بلاگ

  • معنی کلمه Enough به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Enough به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Enough به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه **enough** به معنای “کافی” است و به مقداری از چیزی اشاره می‌کند که نیاز را برطرف کند یا دیگر لازم نباشد. این کلمه را می‌توان به دو شکل تلفظ کرد: enough یا a-nough.

    مثلاً:
    – آنها غذای کافی دارند. (یعنی به غذای بیشتری نیاز ندارند.)
    – آنها غذای کافی ندارند. (یعنی به مقدار بیشتری غذا نیاز دارند.)
    – وقت کافی هست که یک دور دیگر شطرنج بازی کنیم.
    – تعداد کافی از مردم به مهمانی آمدند و آن را جذاب کردند.
    – او هیچ‌وقت هنگام کار با مشتریان سخت‌گیر، صبر و تحمل کافی ندارد.
    – آیا قبل از شروع فیلم، وقت کافی برای خوردن یک چیزی داریم؟
    – تو به اندازه کافی نمی‌خوابی. به استراحت بیشتری نیاز داری.
    – **بس است بس است!** (این یک اصطلاح است که وقتی کسی از یک وضعیت خسته یا ناراضی است، از آن استفاده می‌کند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Enter به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Enter به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Enter به فارسی با مثالهای کاربردی

    ورود به یک مکان یا شروع یک فعالیت را می‌گوییم. این واژه برای ساختمان‌ها، کارها، رابطه‌ها، بحث‌ها، مدرسه‌ها و رقابت‌ها به کار می‌رود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    enter

    وارد شدن

    entered

    وارد شد

    entered

    وارد شده

    والتر و سایمون با هم توافق کردند تا در یک کسب‌وکار جدید شریک شوند.
    برونو پارسال در دانشکده حقوق ثبت‌نام کرد.
    از زمانی که هلن وارد زندگی آن مرد جوان شد، همه چیز بهتر شد.
    ازدواج مسئله‌ای نیست که بتوانید به سادگی و بدون فکر پا در آن بگذارید.
    ایالات متحده در چه سالی به جنگ جهانی دوم پیوست؟
    کنسوئلا تصمیم دارد در یک مسابقه زیبایی شرکت کند.
    اگر نام خود را در قرعه‌کشی ثبت کنید، ممکن است برنده یک خودروی رایگان شوید.
    برای برنده شدن باید ثبت‌نام کنید.
    وارد کردن اطلاعات شخصی در فرم درخواست، لازم است.
    الان تمایلی به شروع یک گفت‌وگوی طولانی ندارم.
    می‌توانید از در اصلی داخل ساختمان شوید.
    قبل از وارد شدن در بزنید.

    کلمه “entrance” به معنای “ورودی” یک اسم است. به جایی گفته می‌شود که فرد از آن وارد می‌شود.

    ورودش به دانشکده حقوق چندان آسان نبود.
    قبل از پذیرفته شدن در یک مدرسه، ممکن است لازم باشد در یک آزمون ورودی شرکت کنید.
    تافل یک نوع آزمون ورودی است.
    لوری وقتی به مهمانی رسید، با ظاهری چشمگیر وارد شد. (entrance = ورود)
    آیا می‌دانید ورودی این ساختمان کجاست؟
    در محل ورودی پارکینگ، مأموری وجود دارد که هزینه پارک را از شما دریافت می‌کند.

    کلمه “entry” نیز یک اسم است و معنایی بسیار نزدیک به “entrance” دارد.

    من به دنبال یک شغل ساده و مبتدی در این شرکت هستم.
    آیا موقعیت شغلی برای افراد تازه‌کار و کم‌تجربه وجود دارد؟
    ورود موفقیت‌آمیز یک فرد به دنیای بازیگری می‌تواند بسیار سخت باشد.
    اگر می‌خواهید در مسابقه شرکت کنید، باید فرم ثبت‌نام را پر کنید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Entertain به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Entertain به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Entertain به فارسی با مثالهای کاربردی

    کسی که دیگران را سرگرم می‌کند، در واقع برای ذهن آن‌ها آرامش به ارمغان می‌آورد. سرگرمی می‌تواند شکل‌های گوناگونی داشته باشد؛ مثلاً شاد، خنده‌دار، هیجان‌انگیز، ترسناک، غمگین، جذاب یا حتی فکربرانگیز باشد. (یک نکته درباره طرز بیان: بعضی افراد حرف «ت» اول این کلمه را خیلی واضح ادا نمی‌کنند.)

    یک هنرمند، تماشاگران را سرگرم می‌کند.
    نوازندگان، شنوندگان کنسرت را سرگرم می‌کنند.
    یک میزبان، برای مهمانانش برنامه ریزی می‌کند.
    تلویزیون طی شصت سال گذشته، مخاطبان زیادی را سرگرم کرده است.

