بلاگ

  • معنی کلمه Negative به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Negative به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Negative به فارسی با مثالهای کاربردی

    از کلمه “منفی” برای بیان طرز فکرها، دیدگاه‌ها، واکنش‌ها، نظرات و پیامدهای نامطلوب استفاده کنید. “منفی” نقطهٔ مقابل “مثبت” است.

    نگرش ها:

    یولاندا در محیط کارش همیشه با نگرش بدبینانه برخورد می‌کند.
    چرا او نسبت به همه چیز دید منفی دارد؟
    اینقدر بدبین نباش.
    هارولد نسبت به کارش احساس ناخوشایندی پیدا کرد.
    اگر می‌خواهید در زندگی به موفقیت برسید، بهتر است از کسانی که همیشه منفی‌نگر هستند فاصله بگیرید.

    پاسخ ها و نظرات:

    پاسخ او به این پیشنهاد، رد شد.
    بیشتر نقدهایی که درباره این فیلم نوشته شده، جنبه انتقادی داشت.
    دانش‌آموز با ارائه یک استدلال مخالف، نظر معلم خود را به چالش کشید.
    بیشتر مردم واکنش نامطلوبی به این سخنرانی نشان دادند.
    نظرهای انتقادی که کارکنان بیان کردند، باعث شد مزایای بیمه درمانی آن‌ها تغییر کند.

    نتایج:

    جواب آزمایش بارداری، منفی اعلام شد.
    نتیجه آزمایش ویروس ماریو، منفی بود.
    همه‌ی ما خیالمان راحت شد چون نتیجه آزمایش‌ها منفی بود.
    تأثیرات بد و مضر الکل روی بدن و مغز، به خوبی مشخص و ثابت شده است.

    ریاضی و علوم:

    اگر دو عدد منفی را در هم ضرب کنید، حاصل یک عدد مثبت خواهد شد.
    امروز در کلاس علوم درباره یون‌های منفی خواندیم.
    گروه خونی پیتر AB منفی است.
    باتری‌ها قطب‌های مثبت و منفی دارند.

     
    علاوه بر این، از واژه «منفی» می‌توان به عنوان یک اسم نیز استفاده کرد:

    پاسخ آن‌ها رد بود.
    وقت تصمیم‌گیری باید خوبی‌ها و بدی‌ها را با هم مقایسه کنید.
    حس بدی که در فضا بود، با روحیه شاد ماریا از بین نرفت.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده‌اند، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Neglect به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Neglect به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Neglect به فارسی با مثالهای کاربردی

    غفلت به معنای بی‌توجهی و انجام ندادن کاری است که باید انجام شود:

    آن زن از فرزندانش به‌خوبی مراقبت نمی‌کرد، به همین دلیل دولت، بچه‌ها را از او گرفت.
    استیو به وظایفش در محل کار اهمیت نمی‌داد، به همین دلیل از کار اخراج شد.
    در ایالات متحده نمی‌توانی از پرداخت مالیات سر باز بزنی. در نهایت، دولت آمریکا متوجه می‌شود و تو را جریمه می‌کند یا به زندان می‌اندازد.
    به مسئولیت‌هایت بی‌توجه نباش!
    صاحبان خانه از آن مراقبت نکرده بودند و در آخر، آن را خراب کردند.

     
    در جمله‌های زیر، کلمه “neglect” به صورت اسم به کار رفته است:

    پس از سال‌ها بی‌توجهی، خانه را خراب کردند چون چیزهای زیادی برای تعمیر داشت.
    آن پیرمرد در یک خانه سالمندان، به خاطر بی‌مهری و بی‌توجهی درگذشت.
    اسب‌هایی که به خاطر بی‌توجهی صاحبانشان بیمار شده بودند، مجبور شدند آن‌ها را از بین ببرند. (put down = مرگ آرام)
    بی‌توجهی به کودکان در آمریکا جرم است و برای آن مجازات در نظر گرفته می‌شود. اگر فرزند دارید، باید از آن‌ها نگهداری کنید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” حساب حساب، کاکا برادر “

    معنی ضرب المثل ” حساب حساب، کاکا برادر “

    حساب و کتاب، برادر عزیز!

    این ضرب‌المثل زمانی به کار می‌رود که پای پول و قرض در میان باشد. وقتی کسی از دیگری پول قرض می‌گیرد، ممکن است در ابتدا همه چیز دوستانه و صمیمی به نظر برسد. اما وقتی زمان پس دادن پول می‌رسد، تازه ماجرا شروع می‌شود.

    این مثل به ما یادآوری می‌کند که حتی در روابط نزدیک و خانوادگی هم، وقتی پای پول به میان می‌آید، بهتر است همه چیز از همان ابتدا شفاف و واضح باشد و حساب و کتاب دقیقی انجام شود تا بعداً دچار مشکل و سوءتفاهم نشویم.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” به روباه گفتند شاهدت کیه گفت دمم ” + داستان ادامه دهید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” به در گفت دیوار بشنوه “ را از دست ندهید.

    حساب حساب، کاکا برادر

    در این نوشته، به سراغ اصل و مفهوم این ضرب‌المثل ایرانی می‌رویم. در ادامه با ما همراه باشید.

    معنی ضرب المثل حساب حساب، کاکا برادر

    در زندگی دو جنبه مهم وجود دارد. از یک سو، روابط دوستانه و صمیمیت اهمیت زیادی دارد و باید آن را حفظ کرد. از سوی دیگر، در مسائل مالی و معاملاتی، باید بسیار دقیق و منظم بود.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” اگه باباشو ندیده بود ادعای پادشاهی می‌کرد “ را مطالعه کنید.

    حتی اگر با برادر خودت معامله می‌کنی، باید حساب و کتاب را به طور شفاف و سخت‌گیرانه انجام دهی.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” صحبت حکام ظلمت شب یلداست “ را مطالعه کنید.

    وقتی نوبت به گرفتن حق و رساندن آن به صاحب حق می‌رسد، نباید اجازه داد روابط خانوادگی یا دوستانه مانع انجام درست کار شود. در چنین مواقعی، باید ملاحظه‌کاری و رودربایستی را کاملاً کنار گذاشت.

