بلاگ

  • معنی کلمه Create به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Create به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Create به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “create” معنایی بسیار نزدیک به “make” دارد. وقتی فردی چیزی را خلق می‌کند، در واقع در حال ساختن یک چیز جدید یا تغییر شکل دادن به چیزی است. در اینجا چند نمونه از نحوه استفاده از این کلمه به عنوان فعل را می‌بینید:

    بچه‌ها در حال ساختن چند کاردستی هنری جالب هستند.
    چه کسی این نقاشی زیبا را درست کرده است؟
    مهمانی که کنترلش از دست رفت، یک بهم‌ریختگی بزرگ به وجود آورد. (از کنترل خارج شدن = دیگر قابل مدیریت نبودن)
    این پروژه ساختمانی قرار است برای ساکنین محله ما شغل‌های تازه ایجاد کند.

     
    صفت این کلمه “creative” به معنای “خلاق” است:

    پابلو یک هنرمند خلاق است.
    هنرمندان انسان‌های خلاقی هستند.
    آنها افکار خلاقانه زیادی دارند.
    گروه ما برای این مشکلات، راه‌حل‌های بسیار مبتکرانه‌ای پیدا کرده است.

     
    وقتی این کلمه به صورت اسم به کار می‌رود، به “creation” یا “creativity” (یعنی خلاقیت) تبدیل می‌شود.

    این یک اثر هنری زیباست.
    ایجاد شغل‌های جدید به میزان خرج کردن مردم بستگی دارد.
    معمارانی که این ساختمان را طراحی کردند، خلاقیت بسیار بالایی از خود نشان دادند.
    خلاقیت او همه را شگفت‌زده کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Credit به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Credit به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Credit به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی در مورد پول صحبت می‌کنیم، کلمه «اعتبار» به شکل‌های مختلفی به کار می‌رود. در کل، اعتبار یعنی پول یا معادل یک مقدار پول. برای نمونه:

    – صورتحساب من ۸۹ دلار اعتبار گرفت، چون هتل اشتباهی کرده بود. (یعنی از کل مبلغی که باید پرداخت می‌کردم، کم شد. در این جمله «اعتبار» نقش فعل را دارد.)
    – نلی وقتی چند دستکش را پس داد، ۱۰ دلار اعتبار فروشگاهی دریافت کرد. (نلی یک کوپن یا برگه دریافت کرد که به اندازه ۱۰ دلار برای خرید از فروشگاه ارزش داشت. در اینجا «اعتبار» به عنوان اسم استفاده شده.)
    – آیا کارت اعتباری دارید؟ (کارت اعتباری به فرد اجازه می‌دهد خرید کند و پول آن را بعداً بپردازد. در این پرسش، «اعتبار» به صورت صفت به کار رفته.)
    – گلن از اعتبار خیلی خوبی برخوردار است. هر زمان که بخواهد می‌تواند برای خرید ماشین وام بگیرد. (هر کس می‌تواند اعتبار خوب یا بد داشته باشد. این موضوع به سابقه او در استفاده از تسهیلات مالی و توانایی بازپرداخت بدهی‌هایش مربوط است.)

     

    کلمه «اعتبار» در مورد کارهای خوب افراد هم کاربرد دارد:

    – کریستین سزاوار قدردانی و اعتبار زیادی برای موفقیت شرکت است. (در این جمله و جمله بعد، «اعتبار» نقش اسم دارد.)
    – مارتین لوتر کینگ جونیور اعتباری برای بشریت بود.
    – آتشنشان بابت نجات جان پسر، مورد تقدیر قرار گرفت. (در این جمله «اعتبار» به شکل فعل در زمان استمراری و حالت مجهول به کار رفته.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به ترتیب الفبا، همراه با معنی و مثال مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Crew به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Crew به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Crew به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «خدمه» یا Crew معمولاً برای اشاره به گروهی از افراد به کار می‌رود که با هم کار می‌کنند. این گروه اغلب در محیط‌های کاری مختلف دیده می‌شود. برای نمونه:

    یک گروه کاری در بیرون مدرسه ما حاضر شد.
    تیم امداد به محل حادثه اعزام شد.
    ند قصد دارد یک رستوران جدید باز کند، اما قبل از آن باید افرادی را برای کار در آنجا استخدام کند.
    باب در محل کارش با یک تیم خوب و هماهنگ همکاری می‌کند.
    تیم‌های خبری در رویدادهای مهم حاضر می‌شوند و گزارش‌های خود را از همانجا پخش می‌کنند.
    ملوانی که روی یک کشتی بزرگ کار می‌کند، عضوی از خدمه آن کشتی محسوب می‌شود.
    خدمه پرواز قبل از مسافران وارد هواپیما می‌شوند.
    خلبانان و مهمانداران، مجموعاً خدمه پرواز را تشکیل می‌دهند.
    گروه‌های فیلم‌سازی برای فیلمبرداری در لوکیشن‌های مختلف به سراسر دنیا سفر می‌کنند.

