بلاگ

  • معنی کلمه House به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه House به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه House به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “house” هم می‌تواند به عنوان اسم به کار رود و هم به عنوان فعل. این کلمه معمولاً در ترکیب با کلمات دیگر نیز استفاده می‌شود.

    والری و پت در خانه‌ای سه خوابه زندگی می‌کنند.
    این خانه دو و نیم حمام دارد.
    خانه روی زمینی به اندازه یک چهارم جریب ساخته شده است.

    وقتی “house” به عنوان فعل استفاده می‌شود، تلفظ حرف “s” در آن شبیه “ز” می‌شود و به معنی فراهم کردن جا برای زندگی است.

    ساختمان آپارتمان، جایگاه زندگی چهار خانواده است.
    این زندان، محل نگهداری بیش از هزار زندانی می‌باشد.
    قفسی که ببرها در آن زندگی می‌کنند، باید امروز تمیز شود.

    کلمه “house” به طور کلی به هر نوع محل سکونت اشاره دارد. این کلمه می‌تواند شامل خانه، آپارتمان، خانه سیار، چادر و موارد مشابه باشد.

    دسترسی به مسکن با قیمت مناسب، به یک دغدغه مهم در این منطقه تبدیل شده است.
    دولت برای افرادی که کمک موقت نیاز دارند، مسکن یارانه‌ای فراهم کرده است.
    اوضاع مسکن در منطقه‌ای که شما زندگی می‌کنید چگونه است؟
    پس از زمین لرزه، مردم به خانه‌های امن نیاز داشتند.

    غالباً کلمه “house” را در کنار کلمات دیگر می‌بینید که یک مفهوم ترکیبی جدید می‌سازند:

    خدمتکار، خانه را تمیز کرد.
    بخش نظافت هتل در حال استخدام کارکنان جدید است.
    همسایه‌های ما در خیابان یک مهمانی خانه‌گرمی برگزار کرده‌اند. (مهمانی برای افرادی که تازه به یک خانه یا آپارتمان نقل مکان کرده‌اند)
    خانوار آن‌ها هفت عضو دارد. (به افرادی که با هم در یک مکان زندگی می‌کنند گفته می‌شود)
    کریستین دوست ندارد به او “خانه‌دار” گفته شود.
    گیاهان خانگی، اکسیژن تازه برای فضای خانه شما تولید می‌کنند.
    آیا کلید خانه خود را همراه دارید؟

    *توجه: وقتی خانه‌ای را توصیف می‌کنیم، معمولاً تعداد اتاق خواب و سرویس بهداشتی را ذکر می‌کنیم. یک حمام کامل شامل توالت، سینک و یک وان یا محفظه دوش است. یک حمام سه‌چهارم دارای توالت، سینک و دوش است. یک نیم‌حمام فقط شامل توالت و سینک می‌باشد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه House به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه House به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه House به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “خانه” (House) هم می‌تواند به عنوان یک اسم به کار رود و هم به عنوان یک فعل. این کلمه همچنین معمولاً در ساخت ترکیبات مختلف دیده می‌شود (یعنی وقتی دو کلمه به هم وصل می‌شوند و یک کلمه جدید می‌سازند).

    والری و پت در یک خانه سه خوابه زندگی می‌کنند.
    خانه‌شان دو و نیم حمام دارد.*
    این خانه روی یک زمین به اندازه یک چهارم جریب ساخته شده است.

     
    وقتی “خانه” به عنوان فعل استفاده می‌شود، تلفظ حرف “s” در انتهای آن شبیه “ز” می‌شود. در این حالت، معنی آن “جای دادن” یا “محل سکونت فراهم کردن” است.

    ساختمان آپارتمان، چهار خانواده را در خود جای داده است.
    این زندان بیش از هزار زندانی را در خود جای داده است.
    قفسی که ببرها در آن هستند، باید امروز تمیز شود.

     
    کلمه “خانه” به طور کلی به شرایط و امکانات زندگی در یک مکان اشاره دارد. این اسم می‌تواند شامل خانه، آپارتمان، خانه سیار، چادر و موارد مشابه باشد.

    دسترسی به مسکن مقرون‌به‌صرفه، دارد به یک موضوع مهم در این منطقه تبدیل می‌شود.
    برای افرادی که کمک موقت نیاز دارند، از طریق دولت مسکن یارانه‌ای موجود است.
    وضعیت گزینه‌های مسکن در منطقه‌ای که شما زندگی می‌کنید چگونه است؟
    مردم بعد از زلزله به مسکن امن نیاز داشتند.

