بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی به دایره لغاتمان اضافه کنیم
ترجمه کلمه Legible به فارسی با مثالهای کاربردی
اگر چیزی «خوانا» باشد، یعنی میتوان آن را به راحتی خواند. این واژه به کیفیت نوشتههای دستی یا چاپی اشاره دارد.
این یادداشت به سختی خوانده میشود. (به دلیل دست خط نامرتب، خواندن آن مشکل است.)
کلماتی که آن پسر سهساله نوشته بود، کاملاً واضح و خوانا بود.
شما باید یاد بگیرید که خواناتر بنویسید. (کلمه «legibly» در زبان انگلیسی به صورت قید به کار میرود.)
معمولاً پزشکان نسخههایی مینویسند که چندان خوانا نیست.
آیا این نوشته به اندازه کافی واضح است که بتوانی آن را بخوانی؟
این نوشته ناخوانا است. (illegible = نقطه مقابل «خوانا»)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
تا به حال برای شما اتفاق افتاده که در یک فروشگاه در آلمان به دنبال روغن کرچک بگردید، اما کلمه آلمانی آن را ندانید؟ به همین دلیل، این مطلب را برای شما زبانآموزان گرامی آماده کردهایم تا با عبارت مربوط به روغن کرچک در زبان آلمانی و نحوه تلفظ صحیح آن آشنا شوید.
دورههای آموزشی در آموزشگاه زبان آلمانی در تهران، بر اساس نیازهای فردی هر زبانآموز طراحی شدهاند. این آموزشگاه با تمرکز بر چهار مهارت اصلی، از گفتگوهای روزمره گرفته تا نامهنگاریهای تجاری، شما را برای هر موقعیتی آماده میکند.
همانطور که میدانید، یک آموزشگاه زبان معتبر، فضایی پویا و الهامبخش برای یادگیری فراهم میکند تا بتوانید به اهداف زبانی خود برسید. یکی از موضوعات مهم در زبان آلمانی که چالش بسیاری از زبانآموزان است، جملات پرکاربرد روزمره میباشد.
از جمله این جملات روزمره، نحوه گفتن سلام به آلمانی و نام روزهای هفته به این زبان است که بسیاری در این دو بخش با مشکل روبرو هستند. ما سعی کردهایم این دو بخش را به طور جداگانه و کامل برای شما توضیح دهیم.
روغن کرچک در زبان آلمانی Rizinusöl نام دارد. تلفظ این کلمه در آلمانی به شکل /ˈʁiː.t͡si.nuˌzøːl/ است و اگر بخواهیم آن را به فارسی بیان کنیم، میشود /ریزینوساوئل/. در ادامه میتوانید تلفظ صوتی آن را بشنوید:
یکی از نامهای دیگر روغن کرچک در زبان آلمانی، کلمه «کاستوروئل» (Castoröl) است. این کلمه در آلمانی به این شکل تلفظ میشود: /ˈkas.toːʁøːl/. برای اینکه تلفظ دقیق آن را بشنوید، میتوانید به فایل صوتی زیر گوش دهید:
روغن کرچک به آلمانی: Ricinenöl (ریسینِن اوئل)
روغن کرچک در زبان آلمانی Ricinenöl نامیده میشود. تلفظ این کلمه به این شکل است: /ˈʁiː.t͡si.nənˌøːl/. برای اینکه تلفظ آن را به خوبی بشنوید، میتوانید به فایل صوتی زیر گوش دهید:
https://www.gamafars.com/wp-content/uploads/2025/04/name-for-castor-oil-in-German.mp3
اصطلاحات مرتبط با روغن کرچک به آلمانی
در این جدول، واژههایی مرتبط با روغن کرچک به زبان آلمانی و همچنین ترکیبات و موارد استفاده آن آورده شده است. این واژهها شامل نامهای علمی و اصطلاحات رایج برای این روغن در زبان آلمانی میباشند.
در این قسمت، جملاتی را میخوانید که مستقیماً به ویژگیها، روش تولید و کاربردهای روغن کرچک اشاره میکنند. این کار به شما کمک میکند تا واژهٔ روغن کرچک را به زبان آلمانی راحتتر به خاطر بسپارید.
Rizinusöl wird durch Pressen der Rizinus-Samen gewonnen.
روغن کرچک از طریق فشرده کردن دانههای گیاه کرچک تولید میشود.
Die Rizinus-Pflanze wächst schnell und benötigt wenig Pflege.
گیاه کرچک رشد سریعی دارد و به مراقبت کمی نیازمند است.
