بلاگ

  • معنی ضرب المثل ” نوش دارو بعد از مرگ سهراب ” + داستان

    معنی ضرب المثل ” نوش دارو بعد از مرگ سهراب ” + داستان

    داستان تلخ داروی نجات‌بخشی که پس از مرگ سهراب رسید! 💊

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” جای شکرش باقی بودن “ مراجعه کنید.

    این داستان از شاهنامه فردوسی، یکی از غم‌انگیزترین صحنه‌های ادبیات فارسی است. ماجرا از این قرار است که سهراب، پهلوان جوان و قدرتمند، در میدان نبرد با پهلوانی دیگر روبرو می‌شود. هر دو از هویت واقعی یکدیگر بی‌خبرند.

    آن پهلوان که در واقع رستم، پدر سهراب است، در جنگی ناخواسته و غریب، پسرش را به شدت زخمی می‌کند. وقتی سهراب بر زمین می‌افتد، رستم تازه با نگاه کردن به نشانه‌هایی که سهراب همراه دارد، پی می‌برد که او پسر خودش است.

    در این لحظهٔ هولناک و پر از اندوه، رستم برای نجات جان پسرش به دنبال درمان می‌گردد. به او می‌گویند که نوشدارو، یعنی داروی شفابخش ویژه‌ای، وجود دارد که می‌تواند زخم سهراب را درمان کند. رستم فوراً کسی را به دنبال این داروی معجزه‌آسا می‌فرستد.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” آب از دریا بخشیدن “ ادامه دهید.

    مقاله معنی ضرب المثل ” گل پشت و رو ندارد “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    اما افسوس که فرستاده با نوشدارو دیر بازمی‌گردد. وقتی دارو می‌رسد، سهراب دیگر جان داده است. داروی نجات‌بخش، پس از مرگ او به دست پدرش می‌رسد.

    از آن زمان، اصطلاح “نوشدارو پس از مرگ سهراب” در میان مردم رایج شده و ضرب‌المثلی است برای هر کاری که بعد از وقوع یک حادثهٔ تلخ و غیرقابل جبران انجام شود. این داستان نمادی است از فرصت‌های از دست رفته و اقداماتی که وقتی دیگر دیر شده است انجام می‌شوند.

    ضرب المثل نوش دارو بعد از مرگ سهراب

    با توجه به مفهوم ضرب‌المثل معروف «نوش‌دارو پس از مرگ سهراب»، در ادامه داستانی را که در کتاب نگارش کلاس ششم آمده است، برای شما بازگو می‌کنیم. این داستان به خوبی معنای این ضرب‌المثل را نشان می‌دهد. امیدواریم از خواندن آن لذت ببرید.

    معنی نوش دارو بعد از مرگ سهراب

    این ضرب‌المثل به این موضوع اشاره دارد که اگر چاره‌ای بعد از رخ دادن یک اتفاق ارائه شود، دیگر فایده‌ای ندارد. یعنی وقتی فرصت از دست برود، هیچ راه حلی جواب نمی‌دهد.

    به عنوان مثال، بعد از مرگ یک نفر، حتی بهترین داروها هم دیگر سودی ندارند. مفهوم اصلی این ضرب‌المثل این است که وقتی کار از کار بگذرد و همه چیز تمام شده باشد، دیگر هیچ راه حلی مؤثر نیست.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” جنسش شیشه خرده دارد “ ادامه دهید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” دیگی که واسه من نجوشه “.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” آب با غربال پیمودن “ را بخوانید.

    اگر کاری را در زمان مناسب خود انجام ندهیم، مثل این است که داروی شفابخش را بعد از مرگ به کسی بدهیم؛ در این شرایط دیگر هیچ فایده‌ای ندارد. همچنین اگر ابزار و وسایل مورد نیاز، در زمان لازم پیدا نشوند، اما پس از برطرف شدن نیاز، به وفور در دسترس باشند، از این ضرب‌المثل استفاده می‌کنیم.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی ضرب المثل ” زمین گرده “ را از دست ندهید.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” پیمانه کسی پر شدن “ سری سر بزنید.

    در این مقاله معنی ضرب المثل ” به رگ غیرتش برخورده است “ اطلاعات مفیدی آمده است.

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” صبر ایوب داشتن “ را مطالعه کنید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” قدر زر، زرگر شناسد قدر گوهر، گوهری “ را بخوانید.

    – نوش دارو چیست؟
    در طب سنتی و اساطیر ایرانی به داروی حیات بخش انوش دارو یا نوش دارو می‌گفتند. در جلد پنجم کتاب قانون، ابوعلی سینا به نوشدارو اشاره کرده است و آن را یک دارو مفرح قلب، نیروبخش و شادی آور معرفی می‌کند که زردی رنگ رخسار را نیز از بین می‌برد و ضرری به انسان نمی‌رساند.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” بخند تا دنیا به رویت بخندد “ پیدا کنید.

