بلاگ

  • معنی کلمه Grit به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Grit به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Grit به فارسی با مثالهای کاربردی

    دو کاربرد اصلی برای کلمه “grit” وجود دارد. در کاربرد اول، این کلمه به معنای پشتکار و استقامت است. کسی که “grit” دارد، بسیار سختکوش است و حتی در شرایط دشوار نیز دست از تلاش برنمی‌دارد.

    دنیز با پشتیبانی خانواده و پشتکار فراوان توانست از دانشکده پزشکی فارغ‌التحصیل شود و به یک پزشک تبدیل گردد.
    توانایی دن در بردن مسابقه تنیس، پشتکار واقعی او را نشان داد.
    مهاجرانی که به ایالات متحده می‌روند، اغلب با باور به ارزش‌های آمریکایی و پشتکار محض به موفقیت می‌رسند.
    برای موفق شدن، به پشتکار نیاز است.
    شما می‌توانید با ترکیبی از پشتکار و کمی شانس به اهدافتان دست پیدا کنید.

     
    کاربرد دوم کلمه “grit” برای ذرات ریز شن و خاک است که ممکن است روی سطوح یا کاغذ سنباده وجود داشته باشد:

    من از کاغذ سنباده درجه ۲۰۰ برای صاف کردن میزی که رنگ زده بودم استفاده کردم.
    برای سطوح ناهموار، بهتر است از کاغذ سنباده با درجه زبری بین ۴۰ تا ۸۰ استفاده کنید.
    قبل از رنگ‌کاری یک سطح، باید از کاغذ سنباده بسیار نرم برای صاف کردن آن استفاده کنید.
    در طی یک توفان خاک، ذرات ریز خاک و شن در هوا پخش می‌شوند.
    یک توفان، انواع ذرات ریز را به هوا و به صورت مردم پرتاب کرد.
    می‌توانستید ذرات ریز شن را بین دندان‌های خود حس کنید.
    ماهی که دیشب خوردیم، کمی مزه خاک‌دادگی داشت. (کلمه “gritty” یک صفت است.)
    سوپ صدف ممکن است کمی دارای ذرات ریز شن باشد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Groan به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Groan به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Groan به فارسی با مثالهای کاربردی

    ناله کردن به معنی درآوردن صدا در زمان درد یا ناراحتی است. همچنین وقتی فردی از چیزی شکایت دارد، ممکن است ناله سر دهد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    ناله کردن ناله کرد ناله کرده

    شیلا از این که مجبور است این آخر هفته کار کند، شکایت می‌کند.
    کارگران وقتی زمان استراحتشان تمام شد، ناله کردند.
    مردی از شدت درد ناله می‌کرد، در حالی که روی زمین دراز کشیده بود و منتظر آمبولانس بود.
    وقتی از کنار یکی از اتاق‌های بیمارستان رد می‌شدیم، صدای ناله یک زن را می‌شنیدیم.
    همه حاضرین در بار، وقتی تیم محبوب فوتبالشان گل نزد، ناله سر دادند.
    از مردی که در مطب دندانپزشکی نشسته بود و منتوار کشیدن دندانش بود، ناله‌ای آرام شنیده شد. (کلمه “ناله” در این جمله یک اسم است.)
    داری برای چی ناله می‌کنی؟
    ناله کردن درباره چیزی که کنترلی روی آن نداری، هیچ فایده‌ای ندارد.
    لطفاً دست از غرولند و ناله کردن بردار. (کلمه “ناله کردن” در این جمله مصدر است.)
    او همیشه درباره مشکلاتش ناله و شکایت می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Grope به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Grope به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Grope به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی فردی، فرد دیگری را به شکل ناخواسته و آزاردهنده لمس می‌کند، این عمل می‌تواند ناراحت‌کننده و در بسیاری از موارد، غیرقانونی باشد.

