بلاگ

  • معنی ضرب المثل ” خودش می برد خودش می دوزد “

    معنی ضرب المثل ” خودش می برد خودش می دوزد “

    این ضرب‌المثل در مورد کسی به کار می‌رود که نتیجه کار اشتباه یا تصمیم غلط خودش را می‌بیند و باید با عواقب آن روبه‌رو شود.

    تصور کنید یک نفر با عجله و بدون دقت لباسی را می‌دوزد. وقتی لباس را امتحان می‌کند، می‌بیند که اندازه نیست، زیپ آن مشکل دارد یا پارچه آن ایراد دارد. در این شرایط، هیچکس دیگری را مقصر نمی‌داند، چون خودش آن را دوخته است. حالا باید خودش وقت بگذارد و همان لباس را دوباره بدوزد یا تعمیر کند تا قابل استفاده شود.

    این مثل دقیقاً همین مفهوم را در زندگی روزمره نشان می‌دهد. اگر در کاری بی‌دقتی کنیم، برنامه‌ریزی نادرستی داشته باشیم یا بر اساس احساسات زودگذر تصمیم بگیریم، در نهایت خودمان باید تاوان آن را بپردازیم و مشکلاتش را حل کنیم. این عبارت به ما یادآوری می‌کند که در قبال کارهایمان مسئول هستیم و اگر می‌خواهیم نتیجه خوبی بگیریم، باید از اول با فکر و دقت عمل کنیم.

    خودش می برد خودش می دوزد

    در ادامه به مفهوم و کاربرد این ضرب‌المثل ایرانی می‌پردازیم. در این بخش همراه ما باشید.

    خودش می برد خودش می دوزد یعنی چه؟

    ۱- این فرد به جای دیگران تصمیم می‌گیرد و بدون اینکه نظرات کسی را جویا شود، نتیجه‌گیری می‌کند. چنین افرادی معمولاً فکر می‌کنند از همه چیز سر در می‌آورند و تمایلی به مشورت با دیگران ندارند.

    ۲- گاهی به این گونه افراد، یک‌دنده یا خودرأی گفته می‌شود؛ کسانی که فقط به فکر خودشان هستند و به دیگران توجهی ندارند.

    ۳- یعنی کاری که مربوط به دیگران است را خودش انجام می‌دهد و وقتی کار تمام شد، تازه به بقیه خبر می‌دهد. این افراد معمولاً نزد دیگران اعتبار چندانی ندارند. وقتی دیگران متوجه کار خودسرانه‌ی او می‌شوند، یا عصبانی می‌شوند یا دوباره کار را از اول شروع می‌کنند، چون به او اطمینان ندارند.
    پیشنهادی: معنی ضرب‌المثل «کار از کار گذشتن»

    ۴- کسی که خودش می‌بُرد و خودش می‌دوزد، مانند خیاطی است که بدون پرسیدن سلیقه و اندازه‌ی مشتری، طبق میل خود برایش لباس تهیه می‌کند و از کارش راضی است؛ در حالی که مشتری ممکن است از آن لباس خوشش نیاید!

    ۵- گاهی بزرگترها این ضرب‌المثل را خطاب به فرزندان خود به کار می‌برند؛ وقتی که آن‌ها بدون اجازه و هماهنگی، مسائل خصوصی خانه را به بیرون منتقل کرده‌اند.

    ۶- گاهی نیز این اصطلاح برای بعضی خواستگارها به کار می‌رود که بدون منتظر ماندن برای پاسخ دختر و خانواده‌اش، او را عروس آینده خود فرض کرده و همه جا این موضوع را مطرح می‌کنند!
    اختصاصی–آنبین

  • معنی کلمه Yesterday به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Yesterday به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Yesterday به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «دیروز» به روز قبل از امروز اشاره دارد. وقتی در مورد دیروز صحبت می‌کنیم، باید از فعل‌های زمان گذشته استفاده کنیم. در اینجا چند مثال با زمان‌های مختلف دستوری آورده شده است:

    او از دیروز منتظر بسته‌اش است. (زمان حال کامل استمراری)
    دیروز ما به تماشای فیلم رفتیم. (زمان گذشته)
    دیروز مشغول چه کاری بودی؟ (زمان گذشته)
    دیروز چه کار کردی؟ (زمان گذشته استمراری)
    دیروز برف بارید. (زمان گذشته)
    آنا از ساعت دو بامداد تا ظهر دیروز مشغول کار بود. (زمان گذشته)
    دیروز چه کردم؟ به خاطر نمی‌آورم. (زمان گذشته)
    ما از دیروز بسیار پرمشغله بوده‌ایم. (زمان حال کامل)
    این دو مرد تا پیش از جلسه دیروز، یکدیگر را ملاقات نکرده بودند. (زمان گذشته کامل)
    رئیس می‌خواهد که آن کار تا دیروز تمام شده باشد. (این جمله بر فوری بودن کار تأکید دارد. در این حالت می‌توان از «need» یا «needed» استفاده کرد.)
    من که دیروز به دنیا نیامده‌ام. (این یک اصطلاح است و به این معنی است که نمی‌شود مرا گول زد یا وادار به باور چیزی کرد که حقیقت ندارد.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو “

    معنی ضرب المثل ” خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو “

    این ضرب المثل پندی کاربردی و قدیمی را بیان می‌کند که می‌گوید: اگر نمی‌خواهی در جامعه مورد سرزنش و رسوایی قرار بگیری، باید خودت را با شرایط و رفتارهای معمول مردم هماهنگ کنی.

    در واقع این جمله به ما یادآوری می‌کند که گاهی برای حفظ آرامش و جلوگیری از مشکلات غیرضروری، بهتر است مانند اکثر مردم رفتار کنیم و از انجام کارهای غیرعادی یا مخالف عرف عمومی خودداری کنیم. این به معنای از دست دادن شخصیت نیست، بلکه یک راهکار هوشمندانه برای زندگی مسالمت‌آمیز در اجتماع است.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” چشم بازار را درآوردن “.

    این مفهوم نشان می‌دهد که هماهنگی با جمع می‌تواند مانند یک سپر محافظتی عمل کند و فرد را از قضاوت‌های تند و نگاه‌های منفی دیگران در امان نگه دارد.

    خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو

    در این بخش به بررسی معنی و مفهوم این ضرب‌المثل ایرانی می‌پردازیم. در ادامه همراه ما باشید.

    خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو یعنی چه؟

    معنای اول این ضرب‌المثل:
    اگر برخلاف عادت و رسم مردم جامعه‌ات رفتار کنی، باعث می‌شوی همه به تو نگاه کنند و مرکز توجه قرار بگیری. مثلاً فرض کنید یک مرد در ایران دامن بپوشد! مسلماً این نوع پوشش با آنچه مردم عادی می‌پوشند متفاوت است و باعث می‌شود دیگران به او خیره شوند یا مسخره‌اش کنند.
    در حالی که شاید در کشوری دیگر پوشیدن دامن برای مردان عادی باشد. پس وقتی شخصی برخلاف عرف جامعه رفتار می‌کند، ممکن است باعث شرمندگی و تنها شدنش شود.
    🔸 این ضرب‌المثل در اینجا توصیه می‌کند با انجام کارهای غیرمعمول و غیرمنطقی، خودت را از دیگران جدا نکنی.

    معنای دوم ضرب‌المثل:
    گاهی در جامعه‌ای، گناه و بی‌قیدی آنقدر زیاد می‌شود که ارزش‌های خوب، بی‌ارزش شمرده می‌شوند و برعکس. در چنین محیطی که مردم به گناه عادت کرده‌اند، اگر کسی در میان آن جمع باشد و گناه نکند، مورد توجه و تمسخر قرار می‌گیرد!
    مثلاً در گروهی که ارتباط با نامحرم برایشان عادی شده، اگر فردی با ایمان و متعهد وارد شود، ممکن است از نگاه آنها فردی قدیمی و ناهماهنگ به نظر برسد. در این شرایط، به ظاهر آن فرد دیندار که مانند دیگران رفتار نکرده، رسوا شده است؛ اما در واقع، یک وجدان بیدار هرگز قبول نمی‌کند که همرنگ نشدن با جمع گناهکار، رسوایی باشد.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” کلاه خود را قاضی کردن “ مراجعه کنید.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” دل دادن و قلوه گرفتن “ را مطالعه کنید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” انگشت به دهان ماندن “.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” همه کاره و هیچ کاره “ مراجعه کنید.

