امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم
ترجمه کلمه Later به فارسی با مثالهای کاربردی
یک کلمه مهم برای صحبت درباره زمان، “بعداً” است. از “بعداً” برای اشاره به زمانی استفاده میکنیم که پس از زمان حال میآید.
* الان باید بروم، اما بعداً تو را میبینم.
* ما الان نمیتوانیم این کار را تمام کنیم. باید بعداً آن را انجام دهیم.
* قرار بود فیلم ساعت ۸ شروع شود، اما کمی دیرتر، در ساعت ۸:۲۰ شروع شد.
* الان نمیخواهم به پارک بروم. بیایید برای رفتن به پارک تا عصر صبر کنیم.
* بیایید الان نرویم. بعداً برویم.
* رادنی الان نمیتواند به آنجا برود. او بعداً به آنجا خواهد رفت.
* در تابستانهای منطقه میانه غربی، خورشید خیلی دیرتر از زمستان غروب میکند.
* به نظر میرسد این روزها نامهها دیرتر و دیرتر میرسند. (زمان رسیدن نامه مدام عقبتر میرود.)
* بعداً میبینمت.
* بعداً. (گاهی افراد فقط از کلمه “بعداً” برای خداحافظی استفاده میکنند.)
کلمه “later” (بعداً) را با کلمه “latter” (دومی/آخرین) اشتباه نگیرید. کلمه “latter” اسمی است که برای اشاره به گزینه دوم یا مورد آخر استفاده میشود.
* از بین دو دوره زمانی ذکر شده، دهه ۱۹۲۰ و ۱۹۵۰، من مورد دوم (دومی) را ترجیح میدهم.
* بیشتر مردم رئیسجمهور قبلی را بر رئیسجمهور بعدی ترجیح میدهند.
* باران باید در نیمه دوم روز قطع شود.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم
ترجمه کلمه Laugh به فارسی با مثالهای کاربردی
خندیدن، واکنشی است به چیزهای شاد و خندهدار. این حالت معمولاً با بیرون آمدن صدا و هوای کوتاه از دهان همراه است و نشان میدهد که فرد حال خوبی دارد. گاهی میتوان خنده را کنترل کرد، اما مواقعی هم قطع کردن آن سخت میشود. بعضی از خندهها هم ممکن است باعث ناراحتی دیگران شود.
نادین به شوخی بیل خندید.
او همیشه در حال خندیدن است.
همه به مدل موی جدید سام خندیدند.
در طول فیلم نمیتوانستم خندیدنم را قطع کنم؛ خیلی بامزه بود.
وقتی ماشینم را میبینی نخند، چون واقعاً وضعش خراب است.
خنده و آواز افرادی که در آپارتمان کناری بودند، همه را تمام شب بیدار نگه داشت.
دست از خندیدن بردار!
همچنین میتوانید از کلماتی مانند “laugh”، “laughing” یا “laughter” به عنوان اسم استفاده کنید:
ما به خاطر آن اتفاق خوب خندیدیم.
از کلاس درس صدای خنده به گوش میرسید.
به محض اینکه یکی از بچهها زخمی شد، خندهها تمام شد و فقط صدای گریه شنیده میشد.
شهرداری میگوید که بالاخره مشکل را حل خواهد کرد. اما این حرف فقط خندهدار است. من وقتی باور میکنم که نتیجه را ببینم.
(یعنی وضعیت خوب نیست و مردم اشتباهی کردهاند که ممکن است درست شود یا نشود.)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم
ترجمه کلمه Laundry به فارسی با مثالهای کاربردی
کلمه “لاوندری” به معنای شستن لباسها و چیزهای دیگر است. معمولاً از فعل “انجام دادن” همراه با این کلمه استفاده میشود.
امروز باید لباسهایم را بشویم.
ساندرا آخر هفتهها لباسشویی میکند.
چه مقدار لباس برای شستن دارید؟
بیشتر مردم آمریکا از ماشین لباسشویی و خشککن استفاده میکنند.
شما برای خشک کردن لباسها از خشککن استفاده میکنید یا آنها را در فضای باز پهن میکنید؟
چه کسی در خانواده شما مسئول شستن لباسهاست؟
خیلی از افراد در آمریکا برای شستشوی لباسهایشان ماشین لباسشویی دارند، اما مغازههایی هم هستند که این کار را انجام میدهند.