    در هفته‌های اخیر، چندین سیاستمدار و چهره مشهور در آمریکا به چنین اقدامی متهم شده‌اند.
    برای مثال، مت لاور، مجری برنامه «امروز» در شبکه ان‌بی‌سی، متهم شده است که همکاران زن خود را به شکل نامناسبی لمس کرده است.
    همچنین گفته می‌شود یک سناتور آمریکایی، قبل و بعد از اینکه به مقام سناتوری رسیده، چندین زن را مورد آزار فیزیکی قرار داده است. (سناتور عضو مجلس سنا در آمریکاست. این مجلس ۱۰۰ عضو دارد.)

    این نوع لمس کردن، یکی از شکل‌های آزار و اذیت است.
    به کسی که مرتکب این عمل شود، متجاوز یا آزارگر می‌گویند.
    اغلب، زنان و دختران در مکان‌های شلوغ مانند قطار، آسانسور یا گردهمایی‌های بزرگ، قربانی این رفتار می‌شوند.
    اگر کسی مورد چنین رفتاری قرار گرفت، بسیار مهم است که بتواند فرد متجاوز را شناسایی کرده و موضوع را فریاد بزند.
    لمس کردن دیگران به این شکل، کاری بسیار ناپسند و شرم‌آور است.
    هر کس که مرتکب آن شود، باید واقعاً از عمل خود شرمنده باشد.

     
    البته، همین واژه («grope») در موقعیت‌های دیگری هم به کار می‌رود؛ مثلاً وقتی کسی در حال جست‌وجو برای یافتن چیزی است یا راهش را در تاریکی پیدا می‌کند:

    مرگ ناگهانی شوهرش، رزا را در جست‌وجو برای یافتن مسیر تازه‌ای در زندگی تنها گذاشت.
    وقتی برق قطع شد، هارولد مجبور شد در تاریکی دست‌وپا بزند تا چراغ قوه‌ای پیدا کند.
    تام، وقتی از خواب بیدار شد، روی میز کنار تختش را به دنبال عینکش گشت.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Gross به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Gross به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Gross به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی حال‌تان را به هم می‌زند یا باعث می‌شود احساس ناخوشی کنید، چون همزمان هم عجیب است و هم ناخوشایند، می‌توانید از کلمه gross استفاده کنید.

    اد به همه چیزهایی که می‌خورد سس کچاپ می‌زند. به نظر من این کار چندش‌آور است.
    عکسی هست از یک زن که یک میمون را می‌بوسد. این واقعاً حال‌به‌هم‌زن است.
    چرا او باید اینقدر بی‌ملاحظه باشد؟
    دیشب یک فیلم واقعاً مشمئزکننده دیدیم. آنقدر بد بود که در نیمه‌های نمایش، سالن سینما را ترک کردیم.
    او همه جا در حال سرفه و عطسه کردن است. این واقعاً ناخوشایند است.

     
    در فصل مالیات در آمریکا، معمولاً وقتی درباره درآمد و سود صحبت می‌کنیم، از کلمه gross به معنای «ناخالص» استفاده می‌شود. مبلغ ناخالص، درآمدی است که قبل از کسر مالیات و سایر هزینه‌ها به دست می‌آورید:

    حقوق ناخالص شما سال گذشته چقدر بود؟ (در این جمله gross به صورت صفت به کار رفته است.)
    سال گذشته چقدر درآمد ناخالص داشتید؟ (در این سوال gross به عنوان فعل استفاده شده.)
    شرکت آن‌ها در یک ماه بیش از یک میلیون دلار درآمد ناخالص داشت.
    آیا تفاوت بین gross و net را می‌دانید؟ *

     
    شما همچنین می‌توانید از gross به عنوان صفت برای توصیف یک وضعیت نادرست یا شدیداً ناخوشایند استفاده کنید:

    این یک بی‌عدالتی آشکار است.
    آنها در تخمین تعداد افرادی که در رویداد حاضر می‌شوند، اشتباه بزرگی مرتکب شدند.
    این کاملاً اشتباه است. (با اضافه کردن ly به gross، قید ساخته می‌شود.)
    او به شکل قابل‌توجهی اضافه‌وزن دارد.

