دسته: موسیقی

  • ماجرای آهنگ یکشنبه غم انگیز چیست؟

    ماجرای آهنگ یکشنبه غم انگیز چیست؟

    یک‌شنبه اندوهگین نام آهنگ مشهوری است که به دلیل ارتباطش با پایان دادن به زندگی شناخته می‌شود. این ترانه در طول سال‌ها توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. در این نوشته از وبلاگ آنبین، بیشتر با این قطعه موسیقی و داستان پشت آن آشنا خواهید شد.

    ماجرای آهنگ یکشنبه غم انگیز چیست؟

    ترانه “یکشنبه افسرده” که با نام انگلیسی “Gloomy Sunday” شناخته می‌شود و گاهی به آن “سرود خودکشی مجارستان” هم می‌گویند، ساخته‌ی آهنگساز مجار، رزو سرس است. داستان از این قرار است که در سال ۱۹۳۲ دوستش، لازلو خاور، از او خواست تا برای شعری که خودش پس از جدایی از نامزدش سروده بود، ملودی بسازد.

    شعر اصلی با نام “پایان جهان” (Vége a világnak) درباره‌ی احساس ناامیدی پس از جنگ، از دست رفتن صلح و درخواست بخشش برای گناهان مردم است.
    شاعر، لازلو جاور، اشعار خود را برای این آهنگ با عنوان “یکشنبه غمگین” (Szomorú vasárnap) سرود، که در آن راوی داستان پس از مرگ معشوقش، قصد خودکشی دارد.

    بعدها، ترانه‌های جدیدی برای این ملودی نوشته شد که محبوبیت بیشتری پیدا کردند و تقریباً نسخه‌ی اولیه را به فراموشی سپردند.
    حس عمیق اندوه و ناامیدی که این آهنگ منتقل می‌کرد، باعث شد ناشران زیادی از چاپ آن خودداری کنند و مدت‌ها طول کشید تا کسی حاضر به انتشارش شود. سرانجام در سال ۱۹۳۵، اولین نسخه‌ی رسمی این ترانه با صدای خواننده‌ای به نام «پال کالمر» در مجارستان ضبط شد. خیلی زود اخبار و شایعاتی درباره‌ی ارتباط این ترانه با چندین مورد خودکشی در جامعه پیچید.

    آهنگ خودکشی مجارستانی

    شرکت تولیدکننده، این قطعه را «ترانه خودکشی مجارستانی» نامید. در حقیقت، یک داستان تکرارشونده بین مردم وجود دارد که می‌گوید شمار زیادی از افراد پس از شنیدن این آهنگ، دست به خودکشی زده‌اند.
    نخستین بار در فوریه ۱۹۳۶، مأموران پلیس بوداپست هنگام بررسی پرونده خودکشی یک کفاش به نام جوزف کِلر، به تأثیر عمیق این آهنگ پی بردند.
    آنها دیدند که مرده به جای نوشتن وصیتنامه یا یادداشتی درباره دلیل اقدامش، تنها برگه‌ای حاوی چند بیت از شعر «یکشنبه غم‌انگیز» بر جای گذاشته بود. پلیس حدس زد که این ترانه احتمالاً خاطرات شخصی و احساسی را برای جوزف کِلر زنده کرده است.
    اما پس از مرگ او، موارد مشابه دیگری در مجارستان رخ داد که در همه آنها نشانی از ترانه «یکشنبه غم‌انگیز» دیده می‌شد. برخی از متوفیان، متن این آهنگ را به جای وصیتنامه از خود به جا گذاشته بودند و برخی دیگر نیز پیش از مرگ، به تأثیر این قطعه موسیقی بر تصمیمشان برای پایان دادن به زندگی خود اشاره کرده بودند.

    خودکشی با ملودی یکشنبه‌ای غمگین

    گاهی یک آهنگ می‌تواند تمام بار سنگین یک روز سخت را روی دوش خود بگذارد. تصور کنید یکشنبه‌ای ابری، زمانی که سکوت خانه را فرا گرفته و تنها نوای یک ملودی غم‌انگیز از اتاقی دیگر به گوش می‌رسد. این صدا می‌تواند ناامیدی و تنهایی را عمیق‌تر کند، گویی که موسیقی، زبان حال دل‌های شکسته می‌شود.

    در چنین لحظاتی، افکار تاریک ممکن است به ذهن خطور کنند. اما مهم است که به یاد داشته باشیم این احساسات، هرچند شدید، موقتی هستند. غم و اندوه مانند همان آهنگ است؛ می‌آید و در نهایت می‌رود. درک این موضوع که ما تنها نیستیم و کمک همیشه در دسترس است، می‌تواند نور کوچکی در آن تاریکی باشد.

    اگر امروز بار سنگینی روی قلب خود احساس می‌کنی، اگر آن آهنگ غم‌انگیز درونت طنین انداخته، بدان که گوش شنوایی هست که حرف‌هایت را بشنود و دستی هست که تو را بگیرد. شجاعت در طلب کمک کردن است، نه در سکوت کشیدن.

    داستان های خودکشی افراد

    گزارش‌هایی منتشر شد که دو نفر در دو شهر جداگانه (بدون اطلاع از عمل دیگری) از نوازندگان خیابانی درخواست کردند آهنگ «یکشنبه غمگین» (که اکنون شهرت یافته بود) را برایشان بنوازند و سپس به زندگی خود پایان دادند.

    روزنامه‌ها نوشتند مردی از نوازندگان یک کلوپ شبانه خواست تا این قطعه را اجرا کند و پس از آن، دقیقاً جلوی در ورودی کلوپ با شلیک به سرش خودکشی کرد.

    ماهیگیران نقل می‌کردند که هر از گاهی جسد بی‌جان فردی را از رودخانه دانوب بیرون می‌کشند که کاغذی را در انگشتان به هم فشرده خود محکم چسبانده است و همیشه روی تکه‌های باقی‌مانده آن کاغذ که در مشت جسد از آب در امان مانده، بیت‌هایی از ترانه «یکشنبه غم‌انگیز» دیده می‌شود.

    کمی بعد نیز مردی هشتادساله خود را از طبقه هفدهم یک ساختمان به پایین پرتاب کرد. شاهدان گفتند او تا لحظه برخورد با زمین، آهنگ «یکشنبه غمگین» را زمزمه می‌کرد.

    در شهر رم، پسربچه‌ای پس از شنیدن این آهنگ از یک نوازنده دوره‌گرد، دوچرخه خود را نزدیک رودخانه رها کرد، تمام پول‌هایش را به نوازنده داد و خود را از روی پل به داخل آب انداخت.

    در شمال لندن نیز، همسایه‌های وحشت‌زده‌ای از پلیس خواستند تا در خانه زنی را باز کنند، چون برای ساعات متمادی صدای «آهنگ خودکشی مجار» (نامی که بعدها به «یکشنبه غم‌انگیز» داده شد) به طور پیوسته از خانه او شنیده می‌شد. مأموران با شکستن در، با جسد زنی روبرو شدند که یک گرامافون در کنارش قرار داشت و سوزن آن روی حالت «تکرار بی‌پایان» تنظیم شده بود.

    از شهرت تا ممنوع شدن

    با گسترش محبوبیت این آهنگ در اروپا، پدیده خودکشی‌های مرتبط با آن نیز از مجارستان فراتر رفت و به دیگر کشورها کشیده شد. در چندین شهر اروپایی، برخی افراد پیش از پایان دادن به زندگی خود، در وصیتنامه‌شان درخواست کردند که در مراسم تدفینشان آهنگ «یکشنبه غم‌انگیز» پخش شود.

    محبوبیت این ترانه حتی به آمریکا نیز رسید. متن آن به انگلیسی برگردانده شد و خوانندگان مختلفی آن را اجرا کردند. معروف‌ترین و اولین نسخه انگلیسی این آهنگ را بیلی هالیدی در سال ۱۹۴۱ خواند. او از تنظیم‌کننده اثر خواسته بود تا تغییراتی در ملودی ایجاد کند تا تأثیر غم‌انگیز آن بر شنوندگان آمریکایی به شدت شنوندگان اروپایی نباشد. در نهایت، کشورهایی از جمله آمریکا و مجارستان پخش این آهنگ را ممنوع اعلام کردند.

