بلاگ

  • معنی کلمه Heavy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Heavy به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Heavy به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی یا کسی وزن زیادی دارد، می‌توانید از واژه “سنگین” استفاده کنید.

    او باید این چمدان سنگین را تا اتاق هتلباش حمل کند.
    آن جعبه‌ها چقدر وزن دارند؟ به نظر سنگین می‌رسند.
    من از سال گذشته کمی سنگین‌تر شده‌ام. (واژه “سنگین” جایگزین مناسبی برای کلمه “چاق” است.)
    باب خیلی سنگین‌وزن است. او بیش از ۳۰۰ پوند وزن دارد.
    بلند کردن وزنه‌های سنگین به قوی‌تر شدن عضلاتتان کمک می‌کند.

     

    واژه “سنگین” در بعضی موقعیت‌های دیگر هم به کار می‌رود:

    او در شغل خود مسئولیت‌های بسیار سنگینی بر عهده دارد. (سنگین = بزرگ)
    امروز حجم کار زیادی داریم. (کارهای بسیاری باید انجام شود.)
    برنامه امروز صبح من بسیار فشرده است. (من واقعاً مشغول هستم.)
    خانواده کلینتون در حزب دموکرات افراد بسیار تأثیرگذاری هستند. (heavy hitter = فردی با قدرت یا نفوذ زیاد)
    وینسنت علاقه دارد به موسیقی هوی متال گوش دهد. (این یک سبک از موسیقی راک است که معمولاً تند و پرسروصدا است!)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Hectic به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hectic به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Hectic به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “hectic” برای توصیف موقعیت‌های بسیار شلوغ و پرکار به کار می‌رود. این کلمه شرایطی را نشان می‌دهد که در آن کارهای زیادی برای انجام دادن در زمان کمی وجود دارد و معمولاً همراه با استرس و شلوغی است.

    احمد برنامه کاری بسیار فشرده‌ای دارد.
    اوضاع محیط کار در این مدت خیلی شلوغ و پرکار بوده است.
    سفرهای روزانه صبح‌گاهی معمولاً پُرازدحام و شلوغ هستند، مخصوصاً وقتی برف جاده‌ها را پوشانده باشد.
    امروز روز بسیار پرکاری خواهد بود. ما باید کارهای زیادی را در زمان کمی انجام دهیم.
    این روزها زندگی الکس بسیار پرمشغله است.
    روز پُرشدوآمدی بود.
    زندگی در شهر گاهی می‌تواند بسیار پرهیاهو و شلوغ احساس شود.

     
    توجه: این صفت برای توصیف مستقیم افراد استفاده نمی‌شود. مثلاً نمی‌گوییم:
    He’s so hectic,
    Or
    She’s a hectic person
    او خیلی هولناک است،
    یا
    او یک فرد هولناک است.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Heir به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Heir به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Heir به فارسی با مثالهای کاربردی

    وارث به کسی گفته می‌شود که پس از مرگ یک شخص، یا وقتی کسی قدرت یا مقام خود را رها می‌کند، دارایی، ثروت، قدرت یا موقعیت او را به دست می‌آورد.

    شاهزاده ویلیام وارث ملکه الیزابت است. پس از فوت او، به احتمال زیاد ویلیام پادشاه انگلستان خواهد شد.
    وقتی صاحب قبلی شرکت فوت کرد، یکی از وارثان او مدیریت شرکت را بر عهده گرفت.
    تونی با این فکر که روزی به عنوان وارث یک ثروت بزرگ، پول زیادی به ارث خواهد برد، دانشگاه را رها کرد و به کالیفرنیا رفت تا موج‌سواری کند.
    در آن زمان، وارث مشخصی برای تاج و تخت وجود نداشت و این مسئله باعث بروز اختلافات شدید در میان اعضای خانواده شد.
    وارث زن یک کارخانه‌دار ثروتمند اروپایی وارد یک مغازه جواهرفروشی شد و اجناسی به ارزش صدها هزار دلار خرید. (وقتی وارث یک زن باشد، از کلمه heiress استفاده می‌شود، اما کلمه heir هم برای مرد و هم برای زن به کار می‌رود.)

