بلاگ

  • معنی کلمه Compete به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Compete به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی را یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Compete به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی کسی رقابت می‌کند، یعنی سعی دارد در مقایسه با دیگرانی که کار مشابهی انجام می‌دهند، بهتر عمل کند. این واژه بیشتر در ورزش و کسب‌وکار به کار می‌رود، اما در هر موقعیتی که دو یا چند نفر یا چیز برای رسیدن به یک هدف مشترک تلاش کنند نیز معنا پیدا می‌کند.

    تیم‌ها با هم رقابت می‌کنند.
    بازی‌هایی که انجام می‌دهند، حالت رقابتی دارد.
    تماشای یک مسابقهٔ ورزشی معمولاً جذاب است.
    کسب‌وکارها نیز با یکدیگر رقابت دارند.
    آن‌ها تلاش می‌کنند تا در بازار رقابتی باقی بمانند.
    رقابت، باعث پویایی و سلامت بازار می‌شود.
    کشورها برای دستیابی به منابع طبیعی با هم رقابت می‌کنند.
    رقابت اقتصادی میان کشورها نیز وجود دارد.
    یکی از راه‌هایی که یک کشور سعی می‌کند رقابت‌پذیر بماند، ایجاد یک سیستم آموزشی باکیفیت است.
    کارخانهٔ تولیدی اطراف ما دارد دستگاه‌های جدیدی می‌خرد تا بتواند در بازار رقابت کند.
    اگر دو گیاه خیلی نزدیک به هم سبز شوند، برای جذب خاک و نور خورشید با هم رقابت خواهند کرد.
    ممکن است دو مرد برای جلب توجه یک زن با هم رقابت کنند.
    کودکان هم برای جلب نگاه و توجه پدر و مادرشان با یکدیگر رقابت می‌کنند.
    آیا تا به حال در هیچ مسابقه‌ای شرکت کرده‌اید؟
    آیا پیش آمده که با دیگران رقابت کنید؟
    آیا آدم رقابتی هستید؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Complete به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Complete به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Complete به فارسی با مثالهای کاربردی

    از کلمه “کامل” برای بیان این استفاده می‌کنیم که چیزی به پایان رسیده است یا تمام اجزای آن (۱۰۰ درصد) موجود است. در این جمله‌ها، کلمه “کامل” نقش یک فعل را دارد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    complete

    تکمیل شدن

    completed

    تکمیل شد

    completed

    تکمیل شده

    ما یک پیاده‌روی سی مایلی را در طول دو روز به پایان رساندیم.
    دانش‌آموزان توانستند امتحان را در یک ساعت تمام کنند.
    ما باید تکالیفمان را کامل کنیم. معلم کارهای نیمه‌تمام را قبول نمی‌کند.
    پروژه ساختمانی بالاخره تمام شد.
    برای این هنرمند ده سال زمان برد تا شاهکارش را کامل کند.
    به نظرت چه زمانی درس‌خواندنت را به پایان می‌رسی؟
    پر کردن فرم درخواست به صورت آنلاین، فقط چند دقیقه زمان می‌برد.

    کلمه “complete” به معنای “کامل” به عنوان صفت هم به کار می‌رود:
    کار هنوز تمام نشده است.
    سارا یک دست‌کامل ظرف از یک فروشگاه دست دوم خرید.
    وقتی برنامه‌ریزی‌ها کامل شد، می‌توانیم به دیگران بگوییم که چه کاری می‌خواهیم انجام دهیم.
    آن مرد در حضور همه، خودش را کاملاً خنگ کرد.
    لیست را دوباره چک کن تا مطمئن شوی همه چیز کامل است.

    کلمه “completion” به معنای “تکمیل” یک اسم است:
    تکمیل این پروژه هشت هفته زمان برد.
    پول کار پس از پایان آن پرداخت خواهد شد. (این نوع شرط در قراردادهای کاری معمول است.)
    اتمام بزرگراه جدید دو سال طول خواهد کشید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Concern به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Concern به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Concern به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی یک موضوع مهم نیاز به توجه دارد، از کلمه “نگرانی” استفاده می‌کنیم. این کلمه شبیه به “دغدغه” یا “اضطراب” است.

    من چندین نگرانی درباره این فرآیند دارم.
    معلمان تاد درباره رفتار او در کلاس، نگرانی خود را بیان کرده‌اند.
    نگرانی فزاینده‌ای درباره نامزدی دونالد ترامپ در بین جمهوری‌خواهان وجود دارد. آن‌ها از حالا نگرانند که او انتخابات را ببازد.

     
    در جمله‌های زیر، کلمه “concern” به صورت فعل به کار رفته است:

    رفتار شما در کلاس، ما را نگران می‌کند.
    ما از رفتار شما نگرانیم. (این جمله به شکل مجهول بیان شده است.)
    وجود یک نیروگاه هسته‌ای، مردم منطقه را نگران کرده است.