    در این مقاله معنی ضرب المثل ” بشنو و باور نکن “ اطلاعات مفیدی آمده است.

    ایموجی این ضرب المثل 💊⬅☠👨

    نسخه بازنویسی شده:

    گاهی اوقات یک کار مهم یا یک راه‌حل مفید، وقتی به دردمان می‌خورد که به موقع انجام شود. اگر دیر شود، دیگر فایده‌ای ندارد. این مفهوم در ضرب‌المثل معروف فارسی «نوش‌دارو پس از مرگ سهراب» خلاصه شده است. این مثل داستان تراژیک رستم و سهراب را در ذهن ما زنده می‌کند، که در آن رستم ناخواسته پسرش سهراب را در نبرد می‌کشد و وقتی داروی شفابخش (نوش‌دارو) می‌رسد که دیگر سهراب از دنیا رفته است.

    این ضرب‌المثل به انگلیسی به این صورت ترجمه می‌شود:
    **After death, the doctor.**

    داستان برای ضرب المثل نوش دارو بعد از مرگ سهراب

    این داستان درباره رستم و پسرش سهراب است. وقتی رستم همسرش تهمینه را ترک می‌کرد، فهمید که به زودی صاحب فرزند می‌شوند. او یک بازوبند به تهمینه داد و گفت آن را به بازوی فرزندشان ببندد. تهمینه پسری به دنیا آورد و نامش را سهراب گذاشت و بازوبند را به بازوی او بست.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” بی گدار به آب زدن “ را بخوانید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” کم گوی و گزیده گوی چون در”.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” از ترس عقرب جراره به مار غاشیه پناه می برد “ را مطالعه کنید.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” در حوضی که ماهی نیست قورباغه سپهسالار است “ سر بزنید.

    سهراب بزرگ شد و در شجاعت و پهلوانی، مانند پدرش رستم بود. یک روز از مادرش درباره پدر پرسید و دانست رستم کیست. سهراب تصمیم گرفت به جستجوی پدر برود. در همین زمان، کاووس شاه که از پهلوانی‌های سهراب شنیده بود، از رستم خواست تا با او مقابله کند.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” یه تختش کمه “ مراجعه کنید.

    رستم برای دیدن این پهلوان جوان، لباس ترکان را پوشید و پنهانی به اردوگاه سهراب رفت. دایی سهراب، ژنده‌رزم، که از راز پدر و پسری آگاه بود، همراه سهراب آمده بود تا رستم را به او معرفی کند؛ اما شبی که رستم به اردوگاه آمد، ژنده‌رزم آنجا نبود. آن دو در تاریکی به هم برخوردند و یکدیگر را نشناختند. رستم ژنده‌رزم را کشت تا بتواند به مأموریتش ادامه دهد.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” پیرم و می‌لرزم، به صد جوون می‌ارزم “ ادامه دهید.

    صبح روز بعد، سهراب از مرگ دایی‌اش باخبر شد و آماده نبرد گردید. او می‌دانست پدرش در میان پهلوانان ایرانی است، اما چهره‌اش را نمی‌شناخت. از هژیر، که اسیرشان بود، پرسید رستم کجاست. هژیر که می‌ترسید سهراب قصد آسیب زدن به رستم را داشته باشد، به دروغ گفت رستم یک پهلوان چینی است. سهراب خشمگین شد و به چادر کاووس شاه حمله برد.

    کاووس شاه، رستم را به کمک خواست. وقتی رستم آمد، سهراب حدس زد شاید این پهلوان، پدرش باشد. پس او را کنار کشید و پرسید: «تو کیستی؟» اما رستم که سهراب را نمی‌شناخت، هویت خود را پنهان کرد. سهراب ناامید شد و تصمیم گرفت با سپاه کاووس بجنگد. قرار شد فردا رستم و سهراب با هم کشتی بگیرند.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” بوقلمون صفت “ ادامه دهید.

    در دور اول، سهراب پیروز شد. طبق رسم پهلوانی، قرار شد دوباره بجنگند. این بار رستم برنده شد و با خنجرش به سهراب زد. وقتی بازوبند را روی بازوی سهراب دید، فهمید که پسرش را کشته است. رستم پهلوان بزرگ، بر جسد فرزندش زاری کرد. سپس گودرز را برای آوردن پادزهر نزد کاووس فرستاد؛ اما کاووس که می‌ترسید اگر سهراب زنده بماند، پدر و پسر با هم متحد شوند و تاج و تختش به خطر بیفتد، در فرستادن پادزهر کوتاهی کرد.

    رستم با اندوه و خشم نزد کاووس رفت تا پادزهر را بگیرد؛ اما دیگر دیر شده بود و سهراب جان داد. از آن پس، «نوشدارو پس از مرگ سهراب» در فرهنگ ما ضرب‌المثل شد.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” گاو نه من شیرده “ مراجعه کنید.