    ترجمه اشعار

    یکشنبه‌ای تلخ و اندوهگین است، ساعاتم پر از بی‌خوابی و بی‌قراری است.
    عزیز دلم، سایه‌هایی که همراهم هستند، پایان ندارند.
    گل‌های ریز سفید هرگز تو را از خواب بیدار نمی‌کنند،
    نه آنجا که الهه‌ای تاریک، تو را در اندوه خود گرفته است.
    فرشتگان به برگرداندن تو فکر نمی‌کنند،
    آیا اگر من به پیوستن به تو بیندیشم، خشمگین می‌شوند؟
    یکشنبهٔ غم‌انگیز
    یکشنبه و سایه‌هایش غم‌انگیزند؛ و من تمام آن را سپری می‌کنم.
    من و قلبم تصمیم گرفتیم که به همه چیز پایان دهیم،
    به زودی شمع‌هایی روشن و دعاهایی اندوهبار اینجا خواهد بود.
    نگذار زاری کنند، بگذار بدانند که من از این رفتن خوشحالم.
    مرگ رؤیا نیست برای کسی که مرده است، با مرگ تو را در آغوش می‌کشم.
    با آخرین نفس روحم، تو را تقدیس خواهم کرد.
    یکشنبه غم‌انگیز
    رؤیا بود، من تنها رؤیا می‌دیدم.
    بیدار شدم و تو را در خواب دیدم که در ژرفای قلبم جایی داری.
    عزیزم، امیدوارم که رؤیایم هرگز تو را نیازارد،
    قلبم به تو می‌گوید که چقدر دوستت دارم.

    خودکشی سازنده اثر

    داستان پشت آهنگ «یکشنبه غم‌انگیز» چه هست؟
    در پایان، رِژو سِرِس در ماه ژانویه سال ۱۹۶۸ از پنجره آپارتمانش در شهر بوداپست خود را به پایین پرتاب کرد، اما از این سقوط جان به در برد. با این حال، او بعداً در بیمارستان با استفاده از سیم برق، زندگی خود را پایان داد.
    روز پس از مرگ سرس، روزنامه نیویورک تایمز نوشت: روز گذشته رِژو سِرِس، خالق آهنگ معروف «یکشنبه غم‌انگیز»، به زندگی خود پایان داد. دیروز، روز یکشنبه بود.

  • زندگی شخصی استاد محمدرضا شجریان

    زندگی شخصی استاد محمدرضا شجریان

    به ندرت می‌توان کسی را یافت که با استاد محمدرضا شجریان آشنا نباشد. در این بخش از وبلاگ آنبین، با نام‌آورترین استاد آواز ایران بیشتر آشنا شوید.

    برای یادگیری پیشرفته، به چند نکته مهم که باید پیش از خرید ساز هنگ درام بدانید مراجعه کنید.

    زندگی شخصی استاد محمدرضا شجریان

    محمدرضا شجریان در سن بیست و یک سالگی و در دوران معلمی، با خانم فرخنده گل‌افشان که او نیز آموزگار دبستان بود آشنا شد. آن دو در شهر قوچان عقد کردند. یک سال بعد، در بیست و نهم مردادماه ۱۳۴۱، مراسم عروسی خود را در مشهد برگزار کردند و زندگی مشترکشان آغاز شد. ثمره این ازدواج سه دختر به نام‌های راحله و افسانه و یک پسر به نام همایون بود.

    مقاله تعریف ارکستراسیون یا سازآرایی حاوی اطلاعات جامعی است.

    شجریان در سال ۱۳۷۱ از همسر اول خود جدا شد و یک سال بعد با خانم کتایون خوانساری ازدواج کرد. حاصل این پیوند، پسری به نام رایان است که دومین پسر محمدرضا شجریان به شمار می‌آید و در شهر ونکوور به دنیا آمد.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله آشنایی با تاریخچه موسیقی هرمزگان مراجعه کنید.

    برای مطالعه بیشتر، به نت سفید و نت سیاه چیست؟ سری سر بزنید.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله آشنایی با دیجیریدو ،یک ساز بادی چوبی را مطالعه کنید.

    فعالیت های هنری

    زندگی خصوصی استاد محمدرضا شجریان
    محمدرضا شجریان در سال ۱۳۴۹ همکاری خود با تلویزیون ملی ایران را شروع کرد و در همان زمان، عنوان خوشنویس برتر را نیز به دست آورد.
    او تا سال ۱۳۵۰ با نام مستعار سیاوش بیدکانی در رادیو فعالیت می‌کرد، اما پس از آن تصمیم گرفت تا از نام واقعی خود استفاده کند. در همین سال با فرامرز پایور آشنا شد و نزد او به آموختن سنتور و ردیف‌های آوازی پرداخت.
    آشنا شدن با سنتور، علاقه‌ی او را بیشتر کرد و باعث شد تا نت‌خوانی و آموزش سنتور را نزد آقای جلال اخباری ادامه دهد. همچنین، او به ساختن سنتور و پژوهش برای بهبود کیفیت صدای این ساز روی آورد و این‌گونه تجربه‌های خود در زمینه موسیقی را گسترش داد.
    شجریان، شیوه‌های خوانندگی استادانی مانند اقبال‌السلطان، تاج اصفهانی، میرزا ظلی، ادیب خوانساری، حسین قوامی و بنان را از روی صفحات و نوارهای قدیمی با دقت زیاد گوش می‌داد و بررسی می‌کرد.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله آشنایی با اصطلاحات پایه ای و اصلی موسیقی را مطالعه کنید.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله آشنایی با اصطلاح مایه در موسیقی سر بزنید.

    مقاله شهرام ناظری ، شوالیه آواز ایران حاوی اطلاعات جامعی است.

    تدریس دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران

    محمد‌رضا شجریان تدریس آواز را در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران از سال ۱۳۵۴ شروع کرد. با تعطیلی این رشته در سال ۱۳۵۸، فعالیت آموزشی او در آنجا به پایان رسید.
    او در سال ۱۳۵۷ به همراه هوشنگ ابتهاج و چند هنرمند دیگر، از همکاری با رادیو کنار کشید. شجریان پیش از آن، در اسفند سال ۱۳۵۶ شرکت دل‌آواز را تأسیس کرده بود. همچنین در همان سال، در مسابقه تلاوت قرآن کشوری مقام اول را کسب کرد.
    در جریان انقلاب ۱۳۵۷، او چند سرود میهنی اجرا کرد و پس از آن همکاری با نهادهای دولتی را ادامه نداد. در آن دوران، بیشتر وقت خود را در خانه به پژوهش روی ردیف‌های آوازی و آموزش شاگردان قدیمی‌اش اختصاص داد.
    در طول دهه شصت، همکاری پرباری بین شجریان و پرویز مشکاتیان شکل گرفت که نتیجه آن انتشار آلبوم‌های ماندگاری مانند بیداد همایون، آستان جانان، سرّ عشق (ماهور)، نوا، دستان، گنبد مینا و جان عشاق شد. او در این سال‌ها با گروه موسیقی عارف، کنسرت‌هایی در خارج از کشور برگزار کرد.
    پس از سال ۱۳۶۸، به همراه داریوش پیرنیاکان و جمشید عندلیبی به اجرای کنسرت در آمریکا و اروپا پرداخت. این گروه در سال بعد، کنسرت‌هایی را برای کمک به آسیب‌دیدگان زلزله رودبار اجرا کردند.
    در آن دوره، آلبوم‌هایی مانند دل مجنون، سرو چمان، یاد ایام و آسمان عشق با همکاری گروه آوا، و نیز آلبوم دلشدگان با آهنگسازی حسین علیزاده منتشر شد.
    شجریان در سال ۱۳۷۴ در شهرهای مختلف ایران از جمله اصفهان، شیراز، ساری، کرمان و سنندج کنسرت برگزار کرد. در همین سال، آلبوم چشمه نوش را با همکاری محمدرضا لطفی و پس از آن، آلبوم در خیال را با مجید درخشانی ارائه داد. او در سال ۱۳۷۷ نیز آلبوم شب، سکوت، کویر را با آهنگسازی کیهان کلهر منتشر کرد.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب تاریخچه آموزش موسیقی کودک در جهان را از دست ندهید.