    توجه: تلفظ کلمه “heir” دقیقاً مانند “air” است. حرف “h” در ابتدای آن خوانده نمی‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Help به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Help به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Help به فارسی با مثالهای کاربردی

    کمک کردن به دیگران این معنی را می‌دهد:

    کارلوس مادرش را یاری می‌کند. (زمان حال)
    آناستازیا در حال کمک کردن به همسایه‌هایش است. (زمان حال استمراری)
    معلم به دانش‌آموزان کمک کرد تا درس را متوجه شوند. (زمان گذشته)
    او به دخترش کمک می‌کند تا دوچرخه‌سواری یاد بگیرد.

     
    اما این کلمه چند معنی دیگر و کمتر رایج هم دارد.
    وقتی “help” همراه با “can not” به کار می‌رود، معمولاً نشان می‌دهد فرد نمی‌تواند خودش را کنترل کند:

    او به یک سیگار نیاز دارد. او نمی تواند به خودش کمک کند. (او نمی تواند سیگار را ترک کند.)
    وقتی نوبت به غذا می رسد نمی تواند به خودش کمک کند. (او بیش از حد غذا می خورد و نمی تواند متوقف شود.)
    متاسفم، نمی توانم کمکی کنم. (من نمی توانم از انجام برخی فعالیت ها دست بکشم: آروغ زدن، خندیدن، لبخند زدن، عرق کردن و غیره)

     
    همچنین از “help” وقتی استفاده می‌شود که از کسی می‌خواهیم خودش به خودش سرویس دهد یا چیزی بردارد:

    اگر باز هم گرسنه‌ات هست، آزادی هر چقدر می‌خواهی بردار. (برای خودت غذا بگذار.)
    دزدها تمام پولهای داخل صندوق را برای خودشان برداشتند. (آنها پولها را دزدیدند.)
    در اینترنت می‌توانی به حجم بسیار زیادی اطلاعات و آموزش رایگان دسترسی داشته باشی.
    می‌توانی از گوجه‌فرنگیها بردار و بخوری.

     
    وقتی “help” به عنوان اسم به کار می‌رود، معمولاً به افرادی اشاره دارد که برای کمک کردن استخدام می‌شوند.

    آنها برای آشپزخانه به نیروی کمکی بیشتری نیاز دارند.
    این روزها پیدا کردن کارمند خوب و مفید سخت شده است.
    ما باید چند نفر دیگر برای کمک استخدام کنیم.
    برای یادگیری روش درست کردن این، روی گزینه “راهنما” کلیک کن. (وقتی از کامپیوتر استفاده می‌کنی، معمولاً یک دکمه یا لینک با عنوان “Help” وجود دارد. ممکن است با کلیک روی آن با یک شخص واقعی ارتباط بگیری، اما معمولاً فقط یک لیست از پاسخ‌های پرسش‌های متداول را می‌بینی.)

     
    وقتی “help” به صورت صفت استفاده می‌شود، به بخش یا افرادی اشاره دارد که خدمات کمکی ارائه می‌دهند:

    برای دریافت اطلاعات بیشتر باید به میز خدمات مراجعه کنی.
    اگر به کمک نیاز داری، مرکز پشتیبانی باز است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Helpless به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Helpless به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Helpless به فارسی با مثالهای کاربردی

    تبدیل کردن کلمه “help” به یک صفت کار ساده‌ای است. کافی است که پایانۀ “less” را به آن اضافه کنید. وقتی کسی نتواند بر شرایط مسلط شود، احساس “helpless” یا درماندگی می‌کند.

    او بدون تلفن همراهش خود را درمانده احساس می‌کند.
    علی در غیاب همسرش در خانه، حس ناتوانی داشت.
    کسانی که دانش زیادی از زبان انگلیسی ندارند، گاهی در کشورهای انگلیسی‌زبان خود را ناتوان می‌بینند.
    مردی که ضعیف و درمانده کنار جاده دراز کشیده بود، نیاز فوری به کمک پزشکی داشت.

