بلاگ

  • معنی کلمه Ramp به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Ramp به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Ramp به فارسی با مثالهای کاربردی

    سطح شیب‌دار یا رَمپ، وسیله‌ای است که برای جابه‌جایی افراد یا وسایل از یک سطح به سطح دیگر به کار می‌رود. معمولاً در ساختمان‌ها، جاده‌ها و فضاهای عمومی از رمپ استفاده می‌شود تا رفت‌وآمد آسان‌تر شود.

    مثلاً یک مکانیک ممکن است از رمپ برای بلند کردن خودرو از زمین استفاده کند.
    وقتی به مرکز شهر می‌روید، ممکن است خودرویتان را در پارکینگ‌های چندطبقه که با رمپ طراحی شده‌اند، پارک کنید.
    افرادی که از ویلچر استفاده می‌کنند، به جای پله از سطح شیب‌دار برای ورود به ساختمان استفاده می‌کنند.
    برای ورود به بزرگراه یا خروج از آن، از رمپ ورودی یا خروجی استفاده می‌شود.
    هنگام سوار شدن به هواپیما نیز معمولاً از رمپ استفاده می‌کنیم.
    اسکیت‌بازها هم روی رمپ‌ها حرکات نمایشی انجام می‌دهند.

     

    عبارت “ramp up” نیز در زبان انگلیسی به معنی افزایش دادن یا شدت بخشیدن به چیزی است.

    مثلاً:
    شرکت ما تولید خود را افزایش داده است.
    آن‌ها باید تا زمان تعطیلات، استخدام نیروهای جدید را بیشتر کنند.
    ارتش نیز برای مقابله با یک حمله احتمالی، سطح آمادگی خود را بالا برد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Random به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Random به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Random به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی یک اتفاق به‌صورت تصادفی رخ می‌دهد، یعنی بدون نظم و الگوی مشخصی اتفاق می‌افتد و نمی‌توان آن را از قبل پیش‌بینی کرد. برنامه‌ریزی برای چنین رویدادی تقریباً غیرممکن است و تنها کاری که می‌توان کرد این است که خود را برای مواجهه با آن آماده کنیم.

    رعد و برق به طور تصادفی به مردم برخورد می‌کند.
    اگر در قرعه‌کشی شرکت کنید، ممکن است اعداد به‌صورت تصادفی برایتان انتخاب شوند.
    معلم به شکل تصادفی از دانش‌آموزان سؤال می‌پرسید و انتظار داشت جواب سوالاتش را بدانند.
    در هفته‌های اخیر، چند مورد تیراندازی بی‌دلیل و تصادفی در آمریکا گزارش شده است.
    سرپرست شرکت، برای انتخاب افرادی که در آخر هفته کار کنند، به‌صورت تصادفی از بین کارمندان انتخاب کرد.
    تصمیمات بی‌دقت و تصادفی که صاحب شرکت گرفت، در نهایت باعث تعطیلی آن شد.

    رم کامپیوتر شما چقدر است؟ RAM مخفف Random Access Memory است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده‌اند، مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” کفگیر به ته دیگ خورده ” + ریشه ضرب المثل

    معنی ضرب المثل ” کفگیر به ته دیگ خورده ” + ریشه ضرب المثل

    گاهی اوقات در زندگی شرایطی پیش می‌آید که هیچ راه فراری از آن وجود ندارد. در چنین مواقعی مردم از ضرب‌المثل “کفگیر به ته دیگ خورده” استفاده می‌کنند. این عبارت نشان می‌دهد که فرد در موقعیتی بسیار سخت و بدون هیچ راه چاره‌ای قرار گرفته است، انگار که دیگر هیچ راه برگشتی وجود ندارد.

