بلاگ

  • معنی کلمه Nasty به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Nasty به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Nasty به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “nasty” به معنای “زننده” یا “بد” است و برای توصیف چیزها یا افرادی که ناخوشایند هستند به کار می‌رود.

    چرا او اینقدر بی‌ادب است؟
    او خلق و خوی تند و زننده‌ای دارد.
    جان به خاطر رفتار نامناسب با مشتریان، از کار اخراج شد.
    مارتا اصلاً بداخلاق یا ناخوشایند نیست.
    او ذره‌ای بدی در وجودش ندارد.
    این بو خیلی ناخوشایند است.
    جنگ با پیامدهای تلخی همراه بود.

     
    این واژه همچنین می‌تواند برای اشاره به چیزهای شدید یا آزاردهنده، به ویژه در مورد بیماری‌ها، استفاده شود:

    یولاندا سرماخوردگی شدیدی دارد.
    روبرتو سرفه‌ی آزاردهنده‌ای دارد.
    این دانه‌های پوستی که داری، خیلی شدید به نظر می‌رسد.
    سردرد خیلی بدی دارم.

     
    گاهی اوقات کلمه “nasty” ممکن است به این معنا باشد که یک مرد یا زن تمایل جنسی (علاقه یا توانایی) دارد:

    تو خیلی بدی
    او مرد بدی است
    مرد، او زننده است.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Native به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Native به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Native به فارسی با مثالهای کاربردی

    فرد یا چیزی که به یک مکان تعلق دارد و در آنجا ریشه دارد، اصیل یا بومی نامیده می‌شود. این واژه برای کسی که به کشور دیگری مهاجرت کرده نیز به کار می‌رود.

    کشور اصلی شما کجاست؟
    زبان اصلی کشور شما چیست؟
    زبان اصلی سیلویا اسپانیایی است. او اهل ونزوئلاست.
    بعضی از مردمان بومی پرو هنوز هم سبک زندگی سنتی و ساده‌ای دارند.
    در باغ گلوریا چندین گیاه و گل بومی وجود دارد که به راحتی رشد می‌کنند.
    شیرها و ببرها در بخش‌های مختلف قاره آفریقا زندگی می‌کنند.

     
    در آمریکا، معمولاً کلمه «بومی» همراه با «آمریکایی» برای اشاره به مردمانی که پیش از ورود اروپاییان در شمال آمریکا زندگی می‌کردند، استفاده می‌شود. قبلاً از واژه «سرخ‌پوست» استفاده می‌شد، اما امروزه بهتر است بگوییم «بومیان آمریکا».

    تعداد زیادی از بومیان آمریکا در ایالت مینه‌سوتا زندگی می‌کنند.
    افسانه‌ها و تاریخ بومیان آمریکا بسیار جالب توجه است و ریشه در هزاران سال گذشته دارد.
    همچنان امروزه برخی از زبان‌های بومیان آمریکا رواج دارد.

     
    واژه «بومی» گاهی به عنوان اسم نیز به کار می‌رود و در این حالت برای اشاره به افراد استفاده می‌شود:

    تا همین اواخر، به بسیاری از مردمان بومی در کشورهای مختلف، اجازه حضور در عرصه‌های سیاسی داده نمی‌شد.
    مردم بومی کم‌طاقت شده‌اند. (این یک اصطلاح است و به این معناست که مردم یک منطقه از شرایط موجود ناراضی هستند).

    توجه: گاهی به جای کلمه «بومی» از واژه‌های «خاستگاهی» یا «اصیل» نیز برای اشاره به مردمان یا گونه‌های بومی یک منطقه استفاده می‌شود.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” حرف حق تلخه “

    حتماً برای شما هم پیش آمده که کسی حرفی بزند که شنیدنش سخت باشد، اما در دل خود احساس کنید که راست می‌گوید. این دقیقاً همان مفهومی است که در پشت ضرب‌المثل «حرف حق تلخه» پنهان شده است.

