بلاگ

  • معنی کلمه Contribute به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Contribute به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Contribute به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “contribute” یک فعل است که به معنای “همکاری کردن” یا “سهم داشتن” در موفقیت یک کار است.

    آنجلا سال گذشته به یک پناهگاه بی‌خانمان‌ها، هم پول و هم غذا کمک کرد.
    سال گذشته چقدر به خیریه کمک کردی؟
    سخت‌کوشی تام، در پیشرفت شرکتی که در آن کار می‌کند، نقش دارد.
    دانش‌آموزانی که در گفت‌وگوهای کلاسی شرکت می‌کنند، فضای کلاس را برای همه پربارتر و جذاب‌تر می‌سازند.
    سوزاندن سوخت‌های فسیلی، باعث تشدید گرمایش زمین و تغییرات آب‌وهوایی می‌شود.

     

    این کلمه به صورت اسم به “contribution” تبدیل می‌شود که به معنای “مشارکت” یا “سهم” است.

    آنجلا به یک پناهگاه بی خانمان کمک مالی و غذا کرد.
    چقدر کمک کردید؟
    مشارکت تام در موفقیت شرکت، نادیده گرفته نشده است.
    همکاری دانش‌آموزان در بحث‌های کلاسی، کلاس را جذاب‌تر می‌کند.
    بیش از نود درصد دانشمندان جهان معتقدند که افزایش ورود گازهای گلخانه‌ای به جو، آسیب‌های جبران‌ناپذیری به زمین وارد خواهد کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Cool به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Cool به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Cool به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی دمای هوا بین ۵ تا ۱۵ درجه سانتی‌گراد باشد، می‌گوییم هوا خنک است.

    هوای بیرون کمی خنک است. بهتر است ژاکت بپوشید.
    بسیاری از مردم جهان، هوای خنک و بدون رطوبت را دوست دارند.
    در آمریکا، معمولاً هرچه به مناطق شمالی‌تر بروید، هوا خنک‌تر می‌شود.
    در فصل پاییز، هوا کم‌کم خنک می‌شود. (در این جمله از cool به عنوان فعل استفاده شده است.)

     
    این کلمه همچنین به صورت صفت برای توصیف چیزهای جذاب، جالب، محبوب یا جدید بسیار پرکاربرد است:

    ژاکتی که خوزه پوشیده، خیلی باحال است.
    فیلمی که دیشب دیدیم، واقعاً باحال بود.
    همه می‌گویند آقای جونز یک معلم باحال است.
    او خیلی باحال است!
    این خیلی باحاله!

     
    این کلمه به شکل‌های گوناگونی به کار می‌رود:

    این سوپ خیلی داغ است. باید کمی خنک شود. (cool off = خنک شدن)
    رنا نسبت به پیشنهاد اضافه‌کاری بی‌میلی نشان داد. (علاقه‌ای نداشت)
    تام در جلسه کنترل خود را از دست داد. (عصبانی شد. در این جمله cool به عنوان اسم به کار رفته است.)
    سعی کن آرامشت را از دست ندهی. (عصبانی نشوی)
    تصمیم گرفتیم مدتی از آن فاصله بگیریم. شرایط داشت حساس می‌شد. (cool it = کم کردن شدت)
    دست بردار! (بحث را تمام کن)
    به رئیسم گفتم چند روزی مرخصی نیاز دارم و او با آن مشکلی نداشت. (cool with = موافق بودن)
    آیا با این شرایط موافقی؟ (آیا مشکلی نداری؟)

     
    توجه: کلمه “cool” برای توصیف چیزها، افراد یا ایده‌های جدید و جذاب، بسیار پرطرفدار است. این کلمه در ابتدا یک اصطلاح عامیانه بود، اما امروزه تقریباً همه از آن استفاده می‌کنند. یادگیری این کلمه می‌تواند مفید باشد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Cooperate به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Cooperate به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Cooperate به فارسی با مثالهای کاربردی

    همکاری کردن یعنی با دیگران کار کنی یا به آنها کمک کنی.

