اگر چیزی «کشنده» باشد، یعنی میتواند باعث مرگ یک نفر شود. این واژه بسیار شبیه به صفت «مرگبار» است.
مرد یک سلاح کشنده حمل میکرد. (او یک سلاح مرگبار با خود داشت.)
اگر دارو را بیش از حد مصرف کنید، ممکن است نتیجه آن مرگبار باشد.
در ایالتهایی که مجازات اعدام قانونی است، قاتلان محکوم ممکن است با تزریق ماده کشنده اعدام شوند.
مصرف مقدار کشندهای از الکل در زمان بسیار کوتاه، باعث مرگ آن زن جوان شد.
نیش یک عقرب میتواند کشنده باشد.
گاهی ممکن است کلمه «کشنده» را در موقعیتهای اغراقآمیز نیز بشنوید، مثلاً:
عطری که آن مرد زده، واقعاً کشنده است!
رندی ادعا میکند دستهایش به خاطر مهارتش در کاراته، سلاح کشندهای هستند.
زیبایی خیرهکننده و صدای آسمانی آن خواننده، تأثیر بسیار شدیدی روی شنوندگان گذاشت.
توجه: این کلمه دارای صدای «ث» بیصدا در وسط است.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.
بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم
ترجمه کلمه Level به فارسی با مثالهای کاربردی
اگر چیزی «لول» یا تراز باشد، یعنی کاملاً صاف و مسطح است. در چنین حالتی، هیچ قسمتی از آن بالاتر یا پایینتر از قسمتهای دیگر نیست. برای بعضی کارها، تراز و صاف بودن سطح خیلی مهم است.
مثلاً:
– پیشخوان آشپزخانه باید سطحی صاف باشد تا بتوان روی آن غذا آماده کرد.
– پیریزی خانهٔ جدید باید کاملاً تراز انجام شود.
– عرض خیابان نیز از چپ به راست باید همسطح باشد.
اگر چیزی تراز نباشد، ممکن است دردسرساز شود. مثلاً ما یک بار مجبور شدیم یک میز را به فروشگاه پس بدهیم، چون سطح آن صاف نبود.
🔹 «لول» به عنوان اسم:
وقتی «لول» به صورت اسم به کار میرود، معمولاً نشاندهندهٔ یک درجه یا مرحله از پیشرفت، یا یک ارتفاع فیزیکی است.
مثلاً:
– دفتر در کدام طبقه قرار دارد؟
– یک پارکینگ معمولاً چندین طبقه دارد.
– بعد از کمی بحث، ما به درکی مشترک رسیدیم.
– فروشگاههای مواد غذایی، محصولات را تا جای ممکن در سطح چشم قرار میدهند تا مشتریان راحت آن را ببینند. (سطح چشم = همارتفاع با چشم)
– شما روی کدام بخش از این وبسایت کار میکنید؟
– بیشتر زبانآموزان، یادگیری زبان انگلیسی را از سطح آبی شروع میکنند.
– کارگران ساختمان از وسیلهای به نام «تراز» استفاده میکنند تا بفهمند یک سطح صاف است یا نه.
🔹 «لول» به عنوان فعل:
کلمهٔ «لول» به عنوان فعل هم به کار میرود.
ساده
گذشته
فعل ماضی
level
تسطیح کردن
leveled
تسطیح کرد
leveled
تسطیح کرده
کارگران ساختمانی، پس از اینکه بتن تازه از کامیون ریخته شد، آن را صاف و هموار میکنند.
یک گردباد، خانهای در محلۀ ما را کاملاً ویران کرد. (level = نابود کردن؛ با خاک یکسان کردن)
فناوری، شرایط رقابت را برای افرادی از کشورهای دیگر که با آمریکاییها رقابت میکنند، عادلانه و برابر میسازد.
عباراتی وجود دارند که از کلمۀ “level” استفاده میکنند:
آیا این فرد قابل اعتماد است؟ (آیا او صادق است؟)
میخواهی با تو روراست باشم؟ (میخواهی حقیقت را به تو بگویم، یا چیزی را که فکر میکنم درست است بگویم؟)
برای کارمندان مهم است که هنگام مذاکره با مدیریت، احساس کنند شرایط کاملاً منصفانه است. (a level playing field = یک موقعیت عادلانه)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
برای دیدن فهرست همهٔ واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند، میتوانید به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین، اگر میخواهید به فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.
بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم
ترجمه کلمه Lick به فارسی با مثالهای کاربردی
فعل «لیسیدن» برای مواقعی به کار میرود که کسی یا چیزی با زبانش چیزی را بخورد، مزه کند یا آن را مرطوب کند:
گربه در حال لیسیدن پنجهاش است.
او دارد یک بستنی قیفی را میلیسد.
خوزه در حال لیسیدن یک پاکت نامه است.
«Lick» یک فعل ساده و بدون تغییر در حالت گذشته است.
ساده
گذشته
فعل ماضی
lick
لیسیدن
licked
لیسید
licked
لیسیده
بیلی آبنباتش را آنقدر میلیسید تا تمام شد.
مریم یک زخم کوچک روی دستش را لیس زد.
اجازه نده بچه آن را بلیسد، چون مریض میشود!
تیم آنها شکست سنگینی خورد. آنها بازی را با ۲۰ امتیاز تفاوت باختند.*
* نکته: to get licked یا «to be licked» اصطلاحی است برای شکست خوردن در یک مسابقه یا درگیری. همچنین از کلمه “lick” برای توصیف تنبیه بدنی نیز استفاده میشود:
The little boy got licked for stealing money from his mother.
پسر کوچک به دلیل دزدیدن پول از مادرش کتک خورد.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.
درب یک پوشش جدا شدنی است که از بیرون ریختن مایعات یا مواد جامد از داخل ظرف جلوگیری میکند. دربها به تازه ماندن مواد غذایی کمک میکنند و دمای آنها را حفظ مینمایند.
درب سطل زباله، زبالهها را داخل سطل نگه میدارد.
وقتی روی غذا درب میگذاریم، غذا گرم میماند یا تازه میماند.
درب لیوان قهوه مانع از ریختن قهوه داغ روی دستان شما میشود.
اگر هنگام پخت غذا درب قابلمه را بگذارید، غذا سریعتر میپزد و گرمای کمتری از دست میدهد.
لیوانهای آبجو معمولاً درب دارند. این دربها مگسها و چیزهای دیگر را از آبجوی داخل لیوان دور نگه میدارند.
علاوه بر این، اصطلاحاتی در زبان وجود دارند که از کلمه “درب” یا “درپوش” استفاده میکنند.
اگر کسی “درب از کاسه بردارد” یعنی بسیار عصبانی شود.
“درب روی چیزی گذاشتن” به معنای مخفی نگه داشتن اطلاعات است.
اگر “درب از روی تحقیقی برداشته شود” یعنی اطلاعات آن برای همگان آشکار میشود.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را ببینید که با حرف A آغاز میشوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی بههمراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.
بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم
ترجمه کلمه Lie به فارسی با مثالهای کاربردی
کلمه “lie” در انگلیسی چندین کاربرد مختلف دارد. یکی از معانی آن، وقتی است که فردی عمداً حقیقت را نمیگوید و دروغ میگوید.
ساده
گذشته
فعل ماضی
lie
دروغ گفتن
lied
دروغ گفت
lied
دروغ گفته
تیم حقیقت را به مادرش نگفت. او ادعا کرد شیشه را نشکسته، در حالی که این کار را کرده بود.
فروشنده در مورد شرایط ضمانت تلویزیون، مشتری را گمراه کرد.
همهٔ همکاران در اداره دربارهٔ کیک سارا نظر صادقانهای ندادند. همگی گفتند خوشمزه است، اما در واقعیت مزهٔ خوبی نداشت.
بیل به همسرش یک دروغ گفت.
اگر زیاد دروغ بگویی، کمکم اعتماد دیگران را از دست می دهی.
یک کاربرد دیگر این واژه، وقتی است که کسی یا چیزی به حالت خوابیده یا افقی قرار گرفته باشد. همچنین از آن برای توصیف یک مکان نیز استفاده میشود.
ساده
گذشته
فعل ماضی
lie
دراز کشیدن
lay
دراز کشید
lain
دراز کشیده
مردی روی زمین خیابان خوابیده. حالش خوب است؟
فرودگاه درست در شمال شهر واقع شده. (در این جمله، کاربرد کلمه lie شبیه فعل «بودن» است.)
