بلاگ

  • معنی کلمه Loaf به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Loaf به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Loaf به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “loaf” به شکل نان پخته شده در فر اشاره دارد.

    این یک قرص نان است:

    این قرص نان تازه از فر بیرون آمده.
    مایلید یک برش از این نان داشته باشید؟
    من یک قرص نان از مغازه خریدم.
    شیلا سه قرص نان از نانوایی خرید.

     
    جمع این کلمه “loaves” است. دقت کنید که حرف “f” به “v” تغییر پیدا می‌کند.
     
    کلمه “loaf” همچنین می‌تواند به عنوان یک فعل برای توصیف رفتار تنبلانه و بی‌هدف به کار رود:

    او امروز فقط در خانه پرسه می‌زند و کاری نمی‌کند.
    داریل به خاطر تنبلی و کم‌کاری در محل کارش اخراج شد.
    دست از تنبلی بردار و کارت را انجام بده.
    تیم در نیمه دوم بازی، تنبلی کرد و در نهایت بازی را باخت.
    باب تمام روز مدرسه را به بطالت می‌گذراند و وقت همه، حتی وقت خودش را تلف می‌کود. (هنگامی که این کلمه به عنوان فعل به کار می‌رود، “f” به “v” تغییر نمی‌کند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Loan به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Loan به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Loan به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی به کسی پول میدهید و منتظر هستید که آن را پس بگیرید، در واقع به او **وام** دادهاید. این کلمه بیشتر برای پول به کار میرود، اما میتوانید برای هر چیزی که کسی از شما قرض میگیرد و بعد برمیگرداند هم از آن استفاده کنید.

    مثلاً:
    – دوستم ماشینش را برای چند روز به من قرض داد.
    – ممکن است بانک به کارل پول قرض بدهد تا یک کسب و کار جدید راه بیندازد.
    – میشه بیست دلار به من قرض بدی؟ فردا پس میدم.
    – پدر و مادر ونسا به او پول قرض میدهند تا خانه بخرد.

     

    همچنین میتوانید از **وام** به عنوان یک اسم استفاده کنید:

    – ما از بانک وام گرفتیم تا خانه‌مان را تعمیر کنیم.
    – این وام در پنج سال بازپرداخت شد.
    – اگر بتوانید از گرفتن وام خودداری کنید، مجبور نیستید سود بپردازید.
    – وام‌های دانشگاهی ممکن است باعث شوند یک جوان چند سال بعد از فارغ‌التحصیلی از نظر مالی تحت فشار باشد.

     

    **Loan shark** به کسی گفته میشود که با بهره بسیار بالا به دیگران پول قرض میدهد.

    توجه داشته باشید: کلمه **loan** در مقابل **borrow** قرار میگیرد. مراقب باشید این دو را با هم اشتباه نگیرید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Location به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Location به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Location به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک مکان، موقعیتی است که چیزی در آن قرار دارد.

    این، یک مکان بسیار زیباست.
    آن‌ها در یک منطقه خوب ساکن هستند.
    این شرکت در جست‌وجوی یک موقعیت جدید برای راه‌اندازی کسب‌وکار خود است.
    ما در حال نقل مکان به یک جای جدید هستیم.
    جایی که گنج در آن پنهان شده، کاملاً محرمانه است. این گنج در یک نقطه پنهان است.
    آنجا جای مناسبی برای باز کردن یک کافه نیست.
    آن مکان، رفت‌وآمد کافی ندارد.
    فیلم‌برداری این فیلم در خودِ همان محل واقعی انجام می‌شود. (یعنی صحنه‌های فیلم، دقیقاً در همان مکانی که داستان در آن رخ می‌دهد، فیلم‌برداری می‌شود.)
    همه مشاوران املاک می‌گویند: مهم‌ترین نکته در خرید خانه، “مکان، مکان، مکان” است. (این یک عبارت معروف برای تأکید بر اهمیت موقعیت مکانی در زندگی یا تجارت است.)

     
    کلمه «Locate» به معنای یافتن یا قرار داشتن در جایی است.