    بیماری استاد محمدرضا شجریان

    اولین بار بعد از بستری شدن محمدرضا شجریان در سال ۱۳۸۶ و جراحی ریه‌ی این هنرمند بزرگ ایرانی، خبر بیماری سرطان ریه‌ی او مطرح گردید؛ اما در همان زمان بعضی از خبرگزاری‌ها این موضوع را تکذیب کردند.
    این خبر دوباره پس از بستری شدن ایشان در شهریور ماه سال ۱۳۹۴ بر سر زبان‌ها افتاد، اما یکی از همان رسانه‌ها به نقل از یکی از پزشکان معالجش در بیمارستان کسری، بیماری استاد شجریان را رد کرد.
    شجریان از زمانی که خبر بیماری‌اش در سال ۹۵ علنی شد، دیگر در جمع‌های هنری دیده نشد و تعداد کمی توانستند او را ملاقات کنند. اما استاد در یک پیام ویدیویی برای تبریک سال نو ۱۳۹۵، با ظاهری تغییرکرده و موهای بسیار کوتاه حاضر شد. برخی پایگاه‌های خبری از ابتلای او به سرطان کلیه خبر دادند.

  • ساز ترومپت ،ساز سپاهیان روم

    ساز ترومپت ،ساز سپاهیان روم

    ترومپت یک ساز با صدای رسا و دلنشین است. اگر بخواهیم گذشته آن را بررسی کنیم، می‌بینیم که بیشتر در میدان‌های نبرد و برای اهداف نظامی مورد استفاده قرار می‌گرفته است. در این نوشته از وبلاگ آنبین، بیشتر با ساز ترومپت، ساز سربازان روم باستان، آشنا خواهید شد.

    آشنایی با ساز ترومپت

    ترومپت که در زبان فرانسه trompette و در انگلیسی trumpet نامیده می‌شود، یکی از سازهای بادی از جنس برنج است. این ساز در گروه سازهای بادی برنجی، زیرترین و بالا ترین صداها را تولید می‌کند.

    ترومپت یک ساز انتقالی محسوب می‌شود و شکل آن شبیه به ساز کورنت است. تفاوت اصلی این دو ساز در شکل لولهٔ آنهاست. لولهٔ ترومپت در بیشتر طول خود قطر یکسانی دارد، اما لولهٔ کورنت از ناحیه دهانی تا انتها به آرامی گشاد می‌شود. همین ویژگی باعث می‌شود صدای کورنت نرم‌تر و گرم‌تر از ترومپت باشد.

    این ساز در سبک‌های مختلف موسیقی مانند کلاسیک، جاز و پاپ استفاده می‌شود. از سازهای هم‌خانواده با ترومپت می‌توان به هورن، ترومبون و توبا اشاره کرد. در ساخت ترومپت نسبت به سازهایی مثل هورن، ترومبون، باریتون و توبا، از آلیاژ برنج بیشتری استفاده شده است. به نوازنده این ساز Trumpeter یا Trumpet player می‌گویند.

    معمول‌ترین نوع ترومپت روی نت سی بمل کوک می‌شود، به این معنی که وقتی نوازنده نت دو را می‌نوازد، صدای سی بمل شنیده می‌شود. البته انواع مختلفی از ترومپت در این خانواده وجود دارد.

    روی لوله این ساز سه دکمه مشاهده می‌شود. با فشردن دکمه اول، طول لوله افزایش یافته و صدای ساز یک پرده بم‌تر می‌شود. دکمه دوم صدا را نیم پرده پایین می‌آورد و دکمه سوم نیز صدای ساز را یک پرده و نیم بم‌تر می‌کند.

    ترومپت، ساز نظامیان روم باستان بود.

    ساختمان ترومپت

    لوله ترومپت شکلی مخروطی دارد که در انتها به یک دهانه گشاد و ناقوس‌مانند ختم می‌شود. تا قرن پانزدهم، این لوله به شکل صاف و مستقیم ساخته می‌شد، اما پس از آن به شکل خمیده و منحنی درآمد.

    روی لوله سه دکمه وجود دارد. با فشردن دکمه اول، طول لوله بیشتر شده و صدای ساز یک پرده بم‌تر می‌شود. دکمه دوم صدای ساز را نیم پرده پایین می‌آورد و با فشار دادن دکمه سوم، صدا حدود یک پرده و نیم بم‌تر می‌شود.

    تاریخچه‌ی ساز ترومپت

    سابقه ترومپت به زمان‌های بسیار قدیم، حدود ۱۵۰۰ سال قبل از میلاد بازمی‌گردد و در میان سربازان رومی کاربرد داشته است.
    ترومپت‌های اولیه از چوب نی و شاخ حیوانات ساخته می‌شدند و در شکار و نبردها از آنها استفاده می‌کردند. بعدها یونانیان نوع فلزی این ساز را ساختند و سپس در اروپا شخصی به نام دنر نخستین ترومپت فلزی را تولید کرد.
    بین سده‌های هفتم تا سیزدهم میلادی در چین، ترومپت‌هایی بلند نواخته می‌شد که از جمله آنها انواع ساخته شده از استخوان لگن و صدف دریایی بودند.
    در مصر باستان نیز نوعی ترومپت مستقیم برای امور نظامی و رژه مرسوم بود که نمونه‌های مسی و نقره‌ای آن در آرامگاه فرعون توت انخ آمون یافت شده است. از دوره صفویه به بعد، ترومپت اروپایی در ایران و ترکیه سازی شناخته شده بود.
    ترومپت‌های قدیمی فاقد کلید یا پیستون بودند. اما در سال ۱۸۱۰ شخصی به نام هلیدی با افزودن کلیدهایی به این ساز، به پیشرفت ترومپت و دیگر سازهای بادی برنجی کمک شایانی کرد.

    انواع ترومپت

    همانطور که پیش‌تر اشاره شد، ترومپت سازی است که قابلیت انتقال به گام‌های مختلف را دارد و در مدل‌های گوناگونی مانند ترومپتِ دو، سی‌بمل، ر، می‌بمل، می، لا و سل ساخته می‌شود. انتخاب هر نوع از این سازها به دامنه‌ی صدایی آن و نیازی که نوازنده دارد بستگی دارد. معیارهای اصلی برای انتخاب یک ترومپت، آسان‌تر شدن اجرای قطعه و همچنین کیفیت و رنگ صدای مطلوب ساز در هنگام نواختن است.
    برخی از نوازندگان سرشناس ترومپت عبارتند از:

    مورتایمر
    آلن رابین (در سبک ریتم‌اند‌بلوز)

    ترومپت در ایران

    در ایران، ساز ترومپت و دیگر سازهای بادی برنجی همچون ترومبون، ساکسیفون و شیپور، نه تنها در ارکسترها و اجراهای گروهی به کار می‌روند، بلکه در مراسم مذهبی ماه محرم نیز نواخته می‌شوند.
    برخی از نوازندگان برجسته ترومپت در ایران عبارتند از:
    منوچهر بیگلری
    امید حاجیلی
    نصرالله زرین‌پنجه
    محمود قراملکی
    مصطفی گرگین‌زاده

  • بهترین آموزشگاه سنتور در شرق تهران

    بهترین آموزشگاه سنتور در شرق تهران

    آموزش سنتور در منطقه نارمک

    اگر عاشق موسیقی ایرانی باشید، بدون شک نوای دلنشین سنتور شما را مجذوب خود می‌کند. سنتور یکی از پایه‌های مهم موسیقی اصیل ایرانی است و میان سازهای ملی، مقامی ویژه دارد. به همین دلیل، شمار زیادی از مردم مشتاق یادگیری نواختن این ساز هستند.

     معرفی کوتاهی از سنتور

    سنتور یک ساز ایرانی است که با زه یا سیم صدا تولید می‌کند. در فرهنگ لغت دهخدا درباره این ساز نوشته‌اند: سنتور یکی از سازهای قدیمی ایران است که شکل آن مانند ذوذنقه می‌باشد. این ساز تعداد زیادی سیم دارد و نوازنده با دو مضراب چوبی آن را می‌نوازد. معمول‌ترین گونه سنتور، نوع ۹ خرک آن است که ۷۲ سیم دارد. این سیم‌ها در گروه‌های چهارتایی قرار گرفته و در مجموع ۱۸ گروه سیم را تشکیل می‌دهند.