Öl aus der Rizinus-Samen wird in vielen traditionellen Heilmethoden genutzt.
روغن دانه کرچک در بسیاری از شیوههای درمانی سنتی به کار میرود.
Die Blätter der Rizinus-Pflanze werden manchmal für Dekorationen verwendet, während das Öl vielseitig genutzt wird.
برگهای گیاه کرچک گاهی برای تزیینات استفاده میشوند، در حالی که روغن آن مصارف گوناگونی دارد.
Rizinusöl ist eines der bekanntesten Produkte der Rizinus-Pflanze.
روغن کرچک یکی از معروفترین فرآوردههای گیاه کرچک است.
سخن پایانی
در پایان، شما با خواندن این مقاله میتوانید به آسانی از واژهٔ روغن کرچک به زبان آلمانی استفاده کنید. همچنین برای یادگیری بهتر، از جملات و عبارتهای مرتبط با روغن کرچک در زبان آلمانی بهره گرفتهایم. امیدواریم این نوشته برای شما سودمند بوده باشد.
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!
ترجمه کلمه Leisure به فارسی با مثالهای کاربردی
کسی که زمان یا پول اضافی برای استراحت و تفریح دارد، میتواند از اوقات فراغت خود لذت ببرد.
چقدر وقت آزاد دارید؟
چه نوع فعالیتهای فراغتی بیشتر مورد علاقه شماست؟
گلف ورزشی است که معمولاً افرادی انجام میدهند که هم وقت آزاد کافی دارند و هم توان مالی برای پرداخت هزینههای آن.
قایقرانی یک ورزش پرهزینه است که معمولاً در دسترس کسانی است که اوقات فراغت دارند.
افراد بسیار ثروتمند اغلب میتوانند زندگیِ بدون دغدغه کاری داشته باشند.
چه خوب است که زندگی آرام و بیدغدغهای داشته باشیم و مجبور نباشیم کار کنیم.
فعالیتهای اوقات فراغت میتوانند به کاهش استرس کمک کنند.
گاهی واژه «اوقات فراغت» فقط به معنای زمان آزاد یا وقت اضافی به کار میرود:
میتوانی این کار را در وقت آزادت انجام دهی.
او این تکلیف را در زمان فراغتش انجام میدهد.
او خوششانس است که قبل از تصمیمگیری، وقت کافی دارد.
واژه «آرام» یا «با آسودگی» میتواند به صورت صفت یا قید به کار رود.
آنان بعدازظهری آرام را در منطقه خرید مرکز شهر سپری کردند.
میتوانی با زندگی کردن به شکلی آرام و بیعجله، استرس خود را کاهش دهی.
آن زوج با آسودگی در کنار رودخانه شیکاگو قدم زدند.
لباسهای راحتی در دهه ۱۹۷۰ میان مردان و پسران محبوب بودند:
او یک ست لباس راحتی طلایی رنگ پوشیده است.
لباس راحتی او تقریباً صد درصد پلیاستر است.
یک بار یک ست لباس راحتی آبی آسمانی داشتم.
برای ست لباس راحتی، زدن کراوات اختیاری بود. (هنگام پوشیدن این لباس، لازم نبود کراوات ببندید.)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را ببینید که با حرف A آغاز میشوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.
بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم
ترجمه کلمه Lend به فارسی با مثالهای کاربردی
ساده
گذشته
فعل ماضی
lend
قرض دادن
lent
قرض داد
lent
قرض داده
کلمهٔ lend به معنای «قرض دادن» است و شبیه به give یعنی «دادن» عمل میکند، با این تفاوت که چیزی که قرض داده میشود، بعداً به صاحب اصلی برگردانده میشود. شما میتوانید این فعل را برای پول یا وسایل دیگر به کار ببرید:
– میتونی کمی پول به من قرض بدی؟ فردا پس میدم.
– برتا ۵۰ دلار به خواهرش قرض داد.
– بعضی از بانکها مثل سابق پول قرض نمیدهند چون میترسند پولشان را از دست بدهند.
– ۲۰۰ دلار به دن قرض داده شد، اما او هنوز آن را پس نداده است. (جملهٔ مجهول)
– کتابخانهها برای یادگیری انگلیسی به شما کتاب، CD و DVD قرض میدهند.
– بهتر است از قرض دادن پول به دوستانت خودداری کنی. این کار ممکن است به رابطهتان لطمه بزند. (کلمهٔ lending در این جمله مصدر با ing است.)
