یادگیری یعنی اینکه دانش یا تواناییهای تازهای در یک زمینه پیدا کنیم. هر روز، چه خودمان بخواهیم و چه نخواهیم، چیزهای جدیدی یاد میگیریم. این فرآیند، کاری کاملاً طبیعی برای ما انسانهاست که با کمک حواس پنجگانهمان یعنی بینایی، شنوایی، چشایی، لامسه و بویایی انجام میشود.
ساده
گذشته
فعل ماضی
learn
یاد گرفتن
learned
یاد گرفت
learned
یاد گرفته
در ادامه چند نمونه از کاربردهای این واژه پرکاربرد را میبینیم:
میخواهی چه چیزی یاد بگیری؟
یاد گرفتن چیزهای تازه هر روز، بسیار مهم است.
من فهمیدهام که آمادهسازی و تمرین خوب، برای خیلی از کارهایی که انجام میدهم اهمیت دارد.
اگر انگیزه کافی داشته باشید، یادگیری سخت نیست. (کلمه “learning” در این جمله یک مصدر با ing است.)
نباید هرگز یادگیری چیزهای جدید را متوقف کنید.
در چند سالگی دوچرخهسواری یاد گرفتید؟
دوستم، والتر، یاد گرفت چطور اسپانیایی صحبت کند.
دانشآموزانی که من هر روز به آنها درس میدهم، انگلیسی را هم در کلاس و هم به صورت آنلاین یاد میگیرند.
برای یادگیری، استفاده از کامپیوتر رومیزی خیلی بهتر از گوشی موبایل است، چون پشت میز مینشینید و راحتتر میتوانید بنویسید.
آیا دوست داری نواختن یک ساز موسیقی را یاد بگیری؟
آیا میخواهی برقصدی یاد بگیری؟
آیا میخواهی نقاشی کردن را یاد بگیری؟ (توجه کنید که “learn” معمولاً با “how to” به کار میرود.)
کلمه learner یا “یادگیرنده” اسمی است که برای کسی که در حال یادگیری است استفاده میکنیم:
یادگیرندگان زبان انگلیسی باید هر روز مهارتهای نوشتن و صحبت کردن خود را تمرین کنند.
آیا تو یادگیرنده خوبی هستی؟
هر کسی میتواند در یادگیری هر چیزی موفق باشد، اما این کار به پشتکار نیاز دارد.
همه ما در برههای از زندگی در حال یادگیری هستیم.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!
ترجمه کلمه Lease به فارسی با مثالهای کاربردی
کلمه “اجاره” وقتی استفاده میشود که شما چیزی را برای مدتی مشخص، در ازای پرداخت پول، استفاده میکنید. اجاره در واقع یک نوع قرارداد یا توافقنامه است. نمونههای معمول اجاره شامل آپارتمان، خانه، ماشین و وسایل و تجهیزات مختلف میشود.
در جملههای زیر، کلمه “اجاره” به عنوان یک اسم به کار رفته است:
* کارلا برای آپارتمانش یک قرارداد اجاره یکساله امضا کرد.
* من یک خودرو تویوتا پریوس را برای مدت سه سال اجاره کردهام.
* ورن سعی دارد از زیر بار قرارداد اجاره خود شانه خالی کند. (او میخواهد این توافق را زودتر از موعد به پایان برساند.)
* اگر شما قرارداد اجاره را زیر پا بگذارید، بیشک ودیعه خود را از دست خواهید داد.
در این جملهها، کلمه “اجاره” به صورت یک فعل استفاده شده است:
* کارلا در حال حاضر یک آپارتمان اجاره میکند.
* تونی یک شورولت ولت جدید اجاره کرد.
* شرکت ما مقداری تجهیزات سنگین اجاره میکند.
* ممکن است ورن آپارتمانش را زیراجاره بدهد. (زیراجاره یعنی فرد دیگری را پیدا کند تا در آنجا زندگی کند و اجارهبها را بپردازد.)