    سنتور سازی با اصالت کاملاً ایرانی است و عده‌ای معتقدند مخترع آن ابو نصر فارابی بوده است. قدیمی‌ترین اثری که از این ساز به جا مانده، مربوط به حکاکی‌های دوران آشور و بابلیان در حدود ۵۵۹ سال قبل از میلاد مسیح است.

    نوازندگان به نام سنتور

    از نوازندگان سرشناس و قدیمی ساز سنتور می‌توان افرادی مانند محمدصادق خان، علی‌اکبر شاهی، سماع حضور، حبیب سماعی، ابوالحسن صبا و حسین صبا را نام برد. همچنین در دهه‌های اخیر نوازندگان برجسته‌ای چون فرامرز پایور، محمد حیدری، محمد کیانی، پرویز مشکاتیان، حسین ملک، سوسن دهلوی، پشنگ کامکار، جواد بطحایی و اردوان کامکار در این عرصه شناخته شده‌اند. از میان سازندگان نامدار سنتور نیز می‌توان از داریوش سالاری یاد کرد.
    بهترین آموزشگاه سنتور در شرق تهران.

    بهترین آموزشگاه سنتور در شرق تهران

    شاید شما هم این کشش و توانایی را در خود احساس کرده باشید. اگر دوست دارید نواختن ساز سنتور را یاد بگیرید، ابتدا باید به فکر انتخاب یک آموزشگاه مناسب باشید. محل آموزشگاه، دسترسی آسان به آن، نحوه رفت‌وآمد و همچنین محیط آن و مربیانش از اولین چیزهایی است که باید در نظر بگیرید.

    اگر ساکن شرق تهران یا محله نارمک هستید و به خاطر عشق به موسیقی دنبال یک آموزشگاه خوب می‌گردید، آنبین به عنوان یکی از بزرگ‌ترین و مجهزترین آموزشگاه‌های موسیقی شرق تهران می‌تواند انتخاب مناسبی برای شما باشد.

    یادگیری هنر نیاز به روش‌های تشویقی و تخصصی دارد که خوشبختانه آنبین با بهره‌گیری از استادان نام‌آشنا در این زمینه، توانسته بهترین خدمات را به هنرجویان ارائه دهد. بنابراین اگر مشتاقید تا ساز سنتور را با دستان خود و به زیبایی بنوازید، استادان ما در آنبین آماده‌اند تا به شما هنرجویان عزیز خدمت کنند.

  • آشنایی با استاد جواد معروفی

    آشنایی با استاد جواد معروفی

    اسعد جواد معروفی از پیشگامان نوازندگی پیانو در ایران محسوب می‌شود. او آموزش‌دهنده‌ی بسیاری از هنرمندان نام‌آشنا بوده که از میان آن‌ها می‌توان به انوشیروان روحانی و اردشیر روحانی اشاره کرد. در این نوشته از وبلاگ آنبین، بیشتر با زندگی و کارهای این استاد بزرگ آشنا خواهیم شد.

    بیوگرافی استاد جواد معروفی

    جواد معروفی در سال ۱۲۹۱ در تهران به دنیا آمد. او آهنگساز، نوازنده پیانو و رهبر ارکستر بود. مادرش «عـذرا» و پدرش «موسی معـروفی» از شاگردان ویژه درویش خان و از موسیقی‌دانان سرشناس زمان خود بودند.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، تفاوت گیتار آکوستیک و کلاسیک را از دست ندهید.

    او در سن چهارده سالگی، در زمانی که علی‌نقی وزیری مدیریت هنرستان موسیقی را بر عهده داشت، وارد این هنرستان شد و تحصیل خود را آغاز کرد. ساز تخصصی او پیانو بود و نزد بانوی هنرمندی به نام تاتیانا خاراطیان، فنون نوازندگی پیانوی کلاسیک را فرا گرفت.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه تاریخچه ساز ساکسفون.

    او با چیره‌دستی، اتودها و پرلودهای شوپن، سونات‌های موتسارت، بتهوون، شوبرت و فوگ‌های باخ را اجرا می‌کرد. در کنار موسیقی کلاسیک، به یادگیری موسیقی ایرانی نیز ادامه داد و آموزش‌های خود را نزد علی‌نقی وزیری به پایان رساند.

    آشنایی با استاد جواد معروفی

    جواد معروفی یکی از چهره‌های برجسته موسیقی ایران است. او در سال ۱۲۹۱ در تهران به دنیا آمد. از کودکی به موسیقی علاقه داشت و نزد استادان بزرگی آموزش دید. معروفی نوازنده چیره‌دست پیانو بود و آهنگ‌های زیبایی ساخت که هنوز هم شنیده می‌شوند.

    او در کنار نوازندگی، به آموزش موسیقی نیز بسیار اهمیت می‌داد و شاگردان زیادی را تربیت کرد. آثار او ترکیبی زیبا از موسیقی ایرانی و تکنیک‌های جهانی است که برای گوش‌های ایرانی آشنا و دلنشین است.

    استاد معروفی در طول زندگی پربار خود، نقش مهمی در پیشبرد موسیقی کلاسیک ایران داشت و یاد و خاطره‌اش همچنان در دل دوستداران موسیقی زنده است.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه تاثیرات درمانی موسیقی بر بدن.

    ازدواج و ورود به عرصه حرفه ای

    در هجده سالگی با “شمس زمان” ازدواج کرد که ثمره این پیوند، چهار فرزند به نام‌های منوچهر، شکوه زمان (گیتی)، ژیلا و فرهاد بود.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در آشنایی با استاد حسین دهلوی پیدا کنید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه بیوگرافی منوچهر چشم آذر.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً آشنایی با ساز توبا را بخوانید.

    در سال ۱۳۱۲، وقتی تنها بیست و یک سال داشت، به خاطر نبوغ چشمگیرش در موسیقی، به وزارت فرهنگ آن زمان پیوست و به عنوان آموزگار موسیقی در مدارس تهران مشغول کار شد. او در هنرستان موسیقی به آموزش نت‌خوانی و درک موسیقی می‌پرداخت.

    از آغاز کار رادیو در سال ۱۳۱۹، در آنجا نیز فعالیت خود را آغاز کرد. با اینکه در آن زمان جوان بود، هم به عنوان نوازنده پیانو و هم به عنوان رهبر ارکستر شماره یک فعالیت می‌کرد.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله موسیقی فیوژن چیست؟ سر بزنید.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب بیوگرافی محسن چاووشی را بخوانید.

    توصیه می‌کنیم این مطلب ژانر موسیقی به چه معناست ؟ را حتماً بخوانید.

    برای یادگیری پیشرفته، به تفاوت موسیقی اصیل ایرانی و موسیقی غربی مراجعه کنید.

    در نخستین ارکستر رادیو، نوازندگانی مانند صبا، حبیب سماعی، حسین تهرانی، مرتضی نیداوود و استاد معروفی حضور داشتند.

    از سال ۱۳۳۲، سرپرستی بخش موسیقی رادیو به او سپرده شد و در همان زمان به عضویت شورای عالی موسیقی نیز درآمد. معروفی همچنین رهبر ارکستر شماره یک و رهبر ارکستر بزرگ گلها بود. او تنظیم آثار آهنگسازان نامداری مانند شیدا، عارف، رکن‌الدین‌خان و درویش‌خان و بسیاری دیگر از آهنگسازان ایرانی را بر عهده داشت.

    برای گسترش دانش خود، مقاله سبک موسیقی مینیمال به چه سبکی گفته می شود؟ را مطالعه کنید.