     
    اغلب پیش می‌آید که کلمه “خانه” را در ترکیب با کلمات دیگر ببینید و بشنوید تا کلمات جدیدی بسازد:

    خدمتکار، خانه را تمیز کرد.
    بخش خدمات نظافتی هتل در حال استخدام کارگران جدید است.
    مردم آن سر خیابان دارند یک مهمانی خانه‌گرمی می‌گیرند. (مهمانی برای کسانی که تازه به یک خانه یا آپارتمان نقل مکان کرده‌اند)
    خانوار آن‌ها هفت نفر است. (گروه افرادی که در یک مکان زندگی می‌کنند)
    کریستین دوست ندارد به او “خانه‌دار” گفته شود.
    گیاهان آپارتمانی، اکسیژن تازه به خانه شما می‌رسانند.
    آیا کلید خانه خود را دارید؟

    *توجه: وقتی یک خانه را توصیف می‌کنیم، معمولاً تعداد اتاق خواب و حمام را ذکر می‌کنیم. یک حمام کامل شامل توالت، سینک و یک وان یا محفظه دوش است. یک حمام سه‌چهارم دارای توالت، سینک و دوش است. یک نیم‌حمام فقط شامل یک توالت و یک سینک می‌باشد.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه How به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه How به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه How به فارسی با مثالهای کاربردی

    از کلمه “چگونه” برای پرسیدن درباره فاصله، اندازه، مقدار، تعداد، سن، قیمت و کیفیت استفاده می‌شود.

    خانه آنها چقدر بزرگ است؟ (اندازه)
    آن ترک چقدر کوچک است؟ (اندازه)
    فاصله تا شهر بعدی چقدر است؟ (مسافت)
    چند مایل تا شیکاگو فاصله است؟ (تعداد)
    چه مقدار پول در جیبت داری؟ (مقدار)
    او چند سال دارد؟ (سن)
    چه مبلغی برای آن ژاکت پرداختی؟ (هزینه)
    قیمت آن چقدر بود؟ (هزینه)
    مرغوبیت آن چطور است؟ (کیفیت)
    دوام آن چقدر خواهد بود؟ (کیفیت)

     
    از “how” برای صحبت درباره مهارت‌ها و توانایی‌ها نیز استفاده می‌کنیم:

    آیا بلدی چطور ترمز دوچرخه را تعمیر کنی؟
    تری می‌داند چطور فرانسوی حرف بزند.
    این روش تشکیل آکورد C روی گیتار است.
    این طوری درست نیست. داری اشتباه انجامش می‌دی.
    بگذار بهت نشان دهم چطور.
    نحوه انجامش را توضیح می‌دهم.

     
    وقتی می‌خواهید روش انجام کاری را بپرسید یا کمک بخواهید، از “how” استفاده می‌کنید:

    چطور این را باز کنم؟
    چطور این را روشن کنم؟
    این چطور کار می‌کند؟
    چطور این کار را انجام دهم؟
    چطور می‌توانم مهارت انگلیسی خود را تقویت کنم؟
    چطور روغن این ماشین را عوض می‌کنید؟ (در اینجا “you” به صورت کلی به کار رفته و فقط مخاطب خاصی نیست.)

     
    “how” گاهی در ابتدای جمله‌های اسمی هم به کار می‌رود:

    از روشی که این ساندویچ را درست کردند خوشم نمی‌آید.
    او شیوه صحبت کردنش به اسپانیایی را دوست دارد.
    نمی‌توانی تصور کنی چقدر این موضوع آزاردهنده است.
    آنها نمی‌دانند او چه حسی دارد.
    روش نقاشی کشیدن او جالب است.
    اینکه چطور زندگی‌ات را مدیریت می‌کنی، تصمیم خودت است.

     
    برای پیشنهاد دادن چیزی می‌توانید از “how about” استفاده کنید:

    یک قهوه چطور؟
    پیتزا خوردن چطور؟
    انجام ندادن آن کار چطور؟
    یک دور با موتور من چطور؟
    یک نوشابه چطور؟

     
    برای پرسیدن نظر دیگران نیز از “how” استفاده می‌شود:

    این چطور به نظر می‌رسد؟
    طعمش چطور است؟
    کنسرت چطور بود؟
    از فیلم خوشت آمد؟
    از آپارتمان جدیدت راضی هستی؟

     
    گاهی آمریکایی‌ها از “how” برای بیان تعجب استفاده می‌کنند. در این حالت معنای آن نزدیک به “خیلی” یا “چقدر” است.