گاهی اوقات از عبارت “lease on life” استفاده میشود. این عبارت وقتی به کار میرود که کسی از یک بیماری سخت یا یک موقعیت خطرناک نجات پیدا کند، یا وقتی که حال کلی یک نفر به طور چشمگیری بهتر شود و احساس تازگی و انرژی دوباره کند:
After losing 120 pounds and quitting smoking, Bill feels as though he has a new lease on life.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم
ترجمه کلمه Least به فارسی با مثالهای کاربردی
کلمه “least” به معنای “کمترین” است و نقطه مقابل “most” به معنای “بیشترین” قرار میگیرد. این کلمه چیزی را نشان میدهد که در مقایسه با بقیه، مقدار یا اهمیت کمتری دارد.
از بین آن سه گزینه، او کمترین علاقه را به رنگ نارنجی دارد.
جو برای تمام کردن کارش، کمترین تلاش ممکن را میکند. او آدم بسیار تنبلی است.
این کلاس، یکی از کمجذابترین کلاسهایی بود که تا به حال در آن شرکت کردهام. واقعاً خستهکننده بود.
پیدا کردن کار جدید، کوچکترین مشکل او محسوب میشود. او مسائل بسیار بزرگتری برای حل کردن دارد.
در آغاز جنگ، کمترین میزان درد و رنج به وجود آمد؛ و بیشترین ویرانیهای جنگ در پایان آن احساس شد.
اغلب حرف اضافه “at” قبل کلمه “least” میآید و عبارت “at least” به معنای “حداقل” را میسازد. این یک اصطلاح رایج است که برای اشاره به یک نقطه مثبت، حتی در میان مشکلات و سختیها به کار میرود.
تام شغل سختی دارد. اما حداقل جذاب است.
شرکت آنها ورشکست شد. حداقل همه کارکنان یک چک آخر خود را دریافت کردند.
مهمانی در شرایطی که آسمان بسیار ابری بود برگزار شد. حداقل باران نبارید.
او تمام پولش و خانهاش را از دست داد…
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
دور شدن از یک مکان را میگویند. کلمه “depart” هم معنی “leave” است.
ساده
گذشته
فعل ماضی
leave
ترک کردن
leaved
ترک کرد
leaved
ترک کرده
هواپیمایت ساعت چند پرواز میکنه؟ (هواپیمات ساعت چند بلند میشه؟)
ترزا جمعهٔ آینده عازم اروپا میشه.
صبحها ساعت چند برای کار از خونه میری؟
ساعت چند راه میافتی و ساعت چند به مقصد میرسی؟
من الآن میرم. خداحافظ.
این کلمه معمولاً وقتی هم به کار میره که بخوای چیزی یا کسی رو در حالت بدون تغییر یا بدون کمک رها کنی.
میتونی اونو همونجا بذاری. جاشو تکون نده.
ما درِ خونهمون رو قفل نکرده گذاشتیم.
تا چه مدت میتونید بچههاتون رو تنها بذارید؟ (تنها بذارید = بدون مراقبت)
لطفاً مرغ رو بیرون از فریزر بذار تا یخش آب بشه.
شیر رو برای مدت طولانی بیرون از یخچال نذار. (خراب میشه.)
ما این وضعیت رو به حال خودش رها میکنیم. (هیچ کاری نمیکنیم.)
لطفاً منو تنها بذار. (دوست ندارم کسی همراهم باشه.)
به عنوان یک فعل، “leave” برای موقعیتهای مختلفی استفاده میشه که شامل تغییرات بزرگ در زندگی یک نفر میشه.
برتا داره شوهرش رو ترک میکنه. (داره طلاق میگیره.)
سرپرست ما آخر ماه میره. (داره میره برای یک کار جدید.)
رکود اقتصادی باعث شد خیلی از مردم کارشون رو از دست بدن. (leave = نتیجه)
توفان باعث شد خیلی از مردم دیگه خانهای برای برگشتن نداشته باشند.
سربازان روستا رو به صورت ویرانه رها کردن.
تو برای من هیچ انتخابی جز اخراجت نمیذاری. (عملکرد تو در کار قابل تغییر نیست، پس این نتیجهشه.)
کلمه “leaves” جمع کلمه “leaf” (برگ) است.
برگهای روی درختان تازه دارند از جوانههاشون بیرون میزن.
بیشتر برگها سبز هستند، اما میشه برگهای بنفش، زرد و حتی سیاه هم پیدا کرد.
من باید همهٔ این برگهای روی زمین رو با چنگک جمع کنم.
