بلاگ

  • معنی کلمه Invent به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Invent به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Invent به فارسی با مثالهای کاربردی

    اختراع کردن به معنای پدید آوردن چیزی جدید است. وقتی کسی چیزی را اختراع می‌کند، در واقع یک ایده تازه، یک وسیله جدید یا یک راه حل نو برای یک مشکل ارائه می‌دهد.

    لامپ روشنایی را توماس ادیسون ساخت.
    تلفن را الکساندر گراهام بل اختراع کرد.
    چه کسی خودرو را برای اولین بار ساخت؟
    برای اختراع کردن، باید بسیار سخت‌کوش بود و صبر زیادی داشت.
    ما به روش‌های تازه‌ای برای تولید انرژی پاک نیاز داریم.
    به نظر شما چه چیزهای دیگری باید اختراع شوند؟
    نخستین کسی که چرخ را ساخت چه کسی بود؟

    به چیزی که ساخته می‌شود “اختراع” می‌گویند.

    گاهی پیش می‌آید که افراد زیادی با همکاری یکدیگر، یک اختراع را کامل می‌کنند.
    اختراعات تازه معمولاً زندگی را برای مردم ساده‌تر می‌کنند یا باعث می‌شوند از زندگی لذت بیشتری ببریم.
    طرح‌ها و ایده‌های لئوناردو داوینچی، در ساخت انواع مختلفی از ماشین‌ها —حتی آن‌هایی که قادر به پرواز بودند— نقش داشت.
    به نظر شما چه نوع اختراعاتی می‌تواند به انسان‌ها کمک کند و زمین را به جای بهتری برای زندگی تبدیل کند؟

    به کسی که چیزهای جدیدی می‌سازد “مخترع” می‌گویند.

    جورج واشنگتن کارور، یک دانشمند و مخترع نام‌آشنا بود که در زمینه کشاورزی فعالیت می‌کرد.
    یوهانس گوتنبرگ کسی بود که ماشین چاپ را ساخت.
    در سراسر جهان، مخترعان زیادی هستند که روی ایده‌ها و محصولات جدید کار می‌کنند.

    واژه “مبتکر” برای توصیف یک ویژگی به کار می‌رود:

    او دانش‌آموزی بسیار مبتکری است.
    جسیکا برای حل آن مشکل، یک روش مبتکرانه به کار برد.
    تفکر مبتکرانه می‌تواند در حل برخی از بزرگترین مشکلات به ما کمک کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Inventory به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Inventory به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Inventory به فارسی با مثالهای کاربردی

    از کلمه “موجودی” برای اشاره به کالاها و محصولاتی استفاده می‌شود که یک فروشگاه یا شرکت برای کار و فروش در اختیار دارد.

    باب باید امروز موجودی‌کشی انجام دهد.
    شرکت، موجودی خود را در آخر ماه محاسبه می‌کند.
    سوفیا مسئول شمارش موجودی فروشگاهش است.
    محاسبه دقیق موجودی بسیار مهم است.
    گاهی مقداری از کالاها به خاطر دزدی از مغازه گم می‌شوند.
    خیلی از فروشگاه‌های بزرگ، بعد از ساعات کاری و در شب، اقدام به شمارش موجودی می‌کنند.
    کامپیوترها در مدیریت و کنترل موجودی کمک زیادی می‌کنند.
    آیا شما تا به حال موجودی یک فروشگاه را شمارش کرده‌اید؟ این کار واقعاً سخت و طاقت‌فرساست.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Invest به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Invest به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Invest به فارسی با مثالهای کاربردی

    سرمایه‌گذاری یعنی پول یا زمان خود را در جایی هزینه کنی با این امید که در آینده رشد کند و ارزش بیشتری پیدا کند. این موضوع، یکی از بحث‌های رایج بین افرادی است که برای هدف‌هایی مثل دوران بازنشستگی یا تحصیل فرزندانشان پس‌انداز می‌کنند.

