بلاگ

  • معنی کلمه Lot به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Lot به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Lot به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک زمین خالی در پشت فروشگاه وجود دارد.
    شخصی قصد دارد روی آن زمین، یک ساختمان آپارتمانی بسازد.
    قیمت زمین‌ها در این منطقه، بیش از صد هزار دلار برای هر هکتار است.
    آیا زمین‌های بیشتری موجود است؟
    پارکینگ دیگر جای خالی ندارد.
    شهر در حال تغییر کاربری پارکینگ‌ها به ساختمان‌های اداری است.

     
    وقتی “a” قبل از کلمه “lot” می‌آید، معنای “مقدار زیاد” یا “خیلی” می‌دهد.

    ما قبل از شروع فیلم، وقت زیادی داریم.
    تعداد دانش‌آموزان در کلاس درس، زیاد نیست.
    بچه‌ها زمین بازی جدید را بسیار دوست دارند.
    آنها خیلی زیاد دوست دارند به آنجا بروند.
    این خیلی زیاد درد دارد.

     
    شکل جمع این کلمه، یعنی “lots”، تقریباً همیشه با “of” به کار می‌رود.

    او به توجه بسیار زیادی نیاز دارد.
    مشتریان زیادی قبل از باز شدن فروشگاه، در صف ایستاده بودند.
    ما وقت بسیار زیادی داریم.
    دانش‌آموزان زیادی هر روز از این وب‌سایت بازدید می‌کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Lousy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Lousy به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Lousy به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “lousy” یک صفت است که برای توصیف چیزی که کیفیت بسیار پایینی دارد یا واقعاً بد است به کار می‌رود:

    این روزها هوا واقعاً بد شده است.
    فروش کم و نامطلوب باعث شد فروشگاه تعطیل شود.
    مارینا از همسرش جدا شد چون او آدم بدی بود و هیچ تلاشی برای رفع نیازهای عاطفی او در زندگی مشترک نمی‌کرد.
    خدمات مشتری در این فروشگاه افتضاح است. کارکنان آن اصلاً کمک‌کننده نیستند.
    جو می‌گوید امروز حالش خوب نیست و می‌خواهد در خانه استراحت کند. (او مریض است.)
    غذای این رستوران بسیار بیکیفیت است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Love به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Love به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Love به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “عشق” برای بیان احساسات عمیقی به کار می‌رود که افراد را به یکدیگر پیوند می‌دهد. این احساس به شکل‌های گوناگونی دیده می‌شود: عشق بین زوجین، عشق پدر و مادر به فرزند، عشق فرزندان به والدین و خواهر و برادرهایشان، و همچنین عشق معنوی که افراد در چارچوب باورهای مذهبی خود تجربه می‌کنند.

    میرنا و پدرو یکدیگر را دوست دارند.
    آنها به فرزندانشان عشق می‌ورزند.
    این دو ۲۰ سال پیش عاشق هم شدند و ازدواج کردند. (در این جمله “عشق” به عنوان اسم به کار رفته است.)
    خانه آنها سرشار از مهر و محبت است.

    گاهی اوقات هم از کلمه “عشق” برای بیان علاقه به چیزهای ساده و معمولی استفاده می‌شود که ارتباطی با روابط عاطفی یا خانوادگی ندارد:

    جری ماشین جدیدش را خیلی دوست دارد.
    آمینه از کارش لذت می‌برد.
    ما خیلی اهل سینما رفتن هستیم.
    مگر می‌شود این خانه قشنگ را دوست نداشت؟
    من عاشق بستنی شکلاتی هستم.

    وقتی “عشق” به عنوان فعل به کار می‌رود، معمولاً برای بیان آینده از آن استفاده می‌شود:

    او حتماً از آن گوشواره‌ها خوشش خواهد آمد.
    مطمئنم زندگی در نیویورک را دوست خواهید داشت.
    به نظرم از پدر و مادر شدن لذت خواهند برد.