    مقاله معنی ضرب المثل ” آدم شاخ در می آورد “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    🔸 در چنین موقعیت‌هایی، این ضرب‌المثل دیگر درست نیست. بلکه همرنگ شدن با جماعت گناهکار، خودش رسوایی واقعی است، نه همرنگ نشدن با آنها!

    نکته مهم:

    افراد برجسته در زندگیشان یک مسیر استوار و ثابت دارند. آن‌ها دارای اصول محکم و منطقی هستند که در هیچ شرایطی حاضر نمی‌شوند از آن فراتر بروند. انسان‌های بزرگ بر دیگران اثر می‌گذارند، نه این که از هر گروهی تأثیر بپذیرند.

  • معنی کلمه Yet به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Yet به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Yet به فارسی با مثالهای کاربردی

    این کلمه را می‌توان به چند شکل مختلف به کار برد.

    کلمه **”yet”** معمولاً برای اشاره به زمان و به معنی “هنوز” یا “تا این لحظه” استفاده می‌شود.

    She hasn’t finished doing her homework yet.
    They didn’t get their newspaper yet.
    Have you gone to the store yet?
    Did Mr. Johnson leave for work yet?
    I have yet to receive a call from them.
    The children are not yet ready to return to their classrooms.

    او هنوز تکالیفش را تمام نکرده است.
    آنها هنوز روزنامه خود را نگرفتند.
    آیا تا به حال به فروشگاه رفته اید؟
    آیا آقای جانسون هنوز سر کار رفته است؟
    من هنوز تماسی از آنها دریافت نکرده ام.
    بچه ها هنوز آماده بازگشت به کلاس های درس نیستند.

     

    گاهی اوقات **”yet”** به جای “باز هم” یا “یکی دیگر” به کار می‌رود.

    There’s yet another problem we have to take care of.
    It was cold today. Yet colder temperatures are expected for tomorrow.

    مشکل دیگری وجود دارد که باید از آن مراقبت کنیم.
    امروز هوا سرد بود با این حال برای فردا دمای هوای سردتر پیش بینی می شود.

     

    کاربرد دیگر **”yet”** برای نشان دادن تضاد است، درست مثل کلمات “اما” یا “با این حال”.

    Jim has become very successful, yet he still believes he has more to accomplish.
    The economy is getting better, yet there are some people who can’t find jobs.

    جیم بسیار موفق شده است، اما هنوز معتقد است که کارهای بیشتری برای انجام دادن دارد.
    اقتصاد در حال بهتر شدن است، با این حال برخی از افراد هستند که نمی توانند شغل پیدا کنند.

    توجه: برخی از دانش آموزان با صدای “y” هنگامی که در ابتدای کلمه ظاهر می شود مشکل دارند.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” آشی برایت بپزم که یک وجب روغن رویش باشد “

    معنی ضرب المثل ” آشی برایت بپزم که یک وجب روغن رویش باشد “

    این ضرب المثل برای زمانی به کار می‌رود که کسی قصد دارد لطف بزرگی در حق دیگری انجام دهد یا هدیه و پیشکش ارزشمندی به او تقدیم کند. این عبارت معمولاً در موقعیت‌هایی بیان می‌شود که فرد می‌خواهد عمق محبت، علاقه یا احترام خود را به طرف مقابل نشان دهد.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” هر چه بگندد نمکش میزنند وای از آن روز که بگندد نمک “ را بخوانید.

    ریشه این ضرب المثل به گذشته‌های دور برمی‌گردد. در زمان‌های قدیم، غذا پختن به ویژه غذایی که در تهیه آن روغن به کار رفته باشد، نشانه رفاه و ثروت بود. روغن، به‌خصوص روغن حیوانی، کالایی گران‌قیمت و ارزشمند محسوب می‌شد. بنابراین، وقتی کسی می‌گفت “آشی برایت بپزم که یک وجب روغن رویش باشد”، در حقیقت قول می‌داد بهترین و باکیفیت‌ترین غذای ممکن را برای مهمان عزیز خود تهیه کند. این کار نشانه مهمان‌نوازی بسیار زیاد و احترام فوق‌العاده به فرد مهمان بود.

