بلاگ

  • معنی کلمه Immense به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Immense به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Immense به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی immense باشد، یعنی اندازه آن فوق‌العاده بزرگ است.

    گرند کانیون بسیار بزرگ است.
    کهکشان راه شیری هم بسیار بزرگ است.
    میلیاردری به نام مارک کوبان در یک عمارت بسیار بزرگ زندگی می‌کند.
    هر روز، حجم بسیار زیادی از اطلاعات در اینترنت رد و بدل می‌شود.
    مشکلاتی که کشور با رئیس‌جمهور جدیدش روبرو شده، بسیار بزرگ هستند.
    دانش‌آموزان مدرسه، احساس قدردانی بسیار زیادی نسبت به معلمان خود داشتند.
    درختان سکویایی که در کالیفرنیا وجود دارند، اندازه‌های بسیار بزرگی دارند.

     
    کلمه “immensely” یک قید است و برای توصیف چگونگی یک چیز به کار می‌رود:

    وارن بافت به شدت ثروتمند است.
    اپرا وینفری به طور فوق‌العاده‌ای مشهور است.
    اعضای تیم ما از پیشرفتی که داشته‌ایم، به طور قابل توجهی خوشحال هستند.
    ما از تمام کمکی که کرده‌اید، بی‌نهایت سپاسگزاریم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Immigrate به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Immigrate به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Immigrate به فارسی با مثالهای کاربردی

    مهاجرت به این معنی است که فردی کشور خود را ترک کند و در یک کشور جدید ساکن شود.

    در سال گذشته، چندین صد هزار نفر از نقاط مختلف دنیا به آمریکا نقل مکان کردند.
    در ده سال اخیر، میلیون‌ها نفر به ایالات متحده مهاجرت کرده‌اند.
    آیا شما هم دوست دارید به آمریکا مهاجرت کنید؟
    اگر کسی به شکل قانونی به آمریکا مهاجرت کرده باشد، پس از پنج سال زندگی در آنجا می‌تواند برای شهروندی آمریکا اقدام کند.

     
    به کسی که مهاجرت می‌کند، “مهاجر” گفته می‌شود.

    مهاجران در تأمین نیروی کار مورد نیاز یک کشور نقش مهمی دارند.
    اگر مهاجر هستید، باید آمادگی این را داشته باشید که در کشور جدید بسیار سخت کار کنید.
    زندگی برای یک مهاجر معمولاً با دشواری‌هایی همراه است.
    من (معلم پل) هر روز در کلاسم به مهاجران زبان انگلیسی یاد می‌دهم.

     
    کلمه “مهاجرت” یک اسم است:

    مهاجرت باعث می‌شود جمعیت یک کشور از نظر قومیت و فرهنگ متنوع شود.
    وقتی اقتصاد در وضعیت خوبی نباشد، میزان مهاجرت به آمریکا کمتر می‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Immune به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Immune به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Immune به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “مصون” وقتی به کار می‌رود که یک نفر در برابر یک بیماری محافظت شده باشد یا به طور کلی از چیزی در امان باشد. شما می‌توانید با قرار گرفتن در معرض چیزی، نسبت به آن مصونیت پیدا کنید.

    شیلا در برابر آبله مرغان مصون است چون قبلاً این بیماری را گرفته است.
    سیستم ایمنی بدنتان از شما در مقابل بیماری‌ها مراقبت می‌کند.
    یک واکسن مؤثر آنفولانزا، احتمال مصون ماندن شما در برابر این بیماری را بیشتر می‌کند.
    در فصل انتخابات، نامزدهای سیاسی و مردم عادی در نهایت نسبت به توهین‌ها و تحریف واقعیت‌ها بی‌تفاوت و مصون می‌شوند.

     
    کلمه “مصونیت” یک اسم است:

    شیلا به دلیل ابتلای قبلی در کودکی، مصونیت طبیعی در برابر آبله مرغان دارد.
    متهم در ازای دادن اطلاعات درباره یک شبکه جنایت سازمان‌یافته، درخواست مصونیت از پیگرد قانونی کرد. (کلمه “مصونیت” معمولاً در مباحث حقوقی به کار می‌رود و در اینجا معنای پزشکی ندارد.)

     
    کلمه “ایمن‌سازی” یک اسم است. ایمن‌سازی معمولاً به شکل تزریقی انجام می‌شود که حاوی عامل ضعیف‌شده یک بیماری است. به این نوع ایمن‌سازی، واکسن نیز گفته می‌شود.

    کودکان تا قبل از ۱۰ سالگی، چندین نوع ایمن‌سازی مختلف دریافت می‌کنند.
    ایمن‌سازی چیزی ترسناک نیست، اما خیلی از افراد از آمپول زدن خوششان نمی‌آید.