    **پیشنهادی:** علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد
    **ضرب المثل نگارش ششم – آنبین**

  • معنی کلمه Mix به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Mix به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Mix به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “مخلوط کردن” وقتی به کار می‌رود که افراد یا چیزهای مختلف با هم ترکیب شوند. ما در موقعیت‌های مختلفی مثل معاشرت، چیدمان وسایل یا آشپزی از این کلمه استفاده می‌کنیم:

    او از یک دستگاه برای مخلوط کردن مواد غذایی استفاده می‌کند.
    برای درست کردن خمیر، آرد، مخمر، نمک و مقداری شکر را با هم ترکیب کنید.
    در پخت کلوچه معمولاً تخم‌مرغ و شکر را با هم مخلوط می‌کنند.
    برای پخت این غذا باید مرغ و سبزیجات را با هم مخلوط کنید.
    روغن و آب به خوبی با هم ترکیب نمی‌شوند.
    اگر رنگ قرمز را با آبی مخلوط کنید، رنگ بنفش به دست می‌آید.
    رنه موقع شستن لباس‌ها مراقب است که رنگ‌های تیره و روشن را با هم مخلوط نکند.
    آن خانم در مهمانی‌ها برای ارتباط برقرار کردن با دیگران مشکل دارد.
    جو علاقه‌ای به معاشرت با افرادی که مواد مخدر مصرف می‌کنند، ندارد.

     
    کلمه “مخلوط” می‌تواند به عنوان یک اسم هم به کار رود:

    این ترکیب خوبی نیست.
    من یک بسته مخلوط آماده کیک از فروشگاه خریدم. (همه مواد لازم درون جعبه وجود دارد.)
    ترکیب افرادی که در مهمانی بودند، بسیار جالب بود.
    قرار دادن باب و تاد در یک تیم برای این پروژه، ترکیب مناسبی نیست.

     
    وقتی کلمات “مخلوط” و “کردن” با هم به کار می‌روند، معنای “قاطی کردن” یا “اشتباه گرفتن” می‌دهند. این عبارت وقتی استفاده می‌شود که بین چیزها سردرگمی پیش بیاید یا چیزهایی که نباید با هم باشند، ترکیب شوند.

    معلم اسم دانش‌آموزان را با هم قاطی کرد.
    پیشخدمت سفارشات مشتریان را اشتباه گرفت.
    وسایل مرا با وسایل خودت قاطی نکن. بیا همه چیز را از هم جدا نگه داریم.
    ناتالیا وقتی انگلیسی حرف می‌زند، ضمیرها را با هم اشتباه می‌گیرد.
    در فرودگاه یک اشتباه پیش آمد و ما نتوانستیم سوار هواپیما شویم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Mixture به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Mixture به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Mixture به فارسی با مثالهای کاربردی

    مخلوط به ترکیبی از جامدها، مایعات یا گازها گفته می‌شود که در کنار هم یک ماده جدید به وجود می‌آورند.

    دی اکسید کربن مخلوطی از کربن و اکسیژن است.
    مخلوط بتن تا پیش از ریختن و سفت شدن، به شکل مایع باقی می‌ماند.
    ترکیب روغن و آب پس از مدتی از هم جدا می‌شود، چون این دو ماده به خوبی با هم ترکیب نمی‌شوند.
    از ترکیب آلبالو، شکر، نشاسته ذرت و کمی کره، مخلوطی به دست می‌آید که برای درست کردن داخل پای آلبالو استفاده می‌شود.
    گرانولا ترکیبی از جو، آجیل، عسل و میوه‌های خشک مثل کشمش است.
    با مخلوط کردن آرد، آب، نمک و مخشر، خمیر نان تهیه می‌شود.

     
    این واژه همچنین برای توصیف افراد یا ایده‌ها نیز کاربرد دارد:

    در مهمانی ترکیب جالب و متنوعی از افراد حضور داشتند.
    کشورهایی که جمعیت آن‌ها از گروه‌های مذهبی گوناگونی تشکیل شده، معمولاً تحت حکومت سکولار بهتر عمل می‌کنند.
    ترکیبی از نظریه‌های اقتصادی مبتنی بر سرمایه‌داری، پایه‌های سیستم اقتصادی ایالات متحده را شکل می‌دهد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” هر که بامش بیش برفش بیشتر ” + داستان

    معنی ضرب المثل ” هر که بامش بیش برفش بیشتر ” + داستان

    می‌گویند: “هر که بامش بیش، برفش بیشتر.”

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل “هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد” بیابید.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” مورچه چیه که کله پاچش چی باشه “ به شما کمک خواهد کرد.