    همچنین می‌توان با اضافه کردن پایانۀ “ness” به این کلمه، آن را به اسم تبدیل کرد و “helplessness” را ساخت.

    الیور پس از مرگ پدرش در سانحۀ رانندگی، کاملاً در احساس درماندگی غرق شد.
    بعضی افراد معتقدند که سیستم رفاهی در آمریکا باعث ایجاد نوعی “درماندگی آموخته‌شده” در بین دریافت‌کنندگان کمک‌های اجتماعی می‌شود.

    توجه کنید: متضاد مستقیم “helpless” کلمۀ “helpful” نیست. یک صفت مناسب‌تر برای مقابل آن می‌تواند “powerful” یا “strong” باشد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Here به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Here به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Here به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “اینجا” به مکانی اشاره می‌کند که هم‌اکنون در آن قرار دارید یا جایی که بسیار نزدیک به شماست.

    من در ایالت مینه‌سوتا زندگی می‌کنم. از سال ۱۹۹۱ تا به حال در اینجا ساکن هستم.
    وقتی به خانه رسیدم، پرسیدم که آیا کسی اینجا هست؟
    آیا کسی اینجاست؟
    لطفاً به اینجا بیا. (به محل حضور من بیا.)
    دوست داری تو به اینجا بیایی یا من به آن طرف بروم؟
    اگر بخواهیم تا ساعت ۱۰:۳۰ به فرودگاه برسیم، باید حتماً تا ۱۰ صبح از اینجا حرکت کنیم.
    آیا پمپ بنزین در این حوالی وجود دارد؟ (یعنی نزدیک همین محل)
    جاهای دیدنی و جالب زیادی در اطراف این منطقه وجود دارد.
    او اهل این اطراف نیست، درست است؟
    آیا شما ساکن این منطقه هستید؟ (یعنی آیا اینجا زندگی می‌کنید یا با محل آشنا هستید؟)
    جارِد این آخر هفته به شیکاگو سفر می‌کند. فاصله از اینجا تا آنجا حدود ۴۰۰ مایل است.
    از اینجا تا آنجا چقدر راه است؟

     

    علاوه بر این، روش‌های غیررسمی و اصطلاحی دیگری هم برای استفاده از کلمه “here” وجود دارد.

    بفرمایید. (وقتی چیزی را به کسی می‌دهید.)
    این را بگیر. (هنگام دادن چیزی به طرف مقابل.)
    دیگه راه افتادیم. (وقتی مکانی را ترک می‌کنیم یا کار جدیدی را شروع می‌کنیم.)
    رسیدیم. (وقتی به مقصد مورد نظر می‌رسیم.)
    ما در زمان حال زندگی می‌کنیم. (یعنی در همین زمان حاضر، نه گذشته یا آینده.)
    جو گاهی و به صورت پراکنده کار اضافه انجام می‌دهد. (یعنی نه به طور منظم و ثابت.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به‌همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Hesitate به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hesitate به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Hesitate به فارسی با مثالهای کاربردی

    کسی که در تصمیم‌گیری یا انجام یک کار تردید می‌کند، معمولاً زمان بیشتری برای فکر کردن صرف می‌نماید.

    هارپیت هیچ‌وقت وقتی به او شکلات تعارف می‌شود، درنگ نمی‌کند.
    اسکار قبل از وارد شدن به اتاق، مکث کرد چون فکر می‌کرد احتمالاً اتاق اشتباهی است.
    امی وقتی چراغ راهنما سبز شد، یک لحظه تامل کرد و همین تامل باعث شد از یک تصادف جلوگیری کند.
    به نظرم تو در حال تردید هستی.
    چرا دچار تردید شده‌ای؟
    اگر واقعاً به یک پیشنهاد شغلی علاقه داری، نباید در پذیرش آن تعلل کنی.
    اگر قصد داری آن کامپیوتر جدید را در فروش ویژه بخری، معطل نکن. این فروش مدت زیادی ادامه ندارد.

