بلاگ

  • معنی کلمه Holy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Holy به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Holy به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “مقدس” یک واژه توصیفی است. وقتی چیزی را مقدس می‌نامیم، یعنی برای باورهای دینی فرد از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. آن قدر مهم که باید احترام ویژه‌ای برای آن قائل شد و اگر این احترام رعایت نشود، می‌تواند نوعی بی‌احترامی به حساب آید. چیزهای زیادی می‌توانند مقدس باشند؛ مانند کتاب‌ها، ساختمان‌ها، زیارتگاه‌ها، مکان‌های طبیعی، اشیاء و حتی انسان‌ها. کلمه “مقدس” معنایی نزدیک به “متبرک” دارد.

    یک انسان مقدس، فردی است که از قدرت روحی و دانش عمیقی برخوردار است.
    به باور سرخپوستان آمریکای شمالی، تپه‌های محل دفن اجدادشان، مکان‌هایی مقدس هستند.
    پاپ بندیکت با عنوان پدر مقدس شناخته می‌شود.
    کلیسای مقبره مقدس در شهر اورشلیم واقع شده است.
    اورشلیم یک شهر مقدس محسوب می‌شود چرا که آثار و مکان‌های مهمی برای پیروان ادیان مسیحیت، یهودیت و اسلام در خود جای داده است.
    کتاب مقدس مسلمانان، قرآن کریم است.
    کتاب مقدس یهودیان، تورات است.
    کتاب مقدس مسیحیان، انجیل است.
    کتاب مقدس هندوها، بهاگاواد گیتا نام دارد.
    تائو ته چینگ، متن مقدس پیروان آیین تائو است.
    کتاب مورمون نیز کتاب مقدس مورمون‌ها به شمار می‌رود.

    گاهی اوقات در گفتگوهای روزمره و غیررسمی، از کلمه “holy” برای نشان دادن شگفتی یا تعجب شدید استفاده می‌شود:

    Holy cow! Did you see that? That was amazing!
    Holy moly! This is really difficult.
    Holy cannoli! That was incredible!

    نکته جالبی که وجود دارد این است که کلمه انگلیسی “holiday” (به معنای تعطیلات) در اصل از ترکیب دو کلمه “holy” (مقدس) و “day” (روز) به وجود آمده است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Home به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Home به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Home به فارسی با مثالهای کاربردی

    خانه ما یک فضای دلباز و گرم دارد. این خانه چهار اتاق دارد که شامل یک اتاق نشیمن، یک آشپزخانه، دو اتاق خواب و یک سرویس بهداشتی می‌شود. مساحت کلی آن حدود ۹۰۰ فوت مربع است. در این خانه من با همسرم و دو فرزندمان زندگی می‌کنیم.

    اتاق مورد علاقه من در خانه، آشپزخانه است. دلیل علاقه‌ام به این اتاق این است که مرکز گردهمایی خانواده ماست. در آنجا با هم غذا می‌پزیم، صحبت می‌کنیم و خاطرات زیبایی می‌سازیم.

    در اتاق نشیمن، یک مبل سه نفره بزرگ روبروی تلویزیون قرار دارد. در دو طرف مبل، دو صندلی راحتی قرار گرفته‌اند. یک میز وسط شیشه‌ای در مرکز اتاق و مقابل مبل قرار دارد. کنار دیوار، یک کتابخانه چوبی دیده می‌شود. این اتاق دو پنجره بزرگ دارد که پرده‌های کرکره‌ای به رنگ بژ روی آن‌ها نصب شده‌است. در سمت چپ اتاق، یک در به راهروی منتهی به اتاق‌ها باز می‌شود.

    تفاوت خانه‌ها در کشور من با خانه‌های آمریکا معمولاً در جزئیات داخلی است. در خانه‌های ما اغلب از فرش‌های دستباف و رنگ‌های گرم روی دیوارها استفاده می‌شود. پرده‌ها معمولاً ضخیم و پرکار هستند. در مقابل، خانه‌های آمریکایی اغلب کف‌های چوبی یا موکت ساده دارند و از رنگ‌های روشن و ملایم برای دیوارها استفاده می‌کنند. دکوراسیون آن‌ها معمولاً مینیمال و ساده‌تر است.