    دلیل به وجود آمدن این ضرب‌المثل به آشپزخانه‌های قدیمی برمی‌گردد. در گذشته، وقتی غذا در دیگ می‌پخت، اگر کفگیر به ته دیگ می‌خورد و صدا ایجاد می‌کرد، به این معنی بود که غذا تقریباً تمام شده و چیزی برای خوردن باقی نمانده است. این وضعیت نشان‌دهنده ته‌کشیدن منابع و رسیدن به نقطه پایان بود. امروزه هم وقتی کسی می‌گوید “کفگیر به ته دیگ خورده”، یعنی همه راه‌ها بسته شده و فرد در شرایط سختی گیر افتاده است.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” تغاری بشکند ماستی بریزد “ را بخوانید.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” پوست خرس نزده میفروشه “ پیدا کنید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” برای شیطان پاپوش می دوزد “ را از دست ندهید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” بشنو و باور نکن “.

    ضرب المثل کفگیر به ته دیگ خورده

    در این نوشته، به بررسی معنا و مفهوم اصلی یک ضرب‌المثل کهن ایرانی می‌پردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.

    مقاله معنی ضرب المثل ” جنسش شیشه خرده دارد “ حاوی اطلاعات جامعی است.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” کاشکی را کاشتند سبز نشد “ را از دست ندهید.

    معنی ضرب المثل کفگیر به ته دیگ خورده

    این ضرب‌المثل یک معنی ساده و یک مفهوم پنهان دارد. معنی آشکارش این است که غذای درون قابلمه تمام شده و دیگر چیزی نمانده. اما منظور اصلی و عمیق‌تر آن، بیان وضعیت کسی است که دارایی و پولش به پایان رسیده و تقریباً ورشکسته شده است.

    به عنوان مثال، وقتی سرمایه یک فرد ثروتمند تمام می‌شود، در مورد او می‌گویند: “کفگیرش به ته دیگ خورده است.”

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” پیش غازی و معلق بازی “ را مطالعه کنید.

    این اصطلاح همچنین برای توصیف کسی به کار می‌رود که توان و نیروی سابق خود را از دست داده و دیگر قادر به انجام کارها نیست.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” پند دادن به نادان مانند تخم افکندن در شوره زار است “ ادامه دهید.

    یکی دیگر از معانی این ضرب‌المثل، تمام شدن فرصت‌ها و زمان باقی‌مانده است.

    مقاله معنی ضرب المثل ” چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    علاوه بر این، اگر شخصی برای مدتی طولانی مشغول انجام کاری باشد (خواه خوب یا بد) و تمام روش‌های ممکن را امتحان کرده باشد تا جایی که دیگر به بن‌بست رسیده و راهی پیش رو ندارد، دیگران در وصف او می‌گویند: “فلانی دیگر کفگیرش به ته دیگ خورده و کاری از دستش برنمی‌آید.”

    برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” خون کسی را توی شیشه کردن “ سری سر بزنید.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” دنیا محل گذر است “ به شما کمک خواهد کرد.

    ریشه ضرب المثل

    ریشه این ضرب‌المثل به مهمانی‌های بزرگ و نذری‌های قدیمی برمی‌گردد. در آن زمان، برای مراسمی مثل عروسی یا نذری، چندین دیگ بزرگ پلو می‌پختند. مردم برای گرفتن غذا در صف می‌ایستادند. وقتی غذا رو به اتمام بود و دیگ‌ها تقریباً خالی می‌شد، صدای برخورد کفگیر به ته دیگ به گوش می‌رسید. این صدا به همه نشان می‌داد که غذایی باقی نمانده و دیگر نباید انتظار داشته باشند. به همین دلیل مردم به یکدیگر می‌گفتند: «دیگه غذا تموم شده». کم‌کم این عبارت در موقعیت‌های دیگر هم استفاده شد و به ضرب‌المثل تبدیل شد.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” گاو نه من شیرده “ ادامه دهید.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” شیطان را درس دادن “ سر بزنید.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” نوکر بابات غلام سیاه “ ادامه دهید.

