بلاگ

  • معنی کلمه Hurt به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hurt به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Hurt به فارسی با مثالهای کاربردی

    کسی که “صدمه دیده” است، چه بدنش درد داشته باشد و چه دلش، از کلمه hurt برای توصیف حالش استفاده می‌شود. این کلمه را می‌توان برای هر قسمتی از بدن به کار برد.

    فعل hurt دو جور به کار می‌رود: با مفعول و بدون مفعول. وقتی با مفعول می‌آید، یعنی کسی یا چیزی باعث صدمه شده است:

    جو کمرش را آسیب زد. (کلمه “کمر” مفعول است)
    ریتا انگشتش را زخمی کرد. (کلمه “انگشت” مفعول است)

    اما وقتی همین فعل بدون مفعول به کار می‌رود، یعنی خود آن قسمت درد می‌کند:

    کمر جو درد می‌کند.
    انگشت ریتا درد می‌کند.
    چشم‌هایم درد می‌کنند. (توجه کردید که برای مفرد و جمع شکل فعل فرق می‌کند؟)

    خیلی وقت‌ها این کلمه را به صورت مجهول هم می‌شنویم:

    کمر جو در یک تصادف صدمه دید.
    چند نفر در آن آتش‌سوزی زخمی شدند.
    احساسات پسر با حرفهای بی‌ادبانه دختر جریحه‌دار شد.
    شانس جان و لیزا برای گرفتن وام، به خاطر سابقه اعتباری بدشان آسیب دید.

    فعل hurt فقط برای درد جسمی نیست؛ برای مشکلات دیگر هم به کار می‌رود:

    با تاخیر به مصاحبه رسیدن، شانسش را برای گرفتن آن شغل کم کرد.
    قیمت بالای نفت به اقتصاد صدمه می‌زند.
    گرانی مواد غذایی به جیب مردم آسیب می‌رساند.
    دور بودن طولانی‌مدت می‌تواند یک رابطه را خراب کند.
    تمرین کردن قبل از مسابقه ضرری ندارد. برعکس، شانس تیم برای بردن را بیشتر می‌کند.

    یک نکته مهم: این فعل قواعد معمول را دنبال نمی‌کند، بنابراین گاهی فهمیدن زمان جمله ممکن است سخت باشد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    hurt

    صدمه دیدن

    hurt

    صدمه دید

    hurt

    صدمه دیده

    در حال حاضر پاهایم درد می‌کنند.
    دیروز پاهایم درد می‌کردند.
    پاهایم طی هفته گذشته درد کرده‌اند.

    دندانش درد می‌کند.
    دیروز دندانش درد می‌کرد.
    تقریباً یک هفته است که دندانش مدام درد می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Hush به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hush به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Hush به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی می‌خواهید از کسی بخواهید ساکت شود، می‌توانید از کلمه “hush” استفاده کنید.

    Hush! (ساکت باش!)
    مجبور می‌شوی ساکت بشی.
    معلم تلاش کرد که دانش‌آموزان را ساکت کند.
    یک نفر در سینما به کسی که پشتش نشسته بود گفت ساکت شود.
    ساکت کردن بعضی افراد ممکن است کار سختی باشد.
    لطفاً ساکت باش!

     
    کلمه “hushed” به صورت صفت به کار می‌رود:

    سخنران برای جمعیتی ساکت تعریف کرد که چگونه یک زن از دست آدم‌ربایان در کشور خود فرار کرد.
    یک گروه از دانش‌آموزان، در سکوت به خاطرات یک سرباز سابق نیروی دریایی دربارهٔ مأموریتش در عراق گوش دادند.
    آن دو پسر، پیش از خواب، با پچ‌پچی آرام با هم صحبت کردند.

     
    کلمه “Hush” به عنوان اسم نیز استفاده می‌شود:

    سکوتی ناگهانی همهٔ سالن را فراگرفت.
    به محض شروع سخنرانی، سکوت برقرار شد.
    نجات‌گران در منطقهٔ زلزله دست‌هایشان را بالا بردند و ناگهان همه ساکت شدند تا اگر صدای کمک‌خواهی هست، بشنوند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Hustle به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hustle به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی را یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Hustle به فارسی با مثالهای کاربردی

    «هَستِل» به این معنی است که با سرعت و تلاش زیاد کار کنی یا برای به دست آوردن پول تلاش کنی.