    ترانه های خیام

    او در نواختن پیانو برای موسیقی ایرانی، بیشتر از روش مشیر همایون الهام می‌گرفت تا مرتضی محجوبی. اما سبک خاص و بی‌همتایی داشت که در آن مهارت فنی به وضوح دیده می‌شد. معروفی بیش از چهل سال در زمینه آهنگسازی فعالیت کرده است.
    معروفی و پدرش از پیشگامان کسانی به شمار می‌روند که قطعاتی در زمینه موسیقی ایرانی برای پیانو ساخته و تنظیم کرده‌اند. نخستین قطعه‌ای که معروفی ساخت، “ترانه‌های خیام” بر اساس رباعیات خیام بود که در سال ۱۳۱۵ اجرا شد.
    از جمله کارهای فرهنگی و آموزشی استاد می‌توان به سال‌های تدریس او در دانشگاه تهران اشاره کرد. او در آن دوران، روش ساخت آهنگ و قالب‌های اصلی موسیقی را آموزش می‌داد.
    جواد معروفی فردی فروتن، خوش‌برخورد و صمیمی بود. شاید بتوان گفت او از کسانی بود که در طول زندگی هنری‌اش کوشش فراوانی کرد تا میان موسیقی سنتی و غربی پیوند برقرار کند.
    استاد معروفی در سال‌های تدریسش در هنرستان موسیقی و دانشگاه تهران، شاگردان نامداری مانند اردشیر روحانی، افلیا پرتو، انوشیروان روحانی، مهین زرین پنجه و … را پرورش داد.
    خودش می‌گوید:
    سبک من را انوشیروان روحانی، اردشیر روحانی، افلیا پرتو، مهین زرین پنجه و ساسان محبی خوب می‌نوازند. آنها شاگردان خوبم بوده‌اند. آنها هم موسیقی ایرانی و هم موسیقی غربی را می‌دانند.
    موسیقی ایرانی را وقتی به شاگرد یاد می‌دهیم که دستش روان باشد و موسیقی کلاسیک را کار کرده باشد. چون موسیقی کلاسیک دست را روان و نت‌خوانی را قوی می‌کند. بعد از آن موسیقی ایرانی را به او آموزش می‌دهیم، چون موسیقی ایرانی تکنیک گسترده‌ای دارد.

    مقاله آشنایی با انواع سازهای بادی منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    درگذشت

    جواد معروفی در صبح روز سه‌شنبه، شانزدهم آذر سال ۱۳۷۲ در تهران چشم از جهان فروبست. پیکر وی در بخش هنرمندان بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.

  • معرفی ساز آکاردئون ،نوستالژی موسیقی خیابانی

    معرفی ساز آکاردئون ،نوستالژی موسیقی خیابانی

    در سال‌های گذشته، نوازندگانی را می‌دیدیم که آکاردئون به دست در کوچه و خیابان قدم می‌زدند و برای مردم می‌نواختند. به همین دلیل، شاید آکاردئون برای خیلی‌ها یادآور خاطرات موسیقی زنده در فضای شهر باشد. امروزه اما با گسترده‌تر شدن اجرای موسیقی در معابر، سازهای متنوع‌تری مانند گیتار، سه‌تار و حتی هنگ درام نیز دیده می‌شوند. در این قسمت از وبلاگ آنبین می‌خواهیم شما را بیشتر با این ساز سنتی و دلنشین آشنا کنیم. با ما بمانید.

    معرفی ساز آکاردئون ،نوستالژی موسیقی خیابانی

    آکوردئون یک ساز قابل حمل است که با حرکت دادن و فشردن دو طرف آن، هوا از میان تیغه‌های فلزی عبور می‌کند و صدا ایجاد می‌شود. این ساز معمولاً دارای دکمه یا صفحه کلید است و نوازنده با یک دست ملودی را می‌نوازد و با دست دیگر با فشار دادن دکمه‌ها، آکوردها و همراهی را اجرا می‌کند.

    دامنه صوتی و قابلیت‌های آکوردئون به تعداد دکمه‌ها و اندازه ساز بستگی دارد. به دلیل نحوه تولید صدا و ساختار آن، این ساز را شبیه به ارگ‌های بادی قدیمی در کلیسا می‌دانند.

    خانواده آکاردئون

    خانواده آکاردئون اعضای مختلفی دارد که در یک گروه قرار می‌گیرند. این گروه شامل سازهای زیر است:

    کنسرتینا (concertina)،
    بندونئون (bandoneon)،
    هارمونیوم (harmonium)
    و امریکن رید ارگان (American reed organ)

    همچنین خود ساز آکاردئون نیز انواع گوناگونی دارد؛ مانند نوع کروماتیک، دیاتونیک، استاندارد و فیری باس.
    آکاردئون در بسیاری از جنبه‌ها یک ساز چندصدا محسوب می‌شود. با این ساز می‌توان چند نت را همزمان نواخت. این کار نه تنها با فشار دادن چند کلید با هم ممکن است، بلکه حتی با فشردن یک کلید هم می‌توان چند صدا را با هم ایجاد کرد؛ البته به شرطی که پیش از نواختن، آکوردهای سمت چپ ساز را آماده کرده باشید.
    به همین دلیل آکاردئون سازی بسیار غنی و چندصدایی است که می‌تواند به تنهایی نقش یک گروه موسیقی را ایفا کند. شکل بدنه آکاردئون این امکان را فراهم می‌کند که تغییرات بسیار ظریف و دقیقی در صدا ایجاد شود؛ برخلاف ساز اصلی آن یعنی «ارگان» که چنین ویژگی‌ای ندارد.

    مقاله گام در موسیقی چگونه نامگذاری می گردد ؟ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً گام در موسیقی چیست؟ را بخوانید.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله آشنایی با یکی از مفاخر موسیقی سنتی ایرانی، نصرالله ناصح پور سر بزنید.

    تاریخچه‌ی ساز آکاردئون

    این ساز برای نخستین بار در آغاز سده نوزدهم میلادی در اروپا ساخته و نواخته شد. سپس در موسیقی‌های فولکلور مناطق گوناگونی مانند آمریکای شمالی، آمریکای جنوبی، روسیه و نیز اروپا جای خود را باز کرد. گونه کهن این ساز را هارمونیکا نیز می‌نامند که در زبان یونانی به معنای هماهنگی و هارمونی در موسیقی است.
    با نگاهی به موسیقی فیلم‌های فرانسوی درمی‌یابیم که در بسیاری از آن‌ها از آکاردئون بهره برده‌اند؛ به همین دلیل است که مردم بریتانیا این ساز را نمادی فرانسوی می‌پندارند. همچنین در ذهن بسیاری از آمریکایی‌ها، آکاردئون با ترانه‌ها و آهنگ‌های رقص قدیمی پیوند خورده است.

  • بیوگرافی استاد ابوالحسن صبا

    بیوگرافی استاد ابوالحسن صبا

    استاد ابوالحسن صبا یکی از پیشگامان و بزرگان موسیقی ایران است. او از سنین پایین با دنیای موسیقی مانوس شد و توانست نواختن بسیاری از سازها را به خوبی فرا بگیرد. در این نوشته از وبلاگ آنبین، بیشتر درباره زندگی و هنر این استاد نامدار بخوانید.

    بیوگرافی استاد ابوالحسن صبا

    ابوالحسن صبا در سال ۱۲۸۱ خورشیدی در یک خانواده فرهنگی و اهل هنر به دنیا آمد. پدرش، کمال‌السلطنه، پزشک و ادیبی بود که به موسیقی علاقه‌ی زیادی داشت. آموزش‌های اولیه‌ی موسیقی صبا از سوی پدرش آغاز شد.

    استاد صبا بدون تردید یکی از برجسته‌ترین چهره‌های موسیقی ایران است. او در نواختن تمام سازهای ردیف دستی مهارت داشت و سازهای ایرانی مانند سنتور، تار، سه‌تار، تنبک، نی، کمانچه، ویولن و همچنین پیانو را در سطح عالی می‌نواخت. با این حال، ویولن و سه‌تار را به عنوان سازهای اصلی و تخصصی خود انتخاب کرده بود. او در مدرسه عالی موسیقی شاگرد علی‌نقی وزیری بود و بعدها به عنوان تک‌نواز در ارکستر استاد وزیری فعالیت کرد.

    ابوالحسن صبا در سال ۱۳۰۲ وارد مدرسه عالی موسیقی شد که بنیانگذار آن علینقی وزیری بود. او در ۲۲ سالگی به عنوان دانشجوی برتر و تک‌نواز برنامه‌های این مدرسه شناخته می‌شد و مورد تقدیر و احترام استادان و هم‌دورانش قرار گرفت.

     نخستین اثر ضبط ‌شدهٔ  استاد صبا

    اولین کار ضبط شده از استاد صبا، قطعۀ زرد ملی (زرد ملیجه) با ویولن بود که در سال ۱۳۰۶ به صورت صفحه منتشر شد. این قطعه میان دو بخش سرود “ای وطن” با صدای روح‌انگیز پخش می‌شد و با استقبال زیادی روبرو گشت.

    برای مطالعه بیشتر، به تعریف ارکستراسیون یا سازآرایی سری سر بزنید.

