بلاگ

  • معنی کلمه Jewelry به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Jewelry به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Jewelry به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “جواهرات” به سنگ‌های گران‌قیمتی مثل الماس، زمرد و یاقوت اشاره دارد. این کلمه همچنین برای وسایل تزئینی مانند گردنبند، انگشتر و گوشواره که از طلا، نقره، مس یا نیکل ساخته شده‌اند نیز به کار می‌رود. حتی چیزهای طبیعی مانند مروارید هم جزو جواهرات محسوب می‌شوند.

    فلیسیا جواهرات زیادی دارد.
    جواهرات او در یک جعبه مخصوص نگهداری می‌شود. (در این جمله کلمه “جواهرات” به عنوان صفت استفاده شده است.)
    چه مقدار جواهر دارید؟
    محلی که جواهرات می‌فروشد، جواهرفروشی نامیده می‌شود.
    هم مردان و هم زنان جواهرات استفاده می‌کنند، اما معمولاً زنان بیشتر از مردان به جواهرات علاقه نشان می‌دهند.

     
    به یک سنگ قیمتی تکی “جواهر” گفته می‌شود. این کلمه قابل شمارش است:

    الماس یک جواهر است.
    زمرد یک جواهر است.
    در این تاج سه نگین وجود دارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Jinx به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Jinx به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Jinx به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “جنکس” شبیه به یک نفرین یا طلسم بدشانسی است. بعضی افراد وقتی اتفاقات بد برایشان می‌افتد، فکر می‌کنند که یک جنکس باعث آن شده است. اما باور به جنکس در واقع یک نوع خرافه است. اگر شما به خرافات اعتقاد نداشته باشید، یک جنکس نمی‌تواند روی شما تأثیر بگذارد.

    جیمی این روزها احساس می‌کند که تحت تأثیر یک جنکس قرار گرفته، چون مدتی است بدشانسی می‌آورد.
    او حتی به خاطر این حس، از بیرون رفتن از خانه می‌ترسد.
    به نظر او کسی باعث این بدبیاری‌ها شده و او را جنکس کرده است.
    شما چطور، آیا به وجود جنکس اعتقاد دارید؟
    اگر کسی فکر کند جنکس شده، چطور می‌تواند از شر آن خلاص شود؟

    جنیفر هم نگران است که مبادا برای تیم بیسبال محبوبش بدشانسی بیاورد.
    هر بار که به ورزشگاه می‌رود تا بازی را از نزدیک تماشا کند، تیمش شکست می‌خورد.
    حالا او احساس می‌کند فقط از طریق تلویزیون می‌تواند بازی‌ها را ببیند،
    چون اصلاً دوست ندارد به عنوان یک “جنکس” شناخته شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Jittery به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Jittery به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Jittery به فارسی با مثالهای کاربردی

    کسی که عصبی است، احساس ناآرامی و بی‌قراری می‌کند.

    سیندی دقیقاً قبل از امتحان دادن، کمی دلشوره پیدا می‌کند.
    الیاس در حین مصاحبه شغلی‌اش دچار اضطراب شد.
    یک گروه از بچه‌های بی‌قرار در روز اول مدرسه وارد کلاس شدند.
    سارا در حضور رئیسش احساس نگرانی می‌کند. (هر وقت او آن اطراف است، حس ناخوشایندی دارد.)
    رانندگی روی یخ و برف، آمینا را کاملاً مضطرب می‌کند.

     
    وقتی این کلمه به صورت اسم به کار می‌رود، تقریباً همیشه به شکل جمع است و معمولاً به لرزش غیرارادی بدن اشاره دارد.

    او یک حالت شدید از لرز و بی‌قراری دارد.
    تام دچار دلشوره و لرز شد.
    آن مرد که تازه به مرکز ترک اعتیاد آمده، پس از سه روز نخوردن الکل، دچار لرز و بی‌قراری شده است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Job به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Job به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی به دایره لغاتمان اضافه کنیم

    ترجمه کلمه Job به فارسی با مثالهای کاربردی

    شغل به فعالیتی گفته می‌شود که فرد در ازای انجام آن، معمولاً دستمزد دریافت می‌کند. خیلی از افراد هر روز برای انجام شغل خود به محل کار می‌روند. کلمه‌های “شغل” و “کار” به هم نزدیک هستند، اما کاربرد یکسانی ندارند.

    کلمه “شغل” تقریباً همیشه به عنوان اسم به کار می‌رود و به موقعیت کاری فرد اشاره دارد:

    – داریل شغل خوبی دارد. او در نقش یک مهندس فعالیت می‌کند.
    – ترزا هر روز ۴۵ دقیقه راه می‌رود تا به محل کار خود برسد.
    – بیل در جستجوی شغل است. او سه ماه است که بیکار مانده.
    – او چه نوع شغلی می‌خواهد؟

    گاهی نیز آمریکایی‌ها از کلمه “شغل” برای تعریف و تحسین یک کار خوب یا تلاش موفق استفاده می‌کنند:

    – او تکلیفش را عالی انجام داد.
    – معلم روی مقاله متی نوشت: “آفرین، کارت عالی بود!”
    – مادری که پسرش همه سبزیجاتش را خورده بود، گفت: “کارت درست بود!” (این عبارت بین والدین رایج است و وقتی بچه‌ها کاری را درست انجام می‌دهند – مثل خوردن غذا، مرتب کردن اتاق یا پوشیدن لباس – از آن استفاده می‌شود.)

