بلاگ

  • معنی کلمه Kidnap به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Kidnap به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Kidnap به فارسی با مثالهای کاربردی

    آدم‌ربایی به این معناست که فردی را به زور بربایند و در جایی پنهان کنند تا در ازای آزادی‌اش پول بگیرند.

    مردی از اهالی یک منطقه را دزدیدند و مخفی کردند. آدم‌رباها او را آزاد نکردند تا اینکه خانواده‌اش یک میلیون دلار برای آزادی او پرداخت کردند.
    در اتفاقی دیگر، سارقان به خانه‌ای دستبرد زدند، اما چون نتوانستند پولی پیدا کنند، صاحب خانه را ربودند.
    در نهایت با پرداخت باج به آدم‌رباها، آن مرد به کسانش بازگردانده شد. (به کسی که آدم‌ربایی می‌کند «کیدناپر» می‌گویند.)
    آدم‌ربایی در بعضی از مناطق جهان، مخصوصاً در جاهایی که قانون به خوبی اجرا نمی‌شود، اتفاقی نسبتاً رایج است. (کلمه «کیدناپینگ» یک مصدر است.)
    این کار در کشور آمریکا یک جرم بسیار سنگین محسوب می‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Kidney به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Kidney به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Kidney به فارسی با مثالهای کاربردی

    بدن انسان برای تصفیه و دفع مایعات اضافی و مواد زائد (ادرار) به کلیه نیاز دارد. اگر فردی حتی یک کلیه سالم نداشته باشد، زنده نخواهد ماند.

    در آمریکا عمل پیوند کلیه رایج است، اما پیدا کردن یک اهداکننده—چه فردی که داوطلبانه کلیه خود را می‌دهد و چه کسی که فوت شده و کلیه‌اش قابل استفاده است—کار آسانی نیست. با داشتن سبک زندگی سالم می‌توانید از کلیه‌هایتان محافظت کنید.

    یکی از مشکلات شایع کلیه، تشکیل سنگ کلیه است. سنگ کلیه در واقع رسوب مواد معدنی مانند کلسیم است که در کلیه تشکیل می‌شود. اگر این سنگ بیش از حد بزرگ شود، نمی‌تواند از مجرای ادرار عبور کند و درد بسیار شدیدی ایجاد می‌کند. گاهی برای درمان سنگ کلیه باید به پزشک مراجعه کرد.

    دو چیز هستند که شکلشان شبیه کلیه است: لوبیا و استخر.

    لوبیا قرمز در غذاهایی مانند سوپ، خوراک فلفل قرمز و سالاد استفاده می‌شود.
    این لوبیا منبع بسیار خوبی از فیبر و پروتئین برای بدن شماست.
    آیا شما لوبیا قرمز دوست دارید؟
    یکی از طرح‌های پرطرفدار برای استخرهای شنا، شکل کلیه است.
    همسایه‌های من یک استخر به شکل کلیه دارند.

    نکته: تلفظ این کلمه برای بعضی افراد سخت است، چون حرف «d» قبل از «n» قرار می‌گیرد.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Kill به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Kill به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Kill به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “کشتن” در انگلیسی معمولاً به معنای پایان دادن به زندگی است، اما در موقعیت‌های مختلف، معانی دیگری هم دارد. در اینجا چند نمونه از کاربردهای روزمره این کلمه را می‌بینیم:

    شرکت ما می‌خواهد این پروژه را متوقف کند.
    موتور را خاموش کن. ماشین صداى عجیبی می‌دهد.
    کمدین هر شب تماشاگرانش را میخنداند و به همین دلیل مشهورتر میشود.
    جیل می‌گوید پدر و مادرش به خاطر دیر آمدنش شب، حسابی عصبانی خواهند شد.
    همسرم به خاطر خوردن دسری که برای مهمانی فردا گذاشته بود، از دستم عصبانی خواهد شد.
    برد با اضافه‌کاری زیاد در این ماه، دارد خودش را خسته می‌کند.
    این گرما دارد اذیتم می‌کند.
    کمرم خیلی درد می‌کند.
    ممکن است از شنیدن این حرف ناراحت شوی، اما به نظرم باید حداقل یک ساعت دیگر به جلسه ادامه دهیم.
    هوای خوب امروز باعث می‌شود دلم بخواهد بروم بیرون، اما نمی‌توانم.
    چطور می‌شود این مدت زمان را بگذرانیم؟ (یعنی کاری کنیم که زمان سریع‌تر بگذرد.)