    چه عالی!
    چقدر زیبا!
    چقدر جالب!
    چقدر کسل‌کننده.
    چه باحال!

     
    در آخر، بسیاری از افراد در سلام و احوالپرسی از “how” استفاده می‌کنند.

    اوضاع چطوره؟
    حالت چطوره؟
    چطوری؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Hug به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hug به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Hug به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “آغوش” یا بغل، وقتی استفاده می‌شود که یک نفر دست‌هایش را دور فرد دیگری می‌اندازد. این کار برای آرام کردن طرف مقابل، نشان دادن پشتیبانی، ابراز محبت یا به عنوان نمادی از دوستی انجام می‌شود.
    در مثال‌های زیر، کلمه “hug” به صورت اسم به کار رفته است. معمولاً از فعل “give” به همراه “hug” استفاده می‌شود.

    Tom gave his son a hug.
    تام پسرش را در آغوش گرفت.

    Those girls are giving each other hugs.
    آن دخترها همدیگر را بغل می‌کنند.

    She’s going to give you a great big hug.
    او شما را با یک آغوش بزرگ در بر خواهد گرفت.

    It looks like someone needs a hug.
    به نظر می‌رسد یک نفر نیاز به بغل کردن دارد.

    Do you need a hug?
    آیا نیاز داری تو را بغل کنم؟

    در جمله‌های بعدی، “hug” به عنوان فعل استفاده شده است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    hug

    در آغوش گرفتن

    hugged

    در آغوش گرفت

    hugged

    در آغوش گرفته

    تام پسرش را محکم در آغوش گرفت.
    آن دخترها همدیگر را بغل می‌کنند.
    مادر، بعد از اینکه دخترش از تاب افتاد، او را نوازش کرد و در آغوش گرفت.
    در آغوش گرفتن بچه‌ها راهی است برای نشان دادن عشق و محبتتان به آن‌ها.
    وقتی ناراحت هستید، بغل کردن دیگران می‌تواند حال شما را بهتر کند. (در این جمله و جمله بعد، «hugging» یک مصدر با ing است.)
    لاستیک‌های این ماشین وقتی جاده خیس است، به خوبی به سطح جاده می‌چسبند. (یعنی لاستیک‌ها محکم روی جاده قرار می‌گیرند و نمی‌لغزند. این یک ویژگی مثبت است!)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Huge به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Huge به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Huge به فارسی با مثالهای کاربردی

    شیلا با ازدواج کردن با رنالدو، یک اشتباه خیلی بزرگ مرتکب شد.
    مردم بسیار زیادی جمع شدند تا صحبت‌های نامزد ریاست جمهوری، دونالد ترامپ را بشنوند.
    فیل‌ها جانوران بسیار بزرگی هستند.
    نوجوانان معمولاً خیلی زیاد غذا می‌خورند و اشتهای زیادی دارند.
    امکان استفاده از اینترنت با تلفن همراه، تأثیر بسیار زیادی روی نحوه انجام تقریباً همه کارهایمان گذاشته است.
    سایت hicafe.app کاربران و بازدیدکنندگان بسیار زیادی دارد. (هر روز افراد زیادی از این سایت دیدن می‌کنند.)
    تلفن آیفون شرکت اپل، یک موفقیت بسیار بزرگ بوده است.
    این چیزی قرار است خیلی بزرگ و معروف شود. (این جمله‌ای است که ممکن است وقتی کسی می‌خواهد محبوبیت آینده یک چیز را حدس بزند، بشنوید.)

     
    کلمه «hugely» یک قید است که معمولاً همراه با صفت «successful» به کار می‌رود.

    اپرا وینفری یک شخصیت تلویزیونی بسیار موفق است.
    آیفون یک تلفن همراه بسیار موفق است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Humid به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Humid به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Humid به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی مقدار آب موجود در هوا زیاد باشد، می‌گوییم هوا مرطوب است. در ایالت مینه‌سوتا، ماه‌های ژوئن تا آگوست معمولاً بسیار مرطوب هستند. در روزهای بارانی تابستان، میزان رطوبت هوا به بالاترین حد خود می‌رسد. هوای مرطوب برای بسیاری از افراد خوشایند نیست، زیرا باعث می‌شود احساس ناراحتی کنند و بیشتر عرق کنند.