    گاهی نظامی‌هایی که در جنگ یا عملیات شرکت دارند، به مأموریت خود “شغل” می‌گویند:

    – سربازان حاضر در افغانستان امیدوارند مأموریت خود را با موفقیت تمام کنند و به خانه برگردند.
    – جلب اعتماد و دل مردم بغداد، کار سختی بود.
    – افراد پیاده‌نظام، شغل بسیار پرخطری دارند.

    علاوه بر این، از کلمه “شغل” به صورت ترکیبی با کلمات دیگر نیز استفاده می‌شود:

    – او در اینترنت به دنبال شغل گشت.
    – در بخش فروش یک موقعیت شغلی خالی وجود دارد.
    – تعداد زیادی متقاضی کار، درخواست‌های خود را برای شرکت فرستادند.
    – کیفیت در اولویت است. (این یک جمله معروف است. وقتی می‌گوییم چیزی “اولویت اول” است، یعنی آن بخش از کار از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده‌اند، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Jock به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Jock به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی را یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Jock به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک فرد ورزشکار که در فعالیت‌های ورزشی بسیار موفق است، در زبان انگلیسی با کلمه **jock** شناخته می‌شود. این واژه در آمریکا بسیار رایج است و معمولاً برای اشاره به ورزشکارانی به کار می‌رود که در رشته‌های مختلف، عملکرد درخشانی دارند.

    اسکار به عنوان یک جوک شناخته می‌شود. او در رشته‌های بسکتبال، فوتبال و بیسبال بازی می‌کند.
    ورزشکاران حرفه‌ای در مدرسه ما معمولاً موقع ناهار در کنار هم می‌نشینند.
    ماریا خود را یک ورزشکار تمام‌عیار می‌داند، چون در بسکتبال بسیار عالی عمل می‌کند؛ با این حال، او در درس‌هایش نیز بسیار موفق است.
    ادوارد از نشستن کنار میز ورزشکاران در سالن غذاخوری خودداری می‌کند، چون آن‌ها معمولاً او را مسخره می‌کنند.
    ونسا در دوران دبیرستان یک ورزشکار فعال بود، اما حالا ترجیح می‌دهد به دنبال علاقه‌اش به هنر و موسیقی برود.
    در بعضی از ورزش‌ها به پسران و مردان توصیه می‌شود برای جلوگیری از آسیب‌های جسمی، از **محافظ بیضه** و **کاپ** استفاده کنند.
    (jock strap and cup = محافظت از اندام تناسلی)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Jog به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Jog به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Jog به فارسی با مثالهای کاربردی

    به دویدن آرام و آهسته برای ورزش، جَگینگ (Jogging) می‌گویند. این نوع دویدن، از دویدن معمولی و سریع (Run) کندتر است و معمولاً به عنوان یک فعالیت غیررقابتی و برای حفظ سلامتی انجام می‌شود.

    او در حال دویدن است.
    او دوست دارد صبح برای دویدن برود. (این جمله از “jog” به عنوان اسم استفاده می کند.)
    دویدن راه خوبی برای کاهش وزن است. (در این جمله «jogging» یک جروند است.)
    آیا دویدن را دوست دارید؟ (to jog = مصدر)
    دوست من باب، تقریباً هر دو روز یک بار، مسافت سه مایل را می‌دود.
    من در گذشته دویدن را انجام می‌دادم، اما در حال حاضر برای ورزش، دوچرخه‌سواری می‌کنم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Join به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Join به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Join به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی فردی به یک جمع، گروه یا سازمان می‌پیوندد، یا وقتی چند نفر در قالب یک مجموعه کنار هم قرار می‌گیرند، از فعل “join” استفاده می‌کنیم.

    ساده گذشته فعل ماضی
    join

    ملحق شدن

    joined

    ملحق شد

    joined

    ملحق شده

    هلگا در گفتگویی با همکلاسی‌هایش شرکت کرد. (این جمله در زمان گذشته است.)
    خوزه برای ناهار به خانواده‌اش ملحق شد.
    طارق به یک لیگ فوتبال پیوسته و حالا آخر هفته‌ها فوتبال بازی می‌کند. (این جمله در زمان حال کامل است.)
    آیا دوست داری به یک گروه بپیوندی و با آدم‌های جدید آشنا شوی؟
    به گفتگو بپیوند!
    می‌توانم به شما ملحق شوم؟
    الف: آیا همه می‌توانند در این وب‌سایت عضو شوند؟
    ب: بله، هر کسی می‌تواند برای یادگیری انگلیسی در این وب‌سایت ثبت‌نام کند.
    همه از چارلز، که تازه‌ترین عضو شرکت است، استقبال کردند.