تینا لباسهایش را در خشکشویی محله میشوید.
باب به کارمند خشکشویی پول میدهد تا لباسهایش را بشوید.
ونسا یک زن شاغل است. او بیشتر لباسهایش را به خشکشویی میبرد چون معمولاً کت و شلوار میپوشد که باید به روش خاصی شسته شوند.
بسیاری از هتلها خدمات شستشوی لباس ارائه میدهند، اما قیمت آنها بالاست.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.
شاید برای شما هم این پرسش پیش آمده باشد که معادل کلمه خرما در زبان آلمانی چیست. به همین دلیل، این مطلب را برای شما علاقهمندان به یادگیری زبان آماده کردیم تا با واژههای مربوط به خرما در آلمانی و شیوهٔ صحیح خواندن آنها آشنا شوید. آموزشگاه زبان آلمانی در تهران محیطی پویا و جذاب برای یادگیری ایجاد کرده تا بتوانید مهارتهای زبانی خود را با روشهای کاربردی تقویت کنید. مدرسان باتجربه در تمام مراحل یادگیری در کنار شما خواهند بود تا راه پیشرفت را برایتان هموار کنند. همچنین، شرکت در دورههای آموزش زبان، فرصتی ارزشمند برای رشد فردی و حرفهای شماست و میتواند دیدگاههای جدیدی در زندگی شخصی و شغلیتان ایجاد کند. به خاطر داشته باشید که شما میتوانید در کلاسهای آموزش زبان آلمانی ثبتنام کنید و دانش زبانی خود را ارتقا دهید.
در این مطلب، واژههای آلمانی مربوط به خرما و محصولات مرتبط با آن را به شما معرفی میکنیم.
خرما در آلمانی «داتل» نامیده میشود. تلفظ درست این کلمه در زبان آلمانی به صورت «داتل» است و به شکل /ˈdatl/ نوشته میشود. در ادامه میتوانید تلفظ صوتی کلمه خرما به زبان آلمانی را از طریق این لینک بشنوید:
https://www.gamafars.com/wp-content/uploads/2025/04/Dates-in-German.mp3
در زبان آلمانی، واژههای مختلفی برای اشاره به خرما و محصولات مرتبط با آن وجود دارد. در ادامه به برخی از این اصطلاحات اشاره میشود:
* **Dattel:** این واژه، رایجترین و معمولیترین کلمه برای میوهٔ خرماست. وقتی در مکالمات روزمره از خرما صحبت میشود، معمولاً از همین کلمه استفاده میکنند.
* **Dattelpalme:** این کلمه به درخت خرما اشاره دارد. “Palme” در آلمانی به معنای نخل است؛ بنابراین Dattelpalme به معنای “نخل خرما” است.
* **Dattelsirup:** این واژه به شربت خرما گفته میشود که از عصارهٔ خرما تهیه میشود.
* **Dattelhonig:** این اصطلاح به “عسل خرما” یا نوعی شیرهٔ غلیظ خرما اطلاق میشود.
بنابراین، بسته به اینکه دربارهٔ میوه، درخت یا فرآوردههای آن صحبت کنید، واژهٔ مناسب در زبان آلمانی متفاوت خواهد بود.