    کلمه “humid” یک صفت است:

    امروز هوای بیرون مرطوب است.
    خیلی از مردم وقتی هوا مرطوب است به ساحل می‌روند.
    ما در روزهای مرطوب در زیرزمین از رطوبت‌گیر استفاده می‌کنیم. (دستگاه رطوبت‌گیر، آب موجود در هوا را جذب می‌کند تا هوا خشک‌تر شود.)
    آیا شما هوای مرطوب را دوست دارید؟

    اسم این کلمه “humidity” است.

    رطوبت امروز باعث شده است که بسیاری از افراد کولرهای خود را روشن کنند.
    این رطوبت واقعاً آزاردهنده است.
    آیا شما رطوبت هوا را احساس می‌کنید؟
    مشکل گرما نیست، مشکل رطوبت است. (این جمله‌ای رایج است که در روزهای مرطوب زیاد شنیده می‌شود. منظور این است که رطوبت هوا از گرمای آن آزاردهنده‌تر است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Humble به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Humble به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Humble به فارسی با مثالهای کاربردی

    کسی که فروتن است، می‌داند چطور از جایگاهی که در آن قرار دارد، قدردان باشد. چنین فردی ممکن است برای دستاوردهایش احساس شکرگزاری یا تواضع کند. گاهی هم واژه “فروتن” وقتی به کار می‌رود که کسی احساس کند لایق تشویق و تحسین نیست، یا شرایط خوبش ناگهان تغییر کند.

    جو گفت با دانستن این که موفقیتش حاصل زحمات کسانی است که پیش از او بوده‌اند، احساس فروتنی می‌کند.
    گلوریا با این که در شرکتش به عنوان یک رهبر بسیار موفق عمل کرده، اما از حمایت همکارانش احساس تواضع می‌کند.
    از دست دادن شغل مدیریتی برای آنتونی، که تا قبل از آن فقط موفقیت را تجربه کرده بود، یک تجربه فروتن‌کننده بود.
    آغاز ساده و بی‌آلایشِ آن کسب‌وکار چند میلیاردی، فقط یک کافی‌شاپ کوچک در یک شهر کوچک در غرب میانه بود.
    چارلز در مراسم اهدای جوایز گفت که از این که همکارانش از او تقدیر کردند، احساس تواضع می‌کند.
    او با کمال فروتنی جایزه را پذیرفت.
    دریافت آن جایزه برایش یک تجربه عمیقاً متواضعانه بود.
    حتی فروتنی ذاتی او هم تقریباً باعث شد که از پذیرش جایزه خودداری کند.

    یک اصطلاح نسبتاً جدید وجود دارد به نام “لافِ فروتنانه”. این کار دقیقاً برعکس فروتنی است؛ یعنی وقتی کسی سعی می‌کند تواضع نشان دهد، اما در واقع دارد لاف می‌زند. به این رفتار می‌گویند “لافِ فروتنانه” که یک اسم است.

    داستان رودی درباره کمک به پناهندگان برای پیدا کردن شغل در شرکتش، یک نمونه آشکار از لافِ فروتنانه بود.
    پخش زنده آماتوری که ایزابل از آشپزخانه‌اش انجام داد، کم‌کم به یک لافِ فروتنانه تبدیل شد، چون بینندگان فهمیدند که او چقدر ثروتمند است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Humor به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Humor به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Humor به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی می‌خواهید چیزی را که بامزه است توضیح دهید، یا وقتی از توانایی فردی در تشخیص موضوعات خنده‌دار حرف می‌زنید، می‌توانید از کلمه‌ی «طنز» به عنوان اسم استفاده کنید.

    او حس طنز خوبی دارد.
    من هیچ نکته‌ی خنده‌داری در آن موقعیت ندیدم. زمین خوردن او به نظرم مضحک نبود.
    اگر به طنز علاقه دارید، قطعاً این فیلم را دوست خواهید داشت.
    این نویسنده به خاطر نوشته‌های طنزش شناخته شده است.

     
    کلمه‌ی «humorous» یک صفت است و معنی آن بسیار نزدیک به «خنده‌دار» است.

    جسیکا در کلاس حرف طنزآمیزی زد و همه خندیدند.
    تماشاگران آن نمایش، آن را بامزه و طنزآمیز یافتند.
    این یک موقعیت تقریباً خنده‌دار است.
    من واقعاً این صحنه را خنده‌دار نمی‌بینم.

