بلاگ

  • معنی کلمه Idiot به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Idiot به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Idiot به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “احمق” یک واژه پرکاربرد است که برای توصیف فردی نادان، بی‌دقت یا برای نشان دادن نارضایتی از انتخاب دیگران به کار می‌رود. این کلمه یک اسم است.

    اون احمق داره تو خیابون یک طرفه اشتباه رانندگی میکنه.
    رزا می‌گوید که رئیسش احمق است.
    او یک احمق است که بچه‌هایش را در یک روز گرم تابستان در ماشین رها می‌کند.
    چه نوع احمقی این کار را می‌کند؟
    یه احمقی تو خیابون هست که ساعت هفت صبح علفش رو می‌بره.
    همه می‌گفتند که ند به خاطر کاری که کرده یک احمق است.

     

    واژه “حماقت” نیز یک اسم است و به شرایطی اشاره دارد که در آن کار بی‌فایده یا زیان‌باری تکرار می‌شود:

    ادامه دادن به انجام کارها و بارها، با وجود پیامدهای منفی، حماقت محض است.
    به نظر می‌رسد که انسان‌ها نمی‌توانند حماقت جنگ را متزلزل کنند.

     

    کلمه “احمقانه” نیز یک صفت است و برای توصیف کارها یا ایده‌های نادرست استفاده می‌شود:

    این یک ایده احمقانه است.
    این تصمیم احمقانه کی بود؟
    عده‌ای احمق در خیابان سر و صدا می‌کنند.
    سارا دلیل احمقانه‌ای برای ترک زودهنگام کلاس داشت.
    این فیلم کاملا احمقانه است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Idiot به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Idiot به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Idiot به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “احمق” یک واژه پرکاربرد است که برای توصیف فردی نادان، بی‌دقت یا برای نشان دادن نارضایتی از انتخاب دیگران به کار می‌رود. (این کلمه یک اسم است.)

    اون احمق داره تو خیابون یک طرفه اشتباه رانندگی میکنه.
    رزا می‌گوید که رئیسش احمق است.
    او یک احمق است که بچه‌هایش را در یک روز گرم تابستان در ماشین رها می‌کند.
    چه نوع احمقی این کار را می‌کند؟
    یه احمقی تو خیابون هست که ساعت هفت صبح علفش رو می‌زنه.
    همه می‌گفتند که ند به خاطر کاری که کرده یک احمق است.

     

    واژه “حماقت” نیز یک اسم است و موقعیتی را توصیف می‌کند:

    انجام دادن کاری به شکل مکرر و پشت سر هم، با وجود نتایج منفی، حماقت محض است.
    به نظر می‌رسد انسان‌ها نمی‌توانند از حماقت جنگ رها شوند.

     

    کلمه “احمقانه” یک صفت است.

    این یک فکر احمقانه است.
    این تصمیم احمقانه مال کیه؟
    چند نفر احمق اون پایین خیابون دارن سر و صدا می‌کنند.
    سارا یک دلیل احمقانه برای بیرون رفتن زودهنگام از کلاس آورد.
    این فیلم کاملاً احمقانه است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Idle به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Idle به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Idle به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک فرد یا چیزی که «بیکار» (Idle) است، حرکت نمی‌کند یا مشغول کاری نیست.

    وقتی مدیر فروشگاه دید چند نفر از کارکنانش کاری انجام نمی‌دهند، به آن‌ها کار محول کرد.
    در زمان رکود اقتصادی، این کارخانه تعداد زیادی نیروی بدون کار داشت، به همین خاطر آن‌ها را تعدیل کرد.
    کشاورزان گاهی زمین‌های کشاورزی را بدون کشت رها می‌کنند تا مواد مغذی خاک دوباره جایگزین شود.
    آن فروشگاه خالی سال‌هاست که تعطیل و بدون استفاده مانده است.
    کالاهایی که در انبار فروشگاه بدون خریدار مانده‌اند، معمولاً با قیمت کمتری فروخته می‌شوند تا در نهایت به فروش برسند.
    بی‌حوصلگی معمولاً از ذهن بدون فعالیت ناشی می‌شود.
    می‌گویند: «دست‌های بی‌کار، کارگاه شیطان هستند.» این ضرب‌المثل اشاره دارد به این که افراد بدون کار و مشغولیت، ممکن است به سمت کارهای نادرست کشیده شوند.