    این ضرب‌المثل ساده، یک حقیقت بزرگ را نشان می‌دهد. معنی آن این است که هر کس که موقعیت بالاتری دارد، ثروت بیشتری در اختیار دارد یا مسئولیت بزرگ‌تری بر عهده گرفته است، در مقابل، مشکلات و دشواری‌های بیشتری هم پیش روی او خواهد بود.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” جهود خون دیده “ مراجعه کنید.

    مثل کسی که خانه‌ای بزرگ با پشت‌بامی وسیع دارد. وقتی باران و برف می‌بارد، مقدار برفی که روی سقف خانه او می‌نشیند، خیلی بیشتر از برف روی سقف یک خانه کوچک است. پس باید زحمت بیشتری برای پاک‌کردن آن بکشد.

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” چه علی خواجه چه خواجه علی “ را مطالعه کنید.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” شیطان با مخلصان بر نمی آید و سلطان با مفلسان “ سری سر بزنید.

    این حکایت فقط در مورد خانه و برف نیست. این یک قانون کلی در زندگی است. کسی که در جامعه مقام و قدرت بیشتری دارد، باید انتظار داشته باشد که انتقادها، حسادت‌ها و مشکلات بیشتری هم برایش پیش بیاید. هر چقدر دایره مسئولیت‌های یک نفر بزرگ‌تر باشد، حجم کارها و نگرانی‌هایش هم بیشتر می‌شود.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” آسیاب به نوبت “ سر بزنید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” گهی پشت به زین و گهی زین به پشت “ را از دست ندهید.

    پس این مثل به ما یادآوری می‌کند که بلندپروازی و رسیدن به جایگاه‌های بالا، همیشه هم راحت و بدون دردسر نیست و سختی‌های خاص خودش را دارد.

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” صابونش به جامه‌‌ ی کسی خوردن “ را مطالعه کنید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” دست ما کوتاه و خرما بر نخیل “.

    هر که بامش بیش برفش بیشتر

    در این نوشته، به سراغ مفهوم و داستان پشت یک ضرب‌المثل معروف ایرانی می‌رویم: «هر که بامش بیش، برفش بیشتر». این ضرب‌المثل به زبانی ساده بیان می‌کند که هر کس موقعیت بالاتری دارد یا دارایی بیشتری در اختیار دارد، مسئولیت‌هایش نیز سنگین‌تر است و با مشکلات بزرگتری روبرو می‌شود. در ادامه، داستان جالبی که در پس این عبارت نهفته است را با هم مرور می‌کنیم.

    معنی هر که بامش بیش برفش بیشتر یعنی چه؟

    هر کس که جایگاه بلندتر و زندگی بزرگ‌تری دارد، مشکلات و دشواری‌های بیشتری هم پیش رویش است.
    بام بلندتر نشانه نعمت بیشتر است، و برف بیشتر نشانه رنج و مسئولیت بیشتر.
    یعنی هرچه دارایی و امکانات زندگی بیشتر باشد، دردسرها و چالش‌ها هم افزایش پیدا می‌کند.
    ثروتمندتر بودن همیشه به معنای آسایش کامل نیست.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” شب دراز است و قلندر بیدار “.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” آش را با جاش بردن “ را مطالعه کنید.

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” آب در هاون کوبیدن “ را مطالعه کنید.

    این ضرب‌المثل معمولاً زمانی به کار می‌رود که فردی ثروتمند در پاسخ به کسی که به دارایی‌هایش حسادت می‌ورزد، بیان می‌کند و اشاره می‌کند که رسیدن به این جایگاه، با زحمت‌های فراوان همراه بوده است.

    هر که بامش بیش برفش بیشتر

    کسی که دارایی بیشتری دارد، معمولاً مشکلات و مسئولیت‌های بیشتری هم دارد. در چنین مواقعی ممکن است این ضرب‌المثل را به زبان بیاورد.
    مثلاً فرد پولداری را در نظر بگیرید که باید از یک خانه بسیار بزرگ نگهداری کند. وقتی از این کار خسته می‌شود، با خود می‌گوید: هر که بامش بیش باشد، برفش هم بیشتر است!

    ایموجی این ضرب المثل 👱🏠🏠🏠❄️❄️❄️

    داستان برای ضرب المثل هر که بامش بیش برفش بیشتر

    هر که بامش بیش برفش بیشتر

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” افاده ها طبق طبق سگ ها به دورش وق و وق “ را حتماً بخوانید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” اگه باباشو ندیده بود ادعای پادشاهی می‌کرد “ را از دست ندهید.