    خانه در یک محله خوب قرار دارد.
    هتل نزدیک فرودگاه واقع شده است.
    یک پمپ بنزین در کنار بزرگراه وجود دارد.
    شما در کدام منطقه هستید؟
    آیا در یک منطقه امن زندگی می‌کنید؟
    قلب در کدام قسمت از بدن انسان قرار دارد؟
    کلیه‌ها در کجای بدن هستند؟
    من سعی می‌کنم با تلفنم یک هتل نزدیک را پیدا کنم.
    پیدا کردن این مکان بسیار سخت است.
    شرکت من از من می‌خواهد که به محل دیگری نقل مکان کنم. (relocate به معنای جابه‌جایی به یک مکان جدید است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Log به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Log به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Log به فارسی با مثالهای کاربردی

    کنده یا شاخه‌ای ضخیم، قسمتی از یک درخت است که بریده شده. تا قبل از این که چوب آن برای مصارف مختلف آماده شود، به صورت یک تکه چوب بزرگ باقی می‌ماند.

    چوب‌بُر به فردی گفته می‌شود که درختان را قطع می‌کند و از آن‌ها کنده یا چوب تهیه می‌کند.
    این کنده‌ها معمولاً روی هم انباشته می‌شوند و بعداً برای ساختن خانه، تولید کاغذ و ساخت انواع محصولات چوبی به کار می‌روند.
    کلبه چوبی نوعی خانه ساده است که با استفاده از کنده‌های درخت ساخته می‌شود.
    آبراهام لینکلن، رئیس‌جمهور معروف آمریکا، در چنین کلبه‌ای بزرگ شد.
    وقتی این چوب‌ها خشک باشند، برای روشن کردن آتش نیز استفاده می‌شوند.
    مثلاً ممکن است کسی بگوید: «یک کنده دیگر روی آتش بگذار.»

     
    عبارت‌هایی هم هستند که از کلمه «کنده» یا «log» استفاده می‌کنند:
    مثلاً «یک برآمدگی روی کنده» کنایه از کسی است که هیچ کاری انجام نمی‌دهد.

    نگو: «فقط مثل یک برآمدگی روی کنده نشسته‌ای! بلند شو و کاری بکن!»
    یا: «هر وقت غریبه‌ای از جلوی خانه‌مان رد می‌شود، سگم دقیقاً مثل یک کنده بی‌حرکت می‌نشیند.»

    خوابیدن مثل کنده = خواب بسیار سنگین و راحت

    تام گفت دیشب مثل یک کنده خوابیده بود.
    اگر روز پرکاری داشته باشید، احتمالاً شب مثل کنده می‌خوابید.
    من هم دیشب خوابی بسیار سنگین داشتم.

     
    کاربردهای دیگری هم برای کلمه «log» وجود دارد. این کلمه می‌تواند به معنی ثبت و نگهداری اطلاعات هم باشد.

    مثلاً کاپیتان یک کشتی، دفترچه یا گزارشی دارد که مسیر و حرکت کشتی را در آن یادداشت می‌کند.
    کاپیتان کرک در مجموعه پیشتازان فضا، همیشه گزارش سفرهای فضاپیمای اِنتِرپرایز را به‌روز می‌کرد.
    یک وبلاگ هم در واقع نوعی گزارش اینترنتی است که مدیر سایت یا یک شرکت، برای اطلاع‌رسانی به بازدیدکنندگان یا انتشار اخبار از آن استفاده می‌کند. (واژه «بلاگ» از ترکیب دو کلمه web + log ساخته شده.)
    یک گزارش الکترونیکی می‌تواند نشان دهد بازدیدکنندگان یک سایت از کجا آمده‌اند و چقدر در سایت مانده‌اند.
    من معمولاً گزارش گفت‌وگوها را در اتاق چت این سایت بررسی می‌کنم.
    وقتی کسی نام کاربری و رمز خود را وارد می‌کند، در واقع دارد به سایت «ورود» می‌کند.
    مثلاً: «وارد حساب کاربری خود شوید.»

     
    نکته: برای فعل «ورود کردن» چند شکل رایج وجود دارد:
    – Log in to your account.
    – Login to your account.
    – Log into your account.

