بلاگ

  • معنی کلمه Linger به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Linger به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Linger به فارسی با مثالهای کاربردی

    در یک جا برای مدت زمان زیادی ماندن را “لینگر” می‌گویند. این واژه معنایی نزدیک به “باقی ماندن” دارد.

    بیایید سعی کنیم دیگر زیاد در فروشگاه درنگ نکنیم.
    سردردش از روز گذشته هنوز پابرجاست.
    او سردردی دارد که مدتی است از بین نرفته است.
    به کودکانی که پس از غروب آفتاب هنوز در ساحل مانده بودند، گفته شد که محل را ترک کنند.
    طعم دارو برای چند دقیقه روی زبانم باقی ماند.
    پس از سانحه رانندگی، جو چند روز در حالت کما و با دستگاه‌های پزشکی به زندگی ادامه داد تا در نهایت فوت کرد.
    مردی که به ارتکاب جرم متهم است، باید تا زمان دادگاه در زندان منتظر بماند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Link به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Link به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی به دایره لغاتمان اضافه کنیم

    ترجمه کلمه Link به فارسی با مثالهای کاربردی

    پیوند، یک راه ارتباطی است. این واژه‌ای مهم و کاربردی است که هنگام کار با اینترنت بهتر است با آن آشنا باشید:
    بیشتر پیوندها در یک وب‌سایت، به رنگ آبی و دارای خط زیرین هستند.
    این پیوندها به شما امکان می‌دهند در یک وب‌سایت حرکت کنید یا در اینترنت گشت‌وگذار کنید.
    پیوندی که در انتهای این صفحه می‌بینید، شما را به کلمات بیشتری برای یادگیری هدایت می‌کند.
    پیوندهای آبی رنگ در سمت چپ، شما را به درس‌های دستور زبان و کاربرد انگلیسی می‌برند.
    کاربران اینترنت معمولاً اقدام به ایجاد پیوند می‌کنند. در چنین مواقعی می‌توانید از کلمه “link” به عنوان یک فعل استفاده کنید:

    ساده گذشته فعل ماضی
    link

    متصل کردن

    پیوند دادن

    linked

    متصل کرد

    پیوند داد

    linked

    متصل کرده

    پیوند داده

    صفحات مختلف این وب‌سایت به یکدیگر متصل هستند.
    وب‌سایت‌های زیادی نیز به این سایت لینک داده‌اند.
    اگر شما در فیسبوک حساب کاربری دارید یا صاحب یک وب‌سایت هستید، می‌توانید به این وب‌سایت لینک بدهید تا دوستانتان هم بتوانند آن را ببینند.

    همچنین از کلمه «لینک» یا «پیوند» برای توصیف رابطه بین افراد یا چیزهایی که به هم وصل هستند استفاده می‌شود.
    دو نفر می‌توانند با ازدواج به هم مرتبط شوند.
    مردم در سراسر جهان، پیوندهای مشترکی با نیاکان خود در آفریقا، آسیا و اروپا دارند.
    یک زنجیر از حلقه‌های متصل به هم ساخته شده است.
    ایده‌ها و نظریه‌ها هم می‌توانند به هم مرتبط باشند.
    آیا به نظر شما بین تغییرات آب‌وهوا و فعالیت‌های انسان ارتباطی وجود دارد؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Lion به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Lion به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Lion به فارسی با مثالهای کاربردی

    شیر نوعی گربه‌سان بزرگ است که در قاره آفریقا و بخش‌هایی از آسیا زندگی می‌کند. این حیوان به خاطر جثه بزرگ، قدرت زیاد و یال پرپشتی که دور سر نرها دیده می‌شود، از معروف‌ترین جانوران جهان است. یال شیر باعث می‌شود او بزرگ‌تر و قدرتمندتر به نظر برسد. به شیر ماده، lioness گفته می‌شود و آنها یال ندارند.