    مبلمان مورد علاقه من، یک صندلی راحتی قدیمی است که در کنار پنجره اتاق نشیمن قرار دارد. این صندلی برایم عزیز است چون هدیه‌ای از طرف پدر و مادرم است و خاطرات زیادی با آن دارم.

    برای اینکه خانه‌مان همیشه جای دلپذیری باشد، سعی می‌کنیم آن را تمیز و مرتب نگه داریم. من عادت دارم با روشن کردن شمع های معطر و گذاشتن گلدان‌های گل طبیعی، فضای خانه را تازه و خوشبو کنم. همچنین دوست دارم موسیقی ملایم پخش کنم و نور خانه را ملایم و گرم نگه دارم تا حال و هوای خانه آرامش‌بخش باشد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Hook به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hook به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Hook به فارسی با مثالهای کاربردی

    قلاب وسیله‌ای است که برای گرفتن، نگه داشتن، چسبیدن یا کشیدن چیزی یا کسی به کار می‌رود.
    معمول‌ترین نوع قلاب، قلاب ماهیگیری است.

    قلاب ماهی در انتهای خود یک خار دارد.
    سوراخی روی قلاب وجود دارد که به نخ ماهیگیری بسته می‌شود.
    از قلاب ماهی برای صید ماهی استفاده می‌شود.
    روی قلاب یک طعمه مثل کرم یا ماهی ریز گذاشته می‌شود. ماهی که برای خوردن طعمه نزدیک می‌شود،
    دهانش به قلاب گیر می‌کند و صید می‌شود.

    قلاب گاهی برای نگه داشتن یا بلند کردن چیزهای دیگر هم کاربرد دارد.
    مثلاً یک کارگر ممکن است تیر آهنی را با قلاب بلند کند.
    در ورزش، اگر توپ در مسیر مستقیم حرکت نکند و به یک سمت کج شود، به آن حرکت قلاب می‌گویند.
    مثلاً در گلف، اگر توپ به چپ برود، می‌گویند قلاب خورده است.
    در بوکس، بوکسور با ضربات قلاب‌دار (قلاب چپ یا راست) به حریف حمله می‌کند.

    در موسیقی، آهنگسازان سعی می‌کنند قطعه‌ای جذاب و به یاد ماندنی در آهنگ خود قرار دهند که به آن «قلاب» می‌گویند.
    این قلاب معمولاً چند نت یا آکورد خاص است که شنونده را جذب می‌کند.
    در برنامه‌های رادیو و تلویزیون هم ممکن است بخشی جذاب وجود داشته باشد که توجه مخاطب را جلب کند؛ به آن هم قلاب می‌گویند.

    در زندگی روزمره، گاهی دو نفر با هم آشنا می‌شوند و رابطه دوستی یا عاشقانه برقرار می‌کنند که به آن «هوک آپ» یا ارتباط می‌گویند.
    یا مثلاً وقتی کامپیوترتان به اینترنت وصل است، می‌گویند «هوک آپ» شده است.
    اگر کسی به مواد مخدر معتاد باشد، می‌گویند «هوک اون» شده، یعنی در دام اعتیاد افتاده است.

    در افسانه‌ها و داستان‌ها، اگر یک دزد دریایی در نبرد یا بر اثر حمله کوسه دستش را از دست بدهد،
    گاهی به جای دستش یک قلاب فلزی قرار می‌دهند. البته یک دزد دریایی واقعی هرگز از یک دست مصنوعی جدید استفاده نمی‌کرد!

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Hope به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hope به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Hope به فارسی با مثالهای کاربردی

    امیدواری یعنی این حس را داشته باشی که شرایط، بهتر خواهد شد. کسی که امید دارد، نسبت به آینده احساس مثبتی دارد.