گربه من تمام روز توی خانه لم میدهد و استراحت میکند.
دختر کوچولو بدون حرکت روی زمین خوابیده بود و تظاهر میکرد که خواب است.
مرد همین الان در تخت خوابیده است. (این جمله را زمان حال استمراری مینامند.)
او همیشه تمام روز را در تخت میخوابد. (این جمله زمان حال ساده است.)
دیروز، او تمام روز را در تخت خوابید. (این جمله را زمان گذشته ساده میگویند.)
توجه: خیلی از افراد در استفاده از کلمات “lie” و “lay” دچار اشتباه میشوند.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
برای دیدن فهرست کامل واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند، میتوانید به صفحهی «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر میخواهید به فرهنگ لغت انگلیسی آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحهی «واژههای رایج انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!
ترجمه کلمه Lift به فارسی با مثالهای کاربردی
کلمه **lift** به معنای بلند کردن چیزی با بدن یا استفاده از یک وسیله برای بالا بردن است.
چقدر میتوانی وزنه بلند کنی؟
اگر سعی کنی وزن خیلی سنگینی را بلند کنی، ممکن است به کمرت آسیب بزنی.
او نمیتواند آن جعبهها را به تنهایی بلند کند.
یک آسانسور میتواند گروههای بزرگی از مردم را از یک طبقه ساختمان به طبقه دیگر منتقل کند.
اگر نیاز باشد لاستیک ماشین را عوض کنی، میتوانی از جک استفاده کنی تا ماشین از روی زمین بلند شود.
وزنهبرداران وزنه بلند میکنند تا عضلاتشان قویتر شود.
کلمه **lift** در معناهای دیگری هم به کار میرود:
لبخند دوستدخترش روحیهاش را بالا برد. (lift one’s spirits = احساس بهتری پیدا کردن؛ بهبود حال و هوای کسی)
نمره خوب در امتحان، اعتمادبهنفس سام را بیشتر کرد.
بعد از اینکه مه از بین رفت، خورشید درآمد. (مه محو شد. مه چیست؟)
گاهی فعل **lift** به معنای دزدی کردن است:
آن مرد بیش از ۵۰ هزار دلار از بانک برداشت.
زنی که از مغازه جواهرات دزدی کرده بود، دستگیر شد.
این کلمه به صورت اسم نیز استفاده میشود:
میتونم سوارت کنم؟ (یعنی با ماشین خودت را جایی برسانم؟)
مکانیک ماشین را روی یک بالابر گذاشت تا سیستم تعلیق و ترمزها را بررسی کند.
فیل گفت که قهوه حالش را بهتر کرد. (a lift = یک احساس خوب یا یک محرک)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم
ترجمه کلمه Light به فارسی با مثالهای کاربردی
حتماً با کلمه “light” آشنا هستید، اما در اینجا میخواهیم کاربردهای مختلف این کلمه را با هم مرور کنیم تا در صحبت کردن و نوشتن، بهتر و دقیقتر از آن استفاده کنید.
کلمه “light” که به فارسی “نور” معنی میده، نقطه مقابل تاریکی است. این کلمه را میتوان به شکلهای مختلفی مثل صفت، فعل و اسم به کار برد.
**نور و روشنایی:**
این روزها تا حدود ساعت ۷:۳۰ صبح هوا روشن نمیشود.
تا حدود ساعت ۴:۳۰ بعدازظهر نیز هوا روشن میماند و پس از آن تاریک میشود.
اگر داخل خانهتان به اندازه کافی روشن نیست، بهتر است چراغهای بیشتری نصب کنید.
هنگام مطالعه، نور کافی بسیار مهم است؛ در غیر این صورت به چشمانتان فشار میآید.
چراغها را روشن کنید.
نور خورشید منبع مهمی برای دریافت ویتامین D است.
با فرارسیدن فصل پاییز و زمستان که روزها کوتاه و شبها طولانی میشوند، چراغهای تزئینی و节日灯光 (چراغهای تعطیلات) حال و هوای بهتری به فضا میدهند.
این چراغ قوه کار نمیکند.
**رنگها:**
همچنین از کلمه “light” برای توصیف رنگها استفاده میشود:
برعکس آبی تیره، آبی روشن است.