    همگی به یک معنا هستند و منظور وارد شدن به حساب کاربری است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Long به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Long به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Long به فارسی با مثالهای کاربردی

    خواستن عمیق چیزی را در انگلیسی می‌توان با کلمه «long» بیان کرد. این کلمه علاوه بر معنای «طولانی»، می‌تواند به عنوان یک فعل نیز به کار رود. وقتی شما برای چیزی «long» می‌کنید، یعنی اشتیاق و میل شدیدی به آن دارید.

    برتا عمیقاً آرزو دارد نزد خانواده‌اش در السالوادور بازگردد.
    کلیتون آرزوی یک زندگی بهتر برای بچه‌هایش را در دل دارد.
    حسنی مشتاق دیدار همسر و فرزندانش است.
    من شدیداً هوس یک پیتزای عالی و به سبک شیکاگو را کرده‌ام.
    لیودمیلا سال‌های زیادی آرزوی یک خانه را در سر می‌پروراند، اما وقتی در نهایت صاحب خانه شد، خیلی زود فهمید که چقدر کار و زحمت نیاز دارد.

     
    طبیعتاً، از کلمه «long» به عنوان یک صفت نیز برای توصیف اندازه و مدت چیزی استفاده می‌شود:

    او موهای بسیار بلندی دارد.
    او ساعت‌های زیادی کار می‌کند.
    این کتاب بسیار بلند است. (صفحه‌های زیادی دارد و خواندن آن مدت زمان زیادی طول می‌کشد.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Loop به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Loop به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Loop به فارسی با مثالهای کاربردی

    آنچه یک دایرهٔ کامل را می‌سازد، یک “حلقه” است؛ اما یک حلقه لزوماً شکل یک دایرهٔ کامل را ندارد. ممکن است یک حلقه به شکل دایره یا بیضی باشد.

    در ترن‌های هوایی، بعضی قسمت‌ها به شکل حلقه درمی‌آیند.
    یک گاوچران با طناب خود حلقه‌ای درست می‌کند تا اسب‌ها و حیوانات دیگر را بگیرد.
    خطوط سرانگشتان هر فرد از حلقه‌ها و پیچ‌وخم‌ها تشکیل شده است.
    یک گردنبند دور گردن فرد حلقه می‌خورد. (در این جمله، “حلقه” به عنوان فعل استفاده شده است.)
    در مرکز شهرهای بزرگ، قطارها معمولاً مسیری دایره‌وار یا حلقه‌ای طی می‌کنند.
    مرکز شهر شیکاگو با قطارهای بالارَوی احاطه شده که به این منطقه “The Loop” می‌گویند.
    “حلقه‌های میوه‌ای” هم نام غلات صبحانه‌ای محبوب بین کودکان (و بعضی بزرگسالان!) است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • آموزش فصل های سال به آلمانی همراه با تلفظ و مثال

    آموزش فصل های سال به آلمانی همراه با تلفظ و مثال

    فصل‌های سال فقط تغییرات آب‌وهوایی را نشان نمی‌دهند، بلکه در برنامه‌ریزی روزانه ما نیز اهمیت زیادی دارند. اگر با نام فصل‌ها به زبان آلمانی آشنا باشید، می‌توانید به‌راحتی در گفت‌وگوهای خود از آن‌ها استفاده کنید. به همین دلیل، در این نوشته می‌خواهیم نام فصل‌های سال به آلمانی و شیوهٔ بیان آن‌ها را به شما آموزش دهیم.
    موسسه آموزش زبان آلمانی در تهران با برگزاری دوره‌های پویا و مختلف، شما را برای صحبت کردن روان به زبان آلمانی آماده می‌کند. در این کلاس‌ها، علاوه بر زبان، با فرهنگ و رسوم مردم آلمان نیز آشنا می‌شوید. این آموزشگاه با بهره‌گیری از منابع به‌روز و مربیان باتجربه، یادگیری زبان را به یکی از جذاب‌ترین کارها برای شما تبدیل می‌کند.