    در این مقاله معنی ضرب المثل ” این نیز بگذرد “ اطلاعات مفیدی آمده است.

    کاربرد: این مفهوم زمانی به کار می‌آید که فرد بخواهد در معاملات و مسائل مالی، سخت‌گیری لازم را انجام دهد و تحت تأثیر روابط شخصی قرار نگیرد.

    معنی ضرب المثل " حساب حساب، کاکا برادر "

    ریشه ضرب المثل حساب حساب، کاکا برادر

    یک نفر می‌خواست از برادرش یک بزغاله بخرد. برادرش به او گفت: «قیمت هر بزغاله، هفتصد دینار است.»
    آن شخص در پاسخ گفت: «بین من که برادرت هستم و بقیهٔ مشتریان فرق بگذار و به من قیمت کمتری بده.»
    اما برادرش با اشاره به یک ضرب‌المثل معروف یادآور شد که رابطهٔ برادری نمی‌تواند جای پرداخت بدهی و خوش حسابی را بگیرد. در نتیجه، او هم باید مثل بقیه پولش را پرداخت می‌کرد.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” صلاح مملکت خویش خسروان دانند “.

    اشعار هم مضمون

    در بخشش و کمک به دیگران، هر اندازه که می‌خواهی ببخش،
    اما در معامله و تجارت، محکم و استوار باش.
    در خرید و فروش، خودت را ضعیف و زبون نشان نده،
    چون مردن بهتر از این است که زنده باشی اما در معامله ای زیان ببینی و فریب بخوری.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” دست بالای دست بسیار است ” + داستان را مطالعه کنید.

    ریشه های حدیثی

    حضرت علی(علیه السلام): «لا تُضَیِّعَنَّ حَقَّ اَخیکَ اِتّکالاً عَلی ما بَینَکَ وَ بَینَهُ فَاِنَّهُ لَیسَ لَکَ بِاَخ مَن اَضَعتَ حَقَّهُ؛ حق برادرت را به اعتماد دوستی میانتان ضایع نگردان؛ زیرا آن‌که حقش را ضایع کرده‌ای، برادر تو نیست».

    حضرت علی(علیه السلام): «شَرُّ الاِخوانِ مَن تُکُلِّفَ لَهُ؛ بدترین برادران کسی است که برایش به رنج افتند.

    **پیشنهادی: ضرب المثل‌های ایرانی**

    در این مقاله معنی ضرب المثل ” خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند “ اطلاعات مفیدی آمده است.

    حق کسی را تنها به این دلیل که با او رابطه خوبی دارید، نادیده نگیرید. زیرا اگر حق کسی را ضایع کنید، او دیگر برادر واقعی شما محسوب نمی‌شود.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” مورچه چیه که کله پاچش چی باشه “ پیدا کنید.

    بدترین نوع دوست و برادر، کسی است که رفاقت با او برایتان دردسرساز باشد و مجبور شوید برایش زحمت زیادی بکشید.

    **نمونه‌هایی از ضرب‌المثل‌های فارسی:**

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” تربیت نا اهل را چون گردکان بر گنبد است “ را مطالعه کنید.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل ” بیله دیگ، بیله چغندر “ بیابید.

    * نابرده رنج، گنج میسر نمی‌شود.
    * سنگ بزرگ، نشانه نزدن است.
    * از مکافات عمل غافل مشو.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” دست از سر کچل کسی برداشتن “ ادامه دهید.

  • معنی کلمه Negotiate به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Negotiate به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Negotiate به فارسی با مثالهای کاربردی

    مذاکره کردن یعنی صحبت و گفت‌وگو برای رسیدن به یک توافق یا انجام یک معامله. این واژه بیشتر در دنیای تجارت و امور دولتی به کار می‌رود.

    معمولاً بیشتر فروشنده‌های خودرو حاضرند در مورد قیمت ماشین با شما صحبت کنند.
    شما معمولاً همان قیمتی که روی برچسب کالا نوشته شده را پرداخت می‌کنید، یا اینکه سعی می‌کنید قیمت را پایین بیاورید؟
    مالک خانه گفته است که قصد چانه‌زنی و صحبت روی قیمت را ندارد.
    دو گروه درگیر در جنگ داخلی، از مذاکره کردن خودداری کردند.
    دولت برای آزاد کردن گروگان‌ها وارد گفت‌وگو شد.

     
    واژه‌ی negotiation به معنای «مذاکره» یک اسم است:

    کارگران و مدیران شرکت، قبل از امضای نهایی قرارداد، چندین دور با هم گفت‌وگو کردند.
    گفت‌وگوها برای آزادی گروگان‌ها، چندین روز ادامه یافت.
    برایان می‌گوید در بحث کردن و رسیدن به توافق، خیلی مهارت ندارد. (کلمه‌ی “negotiating” در اینجا به صورت مصدر با ing به کار رفته است.)

    مذاکره‌کنندگان با تجربه، شرایط نهایی توافقنامه را تنظیم کردند. (یک negotiator یا «مذاکره‌کننده»، کسی است که مذاکره می‌کند.)

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • اشکال هندسی به آلمانی: راهنمای جامع

    اشکال هندسی به آلمانی: راهنمای جامع

    درود به همه دوستانی که در حال یادگیری زبان آلمانی هستید! امروز می‌خواهیم با هم قدم به دنیای جالب اشکال هندسی در زبان آلمانی بگذاریم و با شکل‌های مختلف هندسی در این زبان آشنا شویم. شاید به خاطر سپردن واژه‌های جدید گاهی سخت به نظر برسد، اما وقتی موضوعی مانند هندسه پیش می‌آید که هم کاربردی است و هم قابل دیدن، یادگیری آن لذت‌بخش‌تر می‌شود. من در این مسیر تلاش می‌کنم تا موضوع را به ساده‌ترین شکل ممکن برایتان توضیح دهم.

    اگر به دنبال پیدا کردن بهترین کلاس‌های آموزش زبان آلمانی در شهر یزد هستید، می‌توانید به صفحه بهترین آموزشگاه زبان آلمانی در یزد سر بزنید.