    گاهی اوقات، واقعیت‌ها و حرف‌های درست، خوشایند ما نیستند. ممکن است از شنیدن آنها ناراحت یا عصبانی شویم، اما به مرور زمان متوجه می‌شویم که آن حرف، درست بوده و به نفع ما گفته شده است.

    مثلاً وقتی پزشک به ما می‌گوید که برای سلامتی‌تان باید از بعضی خوراکی‌های مورد علاقه‌تان دوری کنید، شاید این توصیه در همان لحظه دلچسب نباشد، اما حقیقتی است که برای حفظ تندرستی ما ضروری است.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” از هرچی بدم اومد، سرم اومد “ سری سر بزنید.

    این ضرب‌المثل به ما یادآوری می‌کند که همیشه حرف‌های خوشایند، حرف‌های درست و مفیدی نیستند. برعکس، گاهی ارزشمندترین و راستین‌ترین سخنان، همان‌هایی هستند که در نگاه اول تلخ به نظر می‌رسند، اما در بلندمدت سودمندترین راهنمایی‌ها برای ما خواهند بود.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” سکوت علامت رضاست “.

    "معنی

    در این نوشته، به مفهوم ضرب‌المثل معروف ایرانی «حرف حق تلخ است» می‌پردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.

    معنی ضرب المثل حرف حق تلخه یعنی چه؟

    1- خیلی از حرف‌های راست و درست، واقعیت‌هایی هستند که گاهی پذیرفتنشان سخت است و ممکن است به نفع بعضی افراد نباشد.
    2- اگر حرفی درست باشد و به موقع زده شود، برای کسانی که عادت به پنهان‌کاری و دروغگویی دارند، آزاردهنده خواهد بود.
    3- یک سخن راست و درست، ممکن است باب میل بسیاری از افراد نباشد.
    4- حرف حق گاهی باعث ناراحتی کسانی می‌شود که به دروغگویی عادت دارند.
    5- کسانی که فقط به فکر منافع خود هستند، از شنیدن حرف راست ناخوشایند می‌شوند.
    6- وقتی حرف حق زده می‌شود، واکنش فرد ناحق، خودش را به دیگران نشان می‌دهد.

    حدیث درباره حق

    پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرمایند:
    **«اَلْحَقُّ ثَقيلٌ مُرٌّ وَ الْباطِلُ خَفيفٌ حُلْوٌ وَ رُبَّ شَهْوَةِ ساعَةٍ تورِثُ حُزْنا طَويلاً»**

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی ضرب المثل ” چوب دو سر طلا “ را از دست ندهید.

    مقاله معنی ضرب المثل ” دروغگو، دشمن خداست ” + داستان حاوی اطلاعات جامعی است.

    یعنی:
    راستی و حقیقت، معمولاً سنگین و گاهی تلخ است، اما ناراستی و باطل، سبک و گوارا به نظر می‌رسد. چه بسا یک لذت زودگذر و یک دل‌بستگی کوتاه، که اندوه و حسرتی بلندمدت به بار می‌آورد.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” دندان طمع را کندن ” + داستان ادامه دهید.

    مقاله معنی ضرب المثل ” قدر عافیت، کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید ” + داستان حاوی اطلاعات جامعی است.

  • معنی کلمه Nature به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Nature به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Nature به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “طبیعت” در زبان انگلیسی کاربردهای مختلفی دارد.

    **۱. طبیعت به معنای جهان اطراف ما**
    این کلمه معمولاً برای توصیف محیط‌ها و مکان‌هایی به کار می‌رود که دست‌ساز انسان نیستند.
    نیروهای خروشان طبیعت گاهی می‌توانند بسیار ویرانگر باشند.
    بسیاری از مردم برای طبیعت ارزش قائل هستند و آن را دوست دارند.
    طبیعت توانایی شگفت‌انگیزی در ترمیم و بازسازی خود دارد.
    زیبایی طبیعت را نمی‌توان به طور کامل تقلید کرد، اما با این حال ما انسان‌ها همیشه برای این کار تلاش می‌کنیم.

