دسته: آموزش های هنری

  • جایگاه مهم موسیقی در دوران هخامنشیان

    جایگاه مهم موسیقی در دوران هخامنشیان

    موسیقی همواره جایگاه ویژه‌ای در زندگی ایرانیان داشته و به گونه‌ای با فرهنگ این سرزمین درآمیخته است. در میان دوره‌های تاریخی، عصر هخامنشیان از زمان‌هایی است که به موسیقی توجه فراوانی می‌شد. در این نوشته از وبلاگ آنبین، بیشتر درباره‌ی اهمیت موسیقی در دوران هخامنشیان بخوانید.

    جایگاه موسیقی در دوران هخامنشیان

    موسیقی یکی از پدیده‌های هنری در جوامع انسانی است که از قدیم‌الایام تأثیر زیادی بر زندگی مردم گذاشته و سازها و ابزار آن در هر دوره‌ای به شکل‌های گوناگونی ظهور یافته است. بر اساس شواهد به‌دست‌آمده از کاوش‌های باستانی، نقش‌های برجسته و سنگ‌نوشته‌ها، می‌توان پیوند کهن هنر موسیقی را با جامعه و فرهنگ ایران در دوران باستان مشاهده کرد.

    از هرودوت نقل شده که در زمان شاهنشاهی هخامنشی که به «امپراتوری پارس» هم شهرت دارد، موسیقی به‌ویژه در محاکم قضایی اهمیت زیادی داشته است. او می‌گوید که موسیقی برای مراسم مذهبی پرستش خداوند، امری بسیار ضروری به شمار می‌رفته است.

    هنر موسیقی در ایران عمری به درازای تاریخ این سرزمین کهن دارد. در ایران باستان، هنگام طلوع و غروب خورشید، گروهی به نواختن طبل و کرنا مشغول می‌شدند.

    توصیه می‌کنیم این مطلب ریدیس فینگربورد یا شعاع صفحه انگشت‌گذاری چیست؟ را حتماً بخوانید.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله بیوگرافی بلا ویکتور یانوش بارتوک مراجعه کنید.

    در آن دوران سه گونه موسیقی آیینی، بزمی و رزمی رواج داشت. همچنین در جشن‌ها و روزهای تاریخی و ملی، صدای موسیقی ایرانی به گوش می‌رسید.

    جایگاه مهم موسیقی در دوران هخامنشیان

    هفت دوره در دوران باستان

    تاریخ کهن موسیقی ایران را می‌توان به هفت دوره اصلی بخش‌بندی کرد:

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره موسیقی، علم یا هنر؟! بیابید.

    در این مقاله آشنایی با سازدهنی ترمولو اطلاعات مفیدی آمده است.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله تاریخچه  سیاه بازی به شما کمک خواهد کرد.

    ۱. دوره پیشدادیان
    مدت: ۲۴۴۱ سال
    از سال ۳۵۶۹ تا ۱۱۲۸ پیش از میلاد

    ۲. دوره کیانیان
    مدت: ۴۲۰ سال
    از سال ۱۱۲۸ تا ۷۰۸ پیش از میلاد

    ۳. دوره مادها
    مدت: ۱۵۸ سال
    از سال ۷۰۸ تا ۵۵۰ پیش از میلاد

    ۴. دوره هخامنشیان
    مدت: ۲۲۰ سال
    از سال ۵۵۰ تا ۱۸۷ پیش از میلاد

    ۵. دوره سلوکیان
    مدت: ۱۴۳ سال
    از سال ۳۳۰ تا ۱۸۷ پیش از میلاد

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله انواع چوب های مناسب برای ساز گیتار ادامه دهید.

    ۶. دوره اشکانیان (پارتها)
    مدت: ۴۷۵ سال
    از سال ۲۴۹ پیش از میلاد تا ۲۲۶ پس از میلاد

    ۷. دوره ساسانیان
    مدت: ۴۲۰ سال
    از سال ۲۴۹ تا ۶۴۶ پس از میلاد

    خنیای باستانی ایرانی

    اصطلاح «خنیای باستانی ایرانی» به دورانی پس از حکومت هخامنشیان اشاره دارد. در آن زمان، سه گونه موسیقی رواج داشت: موسیقی رزمی، موسیقی بزمی و موسیقی مذهبی. موسیقی رزمی معمولاً در میدان نبرد و هنگام جنگ‌های دوران هخامنشی نواخته می‌شده است.

    یکی از هفت خط و زبانی که مردم عادی در آن دوره با آن آشنا بودند، به احتمال زیاد مربوط به موسیقی بوده است و ترانه‌هایی مانند سوگ سیاوش با همان خط و زبان خوانده می‌شد. با این حال، اطلاعات دقیق و جزئی از آن دوران در دسترس نیست.

    البته سرودهای مذهبی مانند گات‌ها به شکلی آهنگین و به صورت آواز اجرا می‌شدند، ولی در آیین کهن ایرانی، موسیقی جایگاه ویژه‌ای نداشته است. در مقابل، موسیقی غیرمذهبی در قالب رقص و آواز میان مردم رواج داشته است.

  • کدام انیمیشن ها بهترین موسیقی متن را داشته اند؟

    کدام انیمیشن ها بهترین موسیقی متن را داشته اند؟

    انیمیشن‌ها معمولاً برای مخاطب کودک تولید می‌شوند، ولی دنیای پویانمایی هیچ محدودیتی نمی‌شناسد و بسیاری از بزرگسالان نیز به تماشا و لذت بردن از این گونه فیلم‌ها علاقه دارند. موسیقی یکی از بخش‌های بسیار مهم و تاثیرگذار در انیمیشن‌ها محسوب می‌شود. به همین دلیل، در این قسمت از وبلاگ آنبین می‌خواهیم به این پرسش پاسخ دهیم که کدام انیمیشن‌ها دارای بهترین موسیقی متن بوده‌اند. در ادامه با ما همراه باشید.

    کدام انیمیشن ها بهترین موسیقی متن را داشته اند؟

    موسیقی فیلم که بخش مهمی از دنیای انیمیشن و سینماست نیز از این دگرگونی‌ها جدا نیست. فضاسازی و شخصیت‌های انیمیشنی و همچنین درونمایه و پیام اثر، آهنگساز را به تکاپو می‌اندازد و باعث می‌شود با نگاهی تازه و متفاوت نسبت به آنچه در فیلم‌های زنده تجربه کرده‌اند، وارد عرصه انیمیشن شوند.

    کدام انیمیشن ها بهترین موسیقی متن را داشته اند؟

    چه انیمیشن‌هایی دارای بهترین و به یاد ماندنی‌ترین موسیقی‌های زمینه هستند؟

    برخی از فیلم‌های پویانمایی به خاطر قطعات موسیقی فوق‌العاده‌شان شهرت زیادی پیدا کرده‌اند. این موسیقی‌ها به قدری جذاب و تأثیرگذارند که گاهی حتی از خود فیلم هم ماندگارتر می‌شوند. این آثار با ترکیب نواهای زیبا و فضاسازی مناسب، احساسات بیننده را به خوبی همراهی می‌کنند و خاطره‌ای شیرین در ذهن او به جا می‌گذارند.

    از نمونه‌های مشهور می‌توان به آثاری اشاره کرد که موسیقی آن‌ها توسط آهنگسازان بزرگ ساخته شده و با ترانه‌های دلنشین تکمیل شده است. این قطعات اغلب جایزه‌های معتبری را نیز دریافت کرده‌اند. موسیقی خوب در انیمیشن می‌تواند شادی، غم، هیجان یا ماجراجویی را به شکلی عمیق‌تر به مخاطب انتقال دهد و داستان را زنده‌تر کند.