    جف بسیار امیدوار است.
    معلم‌هایش فکر می‌کنند کارهایش نشان‌دهندهٔ امید است.
    آیندهٔ او پر از امید است.
    امید است که به بسیاری از مردم کمک می‌کند تا در دوران سخت زندگی، به تلاش خود ادامه دهند.
    باید این امید را داشته باشی که روزی شرایط بهتر می‌شود.
    امید، همیشه زنده است. (این یک اصطلاح است و باور به بهتر شدن شرایط را نشان می‌دهد.)

    ما امید بزرگی داریم که کسب‌وکارمان پیشرفت کند.
    پدر و مادر کوین برای آیندهٔ او آرزوهای بزرگی دارند.
    همه برای او آرزوی موفقیت می‌کنند.
    همه به کاترین امید زیادی داشتند، اما وقتی تصمیم گرفت به دانشگاه نرود، باعث ناامیدی خانواده‌اش شد.

    در جمله‌های زیر کلمهٔ «امید» به صورت فعل به کار رفته است:

    ساده گذشته فعل ماضی
    hope

    امید داشتن

    hopped

    امیدوار شد

    hopped

    امیدوار شده

    امیدوارم حالتان بهتر شده باشد.
    امیدوارم سفری خوب و خوش داشته باشید!
    بیایید امیدوار باشیم امروز همه چیز به خوبی پیش برود.
    باب و اِدوینا امید دارند سال آینده با هم ازدواج کنند.
    روندا آرزو دارد در یک دانشگاه خوب پذیرفته شود.
    ما امروز منتظریم هوا خوب باشد چون می‌خواهیم پیک نیک برویم. (پیک نیک یعنی غذاخوردن در فضای باز)
    برای تولدت چه آرزویی داری؟ یا دوست داری چه هدیه‌ای بگیری؟
    بیران آرزو داشت شغلی را که برایش مصاحبه داده بود، به دست آورد، اما موفق نشد. (این جمله از «امیدوار بودن» در زمان گذشته استفاده کرده است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Horrible به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Horrible به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Horrible به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی “وحشتناک” است، یعنی واقعاً بسیار بد است. کلمات مشابه دیگر مانند “افتضاح” و “خیلی بد” هم همین معنی را می‌رسانند.

    کیکی که در مهمانی خوردیم، واقعاً بد بود.
    طعمش افتضاح بود.
    کارگران کار بسیار بدی در تعمیر جاده انجام دادند.
    موهای باب واقعاً بد شده. چه کسی آن را کوتاه کرده؟
    پلیس اشتباه بزرگی مرتکب شد و فرد بی‌گناهی را دستگیر کرد.
    ونسا یک رئیس بسیار بداخلاق دارد.
    این که شنیدم واقعاً ناخوشایند است.
    ابولا بیماری با نامی ترسناک است. (هم علائم بیماری و هم خود کلمه، بد و ترسناک به نظر می‌رسند.)

     
    وقتی خبر ناگواری درباره مرگ یا شرایط سخت کسی می‌شنویم، معمولاً از کلمه “وحشتناک” استفاده می‌کنیم:

    تازه یک خبر بسیار ناراحت‌کننده شنیدم.
    از اتفاقی که افتاده، احساس خیلی بدی دارم.
    از شنیدن آنچه پیش آمده واقعاً متأسفم. این واقعاً فاجعه است.

     
    کلمه “horribly” به صورت قید به کار می‌رود:

    چیزی به شکل فاجعه‌باری اشتباه پیش رفته.
    اگر فکر می‌کنی او گزینه خوبی است، سخت در اشتباهی. (horribly mistaken = اشتباه بزرگ)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Horse به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Horse به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Horse به فارسی با مثالهای کاربردی

    اسب، این حیوان نیرومند و چهارپا، از دیرباز پیوند عمیقی با انسان داشته است. ما از اسب‌ها برای جابه‌جایی، تفریح، کارهای روزمره و حتی به عنوان همدم وفادار استفاده می‌کنیم.

