بلاگ

  • مفهوم ضرب المثل ” آب ها از آسیاب افتادن”

    این ضرب‌المثل زمانی به کار می‌رود که هیجان، جنجال یا موضوعی که مدتی همه را درگیر خود کرده بود، بالاخره آرام می‌گیرد و پایان می‌یابد.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” زیر کاسه نیم کاسه ای است “ را از دست ندهید.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” علف زیر پا سبز شدن “ را حتماً بخوانید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” جیک جیک مستونت بود فکر زمستونت بود ” + داستان.

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” بی چشم و رو “ را مطالعه کنید.

    مقاله معنی ضرب المثل ” کو گوش شنوا “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” باد به غبغب انداختن “ را از دست ندهید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” بزن بر طبل بی‌عاری که آن هم عالمی دارد “ را بخوانید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” آه در بساط نداشتن “ را از دست ندهید.

    در گذشته، آسیاب‌ها برای آرد کردن گندم از نیروی آب استفاده می‌کردند. وقتی آب جاری بود، چرخ‌های آسیاب می‌چرخیدند و کار پیش می‌رفت. اما زمانی که آب قطع می‌شد یا کم می‌آمد، چرخ‌های آسیاب از حرکت می‌ایستاد و همه چیز ساکت و بی‌حرکت می‌شد.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” خوشا چاهی که آب از خود برآرد “ را بخوانید.

    این تصویر به خوبی نشان می‌دهد که وقتی می‌گوییم “آب‌ها از آسیاب افتاده” یعنی دیگر آن شور و هیجان، بحث و جدل، یا مشکل گذشته وجود ندارد. شرایط به حالت عادی و آرامش قبلی بازگشته است، انگار که آب رودخانه دوباره به مسیر همیشگی خود برگشته و آسیاب از حرکت ایستاده است.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” ایراد بنی اسرائیلی گرفتن “ را مطالعه کنید.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل ” چیزی در چنته نداشتن “ بیابید.

    به بیان دیگر، این ضرب‌المثل خبر از پایان یافتن یک دوره پُرتنش و بازگشت آرامش می‌دهد.

    مقاله معنی ضرب المثل ” شیر تو شیر شدن “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” چشمم آب نمیخوره “.

    مفهوم ضرب المثل " آب ها از آسیاب افتادن"

    در این نوشته، به بررسی معنای اصلی و ریشه‌ی ضرب‌المثل ایرانی «آب‌ها از آسیاب افتادن» از کتاب نگارش پایهٔ نهم می‌پردازیم. با ما همراه باشید.

    معنی ضرب المثل آب ها از آسیاب افتادن

    ۱- یعنی تمام هیاهو و سر و صدا تمام شد و آرامش جایگزین آن گردید.
    ۲- این اصطلاح زمانی به کار می‌رود که یک مشکل یا گرفتاری، همانطور که انتظار می‌رفت، به پایان برسد و دوباره آرامش برقرار شود.
    ۳- معمولاً از قبل مشخص است که مشکل بالاخره تمام خواهد شد، اما زمان دقیق آن نامشخص است؛ یعنی نمی‌دانیم دقیقاً چه زمانی این آشفتگی‌ها تمام می‌شود و آرامش بازمی‌گردد.
    ۴- در نهایت، سکوت و آرامش حکمفرما شد و همه‌چیز به حالت عادی بازگشت.

    مقاله معنی ضرب المثل ” بالا خانه‌اش را اجاره داده “ حاوی اطلاعات جامعی است.

    ریشه و مفهوم ضرب المثل آب ها از آسیاب افتادن

    آسیاب‌های آبی معمولاً یک چرخ بزرگ داشتند که در بیرون از ساختمان اصلی نصب می‌شد و نیروی خود را از جریان آب به دست می‌آورد. بسته به محل قرارگیری آسیاب و نحوهٔ جریان آب، این چرخ یا در مسیر رودخانه و جوی قرار می‌گرفت و آب از زیر آن عبور می‌کرد، یا آب از بالا روی آن می‌ریخت و آن را می‌چرخاند. سپس این چرخ، با کمک یک میله، نیروی چرخش را به سنگ آسیاب منتقل می‌کرد و سنگ به حرکت درمی‌آمد.

    هر آسیاب معمولاً دو سنگ داشت: سنگ پایینی که ثابت بود و سنگ بالایی که روی آن می‌چرخید و دانه‌ها را به آرد تبدیل می‌کرد. تمام فشار و سنگینی کار بر دوش سنگ زیرین بود، به همین دلیل باید از جنس محکم‌تری نسبت به سنگ رویی ساخته می‌شد. در همین رابطه گفته‌اند:

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” تنبل نرو به سایه، سایه خودش میایه “ را بخوانید.

    > مرد باید که در کشاکش دهر          سنگ زیرین آسیا باشد

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” فرار را برقرار ترجیح دادن “ را از دست ندهید.

