بلاگ

  • معنی کلمه Lame به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Lame به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Lame به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “lame” برای توصیف چیزی استفاده می‌شود که ضعیف، بی‌کیفیت یا غیرقابل قبول است.

    دن یک بهانهٔ بی‌مایه برای دیرکردش آورد. (بهانه‌اش هم بد بود و هم کاملاً ساختگی به نظر می‌رسید.)
    اون فیلم واقعاً افتضاح بود. (فیلم بدی بود، اصلاً ایدهٔ تازه‌ای نداشت و بازیگری در آن بسیار ضعیف بود.)
    شیوهٔ تدریس آقای اسمیت خیلی بی‌حال و بی‌روح است. (نه جذاب است و نه بازدهی دارد.)
    تاد یک لطیفهٔ بی‌مزه دربارهٔ مردم ایالت تنسی گفت، اما هیچکس به آن نخندید. (یعنی شوخی او اصلاً بامزه نبود.)
    این پاسخی که دادی واقعاً ضعیف و ناکافی بود.
    این واقعاً افتضاح است. (گاهی هم می‌گویند: “That’s so weak.” هر دو کلمهٔ “lame” و “weak” بین جوانان رواج دارد و برای نشان دادن چیزی به کار می‌رود که ساختگی، نامعتبر یا بی‌ارزش است.)

     
    علاوه بر این، “lame” برای توصیف یک فرد یا حیوانی که از نظر جسمی آسیب دیده یا ناتوان شده نیز استفاده می‌شود.

    مردی که پایش تیر خورده بود، لنگ شده بود.
    گاهی هیچ راهی جز از بین بردن حیوانی که لنگ شده وجود ندارد. (چون آسیب آنقدر شدید است که باید حیوان را از درد رها کرد.)
    مسافری که از گرسنگی و خستگی ناتوان شده بود، از اسبش پایین آمد و روی تکه زمین کوچکی دراز کشید و منتظر مرگ شد. اما در نهایت، او نجات پیدا کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Lamp به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Lamp به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Lamp به فارسی با مثالهای کاربردی

    لامپ وسیله‌ای است که برای روشن کردن فضاهای تاریک از آن استفاده می‌شود. می‌توان لامپ را به عنوان یک وسیله، ابزار یا حتی بخشی از دکوراسیون خانه در نظر گرفت. انواع مختلفی از لامپ‌ها وجود دارد:

    – لامپ رومیزی: این نوع لامپ معمولاً در اتاق‌های نشیمن، غذاخوری و دیگر قسمت‌های خانه دیده می‌شود.
    – لامپ‌های رومیزی کوچک: این مدل معمولاً روی میزهای کوچک در اتاق نشیمن یا خواب قرار می‌گیرد.
    – آباژور: آباژورها نور تند لامپ را پخش و ملایم می‌کنند تا چشم را نیازند.
    – چراغ خیابانی: این چراغ‌ها برای روشن کردن معابر و فضای بیرونی در شهرها نصب می‌شوند.
    – هر چراغ خیابانی روی یک پایه بلند قرار دارد تا نور آن بتواند منطقه وسیعی را پوشش دهد.
    – چراغ ایستاده: این نوع لامپ روی زمین قرار می‌گیرد و معمولاً کنار مبل یا صندلی گذاشته می‌شود تا نور مناسبی برای مطالعه فراهم کند.
    – چراغ مطالعه: برای کسانی که پشت میز کار می‌کنند طراحی شده است.
    – لامپ گرمایشی: این لامپ‌ها برای گرم کردن فضاهای سرد به کار می‌روند.
    – فانوس: یک چراغ قابل حمل است که در سفر، کمپینگ یا مناطق دورافتاده استفاده می‌شود.

    در داستان عربی علاءالدین، یک غول چراغ جادویی وجود دارد که هر کس او را از چراغ آزاد کند، آرزوهایش را برآورده می‌کند.