     

    علاوه بر این‌ها، کلمه «Crew» در ترکیب‌های دیگری هم استفاده می‌شود:

    مدل موی «Crew cut» نوعی آرایش موی بسیار کوتاه است که میان بعضی آقایان رواج دارد.
    او یک پلیور با یقه‌ی گرد (Crew neck) پوشیده است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Crispy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Crispy به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Crispy به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر غذایی سفت باشد و موقع خوردنش صدا بدهد، می‌توانید از واژه “ترد” استفاده کنید. این کلمه تقریباً شبیه به “crunchy” است و گاهی برعکس “نرم و وارفته” (mushy) به کار می‌رود.

    این کراکرها سبک و ترد هستند.
    غلات صبحانه‌ام دیگر ترد نیست. حالا دیگر نرم و خیس شده.
    همه چیپس سیب‌زمینی ترد را دوست دارند. بعد از خوردن، حتماً بسته‌بندی آن را محکم ببندید وگرنه بیات می‌شود.
    خیلی از آمریکایی‌ها غذاهای کم‌ارزش ولی ترد را دوست دارند.
    کیک‌های برنجی حالت ترد دارند.

     
    کلمه “crisp” هم تقریباً همانند “crispy” است، اما برای چیزهایی غیر از خوراکی هم کاربرد دارد.

    این کراکرها بسیار ترد هستند.
    کاهوی داخل این سالاد ترد است.
    دسر سیب ترد، یک شیرینی محبوب است. (در این جمله “ترد” به عنوان اسم به کار رفته است.)
    هوا در اواخر اکتبر، خنک و تازه است.
    مرد پول غذایش را با یک اسکناس نو ۱۰۰ دلاری پرداخت کرد. (پول تازه چاپ شده به دلیل صدایی که در دست می‌دهد و حالتی که دارد، “ترد” نامیده می‌شود.)

     
    کلمه crispiness به معنای “تردی” یک اسم است.

    این کراکرها تردی خودشان را از دست داده‌اند.
    برای اینکه تردی کراکرها حفظ شود، باید آن‌ها را در ظرف دربسته نگهداری کنید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Crook به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Crook به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Crook به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک کلاهبردار کسی است که دزدی می‌کند.

    تعدادی کلاهبردار به ساختمانی وارد شدند و چندین کامپیوتر و وسایل دیگر را از اتاق‌ها دزدیدند.
    یک سارق، جواهرات گران‌قیمتی را از یک مغازه جواهرفروشی برداشت و فرار کرد. (برداشتن و فرار کردن به معنای دزدی است)
    مردی که در قسمت مالی کار می‌کرد، به این اتهام که کلاهبردار است روبرو شد.
    ناتان می‌گوید دوست ندارد مالیات بدهد، چون معتقد است کارکنان دولت کلاهبردار هستند.
    همه فکر می‌کردند مدیرعامل شرکت، کارش را به خوبی انجام می‌دهد، اما در نهایت مشخص شد که او آدم متقلبی است.

     
    واژه “crooked” یک صفت است. از این کلمه معمولاً برای افرادی استفاده می‌شود که در موقعیت قدرت قرار دارند و از مقام خود برای انجام کارهای خلاف قانون سوءاستفاده می‌کنند.

    یک پلیس فاسد هنگام دریافت رشوه دستگیر شد.
    یک قاضی نادرست به دوستش کمک کرد تا از زندان آزاد شود.
    یک وکیل حیله‌گر توانست خودش را از زندان خلاص کند.
    مدیر یک بانک محلی به خاطر انجام معامله‌های غیرقانونی به زندان افتاد.

     
    کلمه “crooked” همچنین به معنای “کج” است و زمانی به کار می‌رود که چیزی صاف یا مستقیم نباشد.

