بلاگ

  • معنی کلمه Cover به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Cover به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Cover به فارسی با مثالهای کاربردی

    پوشاندن یا Cover کردن چیزی معمولاً برای محافظت از آن یا مخفی نگه داشتن آن انجام می‌شود.

    یک کلاه ایمنی، سر را می‌پوشاند و از کسی که در محل ساخت‌وساز کار می‌کند، محافظت می‌کند.
    عینک شنا، چشم‌های شناگر را می‌پوشاند و دیدن در زیر آب را راحت‌تر می‌کند.
    ماسک جراحی، دهان پزشک را می‌پوشاند تا هم از بیمار و هم از خود پزشک مراقبت کند.
    دستکش‌های ضخیم، دست‌ها را می‌پوشانند و در برابر هوای بسیار سرد از آن‌ها محافظت می‌کنند.
    یک برزنت یا چادر بزرگ، سطح وسیعی را می‌پوشاند و از هر چیزی که زیر آن است، نگهداری می‌کند.
    پتو کسی را که می‌خواهد گرم بماند، می‌پوشاند. شب‌ها شما زیر پتو و ملافه می‌خوابید.
    بانداژ هم قسمتی از بدن را که زخم شده، می‌پوشاند. علاوه بر این، بانداژ زخم را از دید دیگران پنهان می‌کند تا مجبور نباشند آن را ببینند.

     
    بعضی چیزها هستند که فیزیکی نیستند، اما باز هم از شما پشتیبانی یا محافظت می‌کنند:

    بیمه، در صورت وقوع حادثه، شما را تحت پوشش قرار می‌دهد.
    در میدان نبرد، سربازان هنگام درگیری، یکدیگر را پشتیبانی می‌کنند.
    یک همکار می‌تواند جور همکار دیگر را بکشد که نمی‌تواند کارش را تمام کند یا در محل کار حاضر نیست.
    یک دوست هم می‌تواند در شرایط سخت، از دوستش حمایت کند، به هر شکلی که آن حمایت لازم باشد.

     
    گاهی در بحث‌ها یا هنگام ارائه اطلاعات هم از کلمه «پوشش» استفاده می‌شود:

    چه موضوعاتی در این جلسه مطرح شد؟
    معلم در کلاس امروز، درباره زمان حال کامل توضیح داد.
    این گزارش، جنبه‌های مختلفی را در بر گرفت.
    گوینده اخبار در تلویزیون، از تحقیقی گزارش داد که به چندین دستگیری منجر شد.

     
    کلمه «Coverage» به صورت اسم به کار می‌رود:

    پوشش بیمه ماشین من کامل است.
    پوشش رسانه‌ای مسائل سیاسی، امروزه به صورت ۲۴ ساعته ادامه دارد.
    شرکت‌های تلفن همراه، نقشه‌هایی به مشتریان نشان می‌دهند که مناطق تحت پوشش و قدرت سیگنال را مشخص می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Coward به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Coward به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Coward به فارسی با مثالهای کاربردی

    ترسو به کسی می‌گویند که در برابر خطر جسارتش را از دست می‌دهد. همچنین این واژه برای کسی به کار می‌رود که به افراد بی‌گناه آسیب می‌زند یا بدون اخطار به دیگران حمله می‌کند.

    مردی که در یک کلاب شبانه افراد بی‌گناه را کشت، آدم ترسویی بود.
    خانواده‌اش باید با این واقعیت که او ترسو بوده زندگی کنند.
    به مردان جوانی که بدون دفاع از کشورشان، آنجا را ترک کردند، ترسو می‌گفتند.
    آن‌ها با این کار باعث شدند آبروی مردم و ملتشان از بین برود.
    آن ترسو با ترس و وحشت از میدان جنگ فرار کرد. (عبارت «دم بین پاها» کنایه از ترس شدید است، مثل سگی که از چیزی می‌ترسد و فرار می‌کند.)
    بچه‌های زمین بازی به پسری که از کتک‌کاری فرار کرد، گفتند ترسو.

    کلمه‌ی cowardly یک صفت است. این کلمه کمی غیرمعمول است، چون معمولاً پسوند «-ly» برای قیدها به کار می‌رود.

    حمله‌های ترسویانه و بی‌دلیل به طرفداران فوتبال از تلویزیون پخش شد.
    حمله به روستا در نیمه‌شب، یک حرکت بزدلانه بود.
    شیر ترسو، شخصیتی در داستان جادوگر شهر اوز، تقریباً از همه چیز می‌ترسد.

    کلمه‌ی cowardice به معنای «ترسویی» یا «بزدلی» یک اسم است:

    مردی که آن جنایت را مرتکب شد، به خاطر بزدلی‌اش سرزنش شد.
    مردان آن منطقه به خاطر ترسویی شهرت دارند.

