بلاگ

  • معنی کلمه Hill به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hill به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Hill به فارسی با مثالهای کاربردی

    بیا از آن تپه بالا برویم.
    آنها از تپه بالا رفتند و بعد از آن، از تپه پایین آمدند.
    ایالت ویسکانسین تپه‌های زیادی دارد. زمین در آنجا حالت تپه‌ای دارد. (کلمه “تپه‌ای” یک صفت است.)
    آیا دوست داری خانه‌ات روی قلهٔ یک تپه باشد؟
    پایین آمدن از تپه با دوچرخه بسیار لذتبخش است، اما بالا رفتن از آن چندان جالب نیست.
    او می‌خواهد با سورتمه‌اش از روی تپه سر بخورد.
    از سورتمه برای سر خوردن روی تپه‌های پوشیده از برف در فصل زمستان استفاده می‌شود.
    او با سورتمه‌اش از تپه پایین می‌رود. (در انگلیسی آمریکایی، تلفظ “he’ll” و “hill” کاملاً یکسان است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Hinge به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hinge به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Hinge به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک لولای در، قطعه‌ای است که در را به چهارچوب آن متصل می‌کند. این قطعه معمولاً با پیچ به هر دو ثابت می‌شود و بخش‌های آن با یک میله به هم وصل می‌شوند. کار اصلی لولا این است که به در اجازه بدهد به آرامی بچرخد و باز و بسته شود.

    در جیرجیر می‌کرد، برای همین لولاهایش را روغن زدم.
    می‌خواستیم در را برداریم، بنابراین پین‌های لولا را خارج کردیم.
    اگر در خوب بسته نمی‌شود، ممکن است مشکل از شل بودن لولاها باشد.

    گاهی اوقات از این کلمه به صورت فعل نیز استفاده می‌شود. در این حالت، “hinge on” به معنای “وابسته بودن به” یا “مبتنی بودن بر” چیزی است.

    نتیجه دادگاه به کیفیت ارائه مدارک بستگی دارد.
    تصمیم او برای ازدواج کردن، به موافقت والدینش وابسته است.
    دریافت یا عدم دریافت وام، به میزان اعتبار مالی آنها بستگی خواهد داشت.

    واژه “unhinged” صفتی است که برای توصیف فردی که رفتار بسیار آشفته، غیرعادی یا دیوانه‌وار دارد به کار می‌رود.

    برخی از مخالفان دونالد ترامپ ادعا کرده‌اند که او رفتارهای غیرعادی و نامتعادلی دارد.
    آن زن هنگام گذر از خط کنترل امنیت فرودگاه، کنترل خود را از دست داد و بسیار آشفته شد.
    هیچ کس تمایل ندارد با داریل همکاری کند، چون به سادگی کنترل خود را از دست می‌دهد و عصبی می‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به‌همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Hint به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hint به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Hint به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی می‌خواهید به کسی برای پیدا کردن اطلاعات یا جواب کمک کنید، می‌توانید از کلمه «اشاره» استفاده کنید. یک اشاره، یک راهنمایی یا سرنخ است که تا حدی پنهان است، اما می‌توان آن را تشخیص داد. (اگر به اندازه کافی تلاش کنید، می‌توانید آن را پیدا کنید، ببینید، بو کنید، بچشید یا بشنوید.)

    در این جمله‌ها و پرسش‌ها، «اشاره» به عنوان یک اسم به کار رفته است:

    – من جواب را نمی‌دانم. می‌توانید کمی راهنمایی‌ام کنید؟
    – چندین راهنمایی در آزمون به دانش‌آموزان کمک کرد تا جواب درست را پیدا کنند.
    – تام به بچه‌ها چند اشاره کرد تا راحت‌تر بتوانند شیء پنهان شده را پیدا کنند.
    – آیا سارا به فردریش این را می‌فهماند که دیگر دلش نمی‌خواهد او را ببیند؟
    – ابرهایی که در آسمان حرکت می‌کنند، نشانه‌ای هستند از اینکه ممکن است باران ببارد.
    – ماهی طعم کمی لیمو دارد. (این طلم کمی حس می‌شود.)
    – بوی خفیفی از کاری در هوا بود. (به سختی می‌شد بوی کاری را حس کرد.)