– میشود یک دقیقه کمکم کنی؟ (Lend me a hand یعنی کمک کردن)
اگر به انتهای lend، er اضافه کنید، کلمهٔ lender ساخته میشود که به معنای «قرضدهنده» است:
– برای راهاندازی یک کسبوکار کوچک، باید یک قرضدهنده پیدا کنیم. (lender یعنی بانک یا کسی که پول زیادی دارد و آن را قرض میدهد.)
– بسیاری از وامدهندگان قبل از سال ۲۰۰۸ وامهای بدی به متقاضیان دادند و این موضوع مشکلات زیادی برای اقتصاد به وجود آورد.
– Neither a borrower nor a lender be. (پولونیوس در نمایشنامهٔ هملت اثر شکسپیر، پیش از فرستادن پسرش لائرت به دانشگاه، این توصیه را به او میکند.)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را ببینید که با حرف A آغاز میشوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم
ترجمه کلمه Length به فارسی با مثالهای کاربردی
ونسا از اندازه موهایش راضی نیست و احساس میکند خیلی کوتاه هستند.
رومیزی به اندازه تمام طول میز کشیده شده است. (یعنی هماندازه خود میز است.)
درازای قایق ۳۰ فوت است.
مسافت این سفر ۴۰۰ مایل بود.
وقتی کلمه «length» به عنوان اسم به کار میرود، میتواند معنی «میزان تلاش» یا «حد نهایی» نیز بدهد:
او هر کاری میکند تا به موفقیت برسد.
میزان تلاشهایی که برای ژیمناست شدن انجام داده، همه را متعجب کرده است.
خورخه میگوید هر کاری از دستش بربیاید انجام میدهد تا انگلیسی را به خوبی یاد بگیرد.
صفتی که از این کلمه ساخته میشود «lengthy» به معنی «طولانی» یا «دراز» است.
معلم از هر دانشآموز خواست یک تحقیق مفصل و بلند بنویسد.
این کتاب بیش از حد حجیم است و من نمیتوانم آن را تمام کنم.
اگر فیلمی خیلی طولانی باشد، بعضی از تماشاگران سالن سینما را زودتر ترک میکنند.
سخنرانی او بسیار طولانی شد.
جملههایت بیش از حد بلند است. آنها را کوتاهتر کن.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را ببینید که با حرف A آغاز میشوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.
به آلمان سفر کردهاید و میخواهید با معلم خود صحبت کنید. آیا میدانید کلمه “معلم” در زبان آلمانی چه میشود؟ یا اگر معلم شما یک خانم است، آیا میدانید “معلم زن” به آلمانی چه گفته میشود؟
مدرسین باتجربه در آموزشگاه زبان آلمانی در تهران، شما را برای برقراری مکالمههای سلیس و طبیعی به زبان آلمانی آماده میکنند. برنامه آموزشی بر اساس نیازهای شخصی هر زبانآموز طراحی شده و روند پیشرفت آنان به طور منظم بررسی میشود.
انتخاب یک آموزشگاه زبان با دورههای عملی و کاربردی، فرصتی ویژه برای یادگیری سریع و مؤثر زبان آلمانی در اختیار شما عزیزان قرار میدهد. به خاطر داشته باشید که با شرکت در کلاسهای زبان آلمانی میتوانید سطح زبان خود را ارتقا دهید و در مدت زمان کوتاهی به مدرک معتبر بینالمللی زبان دست پیدا کنید.
در این نوشته میخوانید:
واژههای مربوط به معلم در زبان آلمانی
معلم مرد در زبان آلمانی: Lehrer (لِرا)
معلم زن در زبان آلمانی: Lehrerin (لِرِرین)
واژههای دیگر مربوط به تدریس و آموزش
جملههای کاربردی دربارهٔ معلم
یک نمونه گفتوگوی کوتاه دربارهٔ معلم
معلم به آلمانی
در زبان آلمانی، به معلم میگویند:
معلم مرد به آلمانی: Lehrer (لِرا)
در زبان آلمانی، به یک معلم مرد «Lehrer» میگویند. این کلمه در زبان آلمانی به این شکل خوانده میشود: /ˈleːʁɐ/. همچنین میتوانید تلفظ صحیح آن را از طریق فایل صوتی زیر بشنوید:
معلم زن به آلمانی: Lehrerin (لِرِرین)
در زبان آلمانی، به یک معلم زن، “Lehrerin” میگویند. این کلمه در زبان آلمانی به این شکل خوانده میشود: /ˈleːʁəʁɪn/. برای اینکه تلفظ درست آن را بشنوید، میتوانید به فایل صوتی زیر گوش دهید:
https://www.gamafars.com/wp-content/uploads/2025/04/Female-teacher-in-German.mp3
اصطلاحات مرتبط با معلم به آلمانی
در این بخش، شما با واژههای آلمانی مربوط به معلم و آموزش آشنا میشوید. این کلمات به شما کمک میکنند تا در موقعیتهای مختلف، مانند محیط مدرسه یا دانشگاه، راحتتر صحبت کنید.