    همچنین ممکن است عبارت “would love” را در جمله‌های شرطی بشنوید:

    دوست داشتم کمکتان کنم، اما امکانش نیست.
    ای کاش امروز می‌توانستند اینجا باشند، اما مجبورند سر کار بروند.
    او دوست دارد فرزند دیگری داشته باشد.

    استفاده از “عشق” در زمان‌های استمراری از نظر دستوری درست نیست. با این حال، این روزها در میان انگلیسی‌زبانان آمریکایی این کار رایج شده است.

    او از گوشی جدیدش خیلی راضی است.
    آنها از با هم بودن لذت می‌برند.
    تا قبل از آمدن مدیر جدید، از کارش راضی بود.
    من عاشقش هستم. (شاید این جمله را در تبلیغات مک‌دونالدز دیده باشید.)

    بهتر است از کاربرد “عشق” به این شکل خودداری کنید. اما می‌توان از “loving” به عنوان مصدر یا صفت استفاده کرد:

    دوست داشتن تو کار آسانی است. (در اینجا “دوست داشتن” نقش فاعل را دارد.)
    تینا همسری مهربان است. (“مهربان” در اینجا صفت است.)
    پناهگاه برای سگ بی‌سرپناه یک خانه پر از محبت پیدا کرد.

    استفاده از “عشق” به عنوان صفت در این موارد رایج است: نامه‌های عاشقانه، ترانه‌های عاشقانه و شعرهای عاشقانه.

    همچنین کاربرد “عشق” به عنوان اسم بسیار متداول است:

    احساس عمیقی که به هم دارند بسیار قدرتمند است.
    باب شغلش را از دست داد، اما پشتوانه عشق خانواده را دارد.
    پس از ساعاتی عشق‌ورزی، زوج یک پیتزا سفارش دادند. (عشق‌ورزی به معنای رابطه جنسی است)
    او با عشق و علاقه زیاد غذا می‌پزد.
    سیندی نتوانست در مراسم عروسی شرکت کند، اما هدیه‌ای پر از محبت فرستاد.
    او اغلب به معشوقه گمشده‌اش فکر می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Low به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Low به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی به دایره لغاتمان اضافه کنیم

    ترجمه کلمه Low به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “low” به معنای “کم” یا “پایین” است و در مقابل “high” قرار می‌گیرد. وقتی چیزی low است، یعنی فاصله زیادی از زمین ندارد یا مقدارش ناکافی است:

    **در مورد فاصله و موقعیت:**
    – اردک‌ها نزدیک به سطح زمین پرواز می‌کنند.
    – نزدیک غروب، خورشید در آسمان در ارتفاع کم‌تری دیده می‌شود.
    – دمای هوا در فصل زمستان پایین است.
    – شلوارش خیلی پایین افتاده. او باید شلوارش را بالا بکشد. (این مدلی از پوشیدن شلوار است که بین برخی جوانان رایج است.)

    **در مورد مقدار ناکافی:**
    – باد لاستیک‌های ماشین کم است و باید بیشتر باد شود.
    – حقوقی که دریافت می‌کند کافی نیست و به درآمد بیشتری نیاز دارد.
    – مقدار شیرمان کم است و باید از فروشگاه تهیه کنیم.
    – باک بنزین ماشینم تقریباً خالی است و باید آن را پر کنم.
    – درآمد آن‌ها در حال حاضر برای خرید خانه کافی نیست.

    **در مورد نظرات و ویژگی‌های شخصیتی:**
    – او نظر چندان خوبی درباره رئیس خود ندارد.
    – محبوبیت آن نامزد در نظرسنجی‌ها پایین است. تعداد کمی از مردم به او اعتماد دارند.
    – او با مشکل کم‌بودن اعتماد به نفس روبرو است. (یعنی به خودش مطمئن نیست یا برای خودش ارزش کمی قائل است.)
    – انجام چنین کاری، کار پست و ناشایستی بود. (یعنی رفتار خوبی نبود.)