    واژه “join” همچنین برای زمانی به کار می‌رود که دو چیز در نقطه‌ای به هم می‌رسند یا به هم وصل می‌شوند.
    تقاطع جایی است که دو خیابان به هم متصل می‌شوند.
    در لوله‌کشی یک خانه، لوله‌ها به یکدیگر وصل می‌شوند.
    دو تکه چوب را می‌توان با میخ، پیچ، پیچ و مهره یا چسب به هم چسباند یا متصل کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Joint به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Joint به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Joint به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “مفصل” یا “اتصال” زمانی به کار می‌رود که دو چیز به هم بپیوندند و با یکدیگر فعالیت کنند. در واقع هرجا این اتصال را ببینیم، می‌توانیم از این کلمه استفاده کنیم.

    مثلاً:
    * نقطه‌ای که دو استخوان به هم می‌رسند، در بدن یک “مفصل” نامیده می‌شود.
    * وقتی دو لوله به هم وصل می‌شوند، یک “اتصال” یا “مفصل” لوله ایجاد می‌گردد.
    * حتی به یک بار کوچک یا رستورانی که مردم برای شنیدن موسیقی و خوردن غذا در آن جمع می‌شوند، در اصطلاح عامیانه گاهی “مفصل” می‌گویند.
    * در دنیای کسب‌وکار، وقتی دو شرکت توافق می‌کنند که برای مدت زمان محدودی روی یک پروژه مشخص با هم همکاری کنند، به این مشارکت، “جوینت ونچر” یا “شرکت مشترک” گفته می‌شود.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Joke به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Joke به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Joke به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی می‌خواهید با کسی شوخی کنید یا بخندید، می‌توانید از کلمه «شوخی» استفاده کنید.
    می‌توانید این کلمه را به عنوان اسم به کار ببرید:

    – نویل دیروز در کلاس یک شوخی خنده‌دار تعریف کرد.
    – کمدین‌ها با گفتن شوخی برای جمعیت زیادی پول درمی‌آورند.
    – آیا شوخی‌های خوبی بلدی؟
    – در آن فیلم چند شوخی واقعاً بامزه بود.
    – بیایید یک شوخی با معلم بکنیم. (این شبیه گفتن «بیایید یک فریبکاری بکنیم» است. یعنی کسی را گول بزنیم.)
    – این موقعیت اصلاً شوخی ندارد. خیلی جدی است.

     

    همچنین می‌توانید از این کلمه به عنوان فعل استفاده کنید:

    – باب و علی دوست دارند با هم شوخی کنند.
    – دوست من، گوردون، همیشه در مورد از دست دادن کارش شوخی می‌کند.
    – همه فکر می‌کردیم ویکی در مورد جدایی از دوست‌پسرش جدی است، اما او فقط شوخی می‌کرد.
    – نباید با بدبیاری‌های دیگران شوخی کرد.

     

    گاهی اوقات وقتی می‌گوییم چیزی «شوخی» است، منظورمان این است که آن چیز خوب یا قابل قبول نیست:

    – دانش‌آموزان فکر می‌کنند کلاس درس مسخره است. (یعنی کلاس خوب یا مفیدی نیست.)
    – ماشینش واقعاً افتضاح است. (یعنی ماشین خوبی نیست.)
    – تام می‌گوید سرپرستش اصلاً جدی گرفته نمی‌شود. (یعنی کسی او را به‌عنوان یک مدیر قبول ندارد و توانایی‌هایش پایین است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Jolly به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Jolly به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Jolly به فارسی با مثالهای کاربردی

    فردی که “شاداب” (Jolly) است، معمولاً خوشحال و خوش‌خلق است و زیاد می‌خندد. این کلمه در انگلیسی بریتانیایی بیشتر از انگلیسی آمریکایی به کار می‌رود، اما برای توصیف بعضی آدم‌ها و موقعیت‌های خاص هم استفاده می‌شود:

    Santa Claus is jolly. He’s always in a good mood and he laughs a lot.
    Jolly people are fun to be around. They like to sing and have a good time.
    The song “For He’s a Jolly Good Fellow” is sung when honoring a person’s achievement.
    The jolly Green Giant is a very large man who helps sell vegetables. He lives in Le Sueur, Minnesota.

    بابا نوئل شاداب است. همیشه حال خوبی دارد و زیاد می‌خندد.
    معمولاً بودن کنار آدم‌های شاداب، لذتبخش است. آنها دوست دارند آواز بخوانند و لحظات خوبی را بگذرانند.
    آهنگ «For He’s a Jolly Good Fellow» زمانی اجرا می‌شود که می‌خواهند از موفقیت کسی قدردانی کنند.
    غول سبز شاداب، یک شخصیت بسیار بزرگ است که در فروش سبزیجات کمک می‌کند. او در شهر لوسور، در ایالت مینه‌سوتا زندگی می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.