم به کار رفته است.)
    ماهی‌های بزرگ، ماهی‌های کوچک‌تر را کاملاً خوراکی می‌دانند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.