    این بی‌خانمان‌ها را که طوفان‌زده‌اند برای من بفرست، من چراغم را کنار در طلایی بلند می‌کنم! مجسمه آزادی گفت.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Lap به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Lap به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Lap به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی می‌نشینید، فضای صافی که بین زانوها و بالاتنه‌تان ایجاد می‌شود، “دامان” یا “بغل” نام دارد.

    کامپیوتر او روی بغلش قرار دارد. به همین دلیل به آن “لپ‌تاپ” می‌گویند.
    او یک بچه روی بغلش دارد. (می‌توان از “در” هم استفاده کرد. مثلاً: او یک بچه در بغلش دارد.)

    همچنین، کلمه “lap” برای شمارش دور در مسابقه‌ها به کار می‌رود:

    وقتی کسی از یک سر استخر به سر دیگر می‌رود و دوباره برمی‌گردد، یک “دور” شمرده می‌شود. او در حال شنا کردن دورهاست.
    آنها دور یک پیست مسابقه می‌دوند. (هر بار دور زدن کامل، یک “دور” حساب می‌شود.)

    وقتی یک حیوان آب یا مایعی را با زبان می‌نوشد، از فعل “lapping” استفاده می‌کنیم. همچنین وقتی آب دریا به آرامی به ساحل یا کناره‌ی قایق برخورد می‌کند:

    گربه دارد آب را با زبان می‌نوشد.
    برخورد ملایم امواج با ساحل، صدایی آرامش‌بخش ایجاد می‌کند.

    عبارات مختلفی هم هستند که از کلمه “lap” در آن‌ها استفاده شده:

    تام برای پیدا کردن شغل جدیدش زحمت زیادی نکشید. آن شغل خودش به دامانش افتاد. (یعنی به راحتی به دستش آمد.)
    ساندرا انتظار دارد همه چیز خودش به دامانش بیفتد. (او دوست دارد همه چیز آسان به دست بیاید و زیاد تلاش نکند.)
    دیگر نمی‌خواهم کار بیشتری به دامانم بیفتد. (اگر کاری به دامان شما بیفتد، یعنی یک مسئولیت یا کار اضافی و ناگهانی به شما محول شده است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Land به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Land به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Land به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “زمین” به یک مکان یا منطقه خشک اشاره می‌کند که بالاتر از سطح آب قرار دارد. یعنی جایی که می‌توانید روی آن بایستید.

    یک تکه زمین ممکن است تقریباً از همه طرف با آب احاطه شده باشد.
    هفتاد درصد از سطح کره زمین را آب تشکیل داده و سی درصد باقی‌مانده خشکی است.
    زمین‌های ایالت‌هایی مانند آیووا و نبراسکا برای کاشت ذرت بسیار مناسب هستند.
    قیمت زمین در آمریکا در بعضی مناطق بسیار بالا و در مناطق دیگر بسیار پایین است.
    آمریکا را سرزمین فرصت‌ها می‌نامند.
    کسانی که به کشورهای دیگر سفر می‌کنند، با فرهنگ‌های گوناگون آشنا می‌شوند.

     
    کلمه “زمین” می‌تواند به عنوان یک فعل هم به کار رود و در این حالت چندین معنی دارد. در مثال‌های زیر، به معنای رسیدن وسیله نقلیه مانند هواپیما یا قایق به مقصد است:

    هواپیمای شما ساعت چند روی زمین می‌نشیند؟
    قایق دارد به اسکله نزدیک می‌شود تا پهلو بگیرد.
    فضانوردان زمینی تاکنون چندین بار روی ماه فرود آمده‌اند.

     
    این کلمه همچنین برای توصیف فرود آمدن یک فرد پس از پرش یا افتادن استفاده می‌شود:

    جو بعد از پریدن از درخت، سالم روی پاهایش ایستاد.
    راشل موقع اسکیت روی یخ به پشت زمین خورد، اما آسیبی ندید.
    فرود آمدن روی سر ممکن است باعث آسیب‌های بسیار جدی یا حتی مرگ شود.