اصطلاح آلمانی
ترجمه فارسی
تلفظ آلمانی
تلفظ فارسی
Schule
مدرسه
[ʃuˈlə]
شوله
Unterricht
آموزش، تدریس
[ˈʊntɐʁɪçt]
اونتراِشت
Schüler
دانشآموز (پسر)
[ˈʃyːlɐ]
شویلِر
Schülerin
دانشآموز (دختر)
[ˈʃyːlərɪn]
شویلِرین
Klasse
کلاس
[ˈklasə]
کلاسِه
Bildung
آموزش، پرورش
[ˈbɪldʊŋ]
بیلدونگ
Lehrbuch
کتاب درسی
[ˈleːɐ̯buːx]
لِربوخ
Lehrmaterial
مواد آموزشی
[ˈleːɐ̯matɛʁi̯aːl]
لِرماترِیال
Aufgabe
تکلیف، وظیفه
[ˈaʊfˌɡaːbə]
آوفگابه
Prüfung
آزمون
[ˈpʁyːfʊŋ]
پریوفونگ
Gymnasium
دبیرستان
[ɡʏmˈnaːzi̯ʊm]
گیمنازیوم
Lehrplan
برنامه درسی
[ˈleːɐ̯ˌplaːn]
لِرپلان
Kreide
گچ
[ˈkʁaɪdə]
کرایده
Tafel
تخته سیاه
[ˈtaːfl̩]
تافل
Kollege
همکار
[kɔˈleːɡə]
کولگِه
Lernprozess
فرآیند یادگیری
[ˈlɛʁnproˌtsɛs]
لِرنپروتسِس
جملات مرتبط با معلم به آلمانی
در این بخش، چند جمله پرکاربرد دربارهٔ معلم به زبان آلمانی آورده شده تا شما بیشتر با واژهٔ معلم در این زبان آشنا شوید:
Der Lehrer unterrichtet die Schüler.
معلم به دانشآموزان درس میدهد.
Die Lehrerin bereitet den Unterricht vor.
معلم زن درس را آماده می کند.
Die Schüler hören im Unterricht zu.
دانش آموزان در کلاس به درس گوش می دهند.
Der Lehrer erklärt die Aufgabe.
معلم تکلیف را توضیح میدهد.
Eine gute Lehrerin motiviert ihre Schüler.
یک معلم خوب دانش آموزانش را ترغیب می کند.
Der Unterricht beginnt um acht Uhr morgens.
کلاس درس ساعت هشت صبح شروع می شود.
Das Lehrbuch liegt auf dem Tisch.
کتاب درسی روی میز قرار دارد.
Die Prüfung findet nächste Woche statt.
آزمون هفته آینده برگزار می شود.
Die Schüler schreiben ihre Hausaufgaben ins Heft.
دانش آموزان تکالیفشان را در دفتر می نویسند.
Der Lehrer korrigiert die Tests.
معلم آزمون ها را تصحیح می کند.
Die Klasse ist heute sehr aufmerksam.
کلاس امروز خیلی دقیق و متمرکز است.
Die Lehrerin erklärt ein schwieriges Thema.
معلم زن یک موضوع دشوار را توضیح میدهد.
Der Lehrer verwendet Kreide für die Tafel.
معلم از گچ برای تخته سیاه استفاده می کند.
Am Gymnasium gibt es viele Lehrer.
در دبیرستان معلمان زیادی وجود دارند.
Die Schüler stellen Fragen und die Lehrerin antwortet.
دانش آموزان سوال می پرسند و معلم زن پاسخ می دهد.
مکالمه مرتبط با معلم به آلمانی
با خواندن این گفتگو، شما این فرصت را پیدا میکنید که با کلمه “معلم” در زبان آلمانی و نحوه استفاده از آن در کنار سایر کلمات، در موقعیتهای گوناگون آشنا شوید و به راحتی در صحبتهای خود از آنها استفاده کنید.
Anna: Wie findest du unseren Mathelehrer, Herr Schmidt?
آنا: نظر تو درباره معلم ریاضی مان، آقا اشمیت، چیست؟
Paul: Ich finde ihn sehr nett und er erklärt die Aufgaben sehr gut. Und was denkst du?