    در مناطق روستایی که جاده‌های آسفالت‌شده کمتر یافت می‌شود، اسب‌ها نقش مهمی در حمل‌ونقل دارند. برخی افراد نیز برای شرط‌بندی به تماشای مسابقات اسب‌دوانی می‌روند. همچنین، اسب‌ها در نمایش‌هایی مانند سیرک و رودئو حاضر می‌شوند و در آنجا حرکات نمایشی انجام می‌دهند یا سوارکاران بر روی آن‌ها هنرنمایی می‌کنند. این حیوانات توانایی حمل بارهای سنگین را دارند و بسیاری از مردم به دلیل زیبایی و شکوه‌شان، علاقه‌مند به نگهداری از آن‌ها هستند.

    علاوه بر این، اصطلاحات زیادی در زبان ما وجود دارد که از نام اسب در آن‌ها استفاده شده است:

    – کتک زدن یک اسب مرده فایده ای ندارد. (این موضوع یا موضوع حل شده است. متوجه شدم.)
    – شما می توانید اسب را به سمت آب هدایت کنید، اما نمی توانید او را وادار به نوشیدن کنید. (هرچقدر هم که تلاش کنید نمی‌توانید کسی را مجبور به انجام کاری کنید.)
    – آن بچه‌ها حس اسب سواری زیادی ندارند. (بچه‌ها باهوش یا معقول نیستند.)
    – او مثل یک اسب قوی است (او بسیار سالم است.)
    – آن‌ها در یک شهر تک اسب زندگی می‌کنند. (شهر کوچک است.)
    – هی، اسب سواری نکن. (از مسخره کردن دست بردارید. قبل از خود فعالیت را جدی بگیرید.)
    – اسب های خود را نگه دارید (صبر کنید. صبور باشید.)
    – من خیلی گرسنه هستم، می‌توانم یک اسب بخورم. (من خیلی گرسنه هستم.)
    – فکر می‌کنم شما اسب را جلوتر از گاری می‌گذارید. (شما فکر می‌کنید چیزی قرار است در آینده اتفاق بیفتد، اما هنوز اتفاق نیفتاده است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Hose به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hose به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Hose به فارسی با مثالهای کاربردی

    شلنگ یک وسیله لوله‌مانند است که برای انتقال مایعات یا گاز از یک محل به محل دیگر به کار می‌رود.

    من وقتی باغچه‌ام را آبیاری می‌کنم، از شلنگ استفاده می‌کنم.
    آتشنشان‌ها هم هنگام خاموش کردن آتش از شلنگ کمک می‌گیرند.
    وقتی از پمپ بنزین سوختگیری می‌کنید، شلنگ نازل وارد باک خودروی شما می‌شود.
    در زیر کاپوت خودرو نیز شلنگ‌های مختلفی وجود دارد.
    اگر باد لاستیک‌های ماشینتان کم شده باشد، معمولاً در جایگاه سوخت، شلنگ باد پیدا می‌شود.

    علاوه بر این، کلمه “hose” به عنوان فعل نیز به کار می‌رود:

    تام بعد از رانندگی با کامیونش در یک مزرعه گِلی، بدنه آن را با شلنگ شست. (hose down = شستن با آب)
    در جریان درگیری با پلیس، برای متفرق کردن معترضان، آن‌ها را با شلنگ آب مورد هدف قرار دادند.
    برت در یک سرمایه‌گذاری ناموفق، “شلنگ خورد”. (عبارت “to get hosed” در محاوره به این معنی است که فردی فریب خورده یا ضرر و نتیجه منفی تجربه کرده است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Host به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Host به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Host به فارسی با مثالهای کاربردی

    میزبان به شخص یا جایی گفته می‌شود که از افراد یا چیزهای دیگر پذیرایی می‌کند. میزبان انواع مختلفی دارد:

    مجری یک برنامه تلویزیونی، سرگرمی‌هایی برای بینندگان فراهم می‌کند.
    در رستوران، میزبان از مشتریان استقبال کرده و میز مناسبی برای آنان پیدا می‌کند. اگر میزبان یک زن باشد، گاهی از واژه «میزبان» یا «میزبانی» استفاده می‌شود.
    میزبان در یک مهمانی کسی است که خوراک، فضای راحت و دیگر امکانات پذیرایی را فراهم می‌کند.
    وقتی از یک مهمانی خارج می‌شوید، حتماً از میزبان خود تشکر کنید.
    میزبان یک وب‌سایت، شرکتی است که فضای لازم روی سرور را برای راه‌اندازی و فعالیت آن وب‌سایت تأمین می‌کند.

