بلاگ

  • معنی کلمه Drought به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Drought به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Drought به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی برای مدتی طولانی باران نبارد و منابع طبیعی آب کم شود، به این وضعیت “خشکسالی” می‌گویند. کلمه خشکسالی در جمله‌های زیر به عنوان اسم به کار رفته است:

    A drought in the Horn of Africa resulted in widespread famine* in Somalia, Ethiopia, and Kenya.
    Farmers in California are having trouble growing crops because of the drought in that state.
    Droughts around the world cause people to move in search of food and water.
    After several years of drought, our area has received enough rain to officially declare that the drought is over.

    خشکسالی در شاخ آفریقا منجر به قحطی گسترده* در سومالی، اتیوپی و کنیا شد.
    کشاورزان در کالیفرنیا به دلیل خشکسالی در آن ایالت برای کشت محصولات با مشکل مواجه هستند.
    خشکسالی در سراسر جهان باعث می‌شود مردم به دنبال آب و غذا حرکت کنند.
    پس از چندین سال خشکسالی، منطقه ما آنقدر باریده است که رسماً اعلام می‌کنیم که خشکسالی تمام شده است.

    همچنین می‌توان از کلمه خشکسالی به صورت صفتی نیز استفاده کرد:

    Drought restrictions were put in place to preserve water.

    محدودیت‌های خشکسالی برای حفظ آب اعمال شد.

    * قحطی: کمبود آب و غذا. مردم اغلب در هنگام شدت گرفتن قحطی می‌میرند.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Dry به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dry به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Dry به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی خیس نباشد، می‌توان گفت که خشک است. این کلمه را هم می‌توان به صورت صفت به کار برد و هم به صورت فعل. در جمله‌های زیر، کلمه dry به عنوان صفت استفاده شده است:

    این روزها هوا خشک شده است.
    هوای خیلی خشک ممکن است باعث خشکسالی شود. (خشکسالی یعنی باران نبارد.)
    در فصل زمستان هوا بسیار خشک می‌شود.
    هوا در ماه آگوست نسبت به ژوئن خشک‌تر است.
    اگر نان را مدت زیادی در فضای آزاد بگذارید، خشک و بیات می‌شود.
    آیا میوه خشک دوست دارید؟
    به انگور خشک، کشمش می‌گویند.
    به گوشتی که خشک و نمک‌زده شده باشد، جرکی (jerky) گفته می‌شود.
    اگر جایی زندگی می‌کنید که باران زیاد می‌بارد، خشک نگه داشتن پاهایتان اهمیت زیادی دارد.
    چوب خشک خیلی سریع می‌سوزد.
    در مراسم خاکسپاری آن زن، هیچ چشمی خشک نبود. (یعنی همه گریه می‌کردند.)

    کلمه “dry” را می‌توان به عنوان فعل هم به کار برد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    dry

    خشک شدن

    dried

    خشک شد

    dried

    خشک شده

    موهای ونسا به خاطر طول زیادش، خیلی آهسته خشک می‌شود.
    در فصل تابستان، زمین بلافاصله بعد از یک باران، خشک می‌شود.
    خیلی از مردم لباس‌هایشان را با دستگاه خشک‌کن، خشک می‌کنند.
    ما ماشین لباسشویی و خشک‌کن خود را در زیرزمین خانه قرار داده‌ایم. (خشک‌کن: دستگاهی که لباس‌ها را خشک می‌کند)
    می‌توانید با آویزان کردن لباس‌های خیس روی بند رخت در فضای باز، در پول خود صرفه‌جویی کنید. (در این جمله، «خشک کردن» یک مصدر با «ing» است.)

    کاربردهای دیگری هم برای کلمه dry (خشک) وجود دارد.
    پول بودجه برنامه آموزشی، ناگهان قطع شد. (خشک شد = تمام شد و دیگر در دسترس نبود)
    جو، یک نوع طنز خاص و زیرکانه دارد. (طنز خشک = شوخی‌ای که مستقیم و آشکار نیست و بیشتر فکری است)
    ایالت تنسی یک ایالت «درای» است. (خشک = در آنجا فروش و مصرف نوشیدنی‌های الکلی با وجود چند استثنا، ممنوع است)
    برای سرد نگه داشتن چیزها می‌توانید از یخ خشک استفاده کنید. (یخ خشک = دی‌اکسید کربن منجمد شده)
    لباس‌های گران‌قیمتی که نمی‌توان با آب و صابون شست، باید به خشکشویی سپرده شوند. (خشکشویی = مغازه‌ای که با استفاده از مواد شیمیایی مخصوص و بدون آب، لباس‌ها را تمیز می‌کند)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Dull به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dull به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Dull به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی «کسل‌کننده» است، یعنی خسته‌کننده، بدون جذابیت یا تکراری است:

    فیلم آنقدر خسته‌کننده بود که به خواب رفتم.
    این کلاس، جذابیت ندارد. معلم باید کمی فضای کلاس را شاداب‌تر کند.
    ماریا شغل یکنواختی دارد. او هر روز هشت ساعت کار تکراری انجام می‌دهد.
    امروز روز نسبتاً بی‌حاصلی بود.
    رنگ‌های خاکستری و قهوه‌ای، رنگ‌های بی‌جلوه‌ای هستند.
    جیم چند ماه است که در شکمش دردی مبهم و مداوم احساس می‌کند. بهتر است به پزشک مراجعه کند. («درد مبهم» دردی خفیف و پایدار است که ممکن است گاهی بیاید و برود.)

     
    همچنین وقتی لبهٔ چاقو یا هر وسیلهٔ برنده‌ای تیزی خود را از دست داده باشد، از واژهٔ «کند» استفاده می‌کنیم:

    این چاقو کند شده و گوشت را به راحتی نمی‌بُرد.
    این قیچی به دلیل کندی، خوب کار نمی‌کند.
    اصلاح با تیغ کند، کار درستی نیست.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Dumb به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dumb به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Dumb به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “گنگ” خیلی شبیه به کلمه “احمق” است.

    این یک فکر احمقانه است.
    او آدم کم‌هوشی است.
    اینقدر ساده‌لوح نباش.
    چرا او اینقدر بی‌عقله؟
    او بی‌هوش‌ترین آدمی است که تا حالا دیده‌ام. (در این جمله کلمه “گنگ” به صورت عالی به کار رفته است.)
    او واقعاً آدم نفهمی است. (گاهی این کلمه برای تاکید تکرار می‌شود.)
    کسانی که این تصمیم‌ها را گرفتند، قطعاً بی‌خرد بودند.

     
    عبارت‌هایی هم هستند که از کلمه “dumb” در آن‌ها استفاده می‌شود.

    من از مقدار غذایی که دور ریخته شده بود، شوکه شده بودم. (dumbstruck = بسیار متعجب)
    معلم سعی کرد سوالات امتحان را ساده‌تر کند تا بیشتر دانش‌آموزان قبول شوند. (dumb down = ساده‌تر کردن)
    خوزه می‌گوید رئیسش خیلی کندذهن است. (dumb as a box of rocks = بسیار احمق)
    با من装作 بلد نیستی بازی نکن. (play dumb = تظاهر به ندانستن)

    نکته: حرف “b” در انتهای کلمه “dumb” تلفظ نمی‌شود.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به‌همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Dump به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dump به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Dump به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک زبالهدانی جایی است که زبالهها در آن ریخته میشوند. معمولاً این مکان وضعیت منظم یا تمیزی ندارد.

    زبالههای شما به یک زبالهدانی برده میشوند.
    شهرداری یک زبالهدانی را در حاشیه شهر مدیریت میکند.
    آپارتمان باب آنقدر شلوغ و کثیف است که مثل یک زبالهدانی به نظر میرسد.
    در سفرمان به فلوریدا، در یک هتل بسیار قدیمی و بیکیفیت اقامت داشتیم. (کلمه “dumpy” به معنای “خراب و بیکیفیت” است.)
    کامیون کمپرسی برای حمل نخالههای ساختمانی یا موادی مانند خاک و سنگ به کار میرود.

    وقتی “dump” به عنوان یک فعل به کار میرود، به معنای رها کردن یا راحت شدن از یک چیز است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    dump

    ریخته شدن

    dumped

    ریخته شد

    dumped

    ریخته شده است

    لطفاً همه آن وسایل را روی میزم نگذار!
    می‌توانی کت، کلاه و دستکش‌هایت را روی صندلی بگذاری.
    نباید روغن یا مایعات دیگر را از ماشینت در خیابان خالی کنی. باید آن را به یک مرکز مخصوص ببری.
    یک نفر یک کاناپه را کنار جاده رها کرده بود.
    ریختن زباله در این منطقه غیرقانونی است.

    استفاده از کلمه “dump” برای توصیف پایان یک رابطه، زمانی که یک نفر تصمیم می‌گیرد رابطه را تمام کند، بسیار رایج است:
    اریک دوست دخترش را رها کرد. (او رابطه را به پایان رساند.)
    رجینا دوست پسرش را به خاطر یک مرد دیگر ترک کرد.
    تاد توسط همسرش رها شد. (این جمله به شکل مفعولی ساخته شده است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحه «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایه حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Dunk به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dunk به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Dunk به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “دانک” معمولاً در دو موقعیت به کار میرود: وقتی غذایی را برای خوشمزه‌تر شدن داخل مایعی فرو می‌بریم، یا وقتی چیزی یا کسی به داخل آب فرورفته و غوطه‌ور می‌شود.