رنگهای روشن شامل زرد، نارنجی و بژ میشوند.
برای آن که فضای یک اتاق روشنتر و شادابتر به نظر برسد، میتوانید از رنگهای روشن برای دیوارها استفاده کنید.
رنگ زرد روشن، انتخاب بسیار خوبی برای آشپزخانه است.
**طعم و غذا:**
این کلمه برای توصیف طعم غذا و سبک خوردن نیز به کار میرود:
این کیک طعمی بسیار خوب و سبک دارد.
جانیس سعی میکند غذاهای سبکتر بخورد چون میخواهد وزن کم کند.
**آتش:**
کلمه “light” معمولاً در صحبت درباره آتش نیز استفاده میشود:
او یک فندک یا کبریت نیاز دارد. چه کسی فندک دارد؟
این یک فندک بسیار خوب است.
باب یک کبریت روشن کرد و در شومینه آتش برپا کرد.
چراغ پایلوت اجاق گاز باید روشن شود.
فعل “light” دارای شکلهای گذشته و اسم مفعول “lit” است (light / lit / lit). البته برخی افراد به جای “lit” از “lighted” نیز استفاده میکنند.
**اصطلاحات:**
عبارات و اصطلاحات زیادی وجود دارند که از این کلمه استفاده میکنند:
وقتی دوستپسرش را دید که وارد اتاق میشود، صورتش از خوشحالی برق زد (lit up).
جورج باید فشار روی کارمندانش را کم کند (light up = کاهش فشار).
در این دستور غذا، در استفاده از کره زیادهروی نکنید (go light = کم استفاده کردن).
باید بیخیالتر شوی و خودت را آرام کنی (lighten up = آرام شدن و بیخیال بودن).
**قید:**
شکل قید این کلمه “lightly” به معنی “به آرامی” است.
دونا در حین نواختن سوناتا، کلیدهای پیانو را به آرامی لمس کرد.
در مورد کره، کمتر و به آرامی استفاده کن (این جمله از نظر دستوری صحیح است، اما آمریکاییها از هر دو شکل “go light” و “go lightly” استفاده میکنند).
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
تا به حال شده فکر کنید که نام روغن سیاه دانه در زبان آلمانی چیست یا چطور باید آن را تلفظ کرد؟ در بسیاری از موقعیتها، مثل سفر یا صحبت با دیگران، ممکن است لازم باشد اسم این روغن را به آلمانی بدانید. ما این مطلب را تهیه کردهایم تا به شما بگوییم روغن سیاه دانه در آلمانی چه نامیده میشود و چگونه تلفظ میشود. علاوه بر این، با واژهها و عبارتهای مرتبط با این روغن در زبان آلمانی نیز آشنا خواهید شد.
در آموزشگاههای زبان آلمانی در تهران، شما نه تنها این زبان را میآموزید، بلکه مهارت استفاده از آن را در موقعیتهای واقعی زندگی نیز تمرین میکنید. تأکید بر گفتگو و فعالیتهای کاربردی، فرآیند یادگیری را هم جذاب و هم مؤثر میکند.
انتخاب یک آموزشگاه تخصصی زبان، فرصتی عالی برای ورود به دنیای زبانهاست. با بهرهگیری از روشهای نوین آموزشی، مسیر یادگیری برایتان آسانتر میشود. اگر میخواهید هر چه سریعتر به مدارک معتبر زبان آلمانی دست یابید، شرکت در کلاسهای آموزش این زبان میتواند کمک زیادی به شما بکند.