    مقاله معنی ضرب المثل ” سالی که نکوست از بهارش پیداست “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

  • معنی کلمه Rank به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Rank به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Rank به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «رتبه» (Rank) معنایی نزدیک به «موقعیت» دارد. این مفهوم، به چینش افراد یا چیزها بر پایه توانایی یا کیفیت اشاره میکند. مثلاً مشخص میکند که چه کسی بهترین است، چه کسی در جایگاه دوم قرار دارد و چه کسی پایین‌ترین رتبه را دارد. شما می‌توانید از این کلمه هم برای اشیا و هم برای افراد استفاده کنید:

    رتبه او در مقایسه با سایر ورزشکاران چگونه است؟ (این سوال از «رتبه» به عنوان فعل استفاده می‌کند.)
    رتبه او در بین دیگران چقدر است؟ (این سوال از «رتبه» به عنوان اسم استفاده می‌کند.)
    این هتل چه رتبه‌ای دارد؟
    رتبه‌بندی این هتل چگونه است؟ (کلمات «رتبه» و «رتبه‌بندی» بسیار به هم نزدیک هستند.)
    به این هتل رتبه بسیار بالایی داده شده است. (این جمله به صورت مفعولی ساخته شده است.)
    رتبه او در شرکت چیست؟
    او در شرکت از جایگاه و رتبه بسیار بالایی برخوردار است.
    رسیدن به درجه ژنرال در ارتش ایالات متحده کار آسانی نیست.
    شما چگونه توانایی‌های خود به عنوان یک دانش‌آموز را ارزیابی و رتبه‌بندی می‌کنید؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” آدم تنبل عقل چهل وزیر را دارد “

    معنی ضرب المثل ” آدم تنبل عقل چهل وزیر را دارد “

    گاهی می‌شنویم که می‌گویند: “آدم تنبل عقل چهل وزیر را دارد.” شاید در نگاه اول این حرف عجیب به نظر برسد. چون معمولاً تنبلی را با کم‌هوشی و بی‌مسئولیتی مرتبط می‌دانیم. اما این ضرب‌المثل در واقع اشاره به نکته‌ی عمیق‌تری دارد.

    مقاله معنی ضرب المثل ” برای لای جرز خوبه “ حاوی اطلاعات جامعی است.

    مقاله معنی ضرب المثل ” تیرش به سنگ می خوره “ حاوی اطلاعات جامعی است.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” در مثل جای مناقشه نیست “ سر بزنید.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” مثل خر در گل ماندن “ را مطالعه کنید.

    مقاله معنی ضرب المثل ” وعده سر خرمن دادن “ حاوی اطلاعات جامعی است.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” در جنگ نان و حلوا تقسیم نمی کنند “ به شما کمک خواهد کرد.

    این مثل می‌خواهد بگوید که یک فرد تنبل، به دلیل تمایلش به انجام کمترِ کارها، همیشه به دنبال راه‌های میان‌بر، هوشمندانه و کم‌زحمت‌تر می‌گردد. او حاضر است مدت‌ها فکر کند و بهترین و راحت‌ترین راه را برای انجام کار پیدا کند، راهی که کمترین انرژی را از او بگیرد. در واقع، او از عقل و درایتش برای “کار نکردن” استفاده می‌کند!

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی ضرب المثل ” تیری در تاریکی انداختن “ را از دست ندهید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” گندم از گندم بروید جو ز جو “.

    پس این جمله به معنای ستایش تنبلی نیست، بلکه اشاره به این نکته دارد که گاهی برای انجام کارها باید از فکر و خرد خود استفاده کنیم و به جای تلاش بی‌هدف، هوشمندانه و بهینه عمل کنیم.

    آدم تنبل عقل چهل وزیر را دارد

    در این نوشته، می‌خواهیم معنی و مفهوم واقعی این ضرب‌المثل کهن ایرانی را با هم بررسی کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.