    دانش‌آموزان باید با معلمشان همکاری کنند. (یعنی باید کارهایی که معلم از آنها می‌خواهد را انجام دهند.)
    ماریا با همکارانش همکاری می‌کند. (او برای رسیدن به یک هدف مشترک، با آنها کار می‌کند.)
    چارلز با پلیس همکاری نمی‌کند. (او به سوالات آنها جواب نمی‌دهد.)
    کامپیوتر من امروز با من همکاری نمی‌کند. (یعنی با کامپیوترم مشکل دارم.)
    اگر فقط کمی همکاری کنی، همه چیز راحت‌تر پیش می‌رود.
    لطفاً با من همکاری کن.

     
    کلمه **«همکاری»** یک اسم است.

    همکاری بین اعضای یک سازمان، برای رسیدن به اهدافش بسیار مهم است.
    ما از همکاری شما سپاسگزاریم.
    مدیر ما می‌گوید که به همکاری بیشتری از سوی کارکنانش نیاز دارد.
    همکاری، کلید موفقیت است.
    از همکاری شما متشکریم.

     
    کلمه **«همکارانه»** می‌تواند یک صفت باشد (مانند cooperative):

    پسر کوچک با مادرش رفتار همکارانه‌ای نداشت.
    معلم از دانش‌آموزان خواست که همکارانه‌تر رفتار کنند.
    اگر همکاری نکنی، ممکن است نتیجه‌های بدی داشته باشد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Cope به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Cope به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Cope به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «cope» به معنای «کنار آمدن» است و تقریباً همان مفهومی را می‌رساند که کلمات «مدیریت کردن» یا «کنار آمدن با» دارند. ما از این کلمه استفاده می‌کنیم تا بگوییم یک نفر چطور از عهده یک موقعیت، به‌ویژه موقعیت سخت، برمی‌آید. برای نمونه:

    She’s not coping very well with the death of her mother.
    How do you cope with three jobs?
    How long has he had to cope with his disease?
    He has some serious issues that he has to cope with.
    I can’t cope with this!
    People who cope with their problems through alcohol or drugs are just creating more problems for themselves.

    او با مرگ مادرش خیلی خوب کنار نمی‌آید.
    چطور با سه تا شغل کنار می‌آیی؟
    چه مدتی است که باید با بیماریاش بسازد؟
    او مشکلات جدی دارد که باید با آنها دست و پنجه نرم کند.
    من دیگر از پس این برنمی‌آیم!
    کسانی که با مصرف الکل یا مواد مخدر سعی میکنند مشکلاتشان را حل کنند، در واقع مشکلات بزرگتری برای خود می‌سازند.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Cost به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Cost به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Cost به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای پرسیدن درباره قیمت یک کالا یا خدمات، می‌توانید از فعل “هزینه کردن” استفاده کنید. در مثال‌های زیر، “cost” به عنوان یک فعل به کار رفته است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    cost

    هزینه کردن

    cost

    هزینه کرد

    cost

    هزینه کرده

    قیمت این کتاب چقدر است؟
    ده دلار قیمت دارد.

    کتت چقدر برایت تمام شد؟
    چهل دلار پرداختم.

    این کار دارد پول زیادی از ما می‌گیرد!
    قسط‌های ماشین خرج سنگینی برایمان داشت!

    تا حالا چقدر بابت این خرج کرده‌ایم؟
    این کار در آینده چقدر هزینه خواهد داشت؟
    استفاده از این وب‌سایت برای شما هیچ هزینه‌ای ندارد، چون کاملاً رایگان است.

    *توجه: برای پرسیدن درباره قیمت یا هزینه چیزی، روش‌های مختلفی وجود دارد. فعل “cost” از افعال پرکاربرد و بی‌قاعده است. در مثال‌های بعدی، “cost” به صورت اسم به کار رفته است:*

    هزینه این کتاب چقدر است؟
    هزینه کتاب ده دلار است.

    هزینه کتت چقدر بود؟
    هزینه آن چهل دلار بود.

    *علاوه بر کاربرد مالی، از این کلمه برای بیان پیامدهای منفی یا از دست‌دادن‌ها نیز استفاده می‌شود:*

    رانندگی خطرناک جان راننده را گرفت.
    رفتار نادرست آن مرد زندگی مشترکش را از بین برد.
    تأخیر همیشگی جنیفر در محل کار، باعث اخراج او شد.