اصطلاحات (آلمانی)
ترجمه فارسی
تلفظ آلمانی (IPA)
تلفظ فارسی
Dattelpalme
درخت خرما
/ˈdatəlˌpalmə/
داتلپالمه
Getrocknete Datteln
خرما خشک شده
/ɡəˈtʁɔknətə ˈdatlən/
گِتروکنته داتلِن
Dattelsirup
شیره خرما
/ˈdatəlˌziːʁʊp/
داتلزیروپ
Dattelhonig
شیره خرما (نام دیگر)
/ˈdatəlˌhoːnɪç/
داتلهونیش
Dattelpackung
بسته خرما
/ˈdatəlˌpakʊŋ/
داتلپاکونگ
Dattelhaine
نخلستان خرما
/ˈdatəlˌhaɪnə/
داتلهاین
Dattelfeld
نخلستان خرما (نام دیگر)
/ˈdatəlˌfɛlt/
داتلفِلت
Frische Datteln
خرما تازه
/ˈfʁɪʃə ˈdatlən/
فریشه داتلِن
Datteln mit Mandeln
بادام با خرما
/ˈdatlən mɪt ˈmandlən/
داتلِن میت ماندلِن
Datteln Halva
حلوا با خرما
/ˈdatlən ˈhalvaː/
داتلهالوا
Dattelpulver
پودر خرما
/ˈdatəlˌpʊlvɐ/
داتلپولور
Dattelbutter
کره خرما
/ˈdatəlˌbʊtɐ/
داتلبوتِر
Entkernte Datteln
خرما بدون هسته
/ɛntˈkɛʁntə ˈdatlən/
اِنتکِرنته داتلِن
Datteltorte
تارت خرما
/ˈdatəlˌtoʁtə/
داتلتورتِه
درخت خرما به آلمانی:Dattelpalme (داتلپالمه)
در زبان آلمانی، به درخت خرما Dattelpalme میگویند. تلفظ این کلمه در آلمانی به این شکل است: /ˈdatəlˌpalmə/. همچنین میتوانید تلفظ صحیح آن را در فایل صوتی زیر بشنوید:
خرما خشک شده به آلمانی:Getrocknete Datteln (گِتروکنته داتلِن)
خرما خشک شده در زبان آلمانی Getrocknete Datteln نامیده میشود. تلفظ این عبارت در آلمانی به این شکل است: /ɡəˈtʁɔknətə ˈdatlən/. برای کمک به یادگیری بهتر، فایل صوتی تلفظ این عبارت نیز در ادامه آورده شده است:
شیره خرما در زبان آلمانی با دو نام شناخته میشود: Dattelsirup و Dattelhonig. طرز خواندن این کلمات به این شکل است: /ˈdatəlˌziːʁʊp/ برای داتِلزیروپ و /ˈdatəlˌhoːnɪç/ برای داتِلهونیخ. در ادامه میتوانید تلفظ صحیح این واژهها را از طریق فایل صوتی زیر بشنوید:
بسته خرما به آلمانی:Dattelpackung (داتلپاکونگ)
یک بسته خرما در زبان آلمانی Dattelpackung نامیده میشود. تلفظ این کلمه در زبان آلمانی به این شکل است: /ˈdatəlˌpakʊŋ/. در ادامه میتوانید تلفظ صحیح آن را به صورت صوتی بشنوید:
نخلستان خرما به آلمانی:Dattelhaine (داتلهاین)
در زبان آلمانی، برای اشاره به نخلستان خرما از دو واژه استفاده میشود: Dattelhaine و Dattelfeld.
تلفظ این کلمات در زبان آلمانی به این صورت است:
* Dattelhaine: /ˈdatəlˌhaɪnə/
* Dattelfeld: /ˈdatəlˌfɛlt/
شما میتوانید تلفظ صحیح این کلمات را در فایل صوتی زیر بشنوید:
https://www.gamafars.com/wp-content/uploads/2025/04/Date-palm-grove-in-German.mp3
خرما تازه به آلمانی:Frische Datteln (فریشه داتلِن)
خرما تازه در زبان آلمانی Frische Datteln نامیده میشود. تلفظ این عبارت در آلمانی به این شکل است: /ˈfʁɪʃə ˈdatlən/. برای اینکه تلفظ درست آن را بشنوید، میتوانید به فایل صوتی زیر گوش دهید:
بادام با خرما به آلمانی:Datteln mit Mandeln (داتلِن میت ماندلِن)
بادام و خرما در زبان آلمانی **Datteln mit Mandeln** نامیده میشود.
تلفظ این عبارت در آلمانی به این شکل است: /ˈdatlən mɪt ˈmandlən/.