    معنی ضرب المثل آدم تنبل عقل چهل وزیر را دارد

    ۱- وقتی وزیران به پادشاهان پیشنهاد می‌دهند، در حقیقت بخش فکری کار را خودشان انجام می‌دهند و فقط اجرا کردن آن را به پادشاه واگذار می‌کنند؛ به همین دلیل از عقل و فکر خود بیشتر بهره می‌برند. انسان تنبل را هم شبیه وزیری دانسته‌اند که فقط فکر می‌کند و برنامه‌ریزی می‌نماید، اما خودش کاری انجام نمی‌دهد و اهل عمل نیست.

    در این مقاله معنی ضرب المثل ” چوب معلم گله، هر كی نخوره خله “ اطلاعات مفیدی آمده است.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” همان آش و همان کاسه ” + داستان را حتماً بخوانید.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” رگ خواب کسی را به دست آوردن “ ادامه دهید.

    مقاله معنی ضرب المثل ” آستین نو بخور پلو “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” آنقدر مار خورده تا افعی شده “ پیدا کنید.

    ۲- این مثل اشاره به کسی دارد که به دلیل تنبلی، به دنبال راهی برای فرار از کار و مسئولیت می‌گردد.

    ۳- یعنی اگر قصد داشته باشی که تن‌بلی کنی و کاری انجام ندهی، همیشه بهانه‌ها و توجیه‌های زیادی پیدا می‌کنی.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” طاقتم طاق شد “ پیدا کنید.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” با طناب پوسیده کسی توی چاه رفتن “ به شما کمک خواهد کرد.

    ۴- همیشه راهی برای فرار از زیر کار دررفتن وجود دارد!

    ۵- این ضرب‌المثل از نظر معنا نزدیک است به دو ضرب‌المثل دیگر: “آدم تنبل نصیحت‌های پدرانه می‌کند” و “تنبل نرو به سایه، سایه خودش میایه”. هر دو این ضرب‌المثل‌ها به بی‌خیالی و بی‌حرکتی افراد تنبل اشاره دارند.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل ” خرج اتینا “ بیابید.

    در این مقاله معنی ضرب المثل ” وقت نداره سرشو بخارونه “ اطلاعات مفیدی آمده است.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل ” کار هر بز نیست خرمن کوفتن “ بیابید.

    پیشنهادی: ضرب‌المثل درباره فرد تنبل
    بیشتر بخوانید: ضرب‌المثل با آدم
    اختصاصی-آنبین

  • معنی کلمه Rant به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Rant به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Rant به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “rant” به معنی شکایت کردن با صدای بلند و حالت عصبی است. وقتی کسی “rant” می‌کند، معمولاً کنترل اعصاب خود را از دست داده و با عصبانیت در مورد یک مشکل صحبت می‌کند.

    او درباره چه چیزی در حال شکایت کردن است؟
    او شروع به غر زدن و اعتراض کردن کرده است. (go off on a rant = با عصبانیت و به طور طولانی در مورد چیزی حرف زدن)
    شخصی از اعتراضات خشمگینانه آن زن فیلم گرفت و آن را در یوتیوب قرار داد. (در این جمله، کلمه “rant” به عنوان اسم به کار رفته است.)
    آن زن آرامش خود را از دست داد و شروع به اعتراض کردن کرد.
    ملیندا وقتی فهمید دوست پسرش ماشینش را بدون اجازه برداشته، شروع به اعتراض و غر زدن کرد.
    معلم شروع به صحبت طولانی و عصبانی در مورد دانش‌آموزانی کرد که به درسش توجه نمی‌کردند.
    یک مشتری با حالتی عصبانی وارد مغازه شد و از پرتقال‌های خرابی که قبلاً خریده بود شکایت می‌کرد.
    من واقعاً تمایلی ندارم به حرف‌های اعتراضی تو گوش دهم.

