داستان و شعر همراه با مفهوم ضربالمثل «موش تو سوراخ نمیرفت، جارو به دمش میبست»
روزی روزگاری، در خانهای قدیمی، موش کوچکی زندگی میکرد. این موش آنقدر ترسو و بیجرأت بود که برای هر کار کوچکی بهانه میآورد و از انجامش میترسید. حتی برای بیرون آمدن از سوراخش هم دنبال یک بهانهی تازه بود.
یک روز، صاحب خانه تصمیم گرفت خانه را تمیز کند. او یک جاروی کهنه را کنار دیوار گذاشت. موش که از لای سوراخش همه چیز را نگاه میکرد، با خودش فکر کرد: “اگر همین الان از سوراخ بیرون بروم، ممکن است صاحب خانه مرا ببیند. بهتر است صبر کنم تا او برود.”
برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” برگ سبزی است تحفه درویش “ سر بزنید.
برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” نه خود خورد نه کس دهد، گنده کند به سگ دهد “ سر بزنید.
اما ترس بر وجودش چیره شده بود. ناگهان فکری به سرش زد: “میدانم چه کار کنم! اگر این جارو را به دمم ببندم، وقتی بیرون بروم، مثل این است که یک دوست همراه من است و دیگر نمیترسم.”
اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” یک شبه ره صد ساله رفتن “ به شما کمک خواهد کرد.
غافل از اینکه این کار فقط مشکل را بیشتر میکرد. بستن جارو به دمش نه تنها کمکی به او نمیکرد، بلکه حرکت کردن را هم برایش سختتر میکرد. در واقع، به جای پیدا کردن یک راه حل ساده، کار را برای خودش پیچیدهتر کرده بود.
**شعر:**
توصیه میشود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” هیزم تر به کسی فروختن “ ادامه دهید.
موشی به سوراخ خودش میخزید / از ترس گربه، دل تپنده میدوید
یک روز به فکرش رسید اینطور / جارو به دم خود ببندد هنوز
گفتا: “چه خیال باطل و پوچی / این بار گرفتار چه فکر کجی؟”
ترسو نه از آن رو که جارو نداشت / از بیعزمی رنج میبرد و میگذشت
برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” تو که لالایی بلدی پس چرا خوابت نمیبره “ مراجعه کنید.
توصیه میکنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” انگور خوب نصیب شغال میشه “ را حتماً بخوانید.
—
**مفهوم ضربالمثل:**
این ضربالمثل به افرادی اشاره میکند که به جای روبرو شدن با مشکلات یا انجام کارهای ساده، همیشه بهانه میآورند و کار را بیجهت پیچیده میکنند. در واقع، مشکل اصلی آنها ترس، تنبلی یا بیعزمی است، نه نداشتن ابزار یا شرایط سخت. مثل کسی که برای یک کار کوچک بهانههای بزرگ میتراشد و در نهایت کاری از پیش نمیبرد.
در اینجا میتوانید اطلاعات کاملتری درباره معنی ضرب المثل ” دود اگر بالا نشیند كسر شأن شعله نیست “ بیابید.

همراه ما باشید تا با هم معنی، داستان و مفهوم ضربالمثل ایرانی «موش تو سوراخ نمیرفت، جارو به دمش میبست» که در کتاب فارسی پایهٔ پنجم آمده، آشنا شویم.
معانی ضرب المثل موش تو سوراخ نمیرفت، جارو به دمش می بست
1. یعنی به جای حل یک مشکل کوچک، یک مشکل بزرگتر به وجود آوردن.
2. یعنی برای کارهای ساده، راهحلهای پیچیده و نامعقول دادن.
3. یعنی وقتی کسی خودش بین دیگران پذیرفته نیست، دیگری را معرفی میکند تا حرفش شنیده شود.
4. ضربالمثل «موش تو سوراخ نمیرفت، جارو به دمش میبست» در چه مواقعی استفاده میشود؟ این مثل وقتی به کار میرود که کسی برای انجام کاری با مانع روبرو میشود. به جای آنکه با فکر کردن راه حل درست را پیدا کند، با یک اقدام نابجا نه تنها مشکل را برطرف نمیکند، بلکه بر دشواریهای کار میافزاید.
| ایموجی این ضرب المثل | 🐭 🕳 ❌ 🧹 〰 ✅ |
وقتی کسی خودش جایی مورد پذیرش نیست، اما باز هم میخواهد دیگران را همراه خود ببرد، این ضربالمثل را به کار میبرند. در این حالت، انگار خود فرد جایگاه مناسبی ندارد، اما باز هم میخواهد برای دیگران نقش میزبان یا معرف را بازی کند.