    در همان سال، علینقی وزیری از ابوالحسن صبا خواست تا در شهر رشت یک مدرسۀ ویژه برای آموزش موسیقی راه‌اندازی کند.
    او نزدیک به دو سال در رشت ماند و در این مدت، افزون بر تدریس موسیقی، به روستاها و مناطق کوهپایه‌ای شمال ایران سفر کرد و به گردآوری نغمه‌های محلی پرداخت و دستاوردهای ارزشمندی از این سفرها با خود آورد. آهنگ‌هایی مانند دیلمان، رقص چوبی قاسم‌آبادی، کوهستانی و امیری مازندرانی از یادگارهای همین دورۀ زندگی او هستند.

    برای مطالعه بیشتر، به آشنایی با تاریخچه موسیقی هرمزگان سری سر بزنید.

    توانایی در نواختن همه سازها

    استاد صبا در نواختن تمام سازهای موسیقی ایرانی مهارت کامل داشت و سازهایی مانند سنتور، تار، سه‌تار، تنبک، نی، کمانچه، ویولن و نی را در سطح عالی می‌نواخت. اما ویولن و سه‌تار را به عنوان سازهای اصلی و تخصصی خود انتخاب کرد.

    او سه‌تار را با حالتی روح‌نواز می‌نواخت و اولین معلم سه‌تار پسرش نیز بود. صبا علاوه بر نوازندگی، گاهی قطعات موسیقی نیز می‌ساخت. او با ادبیات کهن ایران آشنایی عمیقی داشت و زبان انگلیسی را هم می‌دانست.

    علاقه‌مند به پرورش گل نیز بود. ساز تخصصی او ویولن بود که نواختن آن را نزد حسین‌خان هنگ‌آفرین آموخت. همچنین سنتور را نزد علی‌اکبر شاهی و حبیب سماعی، کمانچه را نزد حسین‌خان اسماعیل‌زاده، ضرب را نزد حاجی‌خان ضربی، نی را نزد اکبرخان، تار را نزد استاد علینقی وزیری و سه‌تار را در مکتب استاد میرزا عبدالله و غلامحسین درویش به مرحله استادی رساند. در سال‌های جوانی به مدرسه کمال‌الملک رفت و هنر نقاشی را نیز فرا گرفت.

    توانمندی های استاد صبا در زمنیه های هنری

    همچنین، او توانایی‌هایی مانند کار با سوهان، نجاری، ریخته‌گری، معرق‌کاری و خاتم‌کاری را فراگرفت که بعدها در ساخت سازهای موسیقی از آنها بهره برد.
    ابوالحسن صبا، به مدت چهل سال پیوسته ساز نواخت، آموزش داد، در گروه‌های موسیقی شرکت کرد، کتاب تألیف کرد و در همه تحولات موسیقی ایران نقش مؤثر و سازنده‌ای ایفا نمود. او در همه زمینه‌های موسیقی ایرانی و حتی هنرهای دیگر مانند سازسازی، نقاشی و ادبیات توانا بود و گنجینه‌ای کامل از دانش و تجربه موسیقی ایران به شمار می‌رفت.
    استاد صبا برای سازهای ویولن، سنتور، تار و سه‌تار، مجموعه‌هایی از قطعات و آموزش‌ها از خود به جای گذاشته که بسیاری از شاگردانش آنها را آموزش می‌دهند. این مجموعه‌ها در میان منابع معتبر موسیقی سنتی ایران جایگاه مهمی دارند.

    شاگردان ابوالحسن صبا

    حسین تهرانی، حسن کسایی، داریوش صفوت، فرامرز پایور، منوچهر صادقی، غلامحسین بنان، لطف‌الله مفخم پایان، علی تجویدی، جهانگیر کامیان، همایون خرم، اسدالله ملک، رحمت‌الله بدیعی، ساسان سپنتا، ابراهیم قنبری مهر، اسماعیل چشم آذر، مهدی خالدی، مهدی مفتاح، حبیب‌الله بدیعی، محمد طغانیان دهکردی، شهریار، بابک رادمنش، حسین خواجه امیری (ایرج)، پرویز یاحقی و فرهاد فخرالدینی همگی از جمله هنرمندانی هستند که شاگردی استاد ابوالحسن صبا را تجربه کردند.

    مقاله آشنایی با اصطلاح مایه در موسیقی حاوی اطلاعات جامعی است.

  • داستان عجیب مرگ موتسارت ،موسیقیدان نابغه

    داستان عجیب مرگ موتسارت ،موسیقیدان نابغه

    موتسارت یکی از بزرگ‌ترین آهنگسازان تاریخ موسیقی جهان است. داستان پایان زندگی او و رمز و راز تغییر ناگهانی سبک کارهایش در آخرین روزها، موضوع بحث‌های فراوانی بوده است. در این نوشته از وبلاگ آنبین، ماجرای مرگ غیرعادی این نابغه موسیقی را می‌خوانید.

    بیوگرافی موتسارت

    ولفگانگ آمادئوس موتسارت در ۲۷ ژانویه سال ۱۷۵۶ در شهر زالتسبورگ به دنیا آمد. این شهر که امروزه بخشی از کشور اتریش است، در آن زمان یکی از مهم‌ترین مراکز هنری و موسیقایی اروپا محسوب می‌شد. در سند رسمی تولد او، نام کاملش به صورت یوهانِس کروزُستُموس وُلفگانگوس تِئوفیلوس موتسارت ثبت شده است.

    از این نام‌های طولانی، دو نام اول بیشتر جنبه مذهبی داشتند و در زندگی روزمره استفاده نمی‌شدند. بخش چهارم نام او، «تِئوفیلوس»، در زبان آلمانی به معنای «محبوب خداوند» است. این معنا در زبان لاتین به «آمادئوس» ترجمه می‌شود و تلفظ فرانسوی آن «آمادی» است.

    خود موتسارت همیشه دوست داشت او را با نام «ولفگانگ آمادی موتسارت» بشناسند و همین نام را در آغاز تمام صفحات دست‌نوشته‌های موسیقی خود می‌نوشت.

    او در طول عمر کوتاه خود بیش از ششصد اثر موسیقی خلق کرد که شامل اپرا، سمفونی، کنسرتو، موسیقی مجلسی، سونات، سرناد و آثار کرال می‌شود. موتسارت از سه‌سالگی ساختن آهنگ را آغاز کرد و در پنج‌سالگی به عنوان یک کودک نابغه شناخته شد و در سراسر اروپا شهرت یافت. او اولین سمفونی خود را در هفت‌سالگی و اولین اپرای کاملش را در دوازده‌سالگی تصنیف کرد.

    سرنوشت درگذشت موتسارت، آهنگساز نابغه، داستانی شگفت‌انگیز دارد. او در سن سی و پنج سالگی و در اوج توانایی هنری خود، به شکلی ناگهانی و مرموز از دنیا رفت. این اتفاق غیرمنتظره، سبب شد تا شایعات و افسانه‌های بسیاری درباره دلیل مرگ او شکل بگیرد.

    برخی می‌گویند رقیبان هنری‌اش در این ماجرا نقش داشتند. عده‌ای دیگر از بیماری سخن می‌گویند. اما نکته عجیب، مراسم تدفین ساده و گمنام اوست. او در گوری بدون نام به خاک سپرده شد و امروز کسی به طور قطع نمی‌داند آرامگاه نهایی این نابغه موسیقی دقیقاً کجاست.

    این سادگی و گمنامی در کنار نبوغ خارق‌العاده او، پایان زندگی موتسارت را به یکی از معماهای بزرگ تاریخ موسیقی تبدیل کرده است.

    مرگ موتسارت

    مرگ موتسارت موضوع بسیاری از داستان‌ها، فیلم‌ها و بحث‌ها بوده است. کارشناسان موسیقی و پژوهشگران نظرات متفاوتی درباره چگونگی درگذشت او دارند. به درستی روشن نیست که موتسارت خود از چه زمانی متوجه بیماری و نزدیک شدن مرگش شد.

    بعضی از صاحب‌نظران باور دارند که او به تدریج بیمار شد و حتی شیوه کار و سبک موسیقی‌اش تا حدودی نشان‌دهنده این زوال تدریجی است. در مقابل، بسیاری از محققان عقیده دارند که بیماری موتسارت ناگهانی بود و تنها پس از دو هفته، زندگی او را پایان داد.