    شاهدخت و قورباغه

    این انیمیشن اخیراً به دلیل نصب نماد آن در پارک والت دیزنی دوباره مورد توجه قرار گرفته، اما موسیقی آن نیز واقعاً زیبا و رویایی است. تیانا به یک قورباغه تبدیل می‌شود، ولی حتی این اتفاق هم نمی‌تواند او را از رسیدن به آرزویش که تأسیس یک رستوران است بازدارد. در واقع، پیام اصلی داستان همین پایداری و تلاش برای تحقق رویاهاست.

    داستان اسباب بازی

    مجموعه فیلم‌های “داستان اسباب‌بازی” در اصل درباره ارزش دوستی است. رقابتی که در ابتدا بین “باز” و “وودی” وجود داشت، به مرور تبدیل به یک رابطه صمیمی و پایدار شد. این پیوند عمیق در مورد رابطه “اندی” با تمام اسباب‌بازی‌هایش نیز صادق است. موسیقی و ترانه پایانی هر فیلم، به زیبایی این تحول و عمق دوستی‌ها را به تصویر می‌کشد.

    آلیس در سرزمین عجایب  

    در کارتون اصلی آلیس در سرزمین عجایب، این قطعه موسیقی با نام «رژه سربازهای ورق‌ای» شناخته می‌شود. موسیقی آن حال و هوایی کودکانه دارد و خاطرات دوران مدرسه و خواندن سرودهای دسته‌جمعی را زنده می‌کند. این بخش از انیمیشن همچنین با یکی از عجیب‌ترین و به یاد ماندنی‌ترین صحنه‌های تصویری آن همراه است.

    مولان

    این ترانه روایتی ویژه از لحظه‌ای است که مولانا چهره خود را در قالب هیأتی مردانه می‌بیند و باور می‌کند که در نهایت، خودِ راستین خویش را یافته است. او می‌خواهد با این نگاه نشان دهد که زنان می‌توانند هر آنچه را که در دل دارند، محقق کنند. این آهنگ، احساس گم‌گشتگی عمیقی را به تصویر می‌کشد و اینکه چگونه یک انتخاب می‌تواند راهی به سوی کشف هویت حقیقی باشد و آن جنگجویی که در درون نهفته است، را به عرصه ظهور برساند.

    هرکول 

    این همان آهنگی است که «مگ» در انیمیشن هرکول می‌خواند، زمانی که سعی می‌کند احساسات واقعی خود را نسبت به هرکول پنهان کند. او در این ترانه، دل‌نگرانی‌ها و عواطف درونی‌اش را با ما به اشتراک می‌گذارد. این قطعه موسیقی پس از پخش فیلم هرکول، بسیار مورد توجه و محبوبیت قرار گرفت. در سال ۱۹۹۷، خواننده‌ای به نام سوزان ایگان، این ترانه را اجرا کرد و با صدای خود، احساسات عمیق آن را به شکلی زیبا و ماندگار به نمایش گذاشت.

    پری دریایی

    فیلم‌های قدیمی دیزنی همیشه ترانه‌ها و ملودی‌های زیبایی داشته‌اند، اما هیچ‌یک نتوانسته‌اند به اندازه‌ی موسیقی این اثر، جذاب و به یاد ماندنی باشند.

    دیو و دلبر

    شاهزاده‌ای خشمگین و نفرین‌شده که خود را در اتاقش حبس کرده، صدای خدمتکاران قلعه‌اش را می‌شنود که برای بل آواز می‌خوانند. این ترانه در حقیقت روایتگر گذشته و اکنون غمبار ساکنان قصر است. هنگامی که این ترانه با یکی از زیباترین صحنه‌پردازی‌های انیمیشن دیزنی همراه می‌شود، یکی از ماندگارترین صحنه‌های تاریخ انیمیشن‌های دیزنی خلق می‌گردد.

    کوکو

    این انیمیشن از پیکسار دربارهٔ یادها و خاطرات است. خاطراتی که از نسل‌های پیشین یک خانواده به جا مانده و سرنوشت میگل را شکل داده‌اند. به همین خاطر، موسیقی در این فیلم جایگاه ویژه‌ای دارد و احساسات و یادهای انسانی را با خود حمل می‌کند. موسیقی در این داستان، احساسات گوناگون و درونمایه‌های مختلف را به تصویر می‌کشد.

    صد و یک سگ خالدار

    کروئلا یکی از قدرتمندترین شرورهای دنیای دیزنی به شمار می‌رود. او زنی است که همیشه با پالتوهای پوست سگ ظاهر می‌شود و این‌بار تصمیم دارد برای تهیه یک پالتوی خال‌دار جدید، جان چندین توله سگ بی‌گناه را بگیرد. این ترانه در اصل به توصیف شخصیت کروئلا و ماهیت شرورانه و بدذات او می‌پردازد.

    منجمد ۱

    این قطعه موسیقی سال‌هاست که به نمادی برای هواداران جوان دنیای دیزنی تبدیل شده، چرا که لحظه‌ای سرنوشت‌ساز از زندگی السا را به تصویر می‌کشد؛ زمانی که او تصمیم می‌گیرد خودِ واقعی‌اش باشد. این آهنگ، حس تعلق به خویشتن و درک توانمندی‌های درونی را بیان می‌کند و در واقع، همین مفهوم است که داستان را به پیش می‌راند.

    منجمد ۲

    در این قسمت، داستان از جایی ادامه پیدا می‌کند که فیلم قبل تمام شده بود. السا درمی‌یابد که هنوز حس می‌کند به طور کامل جای خود را در دنیا نیافته است. جستجو و ماجراجویی‌های او از همین نقطه و برای یافتن پاسخی به این احساس شروع می‌شود. این قطعه موسیقی، حال و هوای آن ماجراجویی‌ها را به تصویر می‌کشد. از آنجا که فیلم بخش‌های پیچیده و مبهمی دارد، این آهنگ همه‌ی آن احساسات و رویدادها را نشان می‌دهد.

    علاءالدین

    زندگی علاءالدین با دیدن شاهزاده خانم یاسمن دگرگون شد و از کوچه و خیابان به کاخ پادشاهی راه یافت. در بخشی از داستان، آشکار می‌شود که احساس آنها نسبت به یکدیگر تغییر کرده است. این آهنگ در صحنه‌ای شنیده می‌شود که قالیچه جادویی در آسمان در پرواز است و این دو دلداده بر روی آن نشسته‌اند. در این لحظه، او برای نخستین بار به همسر آینده خود اطمینان می‌کند و به آرزوهای بزرگی که در دل دارد می‌اندیشد.

    پوکاهانتس

    در انیمیشن پوکاهانتس، عشق شدید جان اسمیت به دختری را می‌بینیم که با یک راکون از کوهستان پایین می‌آید و در رودخانه‌های ویرجینیا شنا می‌کند. دیزنی داستان عاشقانه پوکاهانتس را که در واقعیت یک تراژدی بسیار تلخ از آغاز تا پایان بوده، به یک ماجرای عاشقانه دلنشین تبدیل کرده است. شعری که پوکاهانتس پس از دیدار با جان اسمیت می‌خواند بسیار زیباست و در آن از مفاهیم زیبایی مانند صلح، طبیعت و هماهنگی سخن می‌گوید.

  • پدر پیانوی ایران کیست ؟

    پدر پیانوی ایران کیست ؟

    پیانو داستان جالبی در ایران دارد و نخستین بار صدای آن با نواختن کسی که پدر پیانوی ایران نامیده می‌شود، به گوش رسید. در این نوشته از وبلاگ آنبین، بیشتر با پدر پیانوی ایران آشنا خواهید شد.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله نحوه نگهداری صحیح از پیانو را مطالعه کنید.