     

    واژه «host» همچنین به عنوان یک فعل نیز به کار می‌رود:

    آمازون میزبانی تعداد زیادی وب‌سایت در سراسر جهان را بر عهده دارد.
    من در جستجوی یک شرکت جدید هستم تا وب‌سایتم را میزبانی کند.
    امسال شهر سنت لوئیس میزبان مسابقات سوپربول خواهد بود.
    همسایه‌های من این آخر هفته یک مهمانی بزرگ برگزار می‌کنند.
    آیا تا به حال شما میزبانی یک مهمانی را انجام داده‌اید؟
    وینک مارتیندیل مجری یک برنامه بازی پرطرفدار در تلویزیون بود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Hot به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hot به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Hot به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی یا کسی حرارت بالایی دارد، می‌توانید از واژه “hot” (داغ یا گرم) استفاده کنید.

    مراقب باشید! این تابه داغ است.
    امروز هوا واقعاً گرم است. دما ۹۶ درجه است.
    من واقعاً احساس گرمای زیادی می‌کنم.
    هوا خیلی گرم است!

    همچنین می‌توانید از صفت “hot” به شکل‌های دیگری هم استفاده کنید. گاهی وقتی چیزی “hot” است، یعنی بسیار پرطرفدار و محبوب است:

    تبلت‌ها این روزها بسیار پرطرفدار هستند.
    این اسباب‌بازی آنقدر پرفروش است که فروشگاه‌ها نمی‌توانند آن را در انبار نگه دارند.
    این رنگ بسیار پرطرفدار است. خیلی‌ها از آن برای رنگ نمای خانه‌شان استفاده می‌کنند.

    وقتی در مورد یک فرد از واژه “hot” استفاده می‌شود، منظور این است که آن فرد جذاب است:

    او خیلی جذاب است! می‌دانی او کیست؟
    دخترهای کلاس فکر می‌کنند جاستین بیبر جذاب است.
    جنیفر لوپز هنوز هم جذاب به نظر می‌رسد. او یک بانوی جذاب است! (واژه “hottie” به عنوان اسم برای توصیف یک فرد جذاب به کار می‌رود.)

    با این حال، از کلمه “hot” برای اشاره به اجناس و وسایل دزدی هم استفاده می‌شود:

    پلیس گمان می‌کند این ماشین ممکن است دزدی باشد.
    تونی از یک نفر در پارکینگ، یک سیستم صوتی دزدی خرید.
    گرویی‌فروشی اجناس دزدی می‌فروخت، به همین خاطر شهرداری آن را تعطیل کرد.

    در آخر، “hot” به معنای تند بودن غذا هم به کار می‌رود:

    بسیاری از غذاهای رستوران‌های تایلندی تند هستند.
    آیا غذاهای تند و پرادویه دوست دارید؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Hotel به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hotel به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Hotel به فارسی با مثالهای کاربردی

    هتل‌ها، محل اقامت موقتی برای مسافران یا کسانی هستند که برای کار به شهرهای دیگر سفر کرده‌اند.

    بعضی از هتل‌ها خیلی لوکس و گران‌قیمت هستند؛ در حالی که برخی دیگر ساده و مقرون‌به‌صرفه‌اند.
    مهمانان پس از رسیدن به قسمت لابی، ثبت‌نام می‌کنند و یک متصدی هتل در این کار به آن‌ها کمک می‌کند.
    اتاق‌های هتل معمولاً یک یا دو تخت دارند. این اتاق دو تخت متوسط (کوئین) دارد.
    سرویس بهداشتی هتل، تمام وسایل لازم برای استحمام و شست‌وشو را در اختیار مهمانان قرار می‌دهد.
    هتل‌های بزرگ گاهی میزبان همایش‌ها هستند یا فضای کافی برای مراسمی مانند جشن عروسی دارند.
    همچنین در بسیاری از هتل‌ها، وعده صبحانه نیز برای مهمانان ارائه می‌شود.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.