پاول: به نظرم او خیلی مهربان است و مسائل را خیلی خوب توضیح می دهد. نظر تو چیست؟
Anna: Ja, da stimme ich dir zu. Er gibt uns auch viele Beispiele zum Üben.
آنا: بله، با تو موافقم. او همچنین مثال های زیادی برای تمرین به ما میدهد.
Paul: Das stimmt. Aber manchmal sind die Hausaufgaben ein bisschen zu viel.
پاول: درست است. اما گاهی اوقات تکالیف کمی زیاد هستند.
Anna: Ja, aber ich glaube, er will nur, dass wir besser werden.
آنا: بله، اما فکر می کنم او فقط می خواهد که ما بهتر شویم.
Paul: Das stimmt. Ein guter Lehrer gibt auch wichtige Tipps für die Prüfungen.
پاول: درست است. یک معلم خوب نکات مهمی برای امتحانات میدهد.
Anna: Genau! Wir haben Glück, dass wir ihn als Lehrer haben.
آنا: دقیقاً! ما خوش شانس هستیم که او را به عنوان معلم داریم.
سخن پایانی
در پایان، شما در این مطلب یاد گرفتید که چگونه کلمه “معلم” را به زبان آلمانی در جملهها و گفتگوهای روزمره به کار ببرید. همچنین متوجه شدید که برای اشاره به معلم خانم، واژه متفاوتی در زبان آلمانی وجود دارد.
وقتی میخواهید بگویید چیزی از چیز دیگری کمتر است، از کلمه «less» استفاده کنید.
وقتی «less» به عنوان صفت به کار میرود، معمولاً قبل از اسمهای غیرقابل شمارش میآید:
الان وقت آزادم از پارسال کمتر است.
در زمستان، خیلی از مردم به دلیل ماندن بیشتر در خانه، تحرک کمتری دارند.
اگر گوشت کمتر و میوه و سبزیجات بیشتری بخورید، احتمالاً سالمتر خواهید بود.
آیا میتوانید انرژی کمتری مصرف کنید؟
کاهش بودجه معمولاً باعث خرج کردن کمتر میشود. (از «less» با مصدر ingدار استفاده کنید.)
وقتی «less» نقش قید را دارد، فعل یا صفت را توصیف میکند:
اگر موز را از مغازه دیگری بخرید، قیمتاش کمتر است.
جو بعد از رفتن دوستدخترش به دانشگاه، کمتر او را میبیند.
بعد از آتشسوزی خانه، آنها کمتر نسبت به آینده مطمئن هستند.
باب برای آن شغل انتخاب نشد، چون صلاحیتاش از بقیه متقاضیان کمتر بود.
وقتی جوانتر بودم کمتر نگران بودم؛ اما حالا درباره همه چیز بیشتر نگرانم.
«Less» گاهی به عنوان اسم هم استفاده میشود:
میتوانیم با چیز کمتری زندگی خود را بگذرانیم.
هرچه کمتر درباره این موضوع حرف بزنید، بهتر است.
درباره این ویروس کمتر از چیزی که مسئولان میگویند، اطلاعات داریم.
حالا که بازنشسته شدهاند، کارهای کمتری برای انجام دادن دارند.
اگر به «less» پسوند «en-» اضافه کنید، فعل «lessen» ساخته میشود که به معنای «کم کردن» یا «کاهش دادن» است. (این را با «lesson» به معنی درس اشتباه نگیرید.)
پیادهروی تا محل کار به جای رانندگی، میتواند استرس شما را کمتر کند.
خوردن آسپرین ممکن است دردتان را کاهش دهد.
دولتهای جهان سعی میکنند تأثیر ویروس کرونا بر اقتصادشان را کم کنند.
عبارتهای رایجی هم هستند که در آنها از «less» استفاده شده:
میشود با کمتر، کارهای بیشتری انجام داد.
کمتر یعنی بیشتر. (این عبارت زمانی به کار میرود که درباره سادهگرایی در چیزی صحبت میکنیم.)
برایم اصلاً مهم نیست. / کمتر مهم نیست. (یعنی اهمیتی نمیدهم.)
کمتر حرف بزن، بیشتر عمل کن. (عمل کردن بسیار بهتر و نتیجهبخشتر از حرف زدن است.)
ما بدِ کوچکتر را از بین دو بد انتخاب کردیم. (یعنی از بین دو گزینه بد، آن که بهتر بود را برگزیدیم.)