    **۲. طبیعت به معنای شخصیت و ذات افراد**
    این کلمه می‌تواند برای توصیف ویژگی‌های درونی و شخصیت یک فرد نیز استفاده شود.
    طبع و سرشت او این نیست که این قدر عصبانی شود.
    او شخصیت بسیار خوشایند و خوبی دارد.
    سخاوتمند بودن، بخشی از ذات و شخصیت مری است.

    **۳. طبیعت به معنای ماهیت و سرشت چیزها**
    گاهی اوقات از این کلمه برای اشاره به دلیل اصلی یا ویژگی اساسی یک چیز استفاده می‌شود.
    هدف اصلی این بازدید چیست؟
    ماهیت سوالاتی که پلیس می‌پرسید، کنجکاوی اطرافیان را برانگیخت.
    یک کولاک برف ناگهانی رخ داد. رویدادهایی از این دست، به ندرت در این منطقه اتفاق می‌افتد.
    از ویژگی‌های ذاتی علم این است که مسائل را تا ساده‌ترین شکل ممکن خلاصه می‌کند.
    ما باید بگذاریم رویدادها مسیر طبیعی خود را طی کنند. (یعنی هر اتفاقی که قرار است بیفتد، خواهد افتاد و ما نمی‌توانیم مانع آن شویم.)

    **۴. کلمات “طبیعت” و “طبیعی” به عنوان صفت**
    این کلمات برای توصیچ چیزها استفاده می‌شوند.
    یک “مرکز طبیعت” جایی است که بازدیدکنندگان می‌توانند گیاهان و جانوران را در محیط زندگی بومی خود ببینند.
    استیو و لیندا علاقه زیادی به پیاده‌روی در دل طبیعت دارند.
    آنها عاشقان طبیعت هستند.
    حفظ و نگهداری از جنگل‌های طبیعی بسیار باارزش است.
    بروز خشم، واکنش طبیعی و قابل پیش‌بینی در برابر ناامیدی او بود.
    ریک در بازی بیسبال یک استعداد طبیعی محسوب می‌شود. (یعنی در این کار بسیار مهارت دارد.)
    سارا ترجیح می‌دهد حالت موهایش طبیعی به نظر برسد. (یعنی دوست ندارد به نظر برسد که موهایش زیاد آرایش شده است.)
    موهایش به طور ذاتی فر دارند.

    **۵. کلمه “طبیعی” به عنوان قید**
    از این کلمه برای توصیف چگونگی انجام یک کار استفاده می‌شود.
    رنگ پوستش به طور طبیعی و خودبه‌خود، هر بار که برای دیدن والدینش به فلوریدا می‌رود، تیره‌تر می‌شود.
    پیدا کردن آب پاک و تمیز در طبیعت، روزبه‌روز سخت‌تر می‌شود. بیشتر آبی که ما می‌نوشیم، قبلاً تصفیه شده است.
    او به طور ذاتی برای این سمت مناسب است. (یعنی کاملاً با شرایط این کار جور درمی‌آید.)
    پدر و مادرها به طور غریزی و طبیعی از فرزندان خود محافظت می‌کنند.
    ما اخیراً در محل کار به شکل غیرعادی و غیرمعمولی سرمان شلوغ بوده است. (یعنی شرایط با حالت عادی تفاوت دارد.)
    رئیس ما امروز به طور غیرمعمولی خوش‌اخلاق و خوشبرخورد است. در حالت عادی، او با همه کم‌حوصله و تند است. (یعنی معمولاً بی‌حوصله، بی‌ادب یا بداخلاق است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” عقلش به چشمش است “

    معنی ضرب المثل ” عقلش به چشمش است “

    حتما! در ادامه معنی و مفهوم این ضرب‌المثل را به زبانی ساده و روان توضیح می‌دهیم.

    **عقلش به چشمش است**

    این ضرب‌المثل برای افرادی به کار می‌رود که فقط چیزی را باور می‌کنند که خودشان به طور مستقیم و با چشمان خود ببینند. تا وقتی چیزی را نبینند، قانع نمی‌شوند و حرف دیگران را به راحتی باور ندارند.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” از نوكیسه قرض مكن، قرض كردی خرج نكن “ را از دست ندهید.