    همانطور که می‌بینید، کلمه “کشتن” در انگلیسی بسیار کاربردی و گاهی اصطلاحی است!

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Kin به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Kin به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Kin به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی صحبت از اعضای خانواده و نزدیکان می‌شود، از کلمه «kin» استفاده می‌کنیم.

    مثلاً وقتی پلیس جسد مرد گمشده را پیدا کرد، تلاش کرد تا نزدیکترین بستگان او را پیدا کند.
    دونا تعداد زیادی از بستگانش در ایالت تنسی زندگی می‌کنند.
    خانواده ما همیشه همسایه‌مان را مانند یکی از اقوام خود می‌دید. اگرچه از نظر خونی به ما مربوط نبود، اما انگار بخشی از خانواده ما بود.
    بیشتر خویشاوندان ناتالیا در اوکراین ساکن هستند.
    همچنین بسیاری از آمریکایی‌ها می‌توانند بستگان دوری پیدا کنند که در کشورهای اروپایی زندگی می‌کنند.

    دو کلمه دیگر هم از «kin» ساخته می‌شوند: «akin» و «kindred». هر دو نشان می‌دهند که چیزی شبیه یا مرتبط با چیز دیگری است.

    مثلاً کارهایی که آن شخص در شرکت انجام داده بود، تقریباً برابر با دزدی بود.
    این شراب بسیار شبیه شرابی است که قبلاً در اروپا می‌خریدیم. (یعنی هر دو شراب به هم شبیه هستند.)
    جو و هلن روحیه‌های مشابهی دارند. (یعنی افکار، باورها و نگرش‌های نزدیک به هم دارند.)

    کلمه «kinship» هم به احساس تعلق و نزدیکی عمیق اشاره دارد:

    مثلاً ماریا وقتی برای اولین بار به مکزیک سفر کرد تا مادربزرگش را ببیند، احساس نزدیکی زیادی با مردم آنجا پیدا کرد.
    اما گاهی این حس صمیمیت در خانواده کمرنگ می‌شود؛ مثلاً وقتی اعضای خانواده یکی‌یکی از هم دور می‌شوند و به شهرهای مختلف می‌روند، این پیوند ضعیف می‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Kind به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Kind به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Kind به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “kind” معانی مختلفی دارد. در جمله‌های زیر، از “kind” به عنوان یک صفت استفاده شده که معنای “مهربان” یا “خوب” می‌دهد.

    مرد خوش‌قلب ماشینش را به یک مؤسسه خیریه بخشید.
    ساکنان آن سوی خیابان بسیار خونگرم هستند. هر وقت همسایه‌ها به کمک نیاز داشته باشند، از آن‌ها حمایت می‌کنند.
    یک مأمور پلیس دلسوز وقتی خودرویمان از مسیر خارج شد، به ما یاری رساند.
    کارتان بسیار پسندیده بود. سپاسگزارم.

     
    “kind” می‌تواند به عنوان اسم نیز به کار رود و به معنی “نوع” یا “گونه” باشد. جمله‌های زیر نشان می‌دهند که چطور از این کلمه برای اشاره به دسته‌های مختلف استفاده می‌شود:

    چه نوع بستنی دوست داری: وانیلی، شکلاتی یا توت‌فرنگی؟
    گری در جست‌وجوی شغل تازه‌ای است. او از کار فعلی‌اش برای گذران زندگی خسته شده.
    او از آن آدم‌هایی است که می‌شود رویش حساب کرد.
    چند گروه قومی مختلف در ایالات متحده زندگی می‌کنند؟
    این لباس برای این هوا مناسب نیست. باید چیزی گرم‌تر بپوشی.
    از فروشگاه، میخِ مناسب را نخریدم. حالا باید برگردم و نوع درستش را بخرم.
    چه آب‌وهوایی را می‌پسندی؟
    او در بازی، چهار کارت هم‌خانواده دارد. (این یک اصطلاح در بازی پوکر است؛ وقتی چهار کارت از یک دست باشند.)

     
    اگر “of” را به “kind” اضافه کنیم، عبارت “kind of” به دست می‌آید که معنی “یک جورایی”، “کمی” یا “تقریباً” می‌دهد.