     
    کلمه “concern” می‌تواند به صورت صفت نیز استفاده شود:

    من نگرانم. برای همین تماس گرفتم.
    پدر و مادرهای نگران در جلسه محله گرد هم آمدند تا درباره تعطیلی یک مدرسه اطلاعات بیشتری بگیرند.
    چرا این قدر نگران هستی؟ (یعنی چرا این قدر دلواپسی؟)

     
    گاهی از کلمه “concern” برای اشاره به موضوع یا میزان ارتباط یک مسئله استفاده می‌شود:

    ما نامه‌ای دریافت کردیم درباره تغییراتی که در یک پارک محل در حال انجام است.
    این مربوط به چه موضوعی است؟
    می‌توانم بپرسم تماس شما درباره چه موضوعی است؟
    این به تو مربوط نیست. (یعنی تو دخیل نیستی. کنار بکش.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Conclude به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Conclude به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Conclude به فارسی با مثالهای کاربردی

    چند راه مختلف برای استفاده از کلمه conclude “نتیجه گیری” وجود دارد، اما به طور کلی برای نشان دادن پایان چیزی استفاده می شود.

    1. conclude :ایجاد نظر نهایی است:
    1. After spending several weeks with the software, we concluded that it would not be a good fit for our company.
    2. Several experts have concluded that the artwork is not real–it’s fake.
    3. What have you concluded about the situation?
    1. پس از گذراندن چندین هفته با نرم افزار، به این نتیجه رسیدیم که برای شرکت ما مناسب نخواهد بود.
    2. چندین متخصص به این نتیجه رسیده اند که این اثر هنری واقعی نیست – جعلی است.
    3. در مورد وضعیت چه نتیجه ای گرفته اید؟

     

    1. conclude همچنین برای تمام کردن چیزی است:
    1. The police are concluding their investigation.
    2. The outdoor event concluded with a fireworks display.
    3. The band concluded its set with its most famous song.
    4. After concluding their mission, the troops went home.
    1. پلیس در حال تکمیل تحقیقات خود است.
    2. این مراسم در فضای باز با نمایش آتش بازی به پایان رسید.
    3. گروه با معروف ترین آهنگ خود مجموعه خود را به پایان رساند.
    4. پس از اتمام ماموریت، نیروها به خانه رفتند.

     

    کلمه conclusion “نتیجه گیری” یک اسم است:

    1. The police brought their investigation to a successful conclusion.
    2. The conclusion of the ceremony included a song.
    3. This movie is really long, but I think this is the conclusion coming up.
    1. پلیس تحقیقات خود را به نتیجه موفقیت آمیز رساند.
    2. ختم مراسم شامل ترانه بود.
    3. این فیلم واقعا طولانی است، اما فکر می کنم این نتیجه گیری است.

     

    معلمان انگلیسی معمولاً هنگام صحبت در مورد نوشتن دانش آموز از کلمه “conclude” استفاده می کنند:

    1. You’re concluding paragraph needs more development.
    2. I like the way you conclude your essay with a quotation.
    3. The conclusion for your essay seems incomplete with just this one short sentence.
    1. در حال نتیجه گیری هستید که پاراگراف به توسعه بیشتری نیاز دارد.
    2. من روشی را که شما مقاله خود را با نقل قول به پایان میرسانید دوست دارم.
    3. نتیجه گیری برای مقاله شما تنها با این یک جمله کوتاه ناقص به نظر می رسد.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Cone به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Cone به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Cone به فارسی با مثالهای کاربردی

    مخروط یک شکل هندسی سه‌بعدی است که قاعده‌ای گرد و بدنه‌ای مثلث‌شکل دارد.
    از مخروط‌های نارنجی‌رنگ در خیابان‌ها استفاده می‌شود تا نواحی در حال کار یا مناطق خطرناک را از بقیه جدا کنند.
    نوع دیگری از مخروط، همان قیفی است که بستنی در آن گذاشته می‌شود و به آن “بستنی قیفی” می‌گوییم.
    در طبیعت، مخروط کاج را می‌بینیم که روی درختان کاج رشد می‌کند و دانه‌های جدید درخت کاج از آن به وجود می‌آیند.
    گاهی پس از عمل جراحی، مخروطی پلاستیکی دور گردن سگ بسته می‌شود تا نتواند زخم خود را بلیسد.
    در برخی از کارتون‌ها نیز سر شخصیت‌ها به شکل مخروط کشیده می‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Confident به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Confident به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Confident به فارسی با مثالهای کاربردی

    احساس اعتماد به نفس یعنی اینکه آدم نسبت به خودش احساس خوبی داشته باشد. وقتی کسی اعتماد به نفس دارد، باور دارد که توانایی‌هایش خوب است و می‌تواند از پس کارها بربیاید. معمولاً از افعال “بودن” و “احساس کردن” همراه با این حالت استفاده می‌شود:

    الویرا مطمئن است که شغلی را که برای آن درخواست کرده بود، خواهد گرفت. او به توانایی های خود احساس اطمینان می کند.
    ایساک در مورد مهارت های انگلیسی خود احساس اطمینان می کند.
    اعضای تیم قبل از شروع بازی فوتبال احساس اعتماد به نفس داشتند.
    دانش آموزانی که مطالعه می کردند قبل از شرکت در آزمون احساس اعتماد به نفس داشتند. دانش‌آموزانی که درس نمی‌خواندند، اعتماد به نفس نداشتند.
    لیزا می گوید که نسبت به پیش آگهی پزشکش اطمینان ندارد.
    ویلیام مطمئن است که او مرد مناسبی برای رئیس جمهور شدن است.

     

    واژه “confidence” به معنای “اطمینان” یک اسم است:

    او به خودش اعتماد زیادی دارد.
    اعتماد به نفس او کمی بیش از حد است. (او کمی بیش از حد اعتماد به نفس دارد.)
    بیل وقتی وارد اتاق می شد پر از اعتماد به نفس بود.
    اعتماد به نفس یک ویژگی مهم در یک فروشنده است.
    هنگام انجام هر کاری باید به خود اعتماد داشته باشید.

     

    واژه “confidently” به معنای “با اطمینان” یک قید است:

    او کار خود را سریع و با اطمینان انجام می دهد.
    سخنران با اطمینان حضار را خطاب قرار داد.
    بیل با اعتماد به نفس وارد جلسه شد و انتظار داشت که فروش داشته باشد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Confuse به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Confuse به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Confuse به فارسی با مثالهای کاربردی

    ساده گذشته فعل ماضی
    confuse

    گیج کردن

    confused

    گیج شد

    confused

    گیج شده

    خیلی از دانش‌آموزان معنی این واژه را می‌فهمند، ولی بعضی‌ها به شکل نادرستی از آن در جمله استفاده می‌کنند. وقتی کسی در حالت «گیج‌شدن» قرار می‌گیرد، یعنی دربارهٔ چیزی کاملاً نامطمئن است. حس سردرگمی و تردید در او وجود دارد.

    این کلمه به روش‌های گوناگونی به عنوان فعل به کار می‌رود. از آنجا که بسیاری از زبان‌آموزان هنگام صحبت دربارهٔ انگلیسی از آن استفاده می‌کنند، در اینجا چند مثال مرتبط با این موقعیت را با حالت اول شخص می‌آوریم. توجه کنید که بعضی از این جمله‌ها به صورت معلوم و برخی به صورت مجهول هستند:

    English confuses me. (معلوم)
    I’m confused by English. (مجهول)
    Some words confuse me. (معلوم)
    I am confused by some words. (مجهول)
    I get confused when I speak English. (مجهول)

    انگلیسی منو گیج میکنه (فعال)
    من از زبان انگلیسی گیج شدم. (منفعل)
    بعضی حرفا منو گیج می کنه (فعال)
    من با برخی کلمات گیج می شوم. (منفعل)
    وقتی انگلیسی صحبت می کنم گیج می شوم. (منفعل)

    در این نمونه‌ها، از کلمه “confuse” به شکل صفتی استفاده شده است. شکل گذشتهٔ فعل (confused) می‌تواند هم نقش فعل و هم نقش صفت داشته باشد:

    I feel confused.
    I suddenly became confused.
    I’m so confused.
    This is confusing. (این جمله به زمان حال استمراری نیست. در اینجا “confusing” به عنوان صفت به کار رفته است.)
    Which language is more confusing, English or French?

    احساس سردرگمی می کنم.
    ناگهان گیج شدم.
    من خیلی گیج شدم
    این گیج کننده است. (این جمله در زمان حال استمراری نیست. “گیج کننده” در اینجا به عنوان یک صفت عمل می کند.)
    کدام زبان گیج کننده تر است، انگلیسی یا فرانسوی؟

    همچنین می‌توان از “confusion” (گیجی) به عنوان اسم استفاده کرد:

    Not knowing English causes some confusion for people who live in the United States.
    If you feel any confusion, you should ask a question.

    ندانستن زبان انگلیسی باعث سردرگمی افرادی می شود که در ایالات متحده زندگی می کنند.
    اگر هر گونه سردرگمی احساس می کنید، باید یک سوال بپرسید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Conserve به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Conserve به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Conserve به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای حفظ و نگهداری چیزی، باید در مصرف آن دقت کنیم. وقتی چیزی کمیاب است، باید تلاش کنیم تا از هدر رفتن آن جلوگیری کنیم و موجودی آن را تضمین کنیم.