    هدف از نوشتن این مطلب، این است که شما بتوانید نام اشکال هندسی به آلمانی را به راحتی یاد بگیرید و در گفت‌وگوهای روزمره یا شرایط خاص از آن‌ها استفاده کنید. این کلمات نه تنها برای علاقه‌مندان به رشته‌های مهندسی و هنری در آلمان کاربرد دارد، بلکه برای هر کسی که در آغاز راه یادگیری زبان آلمانی است و می‌خواهد دایره واژگانش را بیشتر کند، بسیار سودمند خواهد بود. پس بیایید با هم این واژه‌های هندسی آلمانی را یاد بگیریم.

    آنچه در ادامه این نوشته می‌خوانید:

    چرا باید اشکال هندسی را به آلمانی بلد باشیم؟
    ساختار کلمات هندسی در زبان آلمانی
    شکل‌های هندسی پرکاربرد به آلمانی و شیوه بیان آن‌ها
    نحوه استفاده از اشکال هندسی در جمله‌ها
    اصطلاح‌های مربوط به هندسه و شکل‌ها
    راه‌هایی برای یادگیری بهتر واژگان هندسی آلمانی
    منابعی برای تمرین بیشتر این واژه‌ها
    جمع‌بندی
    پرسش‌های پرتکرار
    چطور می‌توانم اشکال هندسی را به آلمانی یاد بگیرم؟
    آیا ابزاری برای تمرین تلفظ این اشکال وجود دارد؟
    کدام شکل‌های هندسی در آلمانی رایج‌تر هستند؟

    چرا یادگیری اشکال هندسی به آلمانی مهم است؟

    شاید در ابتدا فکر کنید که یادگیری نام شکل‌های هندسی به زبان آلمانی چندان لازم نیست، اما باید بگویم که این کار مزایای زیادی دارد. اول از همه، کلمه‌های مربوط به شکل‌ها در زندگی روزمره بسیار استفاده می‌شوند. برای مثال، وقتی می‌خواهید توضیح دهید که یک چیز چه شكلی دارد یا در مورد یک طراحی صحبت می‌کنید، این واژه‌ها به کارتان می‌آیند. دوم اینکه، با یادگیری این کلمات، بیشتر با ساختار زبان آلمانی آشنا می‌شوید و طرز بیان خود را بهتر می‌کنید. سوم، این کار یک قدم کوچک اما مفید برای یادگیری بهتر زبان آلمانی است.

    من همیشه می‌گویم که برای یادگیری یک زبان، باید به قسمت‌های مختلف آن توجه کرد. شکل‌های هندسی از جمله کلمات پایه هستند که به شما کمک می‌کنند دنیای اطرافتان را با جزئیات بیشتری توصیف کنید. همچنین، وقتی بتوانید این واژه‌ها را به آلمانی بگویید، احساس رضایت و پیشرفت می‌کنید که این خودش انگیزه‌ای قوی برای ادامه دادن مسیر یادگیری است.

    ساختار واژگان هندسی در آلمانی

    یکی از ویژگی‌های جالب زبان آلمانی، ساختار منطقی و ترکیبی کلمات آن است. این موضوع در مورد نام شکل‌های هندسی هم صادق است. بسیاری از این نام‌ها از ترکیب واژه‌های ساده‌تر ساخته شده‌اند که باعث می‌شود یادگیری و به خاطر آوردن آن‌ها راحت‌تر شود. به عنوان نمونه، کلمه‌ی “Dreieck” به معنای مثلث، از ترکیب “Drei” به معنی سه و “Eck” به معنی گوشه تشکیل شده است. این روش ترکیب کردن به شما کمک می‌کند تا معنای کلمه را راحت‌تر بفهمید.

    علاوه بر این، باید به جنسیت اسامی در زبان آلمانی (مذکر، مونث و خنثی) دقت کنید، چون این موضوع در ساختن جمله‌ها و رعایت دستور زبان اهمیت زیادی دارد. برای مثال، بیشتر شکل‌های هندسی پایه جنسیت خنثی یا مذکر دارند، اما این یک قانون قطعی نیست و بهتر است هر کلمه را همراه با جنسیت خاص خودش یاد بگیرید. جای نگرانی نیست، من در بخش‌های بعدی این نوشته به طور کامل در مورد هر شکل و جنسیت آن توضیح خواهم داد.

    اشکال هندسی رایج به زبان آلمانی و تلفظ آن‌ها

    اشکال هندسی به آلمانی

    بیایید با مهم‌ترین شکل‌های هندسی در زبان آلمانی آشنا شویم. در ادامه، این شکل‌ها را به همراه جنسیت دستوری و تلفظ تقریبی برایتان آورده‌ام تا یادگیری آن‌ها ساده‌تر شود. بهتر است هنگام مطالعه، تلفظ کلمات را با صدای بلند تکرار کنید تا بهتر در ذهن بماند.

    **دایره**
    آلمانی: der Kreis (دِر کرایس) – مذکر
    این شکل هندسی بسیار پرکاربرد است و در گفتگوهای روزمره زیاد از آن استفاده می‌شود.

    **مثلث**
    آلمانی: das Dreieck (داس درای‌اِک) – خنثی
    همانطور که قبلاً گفتم، این کلمه از ترکیب “drei” به معنای سه و “Eck” به معنای گوشه تشکیل شده است.

    **مربع**
    آلمانی: das Quadrat (داس کوآدرات) – خنثی
    شباهت زیادی به کلمه مربع در انگلیسی دارد و به خاطر سپردن آن آسان است.

    **مستطیل**
    آلمانی: das Rechteck (داس رِشت‌اِک) – خنثی
    این واژه از “recht” به معنی راست یا قائم و “Eck” به معنی گوشه گرفته شده است.