در ادامه میتوانید تلفظ صوتی آن را بشنوید:
حلوا با خرما به آلمانی:Datteln Halva (داتلهالوا)
حلوا با خرما در زبان آلمانی Datteln Halva نامیده میشود. تلفظ این کلمه در آلمانی به این شکل است: /ˈdatlən ˈhalvaː/. شما میتوانید برای شنیدن تلفظ صحیح آن، به فایل صوتی زیر گوش دهید:
پودر خرما به آلمانی:Dattelpulver (داتلپولور)
پودر خرما در زبان آلمانی با کلمه **Dattelpulver** نامیده میشود. تلفظ این کلمه در زبان آلمانی به شکل زیر است: /ˈdatəlˌpʊlvɐ/. همچنین، برای اینکه تلفظ صحیح آن را بشنوید، میتوانید به فایل صوتی زیر گوش دهید:
کره خرما به آلمانی:Dattelbutter (داتلبوتِر)
کره خرما در زبان آلمانی Dattelbutter نامیده میشود. تلفظ این کلمه در زبان آلمانی به این شکل است: /ˈdatəlˌbʊtɐ/. در ادامه میتوانید تلفظ صحیح آن را به صورت صوتی بشنوید:
https://www.gamafars.com/wp-content/uploads/2025/04/Date-butter-in-German.mp3
خرما بدون هسته به آلمانی:Entkernte Datteln (اِنتکِرنته داتلِن)
خرماهای بدون هسته در زبان آلمانی با نام “Entkernte Datteln” شناخته میشوند. تلفظ این عبارت در زبان آلمانی به این شکل است: /ɛntˈkɛʁntə ˈdatlən/. همچنین میتوانید تلفظ صحیح این عبارت را در فایل صوتی زیر بشنوید:
تارت خرما به آلمانی:Datteltorte (داتلتورتِه)
تارت خرما در زبان آلمانی Datteltorte نامیده میشود. تلفظ این کلمه در زبان آلمانی به این شکل است: /ˈdatəlˌtoʁtə/. در ادامه میتوانید تلفظ صحیح این واژه را به آلمانی و به صورت صوتی بشنوید:
https://www.gamafars.com/wp-content/uploads/2025/04/Date-tart-in-German.mp3
درود و احوالپرسی به زبان آلمانی
وقتی میخواهید به زبان آلمانی سلام کنید، راههای گوناگونی وجود دارد. این سلامها بستگی به این دارد که چه کسی را مورد خطاب قرار میدهید و در چه موقعیتی هستید.
**سلامهای غیررسمی:**
این سلامها برای دوستان، خانواده و افراد آشنا در موقعیتهای معمولی مناسب هستند.
* **Hallo:** این واژه، یک سلام همهفهم و پرکاربرد است، مانند “سلام” در فارسی.
* **Hi:** این هم مانند انگلیسی، یک سلام بسیار غیررسمی و دوستانه است.
**سلامهای رسمی:**
وقتی با افراد غریبه، افراد مسنتر یا در موقعیتهای رسمی مانند اداره یا فروشگاه صحبت میکنید، بهتر است از این عبارات استفاده کنید.
* **Guten Morgen:** یعنی “صبح بخیر”. معمولاً تا قبل از ظهر استفاده میشود.
* **Guten Tag:** یعنی “روز بخیر”. این عبارت از حدود ظهر تا عصر کاربرد دارد.
* **Guten Abend:** یعنی “عصر بخیر”. برای احوالپرسی در ساعات عصر به کار میرود.
**پرسیدن حال طرف مقابل:**
بعد از سلام، معمولاً حال طرف مقابل را میپرسید.
* **Wie geht es Ihnen?:** این یک عبارت رسمی است به معنای “حال شما چطور است؟”
* **Wie geht’s?:** این شکل کوتاهشده و غیررسمی همان عبارت است و معنای “چطوری؟” میدهد.
**خداحافظی کردن:**
برای خداحافظی نیز عبارات مختلفی وجود دارد.
* **Auf Wiedersehen:** این یک خداحافظی رسمی است به معنای “بازدیدتان”.
* **Tschüss:** این خداحافظی غیررسمی و رایجی است، مانند “خداحافظ” یا “بای” در فارسی.
با یادگیری این عبارات ساده، میتوانید به راحتی گفتوگوهای سادهای را به زبان آلمانی آغاز کنید.
یاد گرفتن واژههای تازه در قالب جمله بسیار راحتتر است. به همین خاطر، معنی خرما به آلمانی را در چند جمله و با مثالهای مختلف برای شما آوردهایم:
Datteln sind eine süße und nährstoffreiche Frucht.
خرما یک میوه شیرین و مغذی است.
Getrocknete Datteln sind als Snack sehr beliebt.
خرما خشک شده به عنوان یک میانوعده بسیار پرطرفدار است.
Dattelsirup wird verwendet, um Speisen zu süßen.
از شیره خرما برای شیرین کردن غذاها استفاده میشود.