    خیلی از آمریکایی‌ها در سهام و اوراق قرضه سرمایه‌گذاری می‌کنند.
    بعضی‌ها هم روی طلا یا مسکن سرمایه‌گذاری می‌کنند.
    سرمایه‌گذاری هوشمندانه، نیازمند صبر و حوصله و علاقه به تحقیق و بررسی است.
    درست نیست روی چیزی سرمایه بگذاری که درباره‌اش هیچ اطلاعاتی نداری.
    کسی که در یک شرکت سرمایه‌گذاری کند، تا حدی مالک آن شرکت محسوب می‌شود.
    به فردی که سرمایه‌گذاری می‌کند، «سرمایه‌گذار» می‌گویند. (کلمات «سرمایه‌گذاری» و «سرمایه‌گذار» اسم هستند.)
    آیا شما تا به حال سرمایه‌گذاری کرده‌اید؟
    بعضی از سرمایه‌گذاری‌ها سال‌ها طول می‌کشد تا به سوددهی برسند. (pay off = بهره‌مندی از سود)
    اگر سرمایه‌گذاری پرریسک انجام دهی، ممکن است تمام پولت را از دست بدهی.
    اما اگر سرمایه‌گذاری خوبی انجام داده باشی، شاید سود زیادی به دست بیاوری.
    یکی از دوستانم یک سرمایه‌گذاری ناموفق انجام داد و تقریباً همه پولش را از دست داد.
    بهترین زمان برای شروع سرمایه‌گذاری، زمانی است که جوان هستی. (کلمه «investing» در این جمله یک مصدر است.)
    سرمایه‌گذاری روی تحصیلات و آموزش، بهترین نوع سرمایه‌گذاری است که هر کسی می‌تواند انجام دهد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Invite به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Invite به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Invite به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی می‌خواهید از کسی یا گروهی بخواهید که در یک فعالیت شرکت کنند، از کلمه «دعوت کردن» استفاده می‌شود.

    دوستانم مرا به یک مهمانی دعوت کردند.
    من به یک مهمانی دعوت شدم. (این جمله به شکل مفعولی بیان شده.)
    ما برای ماندن در یک هتل دعوت شدیم.
    دوستانمان ما را دعوت کردند.
    آیا تو دعوت شدی؟
    آیا تو هم دعوت شدی؟
    جیمی بعضی از دوستانش را در فیسبوک به یک سمینار دعوت کرد.
    باب به سمینار دعوت نشد، ولی به هر حال رفت.
    نوازنده روی صحنه از همهٔ تماشاچیان خواست که با او هم‌آواز شوند.
    خانمی که در سوپرمارکت کار می‌کرد از مشتریان خواست تا کمی پنیر بچشند.
    گویندهٔ مسابقه از تماشاگران خواست به احترام سرود ملی بایستند.

     
    کلمات «دعوت‌شده» و «دعوت‌کننده» گاهی به صورت صفت هم به کار می‌روند:

    به مهمانان دعوت‌شده گفته شد کجا برای ناهار بنشینند.
    آن کیک واقعاً دلچسب به نظر می‌رسد. (دعوت‌کننده = جذاب)
    بعضی از افراد حاضر در جشن عروسی، دعوت‌نشده بودند. (دعوت‌نشده = کسی که دعوت نشده)

     
    کلمهٔ «دعوتنامه» یک اسم است:

    دعوت‌نامه‌ها برای مهمانان فرستاده شد.
    ما یک دعوتنامه برای مراسم جوایز دریافت کردیم.
    اسکار یک دعوتنامه عروسی از یک دوست قدیمی گرفت.
    آن وکیل جوان، پیشنهاد همکاری در یک شرکت حقوقی را نپذیرفت.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Invoice به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Invoice به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Invoice به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک فاکتور، در واقع یک لیست کامل از هزینه‌هاست. این لیست می‌تواند شامل دستمزد نیروی کار، قیمت قطعات، هزینه محصول، مالیات و سایر مخارج جزئی باشد. معمولاً وقتی یک شرکت محصولی را ارسال می‌کند، یک فاکتور هم داخل بسته قرار می‌دهد. گاهی اوقات هم این فاکتور، مدتی بعد از اینکه محصول یا خدمات ارائه شد، برای مشتری یا شرکت دیگر فرستاده می‌شود. اگر کار شما به مدیریت خدمات یا محصولات مربوط است، درک معنای این کلمه بسیار مهم خواهد بود.

    The company will send us an invoice for the work they did.
    An invoice was included in the package.
    Our company saves all the invoices it receives.
    Rueben’s secretary files all of the invoices in a filing cabinet.
    Could you please send us an invoice?
    There’s an error on this invoice. (error = mistake)
    She’s upset because there are some unexpected expenses on the invoice.

    شرکت برای کاری که انجام داده، به ما فاکتور خواهد فرستاد.
    یک فاکتور داخل محموله بود.
    شرکت ما همه فاکتورهای دریافتی را نگهداری می‌کند.
    منشی روبن تمام فاکتورها را در یک کمد بایگانی قرار می‌دهد.
    می‌توانید لطفاً یک فاکتور برای ما بفرستید؟
    یک اشتباه در این فاکتور وجود دارد. (error = اشتباه)
    او ناراحت است چون چند هزینه پیش‌بینی‌نشده در فاکتور دیده می‌شود.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Involve به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Involve به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Involve به فارسی با مثالهای کاربردی

    درگیر بودن یعنی بخشی از یک فعالیت یا موقعیت بودن. این کلمه وقتی درباره ارتباطات یا نیازهای مختلف صحبت می‌کنیم، خیلی به کار می‌رود.