     
    کلمات “rant” و “rave” معمولاً با هم به کار می‌روند:

    همه در مورد وضعیت بد ترافیک در حال شکایت و اعتراض هستند.
    از آن سر خیابان صدای مردی را می‌شنیدیم که با عصبانیت درباره چیزی داد می‌زد، اما متوجه حرف‌هایش نمی‌شدیم.
    اگر در انتخابات شرکت نکرده‌اید، حق ندارید در مورد نتایج آن اینقدر عصبانی شوید و اعتراض کنید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Rare به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Rare به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Rare به فارسی با مثالهای کاربردی

    چیزهایی که پیدا کردنشان سخت است یا خیلی کم پیش می‌آیند را «نادر» می‌نامیم.

    دن یک سکه نادر پیدا کرد که قیمت خیلی بالایی دارد.
    کم پیش می‌آید در این فصل از سال، این همه غاز ببینیم.
    هفته پیش، گروه رولینگ استونز به طور نادری در کوبا اجرا کردند.
    اینکه یک زن پنج قلو به دنیا بیاورد، بسیار نادر است. (پنج قلو یعنی پنج نوزاد)
    اتفاقی به اسم «ماه آبی» بسیار نادر است.

     
    کلمه «rare» برای توصیف استیک گاوی هم به کار می‌رود که زیاد پخته نشده باشد.
    استیکی که به حالت «rare» سفارش داده شود، داخلش هنوز قرمز است.

    وینس یک استیک به حالت «rare» سفارش داد.
    همسرش استیک خود را به صورت «medium-rare» سفارش داد. (یعنی کمی بیشتر از «rare» پخته شده است.)

     
    اگر به انتهای کلمه «rare» حروف «ly» را اضافه کنیم، قید «rarely» ساخته می‌شود. این کلمه تقریباً معنای «تقریباً هیچ وقت» را می‌دهد.

    او به ندرت قبل از ساعت ۹ صبح بیدار می‌شود.
    ما به ندرت در ماه سپتامبر برف می‌بینیم.
    ناتانیل به ندرت در مدرسه حاضر می‌شود. او دانش‌آموز خیلی خوبی نیست.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” از کاه کوه ساختن “

    معنی ضرب المثل ” از کاه کوه ساختن “

    از یک چیز کوچک و بی‌اهمیت، یک مشکل بسیار بزرگ درست کردن را “از کاه کوه ساختن” می‌گویند.

    این ضرب‌المثل برای زمانی به کار می‌رود که کسی یک موضوع ساده و پیش پا افتاده را آنقدر بزرگ و exaggerated کند که در نهایت مانند یک کوه عظیم و غیرقابل حل به نظر برسد.

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” از مردی تا نامردی یک قدم است “ را مطالعه کنید.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” یک دیوانه سنگی به چاه می اندازد “ به شما کمک خواهد کرد.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” نمک پرورده بودن “.

    مثلاً فردی ممکن است یک اشتباه کوچک در محل کارش را انجام دهد، اما به جای حل کردن سادهٔ آن، آنقدر نگران و مضطرب شود و در ذهنش آن را پرورش دهد که تصور کند کارش در خطر است و آیندهٔ شغلی‌اش نابود شده است. در این حالت می‌گویند: “داری از یک کاه، کوه می‌سازی.”

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” فردا هم روز خداست “ را بخوانید.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” با یک تیر دو نشون زدن ” + داستان سر بزنید.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” پا به دریا بگذاره دریا خشک می شود “ مراجعه کنید.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل ” هوا گرگ و میش است “ بیابید.

    این مثل به ما یادآوری می‌کند که گاهی اوقات ذهن ما مسائل را بزرگ‌تر از اندازهٔ واقعی‌شان می‌بیند و بهتر است در برخورد با مشکلات، واقع‌بینانه قضاوت کنیم و اجازه ندهیم یک مسئلهٔ کوچک، به بحرانی بزرگ تبدیل شود.