وقتی “leave” به عنوان اسم به کار میره، به معنی دورهای از غیبت از کار یا مدرسه است.
ریچل در حال گرفتن مرخصی است چون به زودی صاحب فرزند میشود.
مارک از وظیفهٔ معمولش در مرخصی است. (on leave = یک استراحت موقت چندروزه، چند هفتهای یا چندماهه)
سربازان ارتش بعد از یک دوره خدمت، به طور موقت در مرخصی به سر میبرند.
سربازی که بدون اجازه از موقعیت خودش دور بشه، AWOL محسوب میشه (غایب بدون مرخصی).
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را ببینید که با حرف A آغاز میشوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم
ترجمه کلمه Lecture به فارسی با مثالهای کاربردی
کلمه “سخنرانی” زمانی به کار میرود که یک نفر برای مدتی طولانی در مورد یک موضوع خاص صحبت کند. ممکن است معلمها یا استادها سخنرانی کنند، اما گاهی اوقات هم فردی مثل یک پدر یا مادر، یا حتی یک افسر پلیس، میتواند این کار را انجام دهد.
مثلاً:
– یک افسر پلیس ماشین را متوقف کرد و درباره اهمیت رانندگی ایمن برای راننده صحبت کرد. (در این جمله “سخنرانی” به صورت فعل به کار رفته است.)
– افسر پلیس به راننده یک سخنرانی کرد. (در اینجا “سخنرانی” نقش اسم دارد.)
– پدر جان به او درباره مسئولیتپذیری پندی داد.
– او برای پسرش صحبت کرد و او را پند داد.
– سخنرانیهای استاد ما آنقدر جذاب است که خیلی از دانشجوها آنها را ضبط میکنند و بعداً دوباره گوش میدهند.
– این سالن سخنرانی گنجایش بیش از ۲۰۰ نفر را دارد. (در این مثال “سخنرانی” به شکل صفت استفاده شده است.)
– سخنرانی معلم درباره نمایشنامه هملت آنقدر طولانی بود که حس میشد تمامی ندارد. واقعاً کسلکننده بود.
– سخنرانیهایی که در TED ارائه میشوند خیلی پرطرفدار هستند. شما میتوانید در آن وبسایت به صحبتهای برترین اندیشمندان جهان گوش دهید و از آنها بیاموزید.
– تینا وقتی ناراحت شد که شوهرش سعی کرد به او بگوید چطور یک همسر خوب باشد.
توجه: به تلفظ این کلمه دقت کنید. حرف “t” در “lecture” صدای “sh” میدهد: /lek شur/
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.
کلمه “left” در زبان انگلیسی معانی و کاروردهای مختلفی دارد. “Left” در مقابل “right” قرار می گیرد و به معنای چپ است.
در تقاطع به چپ بپیچید.
باب برای انجام تقریباً همه کارها از دست چپش استفاده میکند. او چپدست است.
قلب شما در سمت چپ بدنتان قرار گرفته است.
امروز شست پای چپم درد میکند.
سَم یک چپدست است. (به فردی که از دست چپ خود استفاده میکند، گاهی “a lefty” گفته میشود.)
علاوه بر این، کلمه “left” شکل گذشته فعل “leave” (ترک کردن) نیز هست.
ساده
گذشته
فعل ماضی
leave
ترک کردن
left
ترک کرد
left
ترک کرده
لیسا امروز زودتر از کلاس خارج شد.
هواپیما یک ساعت پیش به پرواز درآمد.
تاجر مبلغ کمی به عنوان انعام برای پیشخدمت باقی گذاشت.
کتت را در سالن سینما جا گذاشتی. (یعنی وقتی فیلم تمام شد، یادت رفت آن را با خودت ببری.)
گاهی از کلمه “left” برای بیان مقدار زمان، پول یا چیزهایی که بعد از مصرف یا استفاده باقی میمانند، استفاده میشود:
وقت زیادی برای آمادهشدن در سفرمان باقی نمانده.
چقدر شیر مانده؟
بعد از پرداخت قبضهای ماهانه، پول زیادی برایش باقی نمیماند.
گاهی “left” به گرایشهای سیاسی چپ اشاره دارد. مثلاً سوسیالیسم و کمونیسم را جزو جناح چپ میدانند؛ در مقابل، سرمایهداری و فاشیسم در جناح راست قرار میگیرند.