     
    به عنوان فعل، “زمین” می‌تواند به معنای به دست آوردن یا موفق شدن در کسب چیزی نیز باشد:

    جرمی یک ماهی خیلی بزرگ گرفت.
    چطور توانستی این شغل را به دست بیاوری؟
    کسانی که می‌خواهند شغل جدیدی پیدا کنند، باید رزومه خود را تقویت کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Lane به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Lane به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Lane به فارسی با مثالهای کاربردی

    خط یا لِین، یک مسیر طولانی و باریک است که برای سفر و حرکت از آن استفاده می‌شود:

    بزرگراه‌ها به چندین خط تقسیم می‌شوند.
    وقتی روی بزرگراه رانندگی می‌کنید، رانندگان باید در خط خودشان حرکت کنند.
    این خط‌ها با علامت‌های روی زمین به وضوح مشخص شده‌اند.
    وقتی می‌خواهید به راست یا چپ بپیچید، باید از خط مخصوص چرخش استفاده کنید.

    همچنین گاهی به جای کلمه «لِین» از کلمه «لاین» استفاده می‌شود.

    چهار خانه دیگر هم در این مسیر وجود دارد.
    بارب و دن در خیابانی به نام رزبری لین زندگی می‌کنند.
    این مسیر آنقدر باریک است که فقط یک ماشین در هر لحظه می‌تواند از آن عبور کند.

    کاربردهای دیگر کلمه «لِین»:

    وقتی بولینگ بازی می‌کنید، توپ را در یک لاین پرتاب می‌کنید تا پین‌ها را بیندازید.
    به کسانی که زندگی پرهیجان و پرمخاطره‌ای دارند، گفته می‌شود در «لِین سریع» زندگی می‌کنند؛ یعنی زیاد به تفریح می‌روند، پول زیادی خرج می‌کنند و کارهای هیجان‌انگیز انجام می‌دهند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Lapse به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Lapse به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Lapse به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک اشتباه زودگذر در تصمیم‌گیری باعث شد لورا انتخاب نادرستی داشته باشد.
    تری با پرداخت نکردن هزینه‌ها، اجازه داد بیمه خودروی او منقضی شود و حالا نمی‌تواند از ماشینش استفاده کند. (شرکت بیمه، پوشش خود را قطع کرده است. این وضعیت خوبی نیست!)
    اجازه ندهید بیمه سلامت خانواده شما منقضی شود.
    وقتی باب شغلش را از دست داد، به ناامیدی دچار شد.
    افراد مسن اغلب با فراموشی‌های مقطعی روبرو می‌شوند.
    وقتی دانش‌آموزان فهمیدند معلمشان برنمی‌گردد، همه کلاس به سکوت افتاد.

    دو کلمه دیگر شبیه به lapse وجود دارد: elapse و relapse.
    کلمه elapse به معنای “گذشتن” برای توصیف گذر زمان به کار می‌رود.
    کلمه relapse زمانی استفاده می‌شود که فرد به حالت یا شرایط بد قبلی بازگردد:

    فیلم آنقدر جذاب بود که هیچ‌کس متوجه نشد از شروع تا پایان چقدر زمان گذشته است.
    بعد از گذشت بیست دقیقه، می‌توانید پیتزا را از فر بیرون بیاورید.
    دوروتیا هفته گذشته دوباره به کما رفت و درگذشت.
    پدرو با یک رژیم سخت ۱۰۰ پوند وزن کم کرد، اما بعد دوباره دچار شد و تمام وزنش را بازگرداند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Large به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Large به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Large به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای گفتن اینکه چیزی اندازه‌ی بزرگی دارد، از کلمه‌ی “large” استفاده می‌کنیم:

    یک هندوانه در مقایسه با یک سیب، بسیار بزرگ است.
    یک کامیون از یک ماشین بزرگ‌تر است.
    گاهی اوقات وقتی برف زیادی می‌بارد، مدارس تعطیل می‌شوند.
    مشتری بزرگ‌ترین سیاره در منظومه‌ی شمسی ما است.
    دیشب سه پیتزای بزرگ برای خانه‌ی ما آوردند.
    جمعیت‌های زیادی برای تماشای مسابقات ورزشی جمع می‌شوند.
    مسابقه‌ی سوپربول بیشترین تعداد بیننده‌ی تلویزیونی را در سال به خود جذب می‌کند.
    تعداد زیادی از مردم این مسابقه را تماشا خواهند کرد.

     
    وقتی از کلمه‌ی “largely” استفاده می‌شود، معنایی نزدیک به “عمدتاً” یا “بیشترِ قسمت‌ها” دارد.

    این رویداد عمدتاً موفقیت‌آمیز بود.
    پخش‌کننده‌های نوار VHS عمدتاً منسوخ شده‌اند.
    مهلت تحویل اظهارنامه مالیاتی برای کسانی که زودتر مالیات خود را پرداخت می‌کنند، معمولاً نادیده گرفته می‌شود.
    ویکی‌پدیا عمدتاً با کمک‌های مالی افرادی تأمین می‌شود که از ادامه‌ی فعالیت آن حمایت می‌کنند.

     
    وقتی گفته می‌شود کسی یا چیزی “at large” است، یعنی فرار کرده یا آزاد است تا هر کاری که می‌خواهد انجام دهد.

    یک کایوتی در محله‌ی ما در حال گردش است.
    پلیس در جست‌وجوی یک مظنون فراری است.
    من چند سالی را به عنوان دانشجویی آزاد در یک دانشگاه گذراندم چون نمی‌خواستم شهریه‌ی مخصوص دانشجویان تحصیلات تکمیلی را بپردازم.
    چندین هنرمند آزاد در جامعه‌ی ما فعالیت می‌کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Last به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Last به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Last به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «آخر» در مقابل «اول» قرار می‌گیرد. وقتی این کلمه به عنوان صفت به کار می‌رود، به چیزی یا کسی اشاره می‌کند که پس از همه چیزهای دیگر می‌آید. اما در اینجا می‌خواهیم یاد بگیریم که چطور از last برای صحبت درباره زمان استفاده کنیم. در این حالت، نقش آن به عنوان فعل است:

    A: فیلم چقدر طول کشید؟
    B: دو ساعت طول کشید.

    یعنی مدت زمان فیلم دو ساعت بود. در واقع، یک فیلم دو ساعته داشتیم. کلمه «last» در اینجا به مدت یا طول زمان اشاره دارد. در ادامه چند مثال دیگر می‌بینیم:

    اگر غذا را در فریزر نگه دارید، برای مدت طولانی‌تری سالم می‌ماند.
    او در آن شغل مدت زیادی دوام نیاورد و فقط بعد از دو هفته استعفا داد.
    این پرواز باید فقط ۴۰ دقیقه طول بکشد.
    چقدر می‌توانید بدون غذا دوام بیاورید؟
    این فیلم دارد خیلی طول می‌کشد. چه زمانی تمام می‌شود؟
    بدون آب، بیش از سه روز دوام نمی‌آورید.
    سعی کنید این بستنی را کم‌کم بخورید تا تمام نشود. همه آن را یک‌باره نخورید.
    اگر از ماشینتان خوب مراقبت کنید، برای سال‌های زیادی کار خواهد کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Latch به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Latch به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Latch به فارسی با مثالهای کاربردی

    چفت یک قطعه فلزی ساده است که در یا درب جعبه را محکم نگه می‌دارد.