Frische Datteln sind im Sommer leicht zu finden.
خرماهای تازه در فصل تابستان به آسانی پیدا میشوند.
Datteltorte ist ein köstliches Dessert.
تارت خرما یک دسر بسیار خوشمزه است.
سخن پایانی
در پایان، با خواندن این نوشته، شما با واژه خرما در زبان آلمانی و عبارتهای گوناگونی که درباره خرما در آلمان به کار میرود، آشنا شدید. همچنین تلفظ این کلمه را یاد گرفتید. امیدواریم این مقاله برای شما سودمند بوده باشد.
بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم
ترجمه کلمه Lay به فارسی با مثالهای کاربردی
کلمه “lay” را میتوان به روشهای گوناگونی به کار برد. رایجترین استفاده آن مشابه فعل “put” (گذاشتن) است.
You can lay those boxes on the floor.
You can put those boxes on the floor.
We laid some carpet in the living room.
We put some carpet in the living room.
می توانید آن جعبه ها را روی زمین بگذارید.
می توانید آن جعبه ها را روی زمین بگذارید.
در اتاق نشیمن کمی فرش پهن کردیم.
در اتاق نشیمن مقداری فرش گذاشتیم.
ساده
گذشته
فعل ماضی
lay
قرار دادن
laid
گذاشت
laid
گذاشته
برخی از افعال در زبان انگلیسی هستند که همیشه به یک مفعول نیاز دارند. به این گونه افعال، متعدی میگویند. فعل “lay” یکی از این افعال است و باید بعد از آن یک چیز یا شخصی بیاید که کار روی آن انجام شده است.
در جمله “I laid my cards on the table” کلمه “cards” مفعول است.
در جمله “Joe has laid out some plans for his new project” کلمه “plans” مفعول است.
در ادامه، مثالهای بیشتری از این فعل را میبینیم:
* یک مرغ تخممرغ میگذارد.
* یک کارگر ساختمانی آجر میچیند.
* اگر به قمار علاقه دارید، میتوانید شرط ببندید.
* هنگام فکر کردن به آینده، برنامهها ریخته میشوند.
* مسئولیتها بر عهده رهبران سیاسی ما گذاشته میشود.
* مردم دستان خود را روی وسایل یا دیگر افراد میگذارند.
* نمیتوانم منتظر بمانم تا آیفون جدید را به دست بیاورم.
* میزی برای شام چیده شده است. وقتی ظروف، قاشق و چنگال و چاقوها را میچینید، در واقع دارید میز را میچینید.
همچنین برخی اصطلاحات رایج وجود دارند که از این فعل استفاده میکنند:
* **He has to lay his cards on the table.** (یعنی باید کاری را ثابت کند یا در مورد چیزی صادق و روراست باشد.)
* **Lay it on me.** (یعنی هر چه میخواهی بگو، به من بگو.)
**توجه:** کلمات “lie” و “lay” معمولاً با هم اشتباه گرفته میشوند.
معنی
ساده
گذشته
فعل ماضی
زمین گذاشتن
lay
قرار دادن
laid
گذاشت
laid
گذاشته
تکیه دادن
lie
دراز کشیدن
lay
دراز کشید
lain
دراز کشیده
دروغ بودن
lie
دروغ گفتن
lied
دروغ گفت
lied
دروغ گفته
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم
ترجمه کلمه Lazy به فارسی با مثالهای کاربردی
به فردی که تمایلی به کار کردن ندارد یا از انجام کارها فرار میکند، “تنبل” میگویند. واژه “lazy” یک صفت است:
اون خیلی تنبله.
اینقدر تنبل نباش.
یک فرد تنبل به ندرت به موفقیت میرسد.
بیشتر دانشآموزان در امتحان نتیجه خوبی گرفتند، اما آنهایی که تنبل بودند، قبول نشدند.
کارمندان تنبل، عملکرد بسیار ضعیفی دارند.
او همه کارها را به همسرش محول میکند. چقدر تنبل است!
واژه laziness “تنبلی” یک اسم است:
او به خاطر تنبلی از کار اخراج شد.
تنبلی او ضرر مالی زیادی به شرکت زد.