    در داستانی قدیمی آمده است که پادشاهی در بستر مرگ بود و چون فرزندی نداشت، وصیت کرد پس از مرگش، اولین کسی که از دروازه شهر وارد می‌شود، به عنوان جانشین او انتخاب شود و تاج پادشاهی را بر سرش بگذارند و تمام قدرت و اداره کشور را به او بسپارند.
    اتفاقاً فردای آن روز، نخستین کسی که وارد شهر شد، مرد فقیری بود که در طول زندگی‌اش تنها مقداری پول پس‌انداز کرده بود و لباسی کهنه و پاره به تن داشت. بزرگان و درباریان، طبق وصیت پادشاه پیشین عمل کردند و همه ثروت و گنجینه‌های کشور را به او دادند و او را از زندگی فقیرانه به سلطنت رساندند.
    پس از مدتی که این درویش پادشاه شد، برخی از فرماندهان و اطرافیان از فرمان او سرپیچی کردند و پادشاهان کشورهای همسایه نیز از اطراف به قلمرو او حمله کردند. درویش برای دفاع از کشور جنگید، اما چون دشمنان قدرتمندتر بودند، شکست خورد و بخش‌هایی از سرزمین و چند شهر به دست دشمن افتاد.
    این اتفاقات باعث ناراحتی و ناامیدی پادشاه شد. در همین زمان، یکی از دوستان قدیمی او که در دوران فقر، همنشین و همسفرش بود، به شهر آمد و وقتی دوستش را در این مقام و جایگاه دید، نزد او رفت و پس از سلام و احوال‌پرسی گفت: «رفیق قدیمی، خدا را شکر که روزگارت تغییر کرد و به این مقام و عزت رسیدی! بخت یارت شد و خوشبختی تو را تا این جایگاه بالا آورد.»
    درویش که حالا پادشاه بود، در پاسخ گفت: «ای دوست عزیز، به جای تبریک، به من تسلیت بگو! چون زمانی که با تو بودم، تنها نگران نان شب بودم، اما امروز نگران تمام دنیا هستم! اکنون رنج و غصه‌ام صدها برابر بیشتر از آن دوران است که با هم در فقر و گدایی روزگار می‌گذراندیم.»
    و به این ترتیب است که این ضرب‌المثل معروف را می‌گویند:
    «هر که بامش بیش، برفش بیشتر!»

    پادکست هر که بامش بیش برفش بیشتر

    هر که بامش بیش، برفش بیشتر

    این ضرب‌المثل به این معناست که هر کس که موقعیت و دارایی بیشتری دارد، مشکلات و مسئولیت‌های بزرگتری هم روی دوشش می‌افتد. وقتی کسی در جایگاه بالاتری قرار می‌گیرد یا ثروت بیشتری به دست می‌آورد، naturally باید انتظار داشته باشد که دغدغه‌ها و سختی‌های بیشتری هم سراغش بیایند.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” صلاح مملکت خویش خسروان دانند “ را بخوانید.

    مثل کسی که خانه بزرگ‌تری با بام پهناور دارد. وقتی باران می‌بارد یا برف می‌آید، مقدار آب یا برف بیشتری روی سقف خانه‌اش جمع می‌شود. پس باید برای تمیز کردن آن هم وقت و انرژی بیشتری بگذارد.

    این جمله به ما یادآوری می‌کند که بزرگی و ثروت، همیشه هم راحت‌تر و بهتر نیست. بلکه گاهی همراه با دردسرهای بیشتری است. پس وقتی کسی را می‌بینیم که در رفاه و آسایش به نظر می‌رسد، بهتر است به این فکر کنیم که شاید بار مسئولیت سنگینی هم روی دوش اوست.

  • معنی کلمه Moan به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Moan به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Moan به فارسی با مثالهای کاربردی

    ناله کردن یعنی وقتی کسی درد دارد یا از چیزی ناراحت است، با صدا ابراز کند:

    مرد از درد ناله می‌کرد در حالی که منتظر دندانپزشک برای درمان دندان‌دردش بود.
    بعد از حادثه، صدای ناله مردم به گوش می‌رسید.
    دانش‌آموزان وقتی نتیجه امتحان را شنیدند، ناله کردند.
    نباید ناله کنی. از آنچه داری راضی باش.
    از چه چیزی ناله می‌کنی؟
    دست از ناله بردار و کارت را شروع کن. (در این جمله از «ناله» به شکل مصدری استفاده شده.)
    او به خاطر درد شکمش ناله می‌کند.

     
    واژه «ناله» را می‌توان به صورت اسم نیز به کار برد:

    از زیر آوارهای ساختمان فرو ریخته پس از زلزله، صدای ناله به گوش می‌رسید.
    پس از اعلام حکم «تبرئه»، چندین ناله شنیده شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Mob به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Mob به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Mob به فارسی با مثالهای کاربردی

    گروه اوباش به جمعیتی از مردم گفته می‌شود که معمولاً در واکنش به یک اتفاق شکل می‌گیرند. کنترل این گروه اغلب سخت است و گاهی در کارهای خلاف قانون مانند تخریب اموال، درگیری یا شورش شرکت می‌کنند.

