بلاگ

  • معنی کلمه Jolt به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Jolt به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Jolt به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای بیان یک حرکت ناگهانی و سریع، می‌توانید از کلمه “تکان” استفاده کنید.

    وقتی قطار یک‌باره ایستاد، مسافران به جلو پرتاب شدند.
    صدای شلیک اسلحه، یک هیجان ناگهانی در میان مردم محله ایجاد کرد. (همه غافلگیر شدند.)
    هنگام زمین‌لرزه، حرکت‌های کوچک و ناگهانی را زیر پاهایم حس می‌کردم.
    این اتفاق ناگهانی، نمایندگان را وادار کرد تا سریعاً قانونی تصویب کنند.
    خبر جدایی آن دو، همه اعضای خانواده را شوکه کرد. (تکان = شوک)

     
    همچنین برای توصیف الکتریسیته هم از کلمه “تکان” استفاده می‌کنیم:

    جان وقتی سیم را با انگشت لمس کرد، یک شوک برقی از آن احساس کرد.
    رعد و برق در آسمان نشان می‌دهد که طوفان در راه است.
    وقتی با جریان برق تکان خورد، فرانکشتاین زنده شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Journal به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Journal به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Journal به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “ژورنال” می‌تواند هم به چیزی که می‌خوانید و هم به چیزی که یادداشت می‌کنید اشاره داشته باشد.

    او در حال نوشتن در دفتر یادداشت روزانه خود است.
    او یک روزنامه‌نگار است.
    او یک دفترچه دارد که در آن کارهای روزمره خود را می‌نویسد.
    بسیاری از سازمان‌های بزرگ در آمریکا مجلاتی منتشر می‌کنند که در آن مقاله‌هایی از نویسندگان سرشناس چاپ می‌شود.
    روزنامه وال استریت ژورنال، اخبار مربوط به کسب‌وکار و اقتصاد را پوشش می‌دهد.

    ما به دانش‌آموزان پیشنهاد می‌دهیم که یک دفترچه یادداشت روزانه برای خود داشته باشند. شما در آن از کارهایی که در روز انجام می‌دهید می‌نویسید و برای هر نوشته تاریخ می‌گذارید. این کار به شما کمک می‌کند تا نوشتن و بیان افکارتان را تمرین کنید. موضوع نوشته مهم نیست. نکته اصلی این است که یک نفر به طور منظم و احتمالاً هر روز، درباره هر چیزی که دوست دارد بنویسد. نوشتن مرتب، ذهن را تقویت می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Journey به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Journey به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Journey به فارسی با مثالهای کاربردی

    سفر (Journey) به یک مسیر طولانی، یک بازهٔ زمانی دراز، یا هر دوی اینها اشاره دارد. این کلمه بیشتر به شکل اسم به کار میرود:

    سفر به آمریکا برای خیلی از کسانی که مهاجرت میکنند، مسیری طولانی و پُرزحمت است.
    سفر رفت و برگشت به مریخ بیش از یک سال زمان می‌برد.
    بچه‌ها فقط برای یک هفته به اردوی تابستانی در فاصلهٔ چند ساعتی رفتند، اما برای خودشان انگار یک ماجراجویی بزرگ بود.
    طول سفر چقدر بود؟
    دوست دارم یک روز سفری طولانی در سراسر چین داشته باشم.
    بیا برویم یک سفر طولانی به جایی دور!
    زندگی خودش یک سفر است، فرقی ندارد چقدر راه رفته باشی.

     

    علاوه بر این، می‌توانید از «journey» به عنوان فعل نیز استفاده کنید:

    مسافرانی که در استرالیا سفر کرده بودند، داستان‌های جذاب زیادی برای تعریف داشتند.
    کوهنوردان تصمیم دارند از چند ناحیهٔ کوهستانی عبور کنند.
    ما با یک کشتی تفریحی در امتداد رود میسیسیپی سفر کردیم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Joy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Joy به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Joy به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “joy” به معنای شادی و لذت است. وقتی کسی این احساس را تجربه می‌کند، حال خوبی پیدا می‌کند:

    در ایام تعطیلات، دل‌های مردم از شادی لبریز می‌شود.
    وقتی کودکان هدیه‌هایشان را باز کردند، چهره‌هایشان از خوشحالی می‌درخشید.
    بیمارانی که تحت رژیم غذایی بیمارستانی هستند، لذت خوردن غذای معمولی را تجربه نمی‌کنند.
    لذت آشپزی، در تهیه غذای خوشمزه و سالم برای خانواده و دوستان نهفته است.
    چه حس خوبی بود که دیدم همه در مهمانی با همدیگر به خوبی ارتباط برقرار می‌کنند.
    آن مرد جوان نتوانست شادی خود را وقتی شنید شغل مورد علاقه‌اش را به دست آورده، پنهان کند.