    مردم کالیفرنیا درخواست شده‌اند که در مصرف آب دقت کنند.
    ما برای کاهش مصرف انرژی، در زمستان دمای ترموستات خانه را روی ۶۳ درجه تنظیم می‌کنیم.
    برایان سعی می‌کند با راندن یک خودروی هیبریدی، مصرف بنزین را کمتر کند. (خودروی هیبریدی = ترکیب بنزین و برق)
    باید کمی استراحت کنیم. اگر می‌خواهیم به قله این کوه برسیم، باید انرژی خود را ذخیره کنیم.
    برنامه‌ریزان این مراسم، برای صرفه‌جویی در زمان، چند فعالیت را به صورت همزمان安排 کردند.
    عایق‌کاری اتاق زیرشیروانی خانه کمک می‌کند گرمای داخل بهتر حفظ شود.

     
    واژه conservation به معنای «حفاظت» است:

    این شرکت با اجرای برنامه‌های صرفه‌جویی، هزینه‌های انرژی خود را به میزان زیادی کاهش داد.
    تلاش‌ها برای محافظت از عقاب طاس نتیجه داده است. جمعیت آن‌ها در حال افزایش است.
    همسایه‌ام می‌گوید به صرفه‌جویی اعتقادی ندارد. او از دستگاه‌ها و منابع انرژی مختلفی استفاده می‌کند بدون آن که به تأثیر آن‌ها روی محیط‌زیست توجهی کند.
    یکی از راه‌های کاهش اثرات تغییرات آب‌وهوایی، حفاظت از منابع طبیعی است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Constant به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Constant به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Constant به فارسی با مثالهای کاربردی

    فردی که همیشه سردرد دارد، باید به دکتر مراجعه کند.
    هر دردی که پیوسته ادامه دارد، باید توسط پزشک معاینه شود.
    کار کردن در شرایطی که همیشه استرس وجود دارد، برای سلامتی خوب نیست.
    زندگی در شرایطی که همیشه خطر وجود دارد، بسیار اضطراب‌آور است.
    برای افراد کم‌درآمد، همیشه این نگرانی وجود دارد که پول کافی برای خورد و خوراک و خانه داشته باشند.
    باران شدیدی که بی‌وقفه می‌بارد، جاده‌ها و بعضی خانه‌ها را سیلابی کرد.
    ساختمان‌سازی در این منطقه، بدون توقف ادامه داشته است.
    در بزرگراه‌های اصلی، رفت و آمد ماشین‌ها همیشه در جریان است.
    سر و صدای پیوسته، بعضی از مردم را آزار می‌دهد.

     
    کلمه constantly “به طور مداوم” یک قید است.

    در این محله همیشه سر و صدا است.
    یک دارکوب بیرون است که پیوسته به دیوار خانه‌ام نوک می‌زند.
    کسانی که همیشه در حال غر زدن هستند، آزاردهنده می‌شوند.
    زمین همیشه به دور خورشید می‌چرخد.
    ماه همیشه به دور زمین می‌چرخد.
    الیزا همیشه نگران ایمنی فرزندانش است.
    بیل همیشه در حال چک کردن تلفن همراهش است.
    دانش‌آموزی که همیشه دیر به کلاس می‌رسد یا غایب است، با معلم خود به مشکل خواهد خورد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Contract به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Contract به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی را یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Contract به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک قرارداد، یک توافق بین دو نفر یا دو گروه است. این یک پیمان رسمی است که وقتی کسی آن را امضا می‌کند، پشتوانه قانونی دارد و باید رعایت شود. (امضا کردن به معنای نوشتن نام است)

    مریم یک قرارداد را امضا کرد.
    گونتر نامش را در انتهای قرارداد نوشت.
    همه افراد درگیر، با شرایط قرارداد موافقت کردند.
    قرارداد اجاره، توافقی است بین کسانی که یک مکان برای زندگی یا یک خودرو را اجاره می‌کنند.
    ژوزه و لوئیس یک توافق شفاهی با هم داشتند و برای تأکید بر آن با هم دست دادند.*
    در قرارداد چه نوشته شده؟
    مذاکرات برای نوشتن قرارداد بین کارگران و مدیران ممکن است هفته‌ها طول بکشد.
    اگر شما قراردادی را زیر پا بگذارید*، ممکن است مجبور به پرداخت جریمه شوید.

     
    کلمه «قراردادی» یک صفت است:

    آنها تعهدات قراردادی دارند که باید از آن‌ها پیروی کنند.
    یک توافق قراردادی، رابطه بین وکیل و موکلش را به طور دقیق مشخص می‌کرد.

    *break a contract: نادیده گرفتن یا سرپیچی از یک توافق کتبی.
    *Shake on it دست دادن به اين ترتيب دلالت بر توافق دارد.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.