    **برای پایین آوردن چیزی:**
    می‌توانیم از فعل “low” استفاده کنیم و بگوییم: آن را پایین بیاورید.

    ساده گذشته فعل ماضی
    lower

    پایین آوردن

    lowered

    پایین آورد

    lowered

    پایین آورده است

    مکانیک پس از اتمام کار، خودرو را با استفاده از لیفت پایین آورد.
    بعضی از مقامات دولتی تمایل دارند نرخی که شهروندان آمریکایی با درآمد متوسط به عنوان مالیات می‌پردازند، کمتر شود.
    دانشگاه تعداد افرادی که برای سال تحصیلی آینده می‌پذیرد را کمتر کرد.
    در دهه ۱۹۷۰، حداقل سن قانونی برای رأی‌دهی در آمریکا از ۲۱ سال به ۱۸ سال کاهش پیدا کرد.
    تیرهای فلزی به وسیله یک جرثقیل بزرگ در محل مورد نظر قرار گرفتند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Lower به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Lower به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Lower به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “lower” در انگلیسی دو نقش دارد: هم می‌تواند به صورت یک صفت به کار رود و هم به صورت یک فعل.

    وقتی “lower” به عنوان صفت استفاده می‌شود، در واقع شکل سنجشی و مقایسه‌ای کلمه “low” (به معنای کم یا پایین) است. برای درک بهتر، به این مثال‌ها توجه کنید:

    * دو، عددی **کمتر** از سه است.
    * دمای هوا در فصل زمستان **پایین‌تر** از تابستان است.
    * موقعیت خورشید در آسمان در هنگام غروب، **پایین‌تر** از موقعیت آن در ظهر است.
    * قیمت بنزین در زمان حاضر **کمتر** از قیمت آن در یک سال قبل است.
    * حرف کوچک “L” تقریباً شبیه به حرف “I” است.

    اما وقتی “lower” به عنوان فعل به کار می‌رود، معنای آن **پایین آوردن** چیزی است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    lower

    پایین آوردن

    lowered

    پایین آورد

    lowered

    پایین آورده است

    در روزهای اخیر، بسیاری از پمپ‌بنزین‌ها در سطح کشور قیمت‌ها را کمتر کرده‌اند. (این جمله از زمان حال کامل استفاده کرده است.)

    در دهه ۱۹۷۰، کشور آمریکا حداقل سن قانونی برای رأی‌دادن را از ۲۱ سال به ۱۸ سال کاهش داد.

    همچنین در همان دهه، حداکثر سرعت مجاز رانندگی به ۵۵ مایل در ساعت کم شد تا در مصرف بنزین صرفه‌جویی شود و ایمنی رانندگان بیشتر شود. اما پس از گذشت چندین سال، ایالت‌های مختلف تصمیم گرفتند این محدودیت را دوباره بالا ببرند و سرعت مجاز را به ۶۵ یا ۷۰ مایل در ساعت افزایش دهند. (برخلاف کلمه “lower” که به معنای کم کردن است، “raise” به معنای بالا بردن است.)

    بعضی از مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها هم شرایط پذیرش دانشجو را آسان‌تر می‌کنند تا بتوانند تعداد بیشتری از متقاضیان را ثبت‌نام کنند.

    برای کم کردن صدای کامپیوترتان هم کافی است دکمه مربوط به صدا را به سمت پایین فشار دهید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Loyal به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Loyal به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Loyal به فارسی با مثالهای کاربردی

    وفاداری یعنی پایدار بودن در دوستی و حمایت از کسانی که برایمان مهم هستند. یک فرد وفادار همیشه در کنار دوستان و خانواده می‌ماند و در هر شرایطی آماده یاری رساندن است.