    توجه: این کلمه معمولاً برای توصیف رفتار مردان استفاده می‌شود، اما در مورد زنان هم کاربرد دارد. وقتی بحث درگیری و دعوا پیش می‌آید، انتظارات از مردان و زنان متفاوت است. همچنین آمار نشان می‌دهد احتمال اینکه یک زن مورد حمله قرار بگیرد یا کشته شود، بسیار کمتر از مردان است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Crab به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Crab به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Crab به فارسی با مثالهای کاربردی

    واژه “خرچنگ” نام یک جانور آبزی است.
    اما ما از همین واژه برای توصیف کسی که زیاد شکایت می‌کند یا همیشه ناراضی است نیز استفاده می‌کنیم. شما می‌توانید این کلمه را به صورت اسم، فعل یا صفت به کار ببرید:

    **مثال‌ها:**

    او یک خرچنگ است. (اسم)
    او درباره همه چیز خرچنگ می‌کند. (فعل)
    چرا او اینقدر حال و هوای خرچنگی دارد؟ (صفت)
    دختر سه‌ساله دارنشا اگر بعد از ظهر نخوابد، بدخلق و خرچنگ می‌شود.
    جو همیشه از رئیسش شکایت می‌کند (خرچنگ می‌کند).
    داری از چی شکایت می‌کنی (خرچنگ می‌کنی)؟
    اینقدر نق نزن (خرچنگ نباش)!

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Crack به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Crack به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Crack به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک ترک، شکافی است که ممکن است به دلایل مختلفی مانند اتفاقات طبیعی، کارهای عمدی یا تصادفی به وجود بیاید.

    وقتی خاک بیش از حد خشک می‌شود، در آن شکاف ایجاد می‌شود.
    خاک ترک برداشته است.
    روی یخ در حال شکاف خوردن است.
    شکاف‌هایی درون یخ دیده می‌شود.
    شیشه جلوی ماشین او با برخورد یک سنگ ترک خورد.
    حالا شیشه جلوی ماشینش ترک دارد.
    برای شکستن تخم مرغ، آن را به جنس سخت دیگری می‌کوبی.
    رعد و برق می‌شکافد.
    صدایی شبیه ترق تروق ایجاد می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Cram به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Cram به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Cram به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی می‌خواهید چیزی را در یک فضای کوچک جای دهید، یا وقتی می‌خواهید فعالیت‌های زیادی را در زمان کوتاهی انجام دهید، می‌توانید از فعل “cram” استفاده کنید.

    جو آن پیش از سفر، هرچقدر لباس که جا می‌شد در چمدانش چپاند.
    امکان ندارد که بتوان مبلمان بزرگ را در یک آپارتمان کوچک جا داد.
    یخچال ما آنقدر پر و فشرده است که جای زیادی برای چیزهای دیگر نیست.
    چند نفر می‌توانی توی ماشینت جا بدهی؟
    بنیتو و خانواده‌اش وقتی به پاریس رفتند، همه کارهایی که برای یک هفته برنامه‌ریزی کرده بودند را در چند روز انجام دادند.
    متأسفانه هفتهٔ آینده نمی‌توانم با شما دیدار کنم. برنامهٔ روزانهام کاملاً پر است. (در این جمله “cram” به صورت صفت به کار رفته است.)
    اولیویا باید برای امتحان فردش شب‌بیداری کند و درس بخواند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Crap به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Crap به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!
     

    ترجمه کلمه Crap به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر در خانه، ماشین، گاراژ، جیب‌ها یا کیف خود — در هر جایی — چیزهای بی‌ارزش یا به‌دردنخور زیادی دارید، می‌توانید از کلمه «crap» استفاده کنید.

    من کلی چیز بی‌مصرف توی گاراژم دارم.
    با این همه وسیله بی‌فایده چکار کنم؟
    توی حیاط پشتی هم چندتا چیز بی‌ارزش افتاده.
    اگر یک حراجی در گاراژ برگزار کنم، احتمالاً می‌توانم از شر این چیزهای اضافی خلاص شوم.
    والمارت کلی کالای بی‌کیفیت ساخت چین می‌فروشد.
    تونی یک صندلی تاشو از والمارت خرید، اما خیلی زود شکست چون واقعاً بی‌کیفیت بود.
    مینی‌وانی که خریدیم، یک وسیله بی‌ارزش بود. (اگر چیزی بد ساخته شده یا زود خراب می‌شود، معمولاً از اصطلاح «piece of crap» برای توصیف آن استفاده می‌شود.)

     

    برای اشاره به حرف یا موقعیتی که با آن مخالف هستید نیز می‌توانید از کلمه «crap» استفاده کنید:

    این حرف‌ها چرند است.
    به این مزخرفات گوش ندهید.
    او حرف بی‌اساس از کسی قبول نمی‌کند.
    من این وضعیت احمقانه را تحمل نمی‌کنم. (یعنی قصد ندارم این شرایط یا ایده را بپذیرم.)