    پس از مرگ پسر بچه‌ای که با خودرو تصادف کرد، گروهی از مردم در خیابان جمع شدند.
    برای مقابله با این گروه، پلیس به محل فراخوانده شد.
    جمعیت عصبانی و بی‌قاعده‌ای بیرون خانه مرد جمع شدند و خواستار بیرون آمدن او شدند.
    یک اعتراض آرام، ناگهان به جمعیت خشمگینی تبدیل شد، وقتی که پلیس با تجهیزات کنترل شورش در صحنه حاضر شد.
    آیا شما تا به حال بخشی از چنین جمعیتی بوده‌اید؟

     
    وقتی کلمه mob به عنوان فعل به کار می‌رود، به معنای هجوم بردن یا شلوغی کردن دور کسی یا چیزی از روی اشتیاق یا هیجان است:

    فروشگاه لوازم الکترونیکی، پس از تبلیغ تلویزیون‌های صفحه‌بزرگ با قیمت کمتر از صد دلار، شلوغ و پرازدحام شد.
    وقتی اعضای گروه موسیقی سالن را ترک کردند، طرفداران دور آنان را گرفتند.
    ستاره جوان سینما وقتی در مراسم امضای کتاب حاضر شد، مورد هجوم طرفداران قرار گرفت.

     
    واژه mob همچنین برای اشاره به یک سازمان جنایتکار به کار می‌رود.

    سازمان مافیایی در کشتن سه نفر دست داشت.
    رئیس مافیا در آن منطقه، suspect اصلی این جنایت است.
    روجلیو از انجام هرگونه کار تجاری با مافیا خودداری می‌کند.
    آل کاپون یک گانگستر بدنام بود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی ضرب المثل ” کار نیکو کردن از پر کردن است ” + داستان

    معنی ضرب المثل ” کار نیکو کردن از پر کردن است ” + داستان

    کار خوب انجام دادن، کاری است که باید همیشه تکرار شود و به آن عادت کرد. وقتی کارهای مثبت و شایسته را مداوم انجام می‌دهی، کم‌کم بخشی از وجودت می‌شود و برایت آسان می‌گردد.

    این جمله زیبا به ما یادآوری می‌کند که نیکی و کمک به دیگران را نباید فقط یک بار انجام داد، بلکه باید آن را مرتب تکرار کنیم تا هم برای خودمان عادت شود و هم تاثیر بیشتری در زندگی خود و دیگران بگذارد.

    مقاله معنی ضرب المثل ” خدا خر را شناخت شاخش نداد “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    معنی کار نیکو کردن از پر کردن است

    می‌خواهیم معنی یک ضرب‌المثل ایرانی را با هم بررسی کنیم: «کار نیکو کردن از پر کردن است». همچنین داستان کوتاهی از کتاب نگارش کلاس ششم که این مفهوم را نشان می‌دهد، برایتان تعریف می‌کنیم. امیدواریم این مطلب برایتان مفید باشد.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” ذات بد نیکو نگردد چون که بنیادش بد است ” + شعر مراجعه کنید.

    مفهوم و معنی کار نیکو کردن از پر کردن است

    1- یعنی اگر می‌خواهی به موفقیت برسی، باید سخت تلاش کنی و مشکلات را تحمل کنی.
    2- به این اشاره دارد که کارهای بزرگ و دشوار با تمرین و ممارست زیاد به دست می‌آیند.
    3- یعنی مهارت و کامیابی انسان در هر زمینه‌ای، بستگی به دانش و تجربه‌ای دارد که در همان زمینه دارد.
    4- فرد باتجربه، کسی است که کارها را به خوبی آزموده و بلد است.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” مار از پونه بدش میاد جلو خونش سبز میشه “ را از دست ندهید.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی ضرب المثل ” چوب دو سر طلا “ را از دست ندهید.

    ضرب المثل کار نیکو کردن از پر کردن است

    درک من از این ضرب‌المثل این است که تمرین و تکرار مداوم در هر کاری، باعث یادگیری و کسب مهارت می‌شود. وقتی کاری را بارها انجام می‌دهیم، تجربه بیشتری پیدا می‌کنیم و در نتیجه آن کار را بهتر، باکیفیت‌تر و نزدیک‌تر به حالت ایده‌آل انجام خواهیم داد. خوب و محکم انجام شدن هر کاری، کاملاً به پشتکار و جدیت ما در انجام آن بستگی دارد.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” سنگ کسی را به سینه زدن “ به شما کمک خواهد کرد.