    واژه “شیر” در گفتگوهای روزمره هم کاربرد دارد:

    مارس مثل شیر آمد و مثل بره رفت. (یعنی اول ماه هوا سرد، بارانی و طوفانی بود، اما آخر ماه هوا آرام و ملایم شد.)
    مارس مثل بره آمد و مثل شیر رفت. (یعنی اول ماه هوا خوب بود، اما در پایان هوا طوفانی و سخت شد.)
    بیشترین سهم قدرت سیاسی در دست ثروتمندان است. (the lion’s share یعنی بزرگ‌ترین بخش)
    بیشترین تقصیر در ورشکستگی شرکت بر عهده مدیرعامل است.
    تد کندی به خاطر نفوذ و قدرت بالایش در سنای آمریکا، به “شیر سنا” معروف بود.

     

    کلمه “lionize” یک فعل است و به معنای رفتار ویژه و احترام‌آمیز با افراد مشهور است.

    وقتی لئوناردو دیکاپریو به ایتالیا رفت، مطبوعات آنجا از او بسیار تجلیل کردند.
    مردم شهر کوچک، وقتی قهرمان المپیک با دو مدال طلا بازگشت، از او استقبال پرشوری کردند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Liquid به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Liquid به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Liquid به فارسی با مثالهای کاربردی

    از کلمه «مایع» برای توصیف موادی استفاده می‌شود که مانند آب جاری می‌شوند. بیشتر مایعات وقتی یخ می‌زنند، جامد می‌شوند و اگر حرارت ببینند، بخار می‌گردند.

    آب، شناخته‌شده‌ترین نوع مایع است.
    می‌توانید مایعات را با لیوان، فنجان یا پیاله بنوشید.
    خیلی از مایعات را تا قبل از استفاده، در بطری نگهداری می‌کنند.
    روغن، نوعی مایع غلیظ و چسبنده است.
    روغن داخل قیف ریخته می‌شود.
    ریختن یعنی انتقال یک مایع از جایی به جای دیگر.
    بستنی یخی، در واقع یک مایع یخ‌زده است که از آبمیوه یا آب و شکر درست می‌شود.

     
    کلمه «مایع» در دنیای اقتصاد هم کاربرد دارد و به دارایی‌هایی مثل سهام، اوراق، ملک یا جواهرات گفته می‌شود که بتوان آن‌ها را به پول نقد تبدیل کرد. هرچه فروش یک دارایی سریع‌تر و راحت‌تر باشد، می‌گوییم «مایع‌تر» است. اگر چیزی مایع نباشد، فروش آن زمان زیادی می‌برد.

    آن فروشگاه در حال فروش و تصفیه تمام اجناس خود است. (کلمه «liquidate» یک فعل است.)
    تصفیه موجودی فروشگاه چند ماه طول کشید تا به پایان برسد. (کلمه «liquidation» یک اسم است.)
    خانه به عنوان یک دارایی مایع شناخته نمی‌شود، چون ممکن است فروش آن مدت‌ها طول بکشد و پولش به‌سختی نقد شود. (در این جمله، کلمه «liquid» به صورت صفت به کار رفته است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Limp به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Limp به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Limp به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر کسی لنگان راه می‌رود، یعنی در پایش درد یا مشکلی دارد.

    والی به خاطر درد پایش، لنگ می‌زند.
    سگ یک چیز تیز در پنجه‌اش فرو رفت و تمام راه تا خانه را لنگان آمد.
    لنگیدن یولاندا بدتر شد، برای همین به پزشک مراجعه کرد. (در این جمله از «لنگیدن» به عنوان اسم استفاده شده.)
    آن مرد مسن به خاطر آسیبی که در جنگ دیده، همیشه با لنگش راه می‌رود.
    چرا داری لنگ می‌زنی؟ آیا پایت آسیب دیده است؟

    علاوه بر این، کلمه «لنگ» یا «سست» برای نشان دادن ضعف یا ناتوانی هم به کار می‌رود.

