بلاگ

  • معنی کلمه Increase به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Increase به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Increase به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی «افزایش می‌یابد»، یعنی بیشتر و بالاتر می‌رود.

    دمای هوا معمولاً در طول روز بیشتر می‌شود. (در این جمله، «افزایش» نقش فعل را دارد.)
    یک بالا رفتن ناگهانی در دما اتفاق افتاد. (در این جمله، «افزایش» به عنوان اسم به کار رفته است.)
    سرعت‌های بالاتر در بزرگراه‌ها، دلیل بیشتر شدن تصادفات هستند. (اینجا «افزایش» به شکل صفت استفاده شده.)
    شانس سرگئی برای گرفتن شغل مورد علاقه‌اش، روزبه‌روز بیشتر می‌شود. (فعل در زمان حال استمراری)
    بانک‌ها، صاحب‌خانه‌ها را مقصر افزایش تعداد پرونده‌های حقوقی می‌دانند. (اسم)
    هدف اصلی شرکت امسال، بیشتر کردن میزان فروش است. (مصدر)
    بالا بردن فروش، هدف اصلی آن‌هاست. (اسم مصدر)
    ماریا متوجه یک رشد کوچک در حقوقش شد. (اسم)
    توانایی او در حرف زدن به انگلیسی، روزبه‌روز بهتر می‌شود. (فعل در زمان حال استمراری)

    توجه: این واژه بسیار پرکاربرد است و معمولاً هنگام گزارش دادن عددها و آمار از آن استفاده می‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Incredible به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Incredible به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Incredible به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “incredible” معمولاً دو مفهوم اصلی دارد. می‌تواند به معنای چیزی بسیار عالی و فوق‌العاده باشد، یا به معنای چیزی که به سختی می‌توان آن را باور کرد.

    یوسین بولت در بازی های المپیک لندن عملکردی باورنکردنی داشت.
    سرعت او باورنکردنی بود.
    فراست روی این کیک باورنکردنی است. من آن را دوست دارم.
    لیام به همسرش داستانی باورنکردنی درباره محل حضورش در شب گذشته گفت، اما او حرف او را باور نکرد.
    من حجم باورنکردنی کار دارم. (کارهای زیادی برای انجام دادن وجود دارد.)
    باور نکردنی است که روزانه چند نفر به این وب سایت می آیند. (تعداد افرادی که به اینجا می آیند بسیار زیاد است.)

     
    کلمه incredibly “به طرز باور نکردنی” شکل قید این کلمه است:

    این کیک فوق العاده خوب است.
    او یک دونده فوق العاده سریع است.
    پرواز ما به لس آنجلس فوق العاده ناراحت کننده بود.
    آن ماشین فوق العاده سریع است.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Indeed به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Indeed به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Indeed به فارسی با مثالهای کاربردی

    ما از کلمه “indeed” برای تأکید بر یک موضوع مثبت استفاده می‌کنیم. این کلمه تقریباً معادل “حتماً” یا “واقعاً” در فارسی است.

    مثال‌ها:
    آن مرد بالاخره آنچه را که می‌خواست، واقعاً پیدا کرد.
    بله، قطعاً.
    من واقعاً قصد دارم به بازی بیایم.
    جفری واقعاً آدم بسیار خوشحالی است.
    این واقعاً یک خبر بسیار خوب است.

    گاهی اوقات از “indeed” برای تأیید یک حقیقت، پرداختن به یک واقعیت یا در نظر گرفتن امکان‌های مختلف استفاده می‌شود:

    شاهد ادعا می‌کند که واقعاً دیده متهم صحنه جرم را ترک کرده است.
    چطور می‌خواهیم پول لازم برای پروژه‌مان را جمع کنیم؟ واقعاً چطور؟
    شاید من بپرسم که آیا او واقعاً جدیت این موقعیت را درک کرده است یا نه.
    شما واقعاً حق دارید که شکایت خود را ثبت کنید.
    در حقیقت، این مرد یک فرد دوراندیش بود که اختراعاتش در دوران زندگیش نادیده گرفته شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات رایج انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Indicate به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Indicate به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Indicate به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «indicate» به معنای «نشان دادن» یا «بیان کردن» چیزی است.

    فعل «be» در این جمله زمان فعل را مشخص می‌کند: «شام ساعت 6 سرو می‌شود.» (این جمله با استفاده از فعل «be» به شکل «is»، در زمان حال نوشته شده است.)

    در ادامه چند مثال دیگر می‌آوریم:

    این صورتحساب نشان می‌دهد که ما در این ماه بیشتر از ماه گذشته بدهی داریم.
    همه شواهد حاکی از آن است که این مرد گناهکار است.
    نمودار او نشان می‌دهد که فروش شرکت در حال بهتر شدن است.

     
    شکل اسمی این کلمه «indication» است.