    *توجه: درک تفاوت بین gross و net بسیار مهم است. مثلاً وقتی درباره حقوق صحبت می‌کنید، مبلغ ناخالص رقم بزرگتری است که روی فیش حقوقی می‌بینید. اما این پولی نیست که در نهایت دریافت می‌کنید. مبلغ خالص، درآمدی است که پس از کسر مالیات و سایر هزینه‌ها برای شما باقی می‌ماند. بعضی‌ها به آن «حقوق خالص» یا «درآمد قابل‌تصرف» می‌گویند. این همان پولی است که در پایان به جیب می‌زنید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Ground به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Ground به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Ground به فارسی با مثالهای کاربردی

    زمین سطحی است که ما روی آن راه می‌رویم یا چیزهایی می‌سازیم.

    پاهای شما روی زمین قرار دارد.
    بچه‌ها در زمین بازی، بازی می‌کنند.
    چادربازان در یک محل مخصوص چادر می‌زنند.
    یک هواپیما از آسمان افتاد و روی زمین سقوط کرد.
    ما در فصل بهار دانه‌ها را در خاک زمین می‌کاریم تا سبزیجات رشد کنند.
    یک پسر کوچک بستنی‌اش را روی زمین ریخت.
    کارگران ساختمانی وقتی روی یک پروژه کار می‌کنند، زمین را می‌کنند.
    همین حالا زمین هنوز یخ‌زده است. این یخ‌بندان در اواخر اسفند یا اوایل فروردین آب می‌شود.

     
    واژه «ground» همچنین به زمین اطراف یک ساختمان اشاره دارد.

    یک نگهبان از محوطه بیرونی یک کارخانه تولیدی محافظت می‌کند.
    محوطه یک عمارت بزرگ به احتمال زیاد با درختان و گیاهان زیبا، آراسته شده است.

     
    در مسائل قانونی یا برای بیان دلیل یک وضعیت، از واژه «ground» به معنای «دلیل» یا «اساس» استفاده می‌شود.

    شاکی بر چه اساسی از متهم شکایت کرده است؟
    پرونده حقوقی به این دلیل که مدرک کافی وجود نداشت، بسته شد.
    رفتار بد رالف که به دلیل مصرف زیاد الکل بود، باعث شد همسرش درخواست طلاق دهد.

     
    کلمه «ground» می‌تواند به عنوان یک فعل نیز به کار رود.

    سیم‌های برق برای جلوگیری از برق‌گرفتگی به زمین متصل می‌شوند. در این حالت سیم‌ها «زمین» شده‌اند.
    وقتی یک کودک رفتار بدی می‌کند، والدین ممکن است او را در خانه محبوس کنند تا تنبیه شود.
    اگر یک هواپیما به دلایل مربوط به ایمنی از پرواز منع شود، به آن گفته می‌شود هواپیما «زمین‌گیر» شده است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به‌همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Group به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Group به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Group به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی کلمه “گروه” به عنوان اسم به کار می‌رود، به مجموعه‌ای از چیزها یا افراد اشاره می‌کند که در یک ویژگی با هم مشترک هستند:

    *A group is meeting in the conference room.*
    گروهی در اتاق جلسه گرد هم آمده‌اند.

    وجه مشترک آن‌ها چیست؟ همه آن‌ها در یک مکان مشخص جمع شده‌اند و همین مسئله آن‌ها را به یک گروه تبدیل می‌کند.
    توجه کنید که در جمله بالا، حتی اگر گروه شامل چندین نفر باشد، فعل به صورت مفرد آمده است. اما در انگلیسی بریتانیایی معمولاً از فعل جمع استفاده می‌شود: *”The group are meeting…”* (گروه در حال ملاقات هستند…).

    حال به این مثال توجه کنید:

    *A group of people are waiting to get into the store.*
    گروهی از افراد منتظرند تا وارد فروشگاه شوند.

    اگر بعد از کلمه “group” عبارتی بیاید که بر جمعی بودن آن تأکید کند (مثل “group of people”)، معمولاً از فعل جمع استفاده می‌شود. گفتن “A group of people is waiting” کمی غیرطبیعی به نظر می‌رسد.