    آیا در گروه یا سازمانی عضو هستید؟
    سلما، دوست من، در یک مجموعه فعال در زمینه حقوق بشر مشارکت دارد.
    کوین دوست دارد این تابستان بیشتر به ورزش بپردازد.
    کار جدید سیندی به این صورت است که باید تمام روز با کامپیوتر کار کند. (یعنی بیشتر وقتش با کامپیوتر می‌گذرد.)
    سانجا به دنبال شغلی است که در آن با کودکان سر و کار داشته باشد.
    ما می‌خواهیم تا حد امکان افراد بیشتری را در گرفتن این تصمیم، سهیم کنیم.
    پلیس بعد از آن تیراندازی به دنبال شاهد بود، اما هیچ‌کس تمایل نداشت خودش را در ماجرا دخالت دهد.
    در آن قضیه دخالت نکن.
    بهترین کار این است که وارد ماجرا نشوی.
    آیا می‌دانی راه‌اندازی یک کسب‌وکار جدید چه چیزهایی لازم دارد؟ (چه کارهایی باید انجام شود؟)
    مارینا تصمیم گرفت برای یک کرسی در شورای شهر نامزد شود، اما نمی‌دانست که این کار چقدر از وقتش را خواهد گرفت.
    آیا با کسی رابطه دارید؟ (آیا با کسی در ارتباط عاطفی هستید؟)
    ونسا با کسی که در مدرسه آشنا شده، در ارتباط است. (یعنی دوست‌پسر دارد.)

     
    کلمه «مشارکت» یا «درگیری» یک اسم است:

    برای پاکسازی محله، همکاری و کمک صدها داوطلب لازم است.
    دخالت آن شرکت در کارهای خلاف قانون بود که در نهایت باعث ورشکستگی آن شد.
    همکاری و حضور شما در این وب‌سایت است که آن را به جای جالبی برای سر زدن تبدیل می‌کند.
    از همکاری شما متشکریم!

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Issue به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Issue به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Issue به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “issue” بسته به اینکه در جمله به عنوان فعل به کار رود یا اسم، معانی متفاوتی پیدا می‌کند.
    وقتی “issue” به صورت اسم استفاده می‌شود، معمولاً به موضوعات و دغدغه‌های مطرح در جامعه یا زندگی شخصی اشاره دارد:

    گرمایش زمین یک مسئله مهم است.
    کنترل سلاح‌های گرم موضوعی است که میان دو حزب اصلی سیاسی به شدت مورد بحث است.
    در دوره تبلیغات انتخابات، رأی‌دهندگان به مسائل مختلف توجه می‌کنند.
    در بحران پناهندگان سوریه و عراق، برخی مسائل اخلاقی مهم وجود دارد که نمی‌توان از آن‌ها چشم پوشید.
    ما نمی‌دانیم که موضع فرماندار در این مورد دقیقاً چیست.
    نظر شما درباره موضوع سقط جنین چیست؟
    ادوارد در طول روز، به عنوان بخشی از کارش، با مسائل مهمی سر و کار دارد.
    پاملا به موضوعات مرتبط با مراقبت از کودکان علاقه‌مند است.

     
    گاهی این کلمه وقتی درباره دیدگاه‌ها و باورهای فردی به کار می‌رود، یا وقتی اختلاف نظرهای اساسی وجود دارد که به مشکل در روابط منجر می‌شود، معنای شدیدتری پیدا می‌کند.

    من و مدیرم با هم مشکل داریم. (با هم خوب کنار نمی‌آییم.)
    آیا با این قضیه مشکلی دارید؟ (آیا مخالفتی با این دارید؟)
    مشکلات در زندگی مشترک، بیل و سوفیا را به سمت طلاق برد.
    آن‌ها مسائلی داشتند که حل‌نشدنی بود.

     
    به عنوان اسم، این واژه می‌تواند به شماره چاپ شده یک روزنامه یا مجله هم اشاره کند:

    در شماره امروز نیویورک تایمز، عکسی از ادل چاپ شده است.
    در تازه‌ترین شماره مجله آتلانتیک، مقاله بسیار خوبی درباره پرزیدنت اوباما وجود دارد.

     
    اما وقتی “issue” به عنوان فعل به کار می‌رود، معنای آن “صادر کردن” یا “توزیع کردن” است:

    شهرستانی که من در آن ساکن هستم، برای کسانی که در امتحان رانندگی قبول شوند، گواهینامه صادر می‌کند.
    برای من یک گواهینامه رانندگی صادر شد.
    دولت فدرال و دولت‌های ایالتی، برای افرادی که مالیات بیشتری پرداخت کرده‌اند، چک‌های بازپرداخت صادر می‌کنند.
    ارتش به سربازان تازه‌وارد، یونیفورم می‌دهد.
    اسکناس‌ها توسط ضرابخانه ایالات متحده چاپ و عرضه می‌شوند.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Itch به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Itch به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Itch به فارسی با مثالهای کاربردی

    خارش یک احساس آزاردهنده ولی معمولاً خفیف در قسمتی از پوست بدن است. این حس شبیه به درد است، اما از آن ملایم‌تر محسوب می‌شود. واکنش طبیعی بدن در برابر خارش، مالیدن، خاراندن یا فشار دادن همان ناحیه است.