     

    در این جمله‌ها و پرسش‌ها، «اشاره» به عنوان یک فعل به کار رفته است:

    – پدر علی اشاره کرد که برای پسرش یک تبلت گلکسی جدید خواهد خرید.
    – آمار فروش کم در ایام تعطیل نشان می‌دهد که این فروشگاه احتمالاً ادامه نخواهد داد.
    – او به چه چیزی اشاره می‌کند؟ (منظورش چیست؟)
    – آیا آن‌ها دارند می‌فهمانند که می‌خواهند به تگزاس بروند؟
    – دولت اشاره کرد که نرخ بهره را به تدریج افزایش خواهد داد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Hip به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hip به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Hip به فارسی با مثالهای کاربردی

    باسن قسمتی از بدن است که بالا‌تنه به پاها متصل می‌شود. این ناحیه نقش مهمی در حرکت بدن دارد.

    مفصل ران بخشی از بدن است که راه رفتن را ممکن می‌سازد. این مفصل، استخوان ران را به لگن متصل می‌کند.
    خیلی از افراد وقتی می‌ایستند، دست‌های خود را روی باسن خود قرار می‌دهند.
    به نظر می‌رسد با بالا رفتن سن، پهلا و باسن افراد پهن‌تر می‌شود.
    مادربزرگم زمین خورد و استخوان لگنش شکست. شکستگی لگن برای افراد سالمند می‌تواند بسیار خطرناک باشد.

    در زبان عامیانه، کلمه «هیپ» به معنای شخص یا چیزی است که خیلی باحال و به‌رو است. یک فرد هیپ معمولاً کسی است که مد، موسیقی و سبک‌های هنری روز را به خوبی می‌شناسد و دنبال می‌کند.

    جو آدم بسیار باحال و به‌رویی است.
    او لباس‌های شیک و امروزی می‌پوشد.
    به موسیقی روز و جذاب گوش می‌دهد.
    باشگاه‌هایی که می‌رود خیلی پُرمد و جذاب هستند.
    بعضی از دوستانش به او می‌گویند هیپستر. (هیپستر یعنی کسی که هم ظاهرش و هم رفتارش باحال و مُدرن است)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Hire به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hire به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Hire به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای به کار گرفتن یک نفر: وقتی یک صاحب کسب‌وکار، یک مدیر، یا مسئول نیروی انسانی تشخیص می‌دهد که فردی (مرد یا زن) توانایی و شایستگی لازم برای یک موقعیت شغلی را دارد، تصمیم می‌گیرد او را به جمع شرکت یا سازمان خود اضافه کند و برایش شغل ایجاد نماید.

    آن‌ها در حال به کارگیری نیروهای جدید هستند.
    آن هتل تازه‌تأسیس همین حالا در حال جذب نیرو است.
    خیلی از فروشگاه‌ها در تابستان نیروی کار جدید می‌گیرند.
    همسایه‌ام می‌گوید لازم است یک نفر را برای انجام کارهای برق‌کاری استخدام کند.
    نهایتاً چه کسی را برای استخدام انتخاب کردند؟

     
    فعل “hire” معمولاً به صورت مجهول به کار می‌رود:

    چه کسی برای انجام این کار استخدام شد؟
    هفته‌ی گذشته، بیست نفر تازه‌کار به دلیل گسترش شرکت، به کار گرفته شدند.
    کوین پس از دو سال بیکاری، بالاخره در یک شغل جدید مشغول به کار شد.
    پیدا کردن کار بدون داشتن مهارت‌های کامپیوتری خاص، سخت است.