    این ارقام فروش نشان‌دهنده رشد خوبی هستند.
    نتیجه آزمایش نشان می‌دهد که سطح کلسترول شما بسیار بالا است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Indoor به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Indoor به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Indoor به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی باران می‌بارد، مردم به فضای داخل ساختمان‌ها پناه می‌برند. (کلمه‌ی indoors در اینجا به عنوان یک اسم به کار رفته است.)

    اگر کودکان نتوانند در فضای بیرون بازی کنند، بازی‌های داخلی انجام می‌دهند. (کلمه‌ی “داخلی” در این جمله نقش صفت دارد.)

    مقابل فضای داخل، فضای بیرون یا باز است.

    دوست من، ویلسون، بیشتر وقتش را در محیط داخلی می‌گذراند.

    او در خانه‌اش یک استخر داخلی دارد.

    خیلی از هتل‌ها هم استخر داخلی دارند.

    بولینگ یک بازی داخلی محسوب می‌شود.

    این بازی در فضای سرپوشیده انجام می‌شود.

    من اصلاً دوست ندارم تمام روز در فضای بسته باشم. بودن در فضای باز را بیشتر می‌پسندم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Industry به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Industry به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Industry به فارسی با مثالهای کاربردی

    واژه “صنعت” را می‌توان برای اشاره به بیشتر انواع کسب‌وکارهایی که خدمات، کالا یا فناوری تولید می‌کنند، به کار برد.

    کسانی که خودرو می‌سازند یا می‌فروشند، در صنعت خودرو فعال هستند.
    کسانی که خانه و ساختمان می‌سازند، در صنعت ساختمان مشغول به کارند.
    آن‌هایی که به استخراج، پالایش یا جابه‌جایی نفت می‌پردازند، در صنعت نفت فعالیت دارند.
    کشاورزان نیز بخش مهمی از صنعت کشاورزی به شمار می‌روند.
    صنعت رایانه تأثیر بسیار زیادی بر شیوه زندگی روزمره ما گذاشته است.
    من در جایگاه یک معلم، در عرصه آموزش کار می‌کنم.
    کسانی که در صنعت آموزش فعالیت دارند، منابع و خدمات آموزشی را در اختیار آموزگاران سراسر جهان قرار می‌دهند.
    شما در کدام صنعت کار می‌کنید؟

     
    روش‌های گوناگونی برای تغییر و کاربرد واژه “صنعت” در گفتگو درباره کار و تولید وجود دارد.

    به کسی که بسیار سختکوش است، “پرکار” یا “سخت‌کوش” گفته می‌شود.
    “صنعتگر” به فردی گفته می‌شود که یک شکل مهم از تولید را در ابعاد بسیار بزرگ مدیریت یا رهبری می‌کند.
    محصولات “مخصوص صنعت” یا “صنعتی” معمولاً در کارخانه‌ها تولید می‌شوند.
    “انقلاب صنعتی” که از اروپا و آمریکا آغاز شد، باعث پدید آمدن روش‌های نوین تولید در مقیاس انبوه گردید.
    بسیاری از کشورهای در حال توسعه در سراسر جهان، روزبه‌روز بیشتر “صنعتی” می‌شوند، در حالی که در گذشته بیشتر به کشاورزی یا گردشگری به عنوان صنعت اصلی خود وابسته بودند.
    کشورهای صنعتی‌شده‌ای مانند آمریکا و چین، در نتیجه فعالیت‌های تولیدی خود، سهم بزرگی از دی‌اکسید کربن جهان را منتشر می‌کنند.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به ترتیب حروف الفبا، همراه با معنی و مثال مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Inform به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Inform به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Inform به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “اطلاع‌رسانی” (Inform) به معنی “خبر دادن” است. این واژه تقریباً همان معنای “گفتن” (Tell) را دارد، اما با این تفاوت که “اطلاع‌رسانی” جدیت و رسمیت بیشتری را می‌رساند.

    ساده گذشته فعل ماضی
    inform

    اطلاع رسانی کردن

    informed

    اطلاع رسانی کرد

    informed

    اطلاع رسانی کرده

    شرکت به کارمندانش گفت که قرار است تعطیل شود.
    پزشک به دایان گفت که بیمار است.
    لازم است مردم ساکن در آن منطقه از پروژه‌های ساختمانی آینده باخبر شوند.
    ساکنان ساختمان از یک نشت گاز مطلع شدند.
    شرکت همه را از خط‌مشی جدید آگاه می‌کند.

    کلمه «اطلاعات» یک اسم غیرقابل شمارش است:
    به چه مقدار اطلاعات نیاز داری؟
    در کیوسک، مقداری اطلاعات موجود است.
    شاهدان، اطلاعات مهمی درباره انفجار در اختیار پلیس گذاشتند.
    شهرداری اطلاعات بسیار مهمی برای دادن به ساکنان دارد.
    ما مطمئن شدیم که همه اطلاعات را دریافت کردند.
    ممنون بابت اطلاعات!
    تخته اعلانات جایی است که مردم اطلاعات را روی آن نصب می‌کنند.