     
    کلمه “ایمن کردن” یک فعل است:

    یک گروه پزشکی به روستا رفت و همه مردم را در برابر آن بیماری ایمن کرد.
    آیا شما بر علیه بیماری سل واکسینه شده‌اید؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Impact به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Impact به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Impact به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی یا کسی تحت تأثیر چیز یا فرد دیگری قرار می‌گیرد یا تغییر می‌کند، از واژه «تأثیر» استفاده می‌کنیم. این کلمه از نظر معنی شبیه به «نفوذ» یا «اثرگذاری» است.

    در نمونه‌های زیر، «تأثیر» به صورت اسم به کار رفته است:

    الگوی رفتاری که نلسون ماندلا ایجاد کرد، تأثیر بزرگی بر مردم سراسر جهان گذاشته است.
    سخنرانی درباره نابرابری اقتصادی، بر تمام شنوندگانش تأثیر عمیقی گذاشت.
    معلمان می‌کوشند بر شاگردان خود تأثیر بگذارند.
    آن ارائه چه تأثیری روی شنوندگان داشت؟
    روی سطح ماه، نشانه‌هایی از برخورد دنباله‌دارها و سیارک‌ها دیده می‌شود.

     

    واژه «تأثیر» می‌تواند به عنوان فعل نیز استفاده شود:

    کمبود بودجه، تأثیر نامطلوبی بر کار سازمان گذاشته است.
    خریدهای فصل کریسمس، روی آمار فروش کل سال تأثیر می‌گذارد.
    کولاک برف، همه کسانی که در مسیرش بودند را تحت تأثیر قرار داد.
    گیلبرت نگران است که کاهش بودجه، بر شغلش تأثیر منفی بگذارد.
    مرگ آن دختربچه‌ها، همه مردم آن منطقه را تحت تأثیر قرار داد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به‌همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Important به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Important به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Important به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی “مهم” است، یعنی باید به آن توجه کنیم و آن را جدی بگیریم. این چیزها را نباید فراموش کرد؛ باید همیشه به یادشان داشت.

    واژه “important” یک صفت است و معمولاً قبل یا بعد از یک اسم می‌آید:

    * امروز صبح یک جلسه مهم دارم.
    * این، یک بازی مهم برای تیم است.
    * دانش‌آموزان هفته آینده یک امتحان مهم دارند.
    * دیشب یک اطلاعیه مهم از تلویزیون پخش شد.
    * سلامتی مهم است.
    * داشتن روابطی سرشار از محبت مهم است.
    * تحصیلات تو مهم است.

     

    **important + مصدر**

    گاهی این کلمه را با مصدر به کار می‌بریم:

    * مهم است که همیشه باک ماشینتان پر باشد.
    * پس‌انداز پول در بانک کار مهمی است.
    * گنجاندن سبزیجات و میوه در برنامه غذایی اهمیت دارد.
    * یک نکته مهم که باید یادتان بماند، شماره تأمین اجتماعی شماست.

     

    گاهی از واژه “important” برای توصیف افراد یا چیزهایی که از نظر فرهنگی یا تاریخی ارزش دارند استفاده می‌شود:

    * آلبرت اینشتین یک فیزیکدان مهم بود.
    * او نظریه‌های مهمی در علم فیزیک ارائه داد.
    * بیتلز یک گروه موسیقی بسیار مهم بودند.
    * موسیقی آن‌ها در تاریخ موسیقی پاپ اهمیت زیادی دارد.
    * ساختمان امپایر استیت، یک بنای مهم در نیویورک است.
    * کوه راشمور که چهره چهار رئیس‌جمهور سابق آمریکا روی آن کنده‌کاری شده، یک بنای تاریخی مهم به شمار می‌رود.

     

    واژه “importance” که به معنی “اهمیت” است، یک اسم است:

    * او در شرکتش یک فرد بااهمیت محسوب می‌شود.
    * مشارکت او برای تیم از ارزش بسیار بالایی برخوردار است.
    * نمی‌توان از اهمیت این گزارش چشم‌پوشی کرد.

     

    واژه “importantly” یک قید است و به معنی “مهم‌تر” یا “از همه مهم‌تر” است:

    * دسترسی به خدمات درمانی خوب لازم است، اما مهم‌تر از آن، این است که مردم یاد بگیرند چطور از سلامت خود مراقبت کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Improve به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Improve به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Improve به فارسی با مثالهای کاربردی

    **بهبود (Improve)**

    کلمه “بهبود” به این معنی است که در کاری بهتر شوید. شاید شما هم با این کلمه آشنا باشید، اما در مثال‌های زیر می‌توانید ببینید این کلمه چطور با کلمات دیگر به کار می‌رود:

    * تمرین، باعث بهتر شدن عملکرد می‌شود.
    * راشل در نواختن گیتار بهتر شد.
    * آنتونیو در زمینه هنری پیشرفت کرده است.
    * حال او بهتر می‌شود.
    * حال آن زن که چند روز پیش سکته کرد، رو به بهبود است.
    * چطور می‌توانید سطح زبان انگلیسی خود را بالاتر ببرید؟
    * شما می‌توانید با تمرین روزانه، زبان انگلیسی خود را تقویت کنید.
    * اگر دانش‌آموزانم هر روز درس بخوانند، انگلیسی آن‌ها بهتر می‌شود.
    * شهرداری، سیستم حمل‌ونقل شهر را بهتر کرده است.
    * دانشمندان، اطلاعات خود را برای درمان بیماری‌ها بیشتر می‌کنند.
    * سازمان ملل می‌کوشد تا زندگی مردم جهان را بهتر کند.

    **بهبود (Improvement) – یک اسم است**

    * او امروز در کلاس پیشرفت خیلی خوبی داشت.
    * نمره‌ای که معلم می‌دهد، بر اساس میزان پیشرفت است.
    * او به عنوان یک دانش‌آموز، رشد زیادی از خود نشان داده است.
    * پیشرفت شما فوق‌العاده بوده است!
    * وضعیت سلامتی او چندان بهتر نشده است.
    * بهتر شدن وضعیت محله، باعث کم شدن جرم و جنایت می‌شود. (در این جمله از “improvement” به شکل یک اسم قابل شمارش استفاده شده است.)
    * آن‌ها در حال حاضر مشغول بازسازی و تعمیرات خانه هستند.

    **بهبود یافته (Improved) – می‌توان از آن به عنوان صفت استفاده کرد**

    * رانندگی روی یک سطح اصلاح‌شده، راحت‌تر است.
    * نرم‌افزار جدید برای کامپیوترهایمان، باعث کارایی بهتر آن‌ها شد.

    **نکته:** گاهی ممکن است بشنوید که فعل “بهبود” با ضمایری مثل “خودم” یا “خودش” به کار می‌رود. شاید این مدل استفاده در ابتدا کمی غیرعادی به نظر برسد، اما کاملاً درست است. این جمله‌ها نشان می‌دهند که یک فرد برای بهتر شدنِ شخصیت، دانش یا مهارت‌هایش تلاش می‌کند.

    * من سعی می‌کنم روی خودم کار کنم و بهتر شوم.
    * او در تلاش است که خودش را ارتقا دهد.
    * آن‌ها می‌خواهند خودشان را بهتر کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه In به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه In به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه In به فارسی با مثالهای کاربردی

    هر دو در یک جکوزی نشسته‌اند.
    این شیرینی در طعم‌های گوناگونی موجود است.
    او به سلامتی خود اهمیت می‌دهد و به همین دلیل همیشه ورزش می‌کند.
    آیا دکتر امروز بعدازظهر در مطب حاضر است؟ (منظور از “در” اینجا، آماده‌ی ویزیت بیماران بودن است.)
    او چیزی در دستش گرفته است.
    این عکس رنگی نیست؛ بلکه سیاه و سفید است.
    شرکت او بیش از ۲۰ سال است که فعال و پابرجاست.
    این گورخر در یک باغ‌وحش زندگی می‌کند. این باغ‌وحش در شهر سن‌دیگو قرار دارد.
    آنها شدیداً عاشق یکدیگرند.
    او در یک دفتر کار می‌کند و جایگاه شغلی بسیار خوبی در آن شرکت دارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Inch به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Inch به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Inch به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک اینچ، یک واحد اندازه‌گیری است که برابر با ۲.۵۴ سانتیمتر می‌باشد. هر پا شامل ۱۲ اینچ و هر یارد از ۳۶ اینچ تشکیل شده است. (طول یک یارد تقریباً به اندازه یک متر است.)

    گلوریا یک تابه نُه اینچی برداشت و در آن نان پخت.
    صفحه نمایش یک گوشی موبایل بزرگ، معمولاً حدود پنج اینچ در سه اینچ است.
    آن جوانی که در مسابقه پرش ارتفاع شرکت کرده بود، فقط یک اینچ با شکستن رکورد مدرسه فاصله داشت.
    بعد از باران سنگین، چندین اینچ آب در زیرزمین خانه جمع شد.

     
    علاوه بر این، کلمه «اینچ» می‌تواند به عنوان فعل هم به کار رود و حرکت بسیار آهسته را توصیف کند.

    بچه‌ها به آرامی به سمت در حرکت می‌کنند، چون بی‌صبرانه می‌خواهند بروند بیرون و بازی کنند.
    خودروها در محدوده راه‌سازی، بسیار کند و آرام پیش می‌رفتند.
    یک لاک‌پشت را می‌بینیم که خیلی آهسته به سمت آب می‌خزد.
    کوهنوردان، قدم‌به‌قدم از یک مسیر باریک کنار کوه عبور می‌کردند.