    مقاله معنی ضرب المثل ” در همیشه روی یک پاشنه نمی چرخد “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” لیلی زن بود یا مرد “ مراجعه کنید.

    امروزه از این ضرب المثل نه فقط در مورد غذا، بلکه برای بیان هرگونه محبت بزرگ، خدمت ارزشمند یا هدیه ویژه استفاده می‌شود.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” پز عالی، جیب خالی “ مراجعه کنید.

    آشی برایت بپزم که یک وجب روغن رویش باشد

    در این نوشته، با هم به سراغ یکی از ضرب‌المثل‌های کهن و پرمعنای ایرانی می‌رویم. در ادامه، مفهوم، ریشه و داستان پشت این عبارت شنیدنی را مرور خواهیم کرد. همراه ما بمانید.

    آشی برایت بپزم که یک وجب روغن رویش باشد یعنی چه؟

    ۱- یعنی می‌خواهم از تو تلافی کنم. این عبارت همچنین برای ترساندن و هشدار دادن به دیگران هم به کار می‌رود.

    در این مقاله معنی ضرب المثل ” دارندگی و برازندگی “ اطلاعات مفیدی آمده است.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” خر کریم را نعل کردن ” + داستان.

    ۲- به معنای برنامه‌ریزی پنهانی و دسیسه‌چی برای به دردسر انداختن دیگران است.

    ۳- مثلاً: در مدرسه، یکی از بچه‌ها همیشه من را اذیت می‌کرد و باعث شد جلوی دیگران خجالتزده شوم. حالا می‌خواهم طوری رفتار کنم که بفهمد با چه کسی روبرو شده است! (یادت باشد: تلافی کردن کار درستی نیست 🙂)

    مقاله داستان ضرب المثل توبه ی نصوح چیست ؟ و معنی آن منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” روزه شک دار گرفتن “ مراجعه کنید.

    ریشه ضرب المثل

    در کتاب “سه سال در دربار ایران” آمده است که ناصرالدین شاه هر سال آش نذری پخش می‌کرد. خدمتکارانش وقتی کاسه‌های آش را میان مردم توزیع می‌کردند، منتظر می‌ماندند تا همان کاسه‌ها پر از سکه‌های طلا شود و به دستشان برگردد.
    اما افرادی که از نزدیکان و آشنایان شاه بودند، برایشان آش بیشتری در کاسه‌های بزرگ‌تر می‌ریختند و روغن آن هم بیشتر از بقیه بود.
    وقتی می‌گفتند “آشش یک وجب روغن دارد”، منظور این بود که در آن کاسه بزرگ، باید به جای آش، سکه‌های بیشتری برگردانده شود. بنابراین ضرر و هزینه بیشتری هم برای صاحب کاسه داشت!

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل ” مهمون از مهمون بدش میاد صاحبخونه از هر دو “ بیابید.

    در این مقاله معنی ضرب المثل ” من مرده تو زنده “ اطلاعات مفیدی آمده است.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” آسمان ریسمان به هم بافتن “ را بخوانید.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” جان به عزرائیل نمی دهد “ مراجعه کنید.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی ضرب المثل ” نمک پرورده بودن “ را از دست ندهید.

    اختصاصی-آنبین
    بیشتر بخوانید: ضرب المثل با کلمه آش

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” آدم عاقل از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود “ پیدا کنید.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” یک دیوانه سنگی به چاه می اندازد “ ادامه دهید.

  • معنی کلمه Yield به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Yield به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Yield به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «yield» دو معنی اصلی دارد که بستگی به این دارد که در جمله چطور از آن استفاده شود.

    معنی اول این کلمه معمولاً به نتیجه یا مقدار چیزی که به‌دست می‌آید، مربوط می‌شود؛ مثل وقتی که می‌گوییم یک کسب‌وکار یا یک مزرعه چقدر محصول یا سود تولید کرده است.

