بلاگ

  • معنی کلمه Just به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Just به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Just به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “just” می‌تواند به دو شکل قید و صفت به کار رود.

    وقتی “just” به عنوان قید استفاده می‌شود، اغلب به معنای “تازه” یا “همین لحظه” است:
    * فیلم تازه شروع شده است.
    * هواپیما همین الان پرواز کرد.
    * او به تازگی ۱۸ ساله شده.
    * من همین چند دقیقه پیش به اینجا رسیدم.

    همچنین، از “just” به عنوان قید استفاده می‌شود تا نشان دهد کاری ساده یا درخواستی منطقی است:
    * کافی است دستگیره را بچرخانید تا در باز شود.
    * فقط کافی است آن دکمه را فشار دهید تا دستگاه روشن شود.
    * او تنها باید تکالیفش را انجام دهد تا نمرات خوبی بگیرد.
    * اگر فقط کمی تلاش کنید، حتما موفق می‌شوید.
    * تنها خواسته من این است که این یک بار به من کمک کنید.

    کاربرد دیگر “just” برای نشان دادن مقدار بسیار کم چیزی است:
    * تنها کمی برف روی زمین باقی مانده است.
    * لطفا مقدار بسیار کمی خامه در قهوه من بریزید.
    * او هنوز نمی‌تواند حرف بزند. او فقط یک نوزاد است.

    اما وقتی “just” به عنوان صفت به کار می‌رود، معنای آن کاملاً تغییر کرده و به معنای “عادلانه” یا “منصفانه” است:
    * مجازاتی که برای دزدیدن ماشین دریافت کردند، کاملا عادلانه بود.
    * نتیجه دادگاه منصفانه نبود. اعضای هیئت منصفه نسبت به متهم پیش‌داوری داشتند.
    * سیستم قضایی ایالات متحده بر پایه قوانین منصفانه و عادلانه بنا شده است.

    اسم این کلمه “justice” به معنای “عدالت” است.
    * افرادی که به خاطر آن محصول آسیب دیده بودند، در دادگاه به دنبال گرفتن عدالت بودند.
    * معترضان به نمایندگی از کسانی که خانه‌های خود را از دست داده بودند، خواستار برقراری عدالت اجتماعی شدند.
    * نه قاضی در دیوان عالی ایالات متحده وجود دارند که قوانین کشور را تفسیر می‌کنند. (یک “قاضی دیوان عالی” شخصی است که در بالاترین دادگاه کشور خدمت می‌کند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Justice به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Justice به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Justice به فارسی با مثالهای کاربردی

    عدالت مفهومی نزدیک به انصاف و دادگری دارد. معمولاً قوانین یا قراردادهای اجتماعی، چارچوبی برای برقراری عدالت فراهم می‌کنند. مردم عدالت را به دست می‌آورند، به آن امید دارند، نیازمندش هستند، آن را می‌خواهند، در جستجویش هستند، برایش فریاد می‌زنند و در دعاهایشان آن را طلب می‌کنند.

    رابرت در پی آن است تا از راه سیستم قضایی به عدالت برسد.
    افرادی که از نشت نفت آسیب دیدند، عدالت را دریافت نکردند.
    در بعضی مناطق دنیا، افراد کم‌بضاعت به ندرت به عدالت دسترسی دارند.
    بستگان قربانی امیدوارند که عدالت اجرا شود.
    پس از یورش به روستا، خواستاران عدالت فریاد بلند کردند.
    بعضی افراد می‌کوشند با اسلحه و خشونت به عدالت برسند، اما این کار عدالت نیست؛ این انتقام است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Juvenile به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Juvenile به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Juvenile به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “جوان” (Juvenile) می‌تواند هم به صورت صفت و هم به صورت اسم به کار رود. این واژه معمولاً برای اشاره به افراد زیر ۱۸ سال، یعنی کودکان و نوجوانان، استفاده می‌شود. این کلمه بیشتر در فضاهای رسمی مانند محیط‌های قضایی یا پزشکی کاربرد دارد:

    پلیس دو دختر نوجوان را که در حال دزدی از یک مغازه بودند، دستگیر کرد.
    آن‌ها در مرکز نگهداری نوجوانان قرار گرفتند.
    افراد زیر هجده سال معمولاً در دادگاه اطفال محاکمه می‌شوند.
    پزشک، یک بیمار جوان را جراحی کرد.
    دیابت جوانان (نوع یک) یک مشکل جدی در ایالات متحده است.