     
    عبارت‌های رایجی هم هستند که در آن‌ها از کلمه «اینچ» برای اشاره به مقدارهای بسیار کم استفاده می‌شود:

    ذره‌ذره و به تدریج، دارد پیشرفت می‌کند.
    تکان هم نخور! یک زنبور روی سرت نشسته.
    اگر فقط کمی کوتاه بیایی، آن‌ها فرسنگ‌ها پیشروی می‌کنند. (یعنی اگر کمی سازش کنی، دیگران از آن سوء استفاده می‌کنند و بیشتر می‌خواهند.)
    حتی ذره‌ای هم کوتاه نیا. (سازش نکن و نگذار چیزی از تو بگیرند.)
    فقط یک قدم کوچک تا انجام قرارداد مانده است. (یعنی کار تقریباً تمام شده.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Include به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Include به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Include به فارسی با مثالهای کاربردی

    در خانواده ما پنج نفر زندگی می‌کنیم که من هم یکی از آن‌ها هستم.
    شرکت مورد نظر کوشید تا افراد زیادی را در روند تصمیم‌گیری خود مشارکت دهد.
    در مدرسه‌ی ما دانش‌آموزان بسیاری از شمال آفریقا حضور دارند.
    مبلغ نهایی خرید خودرو، مالیات را هم در بر می‌گیرد.
    هزینه‌های ماهانه‌ی خودرو شامل بنزین، بیمه و هزینه‌های نگهداری می‌شود.
    شغلی که برای آن اقدام می‌کنید، کار بدنی زیادی دارد.
    آیا این محصول باتری هم دارد؟ (یعنی آیا باتری هم همراه آن است؟)
    آیا راهنمای استفاده برای این وسیله موجود است؟
    در این دستور پخت شکر زیادی به کار رفته است. می‌توانید مقدار آن را کمتر کنید.
    اگر در برنامه غذایی‌تان نمک زیادی وجود داشته باشد، ممکن است به مشکلات سلامتی دچار شوید.
    خوب است که میوه و سبزیجات را در برنامه روزانه غذایی خود جای دهید.

     
    واژه “inclusive” یک صفت است.

    جامعه آمریکا می‌کوشد با دعوت از مردم برای شرکت در انواع فعالیت‌ها، محیطی فراگیر ایجاد کند.
    کلیسایی که ما به آن پیوسته‌ایم، بسیار گرمگیر و فراگیر است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Income به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Income به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Income به فارسی با مثالهای کاربردی

    درآمد به مقدار پولی گفته می‌شود که یک نفر از کار یا منابع مختلف به دست می‌آورد.

    استیو درآمد خوبی دارد.
    درآمد او زیاد است.
    او درآمد بالایی دارد.
    سالانه بیش از ۱۲۰,۰۰۰ دلار درآمد دارد.
    استیو علاوه بر این، چند ملک اجاره‌ای هم دارد که از آن‌ها هم پول به دست می‌آورد.
    ونسا از درآمدش راضی نیست.
    درآمد او کم است.
    درآمد سالانه‌اش فقط ۲۰,۰۰۰ دلار است.
    درآمد شما چقدر است؟
    درآمد خانواده شما چقدر است؟ (منظور از درآمد خانواده، پولی است که همسر، بچه‌ها و دیگر اعضای خانواده با هم کسب می‌کنند.)

     
    کلمه «درآمد» معمولاً با یک توصیف‌کننده برای بیان وضعیت یک فرد یا یک منطقه به کار می‌رود.

    این یک منطقه کم‌درآمد است. (استفاده از عبارت «کم‌درآمد» خیلی بهتر از گفتن «فقیر» است.)
    در همه جای شهر ما، خانه‌های مخصوص قشر پردرآمد در حال ساخت است.
    این روزها افرادی که درآمد متوسطی دارند، از حقوقشان راضی نیستند.
    در ساحل شرقی آمریکا، دریافت حقوق بالا بسیار معمول است.

     
    اگر در آمریکا زندگی کنید، ممکن است مجبور باشید بابت درآمدتان، مالیات بپردازید.

    مالیات بر درآمد سارا خیلی زیاد است.
    پارسال او مالیات زیادی پرداخت کرد، برای همین بخشی از پولش به او بازگردانده شد.
    فقط کسانی که بیشتر از مقدار لازم مالیات می‌دهند، می‌توانند بازپرداخت دریافت کنند.
    کسی که کمتر از میزان تعیین شده مالیات بپردازد، باید مابه‌تفاوت را به سازمان مالیات پرداخت کند.
    اگر کسی مالیاتش را به دولت نپردازد، باید جریمه هم بپردازد.

    توجه: کلمه «درآمد» برعکس کلمه «نتیجه» نیست.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.