    چفت انباری یک قفل هم دارد.
    چفت جعبه ابزار باز مانده است.
    اگر می‌خواهید جعبه ابزار را جابه‌جا کنید، باید هر دو چفت آن را ببندید.
    چفت کابینت آشپزخانه باعث می‌شود درب آن به خوبی بسته بماند.

     
    وقتی از کلمه “چفت شدن” به عنوان فعل استفاده می‌کنیم، منظور این است که چیزی یا کسی به صورت محکم به چیز دیگری بچسبد یا آن را نگه دارد. معمولاً از حرف اضافه “به” همراه با آن استفاده می‌شود تا عبارت “به چیزی چفت شدن” ساخته شود.

    پسر بچه کوچک گردن مادرش را چسبیده بود و رهایش نمی‌کرد.
    وقتی زالو زیر آب باشد، به پوست بدن می‌چسبد و خون را از بدن می‌مکد.
    نوزاد برای خوردن شیر به سینه مادرش می‌چسبد.
    دن در یک ایستگاه رادیویی به عنوان کارآموز بدون حقوق کار می‌کند. او تلاش می‌کند تا بتواند به عنوان گوینده در آنجا استخدام شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Late به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Late به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Late به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “دیر” به سادگی به این معنی است که کسی یا چیزی سر موقع خودش نیست.

    مثلاً جین امروز صبح ده دقیقه دیر به محل کارش رسید.
    چون دیر از خواب بیدار شده بود.
    علتش این بود که شب قبل دیر خوابیده بود.
    حتی به یک جلسه هم دیر رسید.

     
    کاربرد این کلمه بسیار راحت است چون هم می‌تواند به صورت صفت به کار رود و هم به صورت قید:

    جان دیر کرده است. (صفت)
    او دیر از خواب بیدار شد. (قید)
    هواپیما تأخیر دارد. (صفت)
    هواپیما دیر رسید. (قید)
    سارا به کلاس درس دیر رسید. (صفت)
    او دیر به کلاس آمد. (قید)
    متأسفانه، خیلی دیر کردی. (صفت)

     
    کلمه “دیر” همچنین برای اشاره به زمان‌های پایانی یک چیز، مثل انتهای روز، استفاده می‌شود:

    دیروز یک جلسه در ساعات پایانی روز داشتند.
    آنها تا دیروقت بیدار ماندند.
    دیشب تا دیروقت کار کردند.

     
    این کلمه معمولاً برای توصیف انتهای یک دوره زمانی، مثلاً یک دهه یا یک قرن، نیز به کار می‌رود:

    موسیقی راک در اواخر دهه ۱۹۶۰، تفاوت زیادی با موسیقی اوایل همین دهه دارد.
    آخرین رئیس‌جمهور قرن بیستم بیل کلینتون بود. (رئیس‌جمهور ایالات متحده)
    هکتور در اواخر دهه چهل زندگی‌اش است. او ۴۸ سال دارد.

     
    وقتی در مورد کسی صحبت می‌کنیم که فوت شده است، می‌توانیم از “دیر” به شکل یک صفت استفاده کنیم. در این حالت، “دیر” قبل از اسم می‌آید، نه بعد از آن:

    او دلتنگ همسر مرحومش است. همسرش دو سال پیش فوت کرد.
    مادر مرحوممان حتماً خوشحال می‌شد اگر می‌دید این همه نوه دارد.
    جک بنی، که دیگر در میان ما نیست، هنرمند بزرگی بود و میلیون‌ها نفر به او علاقه داشتند.

     
    کلمه “اخیراً” با “دیر” فرق دارد، اما شما می‌توانید به جای آن از “as of late” استفاده کنید که تقریباً همان معنی “اخیراً” را می‌دهد.

    او اخیراً رفتار عجیبی از خودش نشان می‌دهد. (as of late = اخیراً)
    تا همین اواخر کسی دین را در دفتر کار ندیده بود.
    تا همین چند وقت پیش، حالش خوب نبود.
    او اخیراً حال خوشی ندارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.