     
    واژه‌ی “hiring” (به کارگیری) معمولاً به عنوان مصدر به کار می‌رود:

    فرآیند جذب نیروی جدید در آن شرکت، با شروع رکود اقتصادی به طور ناگهانی متوقف شد.
    آنها تعداد زیادی نیروی تازه به کار گرفته‌اند.
    مسئول جذب نیرو در شرکت شما چه کسی است؟
    آیا کسی را می‌شناسید که در حال حاضر نیروی جدید می‌پذیرد؟

     
    کلمه‌ی “hire” گاهی به عنوان اسم نیز استفاده می‌شود:

    یک نیروی تازه‌کار از هفته‌ی آینده کار خود را آغاز می‌کند. (منظور از new hire یک کارمند جدید است.)
    آنها در یک سال گذشته ده نیروی جدید به کار گرفته‌اند.

     
    همچنین با افزودن حرف “d” به انتهای hire، می‌توان از آن به صورت صفت استفاده کرد:

    یک کارگر تازه‌وارد، چیزهای زیادی برای یادگیری دارد.
    مزرعه توانست به اندازه‌ی کافی کارگر موقت برای تمام کردن فصل برداشت پیدا کند. (منظور از hired hand کارگر موقت است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Hiss به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hiss به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Hiss به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه hiss برای توصیف صداهای تیز و بلندی که شبیه «سسس» هستند به کار می‌رود.

    رادیاتور دارد صدا می‌دهد.
    گربه‌ام به من هیس کرد.
    از زیر ماشین صدای هیس می‌آید.
    آن صدای هیس را می‌شنوی؟
    وقتی آب برای اولین بار از سیستم آبیاری بیرون می‌آید، صدایش شبیه هیس است.
    وقتی از او پرسیدند اسمش چیست، سیسیل با صدای هیس جواب داد.
    وقتی صدای هیس مار را شنیدیم، فرار کردیم.

    کلمه hissy در عبارت hissy fit به کار می‌رود. این عبارت به معنای «جوش آوردن» یا «قهر و دادوبیداد کردن» است، مثل وقتی که کسی کنترل خود را از دست می‌دهد.

    وقتی یکی از طولانی شدن جلسه شکایت کرد، بروس قشقرق به پا کرد.
    قشقرق‌های سرپرست ما بیشتر شده.
    جوش نزن و قشقرق راه نینداز!
    دختر کوچولو توی آسانسور قشقرق به پا کرد و از کوره دررفت.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه History به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه History به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه History به فارسی با مثالهای کاربردی

    از کلمه “تاریخ” یا “سابقه” برای اشاره به رویدادهای گذشته استفاده می‌شود:

    آن مرد جوان، سابقه درگیری با قانون را دارد.
    در پرونده پزشکی لاشوندا، آلرژی و چندین بار ابتلا به ذات الریه ثبت شده است.
    ادگار به پزشک گفت که در خانواده‌اش سابقه سرطان وجود دارد. یعنی چندین نفر از اعضای خانواده او در سال‌های قبل به سرطان مبتلا شده‌اند.
    این طوفانی که به منطقه ما نزدیک می‌شود، در گذشته معمولاً با تگرگ‌های درشت و بادهای بسیار تند همراه بوده است.

     

    اما کلمه “history” معمولاً وقتی به کار می‌رود که در مورد یک رشته تحصیلی صحبت می‌کنیم.

    تانیا عاشق مطالعه تاریخ است.
    او بیشتر از همه به تاریخ یونان و روم علاقه دارد.
    تانیا در حال بررسی این است که در دانشگاه، تاریخ را به عنوان رشته اصلی خود انتخاب کند.