    بعضی‌ها دوست دارند دوناتشان را در قهوه فرو ببرند.
    بعضی دیگر نان تستشان را داخل زردهٔ تخم‌مرغ نیم‌رو می‌زنند.
    در جشنواره‌ها و کارناوال‌ها از “تانک دانک” برای جمع‌آوری پول استفاده می‌شود. اگر با یک توپ به هدف بزنید، فرد ناگهان داخل آب پرتاب می‌شود.
    بازیکنان بسکتبال هم اغلب سعی می‌کنند توپ را با فشار از بالا داخل تور بیندازند. اگر به اندازهٔ کافی بالا بپرند، می‌توانند توپ را به سمت پایین هل دهند تا دو امتیاز بگیرند.
    او دارد توپ را “دانک” می‌کند.
    او یک حرکت “دانک” انجام می‌دهد.

    علاوه بر این، در آمریکا ممکن است عبارت “اسلم دانک” را بشنوید. اگر کاری را یک “اسلم دانک” بنامند، یعنی انجام آن بسیار آسان و قطعی است و فرد بدون شک به خواسته‌اش می‌رسد:

    فروش خانه به محض عرضه در بازار، یک اسلم دانک بود.
    دن گفت مصاحبه‌اش یک اسلم دانک بود. او مطمئن است که آن شغل را به دست می‌آورد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Dust به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dust به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Dust به فارسی با مثالهای کاربردی

    “گرد و غبار” از ذرات ریز خاک، دوده، شوره، گرده* و مواد مشابه تشکیل شده که در هوا شناور می‌شوند و در نهایت به داخل خانه راه پیدا می‌کنند.

    گرد و غبار با جریان هوا جابجا می‌شود.
    کارخانه‌ها با انتشار آلاینده‌ها در فضا، گرد و غبار تولید می‌کنند.
    تقریباً همه فعالیت‌ها می‌توانند گرد و غبار ایجاد کنند. حتی اسب‌سواری در مسیرهای خشک، مقدار زیادی گرد و غبار به هوا بلند می‌کند.

     
    برای پاکسازی گرد و غبار می‌توانید از این ابزار استفاده کنید:
    – جارو
    – جاروبرقی
    – گردگیر
    – جاروبرقی دستی

    این مرد در حال گردگیری است و از یک گردگیر پرّی استفاده می‌کند.
    این زن روی میز را تمیز می‌کند.
    آنها در حال تکان دادن تشک برای خارج کردن گرد و غبار هستند.
    جاروبرقی دستی هم گزینه مناسبی برای جمع‌آوری گرد و غبار است.
    معمولاً هنگام نظافت خانه از خاک‌انداز برای جمع‌آوری آشغال‌ها استفاده می‌شود.

     
    واژه “غبارآلود” برای توصیف اشیاء و مکان‌های پر از گرد و غبار به کار می‌رود:

    این میز غبارآلود است.
    این خانه پر از گرد و غبار است؛ یعنی خانه‌ای غبارآلود محسوب می‌شود.
    خودروی من پس از رانندگی در جاده خاکی، کاملاً غبارآلود شد.

    * واژگان:
    دوده: ذرات ناشی از سوختن مواد فسیلی
    شوره: پوسته‌های ریزی که از پوست و موی حیوانات مانند گربه و سگ جدا می‌شود
    گرده: ذرات میکروسکوپی که از گلها و درختان در طبیعت پراکنده می‌شوند
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Each به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Each به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Each به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “هر” به تک‌تک افراد در یک گروه اشاره می‌کند. این کلمه از نظر معنی شبیه به “هر” است، اما تفاوت کوچکی دارد: “هر” بیشتر بر روی یک فرد یا چیز مشخص در گروه تمرکز دارد.

    در مثال‌های زیر، کلمه “هر” به عنوان صفت به کار رفته است:

    – معلم به تک‌تک دانش‌آموزان یک کتاب داد.
    – آن شرکت هر کدام از محصولاتش را با دست می‌سازد.
    – من هر سیب را با دقت زیاد چیدم.
    – ملیندا هر روز سعی می‌کند کمی بیشتر از روز قبل بدود.
    – ما روی تقویم، هر روز را تا پایان سال تحصیلی علامت می‌زنیم.