    پدر پیانوی ایران کیست؟

    در سال ۱۸۰۶ میلادی، یک پیانوی سفید که ناپلئون به دربار فتحعلی شاه هدیه داده بود، به ایران رسید. در آن زمان هیچ‌کس قبلاً چنین وسیله‌ای را ندیده بود و کسی هم بلد نبود چگونه آن را بنوازد. به همین خاطر، این نخستین پیانو برای سال‌های طولانی تنها به عنوان یک وسیله تزئینی در تالار شاهانه نگهداری می‌شد.

    شصت و هفت سال بعد، در سال ۱۸۷۳، ناصرالدین شاه در سفر به فرانسه از یک نمایشگاه پیانو در پاریس بازدید کرد و چهار پیانو برای دربار ایران سفارش داد. این پیانوها نیز به ایران آورده شدند، اما باز هم کسی پیدا نمی‌شد که بتواند آن‌ها را بنوازد.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در تاریخچه تکامل ساز هورن پیدا کنید.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب آکورد چیست؟ را بخوانید.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله بهترین کلاس دف در شرق تهران سر بزنید.

    تا این که محمدصادق سرورالملک، که نوازنده چیره‌دست و محترم سنتور در دربار بود، کنجکاو شد و پشت یکی از پیانوها نشست. او شروع به فشار دادن کلیدهای آن کرد و در ابتدا صداهای ناهنجاری شنیده می‌شد. پس از جستجو و آزمایش زیاد، سرورالملک دریافت که پیانو هم مانند سنتور قابل کوک کردن است. پس از چندین بار تلاش و خطا، سرانجام آن را بر پایه‌ی ساختار کوک سنتور، کوک کرد. با توجه به دانشی که از سنتور داشت، بر همان اساس شروع به نواختن پیانو کرد و از این رو می‌توان او را نخستین نوازنده ایرانی پیانو دانست.

    در این مقاله مصاحبه آموزشگاه الهام با فرهاد بادپا،مدرس دف،تنبک و … اطلاعات مفیدی آمده است.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه آشنایی با آکوردهای چهارگانه.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله مصاحبه آموزشگاه الهام با ماهر پورعبیات، مدرس گیتار مراجعه کنید.

    محمدصادق سرورالملک

    محمدصادق، که به سرورالملک شناخته می‌شود، یکی از چهره‌های برجسته و مورد احترام در تاریخ معاصر است. او در دوران زندگی خود، خدمات ارزشمندی به جامعه ارائه داد و همواره به عنوان فردی خیرخواه و دلسوز شناخته می‌شد. سرورالملک در کارهای عام‌المنفعه پیشگام بود و تلاش‌هایش تأثیر ماندگاری در بهبود شرایط زندگی مردم داشت. او با اخلاق نیکو و رفتار محبت‌آمیز خود، دل‌های بسیاری را به دست آورد و نامش به نیکی در یادها باقی مانده است. زندگی او نمونه‌ای از تلاش برای پیشرفت جامعه و کمک به همنوعان است.

    مرتضی محجوبی، جواد معروفی و تاثیر آنها بر نحوه نواختن پیانو در ایران

    مرتضی محجوبی، نغمه‌های کمتر شنیده شده‌ی موسیقی ایرانی را با ساز پیانو اجرا کرد و به همین دلیل بسیاری او را بنیانگذار پیانوی کلاسیک در ایران می‌نامند. او در طول زندگی خود حدود دو هزار شاگرد آموزش داد که برخی از مشهورترین آن‌ها عبارتند از: آذرمیدخت ملک منصور، منوچهر صانعی، توراندخت صانعی، فخری ملک پور و فرهاد معتمد.

    روش مخصوص نواختن پیانو به سبک ایرانی که مرتضی محجوبی ابداع کرد، در سال گذشته از سوی کمیته‌ی ثبت ملی میراث ناملموس، به عنوان یکی از آثار فرهنگی معنوی ایران به ثبت رسید.

    جواد معروفی

    جواد معروفی را از پیشگامان نوآوری در موسیقی سنتی ایران می‌دانند. پدر او، موسی معروفی، از استادان شناخته‌شده‌ی ردیف موسیقی ایرانی بود و در مدرسه‌ی علینقی وزیری به آموزش تار به هنرجویان می‌پرداخت. جواد معروفی خود در همین مکتب آموزش دید و سپس در مدت زمانی کوتاه، نزد بانوی آموزگار مشهور پیانو، خانم خاراتیان، اصول نوازندگی موسیقی کلاسیک غربی را فراگرفت.

    او در طول سال‌های فعالیت هنری خود، قطعات کم‌شنیده‌ی بسیاری را با تنظیم‌های زیبا و ماندگارش جاودانه کرد. در روش ابداعی جواد معروفی، دست چپ نوازنده به شکلی مستقل حرکت می‌کند و با این کار، هماهنگی ظریف و لطیفی بین نغمه‌ها ایجاد می‌شود.

    معروفی که به خاطر مهارت بالا در سازبندی و تنظیم آثار درخشان زیادی خلق کرده، شاگردان بسیاری را به دنیای موسیقی معرفی نمود. از میان این شاگردان می‌توان به چهره‌های شناخته‌شده‌ای مانند انوشیروان روحانی، اوفلیا پرتو، مهین زرین‌پنجه، سامان احتشامی، مزدا انصاری، یکتا و پویان آزاده اشاره کرد.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره ابداع‌گر سنفونی و چهارنوازی برای سازهای زهی کیست؟ بیابید.

    این هنرمندان از نوازندگانی هستند که در اجرای قطعات کلاسیک (اتود) تکنیک بسیار بالایی دارند. بسیاری از آنان هنگام نواختن و تنظیم قطعات ایرانی، به نکات ظریفی در هارمونی موسیقی ایرانی دست یافته‌اند، به ویژه در دستگاه‌ها و نغمه‌هایی که کمتر مورد توجه آهنگسازان قرار گرفته‌اند؛ مانند دستگاه سه‌گاه و بیات ترک.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله آشنایی با ساز حلزونی هورن به شما کمک خواهد کرد.

    این پیانیست‌ها با تغییر در کوک ساز و آزمودن راه‌های مختلف، روش‌هایی برای چندصدایی کردن دستگاه‌های موسیقی ایرانی پیدا کرده‌اند. می‌توان گفت مسئله‌ی هارمونی که به طور کلی نقطه‌ی ضعفی در موسیقی ایرانی محسوب می‌شود، تا حدی در حال بهبود و حل شدن است.
     

  • عصمت‌الدوله نخستین پیانیست زن ایرانی

    عصمت‌الدوله نخستین پیانیست زن ایرانی

    پیانو سازی است که داستان ورود و رواج آن در ایران بسیار خواندنی است. همانطور که پیش‌تر نیز گفته شد، تاریخچه این ساز در کشور ما جذابیت‌های خاص خود را دارد. اما شاید برایتان جالب باشد که بدانید نخستین زنی که در ایران پیانو نواخت، یک شاهزاده خانم بود. این کار در زمان خودش اقدامی بسیار غیرمعمول و چشمگیر محسوب می‌شد. در ادامه این نوشته از وبلاگ آنبین، شما را با اولین بانوی پیانیست ایران آشنا می‌کنیم.

    برای یادگیری پیشرفته، به ۵ موسیقی برتر تاریخ سینمای جهان مراجعه کنید.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره بیوگرافی همایون شجریان بیابید.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معرفی ساز یوکللی یا اوکله له ادامه دهید.