    مربی به بازیکنان گفت که باید با تمام توان و سرعت بازی کنند.
    پیشخدمت‌هایی که با سرعت و دقت کار می‌کنند، انعام بیشتری از مشتریان دریافت می‌کنند.
    اگر می‌خواهی موفق شوی، باید با پشتکار و سرعت کار کنی.
    فروشنده‌هایی که فعال و پرانرژی هستند، درآمد بالایی دارند.
    تماشاگران مسابقه فوتبال متوجه شدند که یکی از تیم‌ها با بی‌حوصلگی بازی می‌کند و این نشان می‌داد که برای برد یا باخت بازی اهمیت چندانی قائل نیستند.
    پلیس مرد جوانی را دستگیر کرد که در خیابان مواد مخدر خرید و فروش می‌کرد.

     
    کلمه «hustle» می‌تواند به عنوان یک اسم نیز به کار رود:

    زندگی پرجنب‌وجوش روزانه در نیویورک برای بعضی افراد طاقت‌فرسا است.
    شور و هیاهوی زندگی در شهر می‌تواند برای جوانان جذاب باشد. (hustle and bustle = جنب‌وجوش و فعالیت)

     
    کلمه «hustler» برای توصیف یک فرد به کار می‌رود:

    ادگار به عنوان یک فرد سخت‌کوش و پرتلاش شناخته می‌شود. او هم سریع کار می‌کند و هم با پشتکار.
    اسکار سعی کرد با کارهای زودبازده امرار معاش کند، اما فهمید که بهتر است از طریق یک شغل ثابت و شرافتمندانه درآمد داشته باشد. (گاهی کلمه «hustler» به کسی اشاره دارد که کارهای نیمه‌قانونی یا غیرقانونی انجام می‌دهد.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Hype به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hype به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Hype به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «hype» به معنی شور و هیجان زیاد یا تبلیغات گسترده درباره یک چیز است. این واژه خیلی رایج است و معمولاً برای رویدادهای پرشور رسانه‌ای یا اخبار داغ به کار می‌رود.

    مثال‌ها:

    – قبل از مسابقه سوپربول، هیاهوی زیادی به پا می‌شود.
    – برگزارکنندگان کنسرت سعی کردند اجرا به اندازه تبلیغاتش خوب باشد. (یعنی همان طور که انتظار می‌رفت، عالی باشد)
    – آن فیلم به خوبی آنچه درباره‌اش گفته شده بود، نبود.
    – شور و هیجان قبل از چاپ کتاب، به فروش بیشتر آن کمک کرد.
    – تهیه‌کنندگان آلبوم امیدوارند با تبلیغات رسانه‌ای کافی، توجه مردم را جلب کنند.
    – این همه هیاهو برای چیست؟ (یعنی چرا اینقدر سر و صدا دارد؟)
    – هرچه می‌شنوی را باور نکن. (این یک اصطلاح است.)

     

    کلمه «hype» به عنوان فعل هم استفاده می‌شود:

    – شبکه‌ای که مسابقه سوپربول را پخش می‌کند، برایش تبلیغات زیادی می‌کند.
    – تبلیغات برگزارکنندگان جشنواره آنقدر زیاد بود که در نهایت انتظارات مردم را برآورده نکرد.
    – رسانه‌های خبری تمام هفته درباره طوفان، خبررسانی و هیاهو به راه انداختند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه I به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه I به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه I به فارسی با مثالهای کاربردی

    یکی از اولین کلماتی که در زبان انگلیسی یاد می‌گیرید، “I” است. از این کلمه برای صحبت کردن درباره خودتان استفاده می‌شود و همیشه با حرف بزرگ نوشته می‌شود. به مثال‌های زیر توجه کنید:

    I am a teacher.
    After class ended, I went home.
    Where can I get some coffee?

    من یک معلم هستم.
    بعد از پایان کلاس، به خانه رفتم.
    از کجا می‌توانم قهوه بگیرم؟

     
    اگر در جمله فرد یا افراد دیگری هم همراه شما باشند، جایگاه این کلمه به این صورت است:

    You and I like to study English.
    He and I attend the same school.
    Mary and I went to a movie together.

    من و تو دوست داریم انگلیسی بخوانیم.
    من و او در یک مدرسه درس می‌خوانیم.
    من و مری با هم به سینما رفتیم.

     
    همانطور که می‌بینید، وقتی “I” بخشی از فاعل جمله است، معمولاً بعد از اسم یا ضمیر دیگر می‌آید.
    گاهی ممکن است این کلمه به اشتباه در جمله به کار رود. مثلاً:

    This is between you and I.
    این بین تو و من است.