    مقاله معنی ضرب المثل ” برای هفت پشتم بسه “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” چو دزدی با چراغ آید، گزیده تر برد کالا “ را بخوانید.

    یعنی مرد باید مانند سنگ زیرین آسیاب، استوار و مقاوم باشد و در برابر مشکلات و فشارهای زندگی تاب بیاورد.
    تا زمانی که آب در جوی در جریان بود، آسیاب هم به کار خود ادامه می‌داد؛ اما وقتی آب قطع می‌شد و چرخ از حرکت می‌ایستاد، آسیابان می‌گفت: «آب از آسیاب افتاد». این عبارت بعدها به عنوان یک ضرب‌المثل میان مردم رایج شد.

  • معنی کلمه Nail به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Nail به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Nail به فارسی با مثالهای کاربردی

    میخ یک وسیله سخت‌افزاری است که برای ساختن چیزهای مختلف، چه بزرگ و چه کوچک، به کار می‌رود. معمولاً برای کوبیدن میخ به چیزی، به یک چکش نیاز دارید.

    جان برای درست کردن در گاراژش به یک چکش و چند تا میخ احتیاج داشت.
    در زمان ساختن خانه، میخ‌ها قطعات چوب 2 در 4 را به هم وصل کردند.
    من با یک میخ، یک عکس را به دیوار آویزان کردم.

     
    کلمه “میخ” معمولاً به عنوان یک فعل هم استفاده می‌شود:

    نجارها دارند با میخ یک قاب دیواری را به هم متصل می‌کنند.
    فقط حدود یک ساعت وقت برد تا این کار را با میخ تمام کنند.
    ورق دیواری هم به قاب میخ خواهد شد.

     
    عبارت‌های زیادی هستند که از کلمه “میخ” استفاده می‌کنند.

    پلیس بالاخره مردی را که در حال نفوذ به خانه های خیابان ما بود، میخکوب کرد. (nail = گرفتن یک جنایتکار)
    او توسط پلیس میخکوب شد. (او دستگیر شد.)
    اگر دیر برسم به صلیب میخکوب می شوم. (nailed to the cross = برای تحریک خشم یا مجازات)
    مالک شرکت او را بر روی برخی از پیشنهادات خاص میخکوب کرد. (nail one down on = شناسایی یک عقیده یا عقیده.)
    ماریا در تلاش است تا چند مشتری جدید را در این هفته جذب کند. (nail down = ایمن؛ بدست آوردن)
    تام تمام سوالاتی را که در طول مصاحبه از او پرسیده شده بود، حل کرد. (nail = پاسخ صحیح)
    میخکوب شد! (پاسخ درست را دریافت کردم / کاری را به خوبی انجام دادم.)

     
    از کلمه “میخ” برای اشاره به ناخن‌های دست هم استفاده می‌شود.

    او ناخن‌هایش را با لاک صورتی رنگ می‌زند.
    نگوین شغلش کار کردن روی ناخن‌هاست. او مانیکور است.
    کوتاه کردن ناخن‌ها در جاهای عمومی، کار پسندیده‌ای نیست.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Naive به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Naive به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی به دایره لغاتمان اضافه کنیم

    ترجمه کلمه Naive به فارسی با مثالهای کاربردی

    ساده‌لوح بودن یعنی در مورد بعضی موقعیت‌ها یا آدم‌ها اطلاعات کافی نداشته باشی. این کلمه از نظر معنی شبیه “بی‌گناه” است.

    به تلفظ این کلمه توجه کن:
    naive (نِی-ایو)

    او آدم بسیار ساده‌لوحی است.
    وقت پای مذاکره می‌رسد، او ساده‌لوح است.
    تو خیلی ساده‌لوح هستی.
    دیگه اینقدر ساده‌لوح نباش.
    باور کردن این حرف، کار ساده‌لوحانه‌ای است.
    او هم جوان است و هم ساده‌لوح. به زودی با واقعیت‌های زندگی آشنا می‌شود.
    آنها باور کردن حرف‌های فروشنده درباره ماشینی که خریده بودند، کار ساده‌لوحانه‌ای بود.
    یک وکیل از ساده‌لوحی موکلانش سوءاستفاده کرد و هزاران دلار از آنها برداشت.

     
    وقتی این کلمه به صورت اسم به کار برود، می‌شود naivety یعنی “ساده‌لوحی”.