    کلمه “joy” معمولاً در واژه‌هایی به کار می‌رود که حالت شادمانی را نشان می‌دهند:

    یک گروه شاد از کودکان، وقتی سوار اتوبوس بودند، آواز می‌خواندند. (کلمه “joyful” یک صفت است.)
    آنان با شادی آواز می‌خواندند. (“Joyfully” یک قید است.)
    کریستن که از حمایت مالی همکاران، دوستان و همسایگان برای درمان سرطانش بسیار خوشحال شده بود، به گریه افتاد.
    کریسمس یک عید پر از شادی است.
    ما از سفر به کبک در زمان تعطیلات لذت می‌بریم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Judge به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Judge به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Judge به فارسی با مثالهای کاربردی

    قاضی کسی است که در دادگاه، مسئولیت هدایت جلسهٔ دادرسی را برعهده دارد. او مواظب است که همهٔ قوانین رعایت شوند و عدالت برقرار بماند.
    گاهی هم قاضی به فردی گفته می‌شود که در یک مسابقه، عملکرد شرکت‌کنندگان را ارزیابی می‌کند یا دربارهٔ کیفیت چیزی نظر می‌دهد.
    هر کسی در زندگی روزمره ممکن است خود را قاضی چیزی بداند و دربارهٔ آن اظهارنظر کند.
    واژهٔ «قاضی» به عنوان فعل هم به کار می‌رود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    judge

    قضاوت کردن

    judged

    قضاوت کرد

    judged

    قضاوت کرد

    مشتریان بعد از اینکه یک کالا را می‌خرند، دربارهٔ کیفیت آن نظر می‌دهند.
    پدر و مادرها در مورد رفتار بچه‌های خود اظهارنظر می‌کنند.
    برای اینکه بتوانیم دربارهٔ چیزی درست تصمیم بگیریم، باید همهٔ اطلاعات مورد نیاز را در اختیار داشته باشیم.
    کارشناسان اعلام کردند که این ساختمان برای سکونت انسان بسیار ناامن است و به همین خاطر آن را خراب کردند.
    اگر راننده‌ای شرایط جاده را به درستی تشخیص ندهد، ممکن است تصادف کند. (misjudge = اشتباه کردن)

    عبارت‌های رایجی وجود دارند که در آن‌ها از کلمهٔ judge استفاده می‌شود:

    – من خودم در این مورد تصمیم می‌گیرم (که خوب است یا نه).
    – بگذار من درباره‌اش قضاوت کنم.
    – من چه حق دارم قضاوت کنم؟ (یعنی من صلاحیت این را ندارم که بگویم چیزی یا کسی خوب است یا بد.)
    – تو نمی‌توانی از روی جلد یک کتاب، دربارهٔ محتوای آن قضاوت کنی. (یعنی نمی‌توانی فقط از روی ظاهر چیزی، خوب یا بد بودن آن را تشخیص بدهی.)

    کلمهٔ judgment (که گاهی به صورت judgement هم نوشته می‌شود) وقتی به کار می‌رود که دربارهٔ فرایند یا نتیجهٔ ارزیابی چیزی صحبت می‌کنیم.

    – او قدرت تشخیص و قضاوت ضعیفی دارد.
    – پس از آن حادثه، قضاوت آن زن مورد سؤال قرار گرفت.
    – پس از اینکه وکلای دو طرف حقایق را ارائه کردند، حکمی دربارهٔ ماهیت اصلی پرونده صادر شد.
    – قضاوت کردن دربارهٔ کسی که شرایط زندگی‌اش را نمی‌دانی، کار درستی نیست.
    – گرترود باور دارد که روز داوری نزدیک است. (Judgment Day به روزی گفته می‌شود که جهان به پایان می‌رسد و خداوند افراد نیک را از بد جدا می‌کند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Juggle به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Juggle به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Juggle به فارسی با مثالهای کاربردی

    شعبده‌بازی یک توانایی جسمی است که نیاز به یادگیری و تمرین دارد. در این کار معمولاً چند وسیله به طور همزمان به بالا پرتاب شده و سپس دوباره گرفته می‌شوند. در تصویر زیر چند شعبده‌باز را می‌بینید که مشغول این کار هستند.

    اما کاربرد کلمه «juggle» فقط به این نمایش‌ها محدود نمی‌شود. از این فعل برای توصیف کسی که بسیار گرفتار است یا سعی دارد چند کار مختلف را در یک زمان مدیریت کند نیز استفاده می‌شود.