    اما این جمله از نظر دستوری نادرست است. وقتی بعد از حرف اضافه‌ای مانند between قرار می‌گیرد، باید از شکل مفعولی آن یعنی “me” استفاده کنیم:

    This is between you and me.
    Helen brought some coffee for me.
    There’s a big truck behind me.

    این بین تو و من است.
    هلن برای من کمی قهوه آورد.
    یک کامیون بزرگ پشت سرم است.

     
    در هر سه جمله بالا، بعد از حروف اضافه (between، for و behind) از “me” استفاده شده است.
    نکته جالب دیگر این است که بعضی افراد — به ویژه در آمریکا — عمداً از “I” استفاده نمی‌کنند و به جای آن “me” را به کار می‌برند، اما این کار فقط برای شوخی یا بیان غیررسمی است:

    Me want more coffee.
    Me hungry.
    Me no like.

    من قهوه بیشتری می‌خواهم.
    من گرسنه‌ام.
    من دوست ندارم.

    اگر چنین جملاتی شنیدید، بدانید که از نظر دستوری درست نیستند و بیشتر برای حالت شوخی یا محاوره غیررسمی گفته می‌شوند.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Ice به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Ice به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Ice به فارسی با مثالهای کاربردی

    یخ وقتی به وجود می‌آید که دمای آب به زیر صفر درجه سانتی‌گراد برسد. معمولاً از کلمه «یخ» به عنوان یک اسم استفاده می‌شود.

    یخ باعث می‌شود چیزها سرد بمانند.
    آیا نوشیدنیتان را با یخ دوست دارید؟
    جیم نوشیدن پپسی با یخ زیاد را دوست دارد.
    مواظب باشید! روی جاده یخ وجود دارد.
    سندی بعد از زمین خوردن، یک کیسه یخ روی پایش گذاشت.

     
    کلمه «یخ» معمولاً با اسم‌های دیگر ترکیب می‌شود و کلمات جدید می‌سازد:

    او عاشق خوردن بستنی است.
    او به ماهیگیری روی یخ علاقه دارد.
    او کفش اسکیت به پا دارد و در حال اسکیت روی یخ است.
    او یک کیسه یخ روی سرش گذاشته است.

     
    کلمه «یخی» یا «یخ‌زده» شکل صفتیِ کلمه «یخ» است.

    امروز صبح جاده‌ها یخ‌زده هستند. (یعنی روی آن‌ها یخ وجود دارد.)
    اگر پیاده‌رو یخ‌زده باشد، امکان لیز خوردن و افتادن وجود دارد.
    مری وقتی آن مرد حرف نامناسبی زد، با نگاهی سرد و یخی به او نگاه کرد.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Idea به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Idea به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Idea به فارسی با مثالهای کاربردی

    ایده، یک فکر است که در ذهنتان شکل می‌گیرد.

    * من یک فکر عالی به ذهنم رسیده!
    * آهان، این فکر خوبیه!
    * او همیشه فکرهای خیلی خوبی داره.
    * فکر خوبیه!
    * این فکرها از کجا به ذهنت می‌رسه؟
    * آدم‌های آن سازمان، فکرهای بسیار خوبی به ذهنشان رسیده.
    * شرکت ما از فکرهای تازه استقبال می‌کند.
    * ما همیشه در جستجوی فکرهای نو هستیم.
    * گاهی فکرهای قدیمی از فکرهای جدید بهتر هستند.

     
    این واژه همچنین می‌تواند برای بیان نظر منفی دربارهٔ درک یا دانش یک فرد به کار رود:

    * تو هیچ تصوری نداری. (تو چیزی دربارهٔ این موضوع نمی‌دانی.)
    * اصلاً می‌دانی این کار چقدر سخت است؟
    * باز هم فکرِ نابِ دیگری به ذهنت رسیده؟ (فکر قبلی‌ات نتیجهٔ بدی داشت.)
    * فکر بدیه.
    * هی، اینم یک فکر.
    * این فکر تازه‌ای نیست.
    * چه فکر فوق‌العاده‌ای. (وقتی با لحن مسخره‌آمیز گفته می‌شود، یعنی گوینده از این فکر خوشش نمی‌آید.)

    نکته: واژهٔ ideal با idea مرتبط است، اما معنای متفاوتی دارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Ideal به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Ideal به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Ideal به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی را «ایده‌آل» بنامیم، یعنی آن چیز تقریباً بی‌نقص است یا فردی که آن را درک می‌کند، کامل است. همچنین از این واژه برای توصیف شرایط یا چیزهایی استفاده می‌کنیم که شاید فقط در ذهن و خیال وجود داشته باشند.