     

    کلمه «crap» همچنین برای اشاره به مدفوع انسان یا حیوان هم کاربرد دارد:

    یک نفر توالت را استفاده کرده و سیفون نکشیده.
    روی پیاده‌رو مدفوع سگ وجود دارد.
    مواظب باش، لگنش نکنی.
    یک بوی بد شبیه مدفوع می‌آید.

     

    کلمه «Crappy» نیز به صورت صفتی استفاده می‌شود:

    این صندلی واقعاً بی‌کیفیت است.
    خرید وسایل بی‌دوام فایده‌ای ندارد. سعی کنید چیزی بخرید که عمر بیشتری داشته باشد.
    امروز حالم خوب نیست. (یعنی حالتان بد است.)
    زیاد به او گیر نده، حال و حوصله ندارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Crash به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Crash به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Crash به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی دو چیز جامد به هم برخورد می‌کنند – معمولاً به صورت اتفاقی – می‌توانید از کلمه «crash» استفاده کنید. این کلمه می‌تواند به عنوان فعل، اسم یا صفت به کار رود:

    Two cars crashed at the intersection. (فعل)
    There was a car crash at the intersection. (اسم)
    The police appeared at the crash site. (صفت)

    دو خودرو در تقاطع با هم برخورد کردند. (فعل)
    یک تصادف خودرو در تقاطع رخ داد. (اسم)
    پلیس در محل حادثه حاضر شد. (صفت)

    این کلمه در موقعیت‌های مختلفی به کار می‌رود. در مثال‌های زیر «crash» نقش فعل دارد:

    Do you mind if I crash on your couch tonight? I’m too tired to drive. (crash = خوابیدن)
    The stock market crashed last week. (crash = کاهش ناگهانی ارزش سهام یا اوراق)
    My computer is going to crash if I try to use this program. (crash = از کار افتادن سیستم به دلیل پردازش بیش از حد)
    A drunken couple crashed the wedding reception and were kicked out of the banquet hall. (crash = حضور بدون دعوت در مهمانی)

    مشکلی نیست امشب روی کاناپه تو استراحت کنم؟ خیلی خسته‌ام و نمی‌توانم رانندگی کنم.
    بازار بورس هفته گذشته سقوط کرد.
    اگر از این برنامه استفاده کنم، کامپیوترم هنگ خواهد کرد.
    یک زوج مست، بدون دعوت به عروسی آمدند و از سالن جشن بیرون انداخته شدند.

    در این جمله‌ها «crash» به صورت اسم استفاده شده است:

    A violent crash outside of the building resulted in two fatalities.
    A stock market crash was predicted by only a few experts before it happened.
    Charles got into a crash, but he’s okay.

    برخورد شدید بیرون ساختمان منجر به دو فوتی شد.
    سقوط بازار سهام تنها توسط چند متخصص پیش‌بینی شده بود.
    چارلز تصادف کرد، اما حالش خوب است.

    در این مثال‌ها نیز «crash» به عنوان صفت دیده می‌شود:

    Investigators surveyed the damage at the crash site.
    Some rich guy is using the apartment downstairs as a crash pad on days when he doesn’t want to drive back to the suburbs.
    (crash pad = آپارتمان یا اقامتگاهی موقت برای خواب یا اقامت کوتاه‌مدت، معمولاً توسط افراد مرفه)

    بازرسان خساراتِ محل حادثه را بررسی کردند.
    یک فرد پولدار، وقتی نمی‌خواهد به خانه‌اش در حومه شهر برگردد، از آپارتمان طبقه پایین به عنوان اقامتگاه موقت استفاده می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Crawl به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Crawl به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Crawl به فارسی با مثالهای کاربردی

    کسی که روی دست‌ها و زانوهایش حرکت می‌کند، در حال “خزیدن” است. این حرکت، اولین نوع جابجایی در نوزادان به شمار می‌رود، ولی گاهی حتی یک فرد بزرگسال نیز ممکن است به دلایلی بخزد.

    والتر در میان علف‌ها می‌خزید و به دنبال تکه فلز کوچکی بود که انداخته بود.
    کارگران، هنگام نصب عایق، مجبور بودند در فضای زیر شیروانی بخزند.
    نوزاد رنه تازه دارد یاد می‌گیرد چطور بخزد.
    آخرین دوندهٔ مسابقه آنقدر ضعیف بود که نمی‌توانست بدود یا راه برود؛ برای همین، خودش را تا خط پایان کشاند.
    یک هزارپا روی زمین می‌خزید.
    یک نفر از پنجره‌ای باز به داخل خزیده و مقداری وسایل الکترونیکی را دزدیده بود.