    مثلاً:
    – ممکن است محصول ذرت امسال کمی کمتر از سال قبل باشد.
    – کشاورزان با روش‌های جدید، محصول بیشتری به‌دست آوردند.
    – چرخش کشت، نتایج خوبی دارد چون به حاصلخیزی خاک کمک می‌کند. (در این جمله «yield» به صورت فعل به کار رفته است.)
    – تغییرات در مدیریت شرکت، آن نتیجۀ مورد انتظار را نداشت.
    – سرمایه‌گذاری ما یازده درصد سود داشت.

    اما وقتی «yield» به عنوان فعل استفاده می‌شود، یک معنی دیگر هم دارد: یعنی کسی یا چیزی تسلیم شود، عقب‌نشینی کند یا اجازه بدهد دیگری اول باشد.

    مثلاً:
    – شرکت به خواستۀ کارکنان جواب مثبت داد و دستمزدشان را افزایش داد.
    – مبارزان گفتند که کوتاه نمی‌آیند و تسلیم نمی‌شوند.
    – مرد درخواست زن را پذیرفت.
    – تیر بزرگ حامل سقف، زیر وزن برف کج شد و سقف فروریخت.
    – در محل ادغام این دو خیابان، خودروها باید حق تقدم را به وسایل نقلیۀ مسیر اصلی بدهند.

    * output: یعنی آنچه تولید شده یا مقدار محصول.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Yoga به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Yoga به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Yoga به فارسی با مثالهای کاربردی

    یوگا یک روش تمرینی مفید است که در آن، تکنیک‌های مختلف آرامش‌بخش، حرکات بدنی و تمرکز ذهنی با هم ترکیب می‌شوند. این کار به افرادی که می‌خواهند سلامت جسم، ذهن و روح خود را تقویت کنند، کمک زیادی می‌کند.

    ماریا، دوست من، تقریباً هر دو روز یک بار به کلاس یوگا می‌رود.
    او با یک مربی یوگا تمرین می‌کند.
    مربی یوگا به افراد کمک می‌کند تا حرکات را به درستی انجام دهند.
    ماریا هنگام تمرین از یک زیرانداز مخصوص یوگا استفاده می‌کند تا بدنش در حین حرکات، راحت و محافظت‌شده باشد.
    آیا شما هم کسی را می‌شناسید که یوگا کار کند؟
    خودتان یوگا انجام می‌دهید؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” حق کسی را کف دستش گذاشتن “

    معنی ضرب المثل ” حق کسی را کف دستش گذاشتن “

    همه چیز در مورد مفهوم ضرب المثل “حق کسی را کف دستش گذاشتن”

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” به شکم خود صابون زدن “ سر بزنید.

    این ضرب المثل یک تصویر زیبا و گویا از رفتار عادلانه و محترمانه ارائه می‌دهد. وقتی می‌گوییم “حق کسی را کف دستش گذاشتن”، یعنی حقوق او را به طور کامل، با احترام و بدون هیچ کم و کاستی به او بازگردانیم.

    فکر کنید چیزی را که به کسی بدهکارید، آن را آنقدر تمیز، واضح و محترمانه به او برگردانید که گویی داریم چیزی را در کف دستش می‌گذاریم. این کار نشان‌دهنده این است که ما برای حق او ارزش قائل هستیم و می‌خواهیم مطمئن شویم که او به راحتی و بدون دردسر به حق خودش رسیده است.

    این مثل در موقعیت‌های مختلفی به کار می‌رود:

    * در پرداخت بدهی و قرض
    * در اجرای عدالت و دادن حق به صاحب حق
    * در تقدیر و تشکر از زحمات دیگران
    * و در هر جایی که پای حقوق فردی در میان باشد

    در نقطه مقابل این ضرب المثل، عبارت “حق کسی را خوردن” قرار دارد که دقیقاً برعکس آن است و به معنای پایمال کردن حقوق دیگران است.

    به طور خلاصه، “حق کسی را کف دستش گذاشتن” یعنی ادای دین کامل و محترمانه. یعنی کاری کنیم که طرف مقابل با آرامش و اطمینان، حق خود را دریافت کند، انگار که ما آن را در کف دستش گذاشته‌ایم.

    حق کسی را کف دستش گذاشتن

    در این بخش به توضیح و مفهوم این ضرب‌المثل ایرانی می‌پردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.