    می‌توان گفت عقل و درک این افراد از طریق چشمانشان کار می‌کند. آنها برای درک واقعیت، بیشتر از هر چیز به حس بینایی خود تکیه می‌کنند.

    مقاله معنی ضرب المثل ” از ناعلاجی به خر میگه خانوم باجی “ حاوی اطلاعات جامعی است.

    **مثال:**
    فرض کنید به دوستتان می‌گویید که باران شدیدی در حال باریدن است، اما او باور نمی‌کند تا وقتی که خودش از پنجره نگاه کند و باران را ببیند. در این شرایط می‌گویند: «فلانی عقلش به چشمش است؛ تا خودش باران را نبیند، باور نمی‌کند.»

    عقلش به چشمش است

    در این نوشته، به سراغ یکی از ضرب‌المثل‌های کهن و پرمعنای ایرانی رفته‌ایم و مفهوم عمیق آن را بررسی می‌کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.

    معانی ضرب المثل عقلش به چشمش است

    1- یعنی هر چیزی را که مستقیماً مشاهده کند، بی‌چون و چرا می‌پذیرد.
    2- به هر آنچه می‌بیند، بدون فکر کردن عمل می‌کند.
    3- قدرت تشخیص و اندیشیدن ندارد و تنها به ظواهر اکتفا می‌کند.
    4- آنچه را می‌بیند بی‌درنگ باور می‌کند، بدون آنکه به حقیقت آن توجه کند.
    5- به شکل و ظاهر افراد توجه می‌کند و بر اساس آن در موردشان قضاوت می‌نماید.
    6- هر چیزی را که چشمش می‌بیند می‌پذیرد و دنبال دلیل و منطق آن نمی‌گردد.

    معنی ضرب المثل عقلش به چشمش است

    عقلش به چشمش است یعنی چه؟
    این جمله به کسی گفته می‌شود که فقط چیزی را که با چشمانش می‌بیند، باور می‌کند و به عمق و واقعیت پشت آن توجهی ندارد.

    در این مقاله معنی ضرب المثل ” خر مقدس بودن “ اطلاعات مفیدی آمده است.

    چه موقع از این ضرب‌المثل استفاده می‌کنیم؟
    وقتی کسی خیلی زود تحت تأثیر ظواهر قرار می‌گیرد و نمی‌تواند موضوعات را به شکل درست بررسی کند یا فقط بر اساس دیده‌هایش قضاوت می‌کند، این عبارت را به کار می‌بریم. برای نمونه، فرض کنید فردی هر مطلبی را در فضای مجازی می‌بیند، بلافاصله آن را قبول می‌کند و حتی بدون فکر کردن، برای دیگران هم ارسال می‌کند.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” شش ماهه به دنیا آمدن “ را از دست ندهید.

    مقاله معنی ضرب المثل ” آب که از سرگذشت چه یک وجب چه صد وجب “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی ضرب المثل ” غزل خداحافظی را خواندن “ را از دست ندهید.

    ایموجی این ضرب المثل 🧠⬅👁

    کسی که عقلش در چشمانش است، به این معناست که تنها چیزی را باور می‌کند که خودش مستقیماً می‌بیند. این فرد برای درک و پذیرش واقعیت، بیش از هر چیز به حس بینایی خود تکیه می‌کند و تا چیزی را به چشم نبیند، آن را به طور کامل نمی‌پذیرد.

    این عبارت معمولاً برای افرادی به کار می‌رود که برای اثبات یک موضوع، نیاز دارند آن را شخصاً مشاهده کنند و به حرف و استدلال دیگران کمتر اعتماد می‌کنند.

  • معنی کلمه Naughty به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Naughty به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Naughty به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای توصیف کارهای نه چندان خوب، به ویژه در مورد بچه‌ها، می‌توانید از کلمه “شیطون” استفاده کنید. این گونه رفتارها معمولاً خیلی جدی و بد نیستند، اما آنقدر هستند که پدر و مادر یا بزرگترها متوجه آن‌ها شوند.

