بلاگ

  • معنی کلمه Eligible به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Eligible به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Eligible به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر کسی “واجد شرایط” باشد، یعنی در سن مناسب قرار دارد، مهارت یا آموزش لازم را دارد، ویژگی‌های خاصی را داراست، صلاحیت کافی دارد و چیزهایی از این دست. از این واژه معمولاً برای بیان این موضوع استفاده می‌شود که آیا فردی می‌تواند در یک فعالیت مشخص شرکت کند یا به یک گروه خاص بپیوندد یا خیر.

    **مثال‌ها:**

    * تینا پس از پنج سال زندگی در آمریکا، حالا می‌تواند برای شهروندی این کشور اقدام کند.
    * آن دختربچه به دلیل سن کم، نمی‌تواند به گروه “پیشاهنگان دختر” ملحق شود.
    * مارک به علت ۱۴ سال سن، مجاز به رانندگی نیست. (یعنی واجد شرایط نیست)
    * وقتی به سن ۶۲ سالگی برسید، می‌توانید مستمری بازنشستگی دریافت کنید.
    * چندین داوطلب که صلاحیت لازم را داشتند، برای مصاحبه کاری انتخاب شدند. (یعنی آموزش و تجربه کافی برای آن شغل را داشتند.)
    * پس از شش ماه کار در شرکت ما، می‌توانید درخواست افزایش حقوق دهید. (یعنی با توجه به عملکرد خوبتان، ممکن است حقوق شما بیشتر شود.)

    **واژه‌ی “صلاحیت” (شرایط) نیز به همین مفهوم اشاره دارد:**

    * صلاحیت آن دونده برای شرکت در مسابقه، به دلیل اتهام مصرف داروهای غیرمجاز، زیر سؤال رفت.
    * معیارهای دریافت کمک‌های مالی از دولت، در هر ایالت متفاوت است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Eliminate به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Eliminate به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم فرا بگیریم!
     

    ترجمه کلمه Eliminate به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “eliminate” به معنای از بین بردن، متوقف کردن یا خلاص شدن از شر چیزی است.

    در یک مسابقه ورزشی، تیم‌ها یکی پس از دیگری حذف می‌شوند تا در نهایت فقط دو تیم برای قهرمانی باقی بمانند.
    وقتی دنبال علت مشکل کامپیوترمان می‌گشتیم، چندین گزینه مختلف را کنار گذاشتیم.
    ویکتوریا برای اینکه از شر بدهی‌هایش خلاص شود، یک شغل دوم پیدا کرد و تمام قسط‌های کارت اعتباریش را پرداخت کرد.
    کم کردن چربی دور شکم کار راحتی نیست.
    ای کاش می‌توانستم همه آن خرگوش‌هایی که پوست درختان و بوته‌های باغچه‌ام را می‌جوند، از بین ببرم.

     
    کلمه “elimination” که اسم است به معنای “حذف” است:

    ما با کنار گذاشتن گزینه‌های اشتباه، در نهایت توانستیم دلیل مشکل را پیدا کنیم.
    نابود کردن دشمن، یکی از اهداف اصلی در جنگ است.
    جانت گربه‌اش را نزد دامپزشک برد چون گربه در دفع ادرار و مدفوع مشکل داشت. (elimination در این جمله به معنای توانایی بدن برای تخلیه مواد زائد است).

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Else به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Else به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Else به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “else” معنایی شبیه به “بیشتر” یا “متفاوت” دارد. این کلمه معمولاً همراه با ضمایر به کار میرود:

    ماریا شیر نمی‌خواهد. دوست دارد چیز دیگری بخورد.
    چیز دیگری از فروشگاه لازم داری؟
    نیاز دیگری داری؟
    کسی دیگر هست که پیتزا سفارش بدهد؟
    او حرف دیگری برای گفتن ندارد.
    از کس دیگری بخواه این کار را انجام دهد. من سرگرم کار خودم هستم.
    چه فکر دیگری درباره این کتاب داری؟
    اگر به سینما نرویم، دوست داری کجای دیگر برویم؟

     
    کلمه “else” معمولاً در موقعیت‌هایی به کار می‌رود که ممکن است نتیجه ناخوشایندی داشته باشد:

    بهتر است سر وقت باشد، وگرنه…
    باید نمره‌هایش را بهتر کند، وگرنه مدرک نمی‌گیرد.
    صدای موسیقی را کم کن، وگرنه به پلیس خبر می‌دهم.
    امروز روز بدی بوده. چه اتفاق بد دیگری در راه است؟
    ماشینت را جابه‌جا کن، وگرنه!