    در ادامه، چند نمونه دیگر از کاربرد کلمه “group” را می‌بینید:

    * جیم و دوستانش دارند یک گروه موسیقی راک تشکیل می‌دهند.
    * گروهی از معترضان در بیرون آن شرکت دست به تظاهرات زده‌اند.
    * معلم دانش‌آموزان را گروه‌بندی کرد تا بتوانند مهارت گفتگو را تمرین کنند.
    * ناسین عضو گروهی از افراد است که می‌خواهند شرایط جامعه خود را بهتر کنند.
    * دسته بزرگی از درختان در اثر توفان بر زمین افتادند.
    * من مجموعه‌ای از درس‌ها را برای زبان‌آموزان سطح مبتدی طراحی کردم.
    * من عده‌ای از دانش‌آموزانم را به کتابخانه بردم.

    علاوه بر این، کلمه “group” به عنوان فعل نیز به کار می‌رود:

    * دولت افراد را بر پایه درآمدشان دسته‌بندی می‌کند.
    * کودکان در مدرسه معمولاً بر اساس سن در پایه‌های مختلف قرار می‌گیرند.
    * کرکس‌ها دور لاشه یک حیوان جمع شده‌اند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Grow به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Grow به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Grow به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی «رشد می‌کند»، یعنی اندازه‌اش بیشتر می‌شود. کم‌کم بزرگ می‌شود و پیشرفت می‌کند.

    ساده گذشته فعل ماضی
    grow

    رشد کردن

    grew

    رشد کرد

    grown

    رشد کرده است

    گیاهان از بذر به وجود می‌آیند.
    کودکان بزرگ می‌شوند و به بزرگسال تبدیل می‌گردند.
    نوجوانان با سرعت زیادی رشد می‌کنند.
    فرزندان من خیلی زود بزرگ شدند.
    تعداد جمعیت ایالات متحده روزبه‌روز بیشتر می‌شود.
    جمعیت این کشور از ۳۱۵ میلیون نفر گذشته است.
    سایتی که اکنون در آن هستید، به بیش از ۳۰۰۰ صفحه گسترش یافته است.
    ند در شرکتی مشغول به کار شده که به سرعت در حال پیشرفت است. این یک شرکت رو به رشد است.
    آیا تابستان گذشته در باغچه‌ات چیزی کاشتی؟
    ما تابستان قبل گوجه‌فرنگی کاشتیم، اما سنجاب‌ها زودتر از ما به آن‌ها دسترسی پیدا کردند.
    همسایه‌ام سیب‌زمینی پرورش می‌دهد. او سال‌هاست که این کار را انجام می‌دهد.

    کلمه‌ی “رشد” یک اسم است:
    پیشرفت یک کشور به مهاجرت وابسته است.
    بلندی قد یک نفر با واحدهای پا و اینچ سنجیده می‌شود. وزن هم نشان‌دهنده‌ی رشد است.
    امسال شرکت ما تمرکز خود را بر گسترش فعالیت‌ها گذاشته، نه فقط سودآوری.
    در پنج سال گذشته، شهرهای دوقلو رشد چشمگیری داشته‌اند.
    روی تنه‌ی این درخت یک برآمدگی غیرعادی دیده می‌شود. (گاهی این نوع رویش‌ها ناخواسته هستند.)

    کلمه‌ی “grown” به صورت صفت نیز به کار می‌رود:
    سام اکنون یک مرد بالغ است. او زود بزرگ شد.
    سارا یک زن بزرگ‌سال است و می‌تواند خودش تصمیم بگیرد با چه کسی ازدواج کند.

    “بزرگ‌سال” به فردی گفته می‌شود که به سن بزرگسالی رسیده است.
    پس از صرف شام، بزرگ‌ترها دور هم نشستند و قهوه نوشیدند، در حالی که بچه‌ها مشغول بازی بودند.
    چند بزرگ‌سال در پارک حاضر بودند تا از بچه‌ها مراقبت کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Growl به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Growl به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Growl به فارسی با مثالهای کاربردی

    صدایی که یک حیوان در حالت خشم یا وقتی می‌خواهد از خودش دفاع کند از خودش درمی‌آورد، “غَرش” یا “غُرغُر” نام دارد. جانوران زیادی هستند که غرش می‌کنند.