    این دیدگاه بیشتر بر اساس حالات روحی او در نامه‌ها و گفت‌وگوهایش با دوستان، برادران فراماسون و همکارانش شکل گرفته و تأکید می‌کند که مرگ او غیرمنتظره و ناگهانی رخ داده است.

    علت اصلی مرگ موتسارت هنوز ناشناخته است. در گزارش‌های مربوط به وفات او، تب شدید ناشی از بیماری سل به عنوان دلیل ذکر شده که از نگاه پزشکی امروز، پاسخ قانع‌کننده‌ای به نظر نمی‌رسد.

    گمانه‌های دیگری مانند آلودگی به تریشین، مسمومیت با جیوه یا آنفلوآنزا نیز مطرح شده، اما پذیرفته‌شده‌ترین نظریه، مرگ بر اثر تب روماتیسم حاد است؛ بیماری که او از کودکی چندین بار به آن دچار شده بود.

    برخی نوشته‌های باقی‌مانده از آن دوران اشاره می‌کنند که پزشکان زمان، سعی کردند موتسارت را با حجامت درمان کنند.

    موتسارت حدود یک ساعت پس از نیمه‌شب پنجم دسامبر ۱۷۹۱ چشم از جهان فروبست. او به دلیل بیماری، تلاش چندانی برای به پایان رساندن آخرین اثرش، رکوئیم مس در دی مینور (ک ۶۲۶)، نکرده بود. با این حال، این اثر یکی از برترین کارهای او به شمار می‌آید.

    تکمیل کارهای ناتمام

    یک موسیقیدان جوان به نام فرانز خاویر ساسمایر که از شاگردان موتسارت بود، با اصرار و درخواست همسر او، کنستانز، بخش‌های باقی‌مانده از رکوئیم را به پایان رساند. البته کنستانز از افراد دیگری مانند ژوزف آیبلر نیز برای تکمیل این اثر درخواست کمک کرده بود.

    سال‌ها پس از درگذشت موتسارت، تلاش‌های زیادی برای تهیه‌ی فهرست یا مجموعه‌ای کامل از آثار او انجام شد. سرانجام در سال ۱۸۶۲، لودویگ ریتر فون کشل که یک موسیقی‌شناس، آهنگساز، دانشمند و گیاه‌شناس اتریشی بود، توانست این کار را به سرانجام برساند.

  • تعریف کلی مدولاسیون و نقش آن در موسیقی

    تعریف کلی مدولاسیون و نقش آن در موسیقی

    تعریف کلی مدولاسیون و نقش آن در موسیقی

    مدولاسیون در ساده‌ترین بیان، فرآیندی است که در آن یک سیگنال ضعیف (حاوی اطلاعات) با یک سیگنال قوی‌تر (سیگنال حامل) ترکیب می‌شود. نتیجه این ترکیب، تولید سیگنال جدید و قدرتمندی است که می‌تواند اطلاعات را به فواصل دور ارسال کند.
    به بیان دیگر، مدولاسیون یعنی تغییر ویژگی‌های سیگنال حامل (مثل بلندی، فرکانس یا فاز آن) بر اساس تغییرات سیگنال اصلی. دستگاهی که این کار را انجام می‌دهد «مدولاتور» نام دارد.
    در این بخش از وبلاگ آنبین با مفهوم کلی مدولاسیون و کاربرد آن در موسیقی آشنا خواهید شد.

    دلایل لزوم استفاده از مدولاسیون

    مدولاسیون در ارتباطات نقش بسیار مهمی دارد. دلایل اصلی که چرا باید از مدولاسیون استفاده کنیم عبارت است از:

    ۱ – جلوگیری از تداخل و ترکیب شدن سیگنال‌های مختلف با یکدیگر
    ۲ – افزایش فاصله‌ای که سیگنال می‌تواند طی کند
    ۳ – امکان برقراری ارتباط بدون سیم
    ۴ – کاهش تأثیر نویز و اختلال روی سیگنال
    ۵ – کوتاه‌تر شدن ارتفاع لازم برای آنتن

    در دنیای موسیقی، گاهی اوقات لازم است از یک تنالیته یا دستگاه اصلی خارج شویم و به فضای دیگری برویم. به این تغییر و حرکت، مدولاسیون می‌گویند. مدولاسیون مانند این است که در یک سفر ملودیک، از شهر اصلی خود (گام اولیه) خارج شویم و برای مدتی به شهر یا منطقه‌ای جدید (گام ثانویه) سفر کنیم و سپس دوباره به خانه خود بازگردیم.

    این تغییر، باعث تنوع، جذابیت و غنای بیشتر قطعه موسیقی می‌شود. بدون آن، ملودی ممکن است برای شنونده یکنواخت و تکراری به نظر برسد. مدولاسیون به آهنگساز کمک می‌کند احساسات مختلفی را بیان کند، تنش ایجاد کند یا بخش‌های متفاوت یک قطعه را از هم متمایز سازد. در واقع، این تکنیک یکی از ابزارهای مهم برای رنگ‌آمیزی و پیشبرد داستان موسیقی است.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله نکات مهم برای شروع آواز یا خوانندگی مراجعه کنید.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره آشنایی با ساز ماندولین بیابید.

    مدولاسیون در موسیقی

    پرده‌گردانی یا مدولاسیون در موسیقی به معنای جابجایی از یک گام اصلی به گامی دیگر است. این تغییر گاه با عوض شدن علامت‌های سرکلید همراه است و گاه بدون آن انجام می‌شود. مدولاسیون‌ها می‌توانند ساختار یک قطعه را دگرگون کنند یا بیان تازه‌ای به آن ببخشند. در این فرآیند، از آکوردها به عنوان پایه، تقویت‌کننده، پل ارتباطی بین گام‌ها یا راهی برای گذر استفاده می‌شود.

    مدولاسیون بخش بنیادی هنر موسیقی است. بدون آن، آثار موسیقایی کمی می‌توانند وجود داشته باشند، زیرا زیبایی واقعی یک قطعه نه از ماندن در یک گام ثابت، بلکه از بافت ظریف و تغییرهای ماهرانه بین گام‌ها پدید می‌آید.

    به زبان ساده، مدولاسیون یا پرده‌گردانی روشی است برای تغییر گام با پیروی از اصول و قواعدی که این انتقال را به شکلی روان و زیبا ممکن می‌سازد.

    مقاله معرفی ساز کنترباس منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    در تاریخ موسیقی، پرده‌گردانی پس از آنکه گام‌های ماژور و مینور به شکل ثابت رایج شدند، پدید آمد. هدف از آن، خروج از یک گام مشخص، جلوگیری از یکنواختی در قطعه و ایجاد تنوع و جذابیت است.

    در واقع، یکی از پربارترین راه‌های ایجاد تنوع در موسیقی از طریق مدولاسیون و حرکت بین گام‌های مختلف به دست می‌آید. هنگامی که موسیقی مدوله می‌شود، از آکوردهای گام پیشین فاصله گرفته و بر آکوردهای گام جدید متمرکز می‌شود. در این حال، نت‌های اصلی گام قبلی کنار گذاشته شده و با نت‌های گام تازه هماهنگ می‌شود.

    این انتقال می‌تواند به تدریج گام آغازین را رها کند و در گامی نزدیک که نت‌های مشترکی با آن دارد ادامه یابد، یا اینکه پیش از بازگشت نهایی به نقطه شروع، به سرعت از طریق مجموعه‌ای از آکوردهای مربوط به گامی دورتر عبور کند.

    غیر محسوس و ناگهانی

    تغییر گام در موسیقی می‌تواند به آرامی و تقریباً نامحسوس رخ دهد یا اینکه ناگهانی و کاملاً مشخص باشد. تغییرات آرام و تدریجی، اغلب نشانه‌ای از این هستند که قرار است حرکت به یک گام جدید انجام شود.

    برای آماده‌سازی این تغییر، ملودی یا هارمونی، نت نمایان گام جدید را یک یا چند میزان زودتر در خود جای می‌دهد و آن را با آکورد یا نت بعدی می‌آمیزد. در مواقع دیگر، ممکن است این تغییر به شکلی غیرمنتظره و با جایگزینی ناگهانی نت نمایان اتفاق بیفتد و حرکت قطعه بلافاصله در مرکز گام جدید ادامه یابد.