    اون بچه‌ها شیطونی می‌کنند.
    دختر به خاطر شیطونت‌هاش تنبیه شد.
    یک پسر را به دفیر مدیر مدرسه فرستادند چون در کلاس از واژه‌های نادرست استفاده کرده بود.
    بابانوئل همیشه می‌داند کدام بچه‌ها شیطون و کدام‌ها خوب هستند.
    فیلمی که دیشب تماشا کردیم، چند صحنه نامناسب داشت.
    لاس وگاس به داشتن فضای لهو و لعب (شیطنت) معروف است. (کلمه naughtiness «شیطنت» یک اسم است.)
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” به در گفت دیوار بشنوه “

    می‌گویند: “به در گفت دیوار بشنود.” این ضرب‌المثل وقتی به کار می‌رود که شخصی حرفی را به کسی می‌زند، اما در واقع هدفش این است که فرد سومی که آنجا حاضر است، آن را بشنود و پیام را بگیرد.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” خانه از پای بست ویران است ” + داستان سر بزنید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” گرگ در لباس میش “ را بخوانید.

    مثلاً فرض کنید کسی در حضور یک دوست مشترک، از رفتارهای نادرست یک فرد گله می‌کند. در ظاهر، او دارد با دوستش صحبت می‌کند، اما در حقیقت می‌خواهد آن فرد سوم که در جمع هست و حرف‌هایش را می‌شنود، متوجه اشتباه خود شود.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” دندان اسب پیشکشی را نمی شمارند “ به شما کمک خواهد کرد.

    این مثل نشان می‌دهد که گاهی افراد پیام خود را به طور مستقیم به گوشِ فرد مورد نظر نمی‌رسانند، بلکه آن را به شکلی غیرمستقیم و از طریق شخص دیگری بیان می‌کنند تا مخاطب اصلی، منظور را درک کند.

    در این مقاله معنی ضرب المثل ” تا توانی دلی بدست آور دل شکستن هنر نمی باشد “ اطلاعات مفیدی آمده است.

    معانی ضرب المثل به در گفت دیوار بشنوه

    در این نوشته، به مفهوم و معنای ضرب‌المثل معروف ایرانی «به در گفت دیوار بشنود» می‌پردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.

    معانی ضرب المثل به در گفت دیوار بشنوه یعنی چه؟

    وقتی می‌خواهید چیزی را به طور غیرمستقیم به کسی بگویید، از این ضرب‌المثل استفاده می‌کنند.
    یعنی منظور خود را بدون صراحت و با اشاره و کنایه بیان کردن.
    گاهی حرف دلتان، انتقاد یا تیکه‌ای است که می‌خواهید به کسی بزنید، اما مستقیماً خطاب به او نمی‌گویید، بلکه در لفافه و با اشاره مطرح می‌کنید.
    بعضی وقت‌ها هم وقتی می‌خواهید به کسی تذکر بدهید، اما نمی‌خواهید رو در رو به او چیزی بگویید، تذکرتان را به شخص دیگری می‌دهید تا آن فرد اصلی از دور بشنود و متوجه شود.
    این روش برای نصیحت کسانی هم به کار می‌رود که اگر مستقیم به آنها چیزی بگویید، ناراحت می‌شوند یا عصبانی می‌گردند. پس با یک روش غیرمستقیم حرف خود را به گوششان می‌رسانید.

    مثال: فرض کنید کسی با شما رودربایستی دارد و نمی‌تواند مستقیماً شما را مخاطب قرار دهد و چیزی بگوید. بنابراین حرفش را به کس دیگری که با او راحت‌تر است، بلند بلند می‌زند، اما در واقع شما هستید که باید آن حرف را بشنوید و عمل کنید!

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” عاقل تا پی پل می گشت، دیوانه پا برهنه از آب گذشت “.

    پیشنهادی:
    ضرب‌المثل با دیوار

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” با پول ها کباب بی پول ها دود کباب “.