    عصمت‌الدوله نخستین پیانیست زن ایرانی

    عصمت‌الدوله در سال ۱۲۳۴ در تهران و محله تجریش به دنیا آمد. او فرزند ناصرالدین‌شاه بود. مادرش تاج‌الدوله، دومین همسر رسمی شاه و دختر سیف‌الله میرزا (فرزند فتحعلی‌شاه) محسوب می‌شد.
    در اندرونی شاهنشاهی، همه زنان تنها به فکر خوردن، خوابیدن و تفریح نبودند. عصمت‌الدوله، که پنجمین دختر ناصرالدین‌شاه بود، از جمله زنانی است که در مجموعه کاخ گلستان در این گروه جای می‌گیرد.
    عصمت‌الدوله نخستین زن دوره قاجار است که به صورت رسمی دو کتاب از او به جای مانده: یکی با عنوان “وقایع الزمان” و دیگری “یادداشت‌هایی از زندگی ناصرالدین شاه”.
    او با ازدواج با معیرالممالک صاحب چهار فرزند شد:
    – عصمت‌الملوک معیری، که همسر میرزا حسن مستوفی‌الممالک شد.
    – دوستعلی معیری
    – فخرالتاج معیری
    – دوستمحمدخان اعتصام‌الدوله

    فراگیری پیانو

    عصمت‌الدوله نخستین پیانیست زن ایرانی

    عصمت‌الدوله نخستین بانوی نوازنده پیانو در ایران
    محمدصادق سرورالملک پس از یادگیری اصول نوازندگی پیانو، دانش خود را به عصمت‌الدوله، دختر پادشاه، آموزش داد. او که به موسیقی علاقه داشت، با اشتیاق این پیشنهاد را پذیرفت. پس از مدتی، برای نخستین بار در تالار مقابل پیانو نشست و شروع به نواختن کرد. همه حاضرین از نوای موسیقی او لذت بردند و او را تشویق کردند. این تشویق‌ها انگیزه بیشتری به او داد تا در این راه ادامه دهد.
    فاطمه خانم عصمت‌الدوله به عنوان نخستین بانوی ایرانی شناخته می‌شود که نواختن پیانو را فراگرفت. البته او در آن روزها نمی‌دانست که در آینده نامش به عنوان نخستین زن پیانیست ایران ثبت خواهد شد و در فهرست پیشگامان هنر موسیقی جای خواهد گرفت.

  • آیا پدر سمفونی ایران را می شناسید؟

    شاهین فرهت با نام پدر سمفونی ایران شناخته می‌شود و بدون تردید این عنوان با توجه به کارهای هنری ارزشمند او، گزینه‌ای بسیار بجا و درست است. در ادامه این نوشته از وبلاگ آنبین، بیشتر با زندگی و آثار این هنرمند آشنا خواهید شد.

    شاهین فرهت

    شاهین فرهت، آهنگساز، موسیقی‌دان و استاد موسیقی، در هفتم فروردین‌ماه سال ۱۳۲۶ در تهران به دنیا آمد.
    او از آهنگسازان مطرح موسیقی کلاسیک در ایران به شمار می‌رود و قطعات زیادی را در قالب‌های شناخته‌شده موسیقی غرب مانند سمفونی، کنسرتو، سوئیت، کانتات، پرلود، فوگ، پوئم سمفونیک، راپسودی و دیگر سبک‌های رایج ساخته است. کارهای او بیشتر حال‌وهوای موسیقی دوره رمانتیک را دارد و در عین حال از رنگ‌آمیزی‌های موسیقی ایرانی نیز بهره برده است.
    شاهین فرهت را می‌توان از جمله آهنگسازان برجسته در زمینه موسیقی کلاسیک دانست که با تلاش‌های خود، سهم مهمی در معرفی و شناساندن گنجینه‌های این سبک موسیقی ایفا کرده است.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله مشکل تعدد مهر های ساز چیست؟ سر بزنید.

    زندگینامه پدر سمفونی ایران

    شاهین فرهت پسر غلامعلی فرهت است. پدرش از شاگردان درویش خان به شمار می‌رفت و ساز تار می‌نواخت. شاهین از پنج سالگی آموزش موسیقی را شروع کرد.
    وقتی نوجوان و سیزده ساله بود، نواختن پیانو را به عنوان ساز اصلی خود انتخاب کرد. او یادگیری پیانو را تا پایان دوره دبیرستان و حتی پس از ورود به دانشگاه ادامه داد.
    فرهت موفق شد در دانشگاه تهران پذیرفته شود. در آن دوران، بیشتر استادان موسیقی یا خارجی بودند یا تحصیلات خود را در دانشگاه‌های معتبر موسیقی کلاسیک گذرانده بودند.
    او بعداً به آمریکا رفت و مدرک کارشناسی ارشد خود در رشته آهنگسازی را از دانشگاهی در نیویورک دریافت کرد.

    ورود به دانشگاه نیویورک

    ورود فرهت به دانشگاه نیویورک، که یکی از معتبرترین مراکز هنری به‌ویژه در زمینه موسیقی در آمریکا و اروپا به شمار می‌رود، دستاوردهای بسیار ارزشمندی برای او به همراه آورد. تحصیل در این دانشگاه و بهره‌گیری از دانش استادان برجسته‌ای مانند «ازرا لدرمن» باعث شد مهارت‌های عملی او به شکل چشمگیری رشد کند.

    در همان دوران، فرهت کار روی ساخت چند کنسرتو و کوارتت را شروع کرد که در برنامه‌های اجرایی دانشگاه با استقبال خوبی روبرو شد.

    او مدرک دکترای آهنگسازی خود را نیز از دانشگاه استراسبورگ در فرانسه دریافت کرد.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله گلنوش خالقی، آغازگر رشتهٔ رهبری موسیقی بانوان در ایران را مطالعه کنید.

    پس از بازگشت به ایران، فرهت ابتدا به عنوان استادیار در دانشگاه تهران مشغول به کار شد و مدتی بعد به عنوان نخستین مدیر گروه موسیقی این دانشگاه فعالیت خود را ادامه داد. او در کنار مدیریت و تدریس، به آفرینش آثار موسیقی نیز پرداخت و علاوه بر ایران، سال‌های زیادی در کشور سوئد به آموزش موسیقی مشغول بود.

    فرهت در جشنواره‌ها و گردهمایی‌های تخصصی موسیقی نیز حضوری فعال داشت.

    از این هنرمند، بیست اثر سمفونی ضبط و منتشر شده که در میان آهنگسازان ایرانی، بیشترین تعداد محسوب می‌شود. به همین دلیل، از فرهت با عنوان «پدر سمفونی ایران» یاد می‌شود.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله تفاوت سنتور یک مهر و دو مهر چیست؟ کدام بهتر است؟ ادامه دهید.

  • جیمی هندریکس، بهترین نوازنده‌ی تاریخ

    جیمی هندریکس، بهترین نوازنده‌ی تاریخ

    جیمی هندریکس در مدت زمان کوتاهی که زندگی کرد، به عنوان بزرگترین نوازنده‌ی تمام دوران شناخته شد. با این حال، فراز و نشیب‌های زندگی مجال خلق آثار بیشتر را از او گرفت. در ادامه این نوشته از وبلاگ آنبین، با سرنوشت این نوازنده بی‌نظیر تاریخ موسیقی آشنا خواهید شد.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله بهترین آموزشگاه برای آموزش کالیمبا مراجعه کنید.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره ژانر موسیقی به چه معناست ؟ بیابید.