در این نوشته به موضوعات زیر خواهیم پرداخت:
نام روغن سیاه دانه در زبان آلمانی: Schwarzkümmelöl
واژههای آلمانی مربوط به روغن سیاه دانه
نام خودِ سیاه دانه در آلمانی: Schwarzkümmel (تلفظ: شْوارْتسکومِل)
واژه آلمانی روغن: Öl (تلفظ: اُئل)
سیاه دانه خالص در آلمانی: Reiner Schwarzkümmel (تلفظ: راینِر شْوارْتسکومِل)
عبارت آلمانی برای روغن طبیعی: Natürliches Öl (تلفظ: ناتورلیشِس اُئل)
درمان با استفاده از سیاه دانه در آلمانی: Behandlung mit Schwarzkümmel (تلفظ: بِهانْدلونگ میت شْوارْتسکومِل)
ویژگیها و خواص سیاه دانه در آلمانی: Eigenschaften von Schwarzkümmel (تلفظ: آیْگِنشافْتِن فون شْوارْتسکومِل)
محصول روغن سیاه دانه در آلمانی: Schwarzkümmelöl Produkt (تلفظ: شْوارْتسکومِلئوئل پروُدوکت)
سایر عبارتهای آلمانی مرتبط با روغن سیاه دانه
روغن سیاه دانه به آلمانی: Schwarzkümmelöl
در زبان آلمانی به روغن سیاه دانه، «Schwarzkümmelöl» میگویند. تلفظ درست این کلمه به صورت «شوارتسکوملاوئل» است. اگر بخواهیم به شکل دقیقتر و بینالمللی آن را نشان دهیم، به این صورت نوشته میشود: /ˈʃvaʁt͡sˌkʏməlˌøːl/. همچنین برای اینکه بتوانید تلفظ آن را به خوبی بشنوید، فایل صوتی زیر را آماده کردهایم:
اصطلاحات مرتبط با روغن سیاه دانه به آلمانی
در زبان آلمانی، کلمات و عبارتهای مختلفی برای اشاره به سیاهدانه وجود دارد. این گیاه با نامهای گوناگونی شناخته میشود. برخی از این واژهها به خود گیاه و برخی به دانهها یا روغن آن اشاره دارند. این اصطلاحات در کتابها، مقالات علمی و حتی در مکالمات روزمره ممکن است به کار روند.
لغت
ترجمه فارسی
تلفظ آلمانی
تلفظ فارسی
Schwarzkümmel
سیاه دانه
/ˈʃvaʁtsˌkʏməl/
شْوارْتسکومِل
Öl
روغن
/ˈøːl/
اُئل
Reiner Schwarzkümmel
سیاه دانه خالص
/ˈʁaɪnɐ ˈʃvaʁtsˌkʏməl/
راینِر شْوارْتسکومِل
Natürliches Öl
روغن طبیعی
/naˈtyːʁlɪçəs ˈøːl/
ناتورلیشِس اُئل
Behandlung mit Schwarzkümmel
درمان با سیاه دانه
/bəˈhandlʊŋ mɪt ˈʃvaʁtsˌkʏməl/
بِهانْدلونگ میت شْوارْتسکومِل
Eigenschaften von Schwarzkümmel
خواص سیاه دانه
/ˈaɪɡənˌʃaftən fɔn ˈʃvaʁtsˌkʏməl/
آیْگِنشافْتِن فون شْوارْتسکومِل
Schwarzkümmelöl Produkt
محصول روغن سیاه دانه
/ˈʃvaʁtsˌkʏməlˌøːl ˈpʁoˌduːkt/
شْوارْتسکومِلئوئل پروُدوکت
سیاه دانه به آلمانی: Schwarzkümmel (شْوارْتسکومِل)
سیاه دانه در زبان آلمانی با نام “Schwarzkümmel” شناخته میشود. تلفظ این کلمه در زبان آلمانی به این شکل است: /ˈʃvaʁtsˌkʏməl/. برای اینکه تلفظ درست آن را بشنوید، میتوانید به فایل صوتی زیر گوش دهید:
روغن به آلمانی: Öl (اُئل)
روغن در زبان آلمانی «Öl» نام دارد. تلفظ این کلمه در آلمانی به شکل «/ˈøːl/» است. برای اینکه تلفظ صحیح آن را بشنوید، میتوانید به فایل صوتی زیر گوش دهید:
سیاه دانه خالص به آلمانی: Reiner Schwarzkümmel (راینِر شْوارْتسکومِل)
سیاه دانه خالص در زبان آلمانی با نام “Reiner Schwarzkümmel” شناخته میشود. تلفظ این کلمه در زبان آلمانی به این شکل است: /ˈʁaɪnɐ ˈʃvaʁtsˌkʏməl/. برای اینکه تلفظ دقیق آن را بشنوید، میتوانید به فایل صوتی زیر گوش دهید:
https://www.gamafars.com/wp-content/uploads/2025/05/Pure-black-seed-in-German.mp3
روغن طبیعی به آلمانی: Natürliches Öl (ناتورلیشِس اُئل)
در زبان آلمانی، به روغن طبیعی میگویند: Natürliches Öl.