    اعتماد کامل سوزان به کسانی که مدیریتشان را بر عهده داشت، ساده‌لوحی او را نشان می‌داد.
    دارید ساده‌لوحی‌تان را نشان می‌دهید.
    وقتی مرد متوجه ساده‌لوحی و بی‌گناهی زن شد، احساس کرد باید از او محافظت کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Name به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Name به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Name به فارسی با مثالهای کاربردی

    احتمالاً شما هم با معنای این واژه آشنا هستید، اما بهتر است نگاهی دقیق‌تر به شیوه‌های گوناگون استفاده از آن بیندازیم.
    کلمه “نام” در واقع واژه یا عنوانی است که برای خطاب کردن یک فرد یا چیز به کار می‌رود:

    اسم شما چیست؟
    چه کسی این اسم را برای شما انتخاب کرده؟
    آیا اسم شما از روی یکی از اعضای خانواده‌تان گذاشته شده؟
    نام خانوادگی‌تان چیست؟
    آیا اسم دیگری هم دارید که با آن شما را صدا کنند؟
    آیا اسم مستعار یا لقبی دارید؟
    ما اسم پسرمان را به احترام مارتین لوتر کینگ جونیور، “مارتین” گذاشتیم.
    چند تا از ایالت‌های مختلف آمریکا را می‌توانید فهرست کنید؟
    آیا می‌توانید پایتخت آلمان را بگویید؟
    اسم این مکان چیست؟

    وقتی این واژه به عنوان یک فعل استفاده می‌شود، معنای آن “منصوب کردن فردی به یک سمت” یا “شناساندن شخص برای هدفی مشخص” است.

    تد به عنوان بهترین فروشنده ماه انتخاب شد.
    فردی که برای پست مدیرعاملی معرفی شده، از خارج از شرکت انتخاب شده است.
    چه کسی به عنوان سرپرست تیم انتخاب خواهد شد؟

    عبارت‌ها و اصطلاحات زیادی وجود دارند که در آن‌ها از کلمه “نام” استفاده شده است:

    هیچ پولی ندارم که به نام خودم باشد. (یعنی ورشکسته هستم.)
    دیگران را با القاب زشت صدا نزنید! (یعنی به دیگران توهین نکنید.)
    پلیس از مردم می‌خواهد که نام افراد درگیر را اعلام کنند. (یعنی اسامی آن‌ها را فاش کنند.)
    او فقط به ظاهر رئیس شرکت است. (یعنی در واقع اختیاری ندارد.)
    آنها نمی‌خواهند کاری کنند که آبرویشان را از دست بدهند. (یعنی شهرتشان خدشه‌دار نشود.)
    او مدام اسم افراد معروف را به زبان می‌آورد. (مثلاً می‌گوید: “دیروز با دوست صمیمی‌ام، جنیفر لوپز، ناهار می‌خوردم و او گفت…”)

    کلمه “namely” نیز معنایی نزدیک به “عمدتاً” یا “به طور مشخص” دارد.

    منابع زیادی برای آب شیرین در غرب میانه آمریکا وجود دارد، که عمدتاً از منطقه دریاچه‌های بزرگ، سفره‌های آب زیرزمینی و رودخانه‌های جاری در این ناحیه تأمین می‌شوند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Nanny به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Nanny به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Nanny به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک “پرستار بچه” کسی است که از فرزندان دیگران مراقبت می‌کند. این شغل بسیار شبیه به “دایه” است، با این تفاوت که یک پرستار بچه معمولاً در خانه خانواده‌ای که برایش کار می‌کند، زندگی می‌کند.

    مریم شغلش پرستار بچه است.
    او در ده سال گذشته به عنوان پرستار بچه کار کرده است.
    آیا شما علاقه دارید که به عنوان پرستار بچه کار پیدا کنید؟

    در بین بعضی از خانواده‌ها در آمریکا، این موضوع رواج دارد که یک پرستار بچه از کشور دیگری استخدام کنند که به زبان دیگری غیر از انگلیسی صحبت می‌کند. زبان‌هایی مانند اسپانیایی، فرانسوی، چینی، روسی و عربی از جمله زبان‌هایی هستند که پدر و مادرها دوست دارند فرزندان کوچکشان آن‌ها را از پرستار بچه بشنوند و یاد بگیرند.
    پرستاران بچه معمولاً از بچه‌های زیر پنج سال مراقبت می‌کنند. بعضی از آن‌ها نیز specifically برای نگهداری از نوزادان استخدام می‌شوند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” کوه به کوه نمی رسد، آدم به آدم می رسد “

    معنی ضرب المثل ” کوه به کوه نمی رسد، آدم به آدم می رسد “

    **معنی و مفهوم ضرب‌المثل: کوه به کوه نمی‌رسد، آدم به آدم می‌رسد**

    این ضرب‌المثل زیبا به ما یادآوری می‌کند که در زندگی، آدم‌ها می‌توانند به هم برسند و دوباره یکدیگر را پیدا کنند، حتی اگر سال‌ها از هم دور بوده‌اند. اما کوه‌ها که جای خود دارند و قابلیت حرکت کردن ندارند، پس هیچ‌وقت به هم نمی‌رسند.

    این جمله در واقع اشاره به این دارد که آدم‌ها به خاطر توانایی حرکت و ارتباط، همیشه این شانس را دارند که پس از مدت‌ها یکدیگر را ببینند، حالا چه خوشایند باشد و چه ناخوشایند. گاهی این دیدارها شیرین و دوست‌داشتنی است و گاهی ممکن است برای حل یک مشکل یا حتی رسیدن انتقام باشد.