     
    کلمات **hesitation** و **hesitancy** به صورت اسم به کار می‌روند:

    تام در قبول کردن پیشنهاد کار، هیچ تردیدی به خود راه نداد.
    من یک‌کمی دودلی حس می‌کنم. مطمئنی که می‌خواهی این کار را انجام دهی؟
    در صدای آن مرد جوان، وقتی گفت می‌خواهد با دوست‌دخترش ازدواج کند، اثری از تردید شنیده می‌شد.
    پس از تأیید شهرداری، ساخت ساختمان بدون معطلی آغاز شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Hey به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hey به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Hey به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “Hey” معمولاً به جای “سلام” استفاده می‌شود یا وقتی کسی متعجب می‌شود یا چیزی ناگهانی را متوجه می‌شود. “Hey” در دسته کلمات رابط و نشانه‌دار قرار می‌گیرد.

    مثلاً:
    هی، چطوری؟
    هی باب، امروز حالت چطوره؟
    هی، همه چطورین امروز؟

    همچنین از “hey” برای نشان دادن تعجب هم استفاده می‌شود:

    هی، اون چیه؟
    هی، یه نگاه به این بنداز!
    هی، هی، ما بازی رو بردیم!
    هی چی؟ (مثل اینه که بگیم “چه خبره؟”)

    گاهی هم از “hey” برای جلب توجه دیگران استفاده می‌کنیم:

    هی، می‌شه یک کمکی اینجا بکنی؟
    هی، لطفاً همه توجه کنید!
    هی! دیگه این کارو نکن!

    نکته: کلمه “hey” نمونه‌ای از حروف ندا یا نشانه است که یکی از بخش‌های هشت‌گانه دستور زبان به شمار می‌رود. مثال‌های دیگر این نوع کلمات شامل yeah، oh، ow، uhm، duh، oops و whoa می‌شوند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Hide به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hide به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Hide به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی نمی‌خواهید کسی چیزی را ببیند یا پیدایش کند، آن را مخفی می‌کنید.
    می‌توانید پولتان، هدیه‌ها، خوراکی‌ها، شکلات‌ها، چیزهای خطرناک، چیزهای خصوصی، یا حتی چیزهایی که از دیدنشان خجالت می‌کشید را پنهان کنید. حتی می‌توانید خودتان را هم جایی قایم کنید.
    فعل hide به معنای “پنهان کردن” از جمله افعال بی‌قاعده است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    hide

    پنهان کردن

    hid

    پنهان کرد

    hidden

    پنهان شده است

    روی پولش را در خانه قایم می‌کند چون می‌ترسد کسی آن را بدزدد.
    تریسی چیزی را از ما مخفی می‌کند. آن چیز چیست؟
    بچه‌ها از پدر و مادرشان قایم شده‌اند. کجا پنهان شده‌اند؟
    دنیز چیزی را از همسرش پنهان می‌کند. چه رازی را می‌خواهد مخفی نگه دارد؟
    روبرتو یک اسلحه زیر تشک تختش قایم کرده است.
    اولیویا کمی آبنبات در آشپزخانه پنهان کرده بود، اما بچه‌هایش آن را پیدا کردند.
    دولت آمریکا اطلاعات زیادی را از مردم عادی مخفی نگه داشته است.
    شما چه چیزی را می‌خواهید پنهان کنید؟

    مثال‌های بالا نشان می‌دهند چطور از کلمه “hide” به عنوان یک فعل استفاده می‌شود، اما روش‌های دیگری هم برای به کار بردن آن وجود دارد:

    اینجا جای قایم شدن خوبی است. (کلمه “hiding” در اینجا نقش صفت دارد.)
    بچه‌ها بازی قایم‌باشک می‌کنند. (این یک بازی محبوب بین کودکان است. یک بچه تا بیست می‌شمارد، در حالی که بقیه بچه‌ها پنهان می‌شوند. وقتی که شمارش تمام شد، او به دنبال بقیه که خود را پنهان کرده‌اند، می‌گردد. کودکان در همه جای دنیا این بازی را انجام می‌دهند.)
    در زیر سطح آب، خطرات پنهان زیادی وجود دارد. (کلمه “hidden” یک صفت است و چیزی را توصیف می‌کند که دیده نمی‌شود.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه High به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه High به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه High به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “high” به معنی “بالا” است و برای توصیف چیزهایی به کار می‌رود که از سطح زمین فاصله زیادی دارند.