    **بیضی**
    آلمانی: das Oval (داس اُوال) – خنثی
    این کلمه نیز شبیه به معادل انگلیسی آن است و تلفظ نزدیکی دارد.

    **پنج‌ضلعی**
    آلمانی: das Fünfeck (داس فُونف‌اِک) – خنثی
    “Fünf” در آلمانی به معنای عدد پنج است.

    **شش‌ضلعی**
    آلمانی: das Sechseck (داس زِکس‌اِک) – خنثی
    “Sechs” به معنای شش است.

    **هشت‌ضلعی**
    آلمانی: das Achteck (داس آخت‌اِک) – خنثی
    “Acht” به معنای هشت است.

    **مکعب**
    آلمانی: der Würfel (دِر وورفِل) – مذکر
    این واژه به معنی تاس بازی نیز به کار می‌رود.

    **کره**
    آلمانی: die Kugel (دی کوگِل) – مونث
    این شکل در مباحث ریاضی و فیزیک بسیار پرکاربرد است.

    **استوانه**
    آلمانی: der Zylinder (دِر سیلیندِر) – مذکر
    این کلمه نیز شبیه به معادل انگلیسی آن است.

    **هرم**
    آلمانی: die Pyramide (دی پیرامیدِ) – مونث

    **مخروط**
    آلمانی: der Kegel (دِر کِگِل) – مذکر

    فارسی آلمانی تلفظ تقریبی توضیح / کاربرد
    مربع Quadrat کوادرات شکل چهارضلعی با اضلاع برابر
    مستطیل Rechteck رشتِک چهارضلعی با اضلاع مقابل برابر
    مثلث Dreieck درای‌اک شکل با سه ضلع و سه زاویه
    دایره Kreis کرایس شکل گرد
    بیضی Oval اُوال شکل کشیده و گرد
    پنج ضلعی Fünfeck فُنفِک شکل با پنج ضلع
    شش ضلعی Sechseck زِک‌زِک شکل با شش ضلع
    هفت ضلعی Siebeneck زیبنِک شکل با هفت ضلع
    هشت ضلعی Achteck آختِک شکل با هشت ضلع
    لوزی Raute رائوتِه چهارضلعی با اضلاع برابر و زاویه‌های غیر ۹۰ درجه

    در اینجا، متداول‌ترین نمونه‌ها را برایتان گردآوری کرده‌ام تا قدم اول را ساده‌تر بردارید. اگر در جستجوی برترین مراکز آموزشی برای بهبود توانایی‌های زبانی خود در شهر مشهد می‌گردید، پیشنهاد می‌کنیم سری به صفحه **بهترین آموزشگاه زبان آلمانی در مشهد** ما بزنید.

    کاربرد اشکال هندسی در جملات

    حالا که اسم شکل‌های مختلف را یاد گرفتیم، بیایید ببینیم چطور می‌شود از این کلمات در جمله استفاده کرد. این قسمت به شما نشان می‌دهد که چطور کلمات مربوط به هندسه در جمله‌های واقعی به کار می‌روند و چطور بهتر آن‌ها را یاد بگیرید.
    مثال‌ها:
    Der Kreis ist rund. (دایره گرد است.)
    Das Dreieck hat drei Ecken. (مثلث سه گوشه دارد.)
    Ich zeichne ein Quadrat. (من یک مربع می‌کشم.)
    Der Tisch ist rechteckig. (میز مستطیل‌شکل است.)
    Die Erde ist eine Kugel. (زمین یک کره است.)
    Ein Würfel hat sechs Seiten. (یک مکعب شش وجه دارد.)

    همان‌طور که در مثال‌ها دیدید، از کلمه “ist” (به معنای “است”) برای توضیح شکل و از کلمه “zeichnen” (به معنای “کشیدن”) برای نشان دادن کاری که انجام می‌دهیم استفاده کردم. با یادگیری این جمله‌های ساده، می‌توانید راحت‌تر در مورد شکل‌های هندسی صحبت کنید. هرچه بیشتر تمرین کنید، می‌توانید جمله‌های طولانی‌تر و بهتری بسازید و دایره واژگان خود را بزرگ‌تر کنید.

    اصطلاحات مرتبط با هندسه و اشکال

    برای یادگیری بهتر هندسه به زبان آلمانی، علاوه بر نام شکل‌ها، خوب است با واژه‌های پایه‌ای این علم هم آشنا شوید. این کلمات به شما کمک می‌کنند ویژگی‌های مختلف اشکال را توصیف کنید و درک بهتری از مباحث هندسی پیدا کنید.

    Fläche (دی فِلَشه) – مساحت، سطح (مونث)
    Volumen (داس وُلُومِن) – حجم (خنثی)
    Linie (دی لینیه) – خط (مونث)
    Punkt (دِر پونکت) – نقطه (مذکر)
    Winkel (دِر وینکِل) – زاویه (مذکر)
    Seite (دی زایتِه) – ضلع، طرف (مونث)
    Ecke (دی اِکِه) – گوشه (مونث)
    Radius (دِر رادیوس) – شعاع (مذکر)
    Durchmesser (دِر دورش‌مِسِر) – قطر (مذکر)

    این واژه‌ها زمانی به کار می‌آیند که بخواهید اندازه‌ها یا ویژگی‌های یک شکل را بیان کنید. برای نمونه می‌توانید بگویید: “Der Radius des Kreises ist 5 Zentimeter.” (شعاع دایره ۵ سانتی‌متر است.)

    نکاتی برای تسلط بر واژگان هندسی آلمانی

    اشکال هندسی به آلمانی

    برای اینکه راحت‌تر اسم اشکال هندسی را به آلمانی یاد بگیرید و هیچ وقت فراموش نکنید، می‌توانید از این روش‌های ساده استفاده کنید:

    **با فلش‌کارت یاد بگیرید:** روی یک طرف یک کارت، یک شکل هندسی بکشید و پشت آن، نام آلمانی و جنسیت کلمه را بنویسید. این روش برای حفظ کردن لغت‌های جدید خیلی خوب جواب می‌دهد.

    **از تصویر کمک بگیرید:** نگاه کردن به عکس‌ها یا چیزهای واقعی که این اشکال را دارند، به مغز شما کمک می‌کند تا ارتباط بهتری بین کلمه و معنای آن پیدا کند.