جناح چپ تندروی حزب دموکرات از نظام سلامت همگانی در آمریکا حمایت میکند.
فیدل کاسترو رهبر یک جنبش سیاسی چپگرا در کوبا بود.
معمولاً چپگراها موافق تقسیم عادلانهتر ثروت در بین همه مردم هستند.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
برای دیدن فهرست کامل واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند، میتوانید به صفحهی «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
همچنین، اگر میخواهید به فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحهی «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!
ترجمه کلمه Leg به فارسی با مثالهای کاربردی
ما از پاهایمان برای ایستادن، راه رفتن، شنا کردن، لگد زدن و دویدن استفاده میکنیم.
روشهای مختلفی برای صحبت کردن درباره پاهای افراد وجود دارد. این کلمه هم معنای واقعی و هم معنای نمادین دارد.
تام پاهای قدرتمندی دارد.
سارا پاهای زیبایی دارد. (این جمله معمولاً در مورد زنی گفته میشود که فرم پاهایش زیبا است.)
از زیاد دویدن، پایم گرفتگی گرفت.
بعد از تمام کردن مسابقه ماراتن، پاهای زبدیا دیگر توان ایستادن نداشت و از کار افتاد.
وقت میخواهید چیزی سنگین را بلند کنید، با کمر این کار را نکنید. از قدرت پاهایتان استفاده کنید.
بعد از یک بیماری طولانی، مهم است که دوباره روی پاهای خود بایستید و قوی شوید.
لباس شیلا بخش زیادی از پاهایش را نشان میدهد. (طراحی لباس به گونهای است که پاهای او نمایان است.)
کلمه “پا” برای چیزهایی هم به کار میرود که پاهای واقعی انسان نیستند، ولی شبیه پا عمل میکنند.
یک میز معمولاً چهار پایه دارد.
صندلیها هم چهار پایه دارند.
یک چهارپایه ممکن است سه پایه داشته باشد.
در زمین گolf، برخی مسیرها به شکل خمیدگی و پیچ طراحی شدهاند، شبیه پای سگ.
اگر یک رشد مثبت در بازار سهام، قدرت و روند خوبی داشته باشد، میگویند “پا دارد”.
اگر یک شرکت “پایی برای ایستادن نداشته باشد”، یعنی سرمایه کافی ندارد یا تمام پشتیبانهای مالی خود را از دست داده است.
آخرین بخش یک سفر یا مسابقه را “آخرین مرحله” مینامند.
در مسابقه دو سهپا، هر دو نفر که با هم تیم هستند، یکی از پاهایشان به هم بسته میشود و با هم میدوند.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم
ترجمه کلمه Legal به فارسی با مثالهای کاربردی
کلمه “قانونی” برای کارها و فعالیتهایی به کار میرود که بر اساس قوانین یک کشور، مجاز و بدون مشکل هستند.
مثلاً در آمریکا، داشتن اسلحه کاری قانونی است.
افراد بالای ۲۱ سال میتوانند قانوناً الکل بنوشند.
اما داشتن بیشتر از یک همسر در یک زمان، قانونی نیست و کاری غیرقانونی محسوب میشود. (کلمه “غیرقانونی” نقطه مقابل “قانونی” است.)
رانندگی با سرعتی بیشتر از حد مجاز، قانونی نیست.
رشوه دادن به یک پلیس نیز کاملاً غیرقانونی است. (رشوه یعنی پولی که به طور پنهانی به مأمور دولتی داده میشود.)
اگر در موقعیت سختی قرار گرفتید، ممکن است لازم باشد از یک وکیل، راهنمایی حقوقی بگیرید.
اگر احساس کنید کسی حقوق شما را نقض کرده، میتوانید علیه آن فرد یا گروه، اقدام قانونی انجام دهید.
همه این مسائل حقوقی، نهایتاً در دادگاه بررسی و حلوفصل میشوند.
کلمه “قانونی” میتواند به صورت قید نیز به کار رود.
در بیشتر ایالتهای آمریکا، شما در ۱۸ سالگی میتوانید به طور قانونی ازدواج کنید. اگر ۱۶ ساله باشید، برای این کار باید رضایت والدین خود را داشته باشید.