    کار این فروشگاه در شروع دوران رکود، بسیار راکد و ضعیف شد.
    وقتی سگ فهمید به خاطر کندن زمین حیاط دردسرساز شده، دمش را انداخت و سست شد.
    مشتری از فروشگاه عصبانی شد، چون پاسخ سست و ضعیفی به شکایتش داده بودند. (یعنی پاسخی بی‌اثر و ناکارآمد)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Lip به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Lip به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Lip به فارسی با مثالهای کاربردی

    لب‌ها از پوست تشکیل شده‌اند و قسمت بیرونی دهان را می‌سازند. ما دو لب داریم: لب بالا و لب پایین.

    گاهی افراد وقتی گرسنه هستند، لب‌هایشان را می‌لیسند.
    مردی همسر یا دوست‌دخترش را روی لب‌هایش می‌بوسد.
    بوسه بر روی لب‌های فردی گذاشته می‌شود.
    وقتی هیلدا از لیمو گاز زد، لب‌هایش را جمع کرد.
    لب‌های مارک بعد از خوردن بستنی یخی، قرمز روشن شد.
    بعضی از خانم‌ها روی لب‌هایشان رژلب می‌زنند.
    من موقع اصلاح، لب بالایم را بریدم.

     
    روش‌های دیگری هم برای استفاده از این واژه وجود دارد:

    سیاستمداران معمولاً حرف‌هایی در مورد کاهش مالیات یا انجام خواسته‌های مردم می‌زنند، اما عمل نمی‌کنند. (lip service = حرف بدون عمل)
    این فقط یک مشت حرف بی‌عمل است.
    خانمی روی صحنه، هنگام پخش آهنگ فقط لب‌هایش را تکان می‌داد، اما همه فکر می‌کردند واقعاً دارد می‌خواند. (در این حالت، صدا از دهان فرد بیرون نمی‌آید. لب‌ها با کلمات حرکت می‌کنند و فرد فقط تظاهر به خواندن می‌کند.)
    لبهٔ بطری، قسمتی است که در بطری روی آن قرار می‌گیرد.
    وقتی شنیدم چارلی مدام تعریف می‌کند که ایده‌اش چقدر عالی است، مجبور شدم جلوی حرف زدنم را بگیرم. (bite one’s lip = خودداری از بیان چیزی، حتی وقتی کسی دروغ می‌گوید یا اغراق می‌کند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه List به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه List به فارسی با چند مثال

    امروز بیایید با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه List به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک فهرست، مجموعه‌ای از کارها یا چیزهایی است که می‌خواهیم به یاد داشته باشیم یا انجام دهیم. برای ساختن یک فهرست، معمولاً از کلماتی مثل «تهیه کردن»، «نوشتن» یا «درست کردن» استفاده می‌شود.

    قبل از خرید، خوب است که فهرستی از چیزهایی که لازم دارید، بنویسید.
    آیا قبل از رفتن به خرید، لیست خود را آماده کردید؟
    ما باید فهرستی از کارهایی که در سفر به کلمبیا می‌خواهیم انجام دهیم، بنویسیم.
    من همیشه یک لیست از کارهایم را در جیبم دارم.
    حامد فهرستی از ماشین‌هایی که قصد خریدشان را دارد، تهیه کرده است.
    دفترچه تلفن، شامل فهرستی از شماره‌های کسب‌وکارهای محلی است.
    مکانیک‌های هواپیما از یک چک‌لیست استفاده می‌کنند تا مطمئن شوند همه قسمت‌های هواپیما به درستی کار می‌کند.