    یک شکل محبوب و کوتاه‌شده این کلمه، «اِینفو» است.
    ممنون بابت اِینفو.
    آیا اِینفویی درباره این موضوع داری؟
    آیا جعبه تلفن، اِینفویی داخلش بود؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Injure به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Injure به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Injure به فارسی با مثالهای کاربردی

     

    ساده گذشته فعل ماضی
    injure

    زخمی کردن

    injured

    مجروح شد

    injured

    مجروح شده

    وقتی کسی آسیب می‌بیند، می‌توانید از کلمه “injure” استفاده کنید. این کلمه برای توصیف آسیب‌های ناشی از تصادف، صدمات عمدی یا موقعیت‌هایی که باعث از دست رفتن فرصت‌ها می‌شود، به کار می‌رود.

    مثال‌ها:
    – من موقع دوچرخه‌سواری به خودم آسیب زدم.
    – شیلا هنگام بالا رفتن از تپه به زانویش آسیب رساند.
    – پرنده بالش را زخمی کرد.
    – دونا در آن تصادف آسیب دید. (این جمله به شکل مفعولی ساخته شده است.)
    – چون افراد زیادی در زمان استفاده از این محصول به خودشان آسیب زده بودند، از بازار جمع‌آوری شد.
    – چند نفر در آن سانحهٔ رانندگی مصدوم شدند.
    – لوئیس به دلیل عملکرد ضعیف در مصاحبه، شانس خود را برای گرفتن آن شغل از دست داد.

    همچنین می‌توانید از “injured” به عنوان صفت برای اشاره به افراد یا حیوانات آسیبدیده استفاده کنید:
    – مصدومان زلزله برای دریافت کمک‌های پزشکی به بیمارستان محل مراجعه کردند.
    – از دور، غرش یک شیر زخمی به گوش می‌رسید.

    اسم این کلمه “injury” به معنی “آسیب” یا “جراحت” است:
    – او هنوز هم از آسیبی که به بازویش وارد شده رنج می‌برد.
    – پس از وقوع توفان، تعداد زیادی مصدوم گزارش شد.
    – شکستگی لگن، آسیب شایعی در میان سالمندان است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Input به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Input به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Input به فارسی با مثالهای کاربردی

    منتظر شنیدن نظرات و پیشنهادات شما هستم. (نظرات و پیشنهادات به معنای ایده‌ها و بازخورد شماست)
    از پیشنهادتان متشکرم.
    مدیرعامل از کارکنان خود درخواست نظر می‌کند.
    مشاوران، اطلاعات سودمندی را در اختیار مراجعه‌کنندگان خود قرار می‌دهند.
    نظرخواهی از مردم به مسئولان شهری کمک می‌کند تا درباره موضوعات مهم، تصمیم‌های درستی بگیرند.
    مسئولان آموزشی، نظراتی را که معلمان مدرسه ارائه داده بودند، نادیده گرفتند. این کار باعث ناراحتی و خشم معلمان شد.

     
    علاوه بر این، کلمه «ورودی» معمولاً برای توصیف فرآیند وارد کردن داده و اطلاعات به رایانه به کار می‌رود:

    صفحه‌کلید، یک نمونه از دستگاه ورودی برای رایانه است.
    کاربران می‌توانند اطلاعات شخصی خود را روی یک صفحه نمایش لمسی وارد کنند. (یعنی آن را در جای مناسب تایپ یا ثبت کنند)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Insane به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Insane به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Insane به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “دیوانه” صفتی است که به کسی گفته می‌شود که توانایی فکر کردن به شکل منطقی را از دست داده است. این کلمه معنایی نزدیک به “مجنون” دارد. اما ما اغلب در زندگی روزمره، این واژه را به صورت غیرواقعی و برای تأکید و اغراق به کار می‌بریم. همچنین از “دیوانه” برای توصیف موقعیت‌های غیرعادی که چیزی بسیار زیاد یا فوق‌العاده است – چه خوب و چه بد – استفاده می‌شود.

    باب می‌گوید اگر در شغل کنونی‌اش بماند، عقلش را از دست می‌دهد.
    کارش دارد او را دیوانه می‌کند. (البته نه به معنای واقعی کلمه)
    کاترین گیلت به عنوان مدیرعامل آن شرکت، پول بسیار زیادی درمی‌آورد. (درآمد او فوق‌العاده است.)
    صف‌های فرودگاه در این فصل از سال واقعاً دیوانه‌کننده است. (صف‌ها بسیار طولانی هستند.)
    قیمت مواد غذایی در این شهر باورنکردنی است. (بهای خوراکی‌ها خیلی بالاست.)
    وای، این شرایط واقعاً غیرعادی است! (ممکن است این وضعیت خوب یا بد باشد.)
    آن دختر خیلی کارهای عجیب می‌کند. (او رفتارهای غیرمعمول زیادی دارد، اما در واقع بیمار نیست.)
    می‌خواهی چه کاری انجام دهم؟ مگر عقلت را از دست داده‌ای؟ (درخواست تو اصلاً منطقی نیست.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.