    هواپیماها در آسمان و در ارتفاع زیاد پرواز می‌کنند.
    خورشید در میانه‌ی روز در بالاترین نقطه آسمان قرار دارد.
    یک ساختمان می‌تواند ۵۶ طبقه ارتفاع داشته باشد.
    به چنین ساختمان‌هایی بلندمرتبه می‌گویند.
    شما چقدر می‌توانید از روی زمین بالا بپرید؟
    قیمت بنزین در شهر شما چقدر است؟ (یعنی چقدر افزایش یافته است)
    اگر وسیله‌ای در جای خیلی بلندی باشد، برای برداشتن آن احتمالاً به نردبان نیاز خواهید داشت.
    بعضی از خانم‌ها کفش پاشنه‌بلند می‌پوشند چون با این کار احساس می‌کنند قدبلندتر به نظر می‌رسند.
    آتنا امروز کفش پاشنه‌بلند به پا کرده است.

    صفت صفت مقایسه ای صفت عالی
    high

    بالا

    higher

    بالاتر

    highest

    بالاترین

    خورشید در هنگام ظهر، نسبت به ساعات اولیه صبح یا غروب، در موقعیت بلندتری در آسمان قرار دارد.

    یک کوه از یک تپه مرتفع‌تر است.

    معمولاً مدیرعامل یک شرکت، بیشترین دستمزد را در بین کارکنان دریافت می‌کند.

    از دانش‌آموزانی که بالاترین نمرات را در مدرسه کسب کرده‌اند، در مراسم اهدای جوایز تقدیر خواهد شد.

    ما از کلمه “بالا” برای نشان دادن مقدار یا غلظت زیاد یک چیز نیز استفاده می‌کنیم.

    غلات صبحانه‌ای که فیبر بالایی دارد، برای دستگاه گوارش شما مفید است.

    اگر فشار خونتان خیلی بالا باشد، ممکن است دچار حمله قلبی شوید.

    تخم‌مرغ پروتئین زیادی دارد، اما در عین حال کلسترول آن نیز بالا است.

    افرادی که در حوزه فناوری پیشرفته کار می‌کنند، به مهارت‌ها و تجربیات ویژه‌ای نیاز دارند.

    این فروشگاه در فروش جواهرات لوکس و درجه یک تخصص دارد.

    کلمه “به‌شدت” یک قید است و در اینجا کاربردش شبیه به کلماتی مانند “واقعاً” یا “خیلی” است.

    همه معلمان درباره ترزا نظر بسیار خوبی دارند چون او باهوش و دانش‌آموز خوبی است.

    آلونزو برای این موقعیت شغلی، توصیه‌نامه‌های بسیار قوی داشت.

    ما به فردی بسیار ماهر و باتجربه برای تدریس در مدرسه‌مان نیاز داریم.

    امروز به‌شدت احتمال بارندگی وجود دارد.

    بعضی از کودکان حساسیت شدیدی به بادام‌زمینی دارند.

    عبارات و اصطلاحات عامیانه‌ای نیز وجود دارند که از کلمه “بالا” استفاده می‌کنند.

    از وقتی رادنی در لاتاری برنده شد، زندگی لوکس و پرخرجی را در پیش گرفته است.

    پلیس آن مرد را متوقف کرد چون فکر می‌کرد تحت تأثیر مواد مخدر یا الکل است.

    این وسیله واقعاً پیشرفته و مدرن است.

    بزن قدش! (برای شادی و تبریک گفته می‌شود)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.