     
    کلمه «لیست» می‌تواند به عنوان یک فعل هم به کار رود:

    ایده‌هایت را روی کاغذ فهرست کن.
    چیزهایی که از فروشگاه لازم داری، روی یک کاغذ لیست کن.
    دولت نام کسانی که قانون را شکسته بودند، منتشر کرد.
    چارلز نام و شماره تلفن دوستانش را در گوشی موبایلش ذخیره کرده است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Listen به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Listen به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Listen به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “listen” به معنای “گوش دادن” است و وقتی استفاده می‌شود که کسی با دقت به یک صدا توجه می‌کند. این کلمه با “hear” که به معنی “شنیدن” است فرق دارد. وقتی کسی چیزی را می‌شنود، ممکن است از قبل منتظر آن صدا باشد یا نباشد. اما وقتی کسی به صدا گوش می‌دهد، به صورت فعال به آن توجه می‌کند و درباره‌اش فکر می‌کند.

    ساده گذشته فعل ماضی
    listen

    گوش کن

    listened

    گوش داد

    listened

    گوش داد

    آیا از شنیدن برنامه‌های رادیو لذت می‌برید؟
    به چه سبکی از موسیقی علاقه دارید گوش کنید؟ (معمولاً بعد از فعل “listen” از حرف اضافه “to” استفاده می‌شود.)
    این روزها بیل زیاد به موسیقی کلاسیک گوش می‌دهد.
    بعضی از دانش‌آموزان وقتی معلم صحبت می‌کند، توجهی نمی‌کنند.
    گوش دادن کار مهمی است.
    آیا شما به حرف‌هایم توجه می‌کردید؟
    به نظرم شما گوش نمی‌دادید.
    چرا توجه نمی‌کنی؟
    ونسا احساس می‌کند که مدیرش به نظراتش گوش نمی‌دهد.
    سیاستمداران قبل از انتخابات به نظرات مردم توجه می‌کنند.
    قبل از انتخابات، به دغدغه‌های رای‌دهندگان گوش داده می‌شود. (جمله مجهول)
    داری گوش می‌کنی؟
    حتی در حال گوش دادن نبودی. (این جمله به زمان گذشته استمراری تعلق دارد.)
    تاد وقتی معلم اسمش را صدا زد، حواسش جای دیگری بود.
    گوش‌ها را تیز کنید! باید همه توجه‌تان پیش من باشد. (“listen up” یک اصطلاح برای جلب توجه است.)

    من عاشق شنیدن موسیقی هستم.
    اگر می‌خواهید انگلیسی را یاد بگیرید، گوش کردن به صحبت‌های انگلیسی‌زبانان تمرین مفیدی است.
    شنیدن سخنرانی کشیش، مردم کلیسا را تشویق کرد تا با دیگران مهربان‌تر و بردبارتر باشند.

    به فردی که گوش می‌دهد “شنونده” می‌گویند.
    جنیفر شنونده‌ی خوبی است. همیشه به صحبت‌های معلم‌هایش با دقت گوش می‌دهد.
    شنوندگان برنامه رادیویی، اجرای فوق‌العاده‌ای از یک موزیسین بااستعداد شنیدند.
    گوینده با پخش یک خبر بسیار ناراحت‌کننده، شنوندگانش را شوکه کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Live به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Live به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Live به فارسی با مثالهای کاربردی

    زندگی کردن به معنای سکونت در یک جای خاص است. این کلمه بسیار پرکاربرد است و وقتی از محل زندگی فردی می‌پرسیم یا درباره آن صحبت می‌کنیم، از آن استفاده می‌کنیم.

    ساده گذشته فعل ماضی
    live

    زندگی کردن

    lived

    زندگی کرد

    lived

    زندگی کرده

    شما در کدام شهر یا منطقه ساکن هستید؟
    چه مدت است که در آنجا زندگی می‌کنید؟
    آیا از سکونت در محل زندگی خود راضی هستید؟
    چه کسانی همراه شما زندگی می‌کنند؟
    تعداد افرادی که با شما زندگی می‌کنند چند نفر است؟

    خاویر ساکن شهر شیکاگو است.
    او تنها در یک آپارتمان زندگی می‌کند.
    بیش از ۱۵ سال است که در آنجا سکونت دارد.
    او از زندگی در شیکاگو لذت می‌برد.