او راهی را رفت که کمتر کسی رفته بود. (این اشاره به شعر رابرت فراست با نام «راهی که کمتر کسی در آن پا گذاشته» دارد، شعری که در آن فردی باید تصمیم مهمی بگیرد. بر اساس بیشتر تفسیرها، این تصمیم چالش بزرگتری ایجاد میکند و به همین دلیل تحسینبرانگیزتر است.)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را ببینید که با حرف A آغاز میشوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم
ترجمه کلمه Lesson به فارسی با مثالهای کاربردی
وقتی در مورد آموزشهای رسمی صحبت میکنیم، از واژهٔ “درس” به عنوان یک اسم استفاده میکنیم. در ادامه چند نمونه آورده شده است:
معلم برای دانشآموزان یک درس آماده کرد.
ونسا در زمان درس، یادداشت برمیداشت.
او چه چیزی از آن درس یاد گرفت؟
تو از درس انگلیسیات چه آموختی؟
آیا موقع درس دادن توجه میکنی؟
در این وبسایت صدها درس وجود دارد.
اگر درس بگیری، نواختن یک ساز موسیقی آسانتر میشود.
بچههایی که آموزش پیانو میبینند، نواختن آن را یاد میگیرند.
تام به خاطر علاقهاش به نواختن در یک گروه راک، درس گیتار میگیرد.
همچنین، کلمهٔ “درس” برای هر تجربهای به کار میرود که مربوط به مدرسه نیست، اما فرد از آن چیز جدیدی یاد میگیرد:
رانندگی با سرعت خیلی بالا و سپس جریمه شدن، به دان یک درس داد.
یادگیری آن درس سخت بود.
درسش را یاد گرفتم!
آن مرد قبل از این که پسرش را تنبیه کند، گفت میخواهد به او درس زندگی بدهد.
وقتی یک نفر به خاطر کاری تنبیه میشود، چه درسی عایدش میشود؟
درسهایی که در زندگی میآموزیم بسیار ارزشمندند.
این یک درس باارزش بود.
چه زمانی عاقبت یاد میگیرم؟ (این یک اصطلاح است و منظور این است که کسی کاری اشتباه را تکرار میکند، بدون این که از تجربههای قبلی خود عبرت بگیرد.)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم
ترجمه کلمه Let به فارسی با مثالهای کاربردی
کلمه let در انگلیسی به معنای “اجازه دادن” است و برای دعوت کردن، درخواست کردن یا دادن مجوز به کار میرود.
**مثال:**
A: بیا امشب بریم بیرون.
B: باشه. کجا میخواهی بروی؟
در اینجا، “Let’s go” نوعی دعوت است.
**ترکیب “let” با “go” معانی مختلفی دارد:**
* وقتی یک شرکت میگوید: “The company let a lot of its employees go”، یعنی «شرکت بسیاری از کارکنانش را **اخراج کرد**».
* در یک تماس تلفنی، اگر کسی بگوید: “I’ll have to let you go now”، معنایش این است: «باید الآن **خداحافظی کنم و تلفن را قطع کنم**».
* اگر پلیس نخواهد کسی را آزاد کند، میگویند: “The police don’t want to let this man go” که یعنی «پلیس نمیخواهد این مرد را **آزاد کند**».
**سایر کاربردهای let:**
* “let” + “have” به معنای اجازه دادن یا دادن چیزی است. مثلاً: “Her parents let her have a dog” یعنی «پدر و مادرش به او اجازه دادند یک سگ داشته باشد».
* “He’s letting his girlfriend win at pool” یعنی «او دارد اجازه میدهد دوستدخترش در بازی بیلیارد برنده شود» (یعنی عمداً باخته است).
* “A goalie must not let the puck enter the net” یعنی «دروازهبان نباید اجازه دهد توپ وارد دروازه شود».
* “They’re letting her get married at an early age” یعنی «آنها به او اجازه میدهند در سن پایین ازدواج کند».
* “She always lets them go” یعنی «او همیشه آنها را **رها میکند**» (مثلاً ماهیهای صید شده را به آب برمیگرداند).
* عبارت “To let oneself go” یعنی فردی دیگر به وزن و ظاهر خود رسیدگی نمیکند. مثلاً: “He has really let himself go over the years. Now he has to go on a diet” یعنی «او واقعاً در طول این سالها از خودش غافل شده. حالا باید رژیم بگیرد».
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.