اگر تنبلی نمیکرد، کارمند خوبی میشد.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست کامل واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهی «واژههای کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهی «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
کلمه **”lead”** کاربردهای گوناگونی دارد و میتواند به عنوان یک فعل، اسم و حتی صفت به کار رود.
در نمونههای اول، منظور از **”lead”** این است که کسی یا چیزی را به جایی یا موقعیتی خاص هدایت کنیم.
اگر کسی نقش رهبری داشته باشد، یعنی مسئولیت هدایت دیگران را بر عهده دارد و برای آنها تصمیم میگیرد.
همچنین اگر چیزی به سمتی خاص منتهی شود، میگوییم به آن سو **”lead”** میکند.
ساده
گذشته
فعل ماضی
lead
منجر شودن
led
رهبری کرد
led
رهبری کرده
این جاده بزرگ به چه سمتی میرود؟ (این بزرگراه به کجا ختم میشود؟)
اگر در رشته مدیریت بازرگانی تحصیل کنید، میتوانید شغل مناسبی پیدا کنید.
بیایید این فکر را پیگیری کنیم و نتیجه آن را ببینیم.
ما طوری فکر میکردیم که حقیقت چیز دیگری بود.
معلم، دانشآموزان را در یادگیری تلفظ راهنمایی میکند.
مدیرعامل، یک شرکت با بیش از ۵۰۰ کارمند را اداره میکند.
رئیسجمهور، کشور را به یک جنگ سخت کشاند.
میتوانی اسب را تا کنار آب ببری، اما نمیتوانی او را مجبور به نوشیدن کنی. (این یک گفته قدیمی در آمریکاست.)
در جملههای زیر، فعل “lead” به این معناست که یک فرد یا گروه از بقیه جلوتر است:
او از همه دوندگان دیگر پیشی گرفته است.
تیم نیویورک یانکیز با نتیجه سه بر صفر جلو است.
خبر انفجار در پاکستان، اولین خبر امشب بود.
تیم برزیل دو امتیاز از حریفش جلوتر است.
همچنین میتوانید از “lead” به عنوان اسم استفاده کنید. در این حالت منظور فرد یا تیمی است که جلوتر از بقیه قرار دارد:
چه کسی مسئول این پروژه است؟
دونده کنیایی از ابتدای مسابقه جلو افتاد.
کدام تیم برنده میشود؟
روندا از بین همه داوطلبان شغل آیتی، شانس بیشتری دارد.
او جلو است و به نظر من برنده خواهد شد.
گاهی “lead” یا “leading” به صورت صفت به کار میرود:
روندا اولین انتخاب ما برای این کار است.
دکتر اسمیت، متخصص معروف این زمینه است.
نقش اصلی فیلم به جنیفر لوپز رسید. (او بازیگر اصلی فیلم خواهد بود.)
نویسنده اصلی گزارش در جلسه کمیسیون شرکت کرد.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!
ترجمه کلمه Leak به فارسی با مثالهای کاربردی
“نشتی” یک مشکل رایج است. وقتی یک سوراخ یا ترک بهطور ناگهانی در یک سیستم بسته ایجاد میشود، باعث خروج هوا یا مایع از آن میشود. این اتفاق معمولاً در لولهها، تایرها، موتورها، شلنگها و بادکنکها دیده میشود.
در نمونههای زیر، کلمه “نشتی” به عنوان اسم به کار رفته است:
– یک نشتی در موتور خودرو، باعث ایجاد یک лу کوچک روغن زیر ماشین شد.
– به دلیل سوراخ کوچک در بادکنک، کمکم تمام هوای داخل آن خالی شد.
– یک لوله در بالای سقف، نشتی دارد.
در این جملهها “نشتی” به شکل فعل استفاده شده است:
– خودروی من روغن پس میدهد.
– لولهای که به سینک آشپزخانه وصل است، آب را نشت میدهد.
– آنقدر گاز هلیوم از بادکنک خارج شد که دیگر نمیتوانست در هوا بماند.
– بعد از یک توفان شدید، آب به داخل زیرزمین راه پیدا کرد.
واژه “نشتیدار” به عنوان صفت به کار میرود:
– لولههای نشتیدار در سقف، برای ساکنان طبقه پایین دردسرساز شد.
– شیر آبی دارم که چکه میکند.
– یک لوله انتقال نشتیدار میتواند آسیب زیادی به محیط زیست وارد کند.