     

    کلمات “historical” و “historic” هر دو صفت هستند:

    مطالعه رویدادهای تاریخی اهمیت زیادی دارد، چون می‌توانیم از اتفاقاتی که در گذشته رخ داده درس بگیریم.
    قهرمانی این تیم در آن فصل، یک رویداد تاریخی بود. هیچ تیم دیگری تا آن زمان به چنین تعداد побеادی دست نیافته بود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Hit به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hit به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Hit به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «Hit» به معنای «ضربه زدن» است و معنی‌هایی نزدیک به واژه‌هایی مثل مشت زدن، کوبیدن، سیلی زدن، هُل دادن و کتک زدن دارد.
    اما این کلمه، یکی از پایه‌ای‌ترین و پرکاربردترین کلمات در زبان انگلیسی محسوب می‌شود. بنابراین، مثال‌های زیر می‌توانند به شما کمک کنند تا بهتر بفهمید چه زمانی و چگونه از آن استفاده کنید.
    در نمونه‌های اول، کلمه Hit به صورت یک فعل به کار رفته است. این فعل، یک فعل بی‌قاعده محسوب می‌شود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    hit

    ضربه زدن

    hit

    ضربه زد

    hit

    ضربه زده

    یک توپ هاکی به سرش خورد. بازیکنی به توپ ضربه زد و توپ به سر او برخورد کرد. سرش با توپ هاکی اصابت کرد.
    یک بازیکن بیسبال می‌کوشد با چوب بیسبال به توپ ضربه بزند.
    یک بوکسور، با دستکش بوکس به حریفش ضربه می‌زند.
    یک تنیس‌باز با راکت خود به توپ تنیس ضربه می‌زند.
    اگر در زمان رعد و برق بیرون از خانه باشید، ممکن است صاعقه به شما اصابت کند.
    رانندگان ممکن است در حین رانندگی با خودروهای دیگر برخورد کنند.
    یک نوازنده درام، با چوب‌های مخصوص به طبل‌ها ضربه می‌زند.
    یک موزیسین، وقتی ساز می‌زند یا آواز می‌خواند، سعی می‌کند نتها را درست بنوازد.
    یک پیانیست هنگام نواختن آهنگ، کلیدهای پیانو را فشار می‌دهد.
    ممکن است یک کشتی بزرگ در هنگام حرکت در دریا به یک کوه یخ برخورد کند.
    اگر کسی بخواهد از آسانسور استفاده کند، دکمه‌ای را فشار می‌دهد تا آسانسور بیاید یا به طبقه مورد نظرش برسد. وقتی می‌گوییم “دکمه را بزن”، یعنی آن را فشار بده.

    کلمه “Hit” به عنوان اسم هم بسیار کاربرد دارد:
    یک بازیکن بیسبال تلاش می‌کند یک ضربه موفق بزند تا بتواند روی بیس قرار گیرد و امتیاز بگیرد.
    موسیقیدانان حرفه‌ای امیدوارند با ساختن آهنگ‌های پرفروش (Hit) معروف شوند. او یک اثر پرفروش دارد.
    فیلم‌های پرفروش (Hit movies) معمولاً بازیگران مشهوری دارند که بینندگان زیادی را جذب می‌کنند.
    وقتی ماهیگیری می‌کنید، ممکن است تکان‌هایی در نخ خود حس کنید که نشان می‌دهد یک ماهی طعمه را گرفته است.
    صاحبان وبسایت‌ها دوست دارند بازدید زیادی از سوی کاربران داشته باشند. این وبسایت هر روز بازدیدهای زیادی دارد.

    عبارات رایج زیادی وجود دارد که شامل کلمه “hit” می‌شود:
    وقتی مردی به زنی علاقه‌مند می‌شود، سعی می‌کند با او ارتباط برقرار کند تا توجهش را جلب کند. (hit on = تلاش برای جذب کردن)
    یک زن نیز می‌تواند به همین شکل به مردی ابراز علاقه کند.
    وقتی فکر ناگهانی به ذهنتان می‌رسد، می‌گویند ایده به شما الهام شده است.
    وقتی راه‌حلی برای یک مشکل پیدا می‌کنید، می‌گویند به جواب درست رسیده‌اید.
    اگر کسی بسیار عصبانی شود، می‌گویند از خشم منفجر شد.
    وقتی از کسی می‌خواهید که برود، می‌گویید: “راه بیفت!” (hit the road = از اینجا برو)
    کسی که به سفر می‌رود نیز می‌گویند راه افتاده است. (hit the road = به سفر رفتن)
    اگر دارویی اثر بدی روی شما بگذارد، می‌گویند بدنتان آن را نپذیرفته است.
    اگر یک خوراکی یا نوشیدنی دقیقاً همان چیزی باشد که دلتان می‌خواسته، می‌گویند دلتان را زد. واقعاً دلم را زد. (hit the spot = رضایت کامل دادن)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Hitch به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hitch به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Hitch به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک «هیچ» (Hitch) نوعی اتصال‌دهنده است. این کلمه را هم می‌توان به صورت اسم به کار برد و هم به صورت فعل.
    ممکن است یک «هیچ» در پشت یک خودرو نصب شده باشد.