    حق کسی را کف دستش گذاشتن کنایه از چیست؟

    معنی اول این ضرب‌المثل:
    ۱- یعنی کسی را به نتیجه کار بدش برسانیم.
    ۲- معمولاً این عبارت را برای کسی به کار می‌برند که قصد دارند از او قصاص بگیرند یا به خاطر کارهای نادرستی که انجام داده، او را تنبیه کنند تا حق خود را بگیرند.
    ۳- یعنی نمی‌گذاریم حقمان پایمال شود و آنچه سزاوار آن است (یعنی مجازات) را انجام می‌دهیم و حسابش را می‌رسیم.

    معنی دوم این ضرب‌المثل:
    اگر بخواهیم نگاه خوبی به این عبارت داشته باشیم، یعنی حقی را که از کسی ضایع شده، به خودش برمی‌گردانیم. (منظور از “کف دستش گذاشتن” همین است).
    گاهی این حرف را برای کسی می‌زنند که به او ستم شده؛ مثلاً می‌گویند: نگران نباش! او نمی‌تواند از دست ما فرار کند. حق تو را از او می‌گیریم و به خودت برمی‌گردانیم.
    اما در معنی اول (یعنی نگاه منفی) یعنی حق فرد ستمکار را به خودش برمی‌گردانیم!

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” غاز چراندن “ را مطالعه کنید.

    نکته:
    🔸 معنی اول، شناخته‌شده‌تر است. یعنی تنبیه کردن کسی که حق دیگری را خورده است.

    پیشنهادی: ضرب‌المثل “از حق تا ناحق چهار انگشت فاصله است”

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” تف سر بالا “ ادامه دهید.

    بیشتر بخوانید: ضرب‌المثل با دست

    اختصاصی-آنبین

  • معنی کلمه Yolk به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Yolk به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Yolk به فارسی با مثالهای کاربردی

    قسمت زرد رنگ داخل تخم‌مرغ را زرده (yolk) می‌نامند. زرده منبعی سرشار از پروتئین برای جوجه‌ای است که درون تخم در حال رشد است. همچنین برای انسان‌هایی که تخم‌مرغ دوست دارند، یک ماده غذایی مقوی و پرپروتئین به شمار می‌رود.

    بعضی افراد فقط سفیده تخم‌مرغ را می‌خورند و زرده را جدا می‌کنند، چون سفیده کالری کمتری دارد؛ اما باید بدانید که بیشتر عطر و طعم تخم‌مرغ در زرده آن نهفته است.

    تلفظ این کلمه ممکن است برای بعضی از زبان‌آموزان مشکل باشد. برای تلفظ بهتر، به این نکات توجه کنید:

    The “l” is silent.
    This word rhymes with many words in English.
    joke
    Coke
    folk
    spoke
    soak
    yolk

    «ل» خوانده نمی‌شود.
    این کلمه با کلمات زیادی در انگلیسی هم‌قافیه است.
    شوخی
    کک
    مردمی
    صحبت کرد
    خیس کردن
    زرده

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه You به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه You به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه You به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی مستقیماً با یک نفر صحبت می‌کنید، از کلمه “you” استفاده می‌کنید.
    کلمه “you” برای صحبت کردن با بیش از یک نفر هم به کار می‌رود.

    علاوه بر این، یک حالت کلی‌تر از “you” هم وجود دارد. این حالت خیلی کاربردی است چون می‌توان از آن برای حرف زدن در مورد هر فرد یا گروهی از افراد، چه مستقیم و چه غیرمستقیم، استفاده کرد:

    سیگار برای شما مضر است. (سیگار کشیدن برای هر فردی بد است.)
    شما باید اولین کلمه را در یک جمله بزرگ بنویسید. (همه باید این کار را انجام دهند.)
    اگر هر روز انگلیسی تمرین کنید، پیشرفت خواهید کرد. (این یک توصیه خوب برای هر کسی است که آن را می‌شنود.)

    یک نکته دیگر هم این است که در جملات امری (دستوری)، فاعل جمله “you” در نظر گرفته می‌شود:

    این را به من بدهید، لطفا. (فاعل در این جمله “you” است.)
    در چراغ توقف کنید. (فاعل “you” است.)
    این کار را نکن! (دارم با تو صحبت می‌کنم!)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.