     
    وقتی کلمه «idle» به عنوان فعل به کار می‌رود، معمولاً به حالتی از خودرو اشاره دارد که موتور آن روشن است، ولی خودرو حرکت نمی‌کند.

    در زمستان، دن معمولاً پنج دقیقه اجازه می‌دهد ماشین درجا کار کند و بعد حرکت می‌کند.
    اگر خودروها برای مدت طولانی درجا کار کنند، پلیس برای راننده جریمه صادر می‌کند، چون این کار باعث آلودگی هوا می‌شود.
    یک سارق، خودرویی را که در بیرون یک پمپ بنزین درجا کار می‌کرد دزدید. دزدیدن آن راحت بود، چون سوئیچ داخل خودرو بود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه If به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه If به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه If به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “اگر” برای بیان شرایط و موقعیت‌هایی به کار می‌رود که ممکن است اتفاق بیفتند یا نیفتند. این کلمه نشان‌دهنده احتمال است:

    میدونی امشب برف میاد یا نه؟
    اگر آن‌ها به هیوستون بروند، همه چیزشان را می‌فروشند.
    اگر رئیست به تو افزایش حقوق بدهد، بیشتر کار می‌کنی؟
    سونیا نمی‌داند که آیا الان می‌خواهد ازدواج کند یا نه.
    آژانس بلیط نمی‌دانست که قطار سر وقت می‌رسد یا نه.
    اگر بیشتر درس نخوانی، نمی‌توانم کمکت کنم.
    حمدی مطمئن نیست که بتواند به آمریکا مهاجرت کند یا نه.

    می‌بینید که “اگر” معمولاً قبل از یک جمله کامل (شامل نهاد و فعل) می‌آید. اما گاهی این کلمه به صورت اسم هم در گفتار شنیده می‌شود:

    مسئله این نیست که “اگر” بلکه “چه زمانی” است. (یعنی اتفاقی به احتمال خیلی زیاد خواهد افتاد.)
    اگر باز هم سر کار دیر کنی، هیچ بهانه و حرفی پذیرفته نیست. اخراج خواهی شد. (یعنی این اتفاق قطعاً خواهد افتاد.)

    همچنین ممکن است کلمه “iffy” را به عنوان صفت بشنوید. این کلمه در موقعیت‌های غیرقطعی به کار می‌رود و اگر در آمریکا زندگی کنید، زیاد می‌شنوید:

    آن‌ها در مورد رنگ دیوارهای اتاق نشیمن مطمئن نیستند.
    کارولین درباره زندگی در فلوریدا مردد است.
    خوزه و میرنا هنوز درباره ازدواج کردن نامطمئن هستند.
    اینکه امشب برف زیادی خواهد آمد یا نه، هنوز قطعی نیست.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Ignorant به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Ignorant به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Ignorant به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر کسی اطلاعات اولیه درباره موضوعی نداشته باشد یا از حقایق مهم بی‌خبر باشد، ممکن است به او برچسب «نادان» زده شود.

    راننده وقتی توسط پلیس جریمه شد، ادعا کرد که از آن قانون بی‌اطلاع بوده است.
    کشاورزان کم‌بضاعت و کم‌اطلاع می‌توانند از کمک سازمان‌هایی که برای پیشرفت آن‌ها فعالیت می‌کنند، بهره ببرند.
    بعضی از والدین نوجوانان ترجیح می‌دهند وقتی فرزندانشان شب‌ها بیرون می‌روند، نسبت به کارهایشان بی‌خبر بمانند.

     
    در استفاده از این کلمه دقت کنید. معمولاً وقتی به کسی می‌گویند نادان، ناراحت و آزرده می‌شود.

    اینقدر بی‌اطلاع نباش.
    آن افراد اطلاعات کمی دارند.
    هنری دوست ندارد با کسانی کار کند که آگاهی کمی دارند.
    وقتی یک نفر، دیگری را متهم به نادانی کرد، ناگهان بین آن‌ها درگیری شروع شد.