علاوه بر این، از کلمه “نشتی” یا “درز اطلاعات” برای توصیف افشای اخبار و اطلاعات به روزنامهنگاران و رسانهها نیز استفاده میشود:
– یک مقام دولتی، اخبار محرمانه را به رسانهها درز داد.
– بعد از اینکه یک نفر در شرکت، عکسهای گوشی جدید را عمداً منتشر کرد، این تصاویر به سرعت در فضای مجازی پخش شد.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم
ترجمه کلمه Lean به فارسی با مثالهای کاربردی
تکیه دادن یعنی وزن بدن یا یک شیء را به جایی یا چیزی منتقل کنیم. وقتی کسی تکیه میدهد، به جای صاف ایستادن، به یک سمت — مثلاً چپ یا راست، جلو یا عقب — متمایل میشود.
ساده
گذشته
فعل ماضی
Lean
تکیه دادن
leaned
تکیه داد
leaned
تکیه دادده
برج پیزا کمی کج است و به یک سمت مایل شده. به همین خاطر، بیشتر افراد آن را با نام «برج کج پیزا» میشناسند.
یک مرد به سمت جلو خم شد و صحبت کوتاهی کرد.
او آرنجش را روی نرده گذاشت و به افرادی که پایین بودند نگاه کرد.
یکی دیگر هم به دیوار تکیه داده بود.
معنای این کلمه با توجه به موقعیت، تغییر میکند:
رئیس لوسیا روی او فشار میآورد تا ایده جدیدش را بپذیرد. (او را مجبور میکند تا با چیزی موافقت کند.)
باب به همسرش تکیه میکند و از حمایت او برخوردار است. (همسرش به او کمک میکند.)
حزب دموکرات در آمریکا به چپ گرایش دارد. (در بحث سیاسی، این حزب بیشتر به افکار آزادتر و لیبرال نزدیک است.)
حزب جمهوریخواه به راست متمایل است. (این حزب معمولاً محافظهکارتر است.)
ما تقریباً تصمیم داریم کسبوکارمان را به یک محل جدید منتقل کنیم. (یعنی به طور کلی با این فکر موافقیم.)
وقتی «lean» به عنوان صفت به کار میرود، معمولاً به معنای کمچرب بودن است:
روی این بسته نوشته که گوشت ۹۰٪ کمچرب است.
گوشت سینه مرغ معمولاً بسیار کمچرب است.
مردان و زنان جوان خوشاندام به ساحل میروند تا آفتاب بگیرند و آرام شوند.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.
بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم
ترجمه کلمه Leap به فارسی با مثالهای کاربردی
کلمه “leap” به معنای “پرش” است. این واژه هم معنای واقعی و فیزیکی دارد و هم معنای غیرمستقیم و کنایی. در مثالهای زیر، “leap” به صورت اسم به کار رفته است:
پسرها به درون اقیانوس پریدند.
سفر از اریتره به آمریکا، یک پرش بزرگ در زندگی جوناس بود.
آریل با یک پرش بلند و سریع، از روی تخته شیرجه به داخل آب رفت.
ترک وطن و کوچ کردن به کشوری دیگر، با این امید که زندگی بهتری در انتظار باشد، نیازمند یک “پرش ایمانی” بزرگ است. (پرش ایمانی یعنی باور داشتن به نتیجه خوب و مثبت چیزی، حتی بدون تضمین کامل.)
“این یک گام کوچک برای یک انسان و یک پرش عظیم برای بشریت است.” (نیل آرمسترانگ پس از فرود روی ماه در سال ۱۹۶۹)
کلمه “leap” میتواند به عنوان فعل نیز استفاده شود:
ساده
گذشته
فعل ماضی
leap
جهش کردن
leaped
جهش کرد
leaped
جهش کرده
سنجاب توانست از روی یک شاخه به شاخهی دیگر بپرد، بدون اینکه بیفتد.
یک قورباغه در وسط توفان به درون یک حفره جست.
احتمالاً کوین از بقیهٔ بچههای کلاس جلو خواهد زد؛ چون خیلی باهوش است.
سگ من به راحتی میتواند از روی این نرده بپرد.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
برای دیدن فهرست همهٔ واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند، میتوانید به صفحهٔ مربوط به «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
همچنین اگر میخواهید به فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.