ورود قانونی به کشور آمریکا، با داشتن مدارک لازم، بسیار بهتر و بیخطرتر از ورود یا ماندن غیرقانونی در آنجاست.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.
برای برنامهریزی درست در زندگی روزمره، لازم است که نام روزهای هفته را به زبان آلمانی بدانید و بتوانید از آنها در گفتگوهای روزمره استفاده کنید. به همین دلیل، در این مطلب با نام روزهای هفته به آلمانی، شیوهٔ تلفظ و حتی ریشهٔ این کلمات آشنا خواهید شد.
اگر شما هم به یادگیری زبان آلمانی علاقهمندید، میتوانید با ثبتنام در یک آموزشگاه معتبر زبان آلمانی در تهران، این زبان را به شکلی آسان، اصولی و سریع فرابگیرید. شرکت در دورههای آموزشی پیشرفته و جامع، به شما کمک میکند مهارتهای زبانی خود را تقویت کنید و در گفتگوهای پیشرفته کاملاً مسلط شوید.
فراموش نکنید که برای پرسیدن روزهای هفته به آلمانی، ابتدا باید بتوانید سلام و احوالپرسی ساده به این زبان انجام دهید. سلام کردن، بخش مهمی از هر گفتگو است و به شما کمک میکند ارتباط خوبی با طرف مقابل برقرار کنید.
همچنین در یادگیری روزهای هفته به آلمانی دقت کنید، چون برای بیان تاریخ تولد خود، علاوه بر روزهای هفته، باید ماههای سال را نیز بلد باشید تا بتوانید یک گفتگوی کامل و درست داشته باشید.
در این نوشته، مطالبی که یاد خواهید گرفت عبارتاند از:
**توضیح دربارهٔ روزهای هفته در آلمانی**
**ساختن جمله با استفاده از روزهای هفته**
**گفتوگو در مورد روزهای هفته به زبان آلمانی**
روز های هفته به آلمانی: Wochentage
روزهای هفته در زبان آلمانی را Wochentage مینامند که به صورت «ووخِنتاگه» تلفظ میشود. تلفظ دقیق آن در زبان آلمانی به این شکل است: /ˈvo.xən.taːɡə/. در ادامه میتوانید فایل صوتی روزهای هفته به آلمانی را گوش دهید:
روزهای هفته به آلمانی
معنی فارسی
تلفظ آلمانی
تلفظ فارسی
Samstag
شنبه
/ˈzɑm.stak/
زامستاگ
Sonntag
یکشنبه
/ˈzɔn.taɡ/
زونتاگ
Montag
دوشنبه
/ˈmoːn.taɡ/
مونتاگ
Dienstag
سهشنبه
/ˈdiːns.taɡ/
دینستاگ
Mittwoch
چهارشنبه
/ˈmɪt.vɔx/
میتووخ
Donnerstag
پنجشنبه
/ˈdɔ.nɐs.taɡ/
دونرستاگ
Freitag
جمعه
/ˈfrai.taɡ/
فرایتاگ
شنبه به آلمانی: Samstag (زامستاگ)
روز شنبه در زبان آلمانی **Samstag** نام دارد. تلفظ این کلمه در آلمانی به این شکل است: /ˈzɑm.stak/. همچنین میتوانید تلفظ صحیح آن را از طریق فایل صوتی زیر بشنوید:
یکشنبه به آلمانی: Sonntag (زونتاگ)
روز یکشنبه در زبان آلمانی “زونتاک” نامیده میشود. برای اینکه تلفظ این کلمه را به درستی یاد بگیرید، میتوانید به فایل صوتی زیر گوش دهید:
دوشنبه به آلمانی: Montag (مونتاگ)
روز اول هفته در زبان آلمانی «مونتاک» نامیده میشود. برای تلفظ این کلمه میتوانید از این راهنما استفاده کنید: /ˈmoːn.taɡ/. همچنین برای شنیدن تلفظ دقیق آن، میتوانید به فایل صوتی زیر گوش دهید:
سه شنبه به آلمانی: Dienstag (دینستاگ)
نام روز سهشنبه در زبان آلمانی **Dienstag** است. این کلمه در آلمانی به این شکل خوانده میشود: /ˈdiːns.taɡ/. برای اینکه تلفظ درست آن را بشنوید، میتوانید به فایل صوتی زیر گوش دهید:
چهارشنبه به آلمانی: Mittwoch (میتووخ)
چهارشنبه در زبان آلمانی **Mittwoch** نامیده میشود. این کلمه در آلمانی به این شکل خوانده میشود: /ˈmɪt.vɔx/. همچنین میتوانید تلفظ صحیح آن را از طریق فایل صوتی زیر بشنوید:
https://www.gamafars.com/wp-content/uploads/2025/04/Wednesday-in-German.mp3
پنج شنبه به آلمانی: Donnerstag (دونرستاگ)
پنجشنبه در زبان آلمانی **Donnerstag** نام دارد.