    نقاشی که روی دیوار آویزان است، کج است.
    خط‌کشی‌های خیابان کج شده بود و مجبور شدند دوباره آن را رنگ‌آمیزی کنند.
    مولی نزد پزشک متخصص جراحی پلاستیک رفت تا بینی کج خود را صاف کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Crop به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Crop به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Crop به فارسی با مثالهای کاربردی

    محصول یا Crop به گیاهی گفته می‌شود که برای استفاده انسان، مانند خوراک یا تولید سایر چیزها، پرورش داده می‌شود.

    در منطقه غرب میانه آمریکا، ذرت یک محصول بسیار مهم است.
    سویا نیز از دیگر محصولات بااهمیت به شمار می‌آید.
    پنبه هم یک محصول اقتصادی است که بیشتر در نواحی جنوبی آمریکا کشت می‌شود. از پنبه برای تولید لباس استفاده می‌کنند. (محصول اقتصادی به محصولی گفته می‌شود که سودآور است و به عنوان ماده اولیه برای ساخت کالاهای دیگر به فروش می‌رسد.)
    کاشت محصولات معمولاً در فصل بهار انجام می‌شود.
    کشاورزان سعی می‌کنند پس از آنکه زمین از حالت یخزدگی خارج شد و نرم شد، کشت خود را آغاز کنند. (ذوب شدن یعنی خروج از حالت یخزده)
    بسیاری از محصولات پس از برداشت در فصل پاییز، در انبار نگهداری شده و سپس فرآوری می‌شوند.
    یک کشاورز که محصولات مختلفی را پرورش می‌دهد، برای گذران زندگی خود به شرایط آب و هوایی وابسته است.
    در کشور شما چه نوع محصولات کشاورزی کشت می‌شود؟

     
    وقتی از واژه «Crop» به عنوان فعل استفاده می‌شود، به معنای بریدن یا کوتاه کردن بخشی از یک چیز، مثل عکس، لباس یا مو است.

    من از نرم‌افزار فتوشاپ استفاده کردم تا چند عکسی که با تلفنم گرفته بودم را ببرم و اصلاح کنم.
    اگر یک عکس برای قرارگیری در قاب، بیش از اندازه بزرگ باشد، لازم است که آن را برش بزنیم.
    هریت برای اینکه سویشرتش مد روز و شیک‌تر به نظر برسد، آن را کوتاه کرد.
    سیندی نیز موهایش را به سبک فرانسوی و مدرن کوتاه کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Crowd به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Crowd به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Crowd به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “جمعیت” به گروه بزرگی از آدم‌ها اشاره دارد. بسته به موقعیت و دیدگاه شما، حضور یک جمعیت می‌تواند خوب یا بد باشد:

    برای تماشای رژه، آن قدر آدم جمع شده بود که ما نتوانستیم جای پارک پیدا کنیم.
    مالکان فروشگاه، از دیدن تعداد زیاد مشتریان در زمان حراجی، بسیار خوشحال شدند.
    برای این که از ازدحام مردم در امان بمانیم، باید خیلی زود به نمایشگاه برسیم.
    دورادور دو مردی که در خیابان در حال دعوا بودند، گروهی از مردم حلقه زدند.
    دیشب مهمان‌های زیادی برای شام به خانه‌مان آمدند.
    مردی که روی صحنه بود، گفت که تماشاچیانِ خوب و پرشماری دارد.
    سیاستمداران بلد هستند چطور با یک جمعیت ارتباط برقرار کنند. (یعنی در میان گروه بزرگی از مردم حاضر شوند و با آن‌ها صحبت کنند).

     
    واژه‌های “crowd” یا “crowded” را می‌توان به صورت صفت یا بخشی از یک ترکیب اسمی به کار برد:

    این پیش‌غذاها واقعاً مورد پسند همه هستند.
    بیا از اینجا برویم. خیلی شلوغ است.
    وقتی یک اتاق شلوغ می‌شود، به خاطر گرمای بدن افراد، دمای آن هم بالا می‌رود.
    بعد از مسابقه فوتبال، برای کنترل ازدحام، پلیس به محل فراخوانده شد.
    “کراودفاندینگ” یک روش تازه برای جمع‌آوری پول به صورت آنلاین و برای هدف‌های ویژه است.