     
    کلمهٔ ignorance به معنای «نادانی» یک اسم است:

    نادانی‌ات دارد مشخص می‌شود.
    آن مرد با صدای بلند گفت که چقدر به نادانی خودش افتخار می‌کند.
    یک افسر پلیس به شما خواهد گفت که بی‌اطلاعی از قانون، توجیه قابل قبولی نیست.
    بعضی افراد می‌گویند: «نادانی خوشبختی است»، اما تقریباً همیشه بهتر است از حقایق و اطلاعاتی که به شما مربوط می‌شود، آگاه باشید.
    پسر جوان از کم‌اطلاعی پدرش شرمنده بود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Ignore به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Ignore به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Ignore به فارسی با مثالهای کاربردی

    از این فعل زمانی استفاده می‌شود که کسی به شخص یا چیز دیگری بی‌توجهی می‌کند.

    لوک شکایت‌های مربوط به ماشینش را نادیده می‌گیرد.
    تینا به کسی که در هواپیما کنارش نشسته بود، اعتنایی نکرد. با اینکه آن مرد همچنان صحبت می‌کرد، او حتی یک کلمه هم حرف نزد.
    قانون را نادیده نگیرید. امکان دارد به دردسر بیفتید.
    نباید به درد قلبی بی‌توجهی کنید. این درد ممکن است نشانه یک مشکل سلامتی جدی باشد.
    وقتی دمای هوا بالای ۱۰۰ درجه است، بی‌توجهی به گرما کار سختی است.
    دیگر من را نادیده نگیر و گوش بده!
    یک گدا به سمت مرد پولدار ایستاده در خیابان رفت و تقاضای پول کرد، اما آن مرد به او بی‌اعتنایی کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Ill به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Ill به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Ill به فارسی با مثالهای کاربردی

    فردی که بیمار است را می‌توان با کلمه “ill” توصیف کرد. این کلمه و کلمه “sick” تقریباً معنای یکسانی دارند.

    او احساس ناخوشی می‌کند.
    اگر مریض هستید، بهتر است فقط در خانه بمانید و استراحت کنید.
    یک فرد بیمار به توجه و مراقبت زیادی نیاز دارد.
    امروز صبح حالتان چطور است؟ من احساس ناخوشی می‌کنم.

     
    اما کلمه “ill” در بعضی مواقع معانی دیگری هم دارد:

    هارولد هیچ نیت بدی نسبت به همسر سابقش ندارد. (یعنی او را دوست دارد و برایش آرزوی بدی نمی‌کند.)
    مجرمان دارایی‌هایی را که از راه غیرقانونی به دست آورده بودند، در حیاط پشت خانه دفن کردند. (ill-gotten = به دست آمده از راه غیرقانونی)
    این فکر که مردم حاضر در آنجا می‌توانستند جان آن زن جوان را نجات دهند ولی هیچ کاری نکردند، واقعاً ناراحتم می‌کند. (makes me feel ill = باعث ناراحتی و آزردگی من می‌شود)
    او زنی است که شهرت خوبی ندارد. (یعنی مردم درباره او نظر خوبی ندارند.)
    رأی‌دهندگانی که اطلاعات درست و کافی نداشتند، باعث شدند مردی که صلاحیت لازم را نداشت انتخاب شود. (ill-informed = کسانی که اطلاعات نادرست دارند یا به اندازه کافی آگاه نیستند.)

     
    کلمه illness به معنای “بیماری” است و یک اسم محسوب می‌شود:

    او یک بیماری جدی دارد.
    مری از یک بیماری ناشناخته رنج می‌برد.
    بیماری‌های روانی مشکلی هستند که زندگی میلیون‌ها نفر در آمریکا را تحت تأثیر قرار می‌دهند.
    بیماری ناشی از ویروس ابولا آنقدر خطرناک است که می‌تواند به مرگ منجر شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Image به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Image به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Image به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک «تصویر» نشان‌دهندهٔ شکل ظاهری چیزی است. این تصویر می‌تواند واقعی باشد یا حتی ساختهٔ ذهن.

    شما چه تصویری از یک خانه در ذهن خود دارید؟
    گاهی تصویرتان در پنجره یا آینه دیده می‌شود.
    فیلم در واقع رشته‌ای از تصاویر پشت سر هم است که با نور روی صفحه نمایش داده می‌شود.
    تصاویر دیجیتال را رایانه‌ها می‌سازند و سپس آن‌ها را به صورت نور مرئی نشان می‌دهند.
    دیدن تصاویر جنگ و درگیری در تلویزیون ممکن است بر کودکان اثر بد بگذارد.
    من وقتی روی وبسایتم کار می‌کنم، معمولاً از عکس‌ها استفاده می‌کنم تا به زبان‌آموزانم در یادگیری بهتر واژه‌ها کمک کنم.
    شما به آسانی می‌توانید در اینترنت تصویرِ تقریباً هر چیزی را پیدا کنید.
    عکس‌هایی که با یک دوربین دیجیتال قدیمی گرفته می‌شوند، ممکن است تار باشند. (تار = تصویری محو با وضوح کم)