     
    واژه «سرگرم‌کننده» یک صفت است.

    خیلی از افراد، بازی‌های ویدیویی را سرگرم‌کننده می‌دانند.
    فیلمی که دیشب دیدیم چندان عالی نبود، اما دست‌کم سرگرم‌کننده بود.
    نمایش عروسکی خیلی سرگرم‌کننده بود.

     
    واژه «سرگرمی» یک اسم است:

    چه نوع سرگرمی‌هایی دوست داری؟
    سرگرمی بخش مهمی از اقتصاد کالیفرنیا است.
    هر ماه چقدر پول برای سرگرمی خرج می‌کنی؟

     
    گاهی اوقات، کلمه سرگرم کردن به معنای فکر کردن یا در نظر گرفتن چیزی است:

    سیندی گفت که در دوران بازنشستگی، ممکن است رفتن به پاناما را در نظر بگیرد.
    شرکت در حال بررسی امکان گسترش کار است.
    بیل هرگز حاضر نیست حتی فکر آزار دیگران را هم در ذهنش راه بدهد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ای با عنوان **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Enthusiasm به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Enthusiasm به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Enthusiasm به فارسی با مثالهای کاربردی

    اشتیاق، همان احساس شیرین هیجان و انرژی مثبت برای انجام یک کار یا حضور در یک موقعیت خاص است.

    دانش‌آموزان هنگام کار روی پروژه‌شان، علاقه و انرژی زیادی از خود نشان دادند.
    شور و اشتیاق آن‌ها کاملاً مشخص بود. (معمولاً از فعل “نشان دادن” در کنار کلمه “اشتیاق” استفاده می‌شود.)
    اشتیاق آن‌ها به دیگران هم سرایت کرد. (بقیه هم این انرژی را احساس کردند.)
    آیا تو هم این شور و اشتیاق را احساس می‌کنی؟
    سعی کن کمی اشتیاق از خودت نشان بدهی!
    کارمندان این شرکت، انگیزه و اشتیاق کافی ندارند.
    آن‌ها برای کار خود اشتیاقی ندارند. (یعنی اصلاً احساس علاقه و انرژی نمی‌کنند.)

     

    کلمه **مشتاق** یک صفت است و حالت و خصوصیت فرد را نشان می‌دهد:

    راجر نسبت به شغل جدیدش بسیار مشتاق است.
    کارکنان پراشتیاق معمولاً موفق می‌شوند و در شرکت ارتقا پیدا می‌کنند.
    واکنش مردم به بردن تیم، بسیار پرشور و مشتاقانه بود.
    آیا تو یک دانش‌آموز مشتاقی؟
    سخت است که برای یک کار خسته‌کننده، احساس اشتیاق داشته باشی.

     

    کلمه **مشتاقانه** یک قید است و چگونگی انجام یک کار را توصیف می‌کند:

    مردم با علاقه و اشتیاق از برنامه جدید استقبال کردند.
    مشتریان با هیجان زیادی به آیفون جدید واکنش نشان دادند.
    دانش‌آموزان با شور و اشتیاق از معلم جدیدشان در مدرسه پذیرایی کردند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Entire به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Entire به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Entire به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “کل” به معنای همه قسمت‌های یک چیز است، یعنی ۱۰۰ درصد آن. این کلمه معنایی شبیه به “همه” یا “تمام” دارد.

    مثلاً:
    ما همه روزمان را در ساحل گذراندیم.
    باب یک پیتزای کامل را برای ناهار خورد.
    تغییرات آب‌وهوایی کل کره زمین را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
    سخنرانی آن نامزد یک ساعت کامل زمان برد.
    توفان همه شهر را نابود کرد. حتی یک ساختمان هم سالم نماند.

    کلمه “به‌طورکامل” یک قید است و معنایی نزدیک به “کاملاً” دارد.

    برای نمونه:
    بعضی از انواع حیوانات بر اثر کارهای انسان به‌کلی منقرض شده‌اند.
    داستانی که درباره آن زن و مرد شنیدیم کاملاً ساختگی بود. هیچ بخشی از آن واقعی نبود.
    کاملاً ممکن است که برنامه‌ای که در حال آزمایش آن هستیم، عمل نکند. (در این جمله از کلمه “کاملاً” برای تأکید بیشتر استفاده شده است.)

    کلمه “تمام” یک اسم است و به کل یک چیز یا مدت‌زمان اشاره می‌کند.