    گاهی اوقات از واژه “جوان” برای اشاره به رفتارهای کودکانه، چه در کودکان و چه در بزرگسالان، استفاده می‌شود:

    چقدر بچگانه است!
    در آن اداره، رفتارهای نامناسب و کودکانه زیادی دیده می‌شود.
    در کلاس ما چندین نوجوان بزهکار حضور دارند.
    همین نگرش بچه‌گونه است که او را دردسر می‌اندازد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به‌همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Karate به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Karate به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Karate به فارسی با مثالهای کاربردی

    کاراته یک روش دفاع از خود است که البته در مسابقات و درگیری‌ها برای حمله به حریف هم به کار می‌رود. این هنر رزمی ریشه در کشور ژاپن دارد و یکی از شناخته‌شده‌ترین ورزش‌های رزمی در جهان به شمار می‌آید.

    آشنایی با این واژه مفید است چون بسیاری از مردم در آمریکا در کلاس‌های کاراته ثبت‌نام می‌کنند یا اصول آن را بلدند. این روزها کاراته در بین کودکان نیز بسیار محبوب شده است.

    بیشتر آمریکایی‌ها کلمه «کاراته» را با تأکید روی بخش دوم آن تلفظ می‌کنند: ka-RA-te. یک تلفظ دیگر که کمتر رایج است (اما احتمالاً به تلفظ ژاپنی نزدیک‌تر است) این است که تأکید را روی بخش سوم بگذاریم: ka-ra-TE.

    بیل کاراته بلد است.
    او در ده سال گذشته در کلاس های کاراته شرکت کرده است.
    کاراته برای دفاع شخصی خوب است.
    ارمیا تازه شروع به یادگیری کاراته کرده است.
    او به استودیو کاراته می رود و با بچه های دیگر تمرین می کند.
    او از مربی کاراته خود به عنوان حسی. (کلمه «sensei» برای معلمان کاراته استفاده می‌شود.)
    کارا در کاراته کمربند سبز کسب کرده است.
    او معتقد است که دانستن کاراته به او اعتماد به نفس بیشتری می‌دهد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Keen به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Keen به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Keen به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “Keen” به معنای “مشتاق” یا “علاقه‌مند” است و یک صفت محسوب می‌شود. از این کلمه برای توصیف کسی یا چیزی استفاده می‌کنیم که توانایی زیادی در یک زمینه خاص دارد:

    عقاب‌ها بینایی بسیار قوی دارند.
    سگ‌ها حس بویایی فوق‌العاده‌ای دارند.
    آلبرت انیشتین ذهنی تیز و فوق‌العاده داشت. او بسیار باهوش بود.
    یک کشیش باید درک عمیقی از روح و روان انسان داشته باشد.
    مری آن جذب مردانی می‌شود که زندگی پرریسک و ماجراجویانه دارند.

     
    گاهی اوقات وقتی کسی از یک موقعیت راضی نیست، از “keen” همراه با “not” استفاده می‌شود:

    ایفرا چندان تمایلی به رفتن به مدرسه ندارد.
    بیل میلی به عقب انداختن بازنشستگی‌اش ندارد.
    هیچ‌کس دوست ندارد مالیات بیشتری بپردازد.

    *live life on the edge: انجام کارهای ماجراجویانه، پرخطر یا ریسکی

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Keep به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Keep به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Keep به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “keep” وقتی به عنوان یک فعل به کار می‌رود، می‌تواند چندین معنی متفاوت داشته باشد:

    ساده گذشته فعل ماضی
    keep

    نگه داشتن

    kept

    نگهداری می شود

    kept

    نگهداری شده

    1. نگهداری یا حفظ ایمنی چیزی برای مدت کوتاه یا طولانی:

      جوراب‌هات رو کجای خونه قرار می‌دی؟
      کلیدها همیشه توی کیفش نگهداری می‌شد.
      عکس‌های فامیل و آشنایان رو توی آلبوم‌های عکس قرار می‌دیم.
      کار درستی هست که ماشین رو داخل پارکینگ بگذاری.
      پول‌هاش رو توی قلک ذخیره می‌کنه.