    امروز صبح یه جورایی خسته‌ام. (یعنی کمی خستگی حس می‌کنم.)
    جان یک ذره مریض به نظر می‌رسد. (یعنی حالش چندان خوب نیست.)
    امتحان نسبتاً دشوار بود. (یعنی تا حدی سخت بود.)

     
    وقتی در مورد تکامل انسان یا همهٔ انسان‌های گذشته و حال در جهان صحبت می‌شود، “kind” به کلمه‌های “man” یا “human” اضافه می‌شود و ترکیب “humankind” یا “mankind” را می‌سازد:

    انسان‌ها باید از گذشتهٔ خود عبرت بگیرند.
    خاستگاه نوع بشر موضوع جالبی برای پژوهش است.

    توجه: کلمه “kindly” یک قید است و معمولاً هنگام درخواست کردن به کار می‌رود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Kindly به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Kindly به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Kindly به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “kindly” برای بیان کارهای محبت‌آمیز و باادبانه به کار می‌رود.

    او با لحن محبت‌آمیزی از او خواست وقتی داخل کلیسا است، کلاهش را از سر بردارد.
    این یک تذکر دوستانه است برای این که مبلغ خود را قبل از موعد مقرر پرداخت کنید.
    پزشک با مهربانی به بیمار خود گوشزد کرد که لازم است حدود ۱۴ کیلوگرم دیگر از وزنش کم کند.
    مدیر هتل لطف کرد و هزینه صبحانه ما را بخشید، در نتیجه همه ما رایگان صبحانه خوردیم.
    یک مرد سال‌خورده خیّر، سه میلیون دلار به پرورشگاه اهدا کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه King به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه King به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه King به فارسی با مثالهای کاربردی

    پادشاه به مردی گفته می‌شود که رهبر یک کشور یا گروهی از مردم است. در زمان‌های قدیم، پادشاهان قدرت مطلق داشتند و مردم باور داشتند که از سوی خدا انتخاب شده‌اند. اما امروزه، بیشتر پادشاهان قدرت محدودی دارند و کارهای آنان توسط مجلس یا نهادهای انتخابی دیگر بررسی می‌شود.

    پادشاه نروژ برای دیدن ایالت ما به اینجا آمد.
    یکی از نامدارترین پادشاهان در تاریخ انگلیس، هنری هشتم بود.
    کشور انگلیس در طول تاریخ پادشاهان و ملکه‌های زیادی به خود دیده است.
    پادشاه تقریباً همیشه با یک ملکه ازدواج می‌کند. اگر اولین فرزند آنها پسر باشد، به او شاهزاده می‌گویند. در بعضی کشورها، این شاهزاده پس از پدرش به پادشاهی می‌رسد.
    پادشاه مسئولیت‌های بسیار مهمی بر عهده دارد.
    به سرزمین و دارایی‌هایی که تحت فرمان یک پادشاه هستند، پادشاهی می‌گویند.

     
    علاوه بر این، کلمه «پادشاه» در موقعیت‌های دیگری نیز به کار می‌رود.

    در آمریکا، اگر کسی در یک صنعت یا زمینه سرگرمی بسیار چیره باشد، ممکن است به او پادشاه بگویند.
    الویس پریسلی را پادشاه موسیقی راک اند رول می‌دانند.
    مایکل جکسون نیز پادشاه موسیقی پاپ نامیده می‌شود.
    در بازی شطرنج، شاه مهمترین مهره است. اگر شاه خود را از دست بدهید، بازی را باخته‌اید.
    در یک دسته ورق بازی، چهار شاه وجود دارد.
    در بازی بلک جک، هر شاه ده امتیاز دارد.
    بچه‌ها خیلی دوست دارند بازی «پادشاه تپه» را انجام دهند. هدف این بازی این است که بتوانید بیشتر از همه روی بلندی بایستید و جایگاه خود را حفظ کنید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Kink به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Kink به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Kink به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “Kink” به معنای یک گره یا پیچیدگی ناخواسته است. این مشکل می‌تواند در چیزهای مختلفی دیده شود:

    * من در گردنم یک گرفتگی احساس می‌کنم. (یعنی نقطه خاصی از گردنم درد می‌کند.)
    * شلنگ آب باغچه یک تا خوردگی دارد. (این تا خوردگی مانع از جریان آب در شلنگ می‌شود.)
    * داخل سیم یک پیچ‌خوردگی وجود دارد. باید آن را صاف کرد.
    * ما یک مشکل پنهان در برنامه پیدا کردیم که باید حلش کنیم.