    **با کلمه‌ها جمله بسازید:** برای هر لغت جدیدی که یاد می‌گیرید، یک جمله ساده درست کنید. این کار باعث می‌شود بهتر بفهمید که چطور و کجا از آن کلمه استفاده می‌شود.

    **مدام تمرین کنید:** لغت‌ها را چندین بار بگویید و تکرار کنید. هیچ چیز جای تمرین و تکرار را نمی‌گیرد.

    **از برنامه‌های موبایل استفاده کنید:** برنامه‌های زیادی برای یادگیری زبان وجود دارند که می‌توانند به شما در یادگیری لغت‌های جدید کمک کنند.

    **به دنیای اطرافتان دقت کنید:** در خانه، محل کار یا خیابان، به دنبال اشکال هندسی بگردید و سعی کنید اسم آلمانی آن‌ها را به خاطر بیاورید. مثلاً وقتی به یک پنجره مستطیلی نگاه می‌کنید، با خودتان بگویید: “Das ist ein Rechteck.”

    مقاله سبزی شوید به آلمانی: معنی و کاربرد آن منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    اگر این راهنمایی‌ها را انجام دهید، مطمئن باشید خیلی زود می‌توانید اشکال هندسی را به راحتی به آلمانی نام ببرید. یادگیری زبان مانند یک سفر است و هر قدم کوچکی که برمی‌دارید، شما را به مقصد نزدیک‌تر می‌کند.

    منابع برای تمرین واژگان هندسی

    علاوه بر راه‌هایی که گفتم، استفاده از ابزارهای مختلف یادگیری می‌تواند سرعت پیشرفت شما را بیشتر کند. در اینجا چند نمونه از این ابزارها را به شما معرفی می‌کنم:

    کتاب‌های مخصوص کودکان به زبان آلمانی: این کتاب‌ها معمولاً نقاشی‌های شاد و جملات ساده‌ای دارند که یادگیری اسم رنگ‌ها و شکل‌ها را برایتان آسان می‌کند.

    سایت‌های اینترنتی آموزشی: بسیاری از این سایت‌ها، بازی‌های جذاب و تمرین‌های تعاملی برای آموزش لغات آلمانی ارائه می‌دهند. فقط کافی است در اینترنت جستجو کنید: “Geometrische Formen Deutsch lernen”.

    فیلم‌های آموزشی در یوتیوب: کانال‌های زیادی هستند که ویدئوهایی دربارهٔ اشکال هندسی به زبان آلمانی تهیه کرده‌اند. با تماشای این ویدئوها هم گوشتان به زبان عادت می‌کند و هم تلفظ صحیح کلمات را یاد می‌گیرید.

    نرم‌افزارهای دیکشنری: با کمک این برنامه‌ها می‌توانید معنی واژه‌ها را پیدا کنید و به طرز صحیح بیان آن‌ها گوش دهید.

    اگر از چند روش با هم استفاده کنید، یعنی هم گوش دهید و هم ببینید، لغات جدید بهتر در ذهنتان می‌ماند. علاوه بر این، اگر وقت و اشتیاق دارید، می‌توانید در سایت‌های دوستیابی زبانی عضو شوید و با کسی که آلمانی زبان مادریش است، ارتباط بگیرید. از او بخواهید با شما دربارهٔ شکل‌های هندسی صحبت کند. این کار به صورت عملی کمک بزرگی به یادگیری و ماندگاری بیشتر لغات در ذهن شما می‌کند.

    بهترین آموزشگاه زبان آلمانی در یاسوج را برای شروع یادگیری زبان آلمانی جهت تحصیل یا مهاجرت از دست ندهید!

    نتیجه‌گیری

    در این نوشته، کوشیدم یک راهنمای کامل و مفید برای یادگیری نام شکل‌های هندسی به زبان آلمانی تقدیمتان کنم. از نام‌های ساده و پایه شروع کردم و سپس عبارت‌های وابسته و راه‌های کاربردی برای یادگیری بهتر را نیز گفتم. آرزو دارم با خواندن این مطلب، نه تنها کلمات تازه‌ای فراگرفته باشید، بلکه شوق بیشتری برای ادامه دادنِ راه یادگیری زبان آلمانی نیز پیدا کنید.

    یادتان باشد که زبان‌آموزی مانند یک سفر است، نه رسیدن به یک نقطه پایان. اگر هر روز کمی وقت بگذارید و تمرین کنید، می‌توانید توانایی خود را بالا ببرید و گام‌به‌گام به تسلط بر این زبان زیبا نزدیک‌تر شوید. به خود باور داشته باشید و از مسیر یادگیری لذت ببرید!

    اگر مثال‌ها یا اطلاعات بیشتری نیاز داشتید، سری هم به این وبسایت آموزشی بزنید.

    پرسش‌های متداول (FAQ)

    چگونه اشکال هندسی را به زبان آلمانی یاد بگیرم؟

    برای یادگیری نام شکل‌های هندسی به زبان آلمانی، می‌توانید از این راه‌های ساده استفاده کنید:

    **فلش‌کارت:** روی کارت‌ها شکل هر هندسی را بکشید و نام آلمانی و جنسیت آن را کنارش بنویسید.

    **دنیای اطراف:** به شکل‌هایی که در محیط زندگی‌تان می‌بینید توجه کنید و سعی کنید نام آلمانی آن‌ها را به خاطر بسپارید.

    **ساختن جمله:** بعد از یادگیری هر کلمه، یک جمله کوتاه و ساده با آن بسازید.

    **تمرین مداوم:** واژه‌ها را چندین بار تکرار کنید و روی نحوه بیان آن‌ها کار کنید.

    **کمک گرفتن از ابزارهای آموزشی:** کتاب‌های مخصوص کودکان، فیلم‌های آموزشی در یوتیوب و نرم‌افزارهای یادگیری زبان نیز می‌توانند مفید باشند.