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش **کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Embarrass به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Embarrass به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Embarrass به فارسی با مثالهای کاربردی

    این واژه، گزینه خوبی برای کلمه روز است، چون احساسی است که تقریباً همه ما آن را تجربه کرده‌ایم. وقتی می‌گوییم “احساس خجالت می‌کنیم”، در واقع احساس شرم، تحقیر، ناراحتی یا کمرویی به ما دست می‌دهد.

    شما می‌توانید از این کلمه به صورت فعل نیز استفاده کنید، مانند این مثال‌ها:

    – اشتباهاتی که در تکلیفش مرتکب شد، باعث شرمندگی‌اش شد.
    – هر بار که پدرش صحبت می‌کند، او خجالت می‌کشد، چون سطح تحصیلات پدرش بسیار پایین است.
    – پوشیدن این شلوار من را خجالت‌زده می‌کند، چون یک سوراخ بزرگ نزدیک جیب عقب آن وجود دارد.
    – لطفاً دیگر در مورد آن موضوع حرف نزنید. این حرف‌ها من را شرمنده می‌کند.
    – او از اشتباهش خجالت‌زده شد. (جمله مجهول)
    – آن اشتباه، او را شرمنده کرد. (جمله معلوم)

    کلمه “خجالت” معمولاً به صورت صفت نیز به کار می‌رود. در این حالت می‌توان از “خجالت‌زده” یا “شرم‌آور” استفاده کرد.

    – در مراسم عروسی، چند لحظه شرم‌آور پیش آمد.
    – همه اعضای خانواده‌اش احساس خجالت می‌کنند.
    – این واقعاً وضعیت شرم‌آوری است.
    – آن خانم جوان مرتکب یک اشتباه خجالت‌آور شد.
    – یک معلم خجالت‌زده، اشتباهاتش را در حضور دانش‌آموزانش قبول کرد.

    برای ساختن اسم این واژه، کافی است پسوند “‑ment” را به “embarrass” اضافه کنید.

    – این چه خجالت بزرگی است!
    – واقعاً که چه شرمندگی!
    – چند ماهی طول می‌کشد تا او از این شرمندگی رها شود.
    – اجرای نمایش افتضاح بود و همه بازیگران به خاطر تمرین نکردن متن‌ها به اندازه کافی، شدیداً احساس شرمندگی می‌کردند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Emergency به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Emergency به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی را یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Emergency به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی یک وضعیت اضطراری پیش می‌آید، یعنی یک مشکل جدی وجود دارد که باید فوراً به آن رسیدگی شود.

    این یک وضعیت اضطراری است.
    من یک مشکل فوری دارم.
    یک اتفاق اضطراری رخ داده.
    این وضعیت دارد بحرانی می‌شود.
    مشکل اضطراری چیست؟
    چه کسی دچار مشکل فوری شده است؟

     
    خیلی از مواقع، وقتی وضعیت اضطراری پیش می‌آید، افرادی که آموزش دیده‌اند و می‌دانند چطور در موقعیت‌های خطرناک عمل کنند، برای کمک می‌رسند:

    خودروهای امدادی به محل حادثه رسیدند.
    فردی که بر اثر شلیک گلوله زخمی شده بود، به بخش فوریت‌های پزشکی منتقل شد.
    یک حادثه اضطراری در خیابان اتفاق افتاده بود که مأموران آتشنشانی، پلیس و امدادگران در آن حاضر بودند.
    یکی از دوستانم در حال تحصیل است تا تکنسین فوریت‌های پزشکی (EMT) شود.

     
    گاهی هم از کلمه «وضعیت اضطراری» برای موقعیت‌هایی استفاده می‌شود که نیاز به رسیدگی سریع دارند، اما خطر جانی در میان نیست:

    وقتی طوفان باعث قطعی برق در شهر شد، شهردار وضعیت اضطراری اعلام کرد.
    یولاندا برای مواقع ضروری، پول اضافی در خانه پنهان می‌کند.
    در یک روز، برف به ارتفاع دو فوت بارید و این باعث ایجاد وضعیت اضطراری برفی شد.
    همراه داشتن تلفن همراه برای مواقع ضروری، کار خوبی است.
    آیا شما برای شرایط غیرمنتظره آماده هستید؟ آیا ذخیره غذایی کافی برای بیش از یک ماه دارید؟
    آن خانم جوان گفت که باید فوری به دستشویی برود — این یک وضعیت فوری است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Emotion به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Emotion به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Emotion به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک احساس، چیزی است که در درون انسان رخ می‌دهد. نمونه‌هایی از احساسات شامل عشق، تنفر، ترس، خشم، شادی و ناراحتی می‌شود. کلمه “احساس” معمولاً برای موقعیت‌هایی به کار می‌رود که هیجانات بسیار شدید هستند و شامل غم و اندوه یا عصبانیت عمیق می‌شوند.