     
    از «humor» می‌توان به عنوان فعل هم استفاده کرد، اما در این صورت معنای آن تغییر می‌کند. وقتی شما کسی را «humor» می‌کنید، یعنی اجازه می‌دهید آن فرد چیزی را باور کند که واقعیت ندارد.
    مثلاً اگر شما یک اثر هنری بی‌کیفیت خلق کنید و من بگویم:
    «این زیباترین چیزی است که تا به حال دیده‌ام»، در واقع دارم با شما طنز برخورد می‌کنم (یعنی دارم تظاهر می‌کنم).

     
    وقتی تامی ماجرایی از مدرسه تعریف می‌کرد، مادرش با او همراهی کرد و تظاهر به باور کرد.
    تقریباً همه‌ی همکاران در محل کار، وقتی دن در مورد محبوبیتش بین زنان صحبت می‌کند، با او همراهی می‌کنند و حرفش را می‌پذیرند.
    من لازم نمی‌بینم که با راشل چنین برخوردی داشته باشیم. بهتر است حقیقت را به او بگوییم. (یعنی دیگر تظاهر نکنیم.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Hunt به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hunt به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Hunt به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «hunt» به معنای «شکار» است و هم می‌تواند به عنوان اسم به کار رود و هم به عنوان فعل. رایج‌ترین استفاده آن وقتی است که کسی می‌خواهد حیوانی را برای خوردن یا شکار پیدا کند، اما این کلمه برای اشاره به جستجوی چیزهای دیگر هم کاربرد دارد. در ادامه با مثال‌هایی نشان می‌دهیم که چطور می‌توان از این کلمه هم به صورت فعل و هم به صورت اسم استفاده کرد.

    They’re hunting for deer this weekend.
    آنها این آخر هفته در حال شکار گوزن هستند.

    They went on a hunt for deer.
    آنها به شکار گوزن رفتند.

    George is hunting for a job.
    جورج دنبال کار می‌گردد.

    He’s on a job hunt.
    او در جستجوی شغل است.

    Kathryn hunted for a job for months before finally finding one.
    کاترین چندین ماه دنبال کار گشت تا بالاخره پیدایش کرد.

    Her job hunt lasted for months.
    مدت جستجوی شغل او به ماه‌ها کشید.

    The police are hunting for a man who escaped from jail.
    پلیس در پی یافتن مردی است که از زندان فرار کرده.

    They’re on a manhunt.
    آنها در تعقیب یک فراری هستند.

    At this time of year, shoppers hunt for bargains on items purchased as gifts.
    در این فصل از سال، خریداران به دنبال کالاهای ارزان برای هدیه می‌گردند.

    They’re on a hunt for good deals.
    آنها در جستجوی تخفیف‌های خوب هستند.

    آیا می‌توانید تفاوتِ کاربرد «hunt» به عنوان فعل و اسم را تشخیص دهید؟ اگر نه، یک بار دیگر مثال‌های بالا را مرور کنید. یا به این دو جمله دقت کنید:

    He’s hunting. (فعل)
    او در حال شکار است.

    He’s on a hunt. (اسم)
    او در حال شکار است.

    اگر هنوز در تشخیص اسم و فعل مشکل دارید، بهتر است مجدداً نکات دستوری مربوط به اسم و فعل را مرور کنید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Hurry به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hurry به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Hurry به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه hurry که به معنای “عجله” است، معمولاً به عنوان یک فعل در جمله به کار می‌رود. این کلمه از نظر معنا شبیه به فعل rush و صفت fast است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    hurry

    عجله کن

    hurried

    عجله کرد

    hurried

    عجله کرده

    عجله کن! عجله کن!
    اگر می‌خواهی به اتوبوس برسی، باید سریع باشی.
    صبح‌ها همه برای آماده شدن به محل کار یا مدرسه، شتاب دارند.
    مارک و لیندا سریع به فرودگاه رفتند تا پروازشان را از دست ندهند.
    عجله کن! فیلم دارد شروع می‌شود.
    اگر عجله نکنی، دیرت می‌شود.
    زود باش. من تمام روز وقت ندارم!
    دارم عجله می‌کنم!

    گاهی اوقات کلمه “hurry” به عنوان اسم استفاده می‌شود:
    چرا این قدر عجله داری؟ ما وقت زیادی داریم.
    تام برای تمام کردن تکالیفش عجله زیادی دارد.
    آلیسون برای ازدواج کردن عجله دارد، اما بهتر است صبر کند.

    وقتی افراد عجله ندارند، معمولاً چنین جملاتی می‌گویند:
    عجله ندارم. می‌توانم صبر کنم.
    عجله‌ای نیست.
    نیازی به عجله کردن نیست.
    لازم نیست عجله کنیم. وقت زیادی داریم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.