    مطالبی که در ادامه می‌خوانید:
    Toggle
    فصل‌های سال به آلمانی: Jahreszeiten auf Deutsch (یارِس‌تسایتن آوْف دویچ)
    فصل‌های سال به آلمانی عبارت‌اند از:
    فصل به آلمانی
    فصل بهار به آلمانی
    فصل تابستان به آلمانی
    فصل پاییز به آلمانی
    فصل زمستان به آلمانی
    جمله‌های کاربردی دربارهٔ فصل‌های سال به آلمانی
    داستان کوتاه مرتبط با فصل‌های سال به آلمانی

    فصل های سال به آلمانی: Jahreszeiten auf Deutsch (یارِس‌تسایتن آوْف دویچ) 

    فصل‌های سال در زبان آلمانی با نام **Jahreszeiten auf Deutsch** شناخته می‌شوند. تلفظ این عبارت در آلمانی به این شکل است: /ˈjaːʁəsˌtsaɪtn aʊ̯f dɔɪ̯tʃ/. در ادامه می‌توانید فایل صوتی مربوط به نام فصل‌های سال به آلمانی را گوش دهید:
    https://www.gamafars.com/wp-content/uploads/2025/05/Seasons-of-the-year-in-German.mp3

    فصل های سال به آلمانی عبارت اند از:

    در این قسمت، نام چهار فصل سال به زبان آلمانی را یاد می‌گیرید. برای هر فصل، تلفظ صحیح آن و همچنین ماه‌هایی که در آن فصل قرار دارند، به زبان آلمانی آورده شده است.

    لغت ترجمه فارسی تلفظ آلمانی تلفظ فارسی
    Die Jahreszeit فصل /ˈjaːʁəsˌtsaɪt/ دی یارِس‌تسایت
    Der Frühling فصل بهار /ˈfʁyː.lɪŋ/ فروه‌لینگ
    März ماه مارس (فصل بهار) /mɛʁʦ/ مِرْتْس
    April ماه آوریل (فصل بهار) /ˈapʁɪl/ آپْریل
    Mai ماه مِی (فصل بهار) /maɪ/ مای
    Der Sommer فصل تابستان /ˈzɔ.mɐ/ زومِر
    Juni ماه ژوئن (فصل تابستان) /ˈjuːni/ یونی
    Juli ماه ژوئیه (فصل تابستان) /ˈjuːli/ یولی
    August ماه اوت (فصل تابستان) /aʊ̯ˈɡʊst/ اَوْگوست
    Der Herbst فصل پاییز /hɛʁpst/ هِربْست
    September ماه سپتامبر (فصل پاییز) /zɛpˈtɛmbɐ/ زِپْتِمبِر
    Oktober ماه اکتبر (فصل پاییز) /ɔkˈtoːbɐ/ اُکتوبر
    November ماه نوامبر (فصل پاییز) /noˈvɛmbɐ/ نوومبِر
    Der Winter فصل زمستان /ˈvɪn.tɐ/ وینْتِر
    Dezember ماه دسامبر (فصل زمستان) /deˈt͡sɛmbɐ/ دِتْسِمبِر
    Januar ماه ژانویه (فصل زمستان) /ˈjaːnu̯aʁ/ یانوار
    Februar ماه فوریه (فصل زمستان) /ˈfeːbʁʊaʁ/ فبروار

    فصل به آلمانی

    در زبان آلمانی، به فصل می‌گویند: “Die Jahreszeit”.
    تلفظ این کلمه به صورت “دی یارِس‌تسایت” است.
    نوشتن تلفظ آن به شکل آوایی به این صورت است: /ˈjaːʁəsˌtsaɪt/.
    همچنین می‌توانید تلفظ صحیح آن را از طریق فایل صوتی زیر بشنوید:
    https://www.gamafars.com/wp-content/uploads/2025/05/Chapter-in-German.mp3

    فصل بهار به آلمانی

    فصل بهار به آلمانی

    فصل بهار در زبان آلمانی “Der Frühling” نامیده می‌شود. تلفظ درست این کلمه به صورت “فروه‌لینگ” است و به شکل /ˈfʁyː.lɪŋ/ خوانده می‌شود. در ادامه می‌توانید تلفظ صوتی آن را بشنوید:
    https://www.gamafars.com/wp-content/uploads/2025/05/Spring-in-German.mp3

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره آپاندیس به آلمانی: آشنایی با اصطلاحات و کاربردها بیابید.