    **داستان بازآفرینی شده:**

    در روزگار قدیم، در روستایی سرسبز، دو دوست صمیمی به نام‌های رامین و کریم زندگی می‌کردند. آن‌ها مانند دو برادر بودند و همه کارها را با هم انجام می‌دادند. اما یک روز، بر سر یک موضوع کوچک، بین آن‌ها اختلاف پیش آمد. بحث آن‌ها آنقدر شدت گرفت که هر کدام قهر کرده و به راه خود رفتند. رامین روستا را ترک کرد و به شهری دور رفت تا تجارت کند.

    سال‌ها گذشت. رامین در شهر به یک تاجر موفق تبدیل شد، اما همیشه یاد و خاطره دوستی با کریم در دلش بود. از طرفی، کریم در روستا ماند و به کشاورزی مشغول شد. او هم با وجود قهر، گاهی روزهای خوش دوستیشان را به یاد می‌آورد.

    یک روز، رامین برای خرید یک کالای خاص به منطقه‌ای نزدیک روستای خودشان سفر کرد. در بازار آنجا، ناگهان چشمش به مردی کشاورز افتاد که گندم‌هایش را می‌فروخت. باورکردنی نبود! او کریم بود، همان دوست قدیمی.

    در یک لحظه، تمام خاطرات قدیم زنده شد. رامین به سمت کریم دوید. کریم هم وقتی او را دید، сначала شوکه شد، اما سپس هر دو یکدیگر را در آغوش گرفتند. همه کدورت‌های سال‌های گذشته آب شد و جای خود را به شادی و خوشحالی داد.

    آن روز، وقتی کنار هم نشسته بودند و از گذشته حرف می‌زدند، رامین با خنده گفت: “پدربزرگم همیشه می‌گفت: کوه به کوه نمی‌رسد، آدم به آدم می‌رسد. حالا فهمیدم معنی این حرف چیست. ما هم مثل دو کوه نبودیم که برای همیشه ثابت بمانیم. ما آدم بودیم و بالاخره راهمان به هم رسید.”

    و اینگونه بود که دو دوست، پس از سال‌ها دوری، دوباره پیدا کردند و دوستیشان از گذشته هم قوی‌تر شد.

    کوه به کوه نمی رسد، آدم به آدم می رسد

    در این نوشته، با داستان و مفهوم ضرب‌المثل ایرانی «کوه به کوه نمی‌رسد، آدم به آدم می‌رسد» از کتاب نگارش پایهٔ نهم آشنا خواهید شد. همراه ما بمانید.

    معانی کوه به کوه نمی‌رسد، آدم به آدم می‌رسد

    این ضرب‌المثل زمانی به کار می‌رود که کسی با دیگری رفتار نادرست یا ناجوانمردانه‌ای کند.
    معنای ساده‌اش این است که دنیا با همه بزرگی‌اش، آنقدر کوچک است که اگر کسی به دیگری بدی کند، روزی دوباره به هم می‌رسند و آن که رفتار ناشایستی داشته، به نتیجه عمل خود می‌رسد و شرمنده می‌شود.
    معمولاً وقتی این جمله را استفاده می‌کنیم که طرف مقابل با ما بی‌انصافی کرده باشد. وقتی روزی برسد که فرد آسیبدیده بتواند پاسخ آن رفتار را بدهد، با یادآوری این ضرب‌المثل به او می‌فهمانیم که دنیا دور می‌زند و دیدارها تکرار می‌شود.
    منظور اصلی این است که هر چه بکاری، همان را درو می‌کنی. هر رفتاری با دیگران داشته باشی، سرانجام همان رفتار به خودت بازمی‌گردد.
    این سخن همچنین اشاره دارد که انسان‌ها در زندگی به هم وابسته‌اند و نباید فکر کنند که دیگر یکدیگر را نخواهند دید.
    در یک جمله: این ضرب‌المثل یادآور می‌شود که دنیا کوچک است و هر عمل خوب یا بدی، پاداش یا پیامد خودش را دارد. همان‌طور که از قدیم گفته‌اند زمین گرد است و هرکس نتیجه اعمال خود را می‌بیند. پس اگر خوبی کنی، خوبی می‌بینی و اگر بدی کنی، نتیجه‌اش را خواهی دید.

    ایموجی این ضرب المثل 🗻🗻❌🚶‍♂️🚶‍♂️✅

    دو کوهستان هرگز به هم نمی‌رسند، اما انسان‌ها همیشه راهی برای دیدار یکدیگر پیدا می‌کنند.