     

    کلمه “Kinky” نیز یک صفت است و می‌تواند چندین معنی داشته باشد:

    * موهای او نوعی حالت فر و بسته‌دار دارد.
    * برنیس از این نوع موهای بسته‌دار و فر خودش خوشش می‌آید.
    * به نظر می‌رسد آن ایده کمی عجیب و نامتعارف است. (این معنی چندان خوب نیست و ایده را غیراخلاقی یا غریب نشان می‌دهد.)
    * او به کارها و چیزهای عجیب و غیرمعمول علاقه دارد.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Kiosk به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Kiosk به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Kiosk به فارسی با مثالهای کاربردی

    کیوسک یک غرفه یا ویترین کوچک است. این غرفه‌های کوچک در همه جای دنیا دیده می‌شوند چون هزینه راه‌اندازی آن‌ها نسبت به یک مغازه معمولی، کمتر است. کیوسک‌ها بیشتر در جاهای شلوغ و پررفت‌وآمد مانند مراکز خرید، که مردم زیاد پیاده در آن‌ها تردد می‌کنند، قرار دارند. محصولات مختلفی در کیوسک‌ها به فروش می‌رسند؛ مثل روزنامه، خوراکی، سوغاتی، لباس، جواهر، لوازم آرایش، اسباب‌بازی، لوازم جانبی موبایل و چیزهای کوچک دیگر.

    این کیوسک مجلات و روزنامه می فروشد.
    یک کیوسک را می توان در هر جایی که رفت و آمد پیاده زیاد باشد پیدا کرد. این کیوسک در داخل یک ایستگاه قطار قرار دارد.
    فرودگاه‌ها به کیوسک‌ها متکی هستند تا به مسافران کمک کنند تا برای پروازهای خود بررسی کنند. در این کیوسک مشتریان می توانند اطلاعات کسب کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Kiss به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Kiss به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Kiss به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی کسی برای نشان دادن محبت یا احترام، لب‌هایش را روی فرد دیگری می‌گذارد، به این عمل “بوسه” می‌گویند. این کلمه هم به عنوان فعل و هم به عنوان اسم به کار می‌رود.

    او در حال بوسیدن گونه‌ی اوست. (فعل)
    او به او یک بوسه می‌دهد. (اسم)
    آن‌ها همدیگر را روی لب‌ها می‌بوسند.
    او دست او را می‌بوسد.

    در جمله‌های زیر، کلمه‌ی “kiss” یک اسم است:
    مادربزرگت را برای خداحافظی ببوس.
    مراسم عروقی با یک بوسه تمام شد.
    بازیگر برای طرفدارانش بوسه فرستاد (یا بوس پراند).

    در مجموعه جمله‌های بعدی، کلمه‌ی “kiss” یک فعل است. وقتی پایان “ed” برای زمان گذشته یا حالت ماضی به آن اضافه می‌شود، مانند حرف “t” تلفظ می‌شود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    kiss

    بوسیدن

    kissed

    بوسید

    kissed

    بوسیده

    جان هنگام خداحافظی، همسرش را بوسید.
    دایان فرزندانش را برای شب بخیر بوسید.
    جورج ۲۳ سال دارد و تا به حال هیچ دختری را نبوسیده است.

    چند عبارت وجود دارند که از کلمه «بوسه» استفاده می‌کنند.
    هیچ‌کس در اداره آلیس را دوست ندارد، چون همیشه به رئیس چاپلوسی می‌کند. (چاپلوسی کردن = تعریف و تملق زیاد از کسی برای بهدست آوردن منفعت)
    اگر کاری را که رئیس شرکت از تو می‌خواهد انجام ندهی، می‌توانی فرصت ارتقای شغلی‌ات را فراموش کنی. (فراموش کردن یک فرصت = از دست دادن یا کنار گذاشتن یک شانس)
    یخبندان زودهنگام، حکم پایان زندگی را برای بوته‌های گوجه‌فرنگی ما داشت. (نشانه پایان = یک رویداد یا علامت که نشان می‌دهد چیزی در حال تمام شدن یا نابودی است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ مربوط به «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.