    جیمی هندریکس، بهترین نوازنده‌ی تاریخ

    جیمی هندریکس، با نام کامل جیمز مارشال هندریکس، یک گیتاریست، خواننده و ترانه‌سرای آمریکایی بود. او در ۲۷ نوامبر ۱۹۴۲ در سیاتل به دنیا آمد.
    هندریکس به سبک‌های بلوز و راک اند رول علاقه زیادی داشت و با حمایت پدرش، نواختن گیتار را خودش یاد گرفت. دوران کودکی او آسان نبود و گاهی مجبور بود از برخی اعضای خانواده مراقبت کند.
    او تأثیر شگرفی بر موسیقی راک اند رول گذاشت. هندریکس نواختن گیتار را به تنهایی فرا گرفت و ساز اصلی‌اش معمولاً یک گیتار فندر استرتوکستر بود. شهرت جهانی او پس از اجرای خیره‌کننده‌اش در جشنواره پاپ مونتری در سال ۱۹۶۷ آغاز شد، ابتدا در انگلستان و سپس در سراسر جهان.
    مجله رولینگ استون در سال ۲۰۰۳، در فهرست ۱۰۰ گیتاریست برتر تاریخ، جیمی هندریکس را در صدر قرار داد.
    وقتی هندریکس تنها ۱۶ سال داشت، پدرش اولین گیتار آکوستیکش را به او هدیه داد. یک سال بعد، او اولین گیتار الکتریک خود، یک سوپرو اوزارک را خریداری کرد. اما چون چپ‌دست بود و در آن زمان گیتار مخصوص چپ‌دست‌ها وجود نداشت، مجبور بود آن را برعکس و وارونه بنوازد.
    مدتی بعد، او شروع به همکاری با گروه خود به نام “راکینگ کینگز” کرد. در سال ۱۹۵۹ از دبیرستان اخراج شد و در کنار ادامه فعالیت موسیقایی، تجربه‌های نو و جسورانه‌ای در موسیقی خلق کرد.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله سبک موسیقی مینیمال به چه سبکی گفته می شود؟ سر بزنید.

    جیمی هندریکس، بهترین نوازنده‌ی تاریخ

    جیمی هندریکس به عنوان برترین نوازنده‌ی گیتار در تمام دوران شناخته می‌شود. او با نوآوری‌های منحصر به فرد و مهارت خارق‌العاده‌اش در نواختن، دنیای موسیقی راک را برای همیشه دگرگون کرد. صدا و سبک او الهام‌بخش نسل‌های بیشماری از موسیقی‌دانان پس از او بوده است. بسیاری از کارشناسان و علاقه‌مندان موسیقی، هنر او را اوج خلاقیت و استادی در ساز گیتار می‌دانند.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله بیوگرافی منوچهر چشم آذر به شما کمک خواهد کرد.

    برای یادگیری پیشرفته، به ریورب چیست؟ مراجعه کنید.

    فعالیت های هنری 

    در دهه شصت میلادی، او برای خوانندگانی مانند تینا ترنر و لیتل ریچارد گیتار می‌نواخت. تا این که در سال ۱۹۶۴ تصمیم گرفت گروه خودش را تشکیل دهد.
    اسم این گروه را گذاشتند “جیمی جیمز اند بلو فلیمز”.
    به جز ترانه‌ی My Diary که با همکاری آرتور لی ساخته شد، بقیه کارهای هندریکس در آن زمان تنها حاصل ذهن خلاق خودش بود. او در کافه‌ها و کلوب‌های مختلف برنامه اجرا می‌کرد تا این که توجه یک شرکت موسیقی را جلب کرد.
    آن شرکت از هندریکس – که هنوز با نام جیمی جیمز شناخته می‌شد – خواست تا به همراه میچ میچل (نوازنده درام) و نوئل ردینگ (نوازنده گیتار بیس) یک گروه جدید راه بیندازد. او در این گروه نقش خواننده، آهنگساز، ترانه‌سرا و نوازنده را بر عهده داشت. درست در همین دوره بود که جیمی جیمز، نامش را به جیمی هندریکس تغییر داد.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله نکات مهم در نظافت گیتار الکتریک سر بزنید.

    ترانه‌های خلسه‌آور

    او در سال ۱۹۶۶ با ترانه‌های جذاب و گیرایی مثل «آهای جو» و «گرد ارغوانی» و نیز یک اجرای زنده خارق‌العاده به ستاره‌ای در دنیای راک تبدیل شد.
    اولین ترانه او به نام «Hey Joe» از پرفروش‌ترین قطعات سال ۱۹۶۷ شد. این موفقیت، آلبوم «Are You Experienced» را به همراه آورد که هم از نظر فروش و هم از نگاه منتقدان بسیار موفق بود و نام او را به عنوان یک هنرمند خلاق و پیشرو مطرح کرد.
    در یکی از کنسرت‌هایش پس از انتشار این آلبوم، هندریکس گیتارش را روی صحنه آتش زد. این حرکت غیرمعمول و عجیب، هم شهرت و هم انتقادات زیادی برایش به ارمغان آورد.
    یک سال بعد، سبک ویژه و منحصربه‌فرد او در دو آلبوم دیگر نمایان شد: «Axis: Bold as Love» و «Electric Ladyland». این دو آلبوم امروزه اغلب به عنوان برترین و اثرگذارترین آلبوم‌های راک در تاریخ موسیقی شناخته می‌شوند.
    اما دوران اوج و موفقیت هندریکس بسیار کوتاه بود. او به همراه درامر گروه به مصرف مواد مخدر روی آورد و این موضوع باعث از هم پاشیدن گروه شد.
    در دهه ۱۹۷۰ ارزش کار هنری او به خوبی آشکار شد و به همین دلیل برنامه‌ها و کنسرت‌های متعددی برای بزرگداشت او برگزار گردید. هندریکس با وجود شخصیت نامتعارف و رفتارهای غیرمرسوم، به عنوان خلاق‌ترین گیتاریست تاریخ موسیقی شناخته می‌شود.
    او قصد داشت آلبومی با عنوان «First Rays of the New Rising Sun» را ضبط کند. چند قطعه از این آلبوم نیز ثبت شد، اما ادامه ضبط به دلیل تورها و اجراهای پیاپی او به تعویق افتاد تا اینکه با مرگ ناگهانی هندریکس، این اثر ناتمام ماند.

    مرگ جیمی هندریکس (Jimi Hendrix)

    جیمی هندریکس در هجدهم سپتامبر سال ۱۹۷۰، وقتی تنها ۲۷ سال داشت، در لندن چشم از جهان فروبست. دلیل مرگ او هنوز هم به طور کامل روشن نیست و در پرده‌ای از رمز و راز باقی مانده است. هیچ‌گاه به یقین مشخص نشد که آیا این اتفاق یک خودکشی بوده یا یک حادثه ناگوار؛ شاید هم ترکیب اثرات مقدار زیادی نوشیدنی الکلی (که او در یک مهمانی شبانه پیش از آن مصرف کرده بود) با تعداد زیادی قرص خواب‌آور (که در همان شب خورده بود)، باعث مرگ او شده است.

    او تأثیری شگفت‌انگیز و بی‌نظیر بر موسیقی راک گذاشت و هنوز هم پس از این همه سال، یکی از بزرگترین و استثنایی‌ترین گیتاریست‌های تاریخ جهان به شمار می‌آید.
    یکی از روزنامه‌نگاران در نشریه Berkeley Tribe نوشت: Jimi Hendrix می‌توانست چیزهایی از گیتار الکتریک به ما نشان دهد که هیچکس قادر به انجام آن نبود، او یک نوازنده کامل بود.
     

  • خلیفه میرزا آغه غوثی، پدر دف ایران

    خلیفه میرزا آغه غوثی، پدر دف ایران

    خلیفه میرزا آغه غوثی از استادانی است که نقش بزرگی در ارزش‌بخشی به ساز دف ایفا کرده است. به پاس سال‌ها تلاش و خدمات ارزنده‌اش، از او با عنوان پدر دف ایران یاد می‌شود. در ادامه این نوشته از وبلاگ آنبین، بیشتر با زندگی و آثار این استاد بزرگ آشنا خواهید شد.