    Two men will meet, but never two mountains

    2 داستان در مورد ضرب المثل کوه به کوه نمی رسد، آدم به آدم می رسد

    گاهی در زندگی مشکلاتی پیش می‌آید که به نظر غیرممکن می‌رسند، مانند کوهی عظیم که گذشتن از آن غیرقابل تصور است. اما نکته جالب اینجاست که این کوه‌های سخت و دشوار سرانجام در برابر پشتکار و تلاش انسان تسلیم می‌شوند. آنچه واقعاً اهمیت دارد، اراده و عزم راسخ آدمی است که می‌تواند بر هر مانعی غلبه کند.

    در این بخش، داستان‌هایی را می‌خوانیم که این مفهوم را به تصویر می‌کشند: اگرچه کوه‌ها قادر نیستند به یکدیگر برسند، انسان‌ها با تلاش و همدلی می‌توانند به هم نزدیک شوند و بر دشواری‌ها چیره گردند.

    داستان شماره 1- ارباب و رعیت

    در دامنه یک کوه بلند، دو روستا قرار داشت. یکی از آنها در میانه کوه بود و به آن «بالاکوه» می‌گفتند و دیگری در پایین کوه قرار داشت که نامش «پایین‌کوه» بود. به خاطر آب‌وهوای خوب و کوهستانی، مردم هر دو روستا باغ‌های میوه فراوانی داشتند و از آب چشمه‌ای که در بالای کوه از زمین می‌جوشید، هم برای آبیاری باغ‌ها و هم برای آشامیدن استفاده می‌کردند. سال‌های زیادی مردم این دو روستا در صلح و آرامش در کنار هم زندگی می‌کردند و از راه باغداری، روزگار خوبی می‌گذراندند.

    تا این که روزی، خان روستای بالاکوه از دنیا رفت و پسرش جای او را گرفت. پسر که آدمی حریص و ثروت‌طلب بود، تصمیم گرفت دارایی خود را بیشتر کند. یک هفته پس از این که به قدرت رسید، بزرگان و ریش‌سفیدان روستا را جمع کرد و به آن‌ها گفت: «چرا باید اجازه دهیم آب چشمه به پایین‌کوه برسد؟ این نعمت را خدا برای روستای ما قرار داده. اگر خدا می‌خواست، در روستای آن‌ها هم چشمه‌ای جاری می‌کرد.»

    پسرخان با این حرف‌ها مردم را متقاعد کرد تا مسیر آب به سمت روستای پایین‌کوه را ببندند. هدفش این بود که به خاطر کمبود آب، ارزش زمین‌ها و خانه‌های پایین‌کوه کم شود تا بتواند آن‌ها را با قیمت ناچیزی بخرد و مردم را مجبور به ترک روستا کند.

    چند روز بعد، مردم پایین‌کوه که حتی آب آشامیدنی هم نداشتند و باغ‌هایشان در حال خشک شدن بود، نزد خان خود رفتند و با او مشورت کردند. قرار شد به روستای بالاکوه بروند و از خان جدید علت قطع آب را بپرسند. پس خان پایین‌کوه به همراه چند باغدار، از مسیر رودخانه خشک‌شده بالا رفتند و به بالاکوه رسیدند. آنجا دیدند که پسرخان مسیر آب را عوض کرده. پس نزد او رفتند و اعتراض خود را بیان کردند.

    خان جوان که منتظر آمدن آن‌ها بود، پاسخی از قبل آماده داشت. گفت: «بالاکوه مثل ارباب است و پایین‌کوه مثل رعیت. این دو کوه هیچ‌وقت به هم نمی‌رسند. اگر می‌خواهید آب داشته باشید، باید بپذیرید که رعیت من هستید و من ارباب شما.»

    این پیشنهاد برای مردم پایین‌کوه بسیار سخت و ناامیدکننده بود. آن‌ها با ناراحتی به روستای خود برگشتند. بعد از مدتی، فکر جدیدی به ذهن خان پایین‌کوه رسید. مردم را جمع کرد و گفت: «باید قنات بسازیم. هرکدام بیل و کلنگ بردارید و با هم چاه حفر کنیم تا آب از زیر زمین به روستا برسد.»

    زن و مرد روستا پس از روزها تلاش، چندین حلقه چاه کندند و با کانال‌های زیرزمینی آن‌ها را به هم وصل کردند و یک قنات بزرگ ساختند. آبی که از این راه به پایین‌کوه رسید، حتی از گذشته هم بیشتر شد و حتی به روستاهای اطراف نیز جاری گشت. دوباره زندگی در پایین‌کوه رونق گرفت و همه خوشحال بودند.

    اما چند روز بعد، چشمه روستای بالاکوه خشک شد و مردم آنجا برای اعتراض نزد پسرخان رفتند. او این بار ناچار شد به همراه چند نفر از باغدارانش به پایین‌کوه برود و ماجرا را تعریف کند. گفت: «حفر چاه توسط شما باعث خشک شدن چشمه ما شده. لطفاً مسیر چند چاه را به سمت بالاکوه برگردانید تا باغ‌های ما خشک نشوند.»