تلفظ این کلمه در آلمانی به این شکل است: /ˈdɔ.nɐs.taɡ/.
همچنین میتوانید تلفظ صحیح آن را از طریق فایل صوتی زیر بشنوید:
https://www.gamafars.com/wp-content/uploads/2025/04/Thursday-in-German.mp3
جمعه به آلمانی: Freitag (فرایتاگ)
جمعه در زبان آلمانی **Freitag** نام دارد. طرز تلفظ این کلمه در آلمانی به شکل زیر است:
/ˈfrai.taɡ/
همچنین میتوانید تلفظ صحیح آن را از طریق فایل صوتی زیر بشنوید:
https://www.gamafars.com/wp-content/uploads/2025/04/Friday-in-German.mp3
توضیح روز های هفته به آلمانی
دوشنبه (Montag): اسم این روز از کلمه آلمانی “Mond” به معنای “ماه” گرفته شده. پس میتوان گفت دوشنبه، روزِ ماه است.
سهشنبه (Dienstag): ریشه این نام به “Tiwaz” برمیگردد که نام خدای جنگ در افسانههای مردم شمال اروپا بوده است. این اسم در زبان آلمانی باستان “Ziu” تلفظ میشده.
چهارشنبه (Mittwoch): این کلمه دقیقاً یعنی “وسط هفته”. این اسم در واقع ترجمه عبارت لاتین “media hebdomas” است که اشاره به قرار گرفتن این روز در میانه هفته دارد. جالب است بدانید در بعضی قسمتهای آلمان، مردم به جای Mittwoch از کلمه “Mittwoche” استفاده میکنند.
پنجشنبه (Donnerstag): نام این روز از “Donar” که خدای رعد و برق در اساطیر نورس بوده، گرفته شده. این خدا در فرهنگ آلمانی معادل “Thor” است.
جمعه (Freitag): این اسم از “Freya” که الهه عشق و زیبایی در افسانههای نورس بوده، برداشته شده است.
شنبه (Samstag): ریشه این کلمه به “Saturn” (کیوان) در دوران روم باستان برمیگردد و در اصل به معنای “روز زحل” بوده. در شمال آلمان، مردم به این روز “Sonnabend” هم میگویند که یعنی “شب قبل از یکشنبه”.
یکشنبه (Sonntag): اسم این روز از کلمه آلمانی “Sonne” به معنای “خورشید” گرفته شده. پس یکشنبه، روز خورشید است.
برای کسانی که در حال یادگیری زبان هستند، وقتی کلمات جدید را درون جمله ببینند، بهتر معنای آن را میفهمند و راحتتر در خاطرشان میماند. به همین خاطر، در این قسمت نام روزهای هفته به زبان آلمانی در جملههای گوناگونی آورده شده است.
Montag
آلمانی: Am Montag gehe ich zur Arbeit.
فارسی: دوشنبه ها من به سر کار میروم.
Dienstag
آلمانی: Dienstags habe ich ein Meeting um 10 Uhr.
فارسی: سه شنبه ها من ساعت 10 یک جلسه دارم.
Mittwoch
آلمانی: Mittwochs koche ich Abendessen für meine Familie.
فارسی: چهارشنبه ها من شام برای خانواده ام میپزم.
Donnerstag
آلمانی: Donnerstags treffe ich mich mit Freunden zum Fußballspielen.
فارسی: پنج شنبه ها من با دوستانم برای فوتبال بازی کردن قرار دارم.
Freitag
آلمانی: Freitags gehen wir oft ins Kino.
فارسی: جمعه ها ما اغلب به سینما می رویم.