    مثلاً:
    ساخت پل در طول یک دوره دو ماهه به پایان رسید.
    به احتمال زیاد این فیلم به‌طور کامل پخش نخواهد شد، چون هفت ساعت طول می‌کشد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به‌همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Envy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Envy به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Envy به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی فردی آرزو دارد چیزی را داشته باشد که دیگری در اختیار دارد، از کلمه envy (حسادت) استفاده می‌کنیم. این کلمه از نظر معنی شبیه jealous (حسود) است، اما تفاوت کوچکی دارد: jealous یک صفت است، در حالی که envy هم به صورت فعل و هم به صورت اسم به کار می‌رود. (کلمه jealousy نیز یک اسم است.)

    در جمله‌های زیر envy به عنوان فعل استفاده شده است:

    – همه دخترها به موهای بلند، نرم و مشکی روندا غبطه می‌خورند. (آنها نسبت به موهای زیبایش احساس حسادت دارند.)
    – هیچ‌کس موقعیت باب را آرزو نمی‌کند. با این که ثروتمند است، باید هفته‌ای ۸۰ ساعت کار کند.
    – دانش‌آموزان دبیرستان آنقدر به ماشین جدید مت غبطه خوردند که روی آن یادگاری نوشتند.
    – قرار است به هاوایی سفر کنی؟ واقعاً به تو غبطه می‌خورم.
    – بهتر است به خوش‌شانسی دیگران حسادت نکنی.

    در جمله‌های زیر envy به عنوان اسم به کار رفته است:

    – احساس حسادت باعث شد دو دوست با هم دعوا کنند.
    – برندگان لاتاری معمولاً حسادت زیادی را از سوی دیگران تجربه می‌کنند.
    – وقتی مری دید بهترین دوستش یک ژاکت گران‌قیمت و جدید پوشیده، به سختی توانست حس حسادتش را کنترل کند.
    – بیل آدم خوش‌قلب و قانعی است. او هیچ‌گاه به کسی حسادت نکرده است.

    برای ساختن صفت این کلمه، پسوند ous را به envy اضافه کنید و y را به i تغییر دهید:

    – او به دوستانش حسادت می‌کند.
    – همسایه‌ای حسود همه گل‌های زیبای گلوریا را پاره کرد.
    – قبلاً به او حسادت می‌کردند، اما حالا فهمیده‌اند زندگی چقدر برایش سخت بوده است.

    حسادت کردن به دیگران کار خوبی نیست. با این حال، گاهی آمریکایی‌ها در گفتگوهای روزمره از این کلمه به شکل غیرواقعی استفاده می‌کنند:

    – به تو حسادت نمی‌کنم. (یعنی خوشحالم جای تو نیستم.)
    – آن شغلی که می‌خواستی را پیدا کردی؟ واقعاً به تو غبطه می‌خورم. (البته نه به معنای واقعی کلمه.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Erase به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Erase به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Erase به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای پاک کردن چیزی با پاک‌کن مداد، از کلمه “پاک کردن” استفاده می‌کنیم. همچنین این کلمه برای پاک کردن تخته سیاه و تخته سفید هم به کار می‌رود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    erase

    پاک کردن

    erased

    پاک شد

    erased

    پاک شده

    ریتا اشتباهش را پاک کرد.
    لازم است شما هم آن را حذف کنید و دوباره از اول شروع کنید.
    اشتباهاتتان را پاک نکنید. بگذارید روی کاغذ بمانند تا بتوانید ببینید کجا اشتباه کرده‌اید.
    لطفاً کسی هست که تخته گچی را پاک کند؟
    من چیزی را که روی تخته وایت‌برد نوشته‌ام، پاک می‌کنم.

    چند مثال دیگر از کاربرد این کلمه:

    نوار ویدئویی را پاک کردم چون صحنه‌های خجالت‌آوری داشت.
    کسی ضبط‌های صوتی قدیمی مرا از روی نوار کاست پاک کرد.
    شاین آرزو می‌کند می‌توانست خاطرات دردناک آن شب را از ذهنش پاک کند.
    دن با رعایت رژیم غذایی، چندین سانت از دور کمرش کم کرد.
    آیا می‌دانید چطور چین و چروک دور چشم را از بین ببرید؟

    اسم این کلمه “پاک‌کن” است.

    به یک پاک‌کن نیاز دارم.
    از پاک‌کنت استفاده کن تا اشتباهت را درستی.
    دانش‌آموزانی که در حال پرتاب کردن پاک‌کن در کلاس بودند، به دفتر مدیر فرستاده شدند.

    توجه: در کار با اطلاعات دیجیتال، معمولاً به جای “پاک کردن” از کلمه “حذف” یا delete استفاده می‌کنیم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Errand به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Errand به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Errand به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک کارِ کوچک، یک مسئولیت یا کاری سبک است که معمولاً با یک رفت‌وآمد کوتاه همراه است. این کارها لازم و ضروری هستند، اما معمولاً سخت یا وقت‌گیر نیستند.