    برای یادگیری پیشرفته، به ساز ترومپت ،ساز سپاهیان روم مراجعه کنید.

    خلیفه میرزا آغه غوثی ، پدر دف ایران

    خلیفه میرزا آغه غوثی در سال ۱۳۰۷ در محله جورآباد شهر سنندج متولد شد. او در خانواده‌ای با ایمان و اهل معنویت بزرگ شد. از جوانی نزد پدرش، استاد حاج غوثی، راه و رسم عرفان و تصوف را آموخت و همزمان به یادگیری مداحی و نواختن دف پرداخت. او تا آخر عمر به این کارها ادامه داد.

    در سنین کودکی، هنر دف‌نوازی و خواندن شعرهای عرفانی و ذکرهای مذهبی را از پدرش فرا گرفت که به گفته بسیاری، از بهترین دف‌نوازان منطقه کردستان بود.

    میرزا آغه غوثی بیش از پنجاه سال از زندگی خود را به دف‌نوازی و خواندن شعرهای عرفانی اختصاص داد و از مشهورترین دف‌نوازان ایران محسوب می‌شود.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله زندگی شخصی استاد محمدرضا شجریان را مطالعه کنید.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله بهترین آموزشگاه سنتور در شرق تهران ادامه دهید.

    ایشان به همراه فرزندانش در جشنواره‌های مختلفی از جمله جشنواره‌های ذکر و ذاکرین، فجر، هفت اورنگ، آئینه، میراث فرهنگی، سوره جرگه عشاق، و همچنین جشنواره‌های ایرانگردی و جهانگردی در کیش حضور یافت و شرکت فعال داشت.

    شرکت در جشنواره معروف آوینیون فرانسه

    شرکت آقای غوثی در جشنواره مشهور آوینیون فرانسه در سال ۷۰ با استقبال چشمگیر مردم آن کشور روبرو شد و استادان حاضر در جشنواره، به او لقب «پرنده نادر» دادند.
    او در گسترش هنر دف‌نوازی بسیار تأثیرگذار بود و در جشنواره‌های داخلی و خارجی در کشورهایی مانند آمریکای لاتین، فرانسه، ترکیه و… به اجرای برنامه پرداخت. مرحوم آقای غوثی همچنین در کشورهای مختلف از جمله کلمبیا، پرو، پاناما، اکوادور، یونسکو (در پاریس)، مراکش، امارات، ایتالیا، اسپانیا، هلند و اسکاتلند برنامه‌هایی در مدح حضرت رسول (ص) اجرا کرد و با حضور در جشنواره‌های گوناگون، نام خود را برای همیشه ماندگار کرد؛ تا جایی که به پدر دف ایران معروف شد.
    استاد آقای غوثی برای شناساندن عرفان اسلامی تلاش فراوانی کرد. او بیش از چهل سال در خانقاه خود با عنوان «خلیفه سلسله قادریه کسنزانی» به گسترش طریقت قادریه پرداخت.
    مراسم ذکری که آقای غوثی و دیگر درویشان آیین قادریه برگزار می‌کردند، از جمله معدود طریقت‌های درویشی است که در آن، حاضران در جمع به وجد و از خود بی‌خودی می‌رسند. در این مراسم، درویشان در تکیه و خانقاه گرد هم می‌آیند و زیر نظر خلیفه به ذکر مشغول می‌شوند.
    دف آقای غوثی، مهم‌ترین ساز این مراسم و بخشی جدایی‌ناپذیر از آن به شمار می‌رفت. قدرت صدای این ساز در برانگیختن حال معنوی و ایجاد شور و هیجان نقش بزرگی دارد. همچنین این ساز از جنبه‌های نمادین بسیاری برخوردار است؛ برای مثال، تعداد حلقه‌های زنجیر آن که ۱۰۱ عدد است، با تعداد صفات خداوند مطابقت دارد.

    آثار استاد :

    آثار باقی‌مانده از مرحوم خلیفه میرزا آغه غوثی، که شامل دف، سجاده، تسبیح، لباس‌ها، نوشته‌های شعری، کلاه و چپی، مدرک دکترای موسیقی و نیز آثار صوتی ایشان می‌شود، با درخواست خانه موسیقی تهران به موزه ملی موسیقی ایران سپرده شد.
    اشیاء و یادگارهای به جای مانده از مرحوم خلیفه میرزا آغه غوثی، مداح پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) که به پدر دف ایران شهرت دارد، در موزه ملی موسیقی کشور به ثبت رسمی رسید.

    وفات

    این عارف بزرگ در تیرماه سال ۱۳۸۶، در مسیر سفر به مکه مکرمه، دچار سکته مغزی شد و به جهان ابدی پیوست. امروزه فرزندان و نوادگان ایشان، راه و روش او را ادامه می‌دهند.

  • مصاحبه کیمیانیوز با فرهاد بادپا مدرس و موزیسین

    مصاحبه کیمیانیوز با فرهاد بادپا مدرس و موزیسین

    در تاریخ هجدهم دی ماه، تیم کیمیانیوز و کافه خبر به مجموعه آنبین در نارمک واقع در شرق تهران آمدند. در این دیدار، گفت‌وگویی صمیمی بین استاد فرهاد بادپا، از مربیان آنبین، و اعضای این گروه انجام شد. در ادامه، این نوشته از وبلاگ آنبین به صورت خلاصه به این گفت‌وگو می‌پردازد.

    مصاحبه کیمیانیوز با فرهاد بادپا مدرس و موزیسین

    استاد بادپا یادگیری موسیقی را از سال ۱۳۶۶ آغاز کرد، در حالی که خانواده‌ی مذهبی‌اش با این کار مخالف بودند. علاقه‌ی او در ابتدا با ساز پیانو شکل گرفت، اما به پیشنهاد استادش، ساز فلوت را انتخاب کرد. پس از آن، از میان سازهای کوبه‌ای، تنبک را به عنوان ساز تخصصی خود برگزید و کار هنری خود را زیر نظر استاد “بهمن رجبی” ادامه داد.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره سبک اکاپلا ، صدا سازی با دهان بیابید.

    بادپا در پاسخ به این پرسش که با توجه به سی سال سابقه‌اش، آموزشگاه‌های موسیقی امروز را چگونه ارزیابی می‌کند، گفت: تعداد این آموزشگاه‌ها افزایش یافته، اما آنچه مهم است کیفیت کار آنهاست. به نظر او، نظارت بر گزینش استادان و انتخاب درست مدرسان از اهمیت زیادی برخوردار است. او همچنین افزود: دانش موسیقی، تجربه‌ی آموزشی و آگاهی از روانشناسی از موارد اساسی‌ای است که آموزشگاه‌ها و هنرجویان باید در انتخاب معلم به آن توجه کنند.

    وی در ادامه تأکید کرد که نوازندگی و تدریس دو امر کاملاً متفاوت هستند و نمی‌توان از یک نوازنده‌ی عالی انتظار داشت که معلم خوبی هم باشد.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله ساز پن فلوت ،سازدهنی سرخ‌پوستان را مطالعه کنید.

    انتخاب ساز،کشف استعداد ، علاقه خانواده ها و هنرجو

    در بخش بعدی گفت‌وگو، درباره چگونگی انتخاب ساز، کشف استعداد هنرجو و علاقه خانواده‌ها پرسیده شد. بادپا در این باره توضیح داد که هنرستان عالی موسیقی تنها مرکزی است که به طور تخصصی ساز مناسب هر هنرجو را مشخص می‌کند. اما در آموزشگاه آنبین، با مدیریت سرکار خانم نسیم دارا، برای خانواده‌هایی که می‌خواهند فرزندانشان آموزش درست و اصولی موسیقی ببینند، برنامه‌ریزی ویژه‌ای انجام شده است. بر این اساس، با هماهنگی خانواده و هنرجو، آزمون و مشاوره تخصصی انجام می‌شود و در صورت نیاز، پس از شناخت کافی، هنرجو به مسیر مناسب هدایت می‌شود.