    از کاه کوه ساختن

    در این نوشته، به بررسی معنا و مفهوم اصلی یک ضرب‌المثل کهن و ایرانی می‌پردازیم. با ما همراه باشید.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” روزه شک دار گرفتن “ مراجعه کنید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” هر کی در پی کلاغ رود، در خرابه منزل کند “ را از دست ندهید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” نخود هر آش شدن “.

    در این مقاله معنی ضرب المثل ” راه باز است و جاده دراز “ اطلاعات مفیدی آمده است.

    معنی ضرب المثل از کاه کوه ساختن یعنی چه؟

    از کاه کوه ساختن به این معانی است:

    ۱. یعنی یک اتفاق کوچک را خیلی بزرگ و اغراق‌آمیز نشان دادن؛ مثل پخش کردن شایعات نادرست.
    ۲. یعنی چیزهای بی‌اهمیت و ناچیز را بزرگ کردن.
    ۳. این ضرب‌المثل وقتی به کار می‌رود که کسی یک موضوع ساده و پیش‌پاافتاده را بیش از اندازه جدی و بزرگ جلوه می‌دهد.
    ۴. گاهی این عبارت برای افرادی استفاده می‌شود که با حرف‌های بی‌اساس و سخن‌چینی، کارهای دیگران را بزرگ نشان می‌دهند و باعث ایجاد اختلاف و درگیری می‌شوند.
    ۵. ساختن کوه از کاه، کنایه از بزرگ‌نمایی یک اشتباه کوچک است، طوری که همه آن را ببینند و از آن آگاه شوند. گاهی اوقات حتی هیچ اشتباهی هم رخ نداده، اما سوءتفاهم‌های پیش‌آمده باعث می‌شوند کسی بی‌گناه، مقصر شناخته شود. در چنین مواقعی به فرد می‌گویند: چرا از کاه کوه می‌سازی؟ کسی که هیچ تقصیری نداشته را رسوا کرده‌ای!

    ضرب المثل مشک آن است که خود ببوید

    مقاله معنی ضرب المثل ” آفتاب لب بام است “ حاوی اطلاعات جامعی است.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” سنگ بزرگ علامت نزدن است “ مراجعه کنید.

    مقاله معنی ضرب المثل ” آویزه گوش کردن “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

  • معنی کلمه Rat به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Rat به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Rat به فارسی با مثالهای کاربردی

    موش صحرایی نوعی حیوان جونده است. این حیوان شبیه به یک موش بسیار بزرگ است، اما دمش کلفت‌تر و بلندتر است و بینی برجسته‌ای دارد. موش‌های صحرایی در سراسر جهان دیده می‌شوند. آن‌ها هم در طبیعت زندگی می‌کنند و هم در مکان‌های شلوغ و پرازدحامی که بهداشت در آن‌ها رعایت نمی‌شود، در کنار انسان‌ها ساکن می‌شوند. بیشتر مردم موش‌ها را موجوداتی مضر می‌دانند، چون هم باعث خرابی می‌شوند و هم بیماری را پخش می‌کنند.

    اما کلمه “rat” در انگلیسی گاهی برای توصیف آدم‌هایی هم به کار می‌رود که رفتارشان مخفیانه، غیرصادقانه یا خیانت‌آمیز است:

    آن مرد یک آدم دروغگو و پست است.
    آن آدم‌های پمپ بنزین، پول خرد اشتباهی به من برگرداندند.
    با این که ادعا می‌کنند به فکر مردم هستند، اما به نظر می‌رسد بعضی از مسئولین فقط به فکر خودشان هستند.
    متوجه شدیم وکیلی که استخدام کرده بودیم، آدم قابل اعتمادی نبود.
    جرمی فهمید که صاحبخانه‌اش دزد است و از مستأجران ساختمان دزدی می‌کند.
    فروشنده مواد مخدر، همکارانش را به پلیس معرفی کرد. (یعنی علیه آن‌ها شهادت داد)

     

    همچنین این کلمه (به صورت جمع) گاهی برای بیان ناراحتی یا ناامیدی استفاده می‌شود:

    ای وای! در خانه را قفل نکرده‌ام.
    وای نه! باتری موبایلم دارد تمام می‌شود.