    در مراسم خاکسپاری، هیجانات زیادی بروز داده شد.
    آن مرد وقتی فهمید پدرش فوت کرده است، هیچ واکنش احساسی از خود نشان نداد.
    یولاندا سعی کرد هنگام صحبت درباره کسی که به او حمله کرده بود، احساساتش را مهار کند.
    شرکت‌کنندگان در جلسه، وقتی درباره اعتیادشان به مواد مخدر و الکل حرف می‌زدند، انواع مختلفی از احساسات را بروز دادند.
    اعضای تیم، بعد از باخت در فینال قهرمانی، کوشش کردند احساسات خود را مدیریت کنند. (کنترل احساسات به معنای مهار عواطف است)

     
    کلمه “احساسی” یک صفت است.

    در جلسه عمومی، واکنش‌های احساسی زیادی دیده شد.
    تیم هرگاه به مادرش فکر می‌کند، احساساتی می‌شود. (معمولاً از فعل “شدن” همراه با “احساسی” استفاده می‌شود.)
    ببخشید، قصد ندارم گریه کنم، اما گفتن این حرف برایم سخت است.
    ونسا در مراسم عروسی دوستش بسیار تحت تأثیر قرار گرفت.

     
    کلمه “عاطفی” به صورت قید به کار می‌رود:

    آن زن پس از مردن گربه‌اش، از نظر روانی دچار آشفتگی شد.
    وقتی همسر مرد شروع به رفتارهای آزاردهنده عاطفی کرد، او تصمیم به طلاق گرفت.
    دن سعی می‌کند در زندگی شخصی مراجعان خود دخالت عاطفی نکند، چون این کار را غیرحرفه‌ای می‌داند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Employ به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Employ به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Employ به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی یک شرکت یا سازمان به فردی کار می‌دهد و او را به خدمت می‌گیرد، به این عمل “استخدام کردن” می‌گویند.

    این شرکت بیش از ۲۰۰ نفر کارگر در اختیار دارد.
    آن فروشگاه لازم است که صندوقدارهای بیشتری را به کار بگیرد.
    شهرداری سال گذشته ده‌ها نفر پرسنل جدید استخدام کرد و همچنان در حال گسترش تعداد کارکنان خود است.

     
    واژه “کارفرما” به شخص یا سازمانی گفته می‌شود که دیگران را به کار می‌گیرد:

    کارفرمای سالی برای او بیمه درمانی با شرایط خوب فراهم کرده است.
    کارفرمای تاد، سال گذشته به دلیل خوابیدن در ساعات کاری، او را از کار اخراج کرد.
    در حال حاضر کارفرمای شما چه کسی است؟
    کارفرمای قبلی شما چه کسی بود؟ (قبلی = گذشته)

     
    واژه “کارمند” نیز یک اسم است، اما به کسی اشاره دارد که برای انجام کار، استخدام شده است:

    فیلیپه نهایت تلاش خود را می‌کند تا یک کارمند خوب باشد.
    میرنا به مدت بیش از سی سال کارمند یک فروشگاه مواد غذایی بود.
    کارمندان درخواست افزایش حقوق دارند. (افزایش حقوق = دریافت پول بیشتر)
    یک جلسه برای کارمندان امروز بعدازظهر برگزار می‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Empty به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Empty به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Empty به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی داخل یک ظرف، جعبه، قفسه، فروشگاه یا هر چیز دیگری نیست، می‌توانیم از کلمه “empty” (خالی) استفاده کنیم. یادتان باشد که حرف “P” در این کلمه بی‌صدا است.

    جیب‌هایم کاملاً خالی است. هیچ چیزی داخل آن‌ها نیست.
    یخچال لورا خالی است. او باید به خرید برود.
    مخزن بنزین جان خالی است. او باید بنزین بزند.
    آپارتمان او خالی است. هیچ وسیله‌ای داخل آن نیست.
    قفسه‌های این فروشگاه تقریباً خالی است. آیا آن‌ها در حال تعطیل کردن کسب‌وکار خود هستند؟
    این فروشگاه کاملاً خالی است. حتی یک خریدار هم داخل آن نیست. (وقتی هیچ کس در فروشگاه نیست، می‌توانید از کلمه “خالی” استفاده کنید.)
    معده‌ام خالی است. باید چیزی بخورم.

    همچنین می‌توانید از “empty” به عنوان فعل استفاده کنید:

    لطفاً می‌توانی این سطل زباله را خالی کنی؟ پر از آشغال است.
    مامور پلیس به پسر گفت که جیب‌هایش را خالی کند.
    لوتر قبل از فروش ماشینش، جعبه دستکش آن را کاملاً خالی کرد.