تلفظ این کلمه در آلمانی به این شکل است: /naˈtyːʁlɪçəs ˈøːl/.
همچنین میتوانید تلفظ صحیح آن را از طریق فایل صوتی زیر بشنوید:
https://www.gamafars.com/wp-content/uploads/2025/05/Natural-oil-in-German.mp3
درمان با سیاه دانه به آلمانی: Behandlung mit Schwarzkümmel (بِهانْدلونگ میت شْوارْتسکومِل)
درمان با سیاه دانه در زبان آلمانی با نام **Behandlung mit Schwarzkümmel** شناخته میشود. تلفظ این عبارت در آلمانی به شکل زیر است:
**/bəˈhandlʊŋ mɪt ˈʃvaʁtsˌkʏməl/**
همچنین میتوانید تلفظ صحیح آن را با کلیک روی لینک زیر بشنوید:
https://www.gamafars.com/wp-content/uploads/2025/05/Treatment-with-black-seed-in-German.mp3
خواص سیاه دانه به آلمانی: Eigenschaften von Schwarzkümmel (آیْگِنشافْتِن فون شْوارْتسکومِل)
خواص سیاه دانه در زبان آلمانی با عبارت “Eigenschaften von Schwarzkümmel” بیان میشود. تلفظ این عبارت در زبان آلمانی به شکل زیر است: /ˈaɪɡənˌʃaftən fɔn ˈʃvaʁtsˌkʏməl/. همچنین، برای کمک به یادگیری بهتر، فایل صوتی تلفظ صحیح این عبارت را میتوانید از طریق لینک زیر گوش دهید:
https://www.gamafars.com/wp-content/uploads/2025/05/Properties-of-black-seeds-in-German.mp3
محصول روغن سیاه دانه به آلمانی: Schwarzkümmelöl Produkt (شْوارْتسکومِلئوئل پروُدوکت)
محصول روغن سیاه دانه در زبان آلمانی با نام Schwarzkümmelöl Produkt شناخته میشود. تلفظ این عبارت در زبان آلمانی به این شکل است: /ˈʃvaʁtsˌkʏməlˌøːl ˈpʁoˌduːkt/. برای کمک به یادگیری تلفظ صحیح، میتوانید به فایل صوتی زیر گوش دهید:
یادگیری بعضی کلمات آلمانی مثل “روغن سیاه دانه” ممکن است سخت به نظر برسد. به همین دلیل، در این بخش با آوردن چند جمله کاربردی و روزمره سعی کردهایم که این کلمه را برای شما سادهتر و قابل فهمتر کنیم.
Schwarzkümmelöl wird oft zur Stärkung des Immunsystems verwendet.
روغن سیاه دانه اغلب برای تقویت سیستم ایمنی استفاده می شود.
Die regelmäßige Anwendung von Schwarzkümmelöl kann die Hautgesundheit verbessern.
استفاده منظم از روغن سیاه دانه می تواند سلامت پوست را بهبود بخشد.
Viele Menschen nutzen Schwarzkümmelöl gegen Verdauungsprobleme.
افراد زیادی از روغن سیاه دانه برای مشکلات گوارشی استفاده می کنند.
Schwarzkümmelöl ist ein natürlicher Schutz gegen Erkältungen.
روغن سیاه دانه یک محافظ طبیعی در برابر سرما خوردگی است.
Manche mischen Schwarzkümmelöl mit Honig für eine stärkere Wirkung.
برخی روغن سیاه دانه را با عسل مخلوط می کنند برای اثرگذاری بیشتر.
Schwarzkümmelöl enthält viele wertvolle Vitamine und Mineralstoffe.
روغن سیاه دانه شامل ویتامین ها و مواد معدنی ارزشمند بسیاری است.
Für eine Massage wird Schwarzkümmelöl wegen seiner beruhigenden Eigenschaften geschätzt.
برای ماساژ، روغن سیاه دانه به دلیل خواص آرام بخشی آن مورد تقدیر است.
Schwarzkümmelöl wird manchmal in der Haarpflege verwendet, um den Glanz zu erhöhen.
روغن سیاه دانه گاهی برای مراقبت از مو استفاده می شود تا درخشندگی آن افزایش یابد.