    هزینه‌های این کار از سود آن بیشتر است، بنابراین آن را انجام نمی‌دهیم.
    بی‌عملی چه پیامدی دارد؟
    هزینه زندگی در آمریکا در هر شهر متفاوت است. باید سود و زیان آن را سنجید.
    آنها در ازای کاری که کرده‌اند، پیامدهایش را خواهند دید. (این جمله معمولاً درباره گروه‌ها، شرکت‌ها یا کشورهایی گفته می‌شود که وارد درگیری می‌شوند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Costume به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Costume به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Costume به فارسی با مثالهای کاربردی

    لباس مخصوص یا کاستیوم، نوعی پوشش است که افراد در موقعیت‌های خاصی از آن استفاده می‌کنند. مثلاً وقتی کسی می‌خواهد یک تعطیلی را جشن بگیرد، یا در نمایشی نقش یک شخصیت دیگر را بازی کند، یا حتی برای معرفی یک شغل یا فعالیت، این نوع لباس را به تن می‌کند.

    مثلاً:
    نماد آن تیم، یک لباس پرنده به تن کرده است.
    در جشن هالووین، بچه‌ها با لباس‌های مخصوص به در خانه‌ها می‌روند و درخواست آب‌نبات می‌کنند.
    بازیگران زن و مردی که در آن نمایش حضور داشتند، لباس‌هایی از قرن شانزدهم پوشیده بودند.
    می‌توان این نوع لباس‌ها را به راحتی در فروشگاه‌های لباس دست‌دوم و مغازه‌های خرید و فروش اجناس استفاده شده پیدا کرد.
    همسایه‌های ما در آن سر خیابان یک مهمانی برگزار کردند و همه با لباس‌های مخصوص در آن حاضر شدند.
    مردم این شهر برای جشن گرفتن یک روز ویژه، لباس وایکینگ‌ها را می‌پوشند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Cough به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Cough به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Cough به فارسی با مثالهای کاربردی

    سرفه به پاکسازی مواد آزاردهنده از مجاری تنفسی کمک می‌کند.

    در این جمله‌ها، از «سرفه» به عنوان یک فعل استفاده شده است:

    او به دلیل بیماری سرفه می‌کند.
    به خاطر قورت دادن یک مگس، شروع به سرفه کرد.
    دنیس امروز صبح کمی خون سرفه کرد، به همین خاطر او را به بیمارستان بردند.
    من باید به پزشک مراجعه کنم چون نمی‌توانم سرفه کردن را متوقف کنم.

     
    در این مثال‌ها، «سرفه» به عنوان اسم به کار رفته است:

    او سرفه‌ی شدیدی دارد.
    باید برای آن سرفه به پزشک مراجعه کنی.
    رهبر ارکستر به خاطر سرفه‌های زیاد حاضرین در هنگام اجرا، عصبانی شد.

     
    همچنین می‌توان از «سرفه» به صورت صفت نیز استفاده کرد:

    شربت سرفه به کاهش علائم سرماخوردگی کمک می‌کند.
    اگر گلو درد داری، آبنبات‌های مخصوص سرفه می‌توانند مفید باشند.
    روبیتوسین یک داروی قوی برای سرفه است.

     
    عبارت «Cough it up» یک اصطلاح رایج در زبان انگلیسی است. معنای آن این است که چیزی – به ویژه پول – را به شخص دیگری تحویل دهی:

    اگر به سازمان مالیات آمریکا (I.R.S.)* بدهکار هستی، بهتر است پول را بپردازی یا منتظر جریمه باشی.
    بیشتر ما توانستیم چند دلار پول جمع‌آوری کنیم تا به آن مرد برای خرید بلیط قطار کمک کنیم.

    * I.R.S.: سازمان مالیاتی ایالات متحده که مسئول جمع‌آوری مالیات از شهروندان است.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه count به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه count به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Count به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «شمارش» برای شمردن تعداد چیزها یا افراد به کار می‌رود، اما گاهی هم برای اشاره به چیزهایی که اهمیت دارند یا واقعاً تأثیرگذار هستند استفاده می‌شود.

    نظر او به حساب نمی‌آید. (یعنی در این موقعیت، حرفش مهم نیست.)
    تصمیم‌هایی که او می‌گیرد واقعاً اهمیت دارد. همه در شرکت تحت تأثیر انتخاب‌های او قرار می‌گیرند.
    انتخابات مهم است. برو رای بده!