    در بعضی مواقع نیز می‌توانید از “empty” به عنوان اسم استفاده کنید:

    بنزین ماشینم تمام شده است. باید بنزین بزنم.
    او در حال تمام کردن توان خود است و باید کمی استراحت کند. (“run on empty” به معنای انجام کارها بدون استراحت یا انرژی کافی است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه End به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه End به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه End به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی تمام می‌شود یا کامل می‌گردد، از واژه end به معنای «پایان» استفاده می‌کنیم.
    به عنوان اسم به این صورت به کار می‌رود:

    این پروژه ساختمانی در حال تمام شدن است.
    پایان فیلم چه زمانی است؟
    این قسمت، آخر خیابان است.
    مذاکرات باعث توقف درگیری شد.
    شیفت کاری او ساعت ۸ تمام می‌شود.

     

    همچنین می‌توانید جملات بالا را با استفاده از end به عنوان فعل بازنویسی کنید:

    این پروژه عمرانی رو به پایان است.
    فیلم چه زمانی تمام می‌شود؟
    خیابان در همین نقطه تمام می‌شود.
    پس از گفت‌وگوها، جنگ به پایان رسید.
    شیفت او ساعت ۸ تمام می‌شود.

     

    یک اصطلاح رایج که از end استفاده می‌کند، «end up» است. این اصطلاح برای اشاره به موقعیت نهایی یا نتیجه یک روند به کار می‌رود و معنایی نزدیک به «تمام شدن» یا «ختم شدن» دارد.

    وقتی محمد به آمریکا رفت، خود و خانواده‌اش در شهر دیترویت ساکن شدند.
    شرکت ما سال گذشته با سود زیادی کارش به پایان رسید.
    لورا همیشه مجبور است تا دیروقت در محل کار بماند چون کارهای زیادی دارد.
    دیشب بعد از مهمانی در نهایت کجا رفتی؟
    نتیجه بازی چه شد؟ من زودتر از آن رفتم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Enjoy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Enjoy به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Enjoy به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “enjoy” به معنای “لذت بردن” است و کاربرد آن شبیه به فعل “like” می‌باشد.

    جسیکا از رقصیدن لذت می‌برد.
    باب از شغل جدیدش لذت می‌برد.
    کودکان از پلی‌استیشن جدید سونی خود لذت می‌برند.
    کریس از قهوه آن کافه لذت برد.
    او از قهوه خوردن با دوستانش لذت برد.
    من از گوش دادن به موسیقی لذت می‌برم.
    شما از انجام چه کاری لذت می‌برید؟

    دو نکته اساسی درباره فعل “enjoy” وجود دارد که باید به خاطر بسپارید. اول اینکه این فعل نیاز به مفعول دارد. برای مثال در جمله “باب از شغل جدیدش لذت می‌برد”، کلمه “شغل” نقش مفعول را ایفا می‌کند. دوم اینکه بعد از “enjoy” معمولاً مصدر با “to” به کار نمی‌رود، بلکه از شکل “ing” دار فعل استفاده می‌شود.

    من از باغبانی لذت می‌برم. (صحیح)
    من از باغبانی کردن لذت می‌برم. (غلط)

    این یکی از تفاوت‌های اصلی بین “enjoy” و “like” است. بعد از “like” می‌توان از هر دو ساختار استفاده کرد:

    من باغبانی را دوست دارم.
    من دوست دارم باغبانی کنم.

    روش‌های متداول دیگر برای استفاده از “enjoy”:

    آنها در حال لذت بردن هستند. (این فعل اغلب با ضمیر بازتابی به کار می‌رود)
    آیا در حال لذت بردن هستی؟ (آیا وقت خوبی داری؟)
    او از معاشرت با دیگران لذت می‌برد. (کلمه “معاشرت” در اینجا به شکل “ing” دار به کار رفته است)
    او از دانشجو بودن لذت می‌برد.
    سفر خوبی داشته باشید! (این یک جمله امری است و این فعل اغلب به صورت دستوری استفاده می‌شود)
    لذت ببرید!

    با اضافه کردن “able” به انتهای “enjoy” می‌توان صفت “لذت‌بخش” را ساخت.

    سفر لذت‌بخش بود.
    این یک تجربه لذت‌بخش بود.
    او شبی لذت‌بخش را در کنار دوستانش سپری کرد.

    *توجه: گاهی اوقات “enjoy” به تنهایی و به صورت یک جمله امری به کار می‌رود. در این حالت، مفعول بر اساس context جمله فهمیده می‌شود. معمولاً افرادی که در صنعت خدمات و مهمان‌نوازی کار می‌کنند، مانند پیشخدمت‌ها و کارکنان هتل، از این شکل استفاده می‌کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.