    دکتر به ویکی گفت که وزن ایده‌آل او ۱۱۰ پوند است.
    توافقی که دو طرف به آن رسیدند ایده‌آل نیست، اما چند مشکل را حل می‌کند.
    یافتن یک راه‌حل ایده‌آل برای این اختلاف، غیرممکن است.
    تام و ربکا باور دارند که ازدواجی ایده‌آل دارند. (آنها فکر می‌کنند ازدواجشان کامل است.)
    محل انتخاب‌شده برای ساخت ساختمان، کمتر از ایده‌آل است. (یعنی چندان خوب نیست.)
    سام تلاش کرد شوهر ایده‌آلی باشد، اما نتوانست انتظارات همسرش را برآورده کند، بنابراین از هم جدا شدند.
    بهترین روش برای یادگیری یک زبان جدید چیست؟

    واژه «ایده‌آلیست» اسمی است که برای اشاره به یک فرد به کار می‌رود. «ایده‌آلیست» یک صفت نیز محسوب می‌شود.

    جو یک ایده‌آلیست است. راضی کردن او سخت است، چون باورهای محکمی دارد.
    وقتی جنیفر کارش را به عنوان معلم شروع کرد، بسیار ایده‌آل‌گرا بود. حالا که بزرگ‌تر شده، نگاه واقع‌بینانه‌تری نسبت به نقش خود به عنوان معلم دارد.
    شرکت بسیار علاقه‌مند است که رهبری پیدا کند که هم ایده‌آل‌گرا و هم نوآور باشد.

    توجه: واژه ideal را با idea اشتباه نگیرید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Identify به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Identify به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Identify به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای نشان دادن، پیدا کردن یا تشخیص ویژگی‌های یک شخص یا چیز از کلمه «شناسایی» استفاده می‌کنیم:

    پلیس خودروی دزدیده شده را شناسایی کرد.
    شما چند نوع درخت متفاوت را می‌توانید تشخیص دهید؟
    آیا می‌توانید فعل اصلی این پرسش را پیدا کنید؟
    ما باید اولویت‌های اصلی خود را هنگام کار روی این پروژه مشخص کنیم.
    هر کودک در کلاس، کشوری را روی نقشه نشان داد که خانواده‌اش پیش از آمدن به آمریکا در آن زندگی می‌کردند.

     
    «همذات‌پنداری کردن با چیزی یا کسی» به این معناست که احساس یا درک شما شبیه به آن است:

    همه ما می‌توانیم با کسی که از دست دادن بزرگی را تجربه کرده همدلی کنیم.
    فرناندز می‌گوید به راحتی می‌تواند با افرادی که مجبور به کوچ کردن شده‌اند ارتباط برقرار کند.
    بلیندا می‌گوید خودش را شبیه اعضای آن گروه نمی‌داند.

     
    اسم این کلمه «شناسایی» است.

    پلیس شناسایی قطعی خودرو را انجام داد.
    تشخیص کلمات گوناگون در جمله و نقش دستوری آن‌ها، مهارت سودمندی برای دانش‌آموزان است.
    آیا مدرک شناسایی همراه خود دارید؟

    مخفف «شناسایی» در انگلیسی «I.D» است.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Idiom به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Idiom به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Idiom به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک اصطلاح، گروهی کوچک از کلمات است که یک مفهوم یا یک عمل را نشان می‌دهد. این عبارت‌ها آنقدر رایج و پرکاربرد هستند که بیشتر افراد آن‌ها را عجیب یا نامفهوم نمی‌دانند. با این حال، کسانی که در حال یادگیری زبانی هستند که در آن از این اصطلاحات استفاده می‌شود، معمولاً در درک آن‌ها دچار سردرگمی می‌شوند.

    بسیاری از اصطلاحات از یک فعل و یک حرف اضافه تشکیل شده‌اند:

    back up: پشتیبانی کردن
    do over: تکرار کردن
    get along with: رابطه خوب داشتن
    pick out: انتخاب کردن

    مثال‌ها:
    اگر به کمک نیاز داشته باشی، از تو پشتیبانی می‌کنم.
    لاشوندا از معلم پرسید آیا می‌تواند امتحان را دوباره انجام دهد.
    آیا با همکارانت رابطه خوبی داری؟
    از این فهرست، یک خوراکی برای خودت انتخاب کن.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.