    آیا منابعی برای تمرین تلفظ اشکال هندسی وجود دارد؟

    حتماً راه‌های زیادی برای تمرین تلفظ شکل‌های هندسی وجود دارد:
    برنامه‌های فرهنگ لغت آنلاین: بیشتر این برنامه‌ها امکان شنیدن تلفظ صحیح کلمات را به شما می‌دهند.
    فیلم‌های آموزشی در یوتیوب: بسیاری از کانال‌های آموزش زبان آلمانی، ویدئوهایی با تلفظ درست و واضح ارائه می‌کنند.
    سایت‌های یادگیری زبان: بعضی از این وب‌سایت‌ها برای هر کلمه، فایل صوتی قرار داده‌اند.
    گفت‌وگو با افراد بومی: اگر فرصت دارید، می‌توانید با کسی که آلمانی زبان مادریش است تمرین کنید.

    اشکال هندسی رایج به زبان آلمانی کدامند؟

    در زبان آلمانی، نام‌های رایج برای شکل‌های هندسی به این صورت است:

    der Kreis (دایره)
    das Dreieck (مثلث)
    das Quadrat (مربع)
    das Rechteck (مستطیل)
    das Oval (بیضی)
    der Würfel (مکعب)
    die Kugel (کره)
    der Zylinder (استوانه)
    die Pyramide (هرم)
    der Kegel (مخروط)

    این کلمات از مهم‌ترین و پراستفاده‌ترین واژه‌ها در زمینهٔ شکل‌های هندسی هستند و یادگیری آن‌ها برای شما بسیار مفید خواهد بود.

  • معنی کلمه Nerve به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Nerve به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Nerve به فارسی با مثالهای کاربردی

    عصب‌ها به دستگاه عصبی و مغز شما وصل هستند. این عصب‌ها هستند که به شما اجازه می‌دهند در بدنتان حس داشته باشید، چه حس خوب و چه درد.

    در نوک انگشتان شما پایانه‌های عصبی ریزی وجود دارد که به شما امکان حس لمس کردن می‌دهد.
    اگر عصب‌ها نباشند، فرد هیچ حسی در بدن خود نخواهد داشت.
    آسیب دیدن عصب‌ها ممکن است بر اثر یک زخم جسمی یا دمای خیلی زیاد یا خیلی کم پیش بیاید.
    همسایه‌ی من، دوروتی، کمی درد عصبی در پاهایش دارد.
    باب یک مشکل عصبی دارد که باعث می‌شود با کوچکترین چیزی احساس ناراحتی جسمی کند.
    دندانپزشک به بیمار نووکائین می‌دهد تا برای مدتی عصب‌هایی که باعث درد دندان می‌شوند را بی‌حس کند.

     
    واژه “اعصاب” معمولاً برای نشان دادن جسارت یا صبر یک فرد هم به کار می‌رود.

    حتماً به اعصابش برخورده. (یعنی حرف یا کاری باعث ناراحتی کسی شده.)
    اون پسر داری اعصابم رو بهم می‌ریزی. (یعنی او باعث آزار من است.)
    چه جسارتی داری! (یعنی کاری کردی که من عصبانی شدم.)
    اون مرد خیلی بی‌پرواست. (یعنی کارهایی می‌کند که مردم معمولاً انجام نمی‌دهند.)
    کوهنوردی جسارت زیادی می‌خواهد.
    بلند شدن روی صحنه و آواز خواندن برای دیگران، جرأت زیادی لازم دارد.
    آتشنشان بودن، اعصاب پولادین می‌خواهد.
    من جرات انجام این کار را ندارم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Nervous به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Nervous به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Nervous به فارسی با مثالهای کاربردی

    احساس نگرانی، ترس یا اضطراب را عصبی بودن می‌گویند.

    این یک حس کاملاً طبیعی است.
    بیل از دادن این امتحان احساس نگرانی می‌کند.
    سوفیا می‌گوید از ازدواج کردن عصبی است.
    ممکن است رانندگان هنگام راندن ماشین روی برف و یخ، احساس اضطراب کنند.
    من برای پسرم که امروز دندان عقلش را می‌کشند، احساس نگرانی می‌کنم.

     
    قید این کلمه به صورت «با نگرانی» است.

    سخنران با نگرانی برای حضار سخنرانی کرد.
    پدر و مادر با بی‌تابی منتظر بازگشت دخترشان به خانه بودند.
    پسر کوچک، قبل از پریدن داخل استخر، با ترس به لبهٔ آن نزدیک شد.

     
    اسم این حالت «اضطراب» یا «نگرانی» است.

    بعضی از دانش‌آموزان، هنگام امتحان دادن، کمی اضطراب را تجربه کردند.
    میزان عرقی که از پیشانی او می‌ریخت، نگرانی‌اش را آشکار می‌کرد.
    معلم جوان، پس از شروع سال تحصیلی، خیلی زود بر نگرانی‌اش غلبه کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” جوجه را آخر پاییز می شمارند ” + داستان

    معنی ضرب المثل ” جوجه را آخر پاییز می شمارند ” + داستان

    همه ما این ضرب‌المثل معروف را شنیده‌ایم که می‌گوید: “جوجه را آخر پاییز می‌شمارند.” اما معنای واقعی این جمله چیست؟

    این سخن پرمعنی به ما یادآوری می‌کند که در زندگی، برای قضاوت درباره موفقیت یا نتیجه هر کاری، باید تا پایان آن صبر کنیم. خیلی از مواقع، ما در ابتدای راه یا در میانه مسیر، با دیدن نشانه‌های اولیه کوچک، خیلی زود نتیجه‌گیری می‌کنیم و گاهی اوقات این قضاوت‌های عجولانه ما را دچار اشتباه می‌کند.

    مثلاً یک کشاورز را در نظر بگیرید. او بعد از کاشتن بذرها، اگر بخواهد هر روز آن‌ها را از خاک بیرون بیاورد تا ببیند آیا رشد کرده‌اند یا نه، در واقع به جوانه‌ها اجازه رشد نمی‌دهد و محصولی به دست نخواهد آورد. موفقیت واقعی در پایان کار و پس از طی شدن تمام مراحل مشخص می‌شود.

    این ضرب‌المثل به ما می‌آموزد که در زندگی شخصی، کار و روابطمان عجول نباشیم و فرصت کافی به خودمان و دیگران بدهیم تا ثمره تلاش‌ها در زمان مناسب خودش آشکار شود.