    * جونده: پستانداری است که دندان‌های جلویی بلندی دارد و مدام در حال جویدن چیزهای مختلف است. این جویدن مداوم برای کنترل رشد دندان‌هایش لازم است.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” گذر پوست به دباغ خانه می افتد “

    معنی ضرب المثل ” گذر پوست به دباغ خانه می افتد “

    این ضرب‌المثل قدیمی داستان جالبی پشت خود دارد. می‌گویند روزی مردی پوست حیوانی داشت که می‌خواست آن را به کسی بفروشد. او پوست را به دوش گرفت و به بازار رفت. در راه، از مقابل کارگاه دباغی گذشت. دباغ کسی است که پوست خام را دباغی و از آن چرم مرغوب می‌سازد.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” کارها به صبر برآید و مستعجل به سر در آید “ را از دست ندهید.

    مقاله معنی ضرب المثل ” بگیر ببند بده دست پهلوون “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    وقتی دباغ آن پوست را دید، پیش خود فکر کرد که این پوست سرانجام به دست من خواهد رسید، چون تنها من هستم که می‌توانم از آن استفاده کنم و به آن ارزش بدهم. پس با اطمینان گفت: «عیبی ندارد، بگذار پوست را با خودش بگرداند. هر جا که برود، در نهایت می‌فهمد که خریدار واقعی آن من هستم و آن را به اینجا خواهد آورد.»

    این حکایت، پایه‌ی این ضرب‌المثل شد: **”گذر پوست به دباغ خانه می‌افتد.”**

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” آهسته که آسمان نداند “ سر بزنید.

    معنای این مثل این است که هر چیزی سرانجام به جایگاه اصلی خودش بازمی‌گردد. هر کس یا هر چیز، در نهایت راهی را که برایش ساخته شده است، پیدا می‌کند و به جایی می‌رسد که باید باشد. مانند آن پوست که پس از گشتنِ زیاد، در نهایت به دست کسی می‌رسد که واقعاً به آن نیاز دارد و ارزشش را می‌داند.

    گذر پوست به دباغ خانه می افتد

    در این نوشته، شما با معنا و مفهوم اصلی این ضرب‌المثل کهن ایرانی آشنا خواهید شد. همراه ما باشید.

    معنی و مفهوم ضرب المثل گذر پوست به دباغ خانه می افتد

    مفهوم این ضرب‌المثل: اول باید بفهمیم دباغ‌خانه چیست. دباغ‌خانه جایی است که در آن پوست حیوانات را آماده و تمیز می‌کنند. این مثل می‌خواهد بگوید که پوست، چه اول و چه آخر، سر از همان دباغ‌خانه درمی‌آورد. بنابراین:
    ۱- اگر کسی به دیگری بدی کند، روزی می‌رسد که مجبور می‌شود به همان شخص مراجعه کند و به او نیاز پیدا خواهد کرد.
    ۲- زمین گرد است؛ اگر در جایی از آن چاله بکنی، با چرخش زمین، روزی خودت داخل آن خواهی افتاد! دباغ‌خانه هم درست شبیه به آن چاله است؛ جایی که سرنوشت نهایی پوست است.
    ۳- یعنی اگر کار بد انجام دهی، نتیجه‌اش را خیلی زود خواهی دید؛ وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ ﴿۸﴾ سوره زلزال.
    ۴- معمولاً این ضرب‌المثل را برای کسانی به کار می‌برند که به دیگران آسیب می‌زنند و فکر می‌کنند دیگر هرگز با هم روبه‌رو نخواهند شد.

    پیشنهاد: معنی ضرب‌المثل “زمین گرده”
    ضرب‌المثل با خانه
    اختصاصی-آنبین