  • معنی کلمه Nausea به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Nausea به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Nausea به فارسی با مثالهای کاربردی

    این کلمه را می‌توان به دو شکل تلفظ کرد:
    **nau-sea** یا **nau-se-a**
    وقتی کسی حالت تهوع (nausea) دارد، یعنی حالش بد است و اغلب احساس ناخوشی جسمی به او دست می‌دهد که ممکن است منجر به استفراغ شود.

    مثال‌ها:
    ریچل در دوران بارداری‌اش حالت تهوع داشت.
    یکی از عوارض این دارو، حالت تهوع است.
    اگر مسافری در طول پرواز دچار حالت تهوع شود، شرکت هواپیمایی یک کیسهٔ مخصوص در اختیارش قرار می‌دهد تا در صورت لزوم از آن استفاده کند. به این کیسه “barf bag” هم گفته می‌شود.

     

    کلمهٔ **nauseate** یک فعل است:
    همه از دود دستگاه حالشان به هم خورد. (این جمله به صورت مجهول بیان شده. می‌توان گفت: “همه از دود دستگاه حالت تهوع گرفتند.”)
    نشان دادن علاقه در ملأ عام توسط آن زوج، باعث آزردن و به هم خوردن حال بقیهٔ مسافران اتوبوس شد.
    این شرایط واقعاً حالم را بد می‌کند.

     

    واژه‌های **nauseating**، **nauseated** و **nauseous** به عنوان صفت به کار می‌روند:
    او احساس تهوع می‌کند.
    او حالش بد است (حالت تهوع دارد).
    آن بوی به هم زننده چیست؟
    اینکه آدم‌های بی‌گناه در درگیری کشته شدند، واقعاً دل‌آشوب و ناراحت‌کننده است.
    چرا او این‌قدر حالت تهوع دارد؟ چه چیزی خورده است؟

    توجه: از نظر فنی، “nauseated” و “nauseous” در انگلیسی با هم تفاوت دارند، اما بیشتر آمریکایی‌ها آن‌ها را به جای هم استفاده می‌کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده‌اند، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Near به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Near به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Near به فارسی با مثالهای کاربردی

    او کنار استخر نشسته است.
    توپ گلف تقریباً توی سوراخ است.
    آنها نزدیک آبنما ایستاده‌اند.
    این دریاچه کنار کوه‌ها قرار دارد.
    آنها نزدیک دریاچه مشغول ماهیگیری هستند.
    آنها کنار مسیر دوچرخه‌سواری ایستاده‌اند.
    سن او نزدیک به ۷۰ سال است.
    او کنار هیچ‌کس نمی‌نشیند.
    او نزدیک رایانه‌اش است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” به روباه گفتند شاهدت کیه گفت دمم ” + داستان

    می‌گویند روزی از روباه پرسیدند: «اگر ادعایی داشته باشی، چه کسی را به عنوان شاهد خودت معرفی می‌کنی؟»

    روباه بدون درنگ پاسخ داد: «دم خودم!»

    این مثل به افرادی اشاره دارد که در کارهایشان فقط به نزدیکان و وابستگان خود تکیه می‌کنند و از میان آن‌ها برای خود شاهد و گواه می‌گیرند. در واقع، این شخص آنقدر در کارهایش جانب‌دارانه عمل می‌کند که حتی اگر نیاز به شاهد داشته باشد، کسی را انتخاب می‌کند که همواره با او موافق است و از او پشتیبانی می‌کند، حتی اگر آن شاهد چیز قابل اعتمادی نباشد — درست مثل دم روباه که همیشه همراه اوست.

    معنی ضرب المثل به روباه گفتند شاهدت کیه؟ گفت: دمم

    در این نوشته، داستان و مفهوم ضرب‌المثل ایرانی «به روباه گفتند شاهدت کیه؟ گفت: دُمَم» را بررسی می‌کنیم. با ما همراه باشید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” آب از آهن جدا کردن “ را بخوانید.

    معنی ضرب المثل به روباه گفتند شاهدت کیه گفت دمم

    ۱. وقتی کسی می‌خواهد حرف خودش را ثابت کند، ولی برای این کار از یک فرد متعصب یا دروغگو کمک می‌گیرد، این ضرب‌المثل را به کار می‌برند.