    معنی ضرب المثل جوجه را آخر پاییز می شمارند

    در این نوشته، داستان و مفهوم ضرب‌المثل ایرانی «جوجه را آخر پاییز می‌شمارند» را مرور می‌کنیم. با ما همراه باشید.

    معنی ضرب المثل جوجه را آخر پاییز می شمارند

    سرانجام هر کاری در پایان آن مشخص می‌شود و نباید از همان ابتدا بیش از اندازه به نتیجه‌ی آن دل بست و مطمئن بود.
    نتیجه را فقط وقتی می‌توان دید که کار به پایان برسد.
    ضرب‌المثل «جوجه را آخر پاییز می‌شمارند» معمولاً در مواقعی به کار می‌رود که کسی خیلی زود و پیش از تمام شدن یک کار، به موفقیت آن اطمینان پیدا کند و نتیجه‌گیری عجولانه کند.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” جایی که میوه نیست، چغندر سلطان مرکباته “ مراجعه کنید.

    ایموجی این ضرب المثل 🐣 🔚 🍂

    امیدوار نباش به چیزهایی که هنوز به دستت نرسیده‌اند.

    این مثل به ما یادآوری می‌کند که نباید برای موفقیت یا سودی که هنوز محقق نشده، برنامه‌ریزی کنیم یا به آن اطمینان داشته باشیم. همان‌طور که یک کشاورز عاقل، جوجه‌های سالم را پس از بیرون آمدن از تخم می‌شمارد و نه قبل از آن، ما نیز باید در زندگی برای چیزهای غیرقطعی نقشه نکشیم.

    این ضرب‌المثل به زبان انگلیسی به این صورت بیان می‌شود:
    **Don’t count your chickens before they hatch.**

    داستان ضرب المثل جوجه را آخر پاییز می شمارند

    روزی روزگاری، یک کشاورز در کنار مزرعه‌اش یک نهال چنار کاشت. این کشاورز هر فصل، سبزی یا میوه‌ای در آن مزرعه می‌کاشت و پس از چند ماه، محصولش را برداشت می‌کرد و به بازار می‌برد تا بفروشد. سال‌ها این روال ادامه داشت. در تمام این مدت، گیاهان مختلفی در آن مزرعه کاشته شدند، رشد کردند و وقتی رسیدند، چیده شدند. اما تنها درخت چنار بود که سال به سال قد می‌کشید و بزرگ‌تر می‌شد و همیشه کنار کشاورز باقی می‌ماند.

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” از چاله به چاه افتادن “ را مطالعه کنید.

    یک سال، کشاورز کنار درخت چنار، دانه‌ای کدو کاشت. پس از چند روز، دانه کدو جوانه زد و شروع به رشد کرد. هر روز شاخ و برگ بیشتری می‌داد و بلندتر می‌شد. کدو وقتی می‌دید از بقیه گیاهان مزرعه بلندتر شده، خیلی خوشحال بود. یک روز به درخت چنار نگاه کرد و با خودش گفت: «چه درخت بلندی! شاید من هم بتوانم مثل او بلند شوم.» از همان روز، کدو شروع کرد به پیچیدن دور درخت چنار و هر روز بالاتر می‌رفت. تا این که یک روز چنار به او گفت: «آفرین، چقدر خوب رشد می‌کنی!»

    اما کدو به جای تشکر، با غرور جواب داد: «کجاش رو دیدی؟ چند وقت دیگه می‌بینی که از تو هم بلندتر می‌شم.»

    چنار که عمر زیادی کرده بود، از این حرف کدو ناراحت نشد و با آرامش گفت: «انشاءالله آن طوری که دلت می‌خواهد رشد کنی. اما بدان که من پانزده سال است اینجا هستم تا به این بلندی رسیده‌ام. هر گیاهی برای هدفی کاشته می‌شود. بعضی برای سایه و زیبایی، و بعضی مثل تو برای میوه دادن. تو باید سعی کنی مسئولیتت را به خوبی انجام دهی.»

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” چغندر گوشت نمیشه، دشمنم دوست نمیشه “ به شما کمک خواهد کرد.

    حرف‌های چنار برای کدو مفهوم چندانی نداشت. کدو با خودش فکر کرد: «او دیگر جوان نیست و به جوانی و شادابی من حسادت می‌کند. این حرف‌ها را می‌زند تا من مثل او نشوم.»

    چنار دوباره به او گفت: «سعی کن به جای این که فقط قد بکشی، به فکر محصولت هم باشی تا یک کدوی بزرگ و شیرین بدهی، وگرنه کارت را درست انجام نداده‌ای.»

    کدو گفت: «دیدید؟ گفتم که به من حسودی می‌کنید! می‌خواهید من انرژی‌ام را صرف میوه دادن کنم و قد نکشم.»

    چنار که دید حرف‌هایش نتیجه عکس داده، گفت: «باشد، اما یادت باشد که تو فقط تا آخر پاییز فرصت داری، قبل از این که زمستان برسد.»

    کدو جواب داد: «باشه، آخر پاییز نتیجه کارم را خواهید دید.»

    چنار نمی‌دانست چطور این گیاه جوان را متوجه اشتباهش کند، فقط گفت: «کاش معنای حرف‌هایت را می‌دانستی. بسیاری از مرغ‌ها هم در آغاز پاییز فکر می‌کنند می‌توانند جوجه‌های زیادی داشته باشند، اما وقتی پایان پاییز جوجه‌هایشان را می‌شمرند، می‌بینند فقط دو سه تا بیشتر ندارند و بقیه مرده‌اند.»

    از آن روز، کدو تصمیم گرفت تا می‌تواند قد بکشد تا پاسخ محکمی به چنار بدهد. اما نمی‌دانست که کشاورز چندین بار آمده و دیده بود کدو فقط قد کشیده و هیچ میوه‌ای نداده است. کشاورز تصمیم داشت کدو را از ریشه درآورد و دور بیندازد، اما به خودش گفت: «تا آخر پاییز صبر می‌کنم. اگر تا آن زمان میوه‌ای نداد، آن را از ریشه درمی‌آورم.»