    امروز صبح باید چند تا کار کوچک انجام بدهم.
    لیست کارهایم این است: برم اداره پست، پول واریز کنم به بانک، مایحتاج روزانه بخرم و از قنادی یک کیک بگیرم.
    سارا فردا چند کار کوچک برای انجام دادن دارد.
    تام می‌گوید از انجام این کارهای کوچک بدش می‌آید، چون به نظرش وقتش را تلف می‌کنند.
    اریکا برای انجام چند کار بیرون رفته. (کلمهٔ “run” معمولاً با “errand” به کار می‌رود.)
    دوست داری یه کار کوچک رو برای من انجام بدی؟
    جو که تازه‌کار است، می‌گوید احساس می‌کند در اداره پادو شده، چون همیشه ازش می‌خواهند از فروشگاه تارگت چیزی بخرد.
    آیا کاری هست که باید امروز انجام بشه؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Error به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Error به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Error به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “خطا” به معنای یک اشتباه است.

    تینا در امتحانش سه تا اشتباه داشت.
    بانک در صورت حساب بیل یک اشتباه انجام داد.
    معلم اشتباه‌های داخل انشاها را درست کرد و آن‌ها را به دانش‌آموزان پس داد.
    یک بازیکن بیسبال که در زمین بازی زیاد خطا می‌کند، ممکن است باعث باخت تیمش شود.
    آیا شما تا به حال در هنگام خرید یک وسیله، اشتباه بزرگی مرتکب شده‌اید؟
    در این وب‌سایت چند خطا وجود دارد.
    شما چند تا اشتباه می‌توانید پیدا کنید؟

     
    تلفظ کلمه «خطا» برای بعضی از زبان‌آموزان مشکل است. دلیلش این است که این کلمه دو صدای “r” دارد.
    صدای اول “r” شبیه به صدای آخر کلمه “air” است.
    هوا / خطا
    صدای دوم “r” هم شبیه به صدای آخر کلمه “her” است.
    (h)er / or
    اگر این دو صدا را پشت سر هم بگویید، تلفظ درست کلمه error به دست می‌آید.
    توجه: اگر تلفظ این کلمه برایتان خیلی دشوار است، تقریباً در همه مواقع می‌توانید به جای آن از کلمه mistake (به معنای اشتباه) استفاده کنید.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Essay به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Essay به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Essay به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک «مقاله» یا essay، در واقع یک نوشتهٔ منظم و سازمان‌یافته است که هدف اصلی آن، بیان و گسترش یک ایدهٔ مرکزی است. دانش‌آموزان در مدارس آمریکا، معمولاً در مقطع راهنمایی و دبیرستان، روش نوشتن یک مقالهٔ استاندارد پنج‌بخشی را یاد می‌گیرند. این مقاله شامل یک بخش برای معرفی موضوع، چند بخش برای توضیح و پشتیبانی از ایده، و در نهایت یک بخش برای نتیجه‌گیری است. نویسندگان حرفه‌ای و دانشگاهیان، اغلب مقاله‌های طولانی‌تر و پیچیده‌تری می‌نویسند که در نشریات چاپی و آنلاین منتشر می‌شود. پیشینهٔ مقاله‌نویسی در ادبیات انگلیسی بسیار غنی است و به قرن شانزدهم میلادی بازمی‌گردد. اگر می‌خواهید مهارت نوشتاری و ارتباطی خود را به زبان انگلیسی تقویت کنید، تمرین مقاله‌نویسی می‌تواند بسیار مفید باشد.

    معلم به دانش‌آموزانش تکلیف داد که یک انشا بنویسند.
    آن‌ها باید در مورد این موضوع می‌نوشتند که چگونه یک علاقهٔ شخصی به یک سرگرمی یا ورزش، تأثیر خوبی بر زندگی‌شان گذاشته است.
    خیلی از دانش‌آموزان وقتی نوبت به نوشتن مقاله می‌رسد، با مشکل روبرو می‌شوند.
    بعضی از معلمان، به جای آزمون‌های عادی، امتحان به صورت انشا می‌گیرند.
    ماریا برای انشایی که نوشته بود، نمرهٔ B+ گرفت.
    مجلهٔ آتلانتیک، در هر شماره‌اش چندین مقالهٔ مختلف منتشر می‌کند.
    هنری دیوید تورو را یکی از برترین مقاله‌نویسان تاریخ آمریکا می‌دانند.
    آیا شما تا به حال مقاله یا انشایی نوشته‌اید؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.