    خان پایین‌کوه خندید و گفت: «مسیر آب از بالا به پایین است، ما چطور می‌توانیم آب قنات را از پایین به بالا بفرستیم؟ یادت می‌آید که گفتی کوه به کوه نمی‌رسد؟ راست گفتی، کوه به کوه نمی‌رسد، اما آدم به آدم می‌رسد. آن روز که ما را ناامید کردی و به ما رعیت گفتى، باید به فکر چنین روزی می‌بودی.»

    داستان شماره 2- همسایه خوب

    در شهر کوچکی، مردی به نام باقر با همسرش زندگی می‌کرد که زندگی ساده و کم‌درآمدی داشتند. یک عصر، وقتی باقر تازه از سر کار به خانه برگشته بود، صدای زنگ در بلند شد. در را که باز کرد، همسایه‌شان را دید. باقر از او پذیرایی کرد و به داخل خانه دعوتش نمود. همسایه توضیح داد که قصد دارد از بانک وام بگیرد و نیاز به یک ضامن دارد. او از باقر خواست تا ضامنش شود و باقر هم با خوش‌قلبی پذیرفت.

    روز بعد، آن دو با هم به بانک رفتند و کارهای وام انجام شد. همسایه با پشتیبانی باقر، وام مورد نیازش را دریافت کرد.

    چند ماهی گذشت. یک روز باقر از همسرش پرسید: «چند وقتی است همسایه‌مان را ندیده‌ام. خبری از او داری؟» همسرش گفت: «نه، من هم او را مدت‌هاست ندیده‌ام.»

    یک ماه بعد، بانک با باقر تماس گرفت و اطلاع داد که آقای واحدی، همان همسایه، اقساط وامش را پرداخت نکرده و چون باقر ضامن او بوده، باید بدهی را بپردازد. باقر که وضع مالی خوبی نداشت، بسیار نگران شد. در نهایت مجبور شد خانه‌اش را بفروشد تا قسط معوقه را تسویه کند.

    سال‌ها گذشت. یک روز باقر و همسرش برای عیادت یکی از خویشاوندان به بیمارستان رفته بودند که ناگهان آقای واحدی را دیدند؛ همان همسایه قدیمی که با چشمانی گریان پشت در اتاق عمل ایستاده بود.

    باقر به طرفش رفت و دلیل ناراحتی‌اش را پرسید. آقای واحدی با دیدن باقر، با گریه به سویش دوید و او را در آغوش گرفت و گفت: «از وقتی از آن محله نقل مکان کردیم، همسرم بیمار شد و حالا هم در اتاق عمل است. امید کمی برای زنده ماندنش وجود دارد. مرا به خاطر کاری که در حق تو کردم ببخش و حلال کن. قول می‌دهم تمام خسارتت را جبران کنم.»

    باقر دلش نرم شد و او را بخشید. حدود یک ساعت بعد، پزشک از اتاق عمل بیرون آمد و خبر خوبی آورد: عمل موفقیت‌آمیز بوده و حال همسر آقای واحدی رو به بهبود است.

    آقای واحدی همان روز باقر و همسرش را به بانک برد و تمام پول‌هایی که از دست داده بودند را به آن‌ها بازگرداند و دوباره طلب بخشش کرد. باقر و همسرش با بزرگواری آن‌ها را بخشیدند و رابطه صمیمانه‌شان دوباره برقرار شد.

    **کوه به کوه نمیرسد اما آدم به آدم میرسد.**

    پیشنهادی:
    ضرب المثل‌های ایرانی دیگر

  • معنی کلمه Nap به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Nap به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Nap به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر کسی در طول روز می‌خوابد، می‌توانید از کلمه “چرت” استفاده کنید.

    او داره چرت می‌زنه. (معمولاً از فعل “گرفتن” یا “زدن” با کلمه چرت استفاده می‌شود.)
    بچه‌ی من داره چرت می‌زنه. (در این جمله “چرت” به عنوان فعل به کار رفته.)
    بچه‌ها زیاد چرت می‌زنند.
    چرت روزانه برای سلامتی مفید است.
    آیا لازم است چرت بزنی؟
    یک چرت نیم‌ساعته در بعدازظهر، تمام چیزی است که لازم داری.
    مدیر شرکت به کارمندانش پیشنهاد می‌دهد که چرت بزنند.

     
    بعضی از آمریکایی‌ها برای اشاره به چرت، از کلمه اسپانیایی “سیستا” استفاده می‌کنند:

    من یه سیستا لازم دارم.
    الان به تد کاری نداشته باش. او داره سیستا می‌گیره.