    سگ‌ها وقتی یک فرد ناشناس را می‌بینند غرغر می‌کنند.
    سگ من امروز صبح به پستچی غرش کرد.
    خرس‌ها برای محافظت از بچه‌هایشان غرغر می‌کنند.
    شیرها وقتی با هم ارتباط برقرار می‌کنند غرش بلندی سر می‌دهند، اما علاوه بر آن، گاهی برای دلایل مختلف صدای غرغرِ کوتاه و آرامی هم از خودشان تولید می‌کنند.

     

    علاوه بر این، ما از کلمۀ “غُرغُر” برای توصیف صدایی که از شکم فرد می‌آید نیز استفاده می‌کنیم.

    شکمش از گرسنگی در حال غرغر کردن است.
    همه می‌توانستند صدای غرغر شکم تام را بشنوند. این صدا آنقدر بلند بود که باعث خجالت شد.
    برای اینکه شکمتان غرغر نکند، بهتر است یک صبحانۀ کامل و مقوی بخورید.

     
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Growth به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Growth به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Growth به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی یک کسب‌وکار، یک منطقه یا یک فرد به شکل قابل‌اندازه‌گیری بزرگتر یا پیشرفته‌تر می‌شود، می‌گوییم «رشد» رخ داده است. این کلمه یک اسم است:

    در ده سال اخیر، این منطقه شاهد رشد بیشتری بوده است.
    شبکه حمل‌ونقل شهری دیگر جوابگوی رشد تقاضا برای جابجایی نیست.
    حجم استفاده از اینترنت در این وب‌سایت هرسال دو برابر می‌شود.
    شرکت من تمرکز خود را بر گسترش و رشد گذاشته است.
    پیشرفت اقتصادی به افزایش فرصت‌های شغلی بستگی دارد.
    افزایش فروش در یک سال گذشته بسیار چشمگیر بوده است.

     
    واژه «رشد» معمولاً برای توصیف یک فرد نیز به کار می‌رود:

    در شش ماه گذشته، رشد او کاملاً مشهود بوده است. (قدش بلندتر شده.)
    مریم به عنوان عضوی از آن کلیسا، هیچ رشد شخصی یا معنوی در خود احساس نکرد.
    بالغ شدن کتی پس از به دنیا آمدن پسرش کاملاً مشخص است.
    خوان در دوران دانشجویی‌اش پیشرفت چندانی نداشته است.
    نمرات مدرسه یکی از راه‌های سنجش رشد ذهنی و فکری است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Grueling به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Grueling به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Grueling به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک تجربهٔ طاقتفرسا، به موقعیتی گفته می‌شود که از نظر جسمی یا ذهنی، فرد را به شدت خسته می‌کند. می‌توان گفت کسی که زیاد کار کرده خسته است، اما واژهٔ «طاقت‌فرسا» بهتر می‌تواند میزان فشار و خستگی را نشان دهد. این کلمه معمولاً برای توصیف یک موقعیت یا رویداد به کار می‌رود، نه خود فرد.

    مثلاً:
    – دانش‌آموزان در هفتهٔ پایانی مدرسه، پیش از امتحانات، روزهای بسیار سختی را پشت سر گذاشتند.
    – معلم یک آزمون بسیار دشوار از آنان گرفت.
    – روندا در محل کار، روز پرمشقت و خسته‌کننده‌ای داشت.
    – پیت بعد از یک روز طولانی و سخت در اداره، کاملاً از پا افتاده بود (یعنی خستگی مفرط).
    – کار کردن در یک پیتزافروشی شب‌های جمعه یا شنبه که بسیار شلوغ است، واقعاً طاقت‌فرساست، اما در عوض پرسنل خدمت، انعام خوبی دریافت می‌کنند.
    – پارو زدن قایق از یک سوی دریاچه به سوی دیگر، تجربه‌ای بسیار خسته‌کننده و دشوار بود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.