    راجر در شرکتش کارمندی متعهد است. او تمام تلاشش را می‌کند تا سازمانش به موفقیت برسد.
    راجر در زندگی مشترک نیز همسری وفادار است. همسرش را دوست دارد و هیچ‌گاه او را ترک نخواهد کرد.
    گلوریا نیز همسری باوفاست. او به شوهرش عشق می‌ورزد و همیشه در کنارش خواهد ماند.
    سگ خانگی ما بسیار وفادار است. او از دستورات ما پیروی می‌کند و از خانه محافظت می‌نماید. هرگز به فکر فرار نیست.
    ادوارد عضو فعال و متعهد کلیساست. او وقت و سرمایه خود را برای پشتیبانی از فعالیت‌های کلیسا تقدیم می‌کند.
    اندرو به خاطر بی‌وفایی از کار برکنار شد. (بی‌وفایی نقطه مقابل وفاداری است.)
    دوستان من انسان‌های بسیار وفاداری هستند. هرگاه به کمک نیاز داشته باشم، در دسترس هستند.

     
    وفاداری به عنوان یک ویژگی اخلاقی ارزشمند شناخته می‌شود:

    والتر به پاس وفاداری به شرکت، افزایش حقوق قابل توجهی دریافت کرد.
    وفاداری به خانواده، رمز پیشرفت و موفقیت اعضای آن است. (thrive = موفق شدن)
    وقتی بازیکن نتوانست حداکثر توانایی خود را نمایش دهد، وفاداری او نسبت به تیمش مورد تردید قرار گرفت.
    افراد نسبت به وفاداری او شک کردند. (call into question = زیر سؤال بردن)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Luck به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Luck به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Luck به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “شانس” (Luck) را می‌توان هم به صورت اسم و هم به صورت صفت به کار برد. اگر کسی شانس داشته باشد، یعنی اقبال خوب یا بدی دارد. شانس چیزی است که نمی‌توان برای آن برنامه‌ریزی کرد و معمولاً به صورت غیرمنتظره پیش می‌آید.

    جوآن و بیل خیلی شانس دارند. آن‌ها تازه در قرعه‌کشی برنده شده‌اند.
    اگر کمی شانس بیاوریم، دیو کار تازه‌ای پیدا خواهد کرد.
    نلی موقع برنامه‌ریزی برای آینده‌اش بیش از حد به شانس تکیه کرد.
    آیا شما به شانس اعتقاد دارید؟

    کلمه “خوش‌شانس” (Lucky) یک صفت است.

    خیلی خوش‌شانس هستند که همدیگر را پیدا کرده‌اند.
    امیدوارم امروز با داشتن هوای خوب، یک فرصت مناسب هم به دست بیاورم.
    اگر خوش‌شانس باشید، می‌توانید بلیت آن کنسرت را تهیه کنید.
    هلن می‌گوید امروز حس می‌کند شانس با او یار است، برای همین چند بلیط بخت‌آزمایی خریده.
    ماشین جان در بزرگراه از کار افتاد. خوشبختانه، چند دقیقه بعد یک نفر توقف کرد و به او کمک کرد تا ماشین را تعمیر کند. (کلمه “خوشبختانه” یک قید است.)

    بعضی عبارت‌ها هم هستند که از “شانس” یا “خوش‌شانس” در آن‌ها استفاده می‌شود.

    او این روزها شانس چندان همراهی ندارد. (وضعیت برایش خوب پیش نمی‌رود.)
    او آدم خوش‌شانسی است. (شانس زیادی دارد.)
    امروز روز پرشانس تو است. (اخبار خوبی در راه داری.)
    چه شانسی! (اتفاق ناخوشایندی افتاده است.)
    شانس‌شان تمام شده. (قبلاً شانس داشتند، اما حالا ندارند.)
    شانسی نیاوردی. (نتوانستی چیزی را که می‌خواستی به دست بیاوری.)
    شانس ایرلندی‌ها. (در فرهنگ عامه، مردم ایرلند به خوش‌شانسی معروف هستند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Lump به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Lump به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Lump به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک توده، یک برآمدگی کوچک است که نشان‌دهنده یک آسیب یا مشکل می‌باشد. این کلمه شبیه به “برآمدگی” است.