    اگر خارش داشته باشید، آن را می‌خارانید.
    پشتم می‌خارد. باید آن را بخارانم.
    پشتم خارش دارد.
    نیش پشه باعث ایجاد خارش می‌شود.
    این ژاکت مرا می‌خاراند.
    آن مرد به پزشک گفت که در دست‌ها و پاهایش احساس خارش می‌کند.

     
    واژه “خارش‌دار” یک صفت است:

    اگر پوست سرتان خارش‌دار است، شاید دلیلش خشکی باشد.
    کسانی که پوستشان می‌خارد، می‌توانند برای کاهش ناراحتی از لوسیون یا پماد استفاده کنند.
    بعد از پیاده‌روی در جنگل، تمام بدنم خارش گرفت.
    دختر کوچولو می‌گوید به خاطر دانه‌های پوستی‌اش احساس خارش می‌کند.

     
    گاهی از کلمه “خارش” برای بیان یک تمایل یا میل شدید برای انجام کاری نیز استفاده می‌شود:

    رجینا شدیداً دوست دارد ازدواج کند. (او میل زیادی برای ازدواج دارد.)
    ویلیام علاقه زیادی برای سرمایه‌گذاری در املاک دارد. (او می‌خواهد در بخش مسکن سرمایه‌گذاری کند.)
    مرد مسلح، انگشتش همیشه روی ماشه است. (یعنی به سرعت و به راحتی اسلحه را شلیک می‌کند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Jack به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Jack به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Jack به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “جک” اسمی است که معمولاً برای پسران به کار می‌رود، اما برای نامیدن چیزهای مختلف دیگری هم استفاده می‌شود. این اسم در فرهنگ کشورهایی مثل آمریکا و انگلیس بسیار رایج است.

    این، “جک خاج” است. ارزش آن در یک دسته ورق بازی، تقریباً برابر با بی‌بی یا شاه است.
    او از جک (در فارسی: جک ماشین) استفاده می‌کند تا ماشینش را از روی زمین بلند کند.
    جک تلفن، وسیله‌ای است که تلفن را به خط تلفن وصل می‌کند.
    کودکان با یک توپ پلاستیکی و چند قطعه فلزی، بازی “جکس” را انجام می‌دهند.
    “جک در جعبه” یک اسباب‌بازی محبوب برای کودکان خردسال است.
    چاقوی جک، یک ابزار کاربردی است که می‌توان آن را در جیب حمل کرد.
    قبل از جشن هالووین، بسیاری از مردم با قلم‌زنی روی کدو، “فانوس جک” درست می‌کنند.
    “جک فراست” (نماد سرما و یخبندان) وقتی می‌آید که دمای هوا به زیر صفر می‌رسد.
    جک زیرک باش، جک سریع باش، جک از روی شمعدان پرید.

     
    (این نمونه‌ای از شعرهای محبوب مهدکودک است.)

    Jack and Jill went up the hill to fetch a pail of water. Jack fell down and broke his crown, and Jill came tumbling after.

    جک و جیل از تپه بالا رفتند تا یک سطل آب بیاورند. جک به زمین افتاد و تاجش را شکست و جیل بعد از آن غلت زد.

    (این هم یکی دیگر از شعرهای معروف مهدکودک است.)

    The story of Jack and the Beanstalk is a well-known fairy tale.

    داستان جک و لوبیا سحرآمیز، یک افسانه شناخته‌شده است.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Jacket به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Jacket به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Jacket به فارسی با مثالهای کاربردی

    ژاکت یک لباس بیرونی سبک است که معمولاً وقتی هوا خنک است، آن را می‌پوشیم. فرق ژاکت با کت در این است که ژاکت معمولاً سبک‌تر است، اما گاهی هر دو کلمه را به یک معنا به کار می‌برند.

    گاهی در کلاس، ژاکت می‌پوشم.
    ژاکت نسبت به کت رسمی، معمولی‌تر است.
    وقتی هوا خنک است، او ژاکت می‌پوشد.
    ژاکت جین یک انتخاب محبوب برای فصل بهار یا پاییز است.
    اسکی‌بازها هنگام اسکی، ژاکت مخصوص اسکی می‌پوشند.
    جلیقه نجات وقتی داخل قایق یا آب هستید، به حفظ ایمنی شما کمک می‌کند. به آن جلیقه نجات هم می‌گویند.
    زنبور زرد نوعی زنبور است که اگر مزاحمش شوید، شما را نیش می‌زند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.