Samstag/Sonnabend
آلمانی: Samstags schlafe ich lange aus. (یا Sonnabends schlafe ich lange aus.)
فارسی: شنبه ها من تا دیروقت می خوابم.
Sonntag
آلمانی: Sonntags machen wir einen Ausflug in die Natur.
فارسی: یکشنبه ها ما یک گردش در طبیعت میرویم.
مکالمه روز های هفته به آلمانی
در این بخش، یک گفتوگوی ساده به زبان آلمانی برای شما قرار دادهایم تا بهتر با روزهای هفته آشنا شوید و بتوانید از آنها در موقعیتهای مختلف استفاده کنید. این گفتوگو به شرح زیر است:
A: Hallo! Wie geht es dir?
فارسی: سلام! حالت چطوره؟
B: Hallo! Mir geht es gut, danke. Und dir؟
سلام! من خوبم، ممنون. تو چطوری؟
A: Auch gut, danke. Was machst du am Wochenende؟
منم خوبم، ممنون. آخر هفته چه کار میکنی؟
B: Am Samstag gehe ich einkaufen und am Sonntag entspanne ich mich. Und du؟
شنبه خرید میروم و یکشنبه استراحت میکنم. تو چی؟
A: Am Freitag gehe ich mit Freunden ins Kino und am Samstag besuche ich meine Familie.
جمعه با دوستانم به سینما میروم و شنبه به دیدن خانوادهام میروم.
B: Das klingt gut! Welchen Tag magst du am liebsten؟
این عالی به نظر میرسه! چه روزی رو بیشتر دوست داری؟
A: Ich mag Freitag am liebsten, weil dann das Wochenende beginnt. Und du؟
من جمعه رو بیشتر دوست دارم، چون آخر هفته شروع میشه. تو چی؟
B: Ich mag Sonntag am liebsten, weil ich dann ausschlafen kann.
من یکشنبه رو بیشتر دوست دارم، چون میتونم تا دیروقت بخوابم.
A: Verstehe. Schönen Tag noch!
میفهمم. روز خوبی داشته باشی!
B: Danke, dir auch! Tschüss!
ممنون، تو هم همینطور! خداحافظ!
در پایان این مقاله، شما با نام روزهای هفته به آلمانی، شیوهٔ درست خواندن آنها و تاریخچهٔ پشت این نامها آشنا شدید. علاوه بر این، نکات مفیدی ارائه شد تا بتوانید این کلمات را به راحتی در گفتوگوهای روزمره به کار ببرید. با یادگیری این مطالب و تمرین منظم، میتوانید توانایی خود را در صحبت کردن به زبان آلمانی بهبود ببخشید.
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم
ترجمه کلمه Legend به فارسی با مثالهای کاربردی
یک افسانه، داستانی است درباره یک شخص یا یک چیز بزرگ و خارقالعاده. این داستانها سینه به سینه و از نسلی به نسل بعد منتقل میشوند. وقتی یک افسانه بارها تعریف میشود، معمولاً جزئیات آن بزرگنمایی شده یا کمی تغییر میکند. یک افسانه میتواند بسیار قدیمی باشد یا حتی درباره رویدادهای نزدیک به زمان ما ساخته شده باشد.
داستان پادشاه آرتور انگلستان برای کسانی که تاریخ بریتانیا را میخوانند، بسیار آشناست.
مقاومت شاه آرتور در برابر حمله ساکسونها به انگلستان در قرن ششم، بسیار افسانهای است. (کلمه «افسانهای» یک صفت است.)
آبراهام لینکلن به خاطر راستگویی و دوراندیشیاش در رهبری، هنوز هم در ایالات متحده یک اسطوره به شمار میآید.
آل کاپون در دهههای ۲۰ و ۳۰ میلادی در بین مردم شیکاگو به یک چهره افسانهای تبدیل شد، حتی با اینکه یک گانگستر بیرحم بود.
بسیاری از طرفداران ورزش، مایکل جردن، بازیکن بسکتبال، را یک اسطوره میدانند.
او еще در دوران زندگی خودش به یک افسانه تبدیل شد.
گلادیاتورهای موفق در دوران امپراتوری روم نیز به چهرههای افسانهای بدل شدند.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را ببینید که با حرف A آغاز میشوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی بههمراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.