یادگیری نام ماههای آلمانی برای بسیاری از شما زبانآموزان چالش بزرگی بوده است. اما با خواندن این مطلب، دیگر نگران این موضوع نخواهید بود. چون در این مقاله، نام ماههای سال را به آلمانی در قالب یک داستان ساده، همراه با جملات کاربردی و راهنمای تلفظ برای شما آوردهایم.
موسسه آموزش زبان آلمانی در تهران، شما را به دنیای پرهیجان یادگیری این زبان میبرد؛ جایی که تلفظ، واژهها و دستور زبان به صورت اصولی و حرفهای آموزش داده میشود. اینجا جایی است که مهارتهای شما به شکل چشمگیری رشد خواهد کرد.
شرکت منظم در یک آموزشگاه معتبر زبان، ابزاری بسیار مؤثر برای تقویت توانایی برقراری ارتباط در موقعیتهای گوناگون فراهم میکند. برای اینکه زبان آلمانی را راحتتر بیاموزید، پیشنهاد میکنیم در کلاسهای آموزش این زبان شرکت کنید.
یکی از بخشهای مهمی که باید به آن توجه کنید، ارتباط دادن ماههای سال با فصلها به زبان آلمانی است. شما باید بتوانید این دو موضوع را به خوبی درک کرده و در گفتگوهای خود از آنها استفاده کنید.
در این نوشته با هم یاد میگیریم:
نام ماههای سال به زبان آلمانی:
ژانویه: Januar (یانوا)
فوریه: Februar (فِبروا)
مارس: März (مرتس)
آوریل: April (اپریل)
مه: Mai (مای)
ژوئن: Juni (یونی)
ژوئیه: Juli (یولی)
اوت: August (آگوست)
سپتامبر: September (زپتِمبا)
اکتبر: Oktober (اوکتوبا)
نوامبر: November (نوومبا)
دسامبر: Dezember (دَتسمبا)
همچنین در ادامه با جملههای پرکاربرد درباره ماهها و یک داستان کوتاه آموزشی هم آشنا میشویم.
ماه های سال به آلمانی: Monate des Jahres
ماههای سال در زبان آلمانی را “Monate des Jahres” مینامند. این عبارت به صورت “موناتِ دِس یاحِس” خوانده میشود. اگر بخواهیم تلفظ دقیق آن را به صورت فنی نشان دهیم، به این شکل است: /ˈmoː.na.tə dɛs ˈjaː.rəs/. در ادامه، تلفظ صحیح هر یک از ماههای سال به زبان آلمانی را همراه با فایل صوتی برای شما قرار دادهایم:
**ماههای میلادی به آلمانی**
در این بخش میتوانید با نام و تلفظ درست ماههای سال به زبان آلمانی آشنا شوید:
ژانویه به آلمانی: Januar (یانوا)
نام ماه ژانویه در زبان آلمانی **Januar** است. این کلمه در آلمانی به این شکل تلفظ میشود: /ˈjanʊaːɐ/. همچنین میتوانید تلفظ صحیح آن را از طریق فایل صوتی زیر بشنوید:
نام ماه فوریه در زبان آلمانی **Februar** است. این کلمه در آلمانی به این شکل خوانده میشود: /ˈfeːbʁuɑːɐ/. برای اینکه تلفظ درست آن را بشنوید، میتوانید به فایل صوتی زیر گوش دهید:
https://www.gamafars.com/wp-content/uploads/2025/04/February-in-German.mp3
مارس به آلمانی: März (مرتس)
نام ماه مارس در زبان آلمانی **März** است. این کلمه در آلمانی به این شکل خوانده میشود: /mɛʁts/. برای اینکه تلفظ صحیح آن را بشنوید، میتوانید به فایل صوتی زیر گوش دهید:
https://www.gamafars.com/wp-content/uploads/2025/04/March-in-German.mp3
آوریل به آلمانی: April (اپریل)
نام ماه آوریل در زبان آلمانی **April** است. این کلمه در آلمانی به این شکل تلفظ میشود: /aˈpʁɪl/. برای اینکه تلفظ صحیح آن را بشنوید، میتوانید به فایل صوتی زیر گوش دهید:
https://www.gamafars.com/wp-content/uploads/2025/04/April-in-German.mp3
مه به آلمانی: Mai (مای)
در زبان آلمانی، کلمهای که برای ماه «مه» به کار میرود، **Mai** است. این کلمه به این شکل خوانده میشود: /maɪ/. برای اینکه تلفظ درست آن را بشنوید، میتوانید به فایل صوتی زیر گوش دهید:
https://www.gamafars.com/wp-content/uploads/2025/04/May-in-German.mp3
ژوئن به آلمانی: Juni (یونی)
ژوئن در زبان آلمانی **Juni** نامیده میشود. این کلمه در آلمانی به این شکل خوانده میشود: /ˈjuːni/.