Das Einnehmen von Schwarzkümmelöl hilft, den Blutdruck zu regulieren.
مصرف روغن سیاه دانه به تنظیم فشار خون کمک می کند.
In der Küche wird Schwarzkümmelöl als Zusatz für Salate und Dressings verwendet.
در آشپزخانه، روغن سیاه دانه به عنوان افزودنی برای سالاد ها و سس ها استفاده می شود.
**جمعبندی**
در پایان، با خواندن این مطلب، شما با عبارت “روغن سیاه دانه” به زبان آلمانی و طرز صحیح خواندن آن آشنا شدید. برای اینکه بهتر این کلمه را یاد بگیرید، چند جمله پرکاربرد آلمانی همراه با ترجمه برای شما آورده شد. یادگیری این کلمات کوتاه میتواند شانس شما را برای موفقیت در آزمون گوته بیشتر کند. البته، بهتر است ابتدا بدانید که آزمون گوته چیست و مدرک آن چه فایدهای دارد.
توجه: وقتی «like» به عنوان حرف اضافه به کار میرود، معنای آن «شبیه به» یا «مانند» است.
راکون، ظاهری شبیه ترکیب یک گربه و سگ دارد.
او طوری لباس میپوشد که انگار یک گانگستر است.
وقتی ونسا آواز میخواند، صدایش شبیه صدای کیتی پری میشود.
سو نقاشیهایش شبیه نقاشی یک بچهٔ پنج ساله است، در حالی که خودش بزرگسال است.
به نظر میرسد که او یک جورایی بچهٔ عجیبی است.
این قهوه مزهٔ بدی دارد.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A شروع میشوند ببینید، به صفحهٔ «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!
ترجمه کلمه Line به فارسی با مثالهای کاربردی
خط، یک مسیر پیوسته است که از یک نقطه شروع میشود و به نقطه دیگری میرسد. بعضی خطها صاف و راست هستند و بعضی دیگر کج و خمیده. خطها میتوانند شکلهای گوناگونی داشته باشند.
در مثالهای زیر، کلمه «خط» به عنوان اسم به کار رفته است:
– آنها در صف ایستادهاند.
– در پایان مسابقه، دوندگان از خط پایان عبور میکنند.
– یک ماهی در انتهای این قلاب است.
– او چند جمله بسیار خندهدار در سخنرانی خود گفت.
– بازیگران باید دیالوگهای خود را حفظ کنند. (خطوط: کلماتی که از قبل حفظ شده و هنگام بازی گفته میشود.)
کلمه «خط» همچنین معمولاً برای نظم دادن به اشیا یا افراد استفاده میشود:
– در صف بایستید.
– به صف ملحق شوید.
– سعی کنید در صف باقی بمانید.
– نوبت دیگران را رعایت نکردن، کار درستی نیست.
– مشتریان هنگام انتظار برای دریافت خدمات، یک صف تشکیل میدهند.
– نام خود را روی خط بنویسید.
– خارج از محدوده مشخص شده، رنگآمیزی یا علامت نگذارید.
عبارتهای زیادی وجود دارند که در آنها از کلمه «خط» استفاده شده است:
– او دارد از حد خودش تجاوز میکند. (یعنی در حال ایجاد مشکل است.)
– از این مرز عبور نکن. (یعنی این کار را نکن، وگرنه با نتیجه بدی روبرو میشوی.)
– آنها سرمایه زیادی در معرض خطر قرار دادهاند. (یعنی دارند ریسک میکنند.)
– واضح و صادقانه حرف بزن. (یعنی رک باش.)
– او فقط دارد با تو حرفهای توخالی میزند. (یعنی صادق نیست.)
– این حرف با چیزی که ما فکر میکردیم هماهنگ است. (یعنی به آن نزدیک است.)
– مرز بین این دو چیز بسیار باریک است. (یعنی تفاوت کمی با هم دارند.)
– رئیسجمهور یک حد و مرز مشخص کرد. (یعنی وضعیتی که اگر از آن عبور شود، مجازات در پی دارد.)
– آنها از مرز عبور کردهاند. (یعنی رفتارشان کاملاً نادرست بوده.)
– این آخر راه است. (یعنی چیزی به پایان رسیده – مثلاً یک پروژه، یک سفر، یا یک زندگی.)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.