    ماه‌های فصل بهار به آلمانی عبارت‌اند از:
    März, April, Mai

    فصل تابستان به آلمانی

    فصل تابستان به آلمانی

    در زبان آلمانی، به فصل تابستان **”Der Sommer”** می‌گویند.
    تلفظ این کلمه به صورت **”زومِر”** است و در الفبای آوایی به این شکل نوشته می‌شود:
    /ˈzɔ.mɐ/
    همچنین می‌توانید تلفظ صحیح آن را از طریق فایل صوتی زیر بشنوید:

    ماه‌های فصل تابستان در آلمانی عبارت‌اند از:
    **Juni, Juli, August**

    فصل پاییز به آلمانی

    فصل پاییز به آلمانی

    فصل پاییز در آلمانی با کلمه **Der Herbst** بیان می‌شود. تلفظ درست این واژه به صورت **”هِربْست”** است و در الفبای آوایی به شکل /hɛʁpst/ نوشته می‌شود. همچنین می‌توانید تلفظ صحیح آن را در فایل صوتی زیر بشنوید:

    ماه‌های سه‌گانه فصل پاییز در زبان آلمانی نیز به این ترتیب هستند:
    **September, Oktober, November**

    فصل زمستان به آلمانی

    فصل زمستان به آلمانی

    فصل زمستان در زبان آلمانی “Der Winter” نامیده می‌شود. این کلمه به صورت “وینْتِر” تلفظ می‌گردد و تلفظ دقیق آن در الفبای آوایی به این شکل است: /ˈvɪn.tɐ/. در ادامه می‌توانید تلفظ صوتی این کلمه را بشنوید:

    ماه‌های فصل زمستان در آلمانی عبارت‌اند از:
    Dezember, Januar, Februar

    جملات مرتبط با فصل های سال به آلمانی

    در این قسمت، شما با جمله‌های آلمانی مربوط به فصل‌های سال آشنا خواهید شد:

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب سبزی تره به آلمانی: نام و معانی را بخوانید.

    Der Frühling beginnt im März.
    بهار در ماه مارس آغاز می شود.

    Im Sommer ist das Wetter meistens warm.
    در تابستان معمولاً هوا گرم است.

    مقاله مرزه به آلمانی: معنی و کاربرد منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    Der Herbst ist bekannt für seine bunten Blätter.
    پاییز به خاطر برگ‌های رنگارنگش شناخته شده است.

    Im Winter fällt oft Schnee.
    در زمستان معمولاً برف می‌بارد.

    Im Frühling blühen die Blumen.
    در بهار گل‌ها شکوفا می‌شوند.

    Im Sommer gehen viele Menschen ans Meer.
    در تابستان بسیاری از مردم به دریا می‌روند.

    Der Herbst ist die Zeit der Ernte.
    پاییز فصل برداشت محصول است.

    Im Winter tragen wir dicke Kleidung.
    در زمستان لباس‌های ضخیم می‌پوشیم.

    Jede Jahreszeit hat ihren eigenen Charme.
    هر فصل جذابیت خاص خودش را دارد.

    Die Tage werden im Frühling länger.
    روزها در بهار طولانی‌تر می‌شوند.