    جسیکا برای چند سال در تگزاس زندگی کرد.
    او به همراه خانواده‌اش در یک خانه ساکن بود.
    مدت اقامت او در آن منطقه کوتاه بود.
    او از زندگی در تگزاس رضایت نداشت.

    فعل “live” همچنین برای بیان زنده بودن فرد به کار می‌رود:
    به نظر شما او چقدر دیگر زنده خواهد ماند؟
    او فقط چند ماه فرصت زندگی دارد.
    عمه‌ی من با بیماری سرطان مغز زندگی می‌کند.
    پزشک اعلام کرد که بیمار زنده خواهد ماند.
    آیا پدربزرگ و مادربزرگ شما هنوز در قید حیات هستند؟

    یک کاربرد دیگر کلمه “live” مربوط به رویدادهای هم‌زمان و مستقیم است:
    این مسابقه به صورت زنده از تلویزیون پخش شد.
    هنرمندان در مقابل حضار زنده اجرا کردند.
    این کلوب هر شب برنامه‌های زنده و مستقیم ارائه می‌دهد.

    کلمه “life” به معنی زندگی یک اسم است و جمع آن “lives” می‌باشد:
    او زندگی بسیار طولانی داشته است.
    پیتر زندگی پرماجرا و جالبی داشته است.
    در حادثه آتش‌سوزی چندین نفر جان خود را از دست دادند.
    با استفاده از این واکسن می‌توان جان هزاران نفر را نجات داد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Load به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Load به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Load به فارسی با مثالهای کاربردی

    می‌توانید از کلمه “بار” هم به عنوان یک کار (فعل) و هم به عنوان یک نام (اسم) استفاده کنید. وقتی به عنوان کار به کار می‌رود، معنای آن نزدیک به “گذاشتن” یا “قرار دادن” است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    load

    بارگیری کردن

    loaded

    بارگیری شد

    load

    بارگیری شده است

    او لباس‌های کثیف را داخل ماشین لباسشویی گذاشت.
    او ماشین لباسشویی را پر کرد. (وقتی از کلمهٔ “پر کردن” استفاده می‌کنید، معمولاً لازم نیست بگویید چه چیزی داخل دستگاه گذاشته شده است.)

    مامور پلیس اسلحه‌اش را از گلوله پر کرد.
    مامور پلیس اسلحه‌اش را پر کرد.

    لطفاً ظرفشویی را با ظروف پر کنید.
    لطفاً ظرفشویی را بارگیری کنید.

    کامیونتان را اینجا خالی نکنید. اینجا منطقهٔ بارگیری نیست. (خالی کردن = بیرون آوردن)

    آنها قبل از آمدن طوفان بزرگ برف، مقدار زیادی مواد غذایی خریدند. (بارگیری کردن = جمع‌آوری کردن؛ تهیه کردن)

    همانطور که می‌بینید، “بار” یک کلمهٔ بسیار کاربردی و ساده برای استفاده است.
    وقتی “بار” را به صورت اسم به کار می‌برید، به یک مقدار مشخص اشاره دارد:

    او یک توده لباس برای شستن دارد.
    یک محموله مبلمان داخل کامیون است.
    ما یک سبد خرید پر از مواد غذایی در ماشین داریم.
    در مهمانی بسیار به ما خوش گذشت. (در مهمانی بسیار به ما خوش گذشت.)

    می‌توانید “بار” را به صفتی با پایان “شده” تبدیل کنید. در این حالت، کلمهٔ “بارگیری‌شده” چندین معنای دیگر هم پیدا می‌کند.

    کامیون بارگیری شده است.
    ماشین من پر از مواد غذایی است.
    او یک اسلحه پر (آماده شلیک) با خود حمل می‌کند.
    آنها پولدار هستند. (آنها پول زیادی دارند.)
    آن مرد به نظر می‌رسد که مست است. (loaded = مست)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.