در ادامه میتوانید تلفظ صحیح این ماه را به زبان آلمانی گوش دهید:
https://www.gamafars.com/wp-content/uploads/2025/04/June-in-German.mp3
ژوئیه به آلمانی: Juli (یولی)
در زبان آلمانی، ماه ژوئیه را **Juli** مینامند. این کلمه به این شکل خوانده میشود: /ˈjuːli/. همچنین میتوانید تلفظ درست آن را از طریق فایل صوتی زیر بشنوید:
https://www.gamafars.com/wp-content/uploads/2025/04/July-in-German.mp3
اوت به آلمانی: August (آگوست)
اوت در زبان آلمانی **August** نامیده میشود. این کلمه در آلمانی به این شکل خوانده میشود: /aʊˈɡʊst/. برای اینکه تلفظ آن را به خوبی یاد بگیرید، میتوانید به فایل صوتی زیر گوش دهید:
در زبان آلمانی، ماه سپتامبر را **September** مینامند. این کلمه به آلمانی به این شکل تلفظ میشود: /zɛpˈtɛmbɐ/. برای اینکه تلفظ درست آن را بشنوید، میتوانید به فایل صوتی زیر گوش دهید:
https://www.gamafars.com/wp-content/uploads/2025/04/September-in-German.mp3
اکتبر به آلمانی: Oktober (اوکتوبا)
نام ماه اکتبر در زبان آلمانی **Oktober** است. این کلمه در آلمانی به این شکل خوانده میشود: /ɔkˈtoːbɐ/. همچنین میتوانید تلفظ صحیح آن را از طریق فایل صوتی زیر بشنوید:
نوامبر به آلمانی: November (نوومبا)
در زبان آلمانی به ماه نوامبر، **November** میگویند. این کلمه به این شکل خوانده میشود: **/noˈvɛmbɐ/**.
برای اینکه تلفظ درست آن را بشنوید، میتوانید به فایل صوتی زیر گوش دهید:
https://www.gamafars.com/wp-content/uploads/2025/04/November-in-German.mp3
دسامبر به آلمانی: Dezember (دَتسمبا)
در زبان آلمانی، به ماه دسامبر **Dezember** میگویند. این کلمه به این شکل خوانده میشود: /deˈtsɛmbɐ/. همچنین میتوانید تلفظ صحیح آن را از طریق فایل صوتی زیر بشنوید:
https://www.gamafars.com/wp-content/uploads/2025/04/December-in-German.mp3
جملات پرکاربرد مرتبط با ماه های سال به آلمانی
یاد گرفتن نام ماهها به زبان آلمانی در قالب جملههای پرکاربرد، کمک میکند این کلمات برای همیشه در خاطرتان بماند و به راحتی در گفتگوهای روزمره از آنها استفاده کنید.
Im Januar beginnt das neue Jahr in Deutschland.
در ماه ژانویه، سال جدید در آلمان شروع میشود.
پل: تو مارس کارم شروع میشه. اما تو آوریل مرخصی میگیرم.
لیزا: آه، عالیه! کجا میخواهی بروی؟
پل: فکر کنم تو مه به ایتالیا سفر کنم، چون هوا اون موقع واقعاً خوبه.
لیزا: و تابستون چطور؟ برای ژوئن، ژوئیه و اوت برنامهای داری؟
پل: تو ژوئن میخواهم کمپینگ بروم، تو ژوئیه کنار دریا میروم و تو اوت هم به کوهستان سفر میکنم.
لیزا: وای! واقعاً برنامههای متنوعی داری. فصل پاییز چی؟
پل: تو سپتامبر و اکتبر زیاد کار میکنم. اما تو نوامبر در یک دوره کلاس آلمانی ثبتنام میکنم.
لیزا: و دسامبر چی؟
پل: تو دسامبر کریسمس را در کنار خانوادم جشن میگیرم.
جمعبندی
در پایان، شما در این درس با نام ماههای سال به زبان آلمانی آشنا شدید و یاد گرفتید چطور آنها را به درستی بیان کنید. همچنین با کمک یک داستان کوتاه و جملههای کاربردی، کاربرد این ماهها را در موقعیتهای روزمره دیدید. حالا میتوانید با اعتماد به نفس بیشتری از این کلمات در گفتگوهای خود استفاده کنید و دیگر نگرانی برای یادگیری ماههای آلمانی نخواهید داشت.