     

    «تصویر» می‌تواند به شکل ظاهری و شهرت یک فرد هم اشاره کند:

    آن مشاور املاک جوان احساس می‌کرد اگر یک مرسدس سوار شود، تصویر بهتری از خودش ارائه می‌دهد.
    تصویر باب به عنوان یک مرد خشن، به خاطر علاقه‌اش به باله، نرم‌تر شده است.
    با تولید محصولات ناقص، تصویر و اعتبار شرکت آسیب دید.
    برخی از سیاستمداران بیشتر به فکر تصویر خود هستند تا اینکه چطور می‌توانند به مردم حوزه‌ی خود خدمت کنند. (constituent = شخصی که توسط یک مقام منتخب نمایندگی می‌شود)
    با ورود زنان بیشتر به دنیای کسب‌وکار، دیگر تصویر یک مدیر موفق، تنها یک مرد نیست.

    نکته: کلمهٔ «imagery» با «image» ارتباط معنایی دارد.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Imagine به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Imagine به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Imagine به فارسی با مثالهای کاربردی

    تصور کردن یعنی از ذهن خود برای فکر کردن به چیزهای ممکن استفاده کنیم. فرد چیزی را در خواب می‌بیند، در ذهنش مجسم می‌کند یا به چیزی فکر می‌کند که در حال حاضر وجود خارجی ندارد.

    جان لنون دنیایی را در ذهنش می‌ساخت که در آن همه می‌توانستند در صلح زندگی کنند.
    دختربچه دوست دارد فکر کند که حیوانات عروسکی‌اش واقعی هستند و می‌توانند حرف بزنند.
    پسربچه فکر می‌کند و امیدوار است که روزی یک فوتبالیست مشهور شود.
    فکر کنید اگر یک ماه کامل از کار یا مدرسه آزاد بودید، با وقت خود چه کار می‌کردید.
    به همه چیزهایی که ممکن است فکر کنید!

     
    کلمه «تصور» معمولاً در جملات و سوالات به جای کلمه «فکر» به کار می‌رود.

    فکر می‌کنی قیمت این چقدر باشد؟
    فکر می‌کنم او دوست دارد برای شام نزدش بمانیم.
    آنها چطور فکر می‌کردند که می‌توانند این کار را به موقع تمام کنند؟
    مدیر جدید نقش خودش را در شرکت چطور می‌بیند؟

     
    کلمه «تخیل» یک اسم است:

    جیمز تخیل بسیار پرشور و فعالی دارد.
    وقت می‌خواهی کیفیت یک اثر هنری را بسنجی، باید از قوه تخیلت کمک بگیری.
    گاهی اوقات تخیلش آنقدر قوی است که بر او غلبه می‌کند.
    بگذار تخیلت آزادانه پرواز کند.
    از قدرت تخیلت استفاده کن.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Immediately به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Immediately به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Immediately به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی می‌گوییم چیزی “فوراً” لازم است، یعنی همین الان به آن احتیاج داریم. این کلمه نشان می‌دهد وضعیت مهمی پیش آمده و باید بدون معطلی به آن رسیدگی شود:

    آن‌ها باید بلافاصله مادرشان را به بیمارستان می‌بردند چون درد قفسه سینه داشت.
    لازم است این جعبه‌ها را همین حالا جابه‌جا کنی.
    پدرو به محض اینکه چراغ موتور ماشین را روشن دید، خودرو را به تعمیرگاه برد.
    او باید بدون فوت وقت این کار را متوقف کند.
    ما باید همین الان از اینجا برویم!

     
    اگر بخواهیم صفت این کلمه را بسازیم، پایانۀ “ly” را حذف می‌کنیم:

    این مسئله به توجه فوری شما نیاز دارد.
    آن‌ها برای حل مشکل، اقدام فوری انجام دادند.
    نیاز آن‌ها به خانه، فوری است. (توجه داشته باشید که در این جمله، کلمۀ “need” به عنوان اسم به کار رفته است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.