    کدو همچنان قد می‌کشید و تقریباً به شاخه‌های اصلی چنار رسیده بود. آنقدر درگیر رشد شاخ و برگش بود که فراموش کرده بود مسئولیت اصلی‌اش چیست و هیچ میوه‌ای نداده بود. تا این که یک روز سرد پاییزی، کشاورز دید کدو هنوز میوه‌ای نداده است. عصبانی شد و آن را از ریشه درآورد و دور انداخت.

    مقاله معنی ضرب المثل ” خر بی صاحب رو همه سوار میشن “ حاوی اطلاعات جامعی است.

    مفهوم و ریشه ضرب المثل جوجه را آخر پاییز می شمارند + شعر

    بنابراین، معنای این ضرب‌المثل این است که فقط وقتی می‌توانی مطمئن باشی چیزی را به دست آورده‌ای که آن را در برابر آزمایش‌های سخت و اتفاقات غیرمنتظره محک زده باشی و ثابت شده باشد که پایدار و ماندگار است.

    به بیان دیگر، انسان عاقل کسی است که فریب نتیجه فوری یک کار را نمی‌خورد و همیشه پایان و عاقبت کار را در نظر می‌گیرد. در این زمینه، مولوی گفته است:
    هر که اوّل بین بُود، اَعْما بُوَد
    هر که آخر بین، چه بامعنا بُوَد

    این بیت هم خودش به یک ضرب‌المثل تبدیل شده است و معنایش شبیه به این گفته معروف است که “جوجه را آخر پاییز می‌شمارند”. داستانی که برای این ضرب‌المثل نقل می‌کنند این است:

    مردی با عجله به مغازه زرگری رفت و گفت: “ترازو بده تا طلایم را وزن کنم.”
    زرگر جواب داد: “غربال ندارم!”
    مرد با تعجب گفت: “من ترازو می‌خواهم، نه غربال!”
    زرگر گفت: “جارو هم در مغازه موجود نیست!”

    مرد عصبانی شد و گفت: “این شوخی‌های بچگانه را بگذار کنار و به خودت نفهم! ترازو بده تا طلاهایم را وزن کنم.”
    زرگر در جواب گفت: “ای مرد! حرفت را شنیدم و منظورت را فهمیدم، اما می‌بینم که تو مرد سالخورده‌ای هستی با دستانی لرزان. می‌دانم وقتی طلایت را روی ترازو بگذاری، روی زمین می‌ریزد. آن وقت از من جارو می‌خواهی تا آن را جمع کنی و غربال می‌خواهی تا طلا را از خاک جدا کنی. من از همان اول پایان کار تو را فهمیدم:”
    هر که اوّل بنگرد پایان کار
    اندر آخر او نگردد شرمسار

    مولوی در جایی دیگر می‌گوید: مردی که عاقبت‌نگر باشد، انسان خوشبختی است.
    و نیز می‌گوید:
    چشم آخر بین تواند دید راست
    چشم اوّل بین، غرور است و خطاست
    و یا این بیت:
    به آغاز اگر کار خود ننگری
    به فرجام، ناچار، کیفر بری!

    مقاله معنی ضرب المثل ” عدو شود سبب خیر اگر خدا بخواهد “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” هرچه رشته بودم پنبه شد “ سر بزنید.

    یک ضرب‌المثل مشابه دیگر این است که می‌گویند: “گوسفند را در آغل می‌شمارند”. چون اگر گوسفندان را در صحرا بشماری، ممکن است تا زمانی که به آغل برسند، اتفاقی برایشان بیفتد و تعدادشان کم شود.

    پیشنهادی: معنی ضرب المثل شاهنامه، آخرش خوشه

  • معنی کلمه Nest به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Nest به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Nest به فارسی با مثالهای کاربردی

    پرندگان برای جوجه‌های خود لانه می‌سازند. پرنده ماده داخل لانه تخم می‌گذارد و پس از بیرون آمدن جوجه‌ها از تخم، آن‌ها در لانه می‌مانند تا وقتی که به قدر کافی بزرگ و قوی شوند تا بتوانند به تنهایی پرواز کنند.

    اما کلمه “لانه” فقط برای پرندگان استفاده نمی‌شود و در موقعیت‌های دیگر هم کاربرد دارد:

    یک لانه زنبور در گاراژ است. مراقب باشید که نیشتان نزنند!
    اتاق پسر من آنقدر شلوغ و نامرتب است که انگار لانه موش است.
    فرزندان باب و کتی همه از خانه رفته‌اند. (در این جمله، “لانه” به معنای خانه است.)
    باب و کتی حالا تنها زندگی می‌کنند. (یعنی همه بچه‌هایشان بزرگ شده‌اند و خانه را ترک کرده‌اند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Net به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Net به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Net به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “شبکه” یا “تور” در موقعیت‌های مختلف معانی متفاوتی دارد:

    در ورزش:
    • وقتی توپ بسکتبال را از داخل حلقه‌ی توردار عبور دهید، دو امتیاز می‌گیرید.
    • اگر توپ هاکی وارد دروازه‌ی توری شود، یک گل ثبت می‌شود.
    • این تصویر یک تور والیبال را نشان می‌دهد.
    • او برای شکار پروانه‌ها از یک تور مخصوص استفاده می‌کند.
    • او نیزه‌ای به همراه تور برای ماهیگیری به کار می‌برد.

    گاهی اوقات کلمه “اینترنت” به صورت کوتاه‌شده “Net” بیان می‌شود:
    او در حال گشت‌وگذار در شبکه است. (او به دنبال اطلاعات در اینترنت است.)

    در زمینه کسب‌وکار:
    منظور از “خالص”، پولی است که پس از کسر تمام هزینه‌ها و مالیات‌ها باقی می‌ماند:
    او سال گذشته از کسب‌وکار خود ۸۹,۰۰۰ دلار سود خالص به دست آورد. (سود ناخالص او ۱۴۶,۰۰۰ دلار بود، اما مجبور شد مالیات بپردازد و هزینه‌های زیادی نیز داشت.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.