      قول دادن به نگفتن چیزی:

      میشه یه راز پیشت بمونه؟
      بیا این موضوع رو فقط خودمون بدونیم.
      اون در مورد این قضیه اصلاً حرف نمیزنه.
      هیچ چیز نمیتونه اونو از حرف زدن بازداره.

      انجام تعهدات:

      باید به حرفی که زدی عمل کنی.
      تونی همیشه قولش را عملی می‌کند.
      او به عهد خود پایبند بود.

      جلوگیری از انجام کاری:

      تابلو هشدار می‌دهد: «روی چمن راه نروید».
      قاضی اجازه نداد آن مرد صحبت کند.
      مأموران پلیس مانع شدند که ما به خانه‌ی در حال آتش‌سوزی نزدیک شویم.
      او نمی‌تواند جلوی خود را از سیگار کشیدن بگیرد.

      برای حفظ چیزی:

      او همیشه یک دفترچه یادداشت همراه خود دارد و هر روز اتفاقات و احساساتش را در آن می‌نویسد.
      برنامه روزانه آن‌ها معمولاً پر است و کارهای زیادی برای انجام دادن دارند.
      باب در مراقبت و رسیدگی به خانه‌اش بسیار خوب عمل می‌کند و همیشه آن را مرتب نگه می‌دارد.

      برای حفظ همان سرعت یا تلاش:

      خیلی سریع راه میروی. من نمیتوانم قدم برابری کنم.
      گلندا در رسیدگی به تکالیفش مشکل دارد.
      او نمیتواند خود را با بقیه دانشآموزان هماهنگ کند.
      اسبّی که در آخر قرار گرفت، نتوانست همگام با سرعت اسبهای دیگر حرکت کند.

      برای ادامه:

      ساوانا با این که از کارش خوشش نمی‌آید، همچنان به کار کردن ادامه می‌دهد.
      باید درس خواندنت را ادامه بدهی. دست از تلاش برندار.
      بچه‌ها با وجود تذکر معلم برای ساکت شدن، باز هم به حرف زدن ادامه دادند.
      برای این که ماشینت همیشه روشن بماند و خراب نشود، باید خوب از آن نگهداری کنی.

      عبارات رایج:

      دهانت را ببند. (هیچ حرفی نزن)
      رازت را پیش خودت نگه دار. (به کسی چیزی نگو.)
      به راهت ادامه بده. (همچنان پیش برو.)
      امیدت را از دست نده. (به این موضوع ایمان داشته باش.)
      فاصله ات را حفظ کن. (نزدیک نشو. خطرناکه.)
      دست از تلاش برندار. (متوقف نشو.)
      از اینجا دور باش. (فاصله بگیر.)
      همچنان ادامه بده. (پیش برو.)
      عالی کار می‌کنی، همینطور ادامه بده. (همان کاری که مشغول انجامش هستی را ادامه بده.)

      گاهی اوقات از این کلمه به عنوان اسم استفاده می‌شود:
      او از طریق کار در بار، هزینه‌های زندگی‌اش را تأمین می‌کند. (او به اندازه‌ای پول درمی‌آورد که بتواند از خودش مراقبت کند.)
      آیا این مال من برای همیشه می‌شود؟ (آیا می‌توانم این را برای خودم نگه دارم؟)
      هر که پیدا کند، مالک می‌شود و بازنده باید گریه کند. (اگر چیزی را گم کنی، دیگر کار از کار گذشته و هر کس آن را پیدا کند، صاحبش می‌شود.)

      فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

      اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
      همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Ketchup به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Ketchup به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Ketchup به فارسی با مثالهای کاربردی

    سس کچاپ یک چاشنی بسیار پرطرفدار در آمریکا است. این سس خوشمزه از ترکیب گوجه‌فرنگی، سرکه و شکر تهیه می‌شود و معمولاً در بطری‌های پلاستیکی یا شیشه‌ای بسته‌بندی می‌شود.

    خیلی از افراد عادت دارند که همبرگر خود را با کچاپ میل کنند. همچنین ریختن این سس روی سیب‌زمینی سرخ‌کرده نیز بسیار متداول است.