     
    گاهی کلمه “چرت” به این معنی است که فرد حواسش نیست و توجهی نمی‌کند:

    ببخشید چی گفتی؟ متوجه نشدم. حتماً داشتم چرت می‌زدم.
    نصف حضار موقع سخنرانی مدیرعامل، چرت می‌زدند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” برای کسی بمیر که برات تب کنه “

    وقتی می‌گوییم: “برای کسی بمیر که برات تب کنه”، منظور این است که ارزشش را داشته باشی که کسی آنقدر برایت نگران شود که حتی حالت شبیه تب‌دار شدن شود. این ضرب‌المثل می‌خواهد بگوید که باید طوری زندگی کنی و با دیگران رفتار کنی که اگر روزی به کمک یا همراهی نیاز داشتی، کسی پیدا شود که искренانه و از صمیم قلب، نگران تو باشد و برایت دل بسوزاند.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” موش دواندن “ را حتماً بخوانید.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” بی خبری خوش خبری “ مراجعه کنید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” آتیش زده به مالش “.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” شیر که پیر میشه بازیچه شغال میشه “ را بخوانید.

    این مثل به ما یادآوری می‌کند که مهربانی، وفاداری و توجه به دیگران، باعث می‌شود در زندگی افرادی باشند که در سخت‌ترین لحظات، کنارمان بمانند و حتی از خودشان هم برای ما مایه بگذارند.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” دو قورت و نیمش باقی است “ سر بزنید.

    "معنی

    در این نوشته، به مفهوم یکی از ضرب‌المثل‌های معروف فارسی می‌پردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” ماست مالی کردن “ به شما کمک خواهد کرد.

    مقاله معنی ضرب المثل ” نمک در نمکدان شوری ندارد “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    معنی ضرب المثل برای کسی بمیر که برات تب کنه

    ۱. به این معناست که خودت را برای کسی به زحمت نینداز و رنج نکش، فقط به امید اینکه او هم در پاسخ تو را دوست داشته باشد.
    ۲. وقتی وقت، انرژی و سرمایه‌ات را برای کسانی صرف می‌کنی که ارزش آن را می‌دانند، در واقع زندگی‌ات را بیهوده تلف نکرده‌ای.
    ۳. دوست داشتن کسی که لیاقت محبت تو را ندارد، اسراف در محبت است.
    ۴. فقط به کسی محبت کن که قدردان مهربانی‌هایت باشد.
    ۵. عاشق کسی نشو که برای عشق ارزشی قائل نیست.
    ۶. همیشه سعی کن با افرادی رابطه داشته باشی که مهربانی‌هایت را می‌بینند و برای آن سپاسگزارند.
    ۷. عاشق کسی باش که او هم تو را دوست دارد.
    ۸. برای کسی که معنای محبت را نمی‌فهمد، خودت را خسته نکن.
    ۹. زحمت‌هایت را برای آدم‌های ناسپاس تلف نکن؛ کسانی که محبت می‌بینند، ولی در برابر آن بی‌تفاوت هستند.

    مقاله معنی ضرب المثل ” دود چراغ خورده “ حاوی اطلاعات جامعی است.

    این ضرب‌المثل معمولاً از سوی افراد با تجربه و دانا به کسانی گفته می‌شود که خیلی سریع و تنها با یک نگاه عاشق می‌شوند و سپس همه چیز، حتی خانواده خود را فراموش می‌کنند، در حالی که طرف مقابل هیچ توجهی به آنان ندارد و در شرایط سخت، هرگز کنارشان نخواهد بود.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” آنرا که حساب پاک است از محاسبه چه باک است “ به شما کمک خواهد کرد.

  • معنی کلمه Narrow به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Narrow به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Narrow به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “باریک” در مقابل “گسترده” قرار می گیرد. وقتی فضای کمی در اطراف یک مسیر وجود دارد یا چیزی باریک و نازک به نظر می‌رسد، می‌توان از این واژه استفاده کرد.

    خیابان‌ها و کوچه‌های بعضی از شهرهای اروپایی بسیار باریک هستند.
    خیلی از افراد وقتی ماشین خود را در خیابان‌های تنگ پارک می‌کنند، آینه‌های بغل را تا می‌زنند.
    بعضی از کانال‌ها آنقدر باریک هستند که کشتی‌های بزرگ نمی‌توانند از آن‌ها عبور کنند.
    کراوات‌های باریک در دهه ۱۹۸۰ مد بودند.
    بعضی از خانم‌ها برای داشتن اندامی شبیه به ساعت شنی، با پوشیدن کرست سعی می‌کنند کمر خود را باریک‌تر نشان دهند.

    همچنین از کلمه “narrow” برای بیان موقعیت‌هایی که چیزی به سختی اتفاق می‌افتد یا نمی‌افتد نیز استفاده می‌شود:

    ماهی به سختی از تور ماهیگیر فرار کرد. (در این جمله narrow یک صفت است.)
    ماهی به سختی از دستگیری گریخت. (در این جمله narrowly یک قید است.)
    کسی که تحصیلات خوبی را دنبال نکند، فرصت‌های آینده خود را محدود می‌کند. (در این جمله narrow یک فعل است.)
    نرخ بهره پایین و وضعیت اقتصادی ضعیف، فرصت محدودی برای خریداران خانه ایجاد کرد تا در هزینه‌های وام مسکن خود صرفه‌جویی کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی ضرب المثل” با دست پس میزنه با پا پیش میكشه “

    معنی ضرب المثل” با دست پس میزنه با پا پیش میكشه “

    این ضرب‌المثل برای کسانی به کار می‌رود که در حرف و قول، یک چیز می‌گویند، اما در عمل و رفتار، برعکس آن را انجام می‌دهند.