    داستان مرتبط با فصل های سال به آلمانی

    یادگیری واژه‌ها و بخش‌های زبان آلمانی در قالب داستان می‌تواند برای شما بسیار مفید باشد. به همین دلیل، در این بخش یک داستان آلمانی دربارهٔ چهار فصل سال برای شما زبان‌آموزان عزیز آماده کرده‌ایم:

    **Die vier Jahreszeiten**

    Frühling, Sommer, Herbst und Winter lebten im Wald der Jahreszeiten als gute Freunde. Eines Tages stritten sie, wer am wichtigsten sei.
    Der Frühling prahlte: „Ich bringe die Blumen und das Leben zurück!“
    Sommer lachte: „Ohne meine Wärme feiern die Menschen nicht!“
    Herbst sagte: „Ich bringe die goldenen Blätter und die Ernte.“
    Winter antwortete ruhig: „Ohne meine Ruhe gibt es kein neues Leben.“
    Am Ende erkannten sie, dass jede Jahreszeit wichtig ist, und arbeiteten zusammen, um die Welt schön und harmonisch zu machen.

    ترجمه فارسی: چهارفصل
    بهار، تابستان، پاییز و زمستان در جنگل فصل ها به عنوان دوستان خوب زندگی می کردند. روزی با هم بحث کردند که کدام یک مهم تر است.
    بهار گفت: «من گل ها و زندگی را بر می گردانم!»
    تابستان خندید: «بدون گرما من، مردم جشن نمی گیرند!»
    پاییز گفت: «من برگ های طلایی و محصول را می آورم.»
    زمستان به آرامی پاسخ داد: «بدون آرامش من، زندگی جدیدی وجود ندارد.»
    در نهایت فهمیدند که هر فصل مهم است، و با هم تلاش کردند تا جهان زیبا و هماهنگ بماند.

    سخن پایانی
    در پایان این مطلب، شما با نام فصل‌های سال به آلمانی، شیوهٔ درست خواندن آن‌ها و جمله‌های پرکاربرد آشنا شدید. همچنین راهنمایی‌های عملی ارائه شد تا بتوانید از این واژه‌ها در گفت‌وگوهای روزانه خود به خوبی استفاده کنید.

    برای مطالعه بیشتر، به سبزی شوید به آلمانی: معنی و کاربرد آن سری سر بزنید.

    لطفا نظر خود را ثبت کنید

  • معنی کلمه Loose به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Loose به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Loose به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی “loose” (شل یا گشاد) باشد، یعنی خیلی بزرگ است یا وقتی که باید ثابت باشد، تکان می‌خورد. اگر یک انسان یا حیوان “loose” باشد، یعنی از زندان یا محدوده خود فرار کرده یا کسی است که زیاد مراقب نیست. کلمه “loose” همچنین نقطه مقابل صفت “tight” (تنگ یا محکم) است.

    ادگار کوچولو یک دندان شل دارد. احتمالاً به زودی آن را از دست می‌دهد.
    لولای در شل است و باید آن را محکم کرد.
    این شلوار کمی گشاد است. فکر کنم دارم لاغر می‌شوم.
    بعضی از بچه‌ها برای شوخی، چند موش را در مدرسه رها کردند.
    چند مجرم در محله ما آزادانه پرسه می‌زنند، به همین خاطر همه در خانه‌های خود را قفل می‌کنند.
    سگ من از بند آزاد شده است.

     
    برای ساختن یک فعل، “en” را به انتهای “loose” اضافه می‌کنیم تا کلمه “loosen” (شل کردن) ساخته شود.

    کراواتت را شل کن و آرام باش. ساعت کاری تمام شده.
    دولت دارد محدودیت‌های مربوط به داشتن اسلحه را کم می‌کند.
    پیتر قبل از مسابقه، با نرمش و حرکات کششی، بدنش را شل و آماده کرد.
    یک شوخی باز، لاستیک جلوی ماشین بیل را شل کرد تا اینکه افتاد.

     
    عبارت‌هایی هم هستند که از کلمه “loose” استفاده می‌کنند.

    خدمه‌ی منزل وقتی مبل و صندلی‌ها را جارو می‌کشند، کلی پول خرد پیدا می‌کنند. (loose change = پول خرد. اگر پیدایش کنی، می‌توانی برای خودت نگهش داری.)
    جو بایدن آدم غیرقابل پیش‌بینی‌ای است. هیچ وقت نمی‌دانی چه چیزی می‌خواهد بگوید. (loose cannon = آدمی که بدون فکر حرف می‌زند یا کاری می‌کند)
    سیاستمداران معمولاً خیلی راحت و بدون نگرانی، با واقعیت بازی می‌کنند.
    پیرمردها و پیرزن‌های ساختمان فکر می‌کنند ایوا زن بی‌قیدی است، اما در واقع او آدم بسیار محافظه‌کاری است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Loot به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Loot به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Loot به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی جمعیت زیادی از مردم به طور غیرقابل کنترلی به فروشگاه‌ها و کسب‌وکارها حمله می‌برند و اموال را می‌دزدند، از واژه «غارت» برای توصیف این عمل استفاده می‌شود.