    شما چطور؟ آیا از طرفداران سس کچاپ هستید؟

    * نکته: به موادی که بعد از پخت غذا، برای خوشمزه‌تر شدن به آن اضافه می‌شوند، چاشنی می‌گوییم. از دیگر چاشنی‌های معروف می‌توان به خردل، مایونز، سالسا، ترشی‌های مختلف، چاتنی و سس سیریراچا اشاره کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Key به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Key به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Key به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلید، وسیله‌ای است که قفل را باز می‌کند. هرگاه چیزی قفل باشد، برای گشودن آن به یک کلید نیاز دارید. اما کلمه «key» در انگلیسی کاربردهای دیگری هم دارد؛ گاهی به عنوان صفت یا اسم برای اشاره به چیزی بسیار مهم و اساسی به کار می‌رود:

    بیل حالا به عضوی مهم و اصلی در سازمان تبدیل شده است. (در این جمله، «key» به صورت صفت استفاده شده است.)
    دن بازیکنی کلیدی در تیم ماست. اگر او نباشد، ممکن است شکست بخوریم.
    یک بخش حیاتی از دستگاه گم شده و به همین دلیل دستگاه تا زمانی که آن را پیدا نکنیم، کار نمی‌کند.
    راز موفقیت او چیست؟ (در این پرسش، «key» نقش اسم دارد.)
    تحصیلات خوب، کلید موفقیت در زندگی است.
    اینکه بدانیم فعل «be» چگونه تغییر می‌کند، بخش مهمی از یادگیری ساختار جمله مجهول است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Keyboard به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Keyboard به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Keyboard به فارسی با مثالهای کاربردی

    این روزها بیشتر به جای واژه “تایپ” از کلمه “صفحه کلید” استفاده می‌شود. بد نیست که با روش‌های مختلف کار با صفحه کلید هم آشنا شویم.

    انگشتان خود را روی صفحه کلید قرار دهید.
    وقتی تایپ می‌کنم، انگشتانم را روی ردیف وسط صفحه کلید می‌گذارم.
    مهارت‌های شما در کار با صفحه کلید چطور است؟
    آیا در استفاده از صفحه کلید خوب هستید؟
    رایانه‌ای که من استفاده می‌کنم، یک صفحه کلید هم داشت.
    صفحه‌کلیدها در حال کوچک‌تر شدن هستند.
    گوشی‌های موبایل و تبلت‌ها به جای صفحه کلید، دارای صفحه نمایش لمسی هستند.
    شاید در آینده، فناوری تشخیص صدا باعث شود که دیگر از صفحه کلید استفاده نکنیم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Kid به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Kid به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Kid به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی کلمه “بچه” (kid) به عنوان فعل در جمله به کار می‌رود، به معنی شوخی کردن یا دست انداختن کسی است.

    – او حرفش جدی نیست، فقط دارد شوخی می‌کند.
    – مدیر فروشگاه همیشه با کارمندان شوخی می‌کند و به آن‌ها می‌گوید چقدر سخت کار می‌کنند.
    – نباید با او درباره ظاهرش شوخی کنی؛ او خیلی حساس است.
    – مایک گفت فقط شوخی می‌کرده، اما همکاران زنش از حرف‌هایش ناراحت شدند و به همین دلیل اخراج شد.

     

    کلمه “بچه” به عنوان اسم هم استفاده می‌شود. منظور از بچه معمولاً یک فرد جوان است، کسی که کمتر از ۱۸ سال دارد یا از نظر یک فرد بزرگ‌سال، جوان به نظر می‌رسد. پدر و مادرها معمولاً فرزندان خود را صرف نظر از سنشان “بچه” صدا می‌کنند:

    – مارتا سه بچه دارد. پسرش یازده ساله است و دخترهایش ۱۵ و ۲۳ سال دارند.
    – شما بچه دارید؟ چند تا؟
    – یک گروه از بچه‌ها توی پارک قایم‌باشک بازی می‌کردند.
    – سارا دوست دارد شغلی پیدا کند که در آن با بچه‌ها کار کند.
    – وقتی ازدواج کردند، سن کمی داشتند. او ۲۰ سالش بود و همسرش ۱۹ سال داشت.

     

    گاهی بزرگ‌ترها وقتی مستقیماً با یک فرد جوان صحبت می‌کنند، از کلمه “بچه” استفاده می‌کنند. این نوع خطاب معمولاً دوستانه و محبت‌آمیز است:

    – هی بچه، بیا اینجا. می‌خواهم با تو حرف بزنم.
    – امروز حالت چطوره بچه؟
    – تو خیابون مراقب خودت باش بچه. کلی راننده بی‌احتیاط اون بیرون هستن.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.