     
    گاهی اوقات، خزیدن به صورت واقعی رخ نمی‌دهد، بلکه نشان از رفتارِ وابسته و التماس‌آمیز دارد.

    ند با حالت التماس نزد رئیسش رفت و از او خواهش کرد که دوباره او را بپذیرد.
    اگر ما را ترک کنی، بعداً با ذلت برنگرد.
    ساندرا بعد از اینکه در کالیفرنیا کار پیدا نکرد، با شکست‌خوردگی نزد پدر و مادرش بازگشت.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Crazy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Crazy به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Crazy به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “دیوانه” یک واژه پرکاربرد است که برای توصیف افراد یا موقعیت‌های غیرعادی و بسیار عجیب به کار می‌رود. همچنین می‌توان از این کلمه زمانی استفاده کرد که فردی چیزی را بسیار دوست دارد یا برعکس، اصلاً به آن علاقه‌ای ندارد.

    این همه ترافیک واقعاً دیوانه‌کننده است. (ترافیک بسیار سنگین است.)
    این ترافیک دارد مرا دیوانه می‌کند.
    فکر می‌کنم دارم دیوانه می‌شوم. (با مشکلات بزرگی روبرو هستم.)
    آیا تو دیوانه‌ای؟ (سؤال یا حرف تو اصلاً منطقی نیست.)
    این وضعیت عجیب نیست؟ (آیا این شرایط غیرعادی است؟)
    معلم ما دیوانه است. (او آدم جالبی است، بامزه است یا روش‌های تدریسش متفاوت است. همچنین ممکن است مشکل روانی داشته باشد.)
    این موسیقی دارد مرا دیوانه می‌کند. (بیش از حد آن را شنیده‌ام.)
    آنها عاشق بیتلز هستند. (موسیقی آن‌ها را خیلی دوست دارند.)
    سگ من وقتی بوی گوشت گاو را حس می‌کند، دیوانه می‌شود. (واقعاً گوشت گاو را دوست دارد.)
    آنها علاقه‌ای به موسیقی کلاسیک ندارند. (چندان از این نوع موسیقی خوششان نمی‌آید.)

     
    این روزها بعضی از انگلیسی‌زبانان از کلمه “دیوانه” به جای “خیلی” برای تأکید بیشتر استفاده می‌کنند. (البته بهتر است در استفاده از آن احتیاط کنید.)

    این خیلی خوب است.
    این کاپ‌کیک واقعاً خوشمزه است!
    ما در مهمانی زمان فوق‌العاده‌ای داشتیم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Cream به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Cream به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Cream به فارسی با مثالهای کاربردی

    خامه چربی طبیعی شیر است که هنگام فرآوری به سطح آن می‌آید. این چربی را از شیر جدا می‌کنند و از آن برای تولید فرآورده‌های لبنی مختلف استفاده می‌شود:

    آیا نوشیدن قهوه با خامه را دوست دارید؟
    توت‌فرنگی وقتی روی آن خامه ریخته شود، طعم فوق‌العاده‌ای پیدا می‌کند.
    داخل کیک توینکی مقدار زیادی خامه وجود دارد.
    بسیاری از افراد به جای خامه، از ترکیب شیر و خامه (نیم-ونیم) استفاده می‌کنند چون کلسترول کمتری دارد.

    انواع مختلفی از خوراکی‌ها وجود دارند که در آن‌ها از خامه استفاده می‌شود:
    مثل بستنی، خامه زده شده، پنیر خامه‌ای، خامه ترش، پای موز با خامه، کرم کره، خامه غلیظ، فرنی گندم و نان خامه‌ای.

    البته همه انواع کرم‌ها خوراکی نیستند. آقایان از کرم موبر برای اصلاح صورت استفاده می‌کنند و خانم‌ها از کرم دست که نوعی نرم‌کننده پوست است.

    برای ساختن صفت از کلمه خامه، به آخر آن حرف “ی” اضافه می‌کنیم.

    این پوره سیب‌زمینی هم داغ است و هم حالت خامه‌ای دارد.
    بیل با وجود کالری بالا، سس سالاد خامه‌ای را دوست دارد.
    این دسر هم سبک است و هم بافت خامه‌ای دارد.
    داخل کیک توینکی یک لایه مایع سفیدرنگ وجود دارد که هم شیرین است و هم خامه‌ای.

    گاهی اوقات از کلمه “خامه” به عنوان فعل استفاده می‌کنیم، وقتی می‌خواهیم باخت سنگین یک تیم یا گروه را در رقابت توصیف کنیم:

    تیم وایکینگز آخر هفته گذشته کاملاً شکست خورد. نتیجه بازی ۴۲ به ۳ بود.
    رقیب‌های تجاری ما در بازار فروش آمریکا کاملاً بر ما چیره شده‌اند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.