    می‌توانید (فعل) یک تریلر، قایق، کمپر یا هر وسیله دیگری را به خودرویی که «هیچ» (اسم) دارد، متصل کنید.
    داشتن یک «هیچ» روی ماشینتان بسیار کاربردی و راحت است.
    آیا ماشین شما «هیچ» دارد؟

    به کسی که کنار جاده می‌ایستد و سعی می‌کند با درخواست خودرویی را متوقف کند، «مسافر تصادفی» (Hitch Hiker) می‌گویند.

    او سعی می‌کند یک سواری بگیرد.
    او یک مسافر تصادفی است.
    کسی که می‌خواهد سواری بگیرد، معمولاً شست دست خود را به سمتی که می‌خواهد برود، بلند می‌کند.

    گاهی اوقات، وقتی دو نفر با هم ازدواج می‌کنند، به جای کلمه «ازدواج» از اصطلاح «هیچ شدن» استفاده می‌شود.

    او دارد «هیچ» می‌شود.
    آنها دارند «هیچ» می‌شوند.
    چه زمانی آنها «هیچ» می‌شوند؟

    در نهایت، کلمه «هیچ» در عبارت «بدون هیچ مشکلی» (Without a Hitch) هم به کار می‌رود. اگر کاری «بدون هیچ مشکلی» پیش برود، یعنی هیچ مانع یا مسئله‌ای در طول انجام آن رخ نداده است.

    اجرای برنامه، کاملاً بدون مشکل پیش رفت.
    شب، بدون هیچ مشکلی آغاز شد، اما بعداً چند مسئله کوچک پیش آمد.
    کارول توانست ماشینش را بدون هیچ دردسری روشن کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Hog به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hog به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Hog به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “hog” را هم می‌توان به‌صورت اسم و هم به‌صورت فعل به کار برد.

    در این جمله‌ها، “hog” به عنوان اسم استفاده شده است:

    ماشین تیم واقعاً پرخور است و بنزین زیادی می‌خورد. در هر گالن فقط ده مایل راه می‌رود.
    اینقدر خودخواه نباش و کمی از آن را با من تقسیم کن.
    این بازی رایانه‌ای حافظه زیادی از کامپیوتر را می‌خورد.
    رندی هر صبح با موتور بزرگش به سر کار می‌رود. (کلمه “hog” در اینجا یک اسم محبت‌آمیز برای موتورسیکلت هارلی دیویدسون است.)

     
    اما وقتی “hog” به عنوان فعل به کار می‌رود، معمولاً معنایش این است که یک چیز یا یک نفر، جای زیادی را می‌گیرد یا مقدار زیادی از یک منبع (مثل غذا) را به خودش اختصاص می‌دهد:

    این برنامه دارد حافظه زیادی از کامپیوتر من را اشغال می‌کند.
    آن ماشین بزرگ که جلوی ماست، تمام جاده را بند آورده.
    همه پیتزا را برای خودت برندار و کمی هم برای بقیه بگذار.
    نمی‌خواهم تمام وقت تو را بگیرم، اما یک سؤال دیگر دارم.
    دیگر بس است و مدام از کامپیوتر استفاده می‌کنی، بگذار دیگران هم بیایند و از آن استفاده کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.