    ایموجی این ضرب المثل 👨‍💻😊👨‍🌾🕳

    داستان کوتاه درمورد بهرام گور ضرب المثل کار نیکو از پرکردن است

    روایتی است که می‌گویند روزی بهرام گور برای شکار به صحرا رفته بود. ناگهان یک گورخر بزرگ از دور دیده شد. بهرام تیر را به کمان گذاشت و به کنیزی که همراهش بود گفت: “این گورخر را دقیقاً به هر شکلی که تو بخواهی، شکار می‌کنم.”
    کنیز گفت: “می‌خواهم با تیرت پای گورخر را به گوشش بدوزی.”
    بهرام صبر کرد تا وقتی که حیوان پای راستش را برای خاراندن به گوشش نزدیک کرد. در همان لحظه تیر را رها کرد. تیر به سم حیوان خورد و از گوشش بیرون آمد و دقیقاً همان‌طور که کنیز خواسته بود، پای گورخر به گوشش دوخته شد.
    کنیز با دیدن این صحنه به پادشاه گفت: “ای پادشاه، تو این کار را به خاطر تمرین زیاد انجام دادی، نه به خاطر قدرت بدنی.”
    بهرام از این حرف خشمگین شد و دستور داد کنیز را اعدام کنند. کنیز که مرگ را نزدیک دید، به جلاد گفت: “مرا نکش، من کاری می‌کنم که پادشاه از کشتن من صرف‌نظر کند.”
    جلاد پذیرفت و کنیز را به یک قصر بیرون شهر برد. کنیز از همان روز اول، یک گوساله‌ی تازه‌متولد شده را به دوش کشید و از شصت پله‌ی قصر بالا برد. او این کار را هر روز تکرار کرد تا گوساله بزرگ شد و به یک گاو تبدیل شد، اما کنیز همچنان می‌توانست به راحتی آن را حمل کند.
    روزی بهرام گور برای شکار از شهر بیرون رفت و به همان قصر شصت پله‌ای رسید. تصمیم گرفت کمی آنجا استراحت کند. کنیز که پادشاه را دید، صورتش را پوشاند، گاو را به دوش گرفت و از پله‌ها بالا رفت.
    بهرام با تعجب گفت: “این کار نتیجه‌ی تمرین زیاد است، نه قدرت بدنی.”
    کنیز که منتظر همین جمله بود، خودش را به پادشاه شناساند و گفت: “همان روز در شکارگاه، من همین حرف را زدم و تو دستور دادی مرا بکشند.”
    بهرام که حقیقت را فهمید، از کشتن او چشم‌پوشی کرد و گفت: “درست است؛ کار نیکو کردن از پر کردن است.”

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” از هرچی بدم اومد، سرم اومد “ را بخوانید.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” سکوت علامت رضاست “ سر بزنید.

    شعر کامل کار نیکو

    آتش به خرمن زندگی ما افتاد و این نور و روشنایی، از آن حادثه است
    آن خال زیبای تو بر صورتت، همچون دانه‌ای از این خرمن پربار است

    آن چهره نازک و ظریف تو مانند آب از جلوی چشمانم رفت، اما هنوز
    تصویر خال تو مانند نقطه‌ای سیاه در چشمانم باقی مانده است

    تو برای من مانند چشمی هستی و هر بار که به پشت بام یا پنجره می‌آیی
    چشمانم گاه به کنار بام و گاه به سوی پنجره می‌رود

    اگرچه پیراهن، لطف و زیبایی اندامت را از ما پنهان می‌کند
    اما چگونه می‌توان آن لطافتی را که درون پیراهن است، پنهان کرد؟

    شبانه و در خفا، صورتم را به پای تو مالیده‌ام و اکنون هنوز
    قطره‌های خون از چشمانم، بر دامن تو نمایان است

    مقاله معنی ضرب المثل ” ماه پشت ابر نمی ماند “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    دلم در دام تو اسیر است و جانم مانند پرنده‌ای در حریم پشت بام توست
    اثر دوری و غم جدایی، تمام وجود مرا فرا گرفته است

    مقاله معنی ضرب المثل ” پرسیدن عیب نیست،‌ ندانستن عیب است “ حاوی اطلاعات جامعی است.

    بی‌تو گفتم که خوب است دامنم را از اشک پر کنم
    گفت: جامی، کار نیکو کردن از پُر کردن است

  • معنی کلمه Moist به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Moist به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Moist به فارسی با مثالهای کاربردی

    از کلمه “مرطوب” برای چیزها یا جاهایی که کمی خیس هستند استفاده می‌کنیم:

    لیندا دوست ندارد پوستش خشک بشود، برای همین همیشه با کرم دستش را نرم و مرطوب نگه می‌دارد.
    دیشب باران آمد و هنوز زمین نم دارد.
    پیشانی‌ام از عرق کردن، کمی خیس شده است.
    این کیک نرم و تازه نیست و خشک شده.
    صندلی ماشین برایان کمی نمدار است چون او دیشب شیشه ماشین را باز گذاشته بود و باران بارید.
    حتماً کسی همین حالا دوش گرفته، چون این حوله خیس است.

     
    اسم این کلمه “رطوبت” است.