    جف در حال حاضر سه شغل را همزمان انجام می‌دهد.
    ویکتوریا سعی دارد بین کار، خانواده و علاقه‌اش به سیاست، توازن برقرار کند.
    بازیکن فوتبال قبل از گرفتن توپ، آن را چند بار با پا در هوا نگه داشت.

    نکته: گاهی اوقات «juggle» شبیه به «bobble» است. وقتی چیزی را «bobble» می‌کنید، یعنی تقریباً آن را می‌اندازید. چیزی در دستان شماست، اما کنترل خود را روی آن از دست می‌دهید و ممکن است آن وسیله بیفتد یا نیفتد.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Juice به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Juice به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Juice به فارسی با مثالهای کاربردی

    آبمیوه از فشردن یا له کردن میوه‌ها، گیاهان یا هر چیزی که درونش مایع دارد به دست می‌آید. انواع مختلفی از آبمیوه وجود دارد.

    برای درست کردن آب انگور، انگورها را خرد و له می‌کنند.
    آب پرتقال هم با فشردن پرتقال‌های تازه تهیه می‌شود.
    آب سیب هم از سیب‌هایی گرفته می‌شود که ابتدا خرد شده و سپس فشار داده می‌شوند.
    رالف نوشیدن آب گریپ‌فروت را دوست دارد چون مزه‌ی ترش و تیزی دارد.
    گلوریا هم علاقه دارد لیموناد تازه را با استفاده از آب لیموی طبیعی درست کند.
    شراب و دیگر نوشیدنی‌های الکلی از آبمیوه‌هایی تولید می‌شوند که فرآیند تخمیر روی آن‌ها انجام شده است. (تخمیر یعنی گذشت زمان و تغییر در مواد)

     
    واژه‌ی “آبدار” یک صفت است:

    پرتقال‌هایی که از فروشگاه خریدم، آب چندانی نداشتند. نسبتاً خشک بودند.
    زغال‌اخته وقتی در فصل خودش باشد، توپر و آبدار است.
    چارلز هر وقت به رستوران می‌رود، هر از گاهی استیکی آبدار و خوشمزه سفارش می‌دهد. (در اینجا “آب” به معنای خون است)

     
    گاهی کلمه‌ی “آب” برای اشاره به انرژی بنزین، برق یا منابع انرژی دیگر هم به کار می‌رود.

    موبایلم آبش کم است. (یعنی باتری‌اش در حال اتمام است.)
    اگر می‌خواهید ماشینتان تندتر برود، پدال گاز را بیشتر فشار دهید تا انرژی بیشتری بگیرد.
    برای من، قهوه همان آبی است که صبح‌ها با خوردنش سرحال می‌شوم و انرژی می‌گیرم.

     
    گاهی از عبارت “آب دادن” یا “تقویت کردن” برای توصیف چیزی که قدرتمندتر شده استفاده می‌شود.

    جری با خوردن یک نوشیدنی علف گندم، حسابی سرحال شد و ادعا کرد که این نوشیدنی به سلامتی‌اش کمک کرده.
    همسایه‌ام یک تویوتا کرولای کوچک را با نصب یک موتور توربو شارژ، تقویت کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Jungle به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Jungle به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Jungle به فارسی با مثالهای کاربردی

    جنگل محلی است که حیوانات مختلفی در آن زندگی می‌کنند. این ناحیه معمولاً پوشیده از درختان انبوه و انواع حیوانات است و مردم به صورت عادی در آن سکونت ندارند. جنگل‌ها بیشتر در مناطق گرم و نزدیک به خط استوا دیده می‌شوند و در آب‌وهوای سرد و مناطق شمالی کره زمین وجود ندارند.

    حیوانات وحشی زیادی در جنگل زندگی می‌کنند. (به این نکته توجه کنید که معمولاً می‌گوییم “the jungle”.)
    محیط طبیعی و اصلی زندگی شامپانزه‌ها، جنگل است.
    همچنین مارهای زیادی در جنگل یافت می‌شوند.
    باغ‌وحش‌ها تلاش می‌کنند شرایط زندگی در جنگل را برای حیوانات خود شبیه‌سازی کنند، اما این شرایط هرگز کاملاً مانند محیط واقعی جنگل نیست.
    حیاط خانه‌ی من در تابستان آنقدر پر از گیاه و درخت می‌شود که شبیه یک جنگل کوچک است.

     
    ما از واژه “جنگل” برای توصیف موقعیت‌های سخت و پرچالش نیز استفاده می‌کنیم.