    سپس درباره علاقه و کشف استعداد هنرجو پرسیده شد؛ اینکه چرا گاهی استعداد یک هنرجو کشف نمی‌شود یا در میانه راه علاقه‌اش را از دست می‌دهد. بادپا در پاسخ گفت:
    در این موضوع هم خانواده‌ها و هم مربی می‌توانند نقش داشته باشند. اصرار بیش از حد خانواده‌ها برای یادگیری ساز خاص از یک سو، و روش تدریس نادرست برخی اساتید به ویژه در آموزش به کودکان از سوی دیگر، می‌تواند باعث شود هنرجو مسیر هنری را رها کند.

    مقاله دوتار ،سازی با فقط دو تار حاوی اطلاعات جامعی است.

    همچنین درباره خوانندگی، سلفژ و صداسازی صحبت شد. استاد بادپا باور دارد برای کسانی که به خوانندگی علاقه دارند، آگاهی از موسیقی و یادگیری سلفژ بسیار اهمیت دارد و بهتر است این مهارت در آموزشگاه‌های مناسب مانند آنبین و زیر نظر استادان باتجربه آموخته شود، زیرا خواننده کسی است که بتواند حتی بدون دستگاه و میکروفن، صدای زیبایی داشته باشد.
     

  •  استاد حسین تهرانی، پدر معاصر ساز تنبک

     استاد حسین تهرانی، پدر معاصر ساز تنبک

    تنبک یکی از سازهای ضربه‌ای است و تنها سازی از این خانواده به شمار می‌رود که با تمام ده انگشت نواخته می‌شود. سازهای کوبه‌ای را می‌توان نخستین سازهایی دانست که انسان‌ها ساختند و از آن‌ها برای دور کردن جانوران یا فرستادن پیام به هم استفاده می‌کردند. اما آیا با پدر تنبک نوازی امروزی آشنا هستید؟ در ادامه این نوشته در وبلاگ آنبین، شما را با استاد حسن تهرانی آشنا می‌کنیم.

     استاد حسین تهرانی پدر ساز تنبک

    حسین تهرانی در سال ۱۲۹۰ خورشیدی در تهران، در خیابان ایران به دنیا آمد. پدر او میرزا اسماعیل، از بازرگانان محترم خیابان عین‌الدوله بود. حسین تحصیلاتش را در دبیرستان امیراتابک به پایان برد. پدرش به موسیقی علاقه داشت و اغلب دوستان نوازنده خود را به منزل دعوت می‌کرد. این مجالس باعث شد فرزندش از کودکی با دنیای موسیقی آشنا شود.

    به تدریج حسین تهرانی گرایش خود را شناخت و شیفته یادگیری ساز ضرب شد. اما پدرش با این کار مخالفت کرد، زیرا در آن دوره نوازندگی و پرداختن به موسیقی کاری ناپسند شمرده می‌شد و افرادی که به این سمت می‌رفتند، در جامعه مورد قضاوت قرار می‌گرفتند.

    حسین هم به ظاهر تنبک را کنار گذاشت، ولی اشتیاق به ضرب در دلش زنده بود. وقتی به زورخانه رفت، توانست ریتم‌های مرسوم در زورخانه را بیاموزد. در همین دوران با استاد بدیع‌زاده آشنا شد و این آشنایی مسیر زندگی او را دگرگون کرد.

    توصیه می‌کنیم این مطلب انواع چوب های مناسب برای ساز گیتار را حتماً بخوانید.

    استاد صبا سرآغاز ادامه راه تخصصی

    بدیع‌زاده متوجه استعداد هنری او شد و در یک جمع، این موضوع را با دوستانش، ابوالحسن صبا، استاد ملک، ملک‌الشعرای بهار، ذکاءالملک فروغی و حبیب سماعی در میان گذاشت. در آنجا، حسین تهرانی برای نخستین بار، هنر خود را در حضور این استادان بزرگ موسیقی به نمایش گذاشت.
    استاد صبا نیز مانند بدیع‌زاده، نبوغ حسین تهرانی را تشخیص داد. در مقابل، حسین نیز شیفتهٔ او شد و این دیدار، آغازگر حضور او در کلاس‌های درس استاد صبا گردید.
    تهرانی در سال ۱۳۰۷، آموزش جدی تنبک را نزد اسماعیل‌زاده شروع کرد. چون در آن زمان خط نت موسیقی رایج نبود، او قطعات را با کمک عبارت‌هایی مانند: «بله و بله و بعله دیگه» و «یکصد و بیست و چهار و یکصد و بیست و چهار» و مانند این‌ها حفظ می‌کرد.
    او برای پیشرفت بیشتر، از دانش رضا روان‌بخش، مهدی غیاثی و کنگرلو که در نواختن تنبک مهارت داشتند، نیز بهره برد. اما همواره استاد اصلی خود را استاد صبا می‌دانست.

     استاد حسین تهرانی، پدر معاصر ساز تنبک

    استاد حسین تهرانی، به عنوان چهره‌ای پیشگام و نوآور در موسیقی ایرانی، نقش بی‌بدیلی در احیا و ارتقای ساز تنبک ایفا کرده است. تلاش‌های او سبب شد این ساز که پیش‌تر اغلب در نقش همراهی‌کننده ظاهر می‌شد، به عنوان یک ساز مستقل و توانمند در عرصه‌ی تکنوازی و بیان احساسات هنری شناخته شود. وی با ابداع شیوه‌های نوین در نوازندگی، گسترش تکنیک‌ها و تربیت شاگردان فراوان، چنان تأثیری بر جای گذاشت که به حق او را بنیانگذار سبک امروزی نواختن تنبک و پدر این ساز در دوران معاصر می‌دانند.

    از ضربگیر تا جایگاه اصلی

    در گذشته، نوازنده تنبک که به او «ضرب‌گیر» می‌گفتند، از نظر جایگاه اجتماعی و هنری، پایین‌تر از دیگر نوازندگان به حساب می‌آمد و حتی او را در زمرهٔ هنرمندان قرار نمی‌دادند. به همین دلیل، تنبک یا ضرب معمولاً سازی فرعی محسوب می‌شد و نوازندگانش برای کسب اعتبار و موقعیت بهتر، بیشتر به عنوان نوازنده‌ای از سازهای دیگری مانند سنتور، تار، کمانچه یا ویولن شناخته می‌شدند.

    ضرب‌گیر در آن فضا، جایگاهی پایین‌تر داشت، حق اظهارنظر از او سلب بود و حتی گاهی ساز دیگر نوازندگان را نیز جابه‌جا می‌کرد. در چنین شرایطی، تلاش برای آکادمیک کردن تنبک و تعیین جایگاهی مناسب برای آن به عنوان یک ساز ملی، کاری بیهوده به نظر می‌رسید. تا اینکه روزی استاد تهرانی عمداً با یک ساعت تأخیر به تمرین آمد.

    نوازندگان که بسیار خشمگین شده بودند، به او اعتراض کردند. اما او با آرامش و در حالی که لبخندی بر لب داشت، گفت: «عجب! یعنی واقعاً بدون تنبک کارتان لنگ شد؟ شما که این ساز و نوازنده‌اش را بی‌ارزش و کم‌اهمیت می‌دانید.»

    برای گسترش دانش خود، مقاله آشنایی با سازدهنی ترمولو را مطالعه کنید.