    جان بعد از افتادن از دوچرخه، یک توده کوچک روی سرش درآورد.
    مارتا یک توده نزدیک سینه‌اش احساس کرد، برای همین وقت دکتر گرفت.
    ماست تکه‌های عجیبی داشت، برای همین آن را نخوردیم.
    وقتی جرمی به یاد همسر فوت‌شده‌اش افتاد، احساس کرد گلواش گرفته شده است. (a lump in one’s throat = یک واکنش احساسی، معمولاً ناشی از غم و اندوه)
    این فرنی پر از تکه‌های گلوله‌ای است. (کلمه “lumpy” یک صفت است و معنایی نزدیک به “توده‌توده” یا “ناهموار” دارد.)
    باب در شغلش با مشکلاتی روبرو شده، اما توانسته است از عهده آنها به خوبی برآید. (To take lumps یعنی با مشکلات کنار بیایی و آنها را مدیریت کنی.)

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Lure به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Lure به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Lure به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “لور” (Lure) را می‌توان هم به صورت اسم و هم به صورت فعل به کار برد. وقتی از آن به عنوان فعل استفاده می‌شود، معمولاً به معنای جذب کردن یا فریب دادن کسی برای انجام کاری است. چیزهایی که می‌توانند این جذابیت یا فریب را ایجاد کنند، شامل غذا، پول، قول و وعده، چیزهای زیبا یا حتی افراد دیگر هستند.

    مثلاً:
    – بچه‌ها با وعدهٔ شکلات به خانهٔ آن پیرزن کشانده شدند.
    – تام فکر می‌کرد کارش قرار است هم سرگرم‌کننده باشد و هم آسان، اما در نهایت فهمید که کار خسته‌کننده و سختی است.
    – می‌توانی ماهی‌ها را با یک طعمهٔ تازه به دام بیندازی. (طعمه یعنی کرم یا ماهی کوچک)
    – تابلوهای کنار جاده، مسافران را تشویق می‌کنند تا برای دیدن مکان‌های دیدنی توقف کنند.
    – فروشگاه لوازم الکترونیکی، با حراج تلویزیون‌های هوشمند ۶۰ اینچی، خریداران را به خود جذب کرد.
    – تبلیغات با وعدهٔ قیمت پایین یا کیفیت عالی، مشتریان را جذب خود می‌کنند.

     

    اما وقتی “لور” به عنوان اسم به کار می‌رود، به چیزی گفته می‌شود که انسان‌ها یا حیوانات را جذب می‌کند تا آن‌ها را به دام بیندازد.

    مثلاً:
    – ماهیگیران از یک طعمهٔ ماهیگیری برای صید ماهی استفاده می‌کنند. این طعمه قلاب‌هایی دارد که به دهان ماهی فرو می‌رود.
    – “ساعت شاد” به عنوان یک طعمه برای جذب مشتریان به کلوپ‌ها و رستوران‌ها استفاده می‌شود.
    – پلیس از ماشین‌های طعمه برای به دام انداختن دزدان خودرو استفاده می‌کند. وقتی دزد داخل ماشین می‌رود، درها قفل می‌شوند و او در داخل به دام می‌افتد.

    *ساعت شاد: به زمانی گفته می‌شود که قیمت غذا و نوشیدنی کمتر می‌شود. این ساعت معمولاً بین ساعت ۳ بعدازظهر تا ۶ عصر است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Lurk به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Lurk به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Lurk به فارسی با مثالهای کاربردی

    تمساح در آب پنهان شده و در حال کمین است.
    یک گربه در میان علف‌ها مخفی شده است.
    دو مرد در زیر یک پل پنهان شده‌اند.
    پلیس مردی را دستگیر کرد که بیرون پنجرهٔ یک خانه در حال جاسوسی بود.

    به کسی که مخفیانه دیگران را تماشا می‌کند، “کمین‌کننده” می‌گویند.
    بعضی افراد در فضای مجازی و اتاق‌های گفتگو، فقط مطالب را می‌خوانند و خودشان چیزی نمی‌نویسند.
    در کشورهایی که قانون حاکم نیست، خطر همیشه وجود دارد.
    در آینده، یک تهدید بزرگ در انتظار ماست: دنیایی که هر سال از سال قبل گرم‌تر می‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.