    محیط کاری شرکت‌ها گاهی مانند یک “جنگل سازمانی” است و کسب درآمد در آن سخت می‌باشد.
    پارک‌ها پناهگاهی امن در میان “جنگل‌های بتنی” شهرهایی مثل شیکاگو و نیویورک محسوب می‌شوند.
    مراقب باشید؛ بیرون مانند یک جنگل است!
    زمانی که کودک بودم، از بالا رفتن از وسایل بازیِ میله‌ای (جنگلی) لذت می‌بردم. اما امروزه به دلیل خطراتی که دارد، کمتر در زمین‌های بازی دیده می‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Junk به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Junk به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Junk به فارسی با مثالهای کاربردی

    ما از کلمه “آشغال” برای چیزهایی استفاده می‌کنیم که ارزش خیلی کمی دارند یا کاملاً بی‌ارزش هستند:

    اون ماشین یک وسیله بی‌ارزش است.
    ما توی خونه چیزهای بی‌مصرف زیادی داریم که باید دور بریزیم.
    بیل یک کامپیوتر ارزان خرید که در نهایت مشخص شد بی‌کیفیت است.
    او توی آپارتمانش چیزهای غیرضروری زیادی دارد. (گاهی کلمه “آشغال” معنایی شبیه به “وسایل” یا “چیزهای مختلف” دارد. در این حالت ممکن است آن چیزها کمی ارزش داشته باشند.)

     
    شکل صفت این کلمه “بی‌کیفیت” یا “بی‌مصرف” است.

    این ماشین، یه ماشین بی‌کیفیت محسوب می‌شه.
    او با یک کامپیوتر ضعیف و قدیمی کار می‌کند.
    اون چراغ قدیمی واقعاً به درد نمی‌خوره. بهتره از شرش خلاص شیم.

     
    وقتی کلمه “آشغال” را کنار “غذا” قرار می‌دهید، عبارت “غذای بی‌ارزش” ساخته می‌شود. این نوع غذاها ارزش غذایی خیلی کمی دارند؛ مثل آبنبات، کیک‌ها، چیپس، پیراشکی و موارد مشابه.

    دنیل به خاطر خوردن زیاد غذاهای ناسالم، اضافه وزن دارد.
    من مزه این نوع خوراکی‌ها را دوست دارم، اما می‌دانم که برای سلامتی خوب نیستند.
    خیلی از افراد معتقدند فست‌فودها جزو غذاهای بی‌ارزش محسوب می‌شوند.
    این ماشین در یک محل جمع‌آوری وسایل فرسوده قرار دارد. دیگر روشن نمی‌شود و کامل زنگ‌زده است، اما دیو قصد دارد آن را بخرد و دوباره مانند روز اولش کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Jury به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Jury به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Jury به فارسی با مثالهای کاربردی

    هیئت منصفه گروهی از مردم عادی است که در دادگاه به شواهد و مدارک گوش می‌دهند و تصمیم می‌گیرند که فرد متهم گناهکار است یا بی‌گناه.

    هر شهروند آمریکایی می‌تواند عضو هیئت منصفه شود.
    وقتی کسی توسط گروهی از شهروندان مانند خودش قضاوت می‌شود، معمولاً نتیجه خوبی حاصل می‌شود.
    البته سیستم هیئت منصفه کامل نیست و امکان اشتباه در آن وجود دارد.
    اگر شما نامه‌ای دریافت کنید که در آن انتخاب شده‌اید تا در هیئت منصفه شرکت کنید، باید حتماً در جلسه حاضر شوید.
    حاضر نشدن در جلسه هیئت منصفه، یک عمل خلاف قانون است و برای آن مجازات در نظر گرفته شده است.
    کار هیئت منصفه با حضور در یک گروه بزرگ اولیه شروع می‌شود. این گروه معمولاً ۵۰ تا ۶۰ نفر هستند که ممکن است به عنوان عضو هیئت منصفه انتخاب شوند.
    در دادگاه، وکلای دو طرف مستقیماً با اعضای هیئت منصفه صحبت می‌کنند.
    قاضی نیز راهنمایی‌های لازم درباره چگونگی تصمیم‌گیری را در اختیار هیئت منصفه قرار می‌دهد.

     
    به کسی که برای هیئت منصفه انتخاب می‌شود، “عضو هیئت منصفه” می‌گویند.

    اگر شما به عنوان عضو هیئت منصفه انتخاب شوید، این فرصت را خواهید داشت تا از نزدیم ببینید سیستم قضایی ایالات متحده چگونه کار می‌کند.
    مدت زمان خدمت در هیئت منصفه ممکن است تا دو هفته یا بیشتر طول بکشد که به پیچیدگی پرونده بستگی دارد.
    اعضای هیئت منصفه از بین آن گروه بزرگ اولیه انتخاب می‌شوند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.