    به این ترتیب، او نخستین گام را برای ارتقای جایگاه تنبک برداشت و بعدها با رسمیت بخشیدن به این ساز کوبه‌ای در فضای آکادمیک، آن را در ردهٔ سازهای ملی قرار داد. امروزه تنبک بخشی از دروس دانشگاهی است و کتاب‌های آموزشی فراوانی برای یادگیری آن در دسترس هنرجویان قرار دارد.

    در سال ۱۳۲۰، روح‌الله خالقی با همت و همراهی گروهی از دوستان هنرمندش، «انجمن موسیقی ملی» را بنیان نهاد که استاد تهرانی از اعضای اصلی آن و تنها نوازندهٔ تنبک در آن انجمن بود.

    وفات

    در نهایت استاد حسین تهرانی در هفتمین روز اسفندماه سال ۱۳۵۲، در سن ۶۲ سالگی، از این جهان رخت بربست.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله ریدیس فینگربورد یا شعاع صفحه انگشت‌گذاری چیست؟ را مطالعه کنید.

  • تاثیر موسیقی کلاسیک بر فشار خون

    تاثیر موسیقی کلاسیک بر فشار خون

    موسیقی که در زبان عربی با همین نام و در زبان‌های اروپایی با واژه‌هایی مانند «موزیک» شناخته می‌شود، در فارسی باستان «خنیا» نامیده می‌شد. واژه خنیا از «خونیاک» در پارسی میانه و «هو نواک» در زبان اوستایی ریشه گرفته و معنای آن «نوای خوش» است. این نواهای دلنشین می‌توانند اثرات مفیدی بر سلامت انسان بگذارند. پژوهشگران نیز تأیید کرده‌اند که گوش دادن به موسیقی کلاسیک برای افراد دارای فشار خون بالا سودمند است. در ادامه این نوشته از وبلاگ آنبین، بیشتر درباره تأثیر موسیقی کلاسیک بر فشار خون می‌خوانید.

    تاثیر موسیقی بر سلامت

    پرفسور کیم اینس در این زمینه بیان می‌کند: مطالعات نشان می‌دهند که موسیقی می‌تواند به صورت خودکار بخش‌هایی از مغز را به کار بیندازد که با احساس شادی، دقت و به‌خاطر سپردن در ارتباط هستند. در نتیجه، وقتی به موسیقی گوش می‌دهید، همه این قسمت‌ها تغییرات بسیار مفیدی را تجربه می‌کنند.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب آشنایی با ساز شنگ ،ساز سنتی چینی را بخوانید.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در تصنیف چیست؟ پیدا کنید.

    تاثیر موسیقی کلاسیک بر فشار خون

    پژوهشگران علوم پزشکی در دانشگاه دولتی سائوپائولو برزیل می‌گویند کسانی که فشار خون بالا دارند، علاوه بر خوردن دارو، بهتر است به موسیقی کلاسیک هم گوش دهند. به باور آن‌ها، موسیقی می‌تواند اثر مفید دارو را در زمان کوتاهی پس از مصرف، افزایش دهد.

    بررسی‌های انجام‌شده در زمینه موسیقی‌درمانی نیز نشان می‌دهد گوش دادن به موسیقی به قلب کمک می‌کند تا انقباضات بهتری داشته باشد و خون را به شکل مؤثرتری به همه بدن برساند. موسیقی کلاسیک و راک می‌توانند به تقویت رگ‌های خونی کمک کنند. همچنین، وقتی بیمار در حین عمل جراحی به موسیقی گوش می‌دهد، ضربان قلبش آرام‌تر می‌شود و بدنش در وضعیت آرامش‌بیشتری قرار می‌گیرد.

    به نظر می‌رسد ترکیب اثر آرامش‌بخش موسیقی با داروهای فشارخون، نوعی همکاری تأثیرگذار ایجاد می‌کند که نتیجه آن، کاهش مناسب ضربان قلب و پایین آمدن فشار خون در افراد مبتلا به فشار خون بالا است.

    آیا موسیقی بر داروهای ضدفشار خون هم اثر تقویت‌کنندگی و مثبت دارد؟

    با توجه به همه این اثرات جالب و مفید موسیقی بر قلب، آیا می‌توان گفت که موسیقی می‌تواند تأثیر داروهای ضد فشار خون را نیز تقویت کند؟

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه آشنایی با استاد محمد نوری، خالق ترانه های ماندگار ایرانی.

    مقاله موسیقی کانتری چیست ؟ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    این پرسش باعث شد گروهی از پژوهشگران به سرپرستی پروفسور ویتور انگراسیا والنتی، از دپارتمان گفتاردرمانی دانشگاه ایالتی سائوپائولو در برزیل، یک پروژه تحقیقاتی را بر اساس این ایده شروع کنند.

    ویتور انگراسیا والنتی، سرپرست تیم متخصصان، در این باره گفت: ما مشاهده کردیم که این نوع موسیقی باعث بهبود ضربان قلب و افزایش تأثیر داروهای فشار خون در طول یک ساعت پس از مصرف می‌شود.

    مقاله عاشیق ها به چه افرادی گفته می شود؟ حاوی اطلاعات جامعی است.

    برای یادگیری پیشرفته، به آیا ساز دهل فقط از دور خوش است؟ مراجعه کنید.

    پروفسور والنتی و همکارانش تأثیر موسیقی بی‌کلام را بر روی ضربان قلب و فشار خون افرادی که فشار خون بالای کنترل‌شده داشتند، اندازه‌گیری کردند. این آزمایش روی ۳۷ نفر انجام شد که بین ۶ ماه تا حداکثر یک سال داروهای ضد فشار خون مصرف کرده بودند.

    برای گسترش دانش خود، مقاله با پدر عود ایران آشنا شوید را مطالعه کنید.

    شرکت‌کنندگان پس از مصرف معمول داروهای فشار خون، به مدت ۶۰ دقیقه با هدفون به موسیقی گوش دادند. روز بعد نیز پس از مصرف دارو، همان مدت زمان را در سکوت و با هدفون گذراندند.

    آهنگ‌هایی که برای گوش دادن انتخاب شده بودند، شامل نسخه پیانو آهنگ‌های “Someone Like You” و “Hello” از ادل، “Amazing Grace” از کریس تاملین و “Watermark” از اِنیا بود. ضربان قلب افراد در بازه‌های ۲۰، ۴۰ و ۶۰ دقیقه پس از مصرف دارو اندازه‌گیری شد.

    ضربان قلب افرادی که به موسیقی گوش داده بودند، ۶۰ دقیقه پس از مصرف دارو به شکل چشمگیری کاهش یافت. در حالی که در گروهی که موسیقی گوش نکرده بودند، کاهش خاصی مشاهده نشد.

    برای گسترش دانش خود، مقاله ساز نی را بیشتر بشناسید را مطالعه کنید.

    سیستم پاراسمپاتیک و کاهش فعالت سیستم عصبی

    پژوهشگران درباره سازوکارهای محتملی که به این یافته‌ها منجر می‌شوند، گفتگو می‌کنند. آن‌ها می‌گویند: “ما شاهد بودیم که موسیقی کلاسیک باعث تحریک دستگاه پاراسمپاتیک و کاهش فعالیت دستگاه عصبی سمپاتیک در بدن می‌شود.”

    دستگاه سمپاتیک مسئول بالا بردن سرعت ضربان قلب و افزایش فشار خون است، در حالی که دستگاه عصبی پاراسمپاتیک اثر متضادی دارد. به باور محققان، موسیقی علاوه بر تأثیر بر سیستم پاراسمپاتیک، بر دستگاه گوارش نیز اثر می‌گذارد و در نتیجه به جذب بهتر داروهای فشار خون کمک می‌کند.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در بیوگرافی پدر گیتار کلاسیک ایران پیدا کنید.