    در این مقاله معنی ضرب المثل ” چشم بسته غیب می گوید “ اطلاعات مفیدی آمده است.

    مقاله معنی ضرب المثل ” زیر سرش بلند شده “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    مثلاً کسی که قول می‌دهد کاری را انجام دهد (با دست آن کار را به سمت خود می‌کشد)، اما در عمل، از انجامش سر باز می‌زند و فرار می‌کند (با پا آن را از خود دور می‌کند). این شخص دو رو و قابل اعتماد نیست.

    این مثل فردی را توصیف می‌کند که در گفتار با شما موافق است، اما در پشت سر، برخلاف آن عمل می‌کند و در نهایت، ضرر و زیان این دوگانگی به خودش بازمی‌گردد.

    با دست پس میزنه با پا پیش میكشه

    در این نوشته به مفهوم و کاربرد یک ضرب‌المثل معروف ایرانی می‌پردازیم: «با دست پس می‌زنه، با پا پیش می‌کشه». این عبارت معمولاً برای توصیف افرادی به کار می‌رود که در ظاهر چیزی را رد می‌کنند، اما در عمل به دنبال آن هستند یا آن را می‌پذیرند. در ادامه این مثل را بیشتر بررسی می‌کنیم.

    معنی ضرب المثل با دست پس میزنه با پا پیش میكشه

    1- به کسی گفته می‌شود که در ظاهر از چیزی دوری می‌کند یا بی‌علاقگی نشان می‌دهد، اما در دل به آن تمایل دارد.
    2- کنایه از کسی است که در پذیرفتن یا رد کردن چیزی مردد است و نمی‌تواند به راحتی تصمیم بگیرد.
    3- وقتی کسی با زبان می‌گوید چیزی را نمی‌خواهد، اما در خفا تلاش می‌کند تا آن را به دست آورد.
    4- وقتی به چیزی علاقه‌داری، اما طوری رفتار می‌کنی که انگار تمایلی به آن نداری، یا با حرف‌های دوپهلو منظور خود را پنهان می‌کنی.
    5- از این ضرب‌المثل وقتی استفاده می‌شود که کسی به خاطر رودربایستی یا خجالت، واقعیت احساسش را پنهان می‌کند.
    6- یعنی در موقعیتی قرار گرفتن که ندانیم کدام راه را انتخاب کنیم.
    7- یعنی در انجام یک کار دودل باشی و نتوانی قاطعانه عمل کنی.
    8- یعنی فرد در ظاهر از کاری اکراه دارد، اما در دل مشتاق آن است.

    مثال های ضرب المثل

    کودکی را تصور کنید که به او شکلات تعارف می‌شود. دلش می‌خواهد آن را بگیرد، اما از پدر و مادرش می‌ترسد و می‌داند که اجازه ندارد. بنابراین، هم نمی‌تواند به طور کامل آن را رد کند و هم نمی‌تواند با خیال راحت آن را بپذیرد.

    مقاله معنی ضرب المثل ” در همیشه روی یک پاشنه نمی چرخد “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    مقاله معنی ضرب المثل ” تخم مرغ دزد شترمرغ دزد می شود “ حاوی اطلاعات جامعی است.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” هر چه بگندد نمکش میزنند وای از آن روز که بگندد نمک “.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” فوت کوزه گری “ سر بزنید.

    این حالت دقیقاً شبیه به فرد جویای کاری است که شغلی به او پیشنهاد می‌شود که با شخصیت، دانش و شرایطش همخوانی ندارد. از نظر اخلاقی می‌داند که این کار درست نیست و هیچ علاقه‌ای به آن ندارد، اما فشار نیاز مالی و هزینه‌های زندگی، او را مجبور می‌کند که به قبول آن فکر کند. در حقیقت، او همزمان هم آن را رد می‌کند و هم به سمت آن می‌رود.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” شتر سواری دولا دولا نمی شود “ سر بزنید.

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” سگ زرد برادر شغال است “ را مطالعه کنید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” آدم عاقل از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود “ را از دست ندهید.

    این وضعیت را با داستان آن پسر کوچک مقایسه کنید که از قهر شام نخورد و خودش را زیر پتو پنهان کرد. اما وقتی فهمید که سهم کوفته قلقلی او را برای فردا صبح کنار گذاشته‌اند، سرش را از زیر پتو بیرون آورد و گفت: “من که قهر کرده‌ام، اما این مقداری که برای هرکس می‌گذارید، کم است!”

    **پیشنهادی: ضرب‌المثل “با دست پس می‌زند، با پا پیش می‌کشد”**