    ۲. این مثل زمانی استفاده می‌شود که شخصی ادعایی می‌کند و طرف مقابل آن را باور نمی‌کند یا از او مدرک می‌خواهد. در این شرایط، فرد دروغگو می‌گوید: “اگر باور نداری، از فلانی بپرس!” در حالی که آن شخص یا همفکر اوست یا با او همدست است. در چنین مواقعی در پاسخ به او می‌گویند: “به روباه گفتند شاهدت کیست؟ گفت: دُمَم!”

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل ” یک چشم گریان و یک خندان “ بیابید.

    ۳. اگر کسی بی‌جهت دیگران را گواه و شاهد خود قرار دهد، این ضرب‌المثل را درباره او به کار می‌برند.

    داستان طنز ضرب المثل به روباه گفتند شاهدت کیه؟ گفت:دمم

    روزی روزگاری، جنگل سرسبز و قشنگی بود که همه حیوانات در صلح و صفا زندگی می‌کردند. البته این صلح و صفا به این معنا بود که هر کس هر کس دیگر را شکار می‌کرد و این روال عادی زندگی بود. تا این که یک روز، یک روباه تازه‌وارد به جنگل آمد. قیافه و نحوه راه رفتن روباه، همراه با اعتماد به نفس بالایش، این تصور را برای همه به وجود آورد که او یک فرد مهم و بااقتدار است. دم پُرپشت و مجلسی او هم به این موضوع دامن می‌زد. به همین خاطر، همه حیوانات برایش احترام زیادی قائل شدند. روباه هم از این احترام و ساده‌لوحی آن‌ها سوء استفاده کرد.

    او هر کاری که دلش می‌خواست انجام می‌داد و به هر جایی که دوست داشت می‌رفت و کسی هم توانایی مقابله با او را نداشت. کم‌کم، روباه دست به تجارت و خرید و فروش در جنگل زد. مثلاً از انبار غذای سنجاب‌ها، گردو و فندق برمی‌داشت، اما نخودچی و کشمش‌ها را دست نمی‌زد. آن‌ها را به کلاغ می‌داد تا برایش به جنگل کناری ببرد و در عوض موش تحویل بگیرد. یا بدون اجازه، از یخچال لانه شغال، خرگوش برمی‌داشت و به وسیله عقاب برای ببر جنگل مجاور می‌فرستاد و در ازای آن، نصف یک گوسفند دریافت می‌کرد. کم‌کم دامنه کارهای تجاری او بیشتر و بیشتر شد.

    شیر که پادشاه جنگل بود، از دست او خسته شد و به او دستور داد تا دست از این کارها بردارد. اما روباه پیغام داد که کارهای او کاملاً درست است و اگر شیر راضی نیست، می‌تواند خودش از جنگل برود. شیر از این گستاخی عصبانی شد. او روباه را در میان جنگل تحقیر کرد و با غرّش چیزهایی گفت که قابل بیان نیست. سپس پرسید: «چطور جرات می‌کنی این همه کار خلاف انجام بدهی؟»

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” دو پادشاه در اقلیمی نگنجند “.

    روباه با آرامش کامل گفت: «کدام کار خلاف؟ اصلاً چه سندی داری؟ تمام کارهای من مطابق قوانین جنگل است!»
    شیر از این بی‌شرمانگی شوکه شد و گفت: «چی؟ از کجا می‌گویی این کارها قانونی هستند؟»
    روباه با غرور دمش را بالا گرفت و گفت: «برو از خود دَمَم بپرس!»
    شیر از این پاسخ بی‌ربط و مسخره، کاملاً درمانده شد و دیگر چیزی نگفت. روباه هم با لبخند مسخره‌آمیزی به راه خود ادامه داد و به تجارتش در جنگل پرداخت. کارش آن‌قدر رونق گرفت که حتی یک روز خود شیر را هم به لبنیاتی جنگل بغلی فروخت و خلاص! از آن زمان به بعد، این ضرب‌المثل درباره پررویی و حرف بی‌ربط، میان همه معروف شد.