     
    علاوه بر این، از کلمه “جمعیت” می‌توان به عنوان یک فعل نیز استفاده کرد:

    وقتی آن بازیگر سینما در خیابان راه می‌رفت، عده‌ای از مردم دورش را گرفتند.
    لطفاً به من اینقدر نزدیک نشو! زیادی به من چسبیدی.
    به آن مرد انقدر نزدیک نشوید. کمی به او فضا بدهید.
    توپ‌انداز بیسبال، تقریباً توپ را به سمت batter پرتاب کرد چون او داشت زیادی به “home plate” نزدیک می‌شد. (در بیسبال، “crowding the plate” یعنی ایستادن خیلی نزدیک به “home plate”).

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش **کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Crumble به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Crumble به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Crumble به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی در حال خراب شدن است، از هم پاشیدن است یا نزدیک است که فرو بریزد، می‌توانید از کلمه «crumble» استفاده کنید.

    آن ساختمان در حال فروریختن است و به تعمیرات اساسی نیاز دارد.
    این یک ساختمان قدیمی و در حال تخریب است.

     
    در جمله اول، «crumble» به صورت فعل به کار رفته و در جمله دوم به شکل صفت استفاده شده است. در ادامه چند مثال دیگر را ببینید:

    بسیاری از جاده‌ها و پل‌ها در سراسر آمریکا در حال فرسوده شدن هستند و باید جایگزین شوند.
    آن خانه قدیمی کم‌کم در حال خراب شدن است.
    این بیسکویت‌ها به راحتی تکه تکه می‌شوند.

     
    علاوه بر این، از «crumble» می‌توان برای توصیف روابط عاطفی نیز استفاده کرد:

    رابطه آن دو در حال از هم پاشیدن است. به نظرم به زودی از هم جدا می‌شوند.
    ازدواج بیل و سارا در حال نابودی است. آن‌ها تقریباً با هم صحبت نمی‌کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Crummy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Crummy به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Crummy به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “Crummy” یک صفت است که برای توصیف چیزها یا شرایط ناخوشایند و نامطلوب به کار می‌رود. این کلمه تقریباً هم‌معنی “بد” است. “Crummy” یک واژه محاوره‌ای و رایج است، اما بعید است آن را در کتاب‌های درسی رسمی انگلیسی ببینید.

    امروز هوا بد است. هوا سرد و بارانی است.
    بچه‌ها در مهمانی وقت خوبی نداشتند.
    لوسیندا از اینکه شغلش را ترک کرد پشیمان نبود، چون رئیس بداخلاقی داشت و حقوقش هم کم بود.
    قطع کردن رابطه با دوست‌پسرش از طریق تلفن، کار نادرستی بود.
    حالم خوب نیست. سردرد دارم و بینیم هم گرفته است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Crumple به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Crumple به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Crumple به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “crumple” یا “مچاله کردن” وقتی استفاده می‌شود که چیزی را فشار دهیم و شکل اولیه آن از بین برود و خراب شود. این کلمه معمولاً برای چیزهایی مثل کاغذ یا لباس به کار می‌رود. شما می‌توانید از این کلمه هم به عنوان یک فعل (کار) و هم به صورت صفت (چگونگی) استفاده کنید:

    I crumpled a piece of paper and threw it into the wastepaper basket. (verb–past tense)
    There are crumpled pieces of paper all around this computer. (adjective)
    The little boy pulled a few crumpled dollar bills out of his pocket to pay for the ice cream. (adjective)
    Franks’s suit was wrinkled and crumpled after being in his suitcase for a couple of days. (adjective)
    Sarah took off her scarf and left it in a crumpled heap beside the bed. (adjective)
    The back end of the car was crumpled in the accident. (verb)
    A crumple zone in the front of a car absorbs energy in an accident and can save passengers from life-threatening injuries. (adjective)

    یک تکه کاغذ را مچاله کردم و انداختم توی سبد آشغال. (فعل – زمان گذشته)
    دور و بر این کامپیوتر، کاغذهای مچاله شده ریخته. (صفت)
    پسر بچه چند تا اسکناس مچاله شده از جیبش درآورد تا پول بستنی را بدهد. (صفت)
    کت شلوار فرانک بعد از دو سه روز توی چمدان بودن، چروک و مچاله شده بود. (صفت)
    سارا روسریش را برداشت و به صورت یک توده مچاله شده کنار تخت گذاشت. (صفت)
    قسمت عقب ماشین در تصادف، مچاله شده بود. (فعل)
    قسمت مچاله‌شونده در جلوی خودرو، هنگام برخورد انرژی را به خود جذب می‌کند و می‌تواند سرنشینان را از آسیب‌های جدی نجات دهد. (صفت)

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.