    در جمله‌های زیر، “هر” نقش ضمیر دارد:

    – او همهٔ دانش‌آموزانش را با اسم کوچکشان می‌شناسد.
    – گراسیلا مطمئن نبود کدام سبزیجات تازه‌تر هستند، برای همین از هر نوع یکی خرید. (یعنی از هر گروه، یکی انتخاب کرد.)
    – هر کدام از دوندگان دوست دارند برندهٔ مسابقه شوند. (در این جمله “هر” نقش فاعل دارد و به همین خاطر فعل به صورت مفرد آمده است.)
    – به دانش‌آموزان گفته شد که باید امضای هر یک از پدر و مادرشان را داشته باشند.

    نکته: گاهی ممکن است عبارت “each other” را بشنوید که کمی با “each” فرق دارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Eager به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Eager به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Eager به فارسی با مثالهای کاربردی

    کسی که واقعاً دوست دارد کاری را انجام دهد را “مشتاق” می‌گوییم. این واژه برای توصیف افرادی به کار می‌رود که از کاری که در حال انجام آن هستند یا در آینده قصد انجامش را دارند، هیجان‌زده و خوشحالند:

    مینا برای شروع شغل جدیدش بسیار مشتاق است.
    فروشنده تمایل زیادی داشت تا به مشتریان در پیدا کردن و خرید یک خودروی جدید کمک کند.
    داریل علاقه‌ی چندانی برای پیوستن به ارتش ندارد.
    ما هیجان‌زده هستیم تا ببینیم برای تمام گوجه‌فرنگی‌هایی که این بهار کاشتیم چه پیش می‌آید.
    شاگردانم علاقه‌ی فراوانی برای بهتر کردن سطح زبان انگلیسی خود دارند.

     
    وقتی بخواهیم از این معنی به صورت قید استفاده کنیم، “مشتاق” به “مشتاقانه” تغییر می‌کند.

    همه با اشتیاق فراوان در انتظار شروع فیلم هستند.
    دانش‌آموزان با علاقه‌ی زیاد روی پروژه‌ی خود کار می‌کنند.
    بینتی با بی‌صبری در انتظار تماس تلفنی از سوی شرکتی است که قصد دارد او را استخدام کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Ear به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Ear به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Ear به فارسی با مثالهای کاربردی

    گوش عضوی از بدن است که برای شنیدن صداها به کار می‌رود. هم انسان‌ها و هم حیوانات گوش دارند.

    ما همیشه صداهای اطراف خود را می‌شنویم، چه بخواهیم و چه نخواهیم.
    وقتی به صدا توجه می‌کنیم و درباره‌ی آن فکر می‌کنیم، در واقع به آن «گوش می‌دهیم».
    وقتی برای معاینهٔ پزشکی می‌روید، دکتر داخل گوش‌تان را نگاه می‌کند.
    گاهی افراد از گوش به عنوان جای مداد استفاده می‌کنند. مثلاً ممکن است کسی مداد را پشت گوشش بگذارد.
    اگر کسی کار اشتباهی انجام دهد، ممکن است دیگری گوشش را بکشد و او را دعوا کند.
    وقتی کسی بسیار عصبانی است، می‌گوییم «دود از گوشش بلند شده».
    بعضی افراد در هوای سرد از «گوش‌بند» استفاده می‌کنند تا گوش‌هایشان گرم بماند.
    هدفون را روی گوش می‌گذاریم تا موسیقی را به صورت خصوصی بشنویم یا اینکه از ورود صداهای بیرون جلوگیری کند.
    قسمتی از گوش که صدا را دریافت کرده و به مغز می‌فرستد، «پردهٔ گوش» نام دارد.
    در زبان انگلیسی، به خوشهٔ ذرت نیز «ear» می‌گویند.

    عبارت‌های رایج زیادی با کلمهٔ «گوش» وجود دارد:

    – **این موسیقی به گوش من خوش می‌آید**: یعنی این خبر مرا خوشحال می‌کند.
    – **از گوش تا گوش لبخند می‌زند**: یعنی بسیار خوشحال است.
    – **سخن معلم به گوش‌های ناشنوا خورد**: یعنی دانش‌آموزان به حرف معلم توجه نکردند.
    – **نظر تو چیست؟ همهٔ گوشم**: یعنی با دقت به حرف‌هایت گوش می‌دهم.
    – **باور نمی‌کنم چیزی که شنیدم**: یعنی شنیده‌ام برایم غیرمنتظره بود.
    – **او هنوز پشت گوشش خیس است**: یعنی کم‌تجربه است.
    – **دوست دارم موسیقی را با گوش یاد بگیرم**: یعنی بدون نگاه کردن به نت موسیقی، بتوانم آن را بنوازم.
    – **آیا می‌توانی گیتار را با گوش بنوازی؟**
    – **باید بر اساس شرایط پیش برویم**: یعنی برنامهٔ مشخصی نداریم و بر اساس اوضاع تصمیم می‌گیریم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.