    به طور کلی، تغییر گام، دامنه ملودیک و هارمونیک یک قطعه را گسترش می‌دهد و حالات و احساسات متضادی را ارائه می‌کند. در میان آکوردهایی که رسیدن به گام جدید را آسان می‌کنند، آکورد هفتم نمایان اهمیت ویژه‌ای دارد. این آکورد ضمن اعلام خروج از گام قبلی، با ارائه نت نمایان و یک کادانس کامل، ورود به گام بعدی را معرفی می‌کند.

    در همه قالب‌های موسیقی کلاسیک، از قطعات کوچک گرفته تا سمفونی، کنسرتو، پرلود، فوگ، انوانسیون و بسیاری دیگر، تغییر گام به صورت گسترده‌ای استفاده شده است. با این حال، هر تغییر کروماتیکی به معنای تغییر گام نیست؛ بلکه ممکن است در درون یک تم یا بخش «بسط و توسعه»، به عنوان یک تنالیته میانی در نظر گرفته شود.

    تغییر گام زمانی به طور قطعی تثبیت می‌شود که با یک کادانس کامل به تنالیته جدید وارد شود. با گذشت زمان، تکنیک‌های تغییر گام گسترش زیادی یافت؛ در ابتدا با استفاده از آکوردهای مشترک و حرکت به گام‌های نزدیک انجام می‌شد و سپس در موسیقی قرن نوزدهم، ضمن حفظ مرکز تنال، به گام‌های بسیار دورتر نیز انتقال صورت می‌گرفت.

    انواع اصلی مدولاسیون

    روش‌های مختلفی برای تغییر تنالیته در موسیقی وجود دارد، اما سه روش اصلی برای این کار شناخته می‌شوند که عبارتند از: تغییر تنالیته دیاتونیک، کروماتیک و آنارمونیک.
    ۱ – تغییر تنالیقه هارمونیک: این کار با استفاده از آکوردهای شبه‌تونیک، آکورد نمایان و آکوردهای مشترک بین دو تنالیته انجام می‌شود.
    ۲ – تغییر تنالیته ملودیک: در این روش از آکوردهای شبه‌تونیک و همچنین استفاده از نت محسوس گام مقصد کمک گرفته می‌شود.
    ۳ – تغییر تنالیته متریک و ریتمیک: در این حالت، آکوردهای شبه‌تونیک و نمایان روی ضرب‌های تأکیددار قرار می‌گیرند تا آکورد مشترک تقویت شود.
    یک روش دیگر، استفاده از سکانس است که با کمک آن می‌توان به تنالیته‌های بسیار دور نیز رفت. حتی یک خط ملودی به تنهایی نیز می‌تواند با حرکت‌های نیم‌پرده‌ای و استفاده از نت‌های زینت، تغییر تنالیته را ایجاد کند.

  • بیوگرافی علی رهبری

    بیوگرافی علی رهبری

    در سرزمین ایران، چهره‌های هنری بزرگی متولد شده‌اند که آوازه‌شان مرزهای جهانی را درنوردیده است. علی رهبری نیز یکی از این موسیقی‌دانان برجسته ایرانی است که نامش در جهان شناخته شده است. در این نوشته از وبلاگ آنبین، فرصتی دارید تا بیشتر با این استاد هنرمند آشنا شوید.

    بیوگرافی علی رهبری

    علی رهبری در سال ۱۳۲۷ در تهران به دنیا آمد. پدرش در بیمارستان فیروزآبادی شهرری به عنوان پزشکیار کار می‌کرد.

    او از زمان کودکی با موسیقی مطربی و روحوضی آشنا شد و در سینماهای مختلف و همچنین سینما رویال تهران به اجرای برنامه پرداخت. برای یادگیری اصولی موسیقی، وارد هنرستان موسیقی ملی شد و آموزش‌های جدی و علمی خود را نزد استادانی مانند تارخانیان، رحمت‌الله بدیعی و حسین دهلوی ادامه داد.

    علی در سنین نوجوانی و تنها در ۱۷ سالگی، به عنوان نوازنده ویلن به ارکستر صبا پیوست. وقتی ۱۸ ساله شد، با دریافت بورسیه دولتی برای ادامه تحصیل به اتریش رفت و دوره آهنگسازی را در آکادمی موسیقی وین در مدت سه سال به پایان رساند.

    پس از فارغ‌التحصیلی، پیشرفت سریعی داشت و آکادمی موسیقی وین او را به عنوان دستیار در رشته آهنگسازی استخدام کرد.

    بازگشت به ایران

    در ۲۴ سالگی، با دعوت مهرداد پهلبد که در آن زمان وزیر فرهنگ و هنر بود، به ایران بازگشت. او به جای مصطفی پورتراب، مدیریت هنرستان عالی موسیقی و کنسرواتوار ایران را بر عهده گرفت. در این دوره، او ارکستر دانش‌آموزان هنرستان و سپس ارکستر سمفونیک جوانان را پایه‌گذاری کرد.

    مقاله تفاوت ساز ویولن و ویولا منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    پس از سه سال، به دلیل مخالفت با شرایط حاکم و انتقاد از شیوه مدیریت وزارت فرهنگ و هنر، که به نظر او بی‌اعتنایی مسئولان به موضوعات اساسی موسیقی و تمرکز بر ظواهر بود، از سمت خود کناره‌گیری کرد و ایران را ترک نمود.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره موزه موسیقی اصفهان، نمونه ای زیبا از یک موزه موسیقی بیابید.

    ارکستر فیلارمونیک برلین

    در سال ۱۹۷۹، هربرت فون کارایان، رهبر مشهور ارکستر، از علی رهبری دعوت کرد تا به عنوان دستیار و رهبر جایگزین در ارکستر فیلارمونیک برلین فعالیت کند. این همکاری در سال‌های ۱۹۸۰، ۱۹۸۲ و ۱۹۸۴ نیز ادامه پیدا کرد.

    در برخی از اجراهای ارکستر فیلارمونیک برلین که تحت رهبری علی رهبری برگزار می‌شد، فون کارایان به عنوان تماشاگر در سالن حاضر می‌شد و تا پایان کنسرت در جای خود می‌ماند؛ رفتاری که معمولاً از او دیده نمی‌شد.

    همکاری با فون کارایان، لحظه‌ای مهم و تعیین‌کننده در زندگی حرفه‌ای علی رهبری بود. پس از این دوره، نام او در دنیای موسیقی به عنوان رهبری لایق و باکفایت شناخته شد و همین موضوع، آغازگر همکاری‌های بعدی او با برخی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین ارکسترهای جهان گردید.

    بازگشت دوباره به وطن

    در سال ۲۰۰۵، علی رهبری پس از مدت‌ها زندگی خارج از کشور، با دعوت فریدون ناصری به ایران آمد و هدایت ارکستر سمفونیک تهران را بر عهده گرفت. در این دوره، ارکستر پس از سال‌ها توانست اجراهای باکیفیتی ارائه دهد. وقتی سمفونی شماره ۹ بتهوون تحت رهبری او نواخته شد، کیفیت صدا و اجرای ارکستر مورد تحسین بسیاری از متخصصان، منتقدان و نوازندگان قرار گرفت.

    پس از چند ماه، او در نامه‌ای سرگشاده به محمدحسین صفارهرندی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی وقت، انتقادهای تندی مطرح کرد. او گفت مسئولان به موسیقی توجه کافی ندارند و محدودیت‌های موجود، به‌ویژه در زمینه حقوق و شرایط زندگی اعضای ارکستر و گروه کر، امکان پیشرفت و خدمت مؤثر را از بین برده است. به دنبال این موضوع، ایران را ترک کرد.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله همه چیز در مورد بالشتک ویولن سر بزنید.

    سال‌ها بعد، در اسفندماه ۱۳۹۳، علی رهبری با حکم علی مرادخانی، معاون امور هنری وزیر ارشاد، به عنوان مدیر هنری ارکستر سمفونیک تهران انتخاب شد. اما این همکاری یک سال بیشتر دوام نیاورد. او پیش از پایان قراردادش با بنیاد رودکی، در اسفند ۱۳۹۴ از سمت خود استعفا داد. با این حال، استعفای او توسط وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در نوروز ۱۳۹۵ پذیرفته نشد.