    آشوبگران دست به غارت زدند.
    فروشگاه‌ها و مغازه‌های محلی مورد غارت قرار گرفتند.
    فروشگاه‌های آن‌ها غارت شد. (این جمله به شکل مفعولی بیان شده است.)
    شب گذشته غارت‌های گسترده‌ای رخ داد. (در این جمله، کلمه «غارت» به صورت اسم مصدر به کار رفته است.)
    تعدادی از غارتگران دستگیر شدند. («غارتگر» به فردی گفته می‌شود که عمل غارت را انجام می‌دهد.)
    مالکین خانه‌هایی که از وقوع غارت می‌ترسیدند، با اسلحه در داخل خانه‌های خود باقی ماندند.

     
    واژه «غارت» همچنین می‌تواند به عنوان یک اسم برای اشاره به پول یا ثروت نیز به کار رود.

    شرکت سال گذشته درآمد بسیار زیادی به دست آورد.
    یک میلیون دلار پول بسیار زیادی است.
    دزدها با اموال دزدی فرار کردند. (make off = ربودن و دزدیدن)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Lose به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Lose به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Lose به فارسی با مثالهای کاربردی

    کسی که در یک مسابقه شکست می‌خورد، به طرف مقابل باخت می‌دهد.
    باخت نقطهٔ مقابل برد است.
    واژهٔ “باختن” از جمله فعل‌های بی‌قاعده در زبان انگلیسی است:

    ساده گذشته فعل ماضی
    lose

    از دست دادن

    lost

    از دست داد

    lost

    گمشده

    آنها تا حالا امسال چند مسابقه رو از دست دادن؟ (این سوال به زمان حال کامل پرسیده شده.)
    تیمشون اصلاً هیچ بازیی رو شکست نمی‌خورن.
    مایکل فلپس مسابقه رو باخت، ولی در نهایت یه مدال گرفت.
    تیم کابز الان در حال شکست خوردنه، اما تو این مرحله از بازی فرصت دارن دوباره برگردن و وضع رو تغییر بدن.
    اون مسابقه رو باخت، اما عزت و آبروش رو حفظ کرد.
    اینکه برنده بشی یا نه خیلی مهم نیست، بلکه نحوه‌ای که بازی می‌کنی اهمیت داره. (این یه جمله معروف در آمریکاست.)

    وقتی این کلمه به صورت اسم به کار بره، می‌شه loss.
    اونها سه باخت و پنج برد دارن.
    باختش واقعاً باورنکردنی بود، اما خودش حالش خوبه.
    ما این رو یه شکست در نظر نمی‌گیریم، بلکه فرصتی برای بهتر شدن می‌دونیم.
    بابت از دست دادنت واقعاً متأسفم. (این رو وقتی می‌گن که کسی از عزیزانش رو از دست داده.)

    به کسی که همیشه می‌بازه loser یا “بازنده” می‌گن. حرف s در کلمه loser مثل z تلفظ می‌شه. گاهی این کلمه بار تحقیرآمیز داره و ممکنه به احساسات طرف مقابل آسیب بزنه، پس موقع استفاده ازش دقت کن.

    دان واقعاً یه بازنده‌ست. هیچ کاری رو درست انجام نمی‌ده.
    با اونها وقت نگذرون. اونا بازندن.
    تو یه بازنده‌ای.
    هیچکس دوست نداره بازنده باشه.
    بازنده‌های بازی باید برای برنده‌ها نوشیدنی بخرن. (تو این مثال، کلمه “بازنده” توهین‌آمیز نیست.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.