شعر موش تو سوراخ نمی رفت جارو به دمش می بست
خانه خاله موشه
یک لانه زیبا بود
کجا؟ توی سوراخ دیوار
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” دیواری از دیوار من کوتاهتر گیر نیاوردی “ مراجعه کنید.
ای کاش کمی بزرگتر بود.
خاله موشه هر روز
حیاط را جارو میزد از صبح تا شب
سلیقهاش فوقالعاده بود
تمیز و منظم بود.
دمش را مثل جاروی دم شیر درست میکرد
وقتی میخواست وارد خانه شود
جارو به در میگرفت
همسایههایش میگفتند:
“مغزش کاملاً خراب شده”
برای درک عمیقتر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” عقلش پس کله شه “ را بخوانید.
موش به سوراخ نمیرفت
جارو را به دمش میبست
داستان در مورد ضرب المثل موش تو سوراخ نمیرفت، جارو به دمش می بست
موشی از یک کوچه باریک رد میشد که ناگهان چشمش به در قدیمی و باز یک انباری افتاد. کنجکاو شد و به آرامی داخل حیاط خزید. پیرزنی را دید که مشغول کار است. موش از فرصت استفاده کرد و به سرعت خودش را به داخل انباری رساند.
وقتی وارد شد، دید انباری پر از چیزهای خوراکی و وسایل مختلف است. یک طرف، کیسههای گردو روی هم چیده شده بود و روی طاقچه هم چندین شیشه پنیر قرار داشت. موش با خودش فکر کرد: «چه جای خوبی! من همینجا میمانم و زندگی میکنم.»
ناگهان چشمش به یک سوراخ در دیوار افتاد. به داخل آن رفت و دید که جای بسیار دنج و مناسبی است؛ انگار از اول برای او ساخته شده بود. وقتی خوب به اطراف نگاه کرد، متوجه تار عنکبوت روی سقف شد. با خود گفت: «اول باید اینجا را تمیز کنم و بعد وسایلم را بیاورم.»
آن وقت یادش افتاد که یک تکه آینه کوچک در خانه پیرزن دیده است. فکر کرد که آن آینه برای طاقچه این اتاقک خیلی مناسب است. یک شیشه کوچک هم کنار خمره دید که تصمیم گرفت از آن به عنوان گلابدان استفاده کند. با خودش گفت: «چه قدر خوششانس بودم که این جا را پیدا کردم.»
با خوشحالی از لانه بیرون آمد و در انباری به دنبال وسایل گشت. ناگهان یک جارو دید که به دیوار تکیه داده شده بود. با خود فکر کرد: «چطور میتوانم این جارو را به داخل سوراخ ببرم؟ سوراخ خیلی تنگ است و جارو بزرگ است.»
کمی فکر کرد و بعد راه حلی به ذهنش رسید: «میتوانم جارو را به دمم ببندم و آن را به داخل بکشم.» همین کار را کرد. اما در همین لحظه، پیرزن وارد انباری شد. او متوجه شد که یک جارو از سوراخ بیرون زده است. جارو را محکم کشید و دم موش کنده شد.
توصیه میشود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” سایه کسی را با تیر زدن “ ادامه دهید.
پیرزن خندید و گفت:
«موش به سوراخ نمیرفت، جارو هم به دمش میبست.»
«عیدت را اینجا کردی، نوروزت را جای دیگر کن»
زود از این جا برو بیرون.
توصیه میکنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” به گردن گرفتن “ را مطالعه کنید.
در اینجا میتوانید اطلاعات کاملتری درباره معنی ضرب المثل ” اندازه نگهدار که اندازه نکوست “ بیابید.
بعد از او، موش دیگری هم آمد و به همان سرنوشت دچار شد. موش بیدم، با درد و خجالت از آنجا دور شد. در راه، بچهها او را دیدند و فریاد زدند: «موشک دم بریده، دمت کجا بریده؟» موشک از خجالت سریعاً فرار کرد.
– قصههای عامیانه، شیرین و کودکانه
– نگارش و بازآفرینی: ژیلا احمدی. ضربالمثلهای فارسی بیشتری را بدانید.

دیدگاهتان را بنویسید