     
    اگر بعد از «count» از حرف اضافه «on» استفاده کنیم، معنای آن تغییر می‌کند و به «تکیه کردن» یا «حساب کردن روی کسی» تبدیل می‌شود:

    نمیشود روی او حساب کرد که سر کلاس به موقع حاضر شود. همیشه دیر می‌کند.
    میتوانم این آخر هفته روی کمک تو حساب کنم؟
    من روی تو حساب دارم.
    او روی حمایت همسرش حساب می‌کند.

     
    در مثال‌های زیر، کاربرد کلمه count برای بیان عدد و شمارش را می‌بینیم:

    دختربچه می‌تواند تا بیست بشمارد.
    آیا همهٔ دانش‌آموزان کلاس را شمردی؟
    کیلومترشمار، تعداد مایل‌هایی که ماشین طی کرده را نشان می‌دهد.
    او در آن مراسم با آدم‌های جالب زیادی آشنا شد که حتی نمی‌تواند همه‌شان را بشمارد.

     
    این کلمه گاهی به صورت اسم نیز به کار می‌رود و منظور از آن، تعداد یا نتیجهٔ شمارش است:

    شمارش چطور است؟ (مثلاً در بازی بیسبال وقتی از تعداد توپ و strikes می‌پرسند.)
    باید یک بار دیگر شمارش کنیم. (مثلاً هنگام بررسی موجودی انبار)
    براساس آخرین سرشماری، جمعیت شهر ده درصد افزایش یافته است.
    به حساب من، چند نفر از گروهمان غایب هستند.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Court به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Court به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Court به فارسی با مثالهای کاربردی

    دادگاه یک مکان رسمی است. اما این کلمه معنی‌های مختلفی دارد:

    یک قاضی بر جلسات دادگاه نظارت می‌کند.
    مردم برای حل مشکلات قانونی خود به دادگاه می‌روند.
    وکیل‌ها از حقوق افرادی که به دادگاه می‌روند، دفاع می‌کنند.
    گاهی پادشاه یا ملکه یک دربار دارند که شامل نزدیکان و افرادی خاص می‌شود.
    در گذشته، دلقک‌ها بخشی مهم از دربار بودند. آن‌ها با گفتن لطیفه و شوخی، پادشاه و اطرافیانش را سرگرم می‌کردند.
    حیاط، فضایی است که با دیوارهای یک خانه یا ساختمان بزرگ محصور شده است.
    دوره خواستگاری به زمانی گفته می‌شود که دو نفر پیش از ازدواج، با هم رابطه عاطفی دارند. در این دوره مرد برای ازدواج، توجه زن را جلب می‌کند.
    بازی بسکتبال در زمین مخصوصی به نام زمین بسکتبال انجام می‌شود.
    بازی تنیس نیز در زمین تنیس برگزار می‌گردد.
    علاوه بر این‌ها، اصطلاح “دادگاه افکار عمومی” به دیدگاه‌ها و نظرات بیشتر مردم یک کشور یا جهان اشاره دارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Coverage به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Coverage به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Coverage به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی از رسانه‌هایی مثل تلویزیون، رادیو، مطبوعات و اینترنت صحبت می‌کنیم، از واژه «پوشش» به عنوان یک اسم استفاده می‌شود. به اطلاعاتی که از یک رویداد گزارش می‌دهند، پوشش آن رویداد گفته می‌شود. این همان چیزی است که خبرنگاران انتخاب می‌کنند تا در حین یا پس از رخداد یک اتفاق، آن را به نمایش بگذارند و بازگو کنند.

    پوشش نتایج انتخابات نشان داد چه کسی در انتخابات شب گذشته برنده شده است.
    شبکه سی‌ان‌ان پوشش ۲۴ ساعته از اخبار داخلی و بین‌المللی ارائه می‌دهد.
    پوشش اخبار محلی در شهرهای بزرگ معمولاً خوب است، اما در شهرهای کوچک و مناطق کم‌جمعیت، این پوشش محدود است.

     
    همچنین می‌توانید از واژه «پوشش» در زمینه بیمه نیز استفاده کنید:

    چه نوع پوشش بیمه‌ای برای خودروی خود دارید؟
    تام به دلیل خطر احتمالی وقوع سیل در منطقه‌اش، به پوشش بیمه‌ای اضافی برای خانه نیاز داشت.
    بیمه درمانی ما پوشش مناسبی برای هزینه‌های پزشکی غیرمنتظره فراهم می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.