    امروز صبح هوا بسیار مرطوب است و به خاطر همین مه‌آلود شده است.
    اگر در زیرزمین خانه‌تان رطوبت زیادی باشد، ممکن است کپک به وجود بیاید.
    وجود رطوبت در فریزرهای قدیمی باعث یخ زدن و ایجاد برفک می‌شود و باید فریزر را آب‌کنی کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Mobile به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Mobile به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Mobile به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “موبایل” به معنای قابلیت حرکت و جابجایی است. اگر کسی یا چیزی موبایل باشد، یعنی به راحتی می‌تواند حرکت کند.

    فناوری همراه، ارتباط مردم در سراسر جهان را از همیشه ساده‌تر کرده است.
    یک گوشی تلفن، یک وسیله قابل حمل است. تبلت‌هایی مانند آیپد و سامسونگ گلکسی تب نیز از همین دسته وسایل هستند.
    جامعه ایالات متحده، جامعه‌ای بسیار پویا و متحرک است. مردم در این کشور به راحتی موقعیت اجتماعی و اقتصادی خود را تغییر می‌دهند. همچنین آن‌ها زیاد جابجا می‌شوند و محل زندگی خود را عوض می‌کنند.
    یکی از دوستانم پایش شکست و باید در بیمارستان بماند. پای او کاملاً بی‌حرکت است. (immobile = ناتوان از حرکت)

     
    واژه “تحرک” شکل اسمی این مفهوم است:

    امروزه تحرک برای یک کسب‌وکار ویژگی بسیار مهمی به شمار می‌آید.
    سلامتی ضعیف و کهولت سن گاهی اوقات تحرک یک فرد را محدود می‌کند.
    گاهی اوقات شرایط آب‌وهوایی مانع تحرک می‌شود. (hamper = مانع شدن)
    در ایالات متحده، امکان ارتقای جایگاه اقتصادی برای هر کسی که حاضر باشد سخت کار کند، وجود دارد. (upward mobility = تغییر در طبقه اقتصادی)

     
    کلمه “بسیج” یک فعل است. وقتی افراد یا چیزها بسیج می‌شوند، یعنی برای یک هدف مشخص سازماندهی و آماده می‌شوند:

    وقتی سیل شهر را تهدید کرد، داوطلبان به سرعت بسیج شدند تا کیسه‌های شن را پر کنند و با آب رو به افزایش مقابله نمایند.
    مردم سوریه برای مقابله با دولت بسیج شدند.
    یک کولاک شدید برفی در سواحل شرقی، مسافران را با بیش از نیم متر برف، زمین‌گیر کرد. (immobilize = ناتوان از حرکت کردن)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Mock به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Mock به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Mock به فارسی با مثالهای کاربردی

    مسخره کردن یک شخص یا چیز یعنی به آن بخندید، آن را دست بیندازید، نقدش کنید یا از آن تقلید کنید.

    به آن گروه از دانش‌آموزانی که معلمشان را مسخره می‌کردند، گفتند بعد از پایان ساعت مدرسه در کلاس بمانند.
    وقتی مردی که با لنگش راه می‌رفت از جلوی تاد رد شد، او برای مسخره کردن آن مرد، شروع به لنگیدن کرد. اما هیچکس این کار او را خنده‌دار ندید.
    معترضان با درست کردن یک تندیس بزرگ از عمو سام و سوزاندن پرچم، دولت آمریکا را مسخره کردند.
    بچه‌های بزرگ‌تر، دلقک‌هایی که در نمایش خیابانی شرکت کرده بودند را مسخره می‌کردند.
    بعضی وقت‌ها این حس به من دست می‌دهد که کامپیوترم دارد مسخره‌ام می‌کند.

     
    واژه «mock» گاهی به عنوان یک صفت هم به کار می‌رود و چیزهایی را توصیف می‌کند که ساختگی هستند یا برای تمرین و الگوگیری ساخته شده‌اند:

    یک وب‌سایت نمونه ساخته شد تا به سرمایه‌گذاران نشان دهد که نسخه نهایی محصول در آینده چگونه خواهد بود.
    آتش‌نشان‌ها در موقعیت‌های تمرینی و شبیه‌سازی شده، که در آن افراد خود را نیازمند کمک جا می‌زنند، روش‌های نجات جان انسان‌ها را یاد می‌گیرند.
    این یک نمونه اولیه از دستگاهی است که شرکت قصد دارد آن را تولید کند.

     
    واژه «mockery» به معنای «مسخره‌بازی» یا «هجو» یک اسم است:

    قاضی مردی را که با هر کاری سعی داشت دادگاه را به یک مسخره‌بازی تبدیل کند، جریمه کرد.
    مردم ناشنوا در سراسر جهان حس کردند مترجم آفریقای جنوبی، زبان اشاره‌ای را که فقط ادای بلد بودنش را در می‌آورد، به تمسخر گرفته است.

    *لنگیدن: راه رفتن با سختی و درد، معمولاً به خاطر آسیبدیدگی یک پا.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.